چون شاخ گلی که خم شود پیش نسیم *** از دوست سلامی و ز ما تسلیمی اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و اجعلنی من اعوانه و انصاره سلام كاربر گرامي ** قدمتان گلباران **وخوش اومديدقابل ياداوريست وبلاگي كه در حال مشاهده ومطالعه ان هستيد مفتخر به كسب 5باررتبه برتر وبرگزيده در پنج مسابقه وجشنواره هاي مختلف وبلاگ نويسي شده است لازم بذكر است اين وبلاگ در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريدبه اميد ظهور آقا امام زمان***اللهم عجل لوليك الفرج***** ازوقتتان نهايت استفاده را ببريد صفحه نخست آرشیو تماس با من
از درخشنده ترين عللي که امام حسين عليه
السلام به خاطر آنها قيام کرد،
پاکسازي خلافت اسلامي از پليديهاي امويان بود که به ناحق بر آن جسته بودند...؛
زيرا خلافت در روزگار آنان، آن گونه که اسلام مي خواست، وسيله اي براي تحقق عدالت
اجتماعي ميان مردم و از بين بردن همه عوامل عقب ماندگي و فساد در زمين، نبوده است.
اسلام، مسأله خلافت را به اعتبار اينکه پايه
محکمي براي گسترش حق و عدالت ميان مردم است، بسيار مهم دانسته است، زيرا اگر خلافت
صالح باشد، همه امّت به صلاح خواهند بود و اگر از و ظايف آن منحرف شود، امّت، دچار
نابساماني شديدي در همه امور فکري و اجتماعيش مي گردند... لذا اسلام به صورتي مؤکد
به مسأله خلافت اهتمام ورزيده، متصدي آن را ملزم ساخته است که سرشتهاي نيک وصفات
والاي عدالت و امانت و آگاهي از نيازهاي امّت در زمينه هاي اقتصادي، اداري و سياسي
داشته باشد و برکسي که فاقد اين صفات باشد، حرام گردانيده است که خود را نامزد
خلافت سازد... امام عليه السلام در نخستين نامه هايش به اهل کوفه، از اين صفات سخن
گفته است که بايد در وجود کسي که خود را نامزد امامت مسلمين و اداره امور آنان مي
نمايد، به و فور موجود باشد. آن حضرت عليه السلام فرمود: «سوگند به دينم که امام
نيست جز آنکه به کتاب خدا عمل کند و به قسط رفتار نمايد و به حق معتقد باشد و نفس
خود را براي خدا نگهدارد.
پس هرکس به اين صفات، آراسته باشد، حق دارد که خودرا براي امامت مسلمين و خلافت
آنان، عرضه بدارد و هرکس به آنها متصف نباشد، حقي براي تصدي اين منصب مهم که
پيامبر صلي الله عليه و آله در آن قرار داشت، ندارد... خلافت اسلامي تنها تسلطي
زماني بر امّت نيست، بلکه نيابتي از پيامبر صلي الله عليه و آله و ادامه ذاتي
حکومت درخشان آن حضرت است. امام حسين عليه السلام ديد که منصب جدش به دست
شرابخواري افتاده است که جز شهوات و خواسته هايش چيزي را نمي شناسد، بنابراين، آن
حضرت عليه السلام به پا خاست تا وجود تابان و گذشته درخشان را به خلافت اسلامي
بازگرداند.
آزاد سازي اراده امت
در روزگار معاويه و يزيد، امّت، اراده و
اختياري از خود نداشت و کالبدي بي جان بود که نه احساسي داشت و نه اختياري؛ زيرا
قيد و بندهاي گراني بر آن بسته بودند و روزنه هاي نور و بينش را به رويش مسدود
کرده و ميان آن و ميان اراده اش حايل ساخته بودند.
حکومت اموي، به تخدير مسلمين و فلج ساختن
انديشه آنان همّت گماشت، مسلمين، دلهايشان همراه امام حسين عليه السلام بود، اما
آنان نمي توانستند از قلبها و ضميرهايشان پيروي کنند، از آن جهت که حکومت امويان،
به زور بر آنها تسلط يافته بودند و چيزي از کارهاي خود را مالک نبودند؛ نه اراده
اي بر ايشان بود و نه اختياري، نه عزمي و نه تصميمي، همچون مجسمه هايي شده بودند
که در آنها نه احساسي بود و نه حرکتي، جامه خواري برآنها پوشانيده شده و در زير
تازيانه هاي امويان و تجاوز آنان، فرومايه و بي مقدار گشته بودند. امام، به سوي
صحنه هاي جهاد و فداکاري رهسپار گشت تا در مسلمانان، روح عزّت و کرامت بدمد، شهادت
آن حضرت، نقطه تحولي در تاريخ مسلمين و حيات آنان بود، آنگاه آنان به يکباره
دگرگون گشتند و به سلاح نيروي عزم وتصميم، مسلح شدند و از همه منفي بافيهايي که بر
آنها دست يافته بود، رها گشتند و مفاهيم ترس و تسليم که بر آنان پنجه زده بود، به
اصول انقلاب و مبارزه مبدّل شدند، آنان دست دردست، انقلابهاي فراواني را به پا
کردند که شعارشان اين بود: «يالثارات الحسين؛ انتقام حسين را بگيريم» و اين شعار،
همان فرياد رعد آسايي بود که تختهاي سلطنت امويان را درهم کوبيد و قدرتشان را به
نابودي کشيد.
آزاد سازي اقتصاد امت
اقتصاد امّت که شريان زندگي اجتماعي و فردي
آن بود، دچار فروپاشيدگي شده بود؛ زيرا امويان به صورتي آشکار، به غارت خزانه
مرکزي و اختصاص غنايم و ديگر نتايج جنگها و غنيمتها به خويشتن پرداختند و به ثروتي
عظيم دست يافتند و اموال فراواني در خانه هايشان انباشته گرديد که در مصرف آنها
سرگردان شدند، معاويه در برابر مسلمين اعلام نمود که مال، مال خداست و مال مسلمين
نيست و او به آن شايسته تراست. «سعيد بن عاص» مي گويد: «شهرها و آباديها، باغ قريش
است!».
امويان به صرف اموال در راه مقاصد سياسي شان
پرداختند که هيچ ارتباطي به منافع امّت نداشت. موارد برجسته صرف آن اموال، عبارت
بودند از:
الف - خريد وجدانها و دينها .
ب - صرف اموال براي کميته هاي جعل براي جعل
اخباري که وجود امويان را پشتيباني مي کرد و از ارزش اهل بيت مي کاست .
ج - بخششهاي فراوان و عطاياي بسيار به
بزرگان و اشراف براي بستن دهانهاي آنان در برابر ظلمي که حکومت در حق مردم مرتکب
مي شد.
د - صرف اموال در راه لهو و لعب و فحشا؛
زيرا خانه هاي آنان از زنان و مردان آواز خوان و وسايل موسيقي و ديگر منکرات پر
شده بود. اينها برخي از مواردي بود که براي آنها اموال، صرف مي شد در حالي که گرسنگي
تن امّت را در کام خود فرو مي برد و بينوايي گسترش يافته و شبح فقر در همه
سرزمينهاي اسلامي، به چشم مي خورد، به غير از شام که در رفاه به سر مي برد؛ زيرا
قلعه محکمي بود که ستم و ظلم امويان آنها را حمايت مي کرد.
امام حسين عليه السلام به پاخاست تا اقتصاد
امّت را حمايت کند و توازن زندگي معيشتي را به آنان باز گرداند. آن حضرت، اموالي
از خراج را که براي معاويه فرستاده مي شد، مصادره نمود و اموال ديگري را نيز که در
زمان يزيد، از يمن به خزانه دمشق فرستاده مي شد، در اختيار گرفته آنها را ميان
فقرا و نيازمندان تقسيم نمود. آن حضرت عليه السلام بيش از هر چيزي، از اين درد رنج
مي برد که مي ديد، فقر گريبان مردم را گرفته است و چيزي از بيت المال براي سامان
دادن به زندگي آنان مصرف نمي شد.
ستمكاريهاي اجتماعي
ستمکاريهاي اجتماعي در سرتاسر سرزمينهاي
اسلامي گسترش يافته هيچ سرزميني يافت نمي شد مگر اينکه دستخوش ظلم و ستم امويان
شده بود که از نمونه هاي ستم آنان، موارد ذيل است:
الف - فقدان امنيت: «امنيت»، در سرتاسر کشور
از بين رفته ترس و وحشت، بر همه شهروندان دست يافته بود؛ زيرا حکومت اموي در ستم
پيش رفته بي گناه را به جاي گناهکار و روي آورنده را به جرم روي برگرداند، مي گرفت
و از روي گمان و تهمت، کيفر مي داد، بي گناهان را بي حساب به زندانها و گورها
روانه مي ساخت، مردم در روزگار زياد، مي گفتند: «سعد را نجات ده که سعيد هلاک شده
است» هيچ کس يافت نمي شد مگر اينکه بر جان و مال خويش، هراسان بود، بنابراين، امام
حسين عليه السلام قيام کرد تا مردم را از اين ستم هولناک، نجات بخشد.
ب - حقير شمردن امّت: خط سياسي مورد توجه
امويان، اقدام به ذليل ساختن امّت و حقير شمردن آنان بود که از نشانه هاي آن حقير
شمردن، اين بود که آنان گردن مسلمين را مهر مي زدند آن گونه که اسبان را داغ مي
کردند و اين علامتِ به بردگي کشاندن آنان بود. همچنين، آنها برکف دست مسلمين
علامتي را نقش مي زدند تا آنها را برده معرفي کنند همان گونه که با بردگان روم و
حبشه عمل مي کردند امام عليه السلام به
ميدانهاي جهاد شتافت تا درهاي عزّت و کرامت را به روي مسلمين بگشايد و آن کابوس
تاريکي را که زندگيشان را به تاريکي محضي که کورسويي از روشنايي در آن ديده نمي
شد، درهم شکند.
ستمهاي هولناك نسبت به شيعيان
امام، از رنجهايي که شيعيان در زمان معاويه
تحمل کردند و محنتها و بلاهاي فراواني که کشيدند، سخت در رنج بود؛ زيرا معاويه در
ظلم، ستم، و شکنجه و کشتار بي رحمانه آنان تلاشها کرد، تا آنجا که به امام حسين
عليه السلام مي گفت: «اي ابا عبداللَّه! دانستي که ما شيعيان پدرت را کشتيم و آنان
را غسل و کفن داديم و بر آنان نماز گزارديم و به خاکشان سپرديم» معاويه بسيار
کوشيد تا با شيعيان، تصفيه حساب بنمايد که خلاصه آن بدين شرح است:
الف - اعدام بزرگان آنان، همچون «حجر بن
عدي، عمرو بن حمق خزاعي، صيفي بن فسيل» و ديگران.
ب - به دار کشيدن آنان بر روي تنه هاي
درختان خرما.
ج - زنده به گور ساختن آنان.
د - و يران ساختن منازل آنها.
ه - نپذيرفتن شهادت آنان.
و - محروم ساختن آنان از مقرري بيت المال.
ز - ترساندن و به هراس افکندن بانوان آنان.
ح - گسترش جوّ ترور و وحشت در ميان همه
طبقاتشان.
و ديگر انواع ستمکاري که شيعيان با آن دست
به گريبان بودند، امام حسين عليه السلام از آنچه بر سر آنها آمده بود، به شدت
نگران گرديد و يادداشت مهم خود را براي معاويه فرستاد و در آن جرايمي را که معاويه
در حق شيعيان مرتکب شده بود، بر شمرد .
اقدامات بي رحمانه اي که حکومت اموي بر ضد
شيعيان انجام داده بود، از عوامل انقلاب آن حضرت، براي رهايي آنان از آن وضعيت تلخ
و دردناک و حمايت آنها از ظلم و ستم بوده است.
محو كردن نام اهل بيت
از برجسته ترين عواملي که سرور شهيدان عليه
السلام به خاطر آنها قيام کرد، اين بود که حکومت اموي، کوشيد تا ياد اهل بيت عليهم
السلام را محو کند و فضايل و مناقبشان را از يادها ببرد، معاويه در اين راه، از
پليدترين وسايل استفاده نمود، که عبارت بودند از:
الف - جعل اخبار براي کم کردن ارزش آنان.
ب - به کارگيري دستگاههاي تعليم و تربيت، براي پرورش کودکان
با دشمني آنان.
ج - کيفر دادن هر کسي که از فضايل آنان ياد مي کرد به شديدترين مجازاتها.
د - ناسزاگويي به آنان بر منبرها، مناره ها و در خطبه هاي نماز جمعه.
امام حسين عليه السلام کنگره سياسي بزرگي در مکه مکرمه منعقد ساخت و مسلمين را از
اقدامات خطرناکي که معاويه براي از بين بردن اهل بيت از صحنه اسلام انجام داده
بود، آگاه
کرد... آن حضرت عليه السلام با بي صبري در شوق جهاد، مي گداخت و دوست مي
داشت اي
کاش! مرگش فرا مي رسيد ولي دشنام به پدرش را بر منبرها و گلدسته ها نمي
شنيد.
لازم بذكر است اين وبلاگ در
راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح
شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا
شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريداينبار هم به مناسبت فرارسيدن ماه ايثاروشهادت
(محرم) مقاله اي تدوين شده است كه موضوعات مطرح شده در مقاله حاوي محوريت مطالب
زير مي باشد.
كليات زندگينامه امام حسين(ع)- چیستی عاشورا-كربلا وشهداي كربلا- پیامبرانی كه دست به دامن امام حسین (ع) شدند-عاشورا وانتظار-- پیامدهای واقعه عاشورا- عاشورا فرارروي ملل و نحل- عزاداري و انتظاروآسيب شناسي آن-امام خميني (ره) و عزاداري
حسيني-وده
ها موضوعات مختلف ديگربابا ديدگاههاي مختلف با محوريت امام
حسين-محرم-عاشورا-كربلا-وشهدا كربلاواربعين حسيني
این برنامه تحت فرمت جاواست. این مجموعه
شامل زندگینامهابا عبدالله الحسین (ع)،
فضایل و سیره (نمونه هایی از فضایل و سیره فردی - گزیده ای
از دعای عرفه - در آمدی بر سیره قرآنی امام - حكومت و سیاست درسیره امام )، در نگاه رهبری ( بیانات معظم
له در جمع مداحان ، نیرویمقاومت بسیج و نماز
جمعه )، آسیب شناسی (بیانات رهبری - آیت الله مكارمشیرازی -
آیت الله معرفت - حاج محمد رضا طاهری)، نهضت كربلا ( سیر تاریخینهضت كربلا - نامه ها و ملاقات های امام - نهضت
كربلا از دیدگاه اهل سنت - زمینه های اجتماعی
واقعه عاشورا - بن مایه ها و درون مایه های رخدادعاشورا -
حسین بن علی مظهر عزت - امر به معروف در نهضت حسینی - اسوه هایتربیتی و اخلاقی در نهضت حسینی - فرهنگ
عاشورا در سیره معصومین -تحلیلجامعه شناختى از
سنت عزادارى حسینى)، شعر عاشورا
عاشورا ما را به یک سلوک جامع و واسع، دعوت
میکند،عاشورا انسانها را به توحید دعوت میکند و بصیرتی که از دل نهضت عاشورا
بیرون میآید، ما را به توحید با محوریت ولایت دعوت میکند. بنابراین با قیام
عاشورا، اساس جامعه دینی ساخته شد و ما را به روشنگری میرساند تا جبهه حق را از
باطل بشناسیم. هر زمانی که انسان به اخلاق کریمه برسد، پی خواهد برد که دعوت امام
حسین (ع)، دعوت به سلوک همهجانبه است، لذا باید در مقام تهذیب اخلاق، راه خشوع و
تواضع را در برابر خداوند پیش بگیریم.
چیستی
عاشورا
مقدمه
روزها همچنان از پی هم میگذرند و دوباره
محرم با آن حال و هوای سحرانگیزش از راه میرسد. دوباره عطر خوش حسینی به مشام میرسد
و نوای «یاحسین» گوش جان را نوازش میدهد. زمزمهای كه همواره ورد زبان ملت ایران
بوده و با نشأت گرفتن از زمزمهها و نام حسین(ع) بود كه توانستند چنان حوادثی را
بیافرینند به طوری كه با گذشت زمان هنوز فعل حسینیشان در اذهان حك شده باقی مانده
است. امام حسین ( ع ) به همراه 72 تن از یاران صدیقش حماسهای خلق كرد كه حتی با
یادآوری آن میتوان به عظمت این نهضت حسینی پی برد و برای حركتها و مبارزات ظلمستیزانه
بعدی، در طول تاریخ پس از امام(ع) و یارانش الگویی گشت. در باره رویداد عاشورا بسیار
گفته و نوشتهاند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا كه این رویداد از چنان
ابعاد بزرگ و گستردهاى برخوردار است كه هر چه بیشتر به تحلیل و بررسى آن پرداخته
شود زوایاى نوتر و تازهترى از آن آشكار خواهد شد. عاشورا نه یك حادثه كه یك فرهنگ
است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب كه نقش حیاتى را در استحكام ریشه ها، رویش
شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ایفا كرده است. عاشورا هیچ گاه در محدوده زمان و
جغرافیاى خاصى محصور نمانده است، بلكه همواره الهام بخش تشیع در راستاى حركت ها،
جنبش ها و قیام هاى راستین شیعه ـ پل بسیارى از نهضتهاى دیگر ـ در برابر كانون هاى
ظلم و كفر و نفاق بوده است. قیام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمهاى
جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقیقت را سیراب كرده، و
الهامبخش بسیارى از نهضتهاى حقّ علیه باطل بوده است. انقلاب اسلامى، به رهبرى
امام خمینى(ره) از عاشورا حسینی الهام گرفت. وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام
خمینی(ره) نیز این مفاهیم را بیان میدارد كه هر كس خود را بیشتر برای ظلم محیا
كنید ، ظالم بیشتر میشود و اگر در برابر ظالم ایستادگی كنید ظلم از بین میرود.
روحانیت شیعه همواره براى حراست از كیان فرهنگ عاشورا، نه فقط آن را در طول اعصار
متمادى بازگو كرده است، بلكه حتى به بازسازى آن و پاسدارى از ارزش هاى ناشى از آن
پرداخته است. بازسازى مضامین و مفاهیم بلند فرهنگ عاشورا در هر عصر و زمانى به
فراخور حال آن زمان، تأثیر بسیار شگرف و سازنده اى در راه پیشبرد اهداف مقدسى
همچون نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب، بر جاى نهاده است. تاریخ شیعه گواه صادق و
روشنى از این بازسازىها است. این بار نیز آذرخشى دیگر از آسمان كربلا درخشید كه
نور آن مشعل فروزان راه حق طلبان و حقیقت جویان، و ابهت و صلاى آن، در هم كوبنده
الحاد و نفاق است. عاشورا رسالت بزرگى را بر دوش همه دینداران به ویژه آگاهان
جامعه نهاده است. همگان پس از شناخت ابعاد آن موظفاند خود و جامعه خود را با آن
مقایسه و از آن درس و عبرت بیاموزند، چرا كه زنده بودن تاریخ به ترسیم و تصویب آن
و سنجش خودمان با آن است. از این روى، سخنی هر چند كوتاه پیرامون اساسىترین بعد
این حادثه بزرگ است كه در بخشی از آن تحت عنوان « عاشورا در محرم » كه بر گرفته از
موضوعات مختلف پیرامون این حادثه تاریخی خواهد بود بیان می گردد .
لازم بذكر است اين وبلاگ در
راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح
شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا
شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريداينبار هم به مناسبت فرارسيدن ماه ايثاروشهادت
(محرم) مقاله اي تدوين شده است كه موضوعات مطرح شده در مقاله حاوي محوريت مطالب
زير مي باشد.
كليات زندگينامه امام حسين(ع)- چیستی عاشورا-كربلا وشهداي كربلا- پیامبرانی كه دست به دامن امام حسین (ع) شدند-عاشورا وانتظار-- پیامدهای واقعه عاشورا- عاشورا فرارروي ملل و نحل- عزاداري و انتظاروآسيب شناسي آن-امام خميني (ره) و عزاداري
حسيني-وده
ها موضوعات مختلف ديگربابا ديدگاههاي مختلف با محوريت امام
حسين-محرم-عاشورا-كربلا-وشهدا كربلاواربعين حسيني
این برنامه تحت فرمت جاواست. این مجموعه
شامل زندگینامهابا عبدالله الحسین (ع)،
فضایل و سیره (نمونه هایی از فضایل و سیره فردی - گزیده ای
از دعای عرفه - در آمدی بر سیره قرآنی امام - حكومت و سیاست درسیره امام )، در نگاه رهبری ( بیانات معظم
له در جمع مداحان ، نیرویمقاومت بسیج و نماز
جمعه )، آسیب شناسی (بیانات رهبری - آیت الله مكارمشیرازی -
آیت الله معرفت - حاج محمد رضا طاهری)، نهضت كربلا ( سیر تاریخینهضت كربلا - نامه ها و ملاقات های امام - نهضت
كربلا از دیدگاه اهل سنت - زمینه های اجتماعی
واقعه عاشورا - بن مایه ها و درون مایه های رخدادعاشورا -
حسین بن علی مظهر عزت - امر به معروف در نهضت حسینی - اسوه هایتربیتی و اخلاقی در نهضت حسینی - فرهنگ
عاشورا در سیره معصومین -تحلیلجامعه شناختى از
سنت عزادارى حسینى)، شعر عاشورا
درباره فرهنگ عاشورا و حضرت سیدالشهداء
اقدامات انجام شده و ناتمام وكارهایى كه باید انجام شود، فراوان است. اما اقیانوس
بیكران عاشورا آن قدرعمیق و بزرگ و پر حادثه است، كه گوهرهاى آن پایان نمىپذیرد و جز با كشتىنجات حسینى نمىتوان
در آن راه پیمود. تنها حسین علیه السلام است كهمىتواند بشریت را به ساحل كربلا برساند و از گردابهاى
فكرى و اجتماعىرهایى بخشد.
در این ورطه كشتى فرو شد هزار كه پیدا نشد تختهاى بركنار عاشورا و حسین
علیه السلام و كربلا، هزاران مسئله تاریخى، سیاسى،فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، اخلاقى، عبادى، فقهى، عرفانى
و نظامى دارد، كهاگر آب دریاها مركب و درختان گیتى قلم شود، تا ابعاد و آثار و اهداف اینحادثه عظیم را ترسیم
كند، توان بررسى و ارائه تصویرى جامع از آن را ندارد. نفوذ بیكران عاشورا و سیدالشهدا در اعماق تاریخ و گستره
جهان؛ تاثیرنام و قیام حسینى در عوالم پیدا و پنهان و مرزهاى غیب و شهود؛ حضور مداومفرشتگان و ساكنان
ملا اعلى در بارگاه قدسى امام؛ اشك و آه زمین و زمان وجن و ملك در عزاى سرور آزادگان جهان؛ آفاق روشن محبت دو
سویه نبوى و حسینىو تداوم هدایت بشریت به بركت بعثت و عاشورا؛ نقش آب و خاك كربلا در شفابخشى و امنیت
آفرینى؛ عزت و استقلال امت اسلام در پرتو سیره و سخن حسینى؛نقش امام حسین علیه
السلام در ترویج و تبلیغ معارف آسمانى؛ افشاى همیشگىخط نفاق در پرتو عاشوراى حسینى؛ فلسفه قیام و جهاد
پرشكوه ابا عبداللهعلیه السلام، پیوند قطعى قیام مهدوى عجل الله تعالى فرجه الشریف با قیام وفرهنگ عاشورا؛ و
سرانجام درسهاى عشق وعرفان حسینى، همه و همه میدانهایىمحدود از محورهاى گسترده پژوهش و تبلیغ و تدریس فرهنگ
عاشورا است كه امروزهم همچون همیشه بدان نیازمندیم
پیام عاشورا
عاشورا، فریاد بلند مقاومت در برابر تحریف
اسلام است. عاشورا، فریادى علیهبى تفاوتى و بى طرفى در جنگهاى حق و باطل سراسر تاریخ
است. عاشورا، آواىاعتراض سیدالشهداء به نشستن ناصالحان بر كرسى حكومت امت اسلامى است. عاشورا، بى تفاوتى
حكومتها نسبت به سه مسئله مهم «حقیقت» ، «عدالت» و «فضیلت» را محكوم مىكند و حمایت دولتمردان از باطل و
بیداد و فساد رابزرگترین منكرات اجتماعى مىداند، كه امام شهیدان در برابر آن بپاخاسته وهمه رنج را در
مقابله با این منكر بزرگ و بنیادى تحمل كرده است نهضت حسینى، حركتى از سر سیرى و
جهانگردى و سفر تفریحى و تجارى و ورزشى وحتى سفرى به قصد انجام حج و عمره و جهانگردى مذهبى و
زیارتى نیست. سفركربلاى سیدالشهدا علیه السلام هجرتى دفاعى، عبادى، زیارتى و تبلیغى بهمنظور انجام
وظیفهاى دشوار و بزرگ و جهانى و جهادى است. از مراسمعاشورایى كه ما برگزار مىكنیم تا عاشوراى معرفت حسینى،
فرهنگها فاصلهاست؛ گرچه شبیه عاشورا هم مغتنم است و براى بیدادگران وحشتانگیز. ازعبادت كربلایى تا
عادت كربلایى تفاوت از زمین تا آسمان است؛ گرچه نفسحضور و زیارت سرور شهیدان شیرین و دلنشین و مسئولیت
آفرین است
از شورعاشورایى تا شعور و عرفان
حسینى تفاوت از زمین تا آسمان است.
از امامى كه برخى ترسیم مىكنیم كه گریزان و
هراسان و صامت و آرام است، تاامام قیام و جهاد و فریاد و عزت و اعتراض و وارث پیامبر
و امین خدا،مسافتى از غرب تا شرق عالم است. عاشورا، درسها، عبرتها و جلوههایىدارد كه همه ساله از زبان عالمان دین و مبلغان متعهد و
فداكار و مداحانمخلص و شاعران كربلایى تكرار مىشود، اما امروز از عاشورا چه درسهایى راباید فرا گیریم و چه
معارفى را بیاموزیم؟
از عاشورا بیاموزیم
از عاشورا، رهایى از رفاه زدگى، وارستگى از
علایق زندگى، رهایى از بیم وامید شیطانى، معروف گرایى، منكرستیزى، پاسدارى از حقوق
اجتماعى، احساسمسئولیت، ایمان به غیب، آخرت گرایى، دفاع از دین، اصلاحات راستین، جهادبراى احیاى اسلام و
اجراى قرآن، بى بال پریدن، و از شهادت خود و یاراننهراسیدن را بیاموزیم .
صداى سید شهیدان را بهتر بشنویم
او بشریت را به عزت فرا مىخواند، ما براى
ذلت توجیه جستجو مىكنیم
. او ما را به استقلال از بندگى غیر خدا دعوت مىكند، ما به بندگى بندگان سر
سپردهایم . شعار سیدالشهدا، همان شعار توحید است، دو بعدى است، تركیبى از نفى و اثبات . خوب گوش بسپاریم:
«لا اله الا الله». اندیشه عاشورا هم دو بعدى است؛یعنى، تركیبى از «نه» و «آرى» است. امام با قیام خود
لبیک گفت: لبیك» به
خدا، «لبیك» به رسالت، «لبیك» به امامت، «لبیك» به حق وعدالت و تسلیم در
برابر حقوق دیگران، «لبیك» به اذان و نماز و نیایش، «لبیك» به قرآن و سنت نبوى صلى الله علیه و آله و
«لبیك» به مرجعیت وفقاهت راستین
. آواى سید الشهدا علیه السلام را بهتر بشنویم و توحیدرا از حسین
بیاموزیم. عاشورا عصاره «معروف گرایى» و «منكر ستیزى» فرزندفاطمه علیها السلام
در سراسر تاریخ است و كربلا نقطه تلاقى حق و باطل درسراسر گیتى
دو دیدگاه تاریخى
عاشورااز اینجا پدید آمد كه راجع به انسان و جهان و اداره عالم
و آدم دو دیدگاهوجود دارد . دیدگاهى كه خدا و قیامت و نبوت را باور دارد و حكومت بربشریت را حق خدا و
رسول و امامان صالح به انتخاب خدا و رسول و امامان قبلىمىداند و دیدگاهى كه خدا و قیامت و رسالت را دروغ
مىشمارد و یا با تردیدبه آن مى نگرد و حكومت را حق كسانى مىداند كه از زور و زر و تزویربیشترى برخوردارند .
درگیرى این دو اندیشه در صحنههاى اقتصاد و فرهنگ وسیاست از هر روز عاشورایى پدید مىآورد و از هر سرزمین
كربلایى مىسازد.
در این نبرد همیشه تاریخ، یك طرف حسین است، وارث آدم، وارث نوح، وارثابراهیم، وارث موسى
و عیسى علیهم السلام و میراث دار مسئولیتهاى دشوارمحمد صلى الله علیه و آله و على علیه السلام و در سوى
دیگر یزید است وعبیدالله و شمر، وارثان شیطان و فرعون و نمرود و هامان و بلعم . یكتفكر خدا را پذیرفته
است و امین و حجت خدا در زمین را اطاعت مىكند و یكتفكر اصلا خدایى را باور ندارد، یا براى او حجتى قائل
نیست و عقل فردى وجمعى بشریت را براى اداره انسان و جهان كافى مىشناسد. یك تفكر بهدیندارى و قرآن شناسى و فقاهت و حلم و علم و سماحت و
محبت در دل مؤمنانافتخار مىكند و یك دیدگاه به استانداردهاى جهانى و پیشرفت و توسعه و رفاهقبیلهاى و شخصى و
ملى مىاندیشد. یك تفكر، به
اقامه نماز و پرداختزكات و امر به معروف و نهى از منكر مى بالد و افتخار مىكند و یك اندیشه،آزادى جامعه از هر
گونه ایدئولوژى و عقیده و اندیشه آسمانى را خواستاراست.
یك تفكر، شهادت را اوج تكامل انسان مىبیند و یك دیدگاه، جهاد و شهادت را
خشونت طلبى و ضد تمدن و پیشرفت تلقى مىكند . یك تفكر، براى حكومتها وظیفهاى جز دفاع از
حقیقت و شریعت و فضیلت نمىشناسد و یك تفكر، در جنگ حق و باطل اظهار بى طرفى
مىكند. شناخت و تبلیغ عمیق و دقیق
تفكرعاشورایى مسئولیتى است كه امروزهم بر دوشمبلغان راستین اسلام است. باشد كه با استمداد از خود آن
بزرگوار موفقباشیم
"السلام على الحسین و على على بن الحسین و على اولاد الحسین و
على اصحاب الحسین علیهم السلا
لازم بذكر است اين وبلاگ در
راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح
شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا
شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريداينبار هم به مناسبت فرارسيدن ماه ايثاروشهادت
(محرم) مقاله اي تدوين شده است كه موضوعات مطرح شده در مقاله حاوي محوريت مطالب
زير مي باشد.
كليات زندگينامه امام حسين(ع)- چیستی عاشورا-كربلا وشهداي كربلا- پیامبرانی كه دست به دامن امام حسین (ع) شدند-عاشورا وانتظار-- پیامدهای واقعه عاشورا- عاشورا فرارروي ملل و نحل- عزاداري و انتظاروآسيب شناسي آن-امام خميني (ره) و عزاداري
حسيني-وده
ها موضوعات مختلف ديگربابا ديدگاههاي مختلف با محوريت امام
حسين-محرم-عاشورا-كربلا-وشهدا كربلاواربعين حسيني
دلایل آنتوان بارا در خصوص
حضرت مسيح«ع» از آمدن حسين«ع» به كربلا
ارزشمند ترين بُعد
شخصیت امام حسین(ع) از دیدگاه آنتوان بارا
اشاره.
رود خوني كه از شهيدان كربلا بر صحراي طف
جاري شد، فرات حقيقتي گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگي را ازهر مذهب و مسلك و هر
دين و آيين به قدر تشنگي سيراب كرد. در اين مسير از نخستين مسيحي حق جويي كه
روياروي يزيد در كاخ سبز بر او شوريد تا در عصر ما، كم نيستند مسيحياني چون «جرجي
زيدان»، «جرج جرداق» و دهها مسيحي حق جوي ديگر كه حقيقت ناب همه اديان راستين را
در «اهل بيت پاك پيامبر(ص)»، در «محراب شهادت علي(ع)» و در «صحراي خونين كربلا»
يافته اند و در اين باره آثاري پديد آورده اند.
«آنتوان بارا»، آن مسيحي عاشقي است كه سال هاي بسيار از دوران جواني خود را صرف
تحقيق و بررسي پيرامون زندگي و قيام امام حسين(ع) كرده است تا حقايق مربوط به اين
شخصيت عظيم تاريخ را از زاويه نگاه خود و از زبان انجيل و پيامبر الهي، عيسي(ع)
بيان كند. او پس از ساليان بسيار پژوهش و مطالعه در منابع مختلف تاريخ اسلام، دست
به نگارش كتابي زده است كه در نوع خود و از زبان يك مسيحي بي نظير است. وي در اين
پژوهش تطبيقي- به نام «حسين در انديشه مسيحيت» - كه رويكردي تحقيقي، ادبي و عاطفي
دارد، با استفاده از نظريات اسلام و مسيحيت و بامهارتي ستودني، زندگي و شهادت حضرت
عيسي از ديدگاه مسيحيت و زندگي و شهادت امام حسين(ع) از ديدگاه اسلام را مقايسه
كرده است. در اين تحليل ها نكات جالب و بديعي به چشم مي خورد كه براي هر مسلمان
منصفي شگفت انگيز و خواندني است.
آنتون بارا کیست؟
كتاب «حسين در انديشه مسيحيت» اولين بار در
سال 1978 به رشته تحرير درآمد اما نويسنده از آن تاريخ به بعد و در اثر مطالعات
بيشتر، اضافات و ملحقات زيادي به آن افزود و چاپ چهارم آن را در ماه هاي اخير
منتشر كرد، اين كتاب تاكنون به 17 زبان ترجمه شده و در 5 دانشگاه نيز براي دوره
هاي تكميلي كارشناسي ارشد و دكتري مورد تأييد قرار گرفته است و قرار است چاپ چهارم
آن بزودي به فارسي ترجمه و منتشر شود.
آنتوان بارا كه سوري الاصل و ساكن كويت است خود نويسنده اي توانا واديبي باذوق است
و علاوه بر كتاب فوق 15جلد كتاب ديگر نيز به رشته تحرير درآورده كه بيشتر آنها در
حوزه ادبيات و رمان و داستان مي باشد. وي همچنين روزنامه نگاري است حرفه اي
كه اخيراً چهل و يكمين سال فعاليت مطبوعاتي اش را آغاز كرده ، او در مجلات و
روزنامه هاي معروف و مختلف فعاليت داشته و در حال حاضر سردبير هفته نامه شبكه
الحوادث كويت است. «آنتوان بارا» تشيع را بالاترين درجات عشق الهي معرفي مي كند و
امام حسين(ع) را فقط متعلق به شيعه يا مسلمانان نمي داند بلكه متعلق به همه
جهانيان مي داند و او را با عبارت «حسين گوهر اديان» معرفي مي كند و در پايان، سخنش
را با اين عبارت به انتها مي رساند كه «حسين عليه السلام در قلب من است». وي
تاكنون 25بار نهج البلاغه را به طور كامل خوانده و هربار نكات جديدي از آن كشف
كرده است و من با خود مي انديشم كه علي(ع) چقدر در ميان ما شيعيان مظلوم است كه
اكثر ما حتي يك بار هم نهج البلاغه را به طور كامل مرور نكرده ايم!! آنچه در پي مي
آيد بخشی از گفت وگوي روزنامه کیهان با «آنتوان بارا» است : ویژگیهای کتاب "
حسین (ع) در اندیشه مسیحیت" : ويژگي اين كتاب در اين خلاصه مي شود كه شيوه و
طرز نگاه آن متفاوت از آن چيزي است كه تاكنون توسط مسلمانان و مستشرقان نوشته و
پرداخته شده است. بسياري اذعان داشتند كه اين كتاب بي طرفانه نوشته شده است
از ويژگي هاي مهم كتاب اين است كه من در آن
به مقايسه شخصيت حسين و عيسي بن مريم عليهماالسلام و نظرات، مواضع، اقدامات، سخنان
و كيفيت شهادت آن دو بزرگوار و نحوه استقبال بي محابا از مرگ در راه عقيده پرداخته
ام ]بر طبق عقيده مسيحيان، حضرت عيسي مصلوب و شهيد شده است كه البته اين نظر با
ديدگاه قرآني ما انطباق ندارد[ من شباهت فراواني ميان شخصيت حسين(ع) و شخصيت عيسي
به عنوان يك شهيد و نه يك پيامبر، يافتم. من در انجيل و كتابهاي ديگر مربوط به
زندگي و مقتل حسين(ع) تحقيق زياد كردم و دريافتم تشابه بسيار زياد و باورنكردني در
رفتارها و اقدامات و سخنان و نحوه ابراز عقيده و كيفيت حفظ عقيده ميان عيسي و
حسين(ع) وجود دارد كه چيز جديدي بشمار ميرفت من اين موضوع را به تفصيل تحليل كردم
كه آن دو عزيز چرا با ميل و خواست خود مرگ را پذيرا شدند و بخصوص حسين شهيد(ع) در
شرايطي كه زمينه رسيدن به مال و منال و پست و مقام دنيوي فراهم بود و او اگر اندكي
از خود انعطاف نشان مي داد و خواسته معاويه و يزيد را اجابت مي كرد، مي توانست جان
خود را از كشته شدن نجات دهد. اما او براساس آيه: «انفروا خفافا و ثقالا وجاهدوا
باموالكم و انفسكم في سبيل الله (همگي به سوي ميدان جهاد) حركت كنيد، سبكبار باشيد
يا سنگين بار و با اموال و جانهاي خود در راه خدا جهاد كنيد» (توبه/41)، به حركت
شگفتي دست يازيد. او به هيچ يك از امتيازات و تطميع ها توجه نكرد حال آنكه
دنياپرستي و حب مال و جاه و مقام همه جا بيداد مي كرد. او همه اينها را ترك كرد و
رو به شهادت گذارد و خاندان و عترت را به سوي شهادت برد در حالي كه مي دانست همه
اينها در راه عقيده است
تعریف و ذهنیت آنتوان بارا از
امام حسین (ع)
تعريف من از حسين همان عبارات كوتاه و مشخصي
است كه درباره حسين«ع» در كتاب آورده ام. من او را به عنوان گوهر جاودانه و هميشگي
اديان توصيف كرده ام. او را به عنوان شهيدي معرفي نموده ام كه داراي جاه و جبروت
فرعون و كسري نبود اما متواضع بود و براي حفظ دين و حركت در مسير جدش حركت خود را
آغاز كرد. او ابتدا از گفت وگو با معاويه و يزيد شروع كرد اما روش گفت وگو براي
هدايت دشمنان مؤثر واقع نشد. او با اينكه مي دانست كشته مي شود اما خويشتن را در
راه عقيده به خطر انداخت و با سپاهي 70 نفري در برابر سپاه 70 هزار نفري عبيدالله-
به تصريح منابع تاريخي- به سمت كوفه خارج شد تا حركت و جنبشي در بدنه جامعه ايجاد
كند. حماسه حسين«ع» تنها مختص سني و شيعه و مسلمان نيست بلكه متعلق به هر مومني
است چنانكه در حديث آمده «ان لقتل الحسين حراره في قلوب المومنين لاتبرد ابدا» در
اين حديث نگفته في قلب المسلم. بلكه هر انسان آزاده اي كه به راه و رسم حسين ايمان
دارد را شامل مي شود و لذا جهانيان و انديشمندان وقتي از سيره حسين آگاه مي شوند
شيفته آن مي گردند. همانطور كه شيفته راه و مسلك علي ابن ابيطالب«ع» شده اند.
دلایل آنتوان بارا در خصوص حضرت مسيح«ع» از آمدن حسين«ع» به كربلا استنادات
و دلايل من همه برگرفته از انجيل است. برطبق آنچه در تاريخ آمده مسيح از كربلا
ديدار كرد و به بني اسرائيل فرمود هركس كه حسين«ع» را دريابد به ياري اش برخيزد
عده اي در اين روايت تاريخي تشكيك دارند اما ما هيچ شكي در آن نمي بينيم زيرا حضرت
عيسي«ع» داراي معجزاتي بود و مرده را زنده مي كرد و بيماران صعب العلاج را شفا مي
داد و لذا آيا برايش دشوار بود كه درباره آينده پيشگوئي كند و بگويد شهيد پس از
خودش كيست؟
ارزشمند تربن بُعد شخصیت امام
حسین(ع) از دیدگاه آنتوان بارا من در مورد زندگي و حركت حسين(ع) بيشتر به
بعد انقلابي شخصيت ايشان شيفته شده ام. آن حضرت در مرامنامه قيام خود اعلام مي كند
"اني لم اخرج اشراً ولا بطراً و لامفسداً و لا ظالماً انما خرجت لطلب الاصلاح
في امه جدي" ؛ من از روي هوسراني و خوشگذراني و براي افساد و ستمگري قيام
نكرده ام بلكه قيام من براي اصلاح در امت جدم و براي امر به معروف و نهي از منكر و
حركت براساس سيره جد و پدرم است. اين روح انقلابي مي تواند كار معجزه آسا بكند اگر
هر انساني در هر زمان و مكان از آن برخوردار باشد و ما در سالهاي پيروزي انقلاب و
عزت و افتخارات اخير در ايران شاهد بوديم مردم و رهبران اين كشور براساس اين فلسفه
حركت خود را آغاز و با ظلم و استكبار مخالفت كردند و با تمام قدرت در برابر آن
قيام نمودند.
بعد ديگر شخصيت امام حسين«ع» كه مرا شيفته
خود كرده، تواضع ايشان در كنار روح انقلابي است اين دو خصيصه نميتواند در يك شخص
جمع شود. تواضع از صفات و ويژگي هاي برگزيدگان خداست او در عين احساس عزت و آزادگي
و سرافرازي در برابر دشمنان، تواضع خاص خود را دارد. اين بعد عظيمي است كه از
ويژگي امام بشمار مي رود.
لازم بذكر است اين وبلاگ در
راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح
شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا
شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريداينبار هم به مناسبت فرارسيدن ماه ايثاروشهادت
(محرم) مقاله اي تدوين شده است كه موضوعات مطرح شده در مقاله حاوي محوريت مطالب
زير مي باشد
كليات زندگينامه امام حسين(ع)- چیستی عاشورا-كربلا وشهداي كربلا- پیامبرانی كه دست به دامن امام حسین (ع) شدند-عاشورا وانتظار-- پیامدهای واقعه عاشورا- عاشورا فرارروي ملل و نحل- عزاداري و انتظاروآسيب شناسي آن-امام خميني (ره) و عزاداري
حسيني-وده
ها موضوعات مختلف ديگربابا ديدگاههاي مختلف با محوريت امام
حسين-محرم-عاشورا-كربلا-وشهدا كربلاواربعين حسيني
تاسیس تاریخ برای مسلمانان در زمان خلافت
خلیفه دوم مسلمین و با مشورت حضرت علی (علیهالسلام) در سال شانزدهم هجری صورت
گرفته است. مبدا تاریخ را هجرت پیامبر وماه نخست آن را محرم، سالی كه هجرت روی داده بود گرفتند
علت نامگذاری این ماهآن بود كه در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام میدانستند.ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجری كاروان حضرت امامحسین (علیه السلام)
وارد كربلا شد و سپاهیان دشمن كه هر روز بر تعدادشان افزودهمیشد در روزهای
تاسوعا و عاشورا كه روز نهم و دهم محرم میباشد او و یارانش را بهشهادت رساندند
.امام هشتم شیعیان امام رضا(علیه السلام) در
خصوص این ماهفرمود: در جاهلیت، حرمت
این ماه نگاه داشته میشد و در آن نمیجنگیدند ولی در اینماه، خونهای ما را
ریختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسیر كردندو خیمهها را آتش
زدند و غارت كردند و حرمت پیامبر را دربارة ذریهاش رعایتنكردند.آیت الله میرزا جواد ملكی تبریزی در «مراقبات» نوشته است: «كودكانمرا میدیدم كه در
دهه نخست ماه محرم غذا نمیخوردند و به نان خالی اكتفا میكردندكسی هم به آنان
نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان میكنم عشقی درونی آنان رابرمیانگیخت.» به
همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدنآن دلها را پر از
غم میسازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (علیه السلام) از اولمحرم، محافل و
مجالسی را سیاهپوش كرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری میپردازند
لازم بذكر است اين وبلاگ در
راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح
شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا
شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريداينبار هم به مناسبت فرارسيدن ماه ايثاروشهادت
(محرم) مقاله اي تدوين شده است كه موضوعات مطرح شده در مقاله حاوي محوريت مطالب
زير مي باشد
كليات زندگينامه امام حسين(ع)- چیستی عاشورا-كربلا وشهداي كربلا- پیامبرانی كه دست به دامن امام حسین (ع) شدند-عاشورا وانتظار-- پیامدهای واقعه عاشورا- عاشورا فرارروي ملل و نحل- عزاداري و انتظاروآسيب شناسي آن-امام خميني (ره) و عزاداري
حسيني-وده
ها موضوعات مختلف ديگربابا ديدگاههاي مختلف با محوريت امام
حسين-محرم-عاشورا-كربلا-وشهدا كربلاواربعين حسيني
امامحسین (ع) در بین دیگر ائمه از یك نوع محوریت خاصی
برخوردار است. اگرچه تمام
ائمه مسیر و هدف واحدی دارند و فرقی بین آنان نیست،زیرا «ائمة كلهم
نورواحد» اما امام حسین (ع) با قیامی كه انجام دادو مصایبی كه در راه خدا برای اعتلایاسلام متحمل
شد، جایگاهویژهای دارد.
از آنجایی كه امام حسین (ع) دین نبوی
را احیانمود و با دادن جان، نگذاشتاسلام از مسیر اصلی خود خارج شود، معیارو مناط حق قرار
داده شد؛ به نحوی كه مرز بینحق و باطل امامحسین (ع) و تفكر حسینی است، لذا دشمنان حسین (ع)
باطل ودوستان اوبر حقند. امام حسین (ع) با نثار و ایثار جان و اولاد خود، ملاكحقانیت سیاسیـ
اجتماعی شد، چرا كه صلح و جنگ از امور سیاسی یكجامعه محسوب میگردد.
انی سلم لمن سالمكم و حرب لمنحاربكم و ولی لمن والاكم و عدو لمنعاداكم؛ (یا
اباعبدالله) من درصلحم با هر كسی كه با شما در صلح باشد و در جنگم با هركسی كه باشما در جنگ باشد و
دوستدار كسی هستم كه دوستدار شما باشد و دشمنمباهر كسی كه با شما دشمن باشد». در این فراز از زیارت حضرت، مناسبتها و رابطههای یك شیعه
در چهار بخشمشخص میشود: صلح، جنگ، دوستی و دشمنی.
صلحو جنگ
مربوط به نوع تناسبات اجتماعی و سیاسی است و دوستی ودشمنیمربوط به
عقیده و باور انسان است. با این وجود پنج فرع ازفروع دین اسلام تكلیف و نوعموضعگیریاش مشخص میگردد.
جهاد، امربه معروف، نهی از منكر، تولی و تبرا. باصلح و جنگ، دوستی و دشمنیكه همگی آنها
معیار و ملاكشان صلح و جنگ، دوستی ودشمنی با امامحسین (ع) است؛ فروع دین دارای میزان میگردد. به
نوعیمرزبندیعقیدتی
ـ سیاسی در زندگی شیعه امام حسین (ع) ترسیم میگردد.
بیعت با معیار حقانیت
فرازیكه از آن محوریت حقانیت امام حسین (ع) برداشت شد،
میتواندنوعیبیعت با حق و حقیقت باشد. چرا كه در انتهای این فراز «الییوم القیامة» نیز
آمده است.یكسان سازی سیرة زندگی شیعه با مولایخود امام حسین (ع) نوعی بیعت است،تعهدی است كه
شیعه در زیارتامام خود به زبان میآورد كه از مسیر و سیره زندگیاشتخطی ننمایندو این امر تا روز قیامت
ادامه خواهد داشت.
مرز بینحق و باطل امام حسین (ع) و تفكر
حسینی است
چرایی محوریت امام حسین (ع(
طبقعبارتهایی كه در فرازهای مختلف زیارت امام حسین
(ع) آمده است،علتمحوریت حضرت را میتوان در سه یا چهار بخش دانست. تحت آن كهامام حسین (ع)در
زیاراتش به عنوان سفیر الهی، عمود دین و... معرفیمیگردد. عباراتی، از قبیل:«السلامُ علیك یا صفی
الله... السلامعلیك یا حجةالله... السلام علیك یا سفیرالله...السلام علیك یا محمودالدین» «اشهد انك
من دعائم الدین واركان المؤمنین»«اشهد انك مندعائم الدین واركان المسلمین و معت«الامام البرالتقیالرضی
الزكی الهادی المهدی» نشان دهنده عظمت، شرافت و محوریت دین اسلام
ومسلمین است.
عاملدومی كه محوریت امام حسین (ع) را موجب میگردد،
ثقل اصغربودنحضرت است. هنگامی كه رسول خدا(ص) رحلت مینمودند، در حدیثیفرمودند: ای مردم«انی
تارك فیكم الثقلین كتاب الله وعترتی؛ (ایمردم من دو شیء گرانبها را پس ازخودم در میان شما
به یادگارمیگذارم و آن، یكی قرآن است و دیگری اهل بیتم.» یعنیقرآن ناطق(ثقل اصغر) و قرآن صامت (ثقل اكبر) در زیارتهای امام حسین
(ع) ایننكته
به صراحت بیان شده است.
در فرازی از زیارت امام حسین
(ع) میخوانیم:
«اشهدأنك التالی لكتاب
الله؛ من شهادت میدهم كه تو تالی تلو قرآنهستی.مفسر قرآن هستی، همتای قرآن هستی». و یا در
جای دیگر آمدهاست «السلام علیك یاخازن الكتاب المسطور؛ سلام و درود بر تو ایكسی كه نگهبان
اسرار كتاب آسمانی،قرآن هستی».
و در ادامهآمده است: «السلام علیك یا شریك القرآن؛ سلام و درود بر تو ایكسیكه آگاهی از حقایق
عالم با قرآن شریك هستی».
بدین ترتیبدومین دلیلی كه میتوان با آن محوریت امام حسین
(ع) را ثابتنمودو در زیارتنامههای آن حضرت ذكر شده، بیان گردید. سومینعامل محوریتِ امام حسین (ع) اجرای احكام الهی است كه درزیارتنامهبر آن
تأكید شده. در این مورد در زیارت امام حسین (ع) درشبهای قدر میخوانیم
«اشهد أنك قد اقمت
الصلاة و آتیتالزكاة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر وتلوت الكتاب حق تلاوتهو جاهدت فی الله
حق جهاده؛ (یا اباعبدالله من شهادتمیدهمكه تو نماز را اقامه نمودی و زكات دادی و امر به
معروف و نهی ازمنكر كردی وقرآن را به آن گونه كه حق تلاوت آن است، تلاوتنمودی و نیز حق
جهاد فی سبیل الله راادا نمودی». و یا در فرازی دیگراز زیارت میخوانیم: «اشهد انك قد امرت بالقسط
والعدلو دعوت الهی؛من گواهی میدهم كه تو مردم را به قسط و عدل امر نمودی و همگیرا بهآن دو دعوت
كردی». امام حسین (ع) با اجرای دقیق احكامالهی كه شامل
اوامر و نواهی خداوند استبه درستی میتواند برایتمامی مسلمانان و آزادمردان عالم الگوی مناسب قرار
گیرد و دردیناسلام نیز محوریت قابل توجّهای داشته باشد، چرا كه او به وسیلهانجام دادن تكالیفخود
كه اجرای احكام و حدود الهی باشد، سنتحقیقی رسول الله (ص) را زنده كرد. لذا شایسته است
كه در مورد حضرتگفته شود: «یُحیی السنة بالكتاب؛ تو كسی هستی كهسنت نبوی را طبققرآن شریف زنده
كردی».
چهارمین علت محوریت امام حسین (ع)میراثی بودن حضرت
از انبیا و اولیایقبل از خود است كه این عاملمیتواند به تنهایی خود عنوانی برای ارائهشخصیتشناسی
امام حسین(ع) در لابهلای زیانشناسات
باشد
لازم بذكر است اين وبلاگ در
راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح
شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا
شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريداينبار هم به مناسبت فرارسيدن ماه ايثاروشهادت
(محرم) مقاله اي تدوين شده است كه موضوعات مطرح شده در مقاله حاوي محوريت مطالب
زير مي باشد
كليات زندگينامه امام حسين(ع)- چیستی عاشورا-كربلا وشهداي كربلا- پیامبرانی كه دست به دامن امام حسین (ع) شدند-عاشورا وانتظار-- پیامدهای واقعه عاشورا- عاشورا فرارروي ملل و نحل- عزاداري و انتظاروآسيب شناسي آن-امام خميني (ره) و عزاداري
حسيني-وده
ها موضوعات مختلف ديگربابا ديدگاههاي مختلف با محوريت امام
حسين-محرم-عاشورا-كربلا-وشهدا كربلاواربعين حسيني
كساني هستند كه به صحنة خونين عاشورا، باديدة تعجب و حيرت مينگرند
و نميتوانند اين حقيقت را در فكر خود هضم كنند كه يعنيچه و چگونه ممكن است كه جمعي از بزرگان و انديشمندان
بشري، از جا برخيزند و عالماًو عامداً خود و عزيزان خود را به دهانة مرگ انداخته و
رضا به كشته شدن بدهند؛ ومخصوصاً زنان و كودكان خود را به چنگال اسارت بيفكنند؛
تنها براي اينكه دين خدا رادر دنيا حفظ كنند و آن را از كهنه و متروك گشتن نجات
دهند. آيا اين كار از نظر عقلاو خردمندان عالم، مقبول و مورد تأييد است؟اين نگرش تعجبآميز
به گونة يكمعما ـ اگرچه به زبان و قلم هم نياورند ـ در اذهان بسياري از مردم هست. و
اين به آندليل است كه اين افراد اصلاً انسان را نشناخته، و آن چنان كه بايد درك
نكردهاند كهانسان چه حقيقتي است، از كجا نشأت گرفته و به كجا ميرود؟ در نتيجه
نفهميدهاند آنلفظ «خدا» كه به زبان ميآورند و به زعم خويش اعتقاد به وجود آن دارند،
داراي چهمعنايي است؛ «دين خدا» يعني چه و در ميان جامعة بشري چه موقعيت و منزلتي
دارد، وبود و نبود آن در عالم انسان، چه اثري ـ مثبت يا منفي ـ ممكن است داشتهباشد؟ از يك سو به
اين حقايق آن چنان كه بايد پينبردهاند و از ديگر سونميتوانند عظمت و جلالت شخصيت جهاني امام حسين(ع) را
ناديده بگيرند كه ميبيننددنيا در برابر آن بزرگمرد عالم، خاضع است
درك نادرست از قيامامام
حسين(ع)
لذا اينان در تفسير كار معماگونة او متحير
شده و سرانجامدست به توجيه ميزنند و فداكاري حيرتانگيز آن حضرت را به صورت يك فداكاري
اخلاقي واجتماعي ارائه داده، آن جناب را شهيد راه آزادي و سرور آزاديخواهان جهان
و كشتةراه حفظ حقوق بشر دانستهاند! در صورتي كه هدف و انگيزة اصلي آن حضرت در
اينفداكاري
خيلي بالاتر از اين مطالب بوده است. البته درست است كه امام حسين(ع) نهايتدرجة حرّيت و آزادي
را از خود نشان داد و عاليترين مرحلة فداكاري اجتماعي و اخلاقيو حفظ حقوق بشري را
به اثبات رسانيد؛ ليكن آن حريت و آزاديخواهي و بشردوستي كهاينها ميگويند و
معنايي كه از آن اراده ميكنند، غير از آن معنا و حقيقتي است كهامام حسين(ع) در نظر
داشت
انگيزة اصلي قيامكربلا
امام حسين(ع) انگيزهاش در اين نهضت مقدس،
صرفاً احياي ذكر خدا،متجلي ساختن جمال اعلاي خدا در عالم انسان، و حركت دادن عالم انسان به سوي
عالمقرب، لقا و
رضوان خدا بود كه فهم و درك اين معنا براي امثال ما دورافتادگان ومحرومان بسيار دشوار
است! و در صحراي عرفات، دل به جمالي داده بود كه با چشمهايگريان و دست به سوي
آسمان ميگفت: خدايا! كور
است آن چشمي كه تو را حاضر وناظر بر خود نبيند و سرماية عمر را از كف داده است آن
بندهاي كه بهرهاي ازمحبوبيت تو در قلب خود نيابد.
اين سخن را در عرفات گفت و در كربلا همان رابا پيكر آغشته به
خونش معنا كرد! در گودال قتلگاه، با قلب شكافته و پيشاني شكسته ،صورت روي خاك نهاده
بود، در حالي كه زبان در دهان خشك به زحمت ميچرخيد ميگفت: الهي رضاً بقضائك
صبراً علي بلائك تسليماً لأمرك لامعبود سواك.
اي خدايمن! من جز راضي به قضاي تو و تسليم امر تو بودن هدفي ندارم چرا كه من،
معبود ومحبوبي جز تو نميشناسم. اين حقيقت معناي لا إله الّا الله است كه امام
حسين(ع) دركربلا روز عاشورا نشان داد. خدا هم جواب قبولي به اين فدايي راستينش داد وفرمود: يا أيّتها النفس
المطمئنّه ٭ إرجعي إلي ربّك راضيةً مرضيّةً ٭ فأدخلي فيعبادي ٭ و ادخلي جنّتي.اي جان آرام گرفته به ياد خدا! بازگرد به سويخدايت... به تعبير
عاميانة ما، اي حسين عزيزم! بيا، بيا به دامن خودم كه تو محبوبمني. هم من از تو
خشنودم و هم تو از من خشنودي. بيا داخل بندگان خاص و بهشت مخصوصمن شو. او ميخواست ايمان به خدا و عشق به لقاي او را در دلها ايجاد كند
و درساية اين
عشق و ايمان به خدا، احكام آسماني قرآن را در ميان جامعه جاري سازد. درنتيجه، عالم انسان
در مسير قرب به خدا و نيل به حيات ابدي به حركت درآيد. در اينصورت طبيعي است كه
ساير اهداف از حريت و آزادي، اقامة قسط و عدل، حفظ حقوق و... بهطور جامع و كامل
تحقق مييابد. امام
حسين(ع) با قيام خونين خود اعلام كردتنها جمالي كه سزاوار است انسان به او عشق بورزد و در
راه رسيدن به قرب و تحصيلرضاي او همه چيز خود را فدا كند، جمال خداست آري، امام
حسين(ع) تنها فدايخدا و شهيد دين خداست، نه شهيد راه آزادي منهاي ايمان به خدا! خدا هم
فرموده است
و ما خلقت الجنّ و الإنس إلّا
ليعبدون.
تمام هدف من از خلقت عالم ايناست كه آدميان رو به
من بيايند و با من در ارتباط باشند. تنها من معبود و مطاعشانباشم. تنها تقرّب به
من و تحصيل رضاي من، انگيزه و محركشان در تمام شئون زندگيشانباشد. ركن اساسي كار
هر مسلمان در جميع فعاليتهايش تقرب جستن به خداستامامحسين(ع) نيز علت اساسي نهضت و قيام خود را احياي
اسلام و زنده نگه داشتن دينخدا نشان داد و در جواب فرماندار مدينه كه آن حضرت را
دعوت به بيعت با يزيد ميكردفرمود: اگر بنا شود آدمي مثل يزيد حاكم بر امت
گردد، در اين صورت بايد فاتحةاسلام خوانده شود و ماتم براي دين خدا گرفته شود. من
بايد براي روشن نگهداشتنچراغ روشنگر اسلام كشته شوم. پس آن شرف و كمال جاري كه شايستة شأن امامحسين(ع) است، شرف
شهادت در راه احياي دين خدا و كمال روشن نگه داشتن نام خدا برزبانهاست، وگرنه
موضوع آزاديخواهي و عدالتطلبي و زير بار نرفتن در ساير افرادمردم، حتي كافران
نيز ديده ميشود
لازم بذكر است اين وبلاگ در
راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح
شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا
شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريداينبار هم به مناسبت فرارسيدن ماه ايثاروشهادت
(محرم) مقاله اي تدوين شده است كه موضوعات مطرح شده در مقاله حاوي محوريت مطالب
زير مي باشد
كليات زندگينامه امام حسين(ع)- چیستی عاشورا-كربلا وشهداي كربلا- پیامبرانی كه دست به دامن امام حسین (ع) شدند-عاشورا وانتظار-- پیامدهای واقعه عاشورا- عاشورا فرارروي ملل و نحل- عزاداري و انتظاروآسيب شناسي آن-امام خميني (ره) و عزاداري
حسيني-وده
ها موضوعات مختلف ديگربابا ديدگاههاي مختلف با محوريت امام
حسين-محرم-عاشورا-كربلا-وشهدا كربلاواربعين حسيني
مباهله
به چه معناست؟ آیا در زمان حاضر نیز میشود با مخالفان اسلام مباهله کرد؟
روز
مباهله روز حقانیت دین اسلام است
ماجراي
مباهله يکي از وقايع بزرگ زمان پيامبر اکرم (ص) مي باشد تا بار ديگر حق بر هر چه
غير آن پيروز گردد.
اگر
غدیر تدوام رسالت است مباهله اثبات رسالت است
مباهلهدر لغت عرب به معنی درخواست عذاب بر مخالف در اعتقاد است
و برای اولین بارپیامبر آماده شد تا با سران مسیحی منطقه نجران به مباهله برخیزد و حتی دستحسن و حسین را گرفت
و با دختر و داماد خود در گوشه بیابان حاضر شد، ومنتظر آن گشت که سران مسیحی نجران از اسقف و کشیش برای
مباهله حاضر شوندولی آنان با مشاهده آیات صدق پیامبر عقب نشینی کردند و پرداخت جزیه را برمباهله برگزیدند. این معجزه یعنی مباهله برای اثبات صدق دعوی در قلمروو عقائد باقی و
پایدار است و هم اکنون نیز این دعوت باقی است و لازم استبه سمع مخالفان اسلام برسد. آنان از هر فرقه و گروهی
باشند اگر به خداایمان دارند، در سرزمین دور از اجتماع آماده مباهله باشند و طرفین بر علیهیکدیگر از خدا عذاب
بطلبد، آنگاه ببینند عذاب خدا فرود میآید یا نه و اگرفرود میآید کدام یک از دو طرف را طعمه خود قرار میدهد؟
مرحوم علامه طباطبائی در مورد مباهله چنین میگوید:
هرفرد با
ایمان با تأسی به نخستین پیشوای اسلام میتواند در راه اثبات حقیقتیاز حقائق اسلام با
مخالف خود به مباهله بپردازد و از خداوند برای اودرخواست عذاب کند.
و هر فردی از مسیحیان و کلیمیان که بخواهند اینمعجزه الهی را از نزدیک مشاهده کنند. میتوانند با فردی
از افراد با ایماناسلام در مورد حقانیت اسلام به مباهله بر خیزند و نتیجه آن را با دیدگانخود مشاهده نمایند. امام صادق (علیه السلام) به یاران خودهمین دستوررا میداد که مخالفان
را به مباهله دعوت کنند یکی از یاران آن حضرت به نامابو مسروق به حضرتش گفت: من با مخالفان با آیه «وَاُولِی
الأمْرِمِنْکُمْ» نساء/59. بر فضیلت و پیشوائی شما استدلال میکنم آنان میگوینداین آیه مربوط به
فرماندهان سپاه است و وقتی با آیه «اِنَّما وَلِیُّکُماللهُ وَرَسُولُهُ...» مائده/55. بر امامت علی(علیه
السلام) احتجاج میکنممیگویند: این آیه مربوط به افراد با ایمان است نه شخص خاصی و هر موقع باآیه «اِلّا
المَوَدَّةَ فِی القُرْبی» شوری/23. استدلال میکنم، مخالفانمیگویند: این آیه
مربوط به تمام بستگان پیامبر است.
امام صادق (علیهالسلام) در پاسخ سائل فرمود: در چنین صورت آنان را به مباهله دعوت کنآنگاه نحوه مباهله
را بیان کرد و فرمود: چیزی نمیگذرد مگر اینکه آثارمباهله ( نزول عذاب) را مشاهده میکنی. (کافی، 2/ کتاب
دعا، باب مباهله) آیه مباهله چگونه مؤید این نکته است که اهل بیت در آیه تطهیر،
علی و فاطمه و حسن و حسین هستند؟ بانگاهی گذرا به آیه مباهله متوجه می شویم که «أبناء» و
«أنفس» جمع و «نساء»
اسم جمع است، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه واله) باید حداقل نُه نفر راهمراه خود میبرد (3
مرد، 3 زن، و 3 فرزند)؛ زیرا اقلّ جمع 3 نفر است، درحالی که فقط چهار نفر را همراه خود برد. این، نشان میدهد
که آن حضرت بیشاز چهار نفر، واجد صلاحیت برای شرکت در میدان مبارزه معنوی نیافت
كليات عيد غدير-اس ام اس بمناسبت عيدغدير-دانلود مقاله
آب دريا را اگر نتوان كشيد هم
به قدر تشنگى بايد چشيد
بسم الله الرحمن الرحيم
ستايشخداوندى را كه در
يگانگى، والا و در بى همتايى، نزديك و در اقتدار شكوهمندو در اركان خود بسى بزرگ است. دانشش بر هر چيز احاطه
دارد و آفريدگان همگىمقهور قدرت اويند. بزرگى كه پيوسته بوده و ستودهاى كه هميشه خواهد بود. آفريدگار آسمانهاى
بلند و گستراننده گستره زمين است. فرمانرواى مطلقزمينها و آسمانهاست و به غايت، پاك و بىنهايت پاكيزه
است.
بسم الله الرحمن الرحيم يا ايها
الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من
الناس.
شكرو سپاس بى منتها، خداى بزرگ را، كه ما را از امّت مرحومه
قرار داد؛ و به صراطمستقيم ، ولايت مولاى متّقيان ، امير مؤ منان ، علىّ ابن ابى طالب عليه
السلامهدايت نمود. و بهترين تحيّت و درود بر روان پاك
پيامبر عالى قدر اسلام ؛ و براهل بيت عصمت و طهارت ، خصوصا اوّلين خليفه بر حقّش امام
اميرالمؤ منين ، صلواتاللّه عليهم
. و لعن و نفرين بر
دشمنان و مخالفان اهل بيت رسالت عليهم السلام كهدر حقيقت ، دشمنان خدا و قرآن هستند آرى غدير يك سرزمين
نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى
است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب. و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز
امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت
شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور
و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق،
روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست
و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حياتبخش اسلام آن را
گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى گويند.
امروز
(روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام
را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.
داستان
غدير خم
سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج
خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را
بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.
نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك
وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه:
«اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين
نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد»
پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا
فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته
و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه
جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه
كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت هاو شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن ميگويند خدا و پيامبر
داناترند. رسول گرامي مي فرمايد:آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارترنيستم و همگان يك
صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي
گذارم يكي ثقل اكبر كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم،
بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن
قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند. سپس فرمود:
خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم
هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار
تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را
خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به
غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش
جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه: «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم
و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و
بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد
هان!
ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است…
هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی
غدیریه)
مختصری از زندگینامه امام هادی(ع)-بهمراه دانلود مقاله
منبع
فياض نور حق
سلام خدا بر تو ای
دهمین پیشوای معصوم! سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش
کرد و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت زده، آتش سوگمان
را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش.
مختصری از
زندگینامه امام هادی(ع)
زندگى ابو الحسن على الهادى ابن
محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على
زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام. شیخ در مصباح مىنویسد:
روایتشده است كه حضرت ابو الحسن على بن محمد عسكرى (ع) در روز 27 ذى حجه به دنیا
آمد. سپس وى مىگوید: ابن عیاش گفته است: میلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده
است. همچنین وى تولد آن حضرت را روز پنجم هم ذكر كرده است. شیخ گوید: ابراهیم بن
هاشم قمى گفته است: ابو الحسن عسكرى (ع) در روز سه شنبه سیزدهم رجب از سال 214
هجرى دیده به دنیا گشود». كلینى در كافى نویسد: آن حضرت در نیمه ذى حجه از سال 212
به دنیا آمد. البته برخى نیز روایت كردهاند كه تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال
214 بوده است. در كشف الغمة نیز گفته شده است كه آن حضرت در روز جمعه پا به دنیا
گذارد. شیخ مفید گوید: «محل تولد آن حضرت در صریا، یكى از قراى مدینه بود».
نگارنده: در بسیارى از نسخ جاى ولادت آن حضرت را همین قریه و با همین املا
نوشتهاند و در برخى از نسخ ضبط آن به صورت«صربا» بوده است. البته نام چنین محلى
نه در معجم البلدان و نه در هیچ یك از كتب لغت ذكر نشده است. تنها ابن شهر آشوب در
مناقب، در بخش الجلاء و الشفاء، گفته است: صریا قریهاى است كه موسى بن جعفر آن را
به فاصله سه میلى از شهر مدینه بنا كرده است. امام هادى (ع) به قولى در بیست و
پنجم جمادى الاخره و به قول دیگر، در سوم رجب و به دیگر قول در روز دوشنبه بیست و
هفتم جمادى الاخره در نیمه روز و در سال 254 هجرى، در شهر سامراء دیده از جهان
فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات یافت و بنابراین، عمر آن حضرت اندكى
كمتر از چهل سال یا 41 سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و پنج
ماه با پدرش و 33 سال و چند ماه، به قولى نه ماه، پس از وى زیسته كه این مدت را
دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب كردهاند. آن امام (ع) دنباله خلافت معتصم و
سپس خلافت واثق ، متوكل ، منتصر ، مستعین و معتز را درك كرد و در پایان حكومت
معتمد، به شهادت رسید مدت اقامت آن حضرت در سر من راى، بیست سال و چند ماه بود و
پس از وفات، در خانهاش واقع در سر من راى به خاك سپرده شد
مادر آن حضرت
مادر آن حضرت كنیزى بود به نام
سمانه مغربیه. و در مناقب است كه مادرش معروف به سیده ام الفضل بود.
كنیه آن حضرت
كنیه وى ابو الحسن بود. برخى
نیز وى را ابو الحسن ثالث مىخواندند.
لقب آن حضرت
ابن طلحه گوید: القاب آن حضرت
عبارت بودند از: ناصح، متوكل، فتاح، نقى، مرتضى و مشهورترین القاب وى متوكل بود.
اما آن حضرت این لقب را مخفى مىكرد و به اصحابش مىفرمود از یاد كردن وى با این
لقب بپرهیزند. زیرا متوكل، لقب خلیفه عباسى بود. نگارنده: همچنین آن حضرت به دو
لقب هادى و نقى نیز شهرت داشت. در مناقب در این باره آمده است: القاب آن حضرت
عبارت بودند از: نجیب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب و عسكرى.
وى معروف به عسكرى بود و خود و فرزند بزرگوارش به عسكریین معروفیت دارند. شیخ صدوق
در علل الشرایع و معانى الاخبار گوید: از استادان خود رضى الله عنهم، شنیدم كه
مىگفتند: محلهاى كه على بن محمد و حسن بن على علیهما السلام در آن در سر من راى
ساكن بودند، عسكر نامیده مىشد از این رو به هر یك از این دو امام عسكرى گفته
مىشود». در نساب سمعانى است كه عسكرى منسوب به عسكر در سر من راى است. سر من راى
را معتصم بنا نهاد. بدین ترتیب كه چون شمار سپاهیانش بسیار شد و بغداد براى آنها تنگ
بود و مردم مورد آزار و اذیت قرار مىگرفتند، همراه با سپاهیانش بدین موضع نقل
مكان كرد و در آنجا كاخى زیبا ساخت و آن را سر من راى نامید كه بدان سامرة و سامرا
گفته مىشود. و از آنجا كه پادگان نظامى معتصم در این شهر جاى گیر شد، آن را عسكر
نیز مىخوانند. تاریخ این واقعه در سال 221 هجرى بوده است. گفته سمعانى حاكى از آن
است كه عسكر نامى بوده كه بر تمام سامرا اطلاق مىشده است.
نقش انگشترى آن حضرت
بنا بر قولى گفتهاند نقش
انگشترى آن حضرت عبارت: «حفظ العهود من اخلاق المعبود» بوده است. همچنین طبق قولى
دیگر نقش انگشترى وى عبارت: «الله ربى و هو عصمتى من خلقه» و مطابق نظر برخى دیگر
عبارت: «من عصى هواه بلغ مناه» بوده است.
عید
قربان عید پاک ترین عیدهااست
عید سر سپردگی و بندگی است. عیدبرآمدن
انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدندلهاییاست
که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو وانسانینو
است
«ولله علي الناس حج البيت من
استطاع اليه سبيلا»
کوتاه و
گویا
عیدقربان،عیدپا نهادن بر گردن
شیاطین است و افتخارآفرینی بندگان مخلص الهی.
عیدقربان،عیدنسلهای انسان است
که پشت به پشت هم، تسلیم فرامین الهیاند وعاشقانه به آنچه معبودشان بگوید، گردن مینهند.
قربانی، نماد به
زمین ریختن خون شیاطین درونی و بیرونی است.
قربانی، نماد بریدن
سر نفس اماره است در پیشگاه فرمان الهی.
عیدقربان،عیدتوحید است.
ابراهیم
خلیلالله، با به مسلخ بردن فرزندش، آرزوی کهنه ابلیس را در به گمراهیکشاندن فرزندان آدم،
نقش بر آب کرد.
قربانی
اسماعیل، تجدید عهد بشریت بود با پیمان اَلَست و اقتدا به وحی آسمانی
شهادت امام محمد باقر تسليت باد-همراه ابا دانلود مقاله
حضرت امام محمّد باقر(علیه السلام) اوّل ماه
رجب، یا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدینه متولّد گردید.
نام مبارك امام پنجم محمد بود .لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى
دانشرا شكافت و
اسرار علوم را آشكارا ساخت
. القاب ديگرى مانند
شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكركردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار
بوده است كنيه امام ابوجعفر بود . مادرشفاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ) ع )و از سوى پدر به
امام حسين ( ع ) ميرسيد
. پدرش حضرت
سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ( است .
تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى درمدينه جانگداز كربلا
همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداءكودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد دوران
امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشتامام زين العابدين (
ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است
در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ( مسائلى مانند انقراض
امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدنمشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه
خلال وابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى ومجادلات كلامى در
اين دوره پيش ميآيد , و عدهاى از مشايخ صوفيه وزاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند . قاضيها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتانپديدميآيند و فقه و
قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالحمراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد , و تعليمات قرآنى
- به ويژهمسأ له امامت و ولايت را , كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا , افكار بسيارى از حق
طلبان را به حقانيت آل على ( ع ) متوجه كردهبود , و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى ودين به دنيا
فروشانبرگرفته بود , به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوى را دربوتهفراموشى قرار
ميدادند برخى نيز احاديثى به نفع دستگاه حاكم جعل كرده ويا مشغول جعلبودند و يا آنها را
به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مينمودند اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه
بايد حافظان و نگهبانان ديندر برابر آنهابايستندبدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر
صادق ( ع (از موقعيت
مساعد روزگار سياسى , براى نشر تعليمات اصيل اسلامى ومعارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشيع و علوم اسلامى را
پايهريزىنمودند
.زيرا اين امامان
بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانانحقيقى تعليمات پيامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند
, وميبايست به
تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكاردست يازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس
كنند . به همين جهت محضر امام باقر ( ع ) مركز
علماء ودانشمندان وراويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود
ا بو بصير مي گويد: در خدمت امام محمد باقر
(ع) وارد مسجد شدم جمعيت زيادي در رفت و آمد بودند. امام (ع) به من فرمود: از مردم
بپرس آيا امام باقر را مي بينيد؟ از هر کس که پرسيدم ابا جعفر را ديدي مي گفت نه
با اينکه آن حضرت در کنار من ايستاده بود تا اينکه أبوهارون مکفوف (نابينا) آمده،
حضرت باقر (ع) فرمود: از او بپرس، گفتم: امام محمد باقر را ديدي؟ گفت: آري ايشان
همينجا ايستاده اند. گفتم از کجا فهميدي؟ گفت: چگونه ندانم در صورتي که آنجناب
نوري است درخشان و آفتابي است تابان. آنگاه ابو بصير ادامه مي دهد: که شنيدم از
امام (ع) با مردي که از اهل آفريقا بود صحبت کرد و فرمود: حال راشد چطور است؟ عرض
کرد: حالش خوب است و به شما سلام رسانيد. امام (ع) فرمود: خدا رحمتش کند مرد گفت
مگر از دنيا رفته است؟ فرمود: بله. گفت: چه موقع. فرمود: دو روز بعد از بيرون آمدن
تو. مرد گفت: به خدا قسم مريض نبود و هيچ علتي براي مرگش وجود نداشت! امام (ع)
فرمود: بالاخره مرگ فرا مي رسد و يا به مرض و يا به علتي. ابو بصير مي گويد: عرض
کردم راشد چطور آدمي بود؟ فرمود: مردي دوستدار و محب ما بود. سپس فرمود: آيا خيال
مي کنيد که ما چشم و گوشي نداريم که از وضع شما با خبر شويم چه خيال باطلي! سوگند
به پروردگار هيچ يک از اعمال و رفتار شما براي ما مخفي نيست و همگي نزد ما حاضر
است پس خويشتن را به کارهاي خير عادت دهيد و اهل خير باشيد و بدانيد که به اين
موضوع مهم فرزندان و شيعيانم را امر مي کنم زراره از عبدالملک نقل مي کند که بين
امام محمد باقر (ع) و بعضي از فرزندان امام حسن (ع) صحبتي پيش آمده بود. من
خدمت امام (ع) شرفياب شدم، خواستم در اين ميان سخني بگويم تا شايد حل اختلاف شود
امام (ع) فرمود: تو چيزي در بين ما مگو زيرا مثل ما با پسر عمويمان مانند همان
مردي است که در بني اسرائيل زندگي مي کرد و او را دو دختر بود يکي از آن دو را به
مردي کشاورز و ديگري را به شخصي کوزه گر شوهر داده بود. روزي براي ديدن آنها حرکت
کرد. اول پيش آن دختري که زن کشاورز بود رفت و از او احوال پرسيد. دختر گفت: پدر
جان شوهرم کشت و زراعت فراواني کرده، اگر باران بيايد حال ما از تمام بني اسرائيل
بهتر است. از نزد آن دختر به خانه ديگري رفت و از او نيز احوال پرسيد. گفت: پدر،
شوهرم کوزه زيادي ساخته اگر خداوند مدتي باران نفرستد تا کوزههاي او خشک شود حال
ما از همه نيکوتر است
زندگى امام، آينه تمام نماى زندگى
شرافتمندانه انسانهاى موحد و متعالى است.يكى از بارزترين ويژگيهاى امام جامعيت
اوست. توجه به علم، او را از اخلاق و فضايل روحى غافل نمىسازد و روى آورى به
معنويات و عبادت و بندگى، وى را از پرداختن به زندگى مادى و روابط اجتماعى و اصلاح
جامعه باز نمىدارد در حالى كه انسانهاى معمولى، در بيشتر زمينهها گرفتار افراط و
تفريط مىشوند، اگر به زهد و عبادت بپردازند، به عزلت و گوشهنشينى كشيده مىشوند
و اگر به كار و تلاش رو آورند، از انجام بايسته وظايف عبادى و معنوى، دور
مىمانند!.
* كار و تلاش در اوج زهد و تقوا
انسانهاى كم ظرفيت و كوتهانديش، گمان مىكنند كه لازمه زهد و تقوا، اين
است كه خرقهاى پشمينه بر دوش افكنده و زاويه خلوتى را انتخاب كنند و روى از خلق
بگردانند تا به خدا نزديك شوند! اينان گمان مىكنند كه تلاش براى تأمين معاش و كسب
روزى، مخالف زهد و توكل است، و وظيفه انسان فقط ذكر گفتن و پرداختن به نماز و روزه
مىباشد و روزى از هر جا كه باشد مىرسد ! ولى برنامه امامان (ع)، و از جمله امام
باقر (ع) غير از اين بوده است.آنان، در اوج زهد و تقوا و در نهايت عبادت و بندگى
خدا، اهل كار و تلاش بودهاند، و از اين كه ديگران روزى آنها را تأمين كنند و خرج
زندگى ايشان را بپردازند، بشدت بيزار بودهاند. محمد بن منكدر يكى از زهاد معروف
عصر امام باقر (ع) است كه همانند طاووس يمانى و ابراهيم بن ادهم و عدهاى ديگر،
داراى گرايشهاى صوفيانه بوده است.او خود نقل مىكند: در يكى از روزهاى گرم
تابستان، از مدينه به سمت يكى از نواحى آن، خارج شدم، ناگاه در آن هواى گرم، محمد
بن على (ع) را ملاقات كردم كه با بدنى فربه و با كمك دو نفر از خدمتكارانش مشغول
كار و رسيدگى به امور زندگى است.با خود گفتم: بزرگى از بزرگان قريش، در چنين ساعت
گرم و طاقت فرسا و با چنين وضعيت جسمى، به فكر دنيا است! به خدا سوگند، بايد پيش
رفته و او را موعظه كنم. به آن حضرت نزديك شدم و سلام كردم. او نفس زنان و عرق
ريزان، سلامم را پاسخ گفت. فرصت را غنيمت شمرده، به او گفتم: خداوند، كارهايت را
سامان دهد! چرا بزرگى چون شما در چنين شرايطى به فكر دنيا و طلب مال باشد! براستى
اگر مرگ در چنين حالتى به سراغ شما بيايد، چه خواهيد كرد! امام باقر (ع)، دست از
دست خدمتكاران برگرفت و ايستاد و فرمودبه خدا سوگند، اگر در چنين حالتى مرگ به
سراغم آيد، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است.اين تلاش من خود اطاعت
از خداست، زيرا با همين كارهاست كه خود را از تو و ديگر مردم بىنياز مىسازم (تا
دست حاجت و تمنا به كسى دراز نكنم) . من زمانى از خدا بيمناك هستم كه هنگام معصيت
و نافرمانى خدا، مرگم فرا رسد! محمد بن منكدر مىگويد: پس از شنيدن اين سخنان، به
آن حضرت عرض كردم: خداى رحمتت كند، منمىخواستم شما را موعظه كنم، اما شما مرا
راهنمايى كرديد
* حضور سازنده و مؤثر در جامعه
امام باقر (ع) با اين كه توجه به استغناى نفس و لزوم تلاش براى كسب معاش
داشت و عملا در اين راستا گام مىنهاد، اما هرگز زندگى خود را وقف تأمين معاش
نكرده بود، بلكه همت اصلى آن حضرت، حضور سازنده و مؤثر در جامعه بود اين درست است
كه نبايد براى تأمين زندگى، سربار ديگران بود، ولى اين نكته را نيز بايد در نظر
داشت كه هدف اصلى و عالى زندگى، دستيابى به رفاه، و ثروت نيست و نبايد در طريق
تلاشهاى دنيوى، از ارزشهاى اصيل زندگى غافل بود. امام باقر (ع) در روزگار خود،
بزرگترين تأثير علمى و عملى را براى جامعه خويش داشت. حضور در مجامع علمى و تأسيس
جلسات فرهنگى، يكى از بهترين و ارزندهترين نوع حضور در جامعه و خدمت به اجتماع
مسلمانان بوده و هست، زيرا هر گونه تكامل اجتماعى در ابعاد اخلاقى و معنوى و
اقتصادى و...منوط به تكامل فكرى و فرهنگى است. براى تبيين نقش حياتى امام باقر (ع)
در جامعه اسلامى، ياد همين نكته كافى است كه: جمع عالمان بر اين عقيده اتفاق دارند
كه فقيهترين مردم در آغاز سلسله فقيهان شش نفرند و آن شش نفر از اصحاب و شاگردان
امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بشمار مىآيند. و سخن حسن بن على الوشاءكه از معاصران امام رضا (ع) مىباشد، خود گواهى
روشن بر مدعاى ماست كه مىگويد: نهصد شيخ و بزرگ راوى حديث را در مسجد كوفه مشغول
تدريس يافتم كه همگى از امام صادق (ع) و امام باقر (ع) نقل حديث مىكردند محققان
بر اين عقيدهاند كه امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در حقيقت بنيانگذار دانشگاه
اهل البيت هستند كه حدود شش هزار رساله علمى از فارغ التحصيلان آن به ثبت رسيده
است . اصول اربعمائه همان رسالههاى چهار صد گانهاى است كه در ميان محدثان شيعه،
به عنوان كتب اصول شناخته مىشود و از جمله آن شش هزار رساله به شمار مىآيد، و چه
بسا بيشتر محتويات كتب چهارگانه شيعه (كافى، من لا يحضره الفقيه، تهذيب و استبصار)
از همين رسالههاى اربعمائه گرفته شده باشد...
از دیدگاه امام باقر علیه السلام علاوه بر
آموزش آداب و رفتارهای اجتماعی و اخلاقی، باید فرزندان را با نکات معنوی و تربیت
دینی آشنا نمود . این شیوه گذشته از اینکه کودکان را با مبداء حقیقی جهان آفرینش
مرتبط می سازد; در آنان روحیه اعتماد به نفس و نیروی استقامت و پایداری در مقابل
مشکلات کمر شکن زندگی نیز ایجاد خواهد کرد .
در این زمینه امام باقر علیه السلام به
فرزندش می فرماید: «یا بنی اذا انعم الله علیک بنعمة فقل «الحمد لله » واذا حزنک
امر فقل «لا حول ولا قوة الا بالله » واذا ابطا عنک الرزق فقل «استغفرالله »; فرزندم! هر گاه خداوند به تو نعمتی ارزانی
داشت بگو: «الحمد لله » و هر گاه امری و حادثه ای تو را غمگین و ناراحت نمود بگو:
«لا حول ولا قوة الا بالله » و زمانی که احساس نمودی روزی تو به کندی و سختی می
رسد بگو: «استغفر الله .»
امام باقر علیه السلام این ارتباط معنوی را
عملا نیز به فرزندانش می آموخت . امام صادق علیه السلام در این مورد می فرماید: من
همواره شب ها به هنگام خواب، بستر پدرم امام محمد باقر علیه السلام را آماده می
کردم، او در موقع مقرر به استراحت می پرداخت و آنگاه من به بستر رفته و می خوابیدم
. یک شب در انتظارش بودم، اما در موقع مقرر نیامد، برخاستم، به مسجد رفتم و به جست
وجو پرداختم، دیدم همه مردم رفته اند، اما آن حضرت به تنهایی در مسجد و در حال
سجده است، در حال سجده گریه و ناله می کند و با ناله سوزناکی به خدا عرضه می دارد:
«سبحانک اللهم انت ربی حقا حقا، سجدت لک یا رب تعبدا ورقا، اللهم ان عملی ضعیف
فضاعفه لی، اللهم قنی عذابک یوم تبعث عبادک وتب علی انک انت التواب الرحیم خدایا تو
پاک و منزه هستی و حقیقتا که پروردگار منی، خدایا فقط برای تو از روی عبودیت و
بندگی سجده می کنم، پروردگارا! عمل من ناچیز است، آن را برایم زیاد گردان، خدایا
در روزی که بندگانت محشور می شوند مرا از عذاب نگه دار و توبه ام را بپذیر، همانا
که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی .» همچنین، هرگاه آن حضرت با مشکلی ناراحت کننده
مواجه می شد، همسر و فرزندان خود را جمع می کرد و دعا می نمود و آنان آمین می
گفتند
مراحل
تربیت معنوی
امام باقر علیه السلام در یک گفتار حکیمانه
مراحل تربیت معنوی فرزندان را شرح داده و چگونگی تربیت آنان را در سنین مختلف بیان
می دارد . طبق رهنمود آن حضرت، والدین باید در سه سالگی کلمه توحید (لا اله الا
الله) را به کودک یاد دهند . در چهار سالگی کلمه رسالت (محمد رسول الله) را به او
بیاموزند و در پایان پنج سالگی او را آزمایش نمایند . اگر راست و چپ را می شناسد،
صورتش را به سوی قبله متوجه ساخته و به او بگویند رو به سوی قبله سجده کند . در شش
سالگی اجزاء نماز و رکوع و سجده صحیح را یادش دهند تا سن او به آخر سال هفتم برسد
. در آن موقع به او بگویند: دست ها و صورتش را بشوید و آنگاه به نماز بایستد عبادت
های تمرینی و دعا و نیایش کودک در پیشگاه خداوند، اثر درخشانی در روان طفل به جای
می گذارد . گرچه ممکن است کودک معنی و مفهوم الفاظ و عبارات نماز را نفهمد ولی
معنی توجه به خدا، راز و نیاز با پروردگار، استمداد از آن قدرت لایزال را متوجه
خواهد شد . به همین جهت او در آینده به صورت فردی امیدوار، متکی به نفس، دارای هدف
و با اطمینان به آینده زندگی کرده و در باطن خود تکیه گاهی قوی برای خود احساس
خواهد نمود . این باورها می تواند سرمایه ای بزرگ در طول زندگی و سدی محکم در
برابر طوفان های حوادث و پیشامدهای ناگوار باشد . همچنانکه خداوند می فرماید:
«الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله، الا بذکر الله تطمئن القلوب »; آن ها کسانی هستند که ایمان آورده اند، و دل
هایشان به یاد خدا مطمئن و (آرام) است; آگاه باشید تنها با یاد خدا دل ها آرامش می
یابد .» لازم به ذکر است که در تربیت معنوی کودکان و نوجوانان باید از تندی و
خشونت پرهیز شود . زیرا تجربه نشان می دهد اجبار و زورگویی نا به جا اثرات نامطلوب
در کودک به جای می گذارد . برای همین امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر اکرم
صلی الله علیه و آله فرمود: «ان هذا الدین متین فاو غلوا فیه برفق ولا تکرهوا
عبادة الله الی عباد الله; اسلام آئین استوار و محکمی است . با مدارا در آن وارد
شوید و بندگان خدا را در عبادت الهی مجبور ننمایید .»
احترام به همسر یکی دیگر از مواردی است که
در تربیت تاثیر دارد . مادری که در خانه عزیز باشد و مورد تکریم شوهرش قرار گیرد،
با روحی سرشار از عاطفه، آرامش، احساس عزت نفس و با نشاط و شادابی به پرورش
فرزندان همت خواهد گماشت اما اگر مورد آزار و اذیت روحی و جسمی قرار گیرد و اندیشه
ها و شخصیت وی در منزل به ویژه پیش فرزندان مورد تحقیر و هانت باشد، ناگفته پیداست
که از روان سالمی برخوردار نخواهد بود و در نتیجه آرامش خود را از دست داده و
اضطراب و نگرانی او در فرزندان نیز تاثیر خواهد گذاشت . از چنین مادری نمی توان
انتظار پرورش فرزندانی تربیت شده و صاحب کمالات داشت
بدین جهت امام باقر علیه السلام در احترام
به شخصیت همسر اهتمام جدی داشت . حکم بن عتیبه روزی به ملاقات امام باقر علیه
السلام رفت . او آن حضرت را در یک خانه آراسته و زیبایی یافت که لباس های نو و
رنگین پوشیده بود . حکم بن عتیبه از وضع زندگی امام باقر علیه السلام به شگفت آمده
و با نگاهی تعجب آمیز به آن حضرت و اطاق آراسته نظاره می کرد . آن حضرت که افکار
وی را از نگاهش دریافته بود، از او پرسید: ای حکم! نظر تو در مورد این گونه زندگی
چیست؟ او گفت: برای من زیبنده نیست در مورد زندگی شما سخنی بگویم و اعتراض داشته
باشم، اما در میان ما، جوانان تجمل طلب و تازه دامادها چنین می کنند امام باقر
علیه السلام فرمود: ای حکم! «من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق
»; «چه کسی زینت هایی را که خداوند برای
بندگانش آفریده و روزی های پاکیزه را حرام نموده است .» این زینت ها و زیبایی ها
را خداوند متعال برای بندگانش قرار داده است . آن حضرت در ادامه سخنانش فرمود: اما
این خانه ای را که می بینی، خانه همسرم می باشد و من چون تازه با او ازدواج کرده
ام به احترام وی به اینجا آمده ام و لباس زیبا پوشیده ام . ولی خانه خود من همان
منزل ساده ایست که تو آن را دیده ای به این ترتیب آن حضرت به احساسات و تمایلات به
حق همسر خویش پاسخ مثبت داده و به او به دیده احترام می نگریست . امام باقر علیه
السلام بر این باور بود که باید همسر و فرزندان را تکریم نمود و برای آنان احترام
قائل شد، و نباید از نیکی کردن به آن ها غفلت نمود و می فرمود: «من حسن بره باهله
زید فی عمره; هر کس با همسر و فرزندانش
خوش رفتاری کند عمرش زیاد خواهد شد .»
تربیت فرزند یکی از مهم ترین وظایف والدین و
مربیان در عرصه زندگی است . تربیت به معنای شکوفا نمودن استعدادهای درون انسان ها
و هدایت غرائز نهفته آنان به سوی قله کمال و رستگاری می باشد . تربیت مجموعه تلاش
هایی است، سنجیده و منظم برای نیل به هدف های مشخص و شکوفا سازی توان های بالقوه
در تمام ابعاد وجودی انسان و به عبارت دیگر می توان تربیت را انتقال میراث های
فرهنگی مطلوب و ارزشمند از نسلی به نسل دیگر دانست . به طور کلی، مجموعه تلاش ها،
فرصت ها، اقدامات، امکانات و برنامه ها از بدو انعقاد نطفه تا واپسین دم حیات برای
رشد و شکوفا سازی توان های بالقوه فرد به طور همه جانبه تا رسیدن به حداکثر ظرفیت
را تربیت می نامیم از آنجایی که امامان معصوم شیعه بهترین شیوه های تربیتی فرزند
را فرا روی پیروان خود نهاده اند، زندگی پر افتخار آنان می تواند به عنوان موفق
ترین الگوهای تربیتی در طول تاریخ بشر مطرح شود . در این نوشتار به مناسبت اول ماه
رجب، روز ولادت امام محمد باقر علیه السلام روش های تربیت فرزند را در سیره و سخن
آن گرامی بررسی نموده و برخی نکته های قابل توجه را ارائه می نماییم .
نقش
تربیتی والدین
پدر و مادر به عنوان دو رکن اساسی خانواده
بیش ترین نقش را در تربیت فرزندان ایفا می کنند . مادر از زمان انعقاد نطفه تا
دوران نوجوانی ارتباطی تنگاتنگ با کودک دارد . خصلت ها، اندیشه ها، افکار و رفتار
مادر بیش ترین تاثیر را در ساختار شخصیتی یک نوجوان به جای می گذارد . مادر همانند
یک معلم، مربی و الگوی گفتاری و رفتاری کودک به حساب می آید . او یکی از عوامل
مؤثر تربیتی از نظر محیطی و وراثتی است . به این جهت برای پرورش فرزندان سالم و
صالح، باید از زمان ازدواج در اندیشه انتخاب مادر شایسته برای فرزندان بود . چرا
که از منظر حضرت باقر علیه السلام تربیت کودک از همان مرحله آغاز می شود . امام
باقر علیه السلام در روایتی به تاثیر شیر مادر در اطفال اشاره کرده و به محمد بن
مروان فرمود: «استرضع لولدک بلبن الحسان، وایاک والقباح، فان اللبن قد یعدی; برای
شیر دادن به فرزندت از دایه های خوشرو و زیبا استفاده کن و از زنان بد صورت و قبیح
برحذر باش، زیرا شیر گاهی (صفات و ویژگی های روحی مادر را به فرزند) منتقل می کند
از آنجاییكه دین اسلام بهعنوان كامل ترین
دین الهی مطرح است و نیازمندیهایبشری را در هر زمانی جوابگوست؛ نسبت به ازدواج و كانون
مقدس خانواده، تشویقها وترغیبهای زیادی نموده است، تا جاییكه بیتالمال را یكی
از ابزارهای رسیدن به چنینهدفی قلمداد میكند و علاوه بر موارد ضروری تكلیف كرده
تا حاكم حكومت اسلامی برایرفع معضل جوانان و پیشگیری از افتادن در ورطه انحراف و
مفاسد اجتماعی از بیتالمالمسلمانان استفاده كند. در این خصوص پیامبر عظیمشان
اسلام میفرمایند:
ما بنی بناء فیالاسلام احب الی الله عزوجل منالتزویجدر اسلام هیچ بنایی
نزد خدا محبوبتر از بنای ازدواجنیست
پاكدامنی و عفت در همه ملل ستودنی است و
مختص قشر خاصی نبوده و نیست وبههمیندلیل در همه كشورها برای ازدواج آئین مخصوصی با
توجه با قوانین و فرهنگ هرملتی وجود دارد. در اسلام عشقورزی تنها در ازدواج، پسندیده شمردهمیشود. بدون شك اعتقادات و باورهای دینی بهترین معیار در امر ازدواج
هستند كه مسلماًنتایج مثبت فراوانی را نیز در پی خواهد داشت. در واقع معنویت به زندگی
انسان معنامیبخشد ، در خانوادهای كه ایمان اصل قرار داده شود و محور زندگی مشترك
بر معنویتقرار بگیرد و با معیارهایی كه اسلام و قرآن عنوان میكنند ، زندگی مشترك
پایهریزیشود ، دستیابی به ازدواج موفق امكانپذیر خواهد بود و موجب خوشنودی خداوند
و پیامبراسلام(ص) میشود و همچنین تحسین دیگران را هم درپی خواهد داشت. معنویت، انسان را به
هدفی عالی میرساند و حلال مشكلات ، برطرفكننده نارساییهادر نظام خانواده و
اجتماع است. معنویت نقش بسزایی دركامیابی و سعادت یك زندگی مشتركدارد
به امید آنكه همه جوانها با قرار دادن معیار ایمان و شناخت كافی بهترین
تصمیمرا كه همان انتخاب عاقلانه و صحیح
است، بگیرند و سعادتمند شونددر همين راستا و با توجه به اينکه امسال به نام سال
اصلاح الگوي مصرف نامگذاريشده است مي تواند فرصت را
غنيمت شمرد و باتوجه به رهنمودهاي رهبرمعظم انقلاب مبنيبر اينکه
«سادگي را از مراسم ازدواج آغاز کنيد» بناي بسياري از ازدواج ها را مبنيبر سادگي و با هزينه هاي کم گذاشت
دانلود- با حجم 579 کیلوبایت پسورد : www.arash98.com ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )
ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج
از
میان ضربالمثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون
ازدواجشصت
مورد را انتخاب كرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارداما
تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگریاز
این گفته ها می تواند برای عده ای حكم كلید راهنما را داشته باشد
1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب
المثل آلمانی)
2- مردی كه
به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی)
3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی(
4- زنی سعادتمند است كه مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی(
5- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل
انگلیسی(
6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی(
7- زن و
شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی(
8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب
المثل لهستانی(
9- دختر
عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی(
10-داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته
ای .( ضرب المثل فرانسوی(
ازدواج از دیدگاه قران روایتهاواحاديث معصومان(علیهمالسلام)
رسول خدا (ص)
1. وقتی کسی که خلق و دین ویمایه
رضایت است به خواستگاری می آید , به او زن دهید و اگر چنین نکنیدفتنه و فساد در زمین فراوان خواهد شد.
2. بهترین ازدواج ها آنست که آسان انجام گیرد.
3. وقتی خداوند خواستگاری زنی را به دل کسی انداخته باشد , مانعی
نیست که او را بنگرد.
4. وقتی اشخاص همشأن برای خواستگاری پیش شما آمدند ؛ دختران خود
را شوهر دهیدو در کار آنها منتظر
حوادث نباشید.
5. اگر کسی زنی را خواستگاری کرد و موی خود را رنگ می بندد باید
به او خبر دهد که موی خود رنگ می بندد.
6. عقد نکاح را محکم کنید و آن را علنی سازید.
7. بوسیله زناشویی روزی بجویید
8. زناشویی (ازدواج) کنید که من از فزونی شما تفاخر می کنم.
9. ازدواج کنید تا عده شما بسیار شود ,زیرا من در روز رستاخیز به
فزونی شما بر امتهای دیگر افتخار می کنم.
10. زن برای
دین و مال و جمالش گیرند , زن دین دار بجویید .
با توجه
به این دیدگاه معتدل درباره زن، برخی موضوعهای مربوط به ازدواج را از لابهلای
احادیث معصومین(علیهمالسلام) میآوریم.
تشویق به
ازدواج فضیلت متأهل پافشاری بر هویت دینی ازدواج نکوهش دیر شدن ازدواج تشویق به ازدواج برای افزایش نسل ازدواج،
مایه افزایش روزی و برکت تشویق به میانجیگری در ازدواج آزادی در همسر گزینی
خانواده، كلمهای طیبهاست.كلمه
طیّبه هم خاصیّتش این است كه وقتی یك جایی به وجود آمد، هموارهاز خود بركت و نیكی میترواد و به پیرامون
خودش نفوذ میدهد پيوند ازدواج و زناشويى، یكی از نعمتهای بزرگ الهی و از
عوامل ماندگاری و صلاح جوامع است از نظر اسلام، تشكیل خانواده، عمل مباركی است كه مرد و زن
باید آن را به عنوان یك كار الهی و یك وظیفه انجام دهندفرصت ازدواج و آرام گرفتن
در یك مجموعه خانواده، یكی از فرصتهای مهم زندگی است هر خانوادهای یكی از سلولهای
پیكره اجتماع و بدنه اجتماع است. وقتی اینها سالم بودند، پيكره جامعه نیز سالم
خواهد بود در داخل خانواده است كه مرد و زن میتوانند استراحت و تجدید قوا كنند،
بدین گونه، همت خودشان را برای ادامه راه آماده سازند
غلامعلی افروز: زناشويى،یكی شدن دو سرشت
خدایی است تا سومی بتواند روی زمین زاده شود. پیوند دوروح است
در مهری استوار تا جداییها را پایان دهند. یكی شدن برتری است كهدو هستی جداگانه را درون دو روح، یكپارچه میكند.حلقه زرّین زنجیریاست كه
آغاز آن یك نگاه و عشق پاك و پایانش جاودانگی است. و باران پاكیاست كه از آسمان نیالوده میبارد تا پهنههای
طبیعت ایزدی را میوهدار وفرخنده سازد نیكبختی زن از شكوه و سروری و بخشش و بزرگواری
مردنیست،
بلكه از مهری است كه جان زن و مرد را به یكدیگر پیوندداده و جام دلایشان
را لبریز از محبت میسازد. محبت و مهری كه آن دو را در تن زندگی بههم
آورده و نغمهای نشسته بر لبان آسمان میسازد رابطه زن و شوهر،به قدمت
خلقت آدم، به قداست متعالیترین ارزشها، به عظمت گستره هستى، بهبركت
همه نسلها در همه عصرها و تجلیگر اولین تعاملی است كه پیوندیآسمانی
این دو را كنار هم جمع آورده است رابطه زن و شوهر، جلوهایاز
برترین هنر زندگی و كاملترین شكل ارتباط انسانی است. در یك نگاه،رابطه
زن و شوهر، آمیزهای است از زیباترین تلاقی چشمها، گیراترین تبادلكلامها،
هماهنگترین تپش قلبها، همسوترین اندیشهها، استواترین گامها وپررمز و
رازترین محرمیتها. رابطه زن و شوهر، رابطه مهرورزي و محبتپذيرى، عهد و وفا، گذشت و ایثار، سخاوت و
احسان، مودّت و مروّت، صداقت ودرستى، صفا و
صمیمیت، خورشید و نور، لبخند و نشاط، طبیب و درمان، آسایشروان و آرامش جان استرابطه زن و شوهر، یعنی
برخوردار شدن ازآراستهترین، گرانبهاترین،
راحتترین، پردوامترین و گرمابخشترین تنپوشها،
آرى رابطه زن و شوهر به فرموده خالق انسانها، چون رابطه قامت ولباس است و این لباس، گرمابخش جسم و جان،
معناگر حیات و جلوهگر وحدتاست زیباترین رابطه
میان زن و شوهر زمانی برقرار میشود كه هر دویآنها با
اندیشهای متعالی و انگیزهای قوی تلاش كنند. یكدیگر را موردحمایت عاطفی خود قرار دهند و در ارضای
نیازهای فطری و روانی همدیگر از همپیشی گیرند. زن برای
شوهر لباسی زیبا و جذاب، و شوهر برای زن پوششی آراستهو
برازنده باشد. همچون رابطه لباس و بدن، گرمابخش و آرامشگر یكدیگر باشندو همدیگر را زیبا و آراسته و با كمال و موقر
جلوه دهند. كاستیها و خطاهایهم را بپوشانند و
همدل و همراز یكدیگر باشندزنها و شوهرها، فقطو فقط در
زندگي مشترك و تعامل متقابل با همديگر ميتوانند همه مهارتهايزناشويى
و جاذبههاي بالقوّه كلامي و بصري و رفتارى خود را فعليتبخشندزن و شوهر موفق آنانی هستند كه جز با زبان محبت و تكریم باهم سخن
نمیگویند و همواره از خزانه دلشان كلام زرین و خوشانید و گفتارشفابخش
را برگزیده، در فضای سرشار از نشاط و آرامش تقدیم یكدیگر میكنند. در زندگی چنین زن و شوهری زبان
تهدید، تنبیه، تحقیر و تخریب شخصیت جاییندارد. آنان خود محور، خودبین، خودخواه و خودكامه نیستند. و بیش از
آنكهبه خود
بیندیشند به همسر خویش میاندیشند
در یك زندگی مشترك موفق،زن و
شوهر فهیم همه سعی و تلاش خود را در جهت جلب رضایت خاطر و فراهمساختن آسایش و آرامش روان و نشاط درونی
یكدیگر مبذول میدارند و از اینرو، ضمن ابراز محبت
به خویشان و تكریم شخصیت آنان، به رسالت و مسئولیتخطیر «همسری»
اندیشید و خویشان و بستگان را بهانه بیمهری به همسر خودقرار نمیدهند. رابطه زن و شوهر، حیاتیترین پاسخ به فطریترین نیاز زندگی
فردی و اجتماعی انساناست. رابطه زن و شوهر، رابطهای لطیف، گرمابخش و مهرآفرین بوده،
اساس آن بر تمجيد و تكريم و گذشت و ایثار استوار است.رابطه زن و شوهر، آزمون دوباره توان انسان در حفظ حرمتها و ارزشها،
تكریم خویشان و نزدیكان و تأیید و تقویت منزله همسر است.رابطهزن و شوهر یعنی بهرهگیری
از پربركتترین زمانها و خوشایندترین فرصتهابرای
ارائه پایدارترین جاذبهها، تأمین فطریترین نیازها و تضمین سلامت وبهداشت روانها.دروغ و بدزبانى، تندخويي و بداخلاقى، غیبت و تهمت،
ناسپاسي و قدرناشناسى، بيتفاوتى، قهر و خشم از افات رابطه مطلوب زن و شوهر است.محوررابطه
زن و شوهری كه در اندیشه اداره و ادامه یك زندگی پویا، مولّد وپربركت
هستند، همدلي و يكرنگى، صبوري و خويشتن دارى، گذشت و ایثار است
خداوند سرچشمه آرامش است و
همسران ما قطرهای فروچكیده از آن آرامش. پسمیتوان در وجود همسران خدا را دید و بوی او را
شنید.بعضيها بر زبان رؤياو افسانه مينشيند و به خواستگاري ميروند و برخي بر بادل خرد و
واقعبينى.
در نتیجه اوليها هرگز به همسر دلخواه خود نميرسند.
ولی
دومیها باهمسری ایدهال
ازدواج میكنند.پروردگارا
با ازدواج همسران دریچهای ازآرامش را
به رویشان گشاید؛ برخی تا پایان زندگی مشترك این دریچه را بازنگه میدارند، و بعضي نیز به زودي آن را به
روي خويش ميبندند.نخستیندلدادگی پاك انسان
به همسر آیندهاش، بازتاب هبوط نخستین عشق آسمانی درسراچه دل
اوست. این دلدادگی از حضور رحمت و مهر آفریدگار در
كنار همسران خبر میدهد.چهخوشبختند جوانهایی كه به جستوجوی همسری
برمیآیند كه پای در زمین و سردر آسمان دارد، نه
همسری كه تنها در افسانهها یافت میشوندازدواجی ایدهآل و كامل است كه برآمده از
سه پیوند باشد: پیوند دلها، جسمها و سرنوشتها.آنگاه از همسرت متوقع باشی كه ایدهآل و كامل باشد، كه خود نیز ايدهآل
و كامل باشي.آنگاه به
سراغ عیبهایب همسرانمان برویم كه نخست خود بیعیب شده باشیم.كاش موانع سر راه ازدواج برداشته شده و سر راه طلاق و جدایی قرار میگرفت.آن عشق پاك نخستین با یك نگاه میجوشد، با همدلي و يكرنگى جاري ميشود.
و با گذشت و ایثار به فوّاره تبديل ميشود.مهم نیست كه سالروز ازدواج یادمان باشد، مهم آن است كه خوبیهای
همسرمان در خاطرمان باشد.مهم نیست
اگر همسرمان به وظیفهاش عمل نكرد، سهم آن است كه ما به وظیفه خود عمل كنیم.مهم نیست اگر همسرمان لغزشی انجام دهد، مهم آن است كه لغزش او را
نادیده بگیریم.كاش به جای
آنكه بگوییم «گربه را دم حجله باید كشت» بگوییم: «توقع زیادی را دم حجله باید كشت».مرددر مقام عاشقی و زن در مقام معشوق است. پس
نه میتوان «نیاز» را از طبیعتمرد زدود و نه «ناز»
را از وجود زن ربود و این، تفاوتی است كه اگر بهدرستی
پذیرفته شود، سرچشمه همدلی و دلدادگی خواهد بود. به تعبیر زیبایحافظ:میان عاشق و معشوق، فرق بسیار است چو یار ناز نماید شما نیاز كنید
رابطه زن و شوهر، معنایی از درس وفا، آینهای از
مهر و صفا و تصویری از یك رنگی و دلدادگی است
آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد
بسم الله الرحمن الرحيم
ستايشخداوندى را كه در يگانگى، والا و در بى همتايى، نزديك و در اقتدار شكوهمندو در اركان خود بسى بزرگ است. دانشش بر هر چيز احاطه دارد و آفريدگان همگىمقهور قدرت اويند. بزرگى كه پيوسته بوده و ستودهاى كه هميشه خواهد بود. آفريدگار آسمانهاى بلند و گستراننده گستره زمين است. فرمانرواى مطلقزمينها
و آسمانهاست و به غايت، پاك و بىنهايت پاكيزه است. پروردگارفرشتگان و روح
است و نسبتبه هر آنچه آفريده كريم است و هرچه ساخته وپرداخته غرقه عطا و فضل اويند. هر ديدهاى را مىبيند و هيچ ديدهاى راتوان ديدار او نيست... در اجراى كيفر مجرمان، شتاب نمىكند و بهعذابى كه در خور آنند تعجيل، نمىنمايد. به اسرار نهان و به سويداىسينهها آگاه است و هيچ رازى از او پوشيده نيست و هيچ امر نهانى او را بهاشتباه نمىافكند... گواهى مىدهم: او خدايى است كه هستى، آكنده قداست وى است و آغاز بى آغاز و انجام بى فرجام به نور او احاطه شده است. فرمانشبى مشورت مستشارى مجرا و نافذ است و قضا و تقديرش بى مدد و انبازى بركائنات حكومت دارد و در تدبير امر خلقش هيچ نقص وبى نظمى نيست... اعترافمىكنم كه بنده اويم و گواهى مىدهم كه پرورنده و پروردگار من است و آنچهرا كه به من اعلام فرموده به مردم ابلاغ خواهم كرد. مباد كه به سبب مسامحهدر انجام وظيفه تبليغ، كوبه عذاب حق بر من فرود آيد. عذابى كه هيچ قدرتىرا توانايى دفع آن نباشد. آرى نيستخدايى جز خداوند كه دستورم داده وفرموده است كه: «اگر در ابلاغ آنچه اينك بر تو فرو فرستادهام كوتاهى كنى،در حقيقتبه هيچ يك از وظايف رسالت و ابلاغ پيام من عمل نكردهاى.» و هماو - تبارك و تعالى - حفظ و نگهدارى مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمينكرده و او مرا كفايت كنندهاى بزرگوار است. و اينك اين است آن پيام كه برمن نازل فرموده
بسم الله الرحمن الرحيم يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس.
اىمردم! من در ابلاغ آنچه كه حق بر من فرو فرستاده است، كوتاهى نكردهام وهم اكنون سبب نزول آن آيه را برايتان باز خواهم گفت: فرشته وحى خدا - جبرئيل، عليهالسلام - سه بار بر من فرو آمد و از سوى حق تعالى،پروردگارم، فرمان داد تا در اين مكان بپاخيزم و سپيد و سياه مردم را رسماآگاهى دهم; كه على بن ابيطالب، برادر و وصى و خليفه و جانشين من و امام پساز من است كه نسبتش به من همان نسبت است كه هارون به موسى داشت، با اينتفاوت كه رسالتبه من خاتمه يافته است و بعد از خداوند و رسولش، على، ولىو صاحب اختيار شماست و پيش از اين هم خداوند در آيهاى ديگر از قرآن چنينفرمود: انما
وليكم الله و رسوله والذين امنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكاة و هم
راكعون. على بن ابيطالب، همان كسى است كه نماز به پاى داشته و در حال
ركوع، به نيازمند، صدقه داده است. ازجبرئيل، عليهالسلام، خواستم كه از خداوند متعال عافيت مرا از تبليغ اينماموريت، تقاضا كند; چون مىدانستم كه در ميان مردم، پرهيزگاران، اندك ومنافقان، بسيارند و از مفسده جويى گنه آلودگان و نيرنگ بازى آنان كه ديناسلام را به تمسخر و استهزا گرفتهاند، آگاهى داشتم; همانها كه خداوند درقرآن كريم، چنين توصيفشان كرده است: تقولون بافواهكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هينا و هو عند الله عظيم. هنوزآن آزارها كه اين گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبردهام، تا آنجاكه به دليل ملازمت و مصاحبت فراوان على با من و توجهى كه به او داشتم بهعيبجويى من برخاستند و مرا مردى زود باور كه هرچه مىشنود، بى انديشهمىپذيرد، خواندند تا آنكه خداوند، عز و جل، اين آيه را نازل فرمود: و منهم الذين يؤذون النبى و يقولون هو اذن قل اذن خير لكم يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين. من،هم اكنون مىتوانم يكى يك اين گروه را به نام و نشان، معرفى كنم; ليكن بهخدا سوگند من در مورد اين افراد، بزرگوارانه رفتار كرده و مىكنم. ولىاينها همه خداى را از من راضى نمىسازد مگر آنكه وظيفه خود را در موردماموريتى كه از آيه شريفه «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك...» يافتهام،به انجام رسانم
حال كه چنين است، پس: اى مردم! بدانيد كهخداوند، على بن ابيطالب را ولى و صاحب اختيار شما معين فرموده و او راامام و پيشواى واجب الاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران وانصار و پيروان ايمانى ايشان و بر هر بيابانى و شهرى و بر هر عجم و عربى وهر بنده و آزادهاى و بر هر صغير و كبيرى و بر هر سياه و سپيدى و بر هرخدا شناس و موحدى فرض و واجب فرموده و فرمانها و اوامر او را مطاع و برهمه كس نافذ و لازم الاجرا مقرر كرده است. هر كس با على به مخالفتبرخيزد،ملعون است و هر كس كه از او پيروى نمايد، مشمول عنايت و رحمتحق خواهدبودمؤمن كسى است كه به على ايمان آورد و او را تصديق كند. مغفرت و مرحمت و بخشايش خداوند ويژه او و كسانى است كه سخن او را بنيوشندو نسبتبه فرمان او مطيع و منقاد باشد. اى مردم! اين واپسين باراست كه مرا در اين موقعيت ديدار مىكنيد، پس گوش فرا داريد و به سخنانم دلسپاريد و دستور پروردگارتان را فرمان بريد
خداوند، عزوجل، پروردگار و ولىو صاحب اختيار و خداوندگار شماست و گذشته از او، پيامبرش - محمد - همين منكه اكنون به پا خاسته و با شما سخن مىگويم، بر شما سمت ولايت و صاحباختيارى دارد و پس از من، امامت و پيشوايى تا روز واپسين و تا آن هنگام كهخدا و پيامبرش را ديدار خواهيد كرد، در ذريه و نسل من كه از پشت علىهستند، قرار خواهد داشت. جز آنچه خداوند، حلال كرده، حلال نيست وجز آنچه خداوند، حرام فرموده، حرام نيست و پروردگار، هر حلال و حرامى رابه من معرفى كرده است و من نيز تمام آنچه از كتاب خود و حلال و حرامشتعليم نموده است، به على آموختهام. اى مردم! دانشى نيست كهخداوند به من تعليم نكرده باشد، و من نيز هرچه تعليم گرفتهام، يكسره بهعلى اين امام پرهيزگاران و پارسايان آموختهام و ديگر دانشى نيست مگر آنكهبه على تعليم كردهام، او كه امام مبين و رهنماى آشكار شماست. اىمردم! مباد كه نسبتبه او راه ضلالت و گمراهى سپريد و مباد كه از او روىبر تابيد و مباد كه از ولايت و سرپرستى او و از اوامر و فرمانهايش به تكبرسر باز زنيد. اوست كه هادى به حق و عامل به حق و نابود كننده باطل است واز ناپسنديدهها بازتان مىدارد. اوست كه در راه خدا از سرزنش هيچ كس،پروا نمىكند و اوست نخستين كسى كه به خدا و پيامبرش ايمان آورد و جانخويش فداى رسول الله كرد و در آن هنگام كه هيچ كس در كنار پيامبر،باقى نماند، همچنان از او حمايت كرد و او را تنها رها ننمود و همو بود كهدر آن روزگار كه كسى را انديشه عبادت و پرستش خدا نبود، در كنار پيامبر،پروردگار خود را پرستش و عبادت مىكرد
عید قربان عید پاک ترین عیدها
است عید سر سپردگی و بندگی است. عیدبر
آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدندلهایی
است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو وانسانی
نو است
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات(مرحله
شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور)و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرامى رسد، عيد
رهايى از تعلقات است.
رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را،يعنى هر آنچه بدان
دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.
عيدقربان كه پس
از وقوف در عرفات(مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) ومنا (سرزمين آرزوها،
رسيدن به عشق) فرامى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار،
اسماعيل وجودش را،يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود. صدایپای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگیاست. عید بر آمدن
انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عیدنزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید
قربان عید بر آمدنروزی نو و انسانی نو است.و
اکنون درمنايي،ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟چيست؟ مقامت؟آبرويت؟
موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟
؟ ... اينرا تو خود ميداني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر
که هست – بايد بهمنا آوري و برايقرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها
" يش را بهتو بدهم: آنچه تو را، در راهايمان ضعيف مي کند،
آنچه تو را در "رفتن"،
به "ماندن" ميخواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد
ميافکند، آنچه
تو را بهخود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نميگذارد تا "
پيام" رابشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" ميخواند آنچه ترابه
توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او،کور و کرت مي کندابراهيمي و "ضعف اسماعيلي"
ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد.
در قله بلندشرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست کهبراي بدست آوردنش،
ازبلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همهدستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست ميدهي، او اسماعيل
توست، اسماعيل توممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يکحالت، يک وضع، و حتي، يک "
نقطهضعف
امااسماعيل ابراهيم، پسرش بود!
سالخورده مرديدرپايان عمر، پس از يک قرن زندگي پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگي و جنگو جهاد وتلاش و
درگيري با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متوليان بت پرستي وخرافه هاي
ستارهپرستي و شکنجه زندگي. جواني آزاده و روشن و عصياني در خانهپدري متعصب و بت
پرست وبت تراش! و در خانه اش زني نازا، متعصب، اشرافي: سارا.و اکنون، در زير بارسنگين رسالت
توحيد، در نظام جور وجهل شرک، و تحمل يک قرن شکنجه "مسئوليتروشنگري و
آزادي"، در "عصر ظلمت وبا قوم خوکرده با ظلم"، پير شدهاست و تنها، و در
اوج قله بلند نبوت، بازيک " بشر" مانده است و درپايان رسالت عظيم خدايي اش، يک "
بنده خدا" ،دوست دارد پسري داشتهباشد، اما زنش نازا است و خودش،
پيري از صد گذشته،آرزومندي که ديگر اميدوار نيست،حسرت و يأس جانش را مي خورد، خدا، بر پيريو نااميدي و تنهايي
و رنج اين رسول امينو بنده وفادارش – که عمر را همه درکار او به پايان آورده است، رحمت مي آورد و ازکنيز سارا
– زني سياه پوست
– به او يک فرزند مي بخشد، آن هم يک پسر!
اسماعيل،اسماعيل، براي
ابراهيم،تنها يک پسر، براي پدر، نبود، پايان يک عمر انتظار بود،پاداش يک قرن رنج،ثمره يک زندگي
پرماجرا، تنها پسر جوان يک پدر پير، و نويديعزيز، پس ازنوميدي تلخ.و اکنون،
در برابرچشمان پدر – چشماني که در زيرابروان سپيدي که بر آن افتاده، از شادي، برق مي زند– مي
رود و در زيرباران نوازش و آفتاب عشق پدري که جانش به تن او بسته است، ميبالد و پدر،چون باغباني که در
کوير پهناور و سوخته ي حياتش، چشم به تنها نو نهالخرّمو جوانش دوخته است، گويي روئيدن او را، مي بيند و نوازش
عشق را و گرماياميدرا در عمق جانش حس مي کند
پیامبر (ص) فرمودند:
• حج، فقر و تهی دستی را از بین می برد.
• هر کس در رفتن حج چندان تعلل ورزد تا مرگشفرا رسد، خداوند او را در روز رستاخیز یهودییا نصرانی
بر می انگیزد.
• هر کس با مال حلال حج کند و بگوید: لبیکاللهم لبیک، خداوند به او می فرماید: لا لبیکو لا سعدیک،
حَجّت از آن خودت باد. امام علی (ع) فرمود: • خداوند زیارت بیت الحرام خود را که قبلهمردمانش کرد، بر شما واجب گردانید. آنانهمانند
چارپایان (که بر آب وارد شوند) به آنجاوارد می
شوند و همچون کبوتران (که به آشیانهخود باز می
گردند) مشتاقانه به آنجا روی میآورند. خداوند آن
خانه را نشانه ای برایفروتنی مردمان در
برابر عظمت خویش و اعتراف به.)در وصیت خود به هنگام شهادت) خدا را! خدارا! در حق خانه پروردگارتان، تا زنده اید آنرا
وامگذارید که اگر رها شود، مهلت دادهنخواهید شد
• هر کس حج را به سبب مشکل و نیازی دنیوی ترککند، تا زمانی که حاجیان را نبیند (یعنیحاجیان از
حج برگردند) نیاز و مشکلش بر طرفنشود.
• زائر حج و عمره میهمان خداست و خداوند به اوآمرزش هدیه می کند.
)ثواب) یک درهم هزینه کردن در حج، با هزاردرهم برابری میکند.
• حج، جهاد هر ناتونی است. امام سجاد (ع) فرمود:
• حج و عمره به جا آورید تا بدنهایتان سالمبماند و روزی ها (و درآمدهایتان) زیاد شود وایمانتان
استوار گردد و هزینه مردم و خانه خودرا تامین
کنید. امام باقر (ع) فرمود: • کسی که این خانه را زیارت می کند، اگر سهخصلت در او نباشد، ارزش ندارد: ورعی که او رااز معاصی
خداوند متعال باز دارد، حلمی که باآن خشمش را مهار
کند، و خوشرفتاری با کسی کهبا وی همنشینی و
مصحبت دارد.
• تمامیت حج، به ملاقات کردن با امام است.
• حج، آرامش بخش دل هاست
امام صادق (ع) فرمود: • این خانه ای است که خداوند خلق خود را بهوسیله آن به پرستش واداشته تا با حضور در آنفرمانبری
آنان را بیازماید. از این رو آنها رابه بزرگداشت
و زیارت آن تشویق فرموده و آن راجایگاه پیامبران و
قبله نمازگزارانش کرده است. این خانهشاخه ای از
رضوان و خشنودی خداوند استو راهی است که به
آمرزش او می انجامد و بربنیاد کمال، استوار
و مرکز عظمت است.
• مردم امام خود را گم می کنند، ولی آن حضرتدر موسم حج حاضر می شود و مردم را می بیند،اما آنها او
را نمی بینند.
• هیچ جایی نزد خداوند متعال محبوب تر از مسعینیست؛ زیرا که هر گردنکش و متکبری در آنجاخوار و ذلیل
می شود.
• هر کس در راه رفتن به مکه یا برگشتن از آنبمیرد، روز قیامت از ترس و هراس بزرگ در امانباشد.
• ندیده ام که چیزی همانند مداومت بر زیارتاین خانه، چنان سریع توانگری آورد و فقر رابزداید.
• هر کس در حال احرام بمیرد، خداوند او رالبیک گویان برمی انگیزد.
• هر کس سه بار حج به جا آورد، هرگز به فقرگرفتار نیاید. امام رضا (ع) فرمود: • از آن رو مردم به احرامم بستن فرمان دادهشده اند که پیش از وارد شدن به حرم خدا و حوزهامنیت او
دلهایشان خاشع گردد و به هیچ چیز ازامور دنیا و
زیورها و لذت های آن دل نبندند ودر آن حال و وضعی که
دارند، جدی و کوشا باشندو آهنگ او کنند و با
تمام وجود، رو به سوی اوآورند.
• اگر بپرسد: چرا فرمان حج داده شده است؟ درپاسخ گفته شود: علتش وارد شدن بر خداوند و طلبفزونی از
اوست... به علاوه آگاه شدن از مسایلدینی و
رساندن اخبار امامن به هر سو وناحیه.
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
شایدعده ای شیطان پرستی
را آئینی مدرن و نهایتا مربوط به قرن ۱۶ - ۱۵ میلادیبدانند اما واقعیت چیز دیگریست. شاید بتوان تاریخچه
شیطان پرستی را بهقرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد. البته شواهد به دست آمده این حرف راتصدیق میکند که
شیطان
پرستی در نواحی امریکای لاتین، امریکای جنوبی وافریقای مرکزی به قرن ها قبل از میلاد مسیح برمیگردد و
قبایلی که آثاریاز آنها باقی مانده است این احادیث را تصدیق میکنند. در اکتشافات به دستآمده در امریکای
جنوبی یکی از قبایل این قاره که اعتقاد بسیاری به خوب وبد داشتند شیطان را پرستش میکردند و حتی قربانی هایی را
از انسان بهشیطان هدیه میکردند که مکانهای انجام مراسم قربانی هنوز وجود دارد واجساد مومیایی به
دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قربانی شدن اینانسانها (که در آنها بیشتر زنان به چشم میخورند) است.
در افریقای مرکزی ودر دشتها و کویرهای سوزان این قاره نیز در قبایلی که معروفترین آن قبیله "اوکاچا" میباشد،
شیطان به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و پدید آورندهآن و خدای خشم و نفرت پرستش میشد و حتی قربانی هایی نیز
در مواقع خاص بهآن اهداء میشد. ذکر این نکته ضروری است که زمان قربانی کردن انسانها دربرابر شیطان لحظه
های خاصی بوده است.
تاریخچه شیطان پرستی به سالهایبسیار دور بر میگردد که بعدها این آئین و سنت به
صورتهای دیگر نمود پیداکرد که چیزهایی از گذشته چه با تحریف و چه بدون تحریف دست به دست در حالعبور همراه با زمان
است. البته شیطان پرستی در زمان پیدایش زبان و خط وزمان مادها، سومریان، بابلیان و ... نیز ادامه داشت تا
در قرون ۱۴ -۱۵میلادی شیطان پرستی نوین به وجود آمد
در زیر مقاله كامل در رابطه با شیطان پرستی را دانلود كنید ممنون شیطان پرستی.pdf
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
حضرت فاطمه معصومه (س)در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان
گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر
و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا،
راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد
خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این
خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی
انسانیت بودند.
سرچشمه
دانش
حضرت معصومه
(س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه
پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا
(ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر
عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی
والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره می گوید: هر یک
از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد.بدون تردید بعد از
حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی،
والا مقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که
ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان
نیز چون حضرت زینب (س) عالمه غیر معلمه بوده است.
مظهر
فضایل
حضرت
فاطمه معصومه (س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلت ها و مقامات
بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: آگاه
باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه
است. و برای امیر مومنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد
از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که
سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن
جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.
مقام علمی
حضرت معصومه (س)
حضرت
معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی
دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع)
و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در
مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکی خردسال بیش
نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز
ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت
بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته
است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان،
شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع)
مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه
بار فرمود: پدرش فدایش .
فضیلت
زیارت
دعا
و زیارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهایی، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زیارت،
جامی است زلال از معنویت ناب درکام عطشناک زندگی؛ و زیارت حرم معصومه (س)، بارقه
امیدی در فضای غبارآلود زمانه، فریاد روح مهجور در هنگامه غفلت و بی خبری، و نسیمی
فرحناک و برخاسته از باغستان های بهشت است. زیارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان
اعتماد به نفس می دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نو میدی باز می دارد و به تلاش
بیشتر دعوت می کند. زیارت مزار با صفای کریمه اهل بیت (س)، سبب می شود که
زائر حرم، خود را نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند ، از مرکب غرور و
تکبر- که سرچشمه تمامی بدبختی ها و سیه روزی هاست- فرو آید و حضرت معصومه (س) را
واسطه درگاه پروردگار عالمیان قرار دهد. بر همین اساس است که برای زیارت آن حضرت،
پاداش بسیار بزرگی وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در این باره از امام
جواد (ع) نقل شده که فرمود: هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست.
برگزیدن
شهر قم
پس از آنکه
حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسید، بیمار شد چون توان رفتن به خراسان را در
خود ندید، تصمیم گرفت به قم برود. یکی از نویسندگان در این باره که چرا
حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزید، می نویسد: بی تردید می توان گفت که آن بانوی
بزرگ، روی ملهم و آینده نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتی که بعدها برای
این سرزمین پیش می آید - محوریتی که آرامگاه ایشان مرکز آن خواهد بود -
بدین دیار روی آورد. این جریان به خوبی روشن می کند که آن بانوی الهی، به آینده
اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته و خود را با شتاب بد ین سر زمین رسانده و محوریت
و مرکزیت آن را با مدفن خود پایه ریزی کرده است.
غروب
غمگین
حضرت
فاطمه(س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قید حیات بود و سپس دعوت
حق را لبیک گفت و به سوی بهشت برین پرواز کرد. این حادثه در سال 201 هجری رخ داد.
سلام بر این بانوی بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک
معصومه (س) که اینک آفتاب حرم باصفایش، زمین قم را نورانی کرده است. سلام بر سالار
زنان جهان و فرزند پیام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتی. ای فاطمه! در روز قیامت،
شفیع ما باش که تو در نزد خدا، جایگاهی ویژه برای شفاعت داری.
زیارت
حضرت معصومه (س) از منظر روایات
درباره
فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از
جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام سعد بن سعد به محضر مقدس امام
رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: ای سعد! از ما
در نزد شما قبری است. سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر
(س) را می فرمایید؟ می فرماید: آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به
حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.
پیشوای جهان تشیع
امام جعفر صادق (س) نیز در این باره می فرماید: �هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او
واجب گرددو در حدیث دیگری آمده است: زیارت او، هم سنگ بهشت است
زیارت
مأثور درباره حضرت معصومه (ع)
یکی
از ویژگیهای حضرت معصومه (س)، ورود زیارتنامه ای از سوی معصومان (س) درباره
ایشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوی بزرگواری است که زیارت
مأثور دارد. بانوان برجسته ای چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد،
فاطمه ام البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که هیچ شک و تردیدی در مقام
بلند و جایگاه رفیع آن ها نیست. هیچ کدام زیارت مأثور از سوی معصومان (س)
ندارند و این، نشان دهنده مقام والای این بانوی گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان
و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت(س) به ویژه بانوان، این مقام بزرگ و عالی را پاس
بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حیا باشند. تنها در این صورت است که
روح باعظمت این بانوی بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.
امام
رضا (ع) و لقب معصومه
حضرت
فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم
معطر آفرینش است. شاید یکی از دلایل معصومه نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت
مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از
سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقیه بلند
اندیش و سپید سیرت شیعه، علامه مجلسی(ع) در این باره می گوید: امام رضا (ع) در جایی
فرمود: هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.
کریمه اهل
بیت
حضرت معصومه
(س) در زبان دانشمندان و فقیهان گران قدر شیعه، به لقب کریمه اهل بیت یاد می شود.
از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس
رویای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، این لقب از
طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع)
به آیت الله نجفی-که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر
حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کریمه اهل بیت.
القاب
حضرت معصومه (س)
به طور کلی،
سه زیارت نامه برای حضرت معصومه (س) ذکر شده که یکی از آن ها مشهور و دو تای دیگر
غیر مشهور است. اسامی و لقب هایی که برای حضرت معصومه(س) در دو زیارت نامه غیر
مشهور ذکر شده؛ به قرار ذیل است: طاهره (پاکیزه)، حمیده (ستوده)؛ بِرّه
(نیکوکار)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقّیه (پرهیزگار)؛ رضّیه (خشنود از خدا)؛ مرضیّه
(مورد رضایت خدا)؛ سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیّه مرضّیه (بانوی
خشنود خدا و مورد رضای او)؛ سیدةُ نساء العالمین (سرور زنان عالم). هم چنین محدثّه
و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه (س) عنوان شده است.
شفاعت
حضرت معصومه (س)
بالاترین
جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآن کریم، از آن به مقام محمود
تعبیر شده است. همین طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام ، شفاعت گسترده
ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد.
این دو بانوی عالی قدر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفیعه روز جزا، حضرت
فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همین بس که شفاعت،
مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد
که در آن، جمله خداوند مهریه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار
داد، با کلک تقدیر نقش بسته بود. این حدیث از طریق اهل سنت نیز نقل شده است.
پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگی شفاعت، هیج بانویی به شفیعه محشر، حضرت
معصومه (س) نمی رسد. بر همین اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: با
شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند
سرّ
قداست قم
در
احادیث فراوانی به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل
بیت (ع) معرفی و خاک آن را، پاک و پاکیزه تعبیر کرده است. همچنین ایشان در ضمن
حدیث مشهوری که درباره قداست قم به گروهی از اهالی ری بیان کردند، فرمودند: بانویی
از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت، او همه
شیعیان ما وارد بهشت می شوند. او می گوید: من این حدیث را هنگامی از امام صادق (ع)
شنیدم که حضرت موسی بن جعفر(ع) هنوز دیده به جهان نگشوده بود. این حدیث والا، از
رمز شرافت و قداست قم پرده برمی دارد و روشن می سازد که این همه فضیلت و شرافت این
شهر که در روایات آمده، از ریحانه پیامبر، کریمه اهل بیت (س) ،مهین بانوی اسلام،
حضرت معصومه (س) سرچشمه می گیرد که در این سرزمین دیده از جهان فرو می بندد و
گرد و خاک این سرزمین را، توتیای دیدگان حور و ملایک می کند.
محبت و
مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم
مدت 25 سال
تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام
ستاره ای تابان از دامان نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع)
توانست والاترین عواطف انباشته شده و در سودای دلش را بر او نثار کند. بین حضرت
معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگیزی بود که قلم از
ترسیم آن عاجز است. در یکی از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نیز نقشی
دارد، هنگامی که نصرانی می پرسد: شما که هستید؟ می فرماید: من
معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم. این تعبیر، از محبت سرشار آن حضرت به برادر
بزرگوارش امام رضا (ع) و نیز از مباهات ایشان به این خواهر- برادری سرچشمه می
گیرد.
سرآمد
بانوان
فاطمه
معصومه (س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی، در بین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بعد
از برادرش ، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. این درحالی است که
بنا بر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند
و فاطمه در بین این همه بانوی گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شیخ عباس قمی
آنگاه که از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه (س) می
نویسد: بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آن ها،سیده جلیله معظمه ، فاطمه بنت امام
موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.
فضیلت بی
نظیر
شیخ
محمد تقی تُستری، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوی اسوه معرفی
کرد و فضیلت وی را در میان دختران و پسران حضرت موسی بن جعفر (ع)، غیر از امام رضا
(ع) بی نظیر دانسته است. ایشان در این زمینه چنین می نویسند: در میان فرزندان
امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسی هم شأن حضرت معصومه (س)
نیست. بی گمان این گونه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر
(ع) بر برداشت هایی استوار است که از متن و روایات وارده از ائمه اطهار (ع)
به دست آمده است. این روایت ها، مقام هایی را برای فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛
مقامی که نظیر آن، برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکرده اند و به این ترتیب،
نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.
بوی
وصال
بی شک
اهل بیت پیامبر (ص) چهره های پرفروغی به جهانیان عرضه کرده اند و نامشان مانند
ستارگان درخشان در آسمان فضایل می درخشد. درخشان ترین ستاره در میان
بانوان هفتمین منظومه ولایت، فاطمه فرزند پاکیزه موسی بن جعفر (ع) است؛ بانویی که
سالهاست تشنگان معرفت از حریمش،زلال ایمان می نوشند و عارفان با گذر بر زندگی
فرزانه اش و درک لحظه های آسمانی شدنش، درهای عروج را به روی خود می گشایند و بوی
وصال را در گستره زمین منتشر می سازند. اینک غروب غم انگیز این سیده جلیله، بر همه
دوستداران اهل بیت تسلیت باد و دست های نیازمند ما، در
روز محشر از دامان محبت و گذشت فاطمه معصومه (س) کوتاه مباد!
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
امام جعفر
صادق(ع)
اسم مبارك ايشان
جعفر و كنية مشهور آن حضرت ابي عبدالله و لقب مشهور ايشان صادق است. عمر مبارك آن
بزرگوار شصت و پنج سال بود. در سال هشتاد و سوم هجرت و بنابر مشهور در هفدهم ربيع
الاول كه روز ولادت با سعادت حضرت رسول (ص) است بدنيا آمد و در سال صد و چهل و هشت
25 شوال المكرم به امر منصور دوانيقي مسموم و شهيد شد.
مدّت امامت آن
بزرگوار سي و چهار سال بود. حضرت صادق (ع) در اين سي و چهار سال شيعه را زنده كرد.
خدمات آن حضرت به شيعه به حدّي است كه شيعه را جعفري مي گويند. اين امتيازي مهمّ
براي امام صادق (ع) است غالب روايات شيعه از امام صادق (ع) نقل شده است. مرحوم
محقق رحمه الله در معتبر مي گويد: در فنون مختلفة اسلامي به قدري از امام صادق (ع)
روايت شده است كه عقل در تحير است.
بزرگان شيعه و سنّي
اقرار دارند كه چهار هزار نفر از امام صادق روايت نقل نموده اند. كشي مي گويد:
ابان بن تغلب سي هز ار روايت از امام صادق نقل نموده است. نجاشي مي گويد كه وشّا
گفته: نهصد نفر از بزرگان را در مسجد رسول الله ديدم كه همه مي گفتند، حدثني جعفر
بن محمد الصادق.
چون عمر امام صادق
(ع) در پايان دولت بني اميه و اول دولت بني عباس واقع بود و اين دو دولت قدرتي
نداشتند، ـ دولت بني اميه رو به زوال بود و دولت بني عباس هنوز قدرتي نيافته
بود از اين جهت توانست به نشر معارف اسلام بپردازد. و چندين هزار دانشمند در
علوم اسلامي در عالم اسلام تربيت كند. امام صادق در فقه شاگرداني چون: جميل بن
دراج، عبدالله بن مسكان، عبدالله بن بكير، حماد بن عيسي، حماد بن عثمان و ابان بن
عثمان را كه از فقهاي بزرگ اسلامند به اسلام هديه كرد كه از اصحاب اجماع بودند ـ
يعني اماميه روايات آنان را بدون تفحّص والمفضل؛ و در تفسير كسي مثل ابي حمزة
ثمالي را به عالم اسلام تحويل مي دهد. عمر سي و چهار سالة ايشان منتشر شد و مذهب
تشيع رونق گرفت. ولي در دولت منصور دوانيقي علاوه بر محدوديت هايي كه براي ايشان
پديد آمد و به عناوين مختلف از درس و تماس با ايشان و از انتشار روايات جلوگيري
شد، افرادي را نيز در مقابل ايشان ساختند و از آنان فوق العاده طرفداري شد تا از
اين راه بتوانند نور معنويت امام صادق را خاموش كنند.
امام
صادق (عليه السلام) مي فر مايند:
1- دل
حرم خداست؛ در حرم خدا غير خدا را ساكن مكنيد
2- هرگروهي گرد هم مي نشينند و خداوند و ما اهل
بيت را ياد نكنند، آن نشست درروز
قيامت، مايه حسرت و پشيماني براي آنهاست. زيرا ياد ما جزئي ياز يادخداست و ياد دشمن ما، ياد شيطان است.(
3- هركس دوست دارد و خوشحال مي شود، كه در شمار
ياران امام زمان قرار گيرد؛بايد
منتظر باشد، با ورع (تقوا) باشد و اخلاق كريمانه داشته ياشد.
4- آنان
(ياران امام زمان) نسبت به حضرت از كنيزي نسبت به مولايشان فرمان پذيرترند.
5-شب
و روز چشم به راه ظهور و قيام صاحبت، امام زمان باش
امام رضا-مقاله-دانلود رایگان-عكس-ولادت تا شهادت-چهل حدیث از امام رضا-داستان
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
پیشگفتار به نام هستى بخش جهان آفرین
شكر و سپاس بى منتها، خداى بزرگ را، كه ما را از امّت مرحومه قرار داد و
به صراط مستقیم ، ولایت مولاى متّقیان ، امیرمؤ منان ، علىّ ابن ابى طالب و اولاد
معصومش علیهم السلام هدایت نمود. بهترین تحیّت و درود بر روان پاك پیامبر عالى قدر
اسلام ، و بر اهل بیت عصمت و طهارت ، مخصوصا هشتمین خلیفه بر حقّش حضرت ابوالحسن ،
امام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام . و لعن و نفرین بر دشمنان و مخالفان اهل
بیت رسالت ، كه در حقیقت دشمنان خدا و قرآن هستند. نوشتارى كه در اختیار شما
خواننده محترم قرار دارد، برگرفته شده است از زندگى سراسر آموزنده ، هشتمین ستاره
فروزنده و پیشواى بشریّت ، حجّت خدا، براى هدایت بندگان . آن شخصیّت برگزیده و
ممتازى كه خداوند متعال در ضمن حدیث لوح حضرت فاطمه زهراء علیها السلام فرموده است
: هركس هشتمین امام و خلیفه را تكذیب نماید مانند كسى است كه تمام اءولیاء مرا
تكذیب كرده باشد، بعد از حضرت موسى كاظم ، فرزندش علىّ امام رضا علیه السلام
نگهدارنده دین من خواهد بود، قاتل او شخصى پلید و خودخواه مى باشد.
و جدّ بزرگوارش
حضرت رسول صلى الله علیه و آله ضمن حدیثى ، طولانى فرمود: خداوند متعال نام او را
((علىّ)) برگزید و در میان تمام خلایق راضى و رضا خواند؛ و او را شفیع شیعیان قرار
داد كه در روز قیامت به وسیله او نجات یابند و رستگار گردند. و احادیث قدسیّه ،
روایات بسیارى در منقبت و عظمت آن دلیرمرد ایمان و تقوا، با سندهاى مختلف ، در
كتاب هاى متعدّد وارد شده است . و این مختصر ذرّه اى از قطره اقیانوس بى كران وجود
جامع و كامل آن امام همام مى باشد، كه برگزیده و گلچینى است از ده ها كتاب معتبر،
در جهت هاى مختلف : عقیدتى ، سیاسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى ، اخلاقى ،
تربیتى و .... باشد كه این ذرّه دلنشین و لذّت بخش مورد استفاده و إ فاده عموم
خصوصا جوانان عزیز قرار گیرد. و ذخیره اى باشد ((لِیَوْمٍ لایَنْفَعُ مالٌ وَ
لابَنُون إِلاّ مَنْ اءَتَى اللّهَ بِقَلْبٍ سَلیم لی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ
لَهُ عَلَیَّ حَقّ)) انشاء اللّه تعالى .
مقدمه : امام علی بن موسیالرضا علیهالسلامهشتمین امام شیعیان از سلاله پاك رسولخدا و هشتمین جانشین
پیامبر مكرماسلام میباشند.
ایشان درسن 35 سالگی عهدهدار
مسئولیت امامتورهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشانمقارن بود با خلافت خلفای عباسی كهسختیها و رنج
بسیاری رابر امامرواداشتند وسر انجاممامون عباسی ایشان رادرسن 55 سالگی بهشهادت رساند.دراین نوشته به طورخلاصه, بعضی ازابعاد
زندگانی آن حضرترا بررسی می نماییم
نام،لقبو
كنیه امام
:
نام مبارك ایشان علی
و كنیه آن حضرتابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" میباشد. اماممحمدتقی علیهالسلام
امام نهم و فرزندایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به اینلقب را اینگونه نقل میفرمایند :" خداوند او را رضا لقب نهاد زیراخداوند در آسمان و
رسول خدا و ائمهاطهار در زمین از او خشنود بودهاند وایشان را برای امامت پسندیده اند وهمینطور ( به خاطر
خلق و خوی نیكویامام ) هم دوستان و نزدیكان و همدشمنان از ایشان راضی و خشنودبودند
مقاله ای كه دانلود خواهید كرد حاوی مطالبی همچون:از ولادت تا شهادت-شفا یافتگان-احادیث_بیش از 80 احادیث درباره موضوعات مختلف)-نزدیكان داستان وشعر های مربوط به ایشان میباشد
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
صدای پای عید میآید و دل مؤمن، برسر دو راهی شادی عید فطر و حزن
رفتن ماه رمضان سرگردان است.
نمیداند از آمدن آن، مسرور باشد یا از رفتن این محزون. عید فطر، پاکترینِ
عیدهاست؛ زیرا پاداش یک ماه عبادت و شستوشوی جان در نهر پاک رمضان است.
عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست؛ عید برآمدن انسانی نو از
خاکسترهای خویشتن خویش است؛ همچون ققنوس که از خاکستر خویش، دوباره متولد میشود.
رمضان، کورهای است که هستی انسان را میسوزاند و آدمی نو، با جانی تازه از آن سر
برمیآورد.
فطر، شادی و دستافشانی بر رفتن رمضان نیست؛ بلکه برآمدن روز نو،
روزی نو و انسانی نو است؛ زیرا قرار است رمضان با سحرهایش، با افطارهایش، با شبهای
قدر و مناجاتهایش، از ما آدمی دیگر بسازد.
اگر در عید فطر در نیابیم که از
نو متولد شدهایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطر، عید ما نیست.
شکرانه
طاعت
بخوان! به شکرانه توحید. بخوان! به شکرانه این عید!
بخوان، به پاس سرافرازیات در بندگی و خاکساری حضرت حق (جلّ جلاله)،
بخوان:
الهی، ای عظمت بیپایان وَ ای دارنده هر دو جهان! ای ذات بیمثال
سخاوت! ای کمال بیزوال قدرت! ای بخشندهترینی که معنای بخششی! و ای آمرزندهای که
پدید آورنده تقوایی!
از تو میخواهیم به حق این روز مبارک، که برای دلهای مؤمن، عید قرار
دادهای: درود و سپاسمان را نثارِ پیامبر عشق و رحمت، حضرت ختمی مرتبت، مُحمّد
صلیاللهعلیهوآلهوسلم و اهل بیت طاهرینش علیهاالسلام نمایی!
الهی! در این روز مبارک، از تو میخواهیم که ما را در سایه امنیت
چترِ نورانیّت محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم قرار دهی.
الهی! از تو میخواهیم که به پاداش طاعتمان، ما را از ترفندهای
رنگارنگ اهریمن محفوظ بداری الهی! ما را عبادتی بیاموز که بتوانیم شُکر نعمتهایت
را پاس بداریم.
الهی! ما را در ادامه این راه خطیر، راهنما باش و از فریب اهریمن
قسم خورده دورمان بدار!
الهی! عبادت خاصّانت را به ما بیاموز؛ عبادتی که توأم با عشق توست،
عشق!
الهی! به پاداش عبادتمان، به پاس روزههایمان، ما را استقامت در راهی
ببخش که راه انبیا و اولیای توست!
ما را در راهی هدایت فرما که رضایت تو و پیامآور راستین تو در آن
است.
الهی! به بهروزی این عید که روز سرافرازی در امتحان تو بود،
تواناییمان بخش، تا بار دیگر از عهده امتحان تو برآییم!
الهی! به پاس یک ماه برخورداری از نعمتهای «ویژهات» که مخصوص «ماه
مبارک رمضان» است، چشم ما را هرچه زودتر به نعمت نهایی حضرتت ـ ظهور حضرت موعود
عجلاللهفرجه ـ روشن فرما!
الهی! یک ماه با میزبانیِ ویژهات، امساک از گناه را به ما آموختی و
نگاه ناسوتیمان را روشن از انوار لاهوتی خویش کردی؛ در حالی که کمتر قدر چنین
نعمتی را میدانیم!
رمضان سایه مهر از سرِ ما میگیرد بال رأفت که فرو داشت، فرا
میگیرد
چون نگیرد دلم از رفتن ماهِ شب قدر که خدا سایه مهر از سرِ ما
میگیرد
رمضان دار شفایی است که هر جان و دلی داروی دردی از این دار
شفا میگیرد
روزه با فطره، امان است و بَراتِ شب قدر هر که شد در دو جهان
کامروا میگیرد
... و ما امروز، ماه مبارک رمضان را در حالی بدرقه میکنیم که لبهای
خشکیده خود را با تسبیح نامت صفا دادهایم و با امیدی بیشتر، قدم در راه زندگی
نهادهایم؛ امیدی که با پالودگی از گناه، چون بذری، در دل ریشه میکند و در هوای
رسیدن به غایتِ مُراد خویش.
الهی! ما را در ادامه این راه خطیر، راهنما باش و از فریب اهریمن قسم
خورده دورمان بدار!
الهی! چشممان را به جمال دلارای مهر موعود عجلاللهفرجه، در هم
شکننده ظلمت و تاریکی، روشن کن، تا نماز عید را، با ایشان و در فضای عطرآگین
ولایت، به جای آوریم!
نمازی که آکنده از روح اجابت باشد؛ آکنده از قنوتهای سبز آرزومندی!
الهی! هر روزمان را در سایه آقا
امام زمان عجلاللهفرجه عید بگردان!
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
بحث
روز قدس كه از سوی امام خمینی رحمه الله علیه مطرح گردید نمایانگر بعد
اسلامی و معنوی مسئله فلسطین و به تعبیر دیگر بعد دیدگاه جهان اسلام به
مسئله فلسطین است به این معنا كه مسئله فلسطین منحصر به بحث اشغال میزانی
از سرزمین نیست بلكه قضیه فلسطین نمادی از درگیری جبهه استكبار با جهان
اسلام است و امام خمینی با هوشیاری و درایت تمام این موضوع را درك كردند
كه مسئله فلسطین فقط بحث میزان و مقدار اشغال سرزمین كه روی آن بحث می شود
نیست و لذا برای اینكه جهان اسلام را متوجه اهمیت قضیه فلسطین و حمایت از
آن كنند موضوع قدس را مطرح كردند
.
قبل از طرح این موضوع تقریباً جهان اسلام از قضیه فلسطین جدا افتاده بود و
ارتباط عملی خودش را با قضیه فلسطین قطع كرده بود و امام خمینی توانستند
با مطرح كردن روز قدس جهان اسلام را به مسئله فلسطین متوجه كنند و عملاً
جهان اسلام را وارد مسئله فلسطین كنند كه ضروری است و به تعبیر دیگر همان
طور كه جهان غرب در حمایت از صهیونیست عمل كرده امام خمینی توانستند با
این این حركت جهان اسلام را به حمایت از فلسطین و مقابله با استكبار جهانی
و طرح های استكبار جهانی برای مقابله با جهان اسلام عملاً به میدان
بیاورند همان طور كه امام خمینی در رابطه به روز قدس فرمودند كه روز قدس
تنها روز فلسطین نیست بلكه روز جهان اسلام است و این روز در واقع به عنوان
نمادی از مقابله جهان اسلام با طرح های استكبار جهانی محسوب خواهدشد در
مورد اهمیت روز قدس
ممكن است برخی از ناآگاهان یا مغرضان این گونه تصور كنند كه این گونه
راهپیمایی ها تاثیری نداشته و سودی به حال فلسطین و قدس ندارد در حالی كه
اصلاً این گونه نیست بلكه شركت هر فردی از مسلمانان در این راهپیمایی
نشانه ای عملی از مخالفت مسلمانان با طرح های استكبار جهانی است و حمایت
از مظلومین دنیا و حمایت از كسانی است كه در راه آزادی و آرمان های عدالت
خواهانه اسلامی مبارزه می كنند و شركت در راهپیمایی نشانه ای برای استكبار
در حمایت از همه مظلومین و همه مبارزان مثل مبارزان فلسطینی و لبنانی است.
بدون
شك شرکت در راهپیمایی تاثیر خواهد گذاشت چرا كه اگر ما دقت كنیم می بینیم
كه هر ساله شبكه های خبری و سران غرب به شدت نسبت به این روز حساس هستند و
پیگیری می كنند، این پیگیری و دنبال كردن اخبار مربوط به روز قدس نشان از
این دارد كه این موضوع برای آنها دارای اهمیت است چنانچه اگر برای آنها
اهمیت نداشته باشد دلیلی برای پیگیری ندارد و دلیلی برای هراس آنها نیست و
به همین شكل هر ساله شاهدیم كه تبلیغات منفی را علیه این روز انجام می
دهند، تبلیغات مضحكی مثل اینكه به دروغ می گویند افراد شركت كننده در
راهپیمایی خریداری شده اند در حالی كه دقیقاً همه مردم میدانند كسانی كه
در این راهپیمایی چه در ایران و چه در سایر نقاط جهان شركت می كنند با چه
ایده ای به راه راهپیمایی می روند و بدون شك این راهپیمایی بطور صد در صد
در تثبیت و تحكیم موقعیت جهان اسلام در برابر غرب و در برابر طرح های
استكباری و صهیونیستی موثر و مفید خواهدبود. ماهیت رژیم صهیونیستی یك
ماهیت وحشی گرانه و با هدف قلع و قمع كامل مردم فلسطین و پس از آن دیگر
مردم كشورهای اسلامی و به زیر یوغ اطاعت كشاندن اینها است و این ها هدف و
برنامه آنهاست ولی با توجه به شرایطی كه در دنیا و منطقه وجود دارد و
نتوانستند به اهدافشان برسند و هر بار به بهانه های مختلف دست به اقداماتی
از این گونه زدند.
جالب
است كه اینها در این ۳۰ سال حتی یك روز هم دست از ظلم و ستم مردم فلسطین و
سایر كشورهای همجوار فلسطین بر نداشته اند و هر روز جنایت جدیدی را ما
شاهدیم. به روال سنوات قبل همیشه در آستانه روز قدس و ماه مبارك رمضان با
توجه به حساسیتی كه مردم فلسطین نسبت به مقدسات اسلامی و این روز از خود
نشان می دهند اینها یك حالت هیستیریکی در حملات خودشان پیدا می كنند و فکر
می كنند كه قادر خواهند بود با افزایش خشونت علیه مردم فلسطین تحركات و
فعالیت های اینها را در این ماه مبارك و در این روز كاهش بدهند اما این
راه و این شیوه نه تنها برای اینها نتیجه مثبتی نداشته بلكه نتیجه معكوسی
داشته و مردم فلسطین با عشق و شور بیشتری به دفاع از مقدسات می پردازند.
اهمیت مكان مقدسی مثل مسجد الاقصی و شهر قدس با این گونه حملات و وحشی گری
ها نه تنها از ذهن مردم فلسطین پاك نخواهد شد بلكه افزایش هم خواهد یافت و
مصمم تر نسبت به مبارزه برای آزادی قدس و تمامی سرزمین فلسطین رفتار
خواهند كرد و حتی آمادگی بیشتری برای دادن شهدای بیشتر هم دارند كه تجربه
طی این سال ها نشان داده چه انتفاضه اول و چه دوم صهیونیست به هیچ وجه
قادر نیستند با خشونت و حملات كوركورانه این انگیزه بسیار بالا برای حفظ
مقدسات و دفاع از مقدسات را خاموش كنند.
در طی سال های گذشته شاهد بودیم كه فلسطینی ها برای خود مسجدالاقصی چه جان
فشانی هایی كردند و تعداد زیادی شهید تقدیم جهان اسلام كردند
شبقدر، بزرگترین، شریفترین، پرارجترین و پر رمز و رازترینِ شبها در چرخهزمان است. به راستی كه سخن گفتن درباره این شب مبارك، بسیار مشكل است
اشاره شب قدر، بزرگترین، شریفترین، پرارجترین و پر رمز و رازترینِ شبهادر چرخه زمان است. به راستی كه سخن گفتن درباره این شب مبارك، بسیار مشكلاست. كدام خامه است كه در وصف این شب نشكند و كدام لسان است كه در توصیفاین شب قاصر نگردد و كدام عقل و تدبیر است كه در فهم آن مبهوت و متحیرنماند؛ شبی كه به فرموده حضرت امام صادق علیهالسلام ، قلب ماه رمضان، بهشمار میآید. این چه شب عزیزی است كه دل عاشقان و سالكان كوی دوست راربوده و آنان را، به راستی چنان مست و از خود بی خود كرده كه یارای سخنگفتن در موردش را ندارند، دهانشان را دوخته و سكوت را پیشه آنان ساختهاست.
شب قدر
در كلام امام رحمهالله
رهبر كبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی رحمهالله در سخنانی،درباره شب قدر و اهمیت آن میفرماید: «شب قدر... شبی است كه احیای آن سنتالهی است و قدر و منزلت آن، از هزار ماهِ منافقان والاتر است. شبی است كهمقدرات خلق در آن شب پایه ریزی میشود... در شب قدر، مسلمانان با شبزندهداری و مناجات، خود را از قید بندگیِ غیرخدای تعالی كه شیاطینِ جن وانساند، رها كرده و به عبودیت خداونددر میآیند
شب قدر در كلام رهبری
مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنهای، درباره اهمیت شب قدرمیفرماید: «در ماه رمضان... دل هایتان را هر چه میتوانید با ذكر الهینورانی كنید تا برای ورود در ساحت مقدس لیلة القدر آماده شوید... ؛ شبی كهفرشتگان، زمین را به آسمان متصل میكنند، دلها را نورباران و محیط زندگیرا با نور فضل و لطف الهی منوّر میكنند. شب سِلم و سلامت معنوی،... شبسلامت دلها و جانها. شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی،بیماری مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی كه امروز متأسفانه، دامانبسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است. سلامت ازهمه اینها در شب قدر ممكن و میسّر است، به شرطی كه با آمادگی وارد شب قدربشوید». ایشان در جای دیگری میفرماید: «این شب را قدر بدانید و آن را بهدعا و توجه و تفكر و تأمل در آیات خلقت و تأمل در سرنوشت انسان...
بگذرانید
چنانكه
از آیات سورة قدر بر میآید، در هر سال شبی است كه ارزش و قدر وفضیلت آن از هزار ماه برتر است. در این شب
فرشتگان به همراه بزرگ خویش ـروح
ـ فرود میآیند و هر امر، فرمان و تقدیری را كه از سوی خدا معین شدهاست، به نزد ولی مطلق زمان میآورند و به
او تسلیم میكنند. این واقعیتهمواره
بوده است و خواهد بود. این شب در روزگار پیامبر اكرم(ص) بوده است و امام جواد(ع) در
بیان حقایق شب قدر فرمودهاند: خداوند متعال شب قدر رادر ابتدای آفرینش
دنیا آفرید همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وحیرا آفرید. در
قضای الهی چنان گذشت كه در هر سال شبی باشد كه در آن شبتفصیل امور
و مقدرات یك سال فرود آید. بیشك پیامبران با شب قدر در ارتباطبودهاند و پس از ایشان نیز باید «حجت خدا» وجود داشته باشد؛ زیرا زمین ازنخستین روز خلقت خود تا لحظة فنای آن بیحجت نخواهد بود. خداوند در شب قدرمقدرات را به نزد آن كس كه بخواهد (وصی و حجت) فرو میفرستد. به خداسوگند روح و ملائكه در شب قدر بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد اوآوردند، و حضرت آدم درنگذشت مگر این كه برای خود وصی و جانشین تعیین كرد.
بر هر یك از پیامبرانی كه بعد از آدم آمدند نیز در شب قدر امر خداوند نازلمیشد و هر پیامبری این مرتبت را به وصی خویش میسپرد
قرآن در شب قدر قرآن یك بار در شب قدر بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و باردیگر در طول بیست و سه سال بر زبان او جاری شد. پس از گذشت سالها از آنایام در دوران ما نیز هر سال در شب قدر تفسیر آیات مربوط به یك سال برحضرت صاحبالامر(ع) نازل میشود. یعنی در آن شب تفصیل مجملات قرآن و تأویلمتشابهات آن و قیود اطلاقات و تمییز محكم از متشابه آن بر امام وقت نازلمیگردد. بنابراین میفرمایند: اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نیز برمیدارند. پساگر شب قدر نباشد،
احكامی از قرآن كه دربارة قضایای جدید است نازل نخواهدشد. این عدل
نزول بیتردید معلولِ نبودن شخصی است كه احكام بر او فرودآید. اگر چنین شخصی وجود نداشته باشد قرآنی نیز نخواهد بود؛ زیرا قرآن وصاحبالامر همگام و همراهند و از هم جدا نمیشوند تا در حوض كوثر برپیامبر اكرم(ص) وارد شوند. امام جواد(ع) در تعلیمی گرانقدر و معرفتآمیز میفرمایند:
ایپیروان تشیّع با
مخالفان امامت به سورة «انّا انزلناه» استدلال كنید تاپیروز شوید.
به خدا سوگند این سوره پس از درگذشت پیامبر(ص)، حجت خدایمتعال بر
خلق است. این سوره نقطة اوج دین شماست. این سوره نشانة ابعاد علمماست
شیعیان! همچنین به سورة «حم دخان»كه در آن آیة «انّا انزلناهفی لیلة مباركة» آمده، استدلال كنید! این سوره (و این مقام) پس ازرسولالله(ص) مخصوص ولی امر (حجت خدا) در هر زمان است.بنابر این روایات، تا جهان هست شب قدر هست و تا شب قدر هم هست حجت خدا هست
كه صاحب شب قدر و حامل علم قرآن است درشبهای قدر
چقدر آن خیمه دیدنی است و آن مظهر جمال و جمیل زیارت كردنی، وآن محدوده و فضا كه پیوسته جای آمد و شد فرشتگان است تماشایی.بهدرستی كه مردم در آن
شب به نماز و دعا و سؤال اشتغال دارند ولی صاحب اینامر(ع) در
كار دیگری است. فرشتگان بر او نازل میشوند و امور سال را بر اوعرضه میدارند، از غروب خورشید تا طلوع آن. پیوسته برای او در آن شب تاطلوع فجر سلام است. چه شود كه مطلع الفجر سورة قدر كه فرج آن بزرگوار استفرا رسد و چنین نویدی گوش دل را صفا بخشدپس از ایشان
نیز این شب صاحبانی دارد
مولانا جلالالدین بلخی، شاعر و عارف پارسی زبان قرن هفتم،
اشعار بسیاری درباره شبقدر و قدر دانستن این شب سروده است.
امشب
عجبست ای جان گر خواب رهی یابد وان چشم كجا خسپد كو چون تو شهی یابد ای عاشق خوش مذهب زنهار مخسب امشب كان یار بهانه جو بر تو گنهی یابد
من بنده آن عاشق كو نر بود و صادق كز چستی و شبخیزی از مه كلهی یابد در خدمت شه باشد شب همره مه باشد تا از ملاء اعلا چون مه سپهی یابد
بر زلف شب آن غازی چون دلو رسن بازی آموخت كه یوسف را در قعر چهی یابد آن اشتر بیچاره نومید شدست از جو میگردد در خرمن تا مشت كهی یابد
بالش چو نمییابد از اطلس روی تو باشد ز شب قدرت شال سیهی یابد
زان نعل تو در آتش كردند در این سودا تا هر دل سودایی در خود شرهی یابد امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت كن تا هر دل اللهی ز الله ولهی یابد
اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدش تا ماه بلند تو با مه شبهی یابد
ولادت امام حسن مجتبی مبارک باد-دانلود مقاله-منتظر باشید
اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدين بين
يديه فرخنده ميلاد کريم اهل بيت امام حسن مجتبي عليه
السلام را به امام عصر صاحب الزمان(عج)و مقام معظم رهبري و تمامي شما عاشقان بقيع
تبريک مي گوييم
ويژگي ظاهري امام حسن (ع):
امام حسن (ع ) از
جهت منظر و اخلاق و پيكر و بزرگواري به رسول اكرم (ص )
بسيار مانند بود.
وصف كنندگان آن حضرت او را چنين توصيف كرده اند: " داراي رخساري سفيد آميخته
به اندكي سرخي ، چشماني سياه ، گونه اي هموار، محاسني انبوه ، گيسواني مجعد و پر،
گردني سيمگون ، اندامي متناسب ، شانه اي عريض ، استخواني درشت ، قدي ميانه ،نه
چندان بلند و نه چندان كوتاه . سيمايي نمكين و چهره اي در شمار زيباترين و جذاب
ترين چهره ها
اخلاق و رفتار امام حسن (ع):
امام حسن (ع) در
ميان مردم گشاده ترين سينه را داشت و پرگذشت ترين و بخشنده ترين مردم بود. امام
حسن(ع) در ميان مردم زمان خود عابدترين,پارساترين و گرامي ترين افراد بود هيچ گاه
دست به كاري نمي زد,مگر اينكه خدا را ياد مي نمود.راستگوترين مردم بود و رساترين
بيان را داشت.هر گاه به در ورودي مسجد مي رسيد سر خود را بلند كرده و عرض
مينمود:بارالها!مهمان تو به حضورت رسيدهاي احسانگر!بنده
تباهكار تو بدرگاهت شتافته,پس از زشتيهايي كه مرتكب شده بخاطر زيبايي هايي كه نزد
تو است,در گذر اي كريم
بر ماه تمام ماه رحمت صلوات بر نور جمال حُسن و حکمت صلوات در سفره ى ماه رمضان فيض حسن ع) بخشيده به عرش و فرش نعمت صلوات
ورشيد حريم اهل بيت است حسن مجموع شميم اهل بيت
است حسن امشب تو از و هر آنچه
خواهى بطلب زيرا که کريم اهل بيت
است حسن
مولودخجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، درپيشگاه کرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيشنيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي کرد و بر تو مباهاتمينمود. تو ادامه محمد (ص) و کرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريدو دلداده تو. و اينک در بهار شکفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو ميباليم و بر نامت که زينت همه خوبي ها و نيکي هاست، افتخار مي کنيم.
توصیه های تغذیه ای در ماه مبارک رمضان-دانلود مقاله
توصیه های تغذیه ای در ماه مبارک رمضان
مقدمه
در این مقطع از حیات بشری ، ما شاهد آن هستیم که در کنارتوسعه ، پیشرفت و دستیابی به تکنولوژی و فناوری های متعدد که هر یک کمک شایان درارتقاء سطح زندگی و تامین رفاه اجتماعی دارند ، مجموعه ای از عوامل با یکدیگر بصورتجدی و نگران کننده ای سلامت را تهدید می کنند و در بررسی اپید میولوژیک علل خاصیبرای مرگ و میر جامعه بشری درست کرده اند.از جمله می توان بهبیماریهای قلب و عروق اشاره کرد و تعدادی ار بیماریهای غیر واگیر امروزه بار اصلیبیماریها را به خود اختصاص دادند لذا اگر بخواهیم ملاحضات اصلی و موثری را در کاهشاین علل و کمک به افزایش امید به زندگی در جامعه اتخاذ کنیم ، قطعا اصلاح و بهبودشیوه زندگی مردم و مداخله در شیوه تغذیه جامعه موارد اصلی محسوب میشود.درشرایطی که بیش از یک میلیارد جمعیت جهان از اضافه وزن رنج می برند و ۱۷۰میلیون کودک از کم وزنی باید پذیرفت که با تعریف درستی از رژیم غذایی مناسب و ایجادامنیت غذایی قادر خواهیم بود که در پیشگیری ازبروز برخی بیماریها و درمان آنها نقشبسزا و موثری را ایفاد نمائیم که سرانجام سلامت مطلوب را ارتقا ء بخشیم .
راهنمائی غذایی در ماه مبارک رمضان:بطور کلی توصیه غذاییدر همه حال مصرف متعادل و میانه روی همراه با تنوع در مصرف توصیه می شود مخصوصا ماهرمضان که مسلمانان از طلوع تا غروب خورشید ناشتا هستند . برای سالم ماندن یکی ازمهمترین نکات مصرف از گروههای اصلی غذایی می باشد .این ماده معمولا غذاییدریافتی کمتر از میزان غذایی دریافتی در روزهای معمول است همینقدر که برای نگهداریسلامت فرد کافی است ، مصرف میوه جات بعد از هر وعده غذایی پیشنهاد می شود . همچنینرژیم غذایی متعادل علاوه بر بهبود فراسنجهای کلسترول خون ، سبب کاهش اسید معده و ازیبوست و دیگر مشکلات گوارشی پیشگیری می کند ودر نهایت شیوه زندگی سالم و فعالی راموجب می شود. در تحقیقی در در اردن :۱- کاهش معنی داری در تعداد نمونه ای که مبادرتبه خودکشی نموده اند در این ماه ثبت شد . در انگلستان الگویی از ماه رمضان برایکاهش سیگار کشیدن بخصوص در میان آفریقایی ها و آسیایی ها مورد استفاده سازمان ها ومرکز سلامتی مختلفی قرار گرفته است .روزه داری در ماه رمضان مزایای روحی ،روانشناختی دارد . با این حال ، در صورتیکه بطور صحیح عمل نشود ممکن است مشکلاتی راهمراه داشته باشد.
نکته :
نیازی به مصرف زیاد غذا در وعده های افطار ، شام و سحر نیست زیرا بدان واجدمکانیسم تنظیمی ست که در خلال روزی داری فعال می شود و چربی بدن بطور موثر مصرف میشود.مشکلات سلامت در نتیجه مصرف زیاد غذا و غذاهایی رژیم نا متعادل ممکن استنمایان شود و خواب ناکافی راسبب می شوند .
توصیه مقدار مصرفهر گروه غذایی :به طبق عملکرد پیامبر اکرم و یافته های حاصل از تحقیقات، توصیه های غذایی ذیل پیشنهاد می گردد.۱- گروه نان و غلات ، برنج ، ماکارونی ،بیسکویت ۶ تا ۱۱ سروینگ در روز ۲- گروه گوشت ، حبوبات ، و دانه ها ۲ تا ۳ سروینگدر روز ۳- گروه شیر و لبنیات ۲ تا ۳ سروینگ در روز ۴- گروه سبزی ۵-۳ سروینگدر روز ۵- گروه میوه ها ۴-۲ سروینگ در روز ۶- قند و شکر ۷- چربی و روغنهای غیر اشباع ۷-۴ قاشق غذا توصیه های مصرف در هر وعده افطار :-خرما ، سهعدد - عصاره میوه جات طبیعی ( ۱۸۰ گرم یا نصف لیوان ) - سوپ سبزی با کمی رشتهفرنگی ( باندازه یک لیوان ) و ۲ عدد
بیسکویت کراکر گندمی
بدن هنگام افطار نیاز فوری به منابع سهل الوصول انرژیدارد . این نیاز برای سلولهای زنده مخصوصا مغز و سلولهای عصبی است و بهترین پیشنهادکربوهیدراتهای ساده می باشند . خرما و عصاره میوه جات منابع مناسب کربو هیدراتهایساده هستند که می توانند سطوح پائین قند خون را به سطح طبیعی برسانند .مصرفعصاره میوه ، سوپ به تعادل آب و مواد معدنی بدن کمک می کند . همچنین پرخوری ( حذفوعده شام ، رژیم غذایی نا متعادل و مصرف مقادیر زیاد شربتها ، شیرینی ها و شکر میتوانند سبب نا خوشی ( سو ء هاضمه ، سوزش سر دل ، و مشکل اضافه وزن ) شوند.
شام :
یک لیوان سبزی سالاد باضافه ۲ قاشق چایخوری روغن ذرت و ۲ قاشق چایخوری سرکه ، ۶۰گرم مرغ ، نصف لیوان بایمه پخته ، ۱۲۰ گرم نخود کاملا پخته ، ۲ برش نان آرد گندم ،یک لیوان برنج پخته ،۴/۳ لیوان ماست ( کم چرب ) یک پرتقال ، نصف لیوان آب انگور ،۳۰گرم مخلوط آجیل ها ی بوداده بدون نمک شام را از همه گروهای غذایی بر اسا سپیشنهاد ذیل مصرف کنید.بعضی اوقات در ماه رمضان سطح کلسترول و اسید اوریک خونافزایش می یابد برخلاف تفکر عموم دریافت متعالی از رژیم غذایی با مقادیر بالای چربیدر حدود ۳۶ % کل انرژی می تواند سطح کلسترول خون را بهبود بخشد همچنین می تواند ازافزایش سطح اسید اوریک خون جلوگیری کند.این در حالی است که توصیه مصرف در رژیمطبیعی در حدود ۳۰ % انرژی دریافتی یا کمتر می باشد
.این در حالی است که توصیهمصرف چربی در رژیم طبیعی روزانه است . نیاز به چربی برای جذب ویتامین های محلول درچربی ( ویتامین A ، D ، E ، K ) و کارو تنوئیدها می باشد . اسیدهای چرب ضروری اجزاء مهمی از غشا ء سلولی اند همچنین بدن برای سنتز پروستا گلاندین با اسید های چربضروری نیاز دارد. اسیدهای حاصل از چربی در خلال ماه رمضان برآورد انرژی مورد نیازمغز و سلولهای عصبی ضروریست کتواسید ها همچنین برای سنتز گلوکز در مسیر متابولیکیگلوکز شکسته شده بنا براین معادل انرژی ۲ تا ۲ سروینگ نان و غلات ممکن است با ( اسید چرب غبر اشباع با چند باند مضاعف ) جایگزین شود .در ماه رمضان افزایش اسیدمعده مورد توجه قرار گرفته که علائمی از قبیل ، احساس سوزش معده ، سنگینی در معده ودهان شور ، از خود بجا می گذارد ، نان گندم کامل ، سبزیجات ، حبوبات و میوه ها منبععالی فیبر غذایی و سبب عمل ماهیچه ، همزدن و مخلوط کردن غذا ، شکستن غذا به اجزا ءکوچکتر ، متصل شدن به اسیدهای صفراوی گشایش منطقه ای بین معده و جابجایی غذایی هضمشده به روده کوچک شده .بنا براین فیبر به کاهش صفراوی اضافی کمک می کند و ازآنجا ئیکه فیبر غذایی حرکت در روده را سبب می شودنقش پیشگیری از پیوست را ایفاد میکند .برای بیماران مبتلا به زخم معده اجتناب از غذا های پرادویه و مشاوره باپزشک برای دارو و رژیم غذایی ، توصیه می شود.قرآن و احادیث در مورد روزه داریزنان باردار و شیر ده در ماه رمضان نرمش به خرج داده اند . نیاز به انرژی و موادمغذی برای زنان باردار و شیرده حیاتی تر از مردان است . اگر انرژی و مواد مغذی موردنیاز در خلال این ماده برآورد نشود ، عوارضی برای سلامتی زنان باردار و جنینبامادران شیرده و کودکان شیر خوار (۱۹-۱۵ ماهه ) بوجود خواهد آمد. دولتها ، جوامع وسرپرست خانواده ها باید بیشترین حق تقدم را برای برآورد نیاز های زنان اختصاص دهند .در کشور های آفریقایی ، بنگلادش ، هند ، پاکستان و بسیاری جاهای دیگر ، سوءتغذیه ، یکی از مشکلات عمده مخصوصا در میان زنان از گروههای بادر آمدپائین می باشد. علاوه بر این در میان زنان کار پرتنش و سخت در مزرعه با کارخانه ها و دیگر جاها ،عمومیت دارد.سوء تغذیه و کار طاقت فرسا ممکن است به مشکلات پزشکی منجر شود وزندگی به خطر بیافتد .
سحر :غذای سحری ولو بامقداری خوردن آب از پیامبر (ص ) مستجب شده که فرموده : سحر و لو بجبزع الماء الاصلوات الله علی المسحرین :در سحرها ( برای روزه ) برخیزید اگر چه برای آشامیدنیک جرعه آب باشد . بدانید که خداوند سبحان برسحر خیزان درود می فرستند.مصرفمختصر و سبک مواد غذایی در این وعده توصیه می شود مثل : ۲ برش نان آرد کامل ، یکلیوان شیر ، ۱۴ لیوان سالاد سبزی با ۲ قاشق روغن ذرت و ۲ قاشق چایخوری سرکه ، سیببا پوست ، ۲ قاشق چایخوری شکر با چای یا قهوه
توصیه هایتکمیلی :مقدار کافی آب بین افطار و خواب بنوشید تا از کم آبی جلوگیریشود .مقدار کافی سبزی ها در وعده های غذایی صرف نمائید. همینطور در پایان هروعده میوه را فراموش نکنید.از دریافت میزان بالا ی قند های ساده ( قند حبه شکر) شیرینی جات و دیگر اشکال آن ( ذولبیا ، آش شله زرد ) اجتناب نمائید.از مصرفغذاهای پرادویه خودداری نمائید.کافئین مدر است یعنی باعث دفع آب از طریق ادرارمی شود. پس از مصرف نوشیدنی های کافئین دار مثل قهوه یا چای خودداری نمائید. بطوریکه از ۳ تا ۵ روز مانده به ماه رمضان بتدریج دریافت این چنین نوشیدنی ها را کمکنید زیرا کاهش ناگهانی کافئین ، سردرد های فوری ، نوسانات خلق و خو و تحریک پذیریایجاد می کند. بهتر است در صورت مصرف چای ، کمرنگ باشد.سیگار کشیدن عامل خطربری سلامتی محسوب می شود و اثرات منفی بر استفاده از انواع ویتامین ها ، متابولیتها و سیستم های آنزیمی در بدن دارد . لذا از کشیدن سیگار اجتناب نمائید. اگر نمیتوانید از کشیدن سیگار دست بکشید آنرا بتدریج از چند هفته قبل از ماه رمضان شروع بهقطع کردن نمایید .مسواک زدن را فراموش نکنید دندان ها را حداقل قبل از خواب وبعد از سحر بشوئید ( مسواک بزنید )توصیه بر این است که بیش از ۲ بار مسواکبزنید .افراد طبیعی یا با اضافه وزن باید وزن اضافه کنند . ماه رمضان برایافرادی که اضافه وزن دارند ، فرصت مناسبی برای از دست دادن وزن اضافه است .افراد کم وزن یا حاشیه ای وزن طبیعی ، که از دست دادن وزن نومیدند با مراجعهمتخصصین تغذیه می توانند از یک برنامه غذایی مناسب با استفاده از جدول ترکیبات موادغذایی و برنامه موجود ، دریافت انرژی و مواد مغذی مناسب را برنامه ریزینمائید.بعضی از انواع ورزشهای سبک مانند نرمش های کششی ، راه پیمائی توصیه میشود ، مدیریت زمان در اجرای فعالیت مذهبی ، خواب ، مطالعه ، شغل ، فعالیت بدنی ، وورزش نقش بسزایی دارد.بطور خلاصه دریافت رژیم متعادل برای حفظ سلامت ، شیوهزندگی فعال و توجه به تمام مزایای ماه رمضان باید مد نظر قرار گیرد.
رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا مستعدّ سفر شهر خدا كرد مرا
از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش یله از سلسله ديو دعا كرد مرا
فيض روحالقدسم كرد رها از ظلمات همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا
در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا دست از دامن اين پيك مبارك نكشم كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا زين دعاهاست كه با اين همه بيبرگي و ضعف در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا
کلیات زندگینامه حضرت ابولفضل-روز جانباز مبارک-دانلود مقاله
به جای مقدمه
آدمی
جامه خلقت که می پوشید، پشت پنجره انتظار، لطف بی منت معبود را می
نگریست که نیاز مبهم او را به انسان های خداگونه ی زمینی، برای همیشه زمان
برآورد. خالق، گِل وی را که می سرشت خود، نهال این نیاز را در نهاد وی
نهاد. حق داشت انسان که با تحقق این طلب و نیاز اینگونه دست افشانی کند؛
چه؛ اینان -رسول و آلش- نه تنها نوامیس الهی اند که کمالاتش را به تجلی می
نشینند. نیز حق داشت خدا که در خلقتشان بر ملائک چنین فخر فروشد و از سر
کبریایی و اقتدار، بانگ “فتبارک الله احسن الخالقین” سر دهد و در میان این
چهارده تن، جان پیمبر، علی- علیه السلام– اینک دیده اش به جمال پسری دیده
ور شده است که سیمای سیم گونش، رخشندگی ماه را به سخره گرفته و زلال
چشمانش، اختران سپهر را به خاک سجده فرو نشانده و قامت رعنایش، فلک را سر
به زیر آورده است. شگفت نیست اگر کائنات، ماه بنی هاشمش خوانند و خلایق،
بار عام درگاه ربوبی اش. عباس – جان عالمی به فدایش- افزون بر حسن دل آرای
صورت، به لطف حیرت افزای سیرت نیز آراسته است. او –روحی فداه- اگر قهرمان
نامی دوران و مرد مرد افکن میدان کربلاست، یکه تاز میدان سلوک و زینت بخش
محراب عبادت نیز هست. اگر از شمشیر میدان کارزارش خون تازه می چکد از خلوت
رازآلود شبانه اش نیز نجوای عاشقانه برمی خیزد. او براستی آیت عظمای حق و
غایت قصوای خلق است. امروز که طلیعه فصل شکفتن اوست دست توسل به دامان پر
مهرش می زنیم و حاجت به درگاه اجابتش می بریم. “درود خدا بر او، روزی که
زاده شد و روزی که در خاک شد و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد
دو ماه از دو افق در دو شب تجلّی کرد یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان یکی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل که جان خویش به کربلا بداد به راهش
روشنگر آفتاب،عباس آمد تفسیر زلال آب،عباس آمد خیزید،گل آرید و گل افشانید
*****
امشب شب میلاد علمدار حسین است میلاد علمدار وفادار حسین است گر بود علی محرم اسرار محمد عباس علی محرم اسرار حسین است
******
مرید عشقم الهی که یارم داند قابل مرا گدای اویم مبادا براند ابوفاضل مرا
******
عطری که کسی ندیده و نشنیده امشب به حریم احمدی پیچیده ذرات اگر به شوق و شور آمده اندخورشید شفاعت ز افق تابیده
*******
فرزند دلیر حیدر آمد عباس امیر لشکر آمد می خواست نشان دهد ادب را یک روز پی از برادر آمد
*******
آلاله نو دمیده چیدن دارد آواز فرشتگان شنیدن دارد میلاد حسین است و ابوالفضل و علی یک ماه و دو آفتاب دیدن دارد زیرا که گل بوتراب،عباس آمد
نكته: آن حضرت
در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.
منصب:معصوم نهم و امام
هفتم شیعیان
تاریخ ولادت:هفتم ماه صفر سال
128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذكر كردند.
محل تولد: ابواء (منطقهاى در
میان مكه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى)
نسب
پدرى: امام جعفر
بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابىطالب علیهم السلام.
نام
مادر:حمیدهمصفّاة. نامهاى
دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براىاو نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و
چندان فقیه و عالمبه احكام و مسائل بود كه امام صادق علیه السلام زنان را در
یادگیرى مسائلو احكام دینى به ایشان ارجاع مىداد. و دربارهاش فرمود:
«حمیده، تصفیهشده است از هر دنس و چركى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او
را حفاظت وپاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن كرامتى كه از
خداى متعالبراى من و حجت پس از من است
مدت
امامت:از زمان
شهادت پدرش،امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183
هجرى، بهمدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید.
تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجرى،
در سن 55 سالگى، به وسیله زهرى كه در زندان سندى بن شاهك به دستور هارون الرشید
به آن حضرت خورانیده شد.
محل
دفن:مكانی به
نام مقابر قریش در بغداد (در سرزمین عراق) كه هم اكنون به «كاظمین» معروف
است.
همسران: 1. فاطمه بنت على. 2.
نجمه.
فرزندان:درباره
تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یكى از آنها،آن حضرت 37 فرزند
داشت كه 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند
مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و
شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در
نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به
روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع
مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي
نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و
زيباترين آواز آفرينش بود.
معبــود من!
به مسجد، سجده گاه عاشقان
و سر بر آستان نهادگان و خانه امن و آرامش
تو آمده ام!
مکاني که پروازها از آن سر گرفته
و محل نزول فرشتگان ومجمع عاشقان ومحفل
کروبيان است.
بدان اميد آمده ام که در کنار دوستان و
مقربان قرار گيرم
تا شايد گوشه چشمت بر من گنه کار افتد.
اعتکاف پرورش جسم و جان است، انسان آمیزه ای
است از این دو و نیازمند پرورش در ابعاد وجودی خود، انسان به دنبال سعادت و کمال
است، روح انسان نیازمند نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، هم کلامی موجودی ضعیف با
منشأ قدرتها. از آغاز خلقت تا صحنه رستاخیز، راز و نیاز زیباترین هنر آدمی است. اشتغال
انسان به کار و زندگى و مسئولیتهای اجتماعى، گاهى موجب غفلت مى شود و توجه به
کار، گاه انسان را از توجه به هدف باز مى دارد و سبب مى شود وظیفه بزرگ یاد خدا
و توجه به خود سازى و مبداء و منتهاى هستى فراموش شود ، در این میان اعتکاف، آب
حیات بخش در کویر غفلتهاست.
اعتکاف زمینه توبه و بازگشت است.
بازگشت به قرآن و معنویت،
بازگشت به دعا و استمداد از عالم غیب،
بازگشت از"خودمدارى" به "خداگرایى"
ميلاد با سعادت وصي رسول رب العالمين(ص)،امام
المتقين،مولانا اميرالمومنين
حضرت علي بن ابيطالب(صلوات الله عليه) بر
شيعيان و محبان حضرتش مباركباد.
درزیر
دومقاله ای براتون نوشتم که حدود450صفحه وبصورت پی دی اف میباشد امیدوارم
دانلود کرده ومطالعه بفرمائید ومارواز دعای خیرتون فراموش نکنید
نزدیک سحر است و همه جا تاریک. ماه رجب است و
از هجرت رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - از مکه به مدینه 195 سال
می گذرد. مدینه، در سکوتی شیرین به سر می برد. مدینه، انتظار نوری از انوار امامت
و ولایت را می کشد که تا فجر خود را با این نور کامل کند . مردم مدینه در انتظار
تحقق وعدة الهی لحظه شماری می کنند. آخر، این یک امتحان الهی است. پیش از این،
مردم سُست ایمانی که اسیرِ وسوسه های شیطانی اند بر ابوالحسن علی ابن موسی الرضا
خُرده می گرفتند که بیش از چهل و چند سال از عمرت می گذرد و هنوز صاحب فرزندی که
ادامه دهندة راه امامت و رهبری جهانیان باشد نشده ای و هر بار ایشان می فرمودند :
« خداوند به من پسری عطا کند که وارث من و
امامِ بعد از من خواهد بود . »
خلاصه حالات یازدهمین معصوم ، نهمین اخترامامت
آن حضرت طبق مشهور، شب جمعه ، دهم ماه رجب ، سال 195 هجرى
قمرىدر مدینه
منوّره دیده به
جهان گشود.
نام :محمّدصلوات اللّه و
سلامه علیه
كنیه :
ابوجعفرثانى و ابوعلى .
لقب :
جواد، قانع ، مرتضى ، نجیب ، تقىّ، منتخب ، هادى القضاة ،سیّدالهداة ، مصباح
المتهجّدین ،
جوادالا ئمّه و... .
پدر: امام علىّ بن موسىالرّضا، مُغیث الشّیعة والزّوّار
علیهماالصلاة والسّلام .
مادر:از خانوادهماریه قبطى بوده ، و به چند نام و
لقب معروف است : درّه ، سبیكه ،
ریحانه ، خیزرانو ..
نقش انگشتر:نِعْمَالْقادِرُ اللّهُ
مدّت عمر: حضرت مدّتهفت یا هشت سال و چهار ماه در زمان حیات پدر بزرگوارش ؛ و پس
از
شهادت و رحلت پدرنیز حدود هیجده سال به عنوان رهبر و امام مسلمین ، هدایت گرى
جامعه را
عهده داربود بنابر این ، عمر شریف و مبارك آن حضرت را حدود 25
سال گفته اند
سلام خدا بر تو ای
دهمین پیشوای معصوم! سلام بر درخشندگی کوکب نورانی ات که خورشید را شرمگین تابش
کرد و چشمه های آفرینش را لبریز جوشش. در این روز غم بار و مصیبت زده، آتش سوگمان
را مهار کن و دست مهربان و غریب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش.
مختصری
از زندگینامه امام هادی(ع)
زندگى ابو الحسن على الهادى ابن
محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على
زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام. شیخ در مصباح مىنویسد:
روایتشده است كه حضرت ابو الحسن على بن محمد عسكرى (ع) در روز 27 ذى حجه به دنیا
آمد. سپس وى مىگوید: ابن عیاش گفته است: میلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده
است. همچنین وى تولد آن حضرت را روز پنجم هم ذكر كرده است. شیخ گوید: ابراهیم بن
هاشم قمى گفته است: ابو الحسن عسكرى (ع) در روز سه شنبه سیزدهم رجب از سال 214
هجرى دیده به دنیا گشود». كلینى در كافى نویسد: آن حضرت در نیمه ذى حجه از سال 212
به دنیا آمد. البته برخى نیز روایت كردهاند كه تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال
214 بوده است. در كشف الغمة نیز گفته شده است كه آن حضرت در روز جمعه پا به دنیا
گذارد. شیخ مفید گوید: «محل تولد آن حضرت در صریا، یكى از قراى مدینه بود».
نگارنده: در بسیارى از نسخ جاى ولادت آن حضرت را همین قریه و با همین املا
نوشتهاند و در برخى از نسخ ضبط آن به صورت«صربا» بوده است. البته نام چنین محلى
نه در معجم البلدان و نه در هیچ یك از كتب لغت ذكر نشده است. تنها ابن شهر آشوب در
مناقب، در بخش الجلاء و الشفاء، گفته است: صریا قریهاى است كه موسى بن جعفر آن را
به فاصله سه میلى از شهر مدینه بنا كرده است. امام هادى (ع) به قولى در بیست و
پنجم جمادى الاخره و به قول دیگر، در سوم رجب و به دیگر قول در روز دوشنبه بیست و
هفتم جمادى الاخره در نیمه روز و در سال 254 هجرى، در شهر سامراء دیده از جهان
فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات یافت و بنابراین، عمر آن حضرت اندكى
كمتر از چهل سال یا 41 سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و پنج
ماه با پدرش و 33 سال و چند ماه، به قولى نه ماه، پس از وى زیسته كه این مدت را
دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب كردهاند. آن امام (ع) دنباله خلافت معتصم و
سپس خلافت واثق ، متوكل ، منتصر ، مستعین و معتز را درك كرد و در پایان حكومت
معتمد، به شهادت رسید مدت اقامت آن حضرت در سر من راى، بیست سال و چند ماه بود و
پس از وفات، در خانهاش واقع در سر من راى به خاك سپرده شد
ا
مادر آن حضرت
مادر آن حضرت كنیزى بود به نام
سمانه مغربیه. و در مناقب است كه مادرش معروف به سیده ام الفضل بود.
كنیه آن حضرت
كنیه وى ابو الحسن بود. برخى
نیز وى را ابو الحسن ثالث مىخواندند.
درزیرمقاله ای براتون نوشتم
که حدود67صفحه وبصورت پی دی اف میباشد امیدوارم
دانلود کرده ومطالعه
بفرمائید ومارواز دعای خیرتون فراموش نکن
حضرت امام محمّد
باقر(علیه السلام) اوّل ماه رجب، یا سوم صفر سال 57 هجرى قمرى در مدینه متولّد
گردید. نام مبارك امام پنجم محمد بود
لقب
آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانشرا شكافت و اسرار
علوم را آشكارا ساخت
. القاب ديگرى مانند
شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكركردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار
بوده است
كنيه امام
ابوجعفر بود . مادرش فاطمه
دختر امام حسن مجتبى ( ع )است
.
بنابراين نسبت آن
حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى درمدينه جانگداز
كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداءكودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد
دوران امامت امام
محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشتامام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه .
يعنى مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .
در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند
انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدنمشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه
خلال وابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى ومجادلات كلامى در
اين دوره پيش ميآيد , و عدهاى از مشايخ صوفيه وزاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند . قاضيها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتانپديدميآيند و فقه و
قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالحمراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد , و تعليمات قرآنى
- به ويژهمسأ له امامت و ولايت را , كه پس از واقعه عاشورا و حماسه
كربلا , افكار
بسيارى از حق طلبان را به حقانيت آل على ( ع ) متوجه كردهبود , و پرده از
چهره زشت ستمكاران اموى ودين به دنيا فروشانبرگرفته بود , به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوى را
دربوتهفراموشى قرار ميدادند برخى نيز احاديثى به نفع دستگاه حاكم
جعل كرده ويا مشغول جعلبودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون
مينمودند
.
اينها عواملى بود
بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان ديندر برابر آنهابايستند
بدين جهت امام محمد
باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعيت مساعد روزگار سياسى , براى نشر
تعليمات اصيل اسلامى ومعارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشيع و علوم اسلامى را
پايهريزىنمودند
. زيرا اين امامان
بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانانحقيقى تعليمات پيامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند
, وميبايست به
تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكاردست يازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس
كنند
درزیرمقاله ای براتون نوشتم
که حدود23صفحه وبصورت پی دی اف میباشد امیدوارم
دانلود کرده ومطالعه
بفرمائید ومارواز دعای خیرتون فراموش نکنید
دانلود مقاله درباره حضرت زهرا(س)-روز زن و روز مادر مبارک
سالروزميلاد خجسته فاطمه زهرا (س)سرور بانوان جهان، عطاي خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتاي امير مومنان و
الگويبي بديل تمام
جهانيان بر همه زنان عالم مبارک باد. بزرگ بانويي که مهرآميزترين
حکمت الهي، کوثر خاتم شد تا پايان يک رسالت را به آخر رساند، تا بهفضل خدا، عطاي وجودش در وسعت بي کران عطش ما جاري شود، تا آنگاه بتوانيم
ازهمه سراب ها رها
شويم و از چشمه حقيقتش سيراب، با اين که کمتر کسي به کُنهِوجودي او رسيده، ولي براي تشنگان حقيقت امکان دست يابي به ايشان از طريق
علمو عمل به گفتار و
سيره آن صديقه کبري ميسر است
شأن و منزلت زن
زن در جاهليت پيش از اسلام، در بدترين دوران عمر خود به سر مي برد. در
سرزميني که براي زنان حقوق طبيعي و شئون انساني قائل نبودند. نور اسلام درخشيدن
گرفت و زن را از افکار جاهلي خلاصي بخشيد و او را به عروج ملکوتي و افق هاي روشن
نايل گردانيد. آري، زن حقيقتي است که در طول تاريخ فراز و نشيب هاي فراواني را
تحمل کرده و از زنده به گور شدن تا خدايي شدن را به خود ديده است.
آنگاه که اسلام در آسمان تاريک جاهليت درخشيد، به زن عزت بخشيد. فرزند دختر
را حسنه و برکت خواند و زنان را ريحانه معرفي کرد. زن غير از حقيقت انساني، چهره
هاي مختلف ديگري را نيز در خود نهفته دارد که بايد آن جلوه هاي مختلف کشف و آن
صورت هاي گوناگون هويدا شود تا آن گونه که هست، شناسائي و معرفي گردد.
حيا و عفت، اساس حفظ عزت و شخصيت
زنِ جامعه اسلامي، با آگاهي کامل از شخصيت والاي خويش و با علم به مسائل
ضروري زندگي در بُعد معنوي و مادي، و با شناخت دنيا و فرهنگ خود، بايد به پاسداري
از اصيل ترين فضيلت، يعني حيا و عفت بپردازد و در پرتو آن، سعادت دنيا و آخرتش را
تأمين کند. هيچ عامل معنوي چون حفظ حيا و عفت در سعادت زن مؤثر نيست. ظهور فعلي
اين ويژگيها در زنان، اساس حفظ عزت و شخصيت انساني است. امير مومنان علي (ع)
درباره اين دو صفت انساني فرموده اند: حيا، کليد هر خوبي و عفت، منشأ هر خيري است.
الگو در قرآن
قرآن کريم، پيامبر اسلام را الگو و انسان کاملي معرفي مي کند و در اين جهت
ميان زن و مرد فرقي نيست؛ ولي خلق و خوي ويژه زنانه و احساسات لطيف و عواطف رقيق
زن و مسئووليت هايي که در نظام آفرينش بر دوش او نهاده شده، ايجاب مي کند که زنان
نيز، الگويي کامل و اسوه اي بي بديل از جنس خود داشته باشند تا بتوانند آنچه را از
زن انتظار مي رود و قرآن و سنت نيز آنها را تأييد مي کند، در سيره اخلاقي، اجتماعي
و خانوادگي تو تبلور يافته بنگرند و به او تأسي جويند. بي ترديد، زهراي مرضيه (ع)
نسخه وجودي پيامبر اکرم (ع) است ولي در اين نسخه وجودي، مسائل بيشتري براي زنان
تبلور يافته که در عرصه خانواده و قلمرو اجتماعي مفيدتر و آموزنده تر است.
الگوي زنان امت اسلامي
امت اسلامي، همواره زناني تربيت کرده که شايسته است الگوي ديگران باشند.
زن مسلمانِ معاصر از اين الگوها کم ندارد؛ چرا که زناني از بستر تاريخ برخاسته اند
که بشريت به وجود آنان افتخار مي کند و امت اسلامي از داشتن آنان به خود مي بالد.
ولي همه اين ها بايد به يک الگوي مطلق منتهي شوند که کسي جز دخت
والامهر پيامبر (ص) و مادر حسنين و زينب قهرمان و ام کلثومِ نام آور نيست. او
کسي است که يازده امام معصوم که الگوهاي کامل همه انسان ها هستند. از نسل پاک
اويند و جُز او، کسي شايسته چنين مقامي نيست. آري، اگر زهرا نبود، راه بي نشان بود
و زنانِ خداجوي، سرگردان و گمراه مي ماندند.
مقام زن در فرهنگ وحي
زن در فرهنگ اسلامي ما، مظهر قداست و پاکي موجب خير و برکت شناخته شده و
از ارزش و احترام فوق العاده اي برخوردار است. هويت زن، هويت جامعه است و در
واقع ارزش گذاشتن به زن و کمالات و خدمات بيايان او، ارزش نهادن به همه جامعه است.
اين ارزش قائل شدن براي زن، فقط در دين مبين اسلام نيست و به طور کلي در فرهنگ وحي
از زن به عظمت ياد شده است. براي نمونه مي توان به داستان حضرت مريم اشاره کرد.
مريم مقدس، تجلي گاه يکي از بزرگ ترين اعجازهاي آسماني معرفي مي شود و وجود عيسي
(ع) يکي از تجليات کمال روحاني اين زن به شمار مي رود. مريم، با تقوا و درايت بود
و لحظه اي از توجه به پروردگارش باز نمي ماند و بر اثر همين فضائل، آغوشش مهد
پرورش عيساي مسيح گرديد.
حجاب، تدبير آفرينش
اسلام که زن را گوهر گرانبهاي هستي مي داند، حجاب را هم چون صدف، بهترين
وسيله براي حفظ و ثبات شخصيت او معرفي کرده است. اسلام مقام زن را در جامعه بالا
برده و براي ترقي و سعادت او، خدمات شايان و قابل توجهي انجام داده است. حجب و حيا
که از ويژگي هاي فطري زن است، تدبير نيکوي آفرينش براي حفظ مقام و موقعيت زن در
برابر مرد است. زنان مسلمان در پرتو پوشش و حجاب اسلامي، نقش سازنده خود را ايفا
نموده و ثابت کردند که زن مسلمان، کالاي تبليغاتي نيست
نقش زن در فرهنگ جامعه
فرهنگ جامعه که برآيند ارزش ها، انديشه ها و خواسته هاي ملت است، به ميزان
وسعت و اعتبارش همواره در معرض آفاتي گوناگون بوده است. در اغلب جوامع از جمله
ايران قبل از انقلاب، زنان به عنوان هدف، ابزار و موضوع اصلي اين آفات بوده اند.
در واقع زنان به جهت تأثيرگذاري عميق و گسترده اي که مي توانند در سطوح مختلف
جامعه داشته باشند، به عنوان بهترين راه جهت انتقال آفات فرهنگي انتخاب مي شوند و
از ويژگي هاي جسمي، عاطفي و نقش اجتماعي بانوان براي تهاجم به فرهنگ سوء استفاده
مي شود. در اين زمانه حساس، اين بر عهده زنان ايراني است که به وظيفه حياتي خود در
مقابل اين آفات آگاهي يافته و با پيروزي از رهنمودهاي بزرگان دين به آن عمل کنند.
زن و جهاد
زن صدر اسلام، با حفظ حدودي که خداوند براي او قرار داده بود، در صحنه هاي
مختلف اجتماعي، سياسي و نظامي حضوري فعال داشته و به عنوان عنصري کارآمد و مفيد،
در دفاع از اسلام و حکومت اسلامي نقش هاي مهمي را ايفا مي کرد. حضور زناني مانند
نُسَيبه، جراحه و ام عطيه که در بسياري از غزوات و جنگ هاي پيامبر (ع) حضور داشتند
و عهده دار مسئووليت امداد بودند، راه را براي زنان امت اسلامي باز کرده که در
صورت نياز، مي توانند با حضور مستقيم به عنوان پرستار و همچنين شرکت غير مستقيم،
مانند تشويق مردان براي رفتن به جبهه، فرستادن امکانات و کمک براي زرمندگان اسلام
اقدام کنند. بيان نقش زنان در جنگهاي صدر اسلام در زمان پيامبر (ع) مي تواند راه
گشاي امت در شرکت هر چه بيشتر آنان در نبرد با استکبار جهاني باشد.
درزیر
مقاله ای براتون نوشتم که حدود500صفحه وبصورت پی دی اف میباشد امیدوارم دانلود
کرده ومطالعه بفرمائید ومارواز دعای خیرتون فراموش نکنید
در روز بیستم جمادى
الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21سپتامپر 1902
میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده اىاهل علـم و هجرت و
جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها،روح الـلـه
المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد
او وارث سجایاىآباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت
مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـدهانـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله
سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـنمرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)،
پـس از آنكه سالیانـى چنـد درنجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و
به درجه اجتهـاد نایل آمـدهبـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى
آنان در امـور دینـى بـود.
در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت،
طاغوتیان و خوانین تحتحمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر
زورگـوئیهایشان بـه مقاومتبـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر
خمیـن به اراك وى را بـهشهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى
قصاص به .تهران (دارالحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار
ورزیدند تا قاتل قصاصگردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج
یـتیـمىآشـنا و با مفهومشهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را
تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا
و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـهخـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است.
همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش
( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در
سـن 15 سالگى از نعمتوجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.
درمطالعه
تمدن معاصر غربي اين واقعيت را از نظر دور نمي توان داشت كه اين تمدن علي رغم برخي
ضعف ها و كاستي هاي بنيادين, و صرف نظر از بعضي پي آمدها و دست آوردهاي ناگوار,
مشتمل بر پديده هاي نوظهور فراواني در عرصه هاي مختلف است.
در بطن اين تمدن,
رويكردها و جهت گيري ها و مسائلي مطرح شد كه در تاريخ بشر سابقه نداشت و تنها مي
توان آن ها را از ويژگي هاي مدرنيسم و تمدن معاصر غربي بر شمرد. نوع نگاه به علم و
اهداف و غايات و روش آن, بازنگري در جايگاه خرد آدمي و به بوته نقد كشيدن فلسفه و
عقل محض, ترويج خودبسندگي عقل و دانش بشري و استغناي از وحي, پي ريزي دولت مدرن,
رواج دموكراسي و حكومت مبتني بر مشاركت مردمي, طرح مسئله آزادي در ابعاد مختلف
سياسي, فرهنگي و اقتصادي از اهم اين ويژگي هاي نوظهور تمدن معاصر است.
السلام عليک يا سيدة نساء العالمين من
الأولين و الآخرين
السلام عليک ايتها الصديقة الشهيدة
قال
رسول الله (ص): «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ
آذَانِي»
فاطمه پاره تن من است، پس هر كس او را آزار
دهد، مرا آزرده است
سالروز
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و آغاز ایام فاطمیه را تسلیت عرض می نماییم ...
فاطمة الزهراء (س) : بانوى بانوان دو جهان ، عطاى
خداوند سبحان ، کوثر پربهاى قرآن ، کفو و همتاى اميرمومنان (ع )، و يکى از علل
آفرينش عالم امکان .
فاطمة الزهراء (س) : در آل کسا محور، عزيز
قلب پيغمبر(ص )، شفيعه محشر، ولية الله اطهر، و از يازده فرزند معصومش برتر...
فاطمة الزهراء (ع ):
خانه اش ، منزل ( هل اتي ) پدرش :
محمدمصطفى(ص):
همسرش : على
مرتضى (ع )، پسرانش : امام
حسن مجتبى (ع ) و امام حسينسيدالشهداء(ع
)، دخترش : زينب
کبرى (ع )، دستش بوسه گاه رسول خدا(ص ) مهرش : صفابخشقلوب اولياء مودتش : اجر رسالت خاتم الانبياء(ص )
و والاترين مدحش : امابيها
ای که از دیده ما روی مهت در پرده استگنه
ماست چنین پرده نشینت کرده است
معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است.
معلّمي
عشقي است الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد
تا با همّت
بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري
است که
از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي،
رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.
روز معلم
تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به
پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و
چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد.
انسان
نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم»
ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را
به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در
روان بشر جاري مي سازد. دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و
کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه
اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.
در اين مسير
خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد
مرتضي مطهري (رحمته الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله
هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه
آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...
مفهوم
علم
ـ امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه «علم» به دو معناي
متفاوت بكار برده مي شود.
1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر
ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه « هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون» «آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند.» (زمر9)از اينمنظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي
شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضات، فقه، دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم
همه علم اند... كلمه Knowledge
درانگليسي وConnaissance در فرانسه معادل اين معنا علم اند.
2-كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني
هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر
همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش خوبي ها و بديها)
متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار
هدايت فكر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بيرون از علم به معناي دوم آن
قرارميگيرندوهمه به اين معنا غير علمي اند كلمه SCIENCE
در انگليسي و فرانسه معادل اين معنا علم اند
ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي ازعلم
به معناي اول را تشكيل مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي
از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به
معناي دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق
آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. آيه قرآني «خلق الانسان علمه البيان» (خداوند رحمن انسان راآفريدو بيان را به وي
تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.
معنای
عالم باتوجه
به دو تعريف از علم
ـ در نگاه اول به علم كه نگاه تركيبي به
معرفت است خداوند معلم اول و پيامبر معلم ثاني است چرا كه پس از تعليم آدم توسط
خداوند دستور «قال يا آدم
اننبئهم باسمائهم» (اي آدم
ملائكه را به اين اسماء آگاه ساز/ بقره 33)آدم عليه السلام داده شده اين بدان جهت است
كه اساساً هدف آفرينش انسان با علم و
معرفتپيوند ناگستني دارد در بيانرسا و جامع سيد
شهيدان امام حسين (ع) اين معنا به خوبي روشن است كه: «ما خلق العباد الا ليعرفوه، فاذا عرفوه عبدوه» (بندگان را نيافريد مگر براي آن كه او را
بشناسند پس چون او را شناختن عبادتش خواهند كرد.ـ در اين معنا هدف از ارسال معلم ثاني ارائه
معرفتي است كهانسان بواسطه آن به عبادت مي رسد «هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته
و يزكيهم ويعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال
مبين» (اوست خدايي كه پيامبر
بزرگوار از ميانشان برانگيخت تا بر آنان آيات وحي را تلاوت
كند و آنان را پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي را بياموزد كه پيش از اين
همه در ورطة جهالت و گمراهي بودند (جمعه/2)در اين آيه همه علوم ازجملهبيان، اخلاق، تعليم
كتاب و حكمت، براي رهايي از گمراهي و يافتن راه هدايت (عبادت) توسط
پيامبر(ص) معرفي شده است.ـ در نگاه دوم كه نگاه تفكيكي به شاخه اي
معرفت است. معلم اول ارسطو استچرا كه «وي نخستين واضع علم منطق بود ... و
راه دليل و برهان منطقي را باز نمود و معلم ثاني نيز ابونصر فارابي است بخاطر آنكه او
اول بار كتب حكمت يوناني را كه ارسطو وغيره تحرير كرده اند از يوناني به عربي ترجمه كرد
و تعليم داد....
ارزش و مقام معلم
شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد
كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني
عبادت را برقرار سازد.لذا در اين تعريف شهيد مرتضيمطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً
با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند وثانيا
تمامی تلاشهاي علمي
و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سومدينداري راه مي يابد و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را
كامل مي سازد. به همين مناسبت روز شهادت اين
بزرگ مرد فرزانه (11 ارديبهشت ) را روز معلم ناميدند .
هنر
معلمي:
معلمي
شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از
قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين
آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده
است: اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق،
اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5)
بخوان
به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و
پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي
دانست. در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود
را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.
مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به
وسيله قلم آموزش داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش
حکايت دارد
چو قاف قدرتش دَم بر قلم
زد
هزاران نقش بر لوح عدم زد
از
اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.
شهيد
ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند
مي فرمايد:
خداوند از آن
جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به بشر
ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت
شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن
مزيت به عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات
با تعبير «الاکرام» بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت
پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعني علم و دانش هم
طراز است.
به
همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:
معلم
اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛
دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.
معلّمي
برتر از شهادت
حضرت امام
جعفر صادق (ع) مي فرمايند:« هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع
مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان
بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است
که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته
و لياقت شهادت نصيبشان شده است.
توصيه
امام سجاد (ع) به دانش آموزان
امام
سجاد (ع) در زمينة حفظ حقوق معلم مي فرمايد: « حق معلم بر تو آن است که همواره، با
ديدة تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت
گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني ».
لزوم
دلسوزي معلم نسبت به شاگرد
مرحوم
شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: « معلم بايد دربارة
شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستي کند. و
از هرگونه شر و بدي که براي خويش نمي پسندد براي شاگردانش نيز
نپسندد؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ
ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به
آنان مي باشد» .
حقوق
معلم در آينة فرمايشات حضرت سجاد (ع)
حضرت سجاد
(ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان
دارند و مي فرمايد:« حق کسي که عهده
دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي
گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او
چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که
خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي
از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و
فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛
پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود
تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ».
داستاني
زيبا از رابطه شاگرد و معلم:
بهترين
نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي (ع) به عنوان
شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسي (ع) مأمور شد تا از بنده اي
صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين
چنين بيان مي کند: قال له موسي هل اتبعک علي ان
تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطيع معي صبراً * و کيف تصبرعلي ما لم تحط به خبراً * قال ستجدني ان شاء الله صابراً و لا اعصي لک امراً * قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن شي ءٍ حتي احدث لک
منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70)
موسي به او
گفت: «آيا از تو پيروي کنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده که مايه رشد است به من
بياموزي؟ گفت : «تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر کني و چگونه در مورد چيزهايي که
از آن شناخت نداري، شکيبايي مي کني؟» گفت: «اگر خدا بخواهد، مرا شکيبا خواهي يافت
و در هيچ کاري نافرماني تو نمي کنم». گفت: اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس
تا خودم از آن با تو سخن بگويم.»
معلمي
در کلام امام خميني (ره):
نقش
معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند.
تمام
ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش
متعلم.
معلم
در سخنان مقام معظم رهبري:
دست
تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند.
اگر
مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد
صيرني عبداً؛ هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.» اين بيان
براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود
آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است.
معلم
در کلام استاد مطهري:
معلم بايد
نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه
ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است
ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد
و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن
قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل
شود.
معلم
در کلام شهيد رجايي:
معلمي
شغلي نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق
توست مبارکت باد.
برتري حق
معلّم بر پدر
آورده
اند که اسکندر به معلّم خويش احترام بسياري مي گذاشت. از او پرسيدند: چرا معلّم
خود را بيش از پدر تعظيم و احترام مي کني؟ گفت: به سبب آن که پدرم، مرا از عالم
ملکوت به زمين آورده و استاد، مرا از زمين به آسمان برده است.
مقام
معلم
مي
توان در سايه
آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول
از استاد، ياد آموختيم
پس، سويداي سواد آموختيم
از
پدر گر قالب تن
يافتيم
از معلم جان روشن يافتيم
اي
معلم چون کنم توصيف
تو
چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي
تو کشتي نجات روح
ما
اي به طوفان جهالت نوح ما
يک
پدر بخشنده آب و گل است
يک پدر روشنگر جان و دل است
ليک
اگر پرسي کدامين برترين
آنکه دين آموزد و علم يقين