» پست ثابت
» ترسیم مختصات عظمت غدیر
» غدیر قطب نمای وحدت آفرین
» غدير و ترسيم نقشه راه برای همه مسلمانان
» آموزه های غدیر
» غدير متعلق به تمام اعصار است
» غدیر خم، قطعه‌ای از بهشت
» غدیر یعنی تولد دوباره ارزشهای اسلامی
» «غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی
» غدیر یک مکتب است
درباره ما

چون شاخ گلی که خم شود پیش نسیم *** از دوست سلامی و ز ما تسلیمی
مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
دل سرگشته ما غیر تورا ذاکر نیست
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حقما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و اجعلنی من اعوانه و انصاره سلام كاربر گرامي ** قدمتان گلباران **وخوش اومديد لازم بذكر است اين وبلاگ در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريد
یكی از مسایل دردناك كه هرگز نمی‎توان انكار نمود، مسئله مهجوریت نهج البلاغه در میان امت اسلامی و حتی شیعیان آن حضرت است، گر چه به بركت نظام اسلامی نهج البلاغه نیز همانند بسیاری از معارف مهجور الهی به تدریج از مهجوریت رهایی یافته، اما این واقعیت تلخ هرگز قابل انكار نیست كه نهج‎البلاغه مهجور است همان‎طور كه امیرمۆمنان، مظلوم بلكه مهجور بود.
به اميد ظهور آقا امام زمان***اللهم عجل لوليك الفرج***** ازوقتتان نهايت استفاده را ببريد
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
شبکه وبلاگی استان کردستان
روزشمار غدیر
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
» نماز (3), » ذکر (3), » آرامش (2), » خدا (2), » بهجت (1),
پست ثابت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۹۴ |
یادداشت های علوی

فَاخْزُن لِسَانَکَ کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَوَرِقَکَ فَرُبَّ کَلِمَةٍ
سَلَبَتْ نِعْمَةً وَجَلَبَتْ نِقْمَةً.


همان‌گونه که طلا و نقره‌ات را نگاه می‌داری، زبانت را نیز نگاه‌دار،
بسا کلمه‌ای که نعمتی را سلب کند، و عذابی را نزد تو آورد.

Therefore, guard your tongue as you guard your gold and silver, for often one expression
snatches away a blessing and invites punishment
.

نهج‌البلاغه،حکمت381
 

یادداشت های علوی
ترسیم مختصات عظمت غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه سوم مهر ۱۳۹۴ |

ظهر نزدیک شده وآفتاب حجاز بر کوه‌ها و درّه‌‏ها نور و حرارت مى‌‌‏پاشدو کم کم سرزمین جُحفه و سپس بیابان‌هاى خشک و سوزان «غدیر خم» از دور نمایان مى‌‏شد. اینجا در حقیقت چهار راهى است که مردم سرزمین حجاز را از هم جدا مى‌‏کند.کاروان نزديک و نزديک‏تر مي‏شود. ناگاه، صدايي، در سکوت کاروان میپيچد،رفتگان را فرا خوانيد و جاماندگان را دريابيد که پيامي مهم دارم. اینجا آينده تاريخ انسان، به دست‏هاي «يد اللهي»  سپرده میشود تا در سايه ‏سار محبت و عدالت بي‏ دريغش، به آرامش برسد.

http://www.ghadirekhom.com/uploads/news/image/thumb/story_img_525516a8bbb31.jpg

كتاب و قلم سابقه هزار و چهار صد ساله با غدير دارندرشته تأليف و تصنيف، درباره شئون و عظمت‌هاي علي عليه‌‎السّلام، نه فقط سرتاسر عالم اسلامي را از شرق تا غرب و از سنّي و شيعه گرفته، بلکه قلوب بيگانگان را به اين شخصيت ممتاز متوجه نموده و نويسندگان و مؤلّفان آن را به مدح، ستايش و تأليف کتاب‌ها برانگيخته است.لذاسخن گفتن از عظمت و شكوه غديروصاحب آن، كارى نيست كه از عهده هركسی‏ برآيد. پرداختن به موضوع پراهميتى چون غدير، تنها ‏شايسته کسانیست كه اين حماسه جاويد  ‏را خلق کردند.روز غديرروزیست که‏پيامبر شاهد و على مشهود است؛غدیر يادآور نقاط حساس نبوت انبيا و وصايت آنهاوروز تشخیص خط حق از جريان نفاق است؛گویا غدیر روز آزمون وارشاد و روزدلیلیست بر شناخت  پيشاهنگان وپیشگامان در اسلام وایمان .

غدير، رنج روزهاي نيامده عليو ابتداي25سال خانه ‏نشيني ذوالفقاراست؛غدير، اولين پژواک از اندوه بي‏شمار،چاه دلتنگي‏هاي مرتضي است.غديرچون قيامت اعلان پايان يك دوره(نبوت)وآغاز دوره  ‏اى‏ديگر(امامت)است.غدیر روز بسيار با عظمتی است که در اين روز گشايش حاصل،نردبان تكامل نصب و حجت‏ها آشكار گرديد.اهمیت و عظمت این واقعه و شرايطي كه براي ابلاغ اين اصل اعتقادي اسلام برپا شدبدان جهت است كه پیامبر خوبیها درآن اجتماع بزرگ اگر مهمترین پيام الهى را ابلاغ نکندبسان ناتمام ماندن رسالت خطیر خویش می باشد.

داستان غدیر از عظمت و ضرورت ولایت و ریشه‏ای بدون این مسئله خبر می‏دهد. پیامبر در آن هنگام و در زیر آن آفتاب سوزان. آن همه جمعیت را برای چه نگه می‏دارد و چه پیامی برای‏شان دارد.این پیام اساسی‏ترین پیام دین او بود و به راستی رسول اکرم بر عظمت و ضرورت آن واقف بود، که مردم را در آن گرمای سوزان نگه داشت و رسالت آسمانی خویش را به مسلمانان ابلاغ فرمود.عظمت غدیر به برتر بودن ولایت و اقامه شدن یکی از ارکان دین در جامعه است.

خطابه غدیر به عنوان آینه تمام نمای ولایت امیرالمؤمنین سلام الله علیه بین تمام خطابه های اسلام ویژگی هایی دارد که آن را بصورت منحصر بفرد درآورده است.این اهمیت باز می گردد به متن خطبه و فضای خاصی که این سخنرانی در آن انجام شده است.مهمترین مقاصد حضرت در خطبه غدیر را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1.نتیجه گیری از زحمات 23 ساله رسالت با تعیین ادامه دهندگان این راه.

2.حفظ دائمی اسلام با جانشینانی که از عهده این مهم برآیند.

3.اقدام رسمی برای تعیین خلیفه که از نظر قوانین ملل سندیت دارد.

4.ترسیم خط مشی آینده مسلمین تا آخر دنیا.

5.اتمام حجت بر مخالفان اسلام اعم از مقصرین و معاندین.

این اهداف بلند در سایه شرایطی انجام شد که شایسته ابدیت غدیر بود و آن را به عنوان یک واقعه استثنایی در آورد.لذاعظمت خاص غدیر را در جهات زیر می توان ترسیم کرد:

1.شرایطی که برای ابلاغ این اصل اعتقادی اسلام برپا شد که آن اجتماع بزرگ و شیوه خاص بیان و منبر، فقط در این ماجرا بوده است. بخصوص مسئله وداع پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با مردم حاکی از این بود که با اعلام ولایت، اسلام از نظر دشمنان خارجی نفوذ ناپذیر شده است.

2.مسئله امامت فقط بصورت یک خبر و پیام و خطابه اجرا نشد، بلکه به عنوان حکم و فرمان اجرا گردید و با گرفتن بیعت از عموم مسلمانان و تعهد گرفتن از آنان اعلام شد.

3. شرایط جغرافیایی غدیر که قبل از تقاطع جاده ها در جحفه و پیش از تفرق قبایل بوده است. همچنین توقف سه روزه در بیابانی داغ و شرایط زمانی حجة الوداع پس از ایام حج که عظیمترین اجتماع مسلمانان تا آن روز بود.

4مقام مخاطِب خطبه، و نیز حالت خاص مخاطَبین یعنی حاجیان، آن هم پس از اتمام حج و هنگام بازگشت، و نیز اعلام نزدیکی رحلت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله، چه آنکه حضرت 70 روز پس از این سخنرانی از دنیا رحلت نمودند.

5.خطاب خداوند که:« اي پیامبر، ابلاغ کن آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده که اگر ابلاغ نکنی رسالت خود را نرسانده ای »که در هیچ یک از فرامین الهی چنین مطلبی گفته نشد.

6.بیم پیامبر از کارشکنی های منافقین، و دستور قاطع الهی بر لزوم ابلاغ حکم ولایت و امامت برای آینده مسلمین، از خصوصیات ابلاغ این حکم الهی بود.

7.ضمانت الهی بر حفظ پیامبر از شرّ دشمنان در خصوص این ابلاغ و رسالت که در هیچیک از احکام الهی چنین ترسی نبود و چنین ضمانتی انجام نشد.

8.مفاهیم بلند و حساسی که در تبیین مقام ولایت در متن خطبه فرمودند و معنای دقیق آن را به روشنترین وجهی بیان نمودند.

9.مراسم خاصی که قبل و بعد از خطبه واقع شد که بیعت و عمامه « سحاب » و تهنیت از نمونه های آن است و دلالت بر اهمیت ویژه این ماجرا می نماید.

10.خطاب خداوند که:« الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإسْلامَ دِینًا »امروز کافران از (شکست) آیین شما نومید شدند، بنابراین از آنها نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما پسندیدم. [14/مائده]در این آیه چهار ویژگی مهم برای این روز بیان شده است:

الف) روز ناامیدی کافران
ب) روز کامل شدن دین اسلام
ت) روز اتمام نعمت الهی بر مردم
ث) روزی که خداوند اسلام را به عنوان دین برای مسلمانان پسندید.

با توجه به ویژگی هایی که در آیه کریمه برای این روز بیان شده، روشن می شود که در این روز، واقعه مهمی اتفاق افتاده که این ویژگی هارابه همراه داشته است.

11.توجه خاصّ ائمه علیهم السلام به سخنان پیامبر صلی اللَّه علیه و آله در غدیر و بخصوص کلام امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام که فرمودند:

« روز غدیر خم براي کسی عذري باقی نگذاشت ». (2)

همچنین اهتمام علما به تفصیل مباحث مربوط به غدیر به تبعیت از ائمه علیهم السلام بعنوان ریشه اصیل ولایت و امامت، بیانگر ارزش اعتقادی آن در طول تاریخ است.

12.سند و شیوه نقل این حدیث از نظر حدیثی، تاریخی، کلامی و ادبی، و همچنین فراگیري و راهیابی آن به قلوب مردم، در میان روایات ولایت، بی مانند است. محققان تواتر این حدیث را به اثبات رسانده و همه مسلمانان با هر فرقه و مسلکی که دارند به درستی این حدیث اعتراف کرده اند.

غدير كه كتاب ولايت امير المؤمنين عليه السلام و حد فاصل بين دوستان و دشمنان اهل بيت عليهم السلام است،با بكارگيرى قلم،از دست دشمنان مصون ماند و كسى نتوانست مانع اين حقيقت بزرگ شود،به طورى كه مؤلفين بزرگى از غير شيعه هم درباره غدير كتابهايى نوشتند.با اين همه بايد اذعان داشت جاى كتابهايى در حد عظمت غدير همچنان خالى است و مقام بلند غدير اقتضاى بيش از اين دارد.همه اینها حاکی از اهمیت ویژه غدیر در فرهنگ اسلام است و به ما هشدار می دهد که این اصل اعتقادی شیعه را با تمام هستی خویش پاس بداریم.وباالگو گرفتن از صاحب غدیر باعث بروز همدلی و وحدت در جامعه در برابر نقشه های شوم دشمن غدار و مکار شویم.

منابع:

- خصال، ص173

- دلائل الامامة، ص38

- بحارالانوار، ج28 ص186

-اصول کافی، ج 2 ص 21.

-اثبات الهداة، ج2 ص 115.

-چهارده قرن با غدير ص 137.

-گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر - نوشته محمد باقر انصاری

 

غدیر قطب نمای وحدت آفرین
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۴ |
برکه در برکه، آواز بلند علوی‌ات طنین‌انداز شد، آسمان‌ها، کوه‌ها، دره‌ها، بیشه‌ها و درختان، تمام‌قد به احترام قامت هاشمی‌ات ایستادند، تاریخ، ثانیه‌های بی‌رمقش را به یاد می‌آورد.آفتاب لحظه‌ای ایستاد، همه دیدند که به احترام تو، لحظه‌ای خورشید روی نتابید تا همه ببینند، نور تو از آفتاب بیشتر است؛ صدای تپش قلب‌ها حتی ریگ‌های بی‌خیال آن بیابان تفتیده را مجبور کرد، سرکی بکشند تا ببینند چه خبر است، برکه، خوشحال از حضور ناب یک عشق، موج، ‌موج، بوسه برای ابر‌ها می‌فرستاد تا ابرها ببارند و عشق خداوند را بوسه‌باران کنند.  امروز غدیر، ظهور منجی عشق است که دارد به فراموشی سپرده می‌شود، علی‌منکران دیروز، امروز مهدی را انکار می‌کنند و تازه فهمیده‌اند که اگر مهدی بیاید، اصلاً نمی‌توانند هرکاری دلشان می‌خواهد، انجام دهند، شمشیر از روبسته‌اند و چنان امام زمان را انکار می‌کنند که انگار هیچ امامی نبوده است!
http://media.ismc.ir/Original/1394/06/26/IMG15221637.jpg

هیچ جامعه ای به حیات طیبه خود نمی رسد مگر اینکه یک ولی و رهبر مصلح و الهی و ولایت پذیری مردم آن جامعه از این رهبر در آن باشد. در واقع ولایت روح اسلام است و اسلام بدون  ولایت جسم بدون روح است و اگر ببینیم آموزه های اسلام و ولایت هم باعث حرکت و پویایی اسلام در مجموعه باورها و ارزشهای اسلامی شده است.پویایی جامعه و در نهایت پیشرفت، رشد وتعالی تمدن جامعه امروز در گرو وجود ولایت الهی است که درعید غدیرسنگ بنای این نظام اجتماعی، سیاسی و حکومتی گذاشته شد و بطور شایسته و مطلوب انسانی الهی برگزیده و به بشریت معرفی شد.عید غدیرعید هویت اسلام ناب محمدی در چهره و وصورت ولایت الهی و تجلیگاه طرح امام علی (ع) به عنوان اسوه انسانی و ایمانی است؛غدیر روز استمرار رسالت بر امر خدای تعالی با دست پیامبر اکرم (ص) است این روز ، روز طرح امیرالمومنین (ع) به عنوان اسوه و نمونه انسانی است.حضرت علی(علیه السلام) دراین روز معرفی شد تا حکومت انبیا را استمرار دهد و حدود و قوانین الهی را جاودان کند و چراغ پرفروغ نبوی برای همیشه روشن مانده و در دستان صالح ترین افراد قرار گیرد.ولایت غدیر تداوم نهضت رسول در بعد حکومتی است که انقلاب اسلامی ایران نیز الهام گرفته وبرآیندی از حماسه غدیر و نسخه بی‌بدیل غدیر خم و نمادی از حاکمیت دینی و فرهنگ علوی است .
 
دنیا همانند دهکده جهانی است که حرکتی را سیر می کند و غایت این حرکت به سوی مقصود هستی می باشد؛ قرآن کریم  کتاب محکمی برای هدایت بشریت است و معلمین این مکتب انبیا و ائمه معصومین(ع) هستند.مسأله غدیر فقط موضوعی تاریخی نیست که انفاقی رخ داده و گذشته باشد بلکه هنوز غدیر مسأله روز است.روزی برای اکمال دین، اتمام نعمت و فصل الختام حجت معبود بی همتای هستی بر انسان به عنوان اشرف مخلوقات .غدیر رسالت پیامبر اکرم(ص) و اکمال دین از این بابت است که حکومت الهی بر پایه امامت مکمل رسالت الهی است.مشکلات امروز بشر، توجه نکردن به درس های غدیر است و اگر جهان دچار سردرگمی جدی و بوجود آمدن فرقه ها و نحله های فکری انحرافی مانند داعش و... است به دلیل عدم تبعیت از درس های غدیر است.شکلات امروز بشر، توجه نکردن به درس های غدیر است و اگر جهان دچار سردرگمی جدی و بوجود آمدن فرقه ها و نحله های فکری انحرافی مانند داعش و... است به دلیل عدم تبعیت از درس های غدیر است.

یکی از آن معارف بلندی که مغفول مانده در حالی که اگر به آن توجه میشد مثل بقیه معارف وضعیت امامت در جامعه ما و در اسلام مانند الان نبود مسئله غدیر است..گرچه «غدیر» در ظاهر یک گودال آب در منطقه جحفه است اما در واقع اقیانوس عظیمی است که جهانیان را تا قیامت و رستاخیز سیراب می کند؛غدیر روز کامل شدن دین و تمام شدن نعمت و برکه ای همیشه جاری است که گستره آن از صبح هستی تا صبح قیامت است و روز بیان حقایق و امتحان بزرگ الهی است.لذاغدیر تنها یک مساله تاریخی نیست بلکه نشانه‌ای از جامعیت و آینده نگری دین اسلام داردبی‌توجهی  وانکار این واقعه بزرگ، یعنی انحراف دین از مسیر حقیقی خود؛یعنی گرفتاری جامعه اسلامی به تفرقه واختلاف .نتیجه دوری از فلسفه غدیر و ولایت یعنی همین‌که افراد مظلوم وبی گناه را سر می‌برند، خانه‌ها را خراب و مساجد را منفجر می‌کنند و بعد هم الله‌اکبر می‌گویند.

 باید اذعان کرد که تاریخ بار دیگر بعد از 1400 سال تکرار شد و آمریکا و اسرائیل به عنوان قاسطین، منافقین و گروه‌های ضدانقلاب به عنوان مارقین و عوامل فتنه و سران خائن فتنه 88 امروز به عنوان ناکثین پیمان‌شکنان جمل که روزگاری در کنار امام راحل و رهبری و اعلام تبعیت از ولایت فقیه می‌کردند، خیانت بزرگی نسبت به نظام و امام(ره) و رهبری مرتکب شدند که این خیانت با آب زمزم هم پاک شدنی نیست.

 امروز جریان داعش که توسط استکبار جهانی برای مقابله با اسلام و به منظور تامین امنیت اسرائیل بوجود آمده؛به سبب انحراف از غدیر میباشد، باید دانست که حرکت بر خلاف علی(ع) و غدیر داعش می پروراند؛با وجود تمام فشارهای بزرگانی همچون حجر بن عدی ها حرکت غدیر را حفظ کردند، لذا بر ما نیز واجب ولازمست تا  با قلم و زبان ولایت  را یاری و همواره به رسالت روشنگری بپردازیم، راه غدیر نباید فراموش شود چون راه اصالت های اسلام است.ما وظیفه داریم در مقابل تمام حرکت هایی که دشمنان اسلام انجام می دهند جهاد کنیم؛ چون جریان غدیر خم، یک جریان مقطعی و تاریخی نیست و با این دید نباید به این مساله نگاه کرد؛ بلکه غدیر یک مکتب است و همیشه باید زنده و پویا باشد.

واقعه غدیر یک مکتب پویا در جهان است. باید فرهنگ غدیر در جامعه تجزیه و تحلیل شود و اینکه چرا اقلیت در پی معرفی غدیر و اکثریت در پی کتمان و پنهان نگه داشتن این واقعه هستند. برای درک بیشتر غدیر باید از جریان عاشورا و کربلا گذر کرد، اگر پیام غدیر مورد توجه مردم قرار می گرفت، حضرت علی(علیه السلام) 25 سال خانه نشین نمی شدند و امام حسین(علیه السلام) به شهادت نمی رسید. غدیر حکم جهانی دارد و شامل حال تمام انسان ها می شود. غدیر بزرگ ترین محور وحدت جهان اسلام است باید فریاد غدیر که فریاد بیداری اسلامی و نفی انحراف و تحریف است، به گوش جهانیان برسددوران غیبت، فرصتی برای خودسازی است، نه خودبازی که اگر همة هستی‌مان را ببازیم، دیگر هیچ نداریم؛ دوران غیبت فرصتی برای بازیابی هویت گمشده است غدیر هر روز تکرار می‌شود و ندای هر که را من مولای اویم، بارها در گوش جانمان طنین می‌اندازدفلسفه پیام غدیر نیاز دیروز، امروز و فردای جامعه بشری اسلامی است.غدیر، همین جا است، همین نقطة نورانی فکر تو، غدیر، همین امروز است.امروز دشمنان مسلمانان را به اسم اسلام و دین به جان هم می‌اندازند که همه مسلمین در سراسر جهان باید نسبت به این توطئه‌ها آشنا باشند و با وحدت و همدلی‌شان نقشه‌های آنان را خنثی کنند.
غدير و ترسيم نقشه راه برای همه مسلمانان
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۴ |
تمام بدبختی های امروز کشورهای اسلامی منطقه بر اثر رویگردانی از غدیر و گم‌کردن راهی است که پیامبر اسلام (ص) برای مسلمانان به یادگار گذاشتندجهان امروزی از طریق انواع تبلیغات هدف گیری شده تا ذهن دنیا نسبت به اسلام همراه با نفرت باشدودر این میان هراس ویژه ای نسبت به انقلاب اسلامی و ایران و تشیع صورت میگیرد بطوریکه اسلام تحریف شده در میان نخبگان و روشنفکران جهان اسلام ترویج می شود و الگویی نیز برای آن ارائه می گردد که برخی از کشورهای اسلامی همسایه ما نمونه هایی از آن هستند.

http://media.ismc.ir/Larg/old/uploads/ghadi%20llll_117383.jpg

با وقوع انقلاب اسلامی کشور ما در مسیر غدیر قرار گرفت و حکومتی که قرن‌ها در غصب طاغوت بود به اختیار حاکم الهی و فقیه عالم و عادل درآمد. جریان غدیر صرفا یک واقعیت تاریخی نیست بلکه یک نقطه سرنوشت‌ساز برای همه انسان‌ها و جوامع است و این جریان یک واقعیت عظیم برای همه زمان‌هاست. کشور ما با وقوع انقلاب در مسیر غدیر قرار گرفته است و نظام اسلامی نعمت بزرگی برای ملت ماست و به خاطر این نظام الهی و الگو گرفته از غدیر است که جهان استکبار نسبت به آن مایوس شده و با ما کینه و دشمنی دارند. دشمنان، اسلام بدلی را در میان شیعیان و اهل تسنن ترویج می کنندنقشه سیاه دشمنان این است که میدان مبارزه مسلمانان با غاصبان را به میدان جنگ دینی و مذهبی تبدیل کنند، جنگ شیعه و سنی نمونه ای از این جنگ هاست که به ضرر شیعه و اهل سنت و به نفع دشمنان است.

غدیر روح حیات و نتیجه زندگی انسانی است،رويداد غدير، يكى از حادثه هاى قطعى و انكارناپذير در سيره رسول خدا و تاريخ اسلام است، و كمتر حديثى از نظر تواتر و كثرت راويان به پاى اين حديث مى رسد،عید غدیر از سوی پروردگار متعال تحت عنوان سه واژه "اکمال"، "اتمام" و "رضایت" بیان شده است، لذا روز تجلی نور خدا در جايگاه حكومت و مديريت جامعه است.این عید، یک عید اصیل اسلامى است، بدون شک  این روزاهمیت بسیارى دارد بطوریکه در روایات ما وارد شده که عظمت آن، حتى از روز «عید فطر» و روز «عید قربان» هم بیشتر است.

اگر به درستی به مسئله غدیر بنگیریم در می یابیم که غدیر، تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یک راه و مکتب نورانی است.غدیر، درس بزرگ ولایتمداری است از این رو تمام آحاد مردم باید در راستای احیای غدیر و زنده نگه داشتن آن در جامعه تلاش کننداگر غدیر نباشد، ارزش های اسلامی در هم می شکند،‌ بسیاری از حکومت ها در قالب اسلامی بوجود آمدند، ولی هدفی جز معیارهای جاهلی نداشتند؛ زیرا قرائت بی فهم قرآن و حج بدون در نظر گرفتن فلسفه آن و زندگی بدون ولایت بر روابط آنها مسلط شده است و در واقع آنان هنوز در شکل جاهلی خود به زندگی می‌پردازند.

همان‌طوری که امام خمینی (ره) فرمودند ولایت فقیه در زمان غیبت، فلسفه  فقه ما است نشان دهنده جایگاه حاکمان دینی امت اسلامی درمحوریت وحدت اسلامی با توجه به تبین ارزشهای غدیرمی باشد. یکی از دلائل مهم ایجاد خیزش های اسلامی مردم منطقه، احساس نیاز  مساله ولایت و حاکمیت اسلامی است.اگر بیداری اسلامی، موجب حکومت مجدد معاویه ها و یزیدها باشد، ارزشی ندارد؛ بیداری اسلامی اصیل آن نوع بیداری است که با نام و فرهنگ غدیر شکل بگیرد؛ امروز فضایل علوی در جهان اسلام حاکم نیست؛ زیرا اگر جهان اسلام با تفکر علوی رشد می کرد، یک میلیارد و نیم مسلمان توسط چند میلیون صهیونیست تهدید نمی شد و سران کشورهای اسلامی در مقابل او به زانو در نمی آمدند.

از واقعه غدیر خم می‌توان این پیام را دریافت کرد که ضمن اینکه می بایست در مقابل توطئه‌های دشمنان در راستای حفظ وحدت و یکپارچگی هرچه بیشتر تلاش کنیم ضروریست فرهنگ غدیر را نیز برای همه انقلابیون کشورهای اسلامی به ویژه جوانان و مردم قیام کننده تبیین کنیم تا این انقلاب ها از مسیر حقه خود منحرف نشوند.

آموزه های غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ |

روز هيجدهم ذى الحجّه، يادآور روز مهمّى در تاريخ است. روزى است كه رسول خدا(ص) پس از انجام حج در سال دهم هجرى، به هنگام مراجعت به مدينه، مردم را در وادى «غدير» جمع كرد و فرمان خدا يعنى نصب على(ع) به امامت و ولايت بر امّت را به آنان ابلاغ كرد.حادثه ای که توسط رسول خدا(ص) هنگام بازگشت از حج در آن واقعه معروف مورد اتفاق رخ داد و ما وظیفه داریم در این واقعه تامل کنیم چرا که نمی توان آن را یک مساله پایان یافته تاریخی دانست بلکه حادثه غدیر یک خط و مسیر بیانی است که تا آخرالزمان ادامه دارد.

http://media.ismc.ir/Original/1393/07/20/IMG18043296.jpg

غدير نام مقدسي است که تقدسش را از خداوند و پيامبر(ص) مي‌گيرد، شايد با اطمينان مي‌توان گفت که بلندترين کلام و فاخرترين سخن در تبيين جايگاه امامت که غدير تبيين‌کننده آن است،پیغمبراکرم(ص) بعد از این که حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین خود منصوب کردند، دستور دادند که همه با علی بن ابیطالب(ع) بیعت کنند و به ایشان تبریک بگویند. این مسئله در بسیاری از کتب اهل سنت مانند تفسیر امام فخر رازی آمده است. کلام رسول‌اکرم(ص) است که به نقل فريقين آن هم به صورت متواتر بيان شده است. هر کس امام زمان خود را نشناسد و بميرد، در مرگ جاهليت مرده است.پاسداشت غدير پاسداشت شايسته‌محوري و علم‌محوري و عدالت‌محور بودن جامعه است. ما براي تعالي و تکامل،راهي نمي‌شناسيم جز حرکت به سمت شايسته‌سالاري و غدير يعني فرياد بلند شايسته‌سالاري.

به واقع آنچه از داستان غدير براي ما اهميت دارد، آموزه هاي غدير است و اينکه چه درسي بگيريم تا بتوانيم الگو شويم، آموزه ها و درسهاي غدير براي جامعه بشري کاربرد دارد. يکي از اين آموزه ها گزينش بهترين ها براي تصدي هر امري است. در طول تاريخ هرجا افراد نالايق بر افراد با فضيلت مقدم شده اند، آن جامعه به هلاکت فکري ، اخلاقي و عقيدتي مبتلا شده است و يا به واسطه فقر بسياري از دنيا رفته اند و الا اگر ثروت به عدالت توزيع مي شد شاهد چنين حوادثي نبودند.

آنچه ازمنابع و معارف دینی ما برمی آید، غدیرو ولایت متعلق به همه انسان هاست ودرحقیقت این موضوع تنها اختصاص به مسلمانان ندارد و متعلق به همه بشریت است. این که منابع شیعه و سنی واقعه غدیر را ذکر کرده اند، نشان از وحدت دارد، بنابراین واقعه غدیر باید عاملی برای وحدت میان مسلمانان باشد. بنابر این یکی دیگر از  آموزه هاي ديگر غديرحضور ومشارکت گسترده وهمچنین  همدلي و هماهنگي ميان مومنين ومسلمين براي ايجاد وحدت  میباشدما وظیفه داریم با هوشمندی و رصد تلاش های تفرقه انگیزانه دشمنان، جایگاه، ابعاد، آثاروعوامل مسئله ولایت وغدیر را بیان نموده و با مقایسه این نعمت بزرگ الهی با سایر نعمات خداوند متعال، نقش محوری آن را برای مردم تبیین نماییم بدون این که وارد مباحث حاشیه ای شیعه و سنی شویم

غدير متعلق به تمام اعصار است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۴ |

غدير  تجلي‌گاه جايگاه ولايت در جامعه است غدير روز عهد و پيمان‌، تجديد ميثاق و استمرار حق نبوت است عيد غدير تنها مربوط به امام علي (ع) نيست، در روز غدير، تكليف اسلام تا قيامت تعيين و مشخص شد. بزرگداشت عيد غدير تبيين جايگاه ولايت امام علي (ع) و پس از آن جايگاه ائمه اطهار (ع) در جوامع اسلامي است غدير تنها منحصر به زمان و مكان مشخصي نيست، بلكه غدير متعلق به تمام اعصار است روز غدیر خم با انتخاب حضرت علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر اعظم (ع)، تاریخ و بشریت شاهد تحولی نو و حرکتی جدید در عرصه هستی شد، در حقیقت باید گفت؛ عید غدیر از اعیاد بزرگ مسلمانان است، چراکه در این روز بزرگ سرنوشت تاریخ اسلام رقم خورد. شناخت فلسفه غدیر لازمه و مقدمه درک عبودیت پروردگار متعال است،خداوند بزرگ در واقعه غدیر خم به پیامبر بزرگ اسلام(ص) دستور جانشینی حضرت علی(ع) را داد و درستی امر رسالت پیامبر(ص) را منوط به ابلاغ ولایت مولای متقیان به مسلمانان اعلام کرد. پیامبر گرامی اسلام (ص) با قرائت خطبه غدیر تکلیف آحاد جامعه اسلامی را مشخص کرد، از این رو باید واقعیت غدیر سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شود تا همگان حقیقت ولایت مولی علی(ع) را بدانند.


معرفي عظمت و جايگاه واقعه غدير و تبيين و شناسايي سيره علوي به ويژه براي نسل جوان بيش از پيش لازم و ضروري است عيد‌غدير تبيين‌كننده مقام و شئون ولايت در بين مردم است عيد غدير را فرموده‌اند: «عيد اللَّه الاكبر»؛ از همه‌ى اعياد موجود در تقويم اسلامى اين عيد بالاتر است؛ پرمغزتر است؛ تأثير اين عيد از همه‌ى اين اعياد بيشتر است. چرا؟ چون تكليف امت اسلامى در زمينه‌ى هدايت، در زمينه‌ى حكومت، در اين حادثه‌ى غدير معيّن شده است.مسئله‌ى غدير، مسئله‌ى ايجاد يك شاخص است، يك معيار و ميزان است. تا آخر دنيا مسلمانان ميتوانند اين شاخص را، اين معيار را جلوى خودشان قرار بدهند و تكليف مسير عمومىِ امت را معيّن كنند تک تک شیعیان در ابلاغ پیام غدیر به نسل های آینده مسؤولیت دارند.

غدیر مهمترین و بالاترین پیام نبوی برای هدایت بشریت است مهمترین پیام غدیر ،وحدت و انسجام امت واحد اسلامی است و باید برای نهادینه کردن پیام غدیر در جامعه تلاش کرددر شرایطی که دشمنان اسلام با تمام توان خود برای به انحراف کشاندن پیام غدیر و خدشه در باورها و اعتقادات مردم وارد شده اند  باید با برنامه و فکر مبتنی بر آموزه های مکتب راستین اسلام ناب ، حرکت کرد ار در حوزه تبیین پیام  غدیر منحصر به شخص یا دستگاه خاصی نمی شود بلکه همه باید در بحث ترویج و توسعه فرهنگ غدیر احساس تکلیف کنند باید از تمام ظرفیت ها استفاده شود تا پیام غدیر به نسل جوان و آینده ساز جامعه انتقال داده شود . 

«غدير» عصاره و نتيجه خلقت و چکيده تمام اديان الهي و خلاصه مکتب وحي است و صرفا واقعه ‏اي تاريخي نيست. اين نام مقدس، عنوان عقيده ما و اساس دين است. غدير ثمره نبوت و ميوه رسالت است غدير تعيين کننده خط ‏مشي مسلمانان تا آخرين روز دنياست. غدير ماجرايي سرنوشت‏ ساز است که «خطبه غدير» شاخص‏ترين و زنده ‏ترين سند آن است. عید غدیر علامت و نشان تشیع و رکن و پایه اعیاد اسلامی است و بقای جامعه اسلامی نیز به این عید بستگی دارد.غدير، سرچشمه هميشه‏ جوشان ولايت است که از سينه تفتيده «خم» به جام محبت دوست‏داران پيامبر و خاندانش جارى است. غدير، شايسته هر ثناست که وحى از او پيراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدير، تفسير بدر و احد و شأن نزول صفين و نهروان است. بدر، عدالت مى‏ خواست؛ احد، شجاعت آرزو مى ‏کرد؛ خيبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدير، آمين آن همه ثنا و دعا بود. غدير، روز انسان است. غدير، تداوم رسالت محمد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله در ولايت على عليه‏السلام است جوامع بشرى نيازمند يادآورى و حضور هميشگى هويت‏ه اى فرهنگى و اصالت‏هاى معنوى است. زنده نگه داشتن شعاير الهى، رسالتى است که مرزبانان عقيده و ايمان، از جمله رسول اکرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله بر آن تأکيد داشته ‏اند.  اينک و در عصر ما، شناختن مرزهاى بلند غدير، بازگويى اين شکوه و جشن و سرور اين عيد بزرگ، در راستاى آن پاس‏داشت است.

بی توجهی به فلسفه غدیر صدماتی برای جامعه اسلامی در پی دارد، اگر شناخت درستی از رسالت پیامبر اسلام(ص) نداشته باشیم، به یقین به فلسفه ولایت مولای متقیان نیز نخواهیم رسید، همین امر منجر به بروز بحران‌های عقیدتی، اخلاقی و رفتاری در جامعه اسلامی خواهد شد. رسالت انبیای الهی پیوندی معرفتی با ولایت و امامت داشته است،  پیامبر اسلام(ص) در روز غدیر خم رسالت تمام انبیای الهی را با ابلاغ مسأله ولایت مولا علی(ع) به کمال رساندند.

غدیر خم، قطعه‌ای از بهشت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ |

http://www.resalat-news.com/Uploads/NewsPics/20150929193859343.gif

سخن از غدیر است، واقعه‌ای به وسعت تاریخ، که خود تاریخ‌ساز است، غدیر خلاصه و عصاره تمام نبوت و حاصل و نتیجه چندین سال تلاش و مجاهدت نبی‌ مکرم اسلام (ص) درانجام رسالت خطیر و عظیم است.غدیرخم، واژه‌ای آشنا ولی مظلوم و غریب تاریخ، واقعه‌ای چسان زود فراموش شده و نادیده انگاشته شده غدیرخم، مانند ده‌ها غدیر دیگر است و مشابه آنها که حاصل نزول بارش رحمت الهی است برای کام‌های تشنه در کویر تنهایی و هجرت. غدیر خم ، برترین غدیری است که آب آن به زلالی و شفافیت آب حوض کوثر و زمزم است.  افتخارغدیر خم در میزبانی سال‌های سال از پنج درخت سرسبز دنیا دیده و کهنسال "سَمُر" است که همواره در خاطراتی با آن‌ها در اشتراک است. ولی این بار غدیرخم میزبان پنج انسان وارسته و کامل است به تعداد همان درختان سمر که همنشین و سنگ صبور سالیان دراز اوست. امروز غدیر خم به خود می‌بالد و نسبت به هم‌قطاران خویش فخر می‌فروشد چرا که میهمانانی بس گرانبها و ارزشمند دارد.امروز درختان سمر نیز طناز و با جنباندن شاخ و برگ شادمان و مسرورند. چرا که در این بیابان سکوت و برهوت، سایبانی برای برترین مخلوقات آفرینش شده و سایه‌سارشان بسان چتری بر سر پنج تن آل‌عبا قرارگرفته است. راستی چه افتخار و سعادتی و حق دارند که همنوا با بادهای خشک کویری رقصان باشند. آری غدیرخم از امروز پر آوازه می‌شود شهره خاص و عام، قطعه‌ای از بهشت، بالاترین و برترین مکان، آن جایی که دیگر پیامبران و اولیاء نیز به‌خاطر بودن در چنین جایگاهی رشک ‌برده و افسوس می‌خورند. غدیر، آخرین نقطه برای انسجام و اتحاد و با هم بودن حاجیان است و پس از این جا هر که به سویی روان خواهد شد. پس چه بهتر و مناسب که این مکان به عنوان نقطه وصل همگان در طول تاریخ اسلام تلقی گردد. و هر سال با گردآمدن همه طوایف و قبایل در این مکان و یادآوری ثقل بیان ابلاغ رسالت نبی‌مکرم اسلام در آخرین سفر حج، آخرین کلام وحی که از زبان مبارک حضرت ایشان بیان شده است با یادآوری هرساله به فراموشی سپرده نشود. 

غدیرخم، تنها یک توقفگاه نیست، توقفی است برای نشان حرکتی درست و صحیح و بدون انحراف و زاویه.  در این توقفگاه‌، همه باید مهیا برای حرکتی  پرشتاب در مسیری سلامت و حق، حضور داشته باشند. چه آنانکه که تند رفته‌اند و از رسول گرامی اسلام در این راه (ص) پیش‌افتاده‌اند و چه آنهایی که حرکتی کُند داشته و از آن حضرت عقب‌ مانده‌اند. همه باید دوش به دوش پیامبر باشند. همه باید یک‌صدا را که برترین صوت تاریخ اسلام شده و ماناترین، رساترین و بلیغ‌ترین پیام‌ها را در خویش جای داده باید بشنوند. در این شنیدن و ابلاغ کمال رسالت نباید با چندصدایی و در چند بار صورت گیرد. در ابلاغ نیز باید وحدت باشد همچنانکه در اجتماع مردم نیز وحدت در عین کثرت صورت گرفته است. و طوایف و قبایل مختلف حجاج مکی، مدنی، یمنی، و... در این اجتماع وحدت آفرین حضور پیدا نموده‌اند. چه اجتماع باشکوهی و چه جمع بی‌نظیری، یکصد و بیست هزار سر با چشمانی منتظر و گوش‌هایی آماده شنیدن و ... در این میان، غیر از آدمیان نیز این اجتماع و ابلاغ رسالت را به نظاره نشسته‌اند تا شاید فردای تاریخ اگر آدمیان دچار نسیان و فراموشی شوند، آنان گواهان صادقی خواهند بود و شهادتشان بر صدق این واقعه در قیامت گواهی‌است توأم با تأکید بر صحت و درستی این پیام، امروز نه تنها درختان سمر به عنوان شاهدان زمینی در این جمع حاضرند، میلیون‌ها ستاره نیز از میان آسمان شفاف و روشن کویر نظاره‌گر این واقعه‌اند. خورشید در رضایت از این حادثه عظیم لبخندزنان با تشعشع انوار خویش می‌نگرد.

آری جمعیت آماده ‌استماع سخنان پیامبر خدا در آخرین سفر تاریخی‌است، باید پیام الهی را گفت بیش از این نباید صبر و تعلل کرد. اگر گفته نشود زحمات پیامبر به هدر خواهد رفت و رسالت ایشان به اکمال نخواهد رسید. یاران با وفا وخاص پیامبر(ص) که تاریخ بر ایستادگی آنان بر پیمان و عهدی که با آن حضرت بسته بودند به درستی گواهی می‌دهد، همواره برگِرد شمع نبوت همچون پروانه حلقه زده و. مأمور مهیای جایگاه خطابه پیامبر شدند. عمار،ابوذر، سلمان، مقداد. امروز نه تنها پیامبر بلکه تاریخ و حتی غدیر خم هم به حضور چنین اصحابی در این جمع افتخار می‌کند. سنگ‌ها، روانداز‌ها و کجاوه‌ها و ... در میان درختان سمر و زیر سایه ‌آنها منبری به بلندای قامت پیامبر برافراختند. این منبر باید طوری بر پا می‌شد تا همگان و این خیل جمعیت آن را به وضوح می‌دیدند تا بدون واسطه، صدق و صحت ابلاغ حضرت را شخصاً شاهد باشند تا در آیند دچار شک و تردید نشوند. همه چیز آماده شد تا ابلاغ وحی در آخرین خطابه رسمی ایشان در آخرین سفر در حجه الوداع، نه تنها به گوش جسم بلکه به جان و دل اجتماع کنندگان، رسانیده شود. پیامبراسلام (ص) بر بالای منبر رفتند و حضرت علی (ع) را نیز به بالای منبر فراخواند و ایشان در طرف راست آن حضرت ایستادند. آن حضرت، نخست به حمد و ثنای الهی پرداختند و بعد از آن فرمودند: باید فرمان مهمی در باره علی بن ابیطالب (ع) را ابلاغ کنم، و اگراین پیام را نرسانم رسالت الهی را انجام نداده و نبوت من کامل نمی‌شود. ایشان سپس فرمودند خداوند به من چنین وحی نموده است: « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛[١] ترجمه: اى پیغمبر! برسان و ابلاغ کن به مردم آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده است! و اگر نرسانى، رسالت پروردگارت را نرسانده‏اى! و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏کند، و خداوند کافران را هدایت نمى‏کند!»

پس از آن، فرمان موکد خداوند را در باره اعلام ولایت حضرت علی (ع) با صراحت هر چه تمامتر اعلام کردند و فرمودند: «جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی‌بن ابی‌طالب برادرِ من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است»[٢]خداوند در این مورد آیه‌ای از کتابش را بر من نازل کرده‌است که فرمود: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛[٣] ترجمه: ولىّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند همانها که نماز را برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى ‏دهند.»آری، این چنین است شرح واقعه‌ی غدیر خم، داستان راستان قطعه‌ای از بهشت.

هم برآنانی که اینجا حاضرند
بر تمام قول و فعلم ناظرند
وان گروهی هم که اکنون نیستند
بر تخلف هیچ مأذون نیستند
آن کسانی هم که تا این وقت روز
پای ننهادند در دنیا هنوز
حاضران تشریح این دعوت کنند
هر زمان با غائبان صحبت کنند
تا قیامت هر پدر از این خبر
قصه ها باید بگوید با پسر
غدیر حقیقتی است که هیچ کس نمی تواند آن را منکر شود و شعرای بزرگ فارسی زبان در قالبهای مختلف شعری و ادبی به جایگاه حضرت علی(ع) پرداخته اند. با اینکه شیعه و سنی به واقعه تاریخی غدیر اشاره دارند اما اختلاف بر سر معنی یک کلمه است. اهل سنت به جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» تأکید دارند و منکر واقعه نیستند اما واقعه را تحریف می کنند و معنی «ولی» را به معنی دوست می گیرند و شیعه ولی را به معنی سرپرست می گیرد. انکار، غفلت و فراموشی غدیر توسط مسلمانان باعث تمام مصیبت های بشر شد و انسان ها را از صراط مستقیم هدایت و سعادت به سراشیبی گمراهی و سقوط سوق داد. فاجعه عاشورا میوه تلخ این شجره شوم بود که لکه سیاه همه تاریخ شد. استمرار این دوری از غدیر که کفران تمام نعمت خدا بود موجب مصیبت غیبت امام از جامعه بشریت گردید. اما بشریت چنان در این مصیبت گرم است که هنوز درک نکرده که چه بلایی بر سرش آمده و چه نعمتی را از دست داده است و به آنچه دارد می نازد و می بالد. شیعه هر روز صبح که از خواب بر می خیزد دعای عهد می خواند و با امام زمان خویش تجدید بیعت می کند. دعای ندبه در حقیقت ناله از سرِ دردِ شیعه است که در فراق امام تعیین شده توسط خداوند در روز غدیر سر می دهد. بخش هایی از دعای ندبه دقیقاً فرازهای خطبه غدیر است که پس از ذکر آنها در این دعا، زخم کهنه دل شیعه سر باز می کند و با ندبه و گریه عرض می کند که «أین الحسن و أین الحسین، أین ابناء الحسین» تا می رسد به آنجا که مانند کودکی که پدر خویش را گم کرده است به جستجوی امام زمان خویش مدام «أین» «أین» می گوید.

 پانوشت:

[١] - قرآن کریم، سوره مائده، آیه ٦٧.

[٢] - انصاری محمد باقر، گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر، ص٢٤.

[٣] - قرآن کریم، سوره مائده، آیه ٥٥.

غدیر یعنی تولد دوباره ارزشهای اسلامی
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ |

پیامبر اسلام(ص) در غدیر خم، بر اساس طرحی آسمانی و نقشه‌ای  الهی، مهندسی جامع و نگاه عمیق روانشناختی و جامعه‌شناختی، ماجرای ماندگار غدیر را به وجود آورد. در تاریخ اسلام، از آغاز رسالت،‌ پیامبر اکرم(ص) همواره بر ولایت، خلافت  و جانشینی پس  از خود تأکید داشتند، ‌ولی در روز غدیر به صورت رسمی این مسئله را اعلام و حضرت علی(ع) را جانشین خود قرار دادند. وقوع این اتفاق در پایان عمر مبارک پیامبر(ص)، همراه  بودن با حج، خارج بودن از مدینه و مکه، جمع نمودن افراد متفرق، بی  امکاناتی در محل اتفاق، ایجاد جایگاه سخنرانی برای پیامبر (ص)، بیان امامت امیرمؤمنان در میان اقوام و گروه‌های مختلف مردم و امر پیامبر(ص) بر نشر آن و دعوت مردم به بیعت با حضرت علی(ع) از نکات روانشناختی و جامعه شناختی غدیر بود که باعث شد، این حادثه با توجه به دسیسه‌ها و دشمنی‌ها، هنوز هم پا بر جا بماند.


http://media.ismc.ir/Larg/old/uploads/Ghadir1%20L_117923.jpg

واقعه غدیر مورد اجماع و اتفاق جمیع مسلمانان شیعه و سنی است و جایگاه ویژه ای در نصوص دینی و ادبیات و اشعار مسلمانان دارد. اگر حدیث غدیر را متواتر ندانیم در این صورت هیچ حدیث متواتری در اسلام وجود نخواهد داشت. همه مذاهب اسلامی در واقعه غدیر اتفاق نظر دارند ولذا اهمیت غدیر از آن روست که می تواند اختلاف بین مذاهب اسلامی را فارغ از هر گونه تعصب و کینه از بین برده و امت اسلامی را یکپارچه نماید.واقعه غدیرخم محدود به زمان خاصی نیست بلکه جریانی عمیق و ادامه دار است.غدیر، معلّم اخلاق بشریت است و مطالعۀ تاریخ این رخداد عظیم، حاکی از آن است که اگر انسان خود را به فضائل اخلاقی بیاراید، حق را با تمام وجود قبول می‌نماید و حقانیّت اهل‌بیت (ع) را می پذیرد.

این واقعه نه تنها به یک سرزمین اختصاص ندارد، حتی حادثه ای تاریخی نیست تا در کنار دیگر وقایع، نگریسته شود، بلکه یک تفکردینی و حکم الهی است که در زمان و مکانی خاص همانند خورشید طلوع کرد و عالم را روشن نمود، یک نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوت حکایت می کند. نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است چشمه ای است که تا پایان هستی می جوشد و کوثری است که فنا ناپذیر است.

غدیر از عجایب روزگار است چرا که به فاصله چند ماه از جریان آن بسیاری از صحابه و مردم آن را انکار کردند.بعد از پیغمبر (ص)  تا به امروز انکار غدیر ادامه دارد و این عمل بزرگترین تلخی در ذائقه تاریخ است که افراد بصیر، آن را لمس و درک می‌کند.کسی که واقعه غدیر را انکار نماید و اعتقادی به آن نداشته باشد، مانند کسی است که خود را در روز روشن در اتاقی تاریک محبوس کرده و وجود خورشید را انکار کند.  غدیر، عید بزرگ الهی است تا شاید در بلندای آن افق حرکت خود را مشاهده کنیم و با لختی تأمل و تعمق در اسرار آن، مفهوم ولایت را درک کنیم و ذهن و اندیشه خود را در معارف زلال آن بشوییم. به امید آنکه احیاگر عید غدیر با ظهورش حکومت ولایی غدیر را احیا کند.

 

اسلام بر پایه های محکمی استوار است که مهم ترین آن ولایت است ؛به خواست خدا، غدیر انقلاب اسلامی با حضور مردم در عرصه‌های مختلف جاودان و فراموش نشدنی گشت و ولایت فقیه امروز در راس کشور بر سایر فعالیت‌ها ناظر است و کشور را به سرعت پیش می‌برد ترجمان غدیر در شرایط فعلی، ولایت فقیه است که هجمه‌ بی‌سابقه دشمنان به این رکن اساسی انقلاب، بیانگر اهمیت آن است.

ما به عنوان یک واقعه تاریخی به غدیر نگاه نمی‌کنیم، زیرا غدیر عبارتست از تولد دوباره اسلام اصیل و ارزش‌های آن و اگر غدیر را از اسلام بگیریم تمام ارزش‌ها ساقط خواهد شد.دشمنان همواره ایجاد تفرقه و نفاق می‌کنند و می‌خواهند ما را گرفتار جنگ داخلی کنند.پیامبر اکرم(ص) به واسطه غدیر، تکلیف سنگینی را بر دوش همه مسلمین نهاده است. رساندن پیام غدیر تنها یک فضیلت نیست، بلکه فریضه‌ای است که باید به آن عمل شود. زیرا غدیر رمز حیات طیبه انسانیت است .

باید غدیر و جایگاه آن را بیش از پیش به جهان اسلام معرفی کرد، البته این مهم باید بدون تخریب عقاید اهل سنت صورت گیرد، چون تخریب عقاید آنها موجب موضع گیری های منفی و سوء استفاده دشمنان از اختلاف میان شیعه و سنی می شود. باید مسئله غدیر طوری بیان شود که حساسیت گروه‌های دیگر برانگیخته نشود و نباید به بهانه اظهار علاقه به اهل‌بیت (ع) کاری انجام داد که جز ضربه‌زدن به تشیع فایده دیگری نداشته باشد.ما می‌توانیم با ادبیات صحیح تمام آنچه لازم است را بگوییم بدون اینکه احساساتی علیه ما برانگیخته شود.

«غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ |

شیعه خبر نگار غدیر در جهان  و غدیر عید الله اکبر است روزی که رسول خدا(ص)در «حرای حق » به نبوت مبعوث شد، فرمان هدایت و سعادت انسان ها را در کف داشت.آن روز هم در «پهنه غدیر» و در جمع حاجیان وقافله ای که از زیارت کعبه بر می گشت و راهش حق بود و بارش ایمان و مقصدش «الله » ، وقتی به غدیر خم رسید به خطبه خوانی پرداخت ، چشم به افقی دوخت که پیام هدایت داشت و دستی را دید که خورشید نبوت به همگان نشان داد وگفت:هر که را باشم منش مولا و دوست ابن عم من علی، مولای اوست و گوش امت به دهانی بود که از وحی و غیب می گفت و به خدا وصل بود و دامن، دامن معرفت برای بندگان خدا هدیه می داد و خرمن،خرمن کرامت و معنویت پیش پایشان می ریخت، تا از وسوسه های نفس وتلبیس ابلیس و فریب نفاق رها شوند و همچنان «عبد خدا» و«مطیع رسول» بمانند. علی(ع)، برگزیده محمد(ص)نبود، بلکه منتخب خدا بود.پیامبراکرم(ص)تنها مامور ابلاغ پیام آسمان بود «بلغ ما انزل الیک من ربک» و اگر در آن نیمروز داغ، آن پیام را نمی رساند، رسالت الهی را به انجام نرسانده بود.

مردم پیمان ها بستند و تبریک ها گفتند و قول ها دادند اما.... تاریخ نشان می دهد شیطان نمی گذارد که بندگان خدا، راه بندگی را بی درد سر بپیمایند و به مقصد برسند؟!خطبه حضرت رسول در آن دشت سوزان، آب گوارایی برای روح های عطشناک بود که می رفت تا همیشه تاریخ را سیراب سازد.اما.... مگر گذاشتند که این زلال گوارا به جانهای تشنه برسد؟رسول خدا(ص)می خواست دست «امت » را در دست «امام » بگذارد،تا نه گمراه شوند و نه سرگردان، نه تشنه بمانند و نه در دام نفس بیفتند آن عهدها شکستند و آن پیمان هااز یادها رفت.افسوس که گروهی از امت، در کلاس درسهای نبوت و وحی، مردودشدند و آن همه «یاد» ها را به «نسیان » سپردند.هزاران دست بیعت گر کجا رفت؟ وفا با آل پیغمبر کجا رفت؟ اگر «مولی » ، «ولی » می شد، چه می شد؟ خلیفه گر «علی » می شد، چه می شد؟ ولی... خاتم دوباره بی نگین شد عدالت با علی خانه نشین شد.این بود که منشور بلند و جاودانه «خطبه غدیر» را سرود و به گوش تاریخ سپرد.

غدیر، روز بشریت و روز «انسانیت » است، عید پیمان و میثاق وعهد است.آیا دریغ نیست که بشریت امروز، علی(ع)را نشناسد و درک نکند واز زمزم زلال «علی شناسی » سیراب نشود؟ و دامن مهر در این دریانشوید و چراغ راه از این فروغ الهی نجورید؟!....رسالتی را که رسول در غدیر خم انجام داد، اطاعت امر خدا بودو حج آن سال، گرچه به «حجه الوداع » شهرت یافته است، لیکن درگذشته های دور و در متون کهن، از آن به «حجه الابلاغ » هم تعبیرشده است، که اشاره به همین فرمان «بلغ » است که نازل شد و چون ابلاغ انجام گرفت، آیه «اکمال دین » فرود آمد و حجت تمام شد وصراط، روشن گشت.

حرف وپیغام «غدیر» این است:آب را از سرچشمه باید خورد، میوه را از شاخه باید چید، چهره را بی پرده باید دید. جریان غدیر تنها یک رخدادتاریخی یا یک بحث روایی و سیاسی نیست و حتی به رغم تصور عموم،حد فاصل تشیع و تسنن در مسئله خلافت نیز نیست; زیرا این دو فرقه بر سر وقوع حادثه تاریخی غدیر، یا صدور روایت آن یا لزوم وجودامام و رهبر اختلاف ندارند. آنچه در این رهگذر مورد ابرام نقض وفریقان است لزوم تنصیصی بودن نصب امام و ولی است.

http://gol.sefaresh.net/uploads/posts/2012-10/1351421020_ghadir.jpg

شیعه این معنی را با توجه به دلایل قرآنی، روایی، تاریخی وعقلی اثبات می کند و معتقد است که باید خداوند «امام » را معین و منصوب کند.بنا بر این، غدیر معرف ولایت است; یعنی مظهر ولایت کبرای الهی(ولی الله)بر عالم و آدم است; به عبارت دیگر، غدیر سر فصل عقیده ای است که سرچشمه همه طاعت ها، و نمود رسالت و نبوت همه انبیا است. غدیر کلمه ای است که پیشوندش لاهوت و رسالت و پسوندآن امامت و ولایت است.غدیر جمله ای است که مبتدای آن توحید و خبرش معاد و ربطش ولایت است. پس بر ما است که با درک ربط توحید و نبوت و ولایت همه عقاید، اخلاقیات و اعمال خود را با ولی الله الاعظم(صراط مستقیم مجسم)بسنجیم و بر وفق آن رفتار کنیم.

راویان شیعه و اهل سنت، همه در کتابها نوشتند و در نقل هاآوردند.شاهدان، بارها برای اثبات حق، به «خطبه غدیر» استنادکردند.مولفان، برای اینکه حق این روشن و مسلم انکار نشود، صدها سندبرای غدیر و خطبه رسول خدا و بیعت مردم آوردند و ثبت کردند، تااگر «انصاف » در میان باشد و هدف، شناختن حقیقت باشد، نه انکار لجوجانه خورشید و نه کتمان حسودانه فضایل و نه ستیزعنودانه با «ولی خدا» و «وصی رسول » ، به این آینه بنگرند،آینه غدیر، که همه حقیقت در آن متجلی است.

امروز همه امت بزرگ اسلامی به ویژه عالمان دین و مبلغان گرامی برای نجات بشریت راهی بهتر از معرفی اندیشه امامت و فرهنگ غدیر ندارند.غدیر، فقط بحثی تاریخی نیست، غدیر، فقط بحثی اجتماعی نیست، غدیر، فقط موضوعی کلامی و عقیدتی نیست، غدیر تفکر شیعی و بی ارتباط با جامعه جهانی نیست.غدیر، حلقه وصل کننده تمامی بندگان خدا با پروردگارشان پس از انقضاء نبوت و ارسال رسل است. غدیر، پل ارتباطی جهت استفاده بهینه از قرآن و معارف الهی است. و بالاخره غدیر زمینه ساز حاکمیت سراسر الهی امام و امامت بر تمام جهان می باشد.

این است که «غدیر» را حلقه میانی «رسالت » و «امامت » می شناسیم و «ولایت » را تداوم «نبوت » می دانیم.غدیر، از سویی به «بعثت در حرا» وصل می شود و از سوی دیگربه «شهادت در کربلا» پیوند می خورد و فاصله میان حرا تا کربلارا دریایی از باورهای پاک و هدایتهای آسمانی پر کرده است که در«غدیر» تجسم یافته است.دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمد(ص)لبریز است وقامت دین در زلال «غدیرخم » انعکاس می یابد.«غدیر» ، هنوز هم چشمه ای لبریز از هدایت ها و کرامت هاست ودریایی مواج از آب حیات و باور و بصیرت، تا در کویر حیرت وهامون ضلالت، کام جانها را سیراب سازد و هادی اندیشه ها گردد.غدیر، یک «کتاب مبین» وسندی برای تداوم خط رسالت درجلوه امامت و صراط مستقیمی است که به سنت پیامبر خدا منتهی می شود.

«ابلاغ پیام غدیر» از بزرگ ترین وظایف مسلمانان ومبلغان است؛ پیامی که خداوند با آوای «یا اَیُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک»؛ پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود. و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را با متن استوار و پرفروغ و در شرائطی فراموش نشدنی به دهها هزار از افراد امّت ابلاغ کرد. غدیر مائده ای الهی است که بدون آن بشریت همیشه گرسنه و تشنه خواهد بود و در کنار آن عید ایمان و آزادی و عدالت برقرار می شود.

همه ی رسالت پیامبر یک طرف و رساندن پیامبر غدیر یک طرف دیگر. این یعنی این که ارزش پیام غدیر به تنهایی برتری داشت بر سایر دستورات و پیام هایی که از طرف پیامبر خدا در طول مدت رسالت23 خود به گوش مردم رسانده بودند. به بیان قرآن اگر ایشان پیام غدیر را که به گوش مردم نمی رساندند گویی که کاری اصلا نکرده بودند(سوره ی مبارکه ی مائده/ آیه ی شریفه ی67).  اما دلیل انتخاب ارزشمندامیرالمومنین (ع) و قرار دادن دستور و سفارشی به نام ولایت اهل بیت و اطاعت از ایشان میتواند این باشد که دین خدا معلم و مجری می خواهد و پیامبر خدا هم تا قیامت که نمی توانند زنده بمانند تا این کارها را انجام دهند. بنابراین باید بعد از نبود و رحلت ایشان افرادی باشند که راه و رسالت پیامبر را ادامه دهند. انسان نیاز به هدایت دارد و دین هم برای هدایت انسان آمده است. پس باید افرادی باشند که این دستورات را به انسان ها آموزش دهند

هدایت انسان ها ازعهده ی هر کسی بر نمی آید بلکه باید کسانی باشند که علم به این کار داشته باشند و این افراد جزء به انتخاب خداوند شناخته نمی شوند، این است که رسالت پیامبر از طریق امیرالمومنین و سپس امام حسن و امام حسین تا امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف ادامه یافته و در زمان غیبت امام زمان این رسالت و وظیفه ی سنگین بر عهده ی فقها و علمای بزرگ دین گذاشته شده است. شایسته است که شیعه ی امیرالمومنین قدر این دو نعمت( زندگی در عصر حاضر آن هم در کشور علوی و دیگری زندگی به مذهب تشیع )را بدانیم و با استفاده از این فرصت خوبی که در آن قرار داریم پیام غدیر را به گوش جهانیان برسانیم. این وظیفه ای است که پیامبر صل ا... علیه و آله و سلم از ما می خواهند. آنچه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در روز غدير بر همه ي مسلمانان تكليف فرموده اند. اين است كه اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمه معصومین را مولاي خويش بدانيم و قيد غلامي ايشان را بر گردن انداخته وبه لوازم آن مقيد گرديم.

اینک ماییم و علی(ع)که غدیر خم را از دریای فضایلش به موج نشانده است.اینک ماییم و غدیر، که مرامنامه مکتب ما و محور وحدت ما وچراغ راهمان و راه زندگیمان است.گرامیداشت غدیر، تکریم رسالت پیامبر(ص)و وحی خدایی است.بر این باوریم که در ادای تکلیف نسبت به «غدیر» ، قصورکرده ایم.می بایست «غدیر» را بیش از این، چونان مشعلی فرا راه اندیشه های بشری قرار دهیم و دین پژوهان و حقیقت جویان را بافرهنگ ژرف نهفته در غدیر آشنا سازیم و جامعه بشری را با دوچشمه فیاض و جوشان معرفت، یعنی «قرآن و عترت » آشنا سازیم.دو چشمه ای که یادگار پیامبر و میراث ماندگار آن رسول خاتم تادامنه قیامت است و خود او پیروان و متمسکان به این هر دو را که نام «ثقلین » بر آنها نهاده است، ارج نهاده و سلامتشان را از«ضلالت » ، تضمین کرده است.

تکریم غدیرارج نهادن به فضیلت های متبلور در وجود صاحب ذوالفقار و ساقی کوثر است.بها دادن به غدیر، ادای احترام به تکمیل دین و اتمام نعمت است.کاشتن بذر ولایت در جانهاست.نشان دادن خورشید به گرفتاران در ظلمتهاست.عید گرفتن غدیر، ارج نهادن به کرامت انسان است، چرا که غدیر،عید عدالت و رهبری، عید کمال طلبی و حق جویی، عید شعله افکنی براندیشه ها و امید آفرینی در دلهاست.امتی که پاسدار غدیر باشد، عاشوراهای مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت را شاهد نخواهد بود و ولایت در محاق غربت و تنهایی نخواهد ماند.دریغ و صد دریغ که کوردلان و خفاشان به تابش خورشید، دل ودیده نسپارند و به تیرگی و ظلمت خو کنند و همچون گله ای باچوپان باشند و راهی بی راهنما و شبی بی چراغ و کشتی ای بی ناخداو دشتی بی چشمه و کویری بی آب...!

«غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی است. غدیر آینه کوثر است. اگر کوثر در قیامت آب گوارای نجات بخش انسان است، غدیر در دنیا آب زلال امامت است که بدون نوشیدن از آن راهی به سوی «حوض کوثر» در شرائط کنونی که دشمن نه تنها پیروان علی علیه السلام و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص بزرگوار رسول اللّه صلی الله علیه و آله نیز اهانت می کندنیست بنابراین، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر است .در جریان غدیر سخن فقط از امامت علوی نیست. امامت همه امامان معصوم و جانشینان آنان در سراسر تاریخ است. غدیر یک تاریخ نیست، یک اندیشه و یک فرهنگ است؛ یک حادثه نیست یک حدیث و حماسه آسمانی است. اعلام یک رهبری نیست؛ اعلام نظام رهبری الهی در سراسر تاریخ است.

آنچه بشریت را از زندگی عصر جاهلیت ومدرن  قرن بیست و یکم نجات می دهدشناخت امامت الهی و غدیر است.سلام بر تو ای صاحب غدیر؛ سلامی به شکوه و عظمت غدیرت.یا علی، در کتاب تاریخ زندگی ات، روز غدیر برایمان زیباست و غدیرخم بی نام تو برای هیچ کس شناخته نیست. تویی که در روزی چون غدیرخم در زیر آفتاب سوزان، دستت روی دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به سوی آسمان ها بالا رفت، و همگان از زبان آن حضرت شنیدند که بعد از او اختیار تو بر مؤمنان از خودشان بیشتر است.

خداوند به دست تو باب رحمتش را بر خلق گشود. بهانه وپیام عظیم غدیر امامت تو بعد از نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله بود، که خداوند آن را برای همه مردم برگزید. و بدینسان غدیر، آن برکه گمنام، برای همیشه در تاریخ جاویدان شد.از واقعه غدیر چه بنویسم که خدا برایت نوشت: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ»؛ نعمت خود را با غدیر بر شما تمام کردم و افزود: «رَضیتُ لَکُم الاِسلامَ دینا».از روزی بگویم که حاجیان به تو شاد باش می گفتند، یا از آن لحظه بگویم که دست رحمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روی شانه تو آمد و تو را تا عرش بلند کرد؟

یکی از شاخصه های غدیر آیه «یا ایها الرسول ...» است که در ادامه آن، خداوند می فرماید: «وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»، یعنی اگر در ابلاغ این پیام ولایت کوتاهی کنی رسالت خدا را ابلاغ نکرده ای. چنین کلامی درباره هیچ یک از احکام الهی نازل نشده و پیداست که باید بالاترین مسائل اسلام باشد که چنین پیامدی برایش در نظر گرفته شده باشد. از سوی دیگر در چندین مورد خدا را بر این ابلاغ شاهد گرفتند که در هیچ یک از احکام الهی چنین نکردند. پیرو آن چندین بار از مردم خواستند که «حاضران به غائبان اطلاع دهند» که این را هم در هیچ یک از احکام الهی انجام ندادند. آیه «اَلْیَوْمَ اَکْمَلتُ لَکُمْ» نیز مانند آیه فوق درباره هیچ یک از احکام الهی نازل نشده، و لزوما باید مهم ترین احکام اسلام باشد که کمال دین با آن باشد. این سه مورد دلیل آن است که معنای ولایت در غدیر فراتر از محبت و همان وصایت و امارت و صاحب اختیاری مردم است که چنین محکم کاری درباره آن صورت گرفته است.

ای غدیر، از ما انتظارات زیادی داری و حق با توست که راه بلندی را به بهای سنگینی طی کرده ای تا به دست ما رسیده ای. قسم به عزیز تو که پیامبر او را از روی دست خویش به رخ جهانیان کشید، غدیری هستیم و غدیری خواهیم ماند.امروز شهد شیرین تر از عسل تو را می نوشیم و با آن زنده ایم تا فردا تو را در شفاف ترین آیینه ها جلوه گر سازیم و چهره زیبای تو را جام جهان نمای خلقت سازیم تا پرتو چهاردهْ معصوم پاک را در آن به تماشا بایستیم.سلام و درود بر آنان که چهارده قرن غدیر را با حفظ پیام آن به امروز رسانده اند و از سنگر غدیر دشمن اسلام را نشانه رفته اند، تا پرچم ولایت را بر بلندای تاریخ سرفراز دارند، و لبخند رضایت بر لبان تو، ای صاحب غدیر، نشانند.

متأسفانه آنچه از واقعه ي غدير تا كنون, مورد فراموشي قرار گرفته، توجه به لوازم مولويت است.از همان لحظات اوليه در سال دهم هجري بسياري از مردم، منافقانه با اميرالمؤمنين دست بيعت دادند و آنگونه كه پيامبر صلي الله عليه و آله دستور فرموده بودند با دل و جان، دست و زبان، تسليم علي بن ابي طالب عليه السلام نشده به مولوييتشان تن ندادند. هم اكنون كه ما بايد منصفانه درباره ي وضعيت خويش به داوري بنشينيم كه چقدر در انجام اين وظيفه ي قلبي و جوارحي خود موفق بوده ايم؟ حداقل در روز غدير كه متعلق به وجود مقدس ولي عصر مي باشد چقدر از صاحب غدير و حقوق ايشان ياد مي شود؟

 گاهي بي توجهي و غفلت شيعيان؛ نسبت به ايشان، چنين مي نمايد كه عهد پيامبر (ص)  در بين مسلمانان زمان غيبت هم به دست فراموشي سپرده شده و در روز غدير هم آنچنان كه شايسته است، حق امام عليه السلام ادا نمي شود پيام غدير كه همان فرمان مولويت حجة بن الحسن(عج) است در اين زمان كاملاً مسكوت باقي مي ماند و ما كه مدعي تشيع در زمان غيبت حضرت مهدي  عليه السلام هستيم در پايبندي به مفاد اين خطبه مرتكب قصور گشته ايم و چه بسا وظيفه ي خود را هنوز نشناختيه ايم.بنابراين كسي كه حضرت مهدي (عج) را مولاي خود مي داند همواره بايد اعمال خويش را در جهت رضايت ايشان قرار داده و مورد بررسي قرار دهد كه مرتكب كوتاهي در ايفاي نقش سر سپردگي نگشته و چيزي از حقوق ايشان را پايمال نكرده باشد.

 پس آنگاه كه دستان مبارك صاحب  غدير را از فراسوي  قرنها مي فشاريم بايد بدانيم كه تبريكش به ما چه مي گويد؟ اين كاروان هزار و چهار صد ساله كه از گذرگاه پر خطر سقيفه عبور كرده از سپردن ميراث جاودانه ي غدير به دست ما چه انتظاري دارد؟بايد بدانيم كه امروز پرچم سبز غدير در دست صاحب آن حضرت بقية الله (عج) بر بلنداي تاريخ مي درخشد و شيعه مكلف است كه با صدايي رسا اعلام كند كه اگر در روز غدير سال دهم هجري در كنار بركه اي  با علي عليه السلام دست بيعت داده است و شنيده است آنچه را كه پيامبرمان گفت و تسليم شده است به آن امري كه از جانب پرودگار آورد اينك با قلب و جان و زبان و دستش با يادگار غدير و موعود غدير هم پيمان  مي شود تا اين نبأ عظيم را به نسلهاي آينده برساند.

برای شناخت بهتر غدیر باید انواع انحراف از غدیر و پیامدهای آن را مورد کند و کاو قرار دهیم.پیدایش نواصب، پیدایش غلات، پیدایش فرقه های کلامی فراوان، پیدایش فرقه های سیاسی در دنیای اسلام، تشتت و پراکندگی حقوقی و فقهی امت اسلامی، جنگهای مذهبی و سیاسی و فقهی و انواع ملیت گرایی و جنگهای حیدری و نعمتی و بالاسری و پایین سری و سلطه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اجانب بر فرزندان اسلام و قرآن همه و همه پیامد دوری از مرجعیت علمی و مرجعیّت فقهی و مرجعیت سیاسی اهل بیت علیهم السلام است. جایگاهی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را از عترت خویش می شناخت و تا دوازده نسل پیشوایان پس از خویش را معرفی فرمود.رسول گرامی علیهاالسلام فرمود: «مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ اِمامَهُ ماتَ میِتَةً جاهِلِیَّةً؛ هر کس بمیرد و پیشوای خویش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.»

http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/PhotoGallery/Photos/1c3d3b30-aecd-4bb7-b66b-b01ee21bf690.jpg

روز غدیر اعلام رسمی و آشکار یک امر باطنی در قالب ولایت و تمام کننده حجت بالغه الهی است. خطبه پیامبر(ص) در روز غدیر، سراسر درس توحید و خداشناسی ا‌ست و عبارت‌های بلیغ و شیوای پیامبر(ص) آن‌چنان زیباست که در هیچ کلاسی این‌گونه شیوا درس خداشناسی داده نشده است. «خطبه غدیریه » حضرت محمدنیز، همچون خود غدیر خم مظلوم است و مورد بی مهری قرار گرفته است و جز چند جمله مشهور آن، چندان مطرح نیست، در حالی که سزاوار و بجاست که این منشور جاویدان، هر چه دقیق تر و گسترده ترو پرشورتر، مورد توجه و مطالعه و شرح و تفسیر قرار گیرد، تاچشم های بصیر، از درخشش حکمتها و پندها و تذکرهای پر ارج این گنجینه معرفت، لذت ببرد و به تماشای «حقیقت ناب » بنشیند. ابلاغ پیام غدیر، کار خدای حکیم و علیم و سیره و سخن رسول اعظم خداست. کلام و سیره تک تک پیشوایان معصوم علیهم السلام است، فریاد جاوید تمام شهیدان ولایت اهل بیت علیهم السلام است. آوای عاشورائیان تاریخ است، زبان حال و قال تمام امام زادگان معتبر دنیای اسلام است. بازتاب فریاد فاطمه علیهاالسلام در خطبه معروف مسجد نبوی است. حاصل تلاش فاطمه ها و حدیث فاطمیان اعصار است.

روز تاریخی و بزرگ عید سعید غدیر مانند روز عظیم بعثت با اهمیت و بی‌نظیر است. این دو روز با یکدیگر، پیوند و بستگی کامل دارند. بعثت، اصل، اساس و پایه انقلاب الهی، جهانی و جاودانی اسلام، و روز غدیر مکمّل و تداوم‌بخش آن است.غدیر در وجود، فرع بعثت است و روز بعثت در بقا، پیش‌آهنگ غدیر است. بعثت، سرآغاز ابلاغ وحی و عرضه نظامات فراگیر و همه جانبه اسلام، تا تشکیل حکومت اسلامی و حاکمیت‌الله به رهبری شخص رسول اعظم صلّی‌الله علیه و آله است، و روز غدیر کامل‌کننده دین و اعلام استمرار نظام عصر نبوّت به رهبری امیرالمؤمنین و فرزندان آن حضرت، ائمه معصوم علیهم السلام است.

این دو همایون‌روز، با یکدیگر هم‌سویی معنوی و بستگی ناگسستنی دارند. حصار خلل‌ناپذیر اسلام را که توحید همچون پی بناست، امامت چار دیوار و بعثت سقف است. پس هیچ‌یک از این دو روز را از دیگری بی‌نیازی نیست که هر دو خط اسلام را در تأسیس و بقا ترسیم نموده‌اند، نه اسلام منهای حکومت و نظام غدیر است و نه نظام غدیر، غیر از اسلام است.پیام غدیر، پیام ولایت و پیام کمال دین و اعلام نظام جاودانی و جهانی اسلام و بیان بقا و استمرار نظام عصر رسالت است. محتوای این پیام، وجود حکومت جهانی و واحد اسلامی است که بدون انقطاع و کمترین فترت در همه ادوار و اعصار برقرار بوده است و بر هر مسلمانی در هر کجا باشد اگرچه به ظاهر در تابعیت نظام‌های غیر شرعی محسوب شود واجب است از این نظام امامت تبعیت نماید و خود را ملزم به تابعیت آن بداند.

 امامت بازوی اجرایی دین الهی است و نقش جامعه سازی و تربیتی به وسیله مقام امامت انجام می شود.  با توجه به اهیمت و جایگاهی که قرآن کریم برای مقام امامت قائل است، بی توجهی به این مقام و انحراف از غدیر ثمره ای جز گمراهی برای بشریت به دنبال نخواهد داشت  اگر مسلمانان به سفارش حضرت رسول(ص) توجه می کردند امروز گرفتار این همه مشکل نمی شدنداگر می‌گذاشتند حضرت علی(ع) بر مسند بنشیند بشر آن موقع می‌فهمید در عالم چه خبر و در قرآن چه اثر است اما همه محروم شدند.. انقلاب اسلامی بازیابی و احیای دوباره غدیر بود، چراکه بر اساس آموزه های دینی باید در راس حکومت باید حضرت نبی، امام معصوم و در عصر غیبت ولی فقیه حاکم باشد. بنابراین امت اسلامی باید به اصل و ریشه های وجودی خود یعنی غدیر بازگردد.

میزان اثر بخشی، ضریب نفوذ و ماندگاری اثر هنری ما را به این سمت رهنمون می کند که به پیام رسول خدا لبیک گوییم و غدیر را به سمت هنر سوق دهیم.غدیر طرح اسلام برای مدیریت جامعه پس از پیامبر (ص) است که می تواند برای همه بشریت مفید باشد.غدیر مرتفع ترین قلعه ارزش های محتوایی است که می تواند در قالب شعر به دیگران عرضه و به تعیین کننده ترین مساله و سووال مردم جهان جواب بدهد.غدیر نماد پاسخ به دردهای بشری و عشق به مردم است و ضرورت دارد شاعران و هنرمندان در قالب آثار فاخر خود آن را به جهانیان عرضه کنند.همه شیعیان  نسبت به این خطبه و پیام زندگی ساز، وظیفه ای سنگین برعهده دارند که فهرستی از آن بدین شرح است:

1. فهم دقیق و جامع خطبه غدیر؛ تبیین و تشریح وترجمه؛ نشر و گسترش محتوای پیام آن برای فرزندان اسلام و قرآن به زبانهای گوناگون ودر قالبهای مختلف.

2. حفظ و نگهداری متن خطبه غدیر ؛مستندسازی پیام غدیرو شبهه زدایی ازمتن و سند آن برای اهل پژوهش و تحقیق و گنجاندن متن پیام غدیر در متون آموزشی حوزه های علمیه و دانشگاههای بلاد اسلامی؛

3. معرفی و گزارش حادثه غدیر به امت اسلامی؛ معرفی راویان وشاعران حدیث غدیر؛ وتدوین کارنامه عالمان دین در موضوع غدیر؛ همچنین معرفی کتاب شناسی غدیر برای سطوح گوناگون

4. شناخت عوامل اجتماعی و روانی مخالفت با غدیرو شناخت مخالفان و علل کتمان غدیر در تاریخ.

5. بررسی جایگاه غدیر در آینده جهان؛ و بررسی پیوند آن با بعثت، عاشورا و مهدویت.

6. رصد وشناسائی ؛معرفی وسرمایه گذاری برروی شبکه های اجتماعی، سایتها و وبلاگهای مرتبط با موضوع امامت و غدیر

7. ابلاغ اندیشه غدیر از راههای گوناگون: نمایشگاهی و سینمایی –رسانه ای ونرم افزاری - آموزشی و پژوهشی - آیات واحادیث مرتبط –ابلاغ تاریخی و تجسّمی حادثه غدیرهمچنین معرفى سایتها و وبلاگهاى امامت و غدیر در دنیاى مجازى

8.انجام مراسم اخوّت و بیعت سمبلیک در روز عید غدیر با امامان جمعه سراسر کشور و سادات بزرگوار و حضور در نماز ظهر آن روز

9.در یک نگاه به فرهنگ مکتوب غدیر، جلوه های آن را به صورت های مختلفی می بینیم: کتاب های بزرگ و کوچک، جزوه ها، بروشورها، مقالات مجلات و روزنامه ها، برنامه های علمی رایانه ای، کاشی کاری ها و تابلوهای زیبا و به صورت کارت و پوستر.این روند هر ساله اوج بیشتری از خود نشان می دهد، و در ظل عنایت حضرت بقیة اللّه الاعظم عجل اللّه فرجه آثار عمیق خود را در ابلاغ پیام غدیر به اثبات رسانده است.خلاصه کردن آثار بزرگان و کتاب های مرجع و تألیفات قدیم به چند صورت دیده می شود: تلخیص کتاب های بزرگ، تلخیص احادیث و قطعه های تاریخی، داستان پردازی تلفیقی که با برداشت از چند متن به دست می آید، تدوین مجموعه های چهل حدیث، انتخاب یک قطعه از کتب مؤلفان و نشر جداگانه آن به سبب اهمیت محتوای آن.با توجه به اهمیت مسئله غدیر در شیعه، و این که برهان مستحکمی که در برابر دشمنان و مخالفان شیعه است، جا دارد اولین کتاب هایی که به هر زبان بیگانه ترجمه و تألیف می شود، درباره غدیر باشد.به دلیل سابقه طولانی ارتباط زبان های عربی، فارسی و اردو با مسئله غدیر، اکثر نوشتارهای غدیری به این سه زبانند. در غیر این زبان ها، تألیف و نشر، هنوز در آغاز راه است.

10-هیچ دقت کرده اید که حتی می توان حال و هوای غدیر را با یک ماشین نوشته زیبا در شهر فراهم کرد ، تا به رسالت خود برای رساندن پیام غدیر که رسول خاتم به تک تک همه ما تا روز رستاخیز  ابلاغ فرمودند عمل کرده باشیم .

11-  واقعه غدیر، نقطه عطف و مرکز ثقل تمام رویدادها و وقایع اسلام است؛ چرا که اگر غدیر نبود، مبعثی وجود نداشت و اگر غدیری نادیده گرفته نمی شد، عاشورایی رخ نمی داد. غدیر به وجود آمد، تا امت اسلام پس از پیامبر ختمی مرتبت ،به شکل مسنجم خود ادامه حیات دهد و و امت دچار تشدد نگردد. واقعه غدیر مسئله بسیار مهمی است و افرادی که مخالف با این مسئله بودند، همیشه تلاش می کردند، این نعمت الهی را نادیده بگیرند یا موضوعی ساده تلقی کنند. خداوند در قرآن می فرماید، وای بر کسانی که حق را می دانند، اما می پوشانند؛ متاسفانه برخی افراد حق را می دانند، اما نمی خواهند قبول کنند.تداوم اسلام از برکات حضرت علی است و اگر سلحشوری های ایشان در جنگ ها نبودند از اسلام نامی نبود.برای گسترش واقعه غدیر باید از مدارس شروع کرد؛ بازدید میلیون هانفر از نمایش بازسازی واقعه غدیر یعنی رزمایش ولایی که کار بسیار خوبی است. همان گونه که تاسوعا و عاشورا حسینی تجدید بیعت با ولایت است بازسازی حادثه غدیر نیز اقدامی در این راستا است. برای اینکه فرهنگ غدیر در میان مردم نهادینه شود بایدمردم را در بازسازی این واقعه مشارکت داد.نمایش واقعه غدیر برای مردم تاثیرپذیر خواهد بود، چرا که آن ها با چشمان خود این مسئله را مشاهده می کنند و نگاه کردن تاثیر بیشتری از شنیدن دارد. باید محبت ولایت به حضرت علی(ع) را در جامعه جهانی نهادیه کنیم برپایی جریان واقعه غدیر در شهرهای مختلف و استقبال باشکوه مردم از این رویداد، نشان از اهمیت و جایگاه رفیع این حرکت خود جوش مردمی دارد که باید هر سال بر معنویت و آگاهی بخشی آن افزوده گردد.

حضرت معصومه سلام الله علیها با الهام گرفتن از کلام پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیرخم که فرمودند:ِ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی أَدَعُهَا إِمَامَهً وَ وِرَاثَهً فِی عَقِبِی إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِیغِهِ حُجَّهً عَلَى کُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ وَ عَلَى کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ یَشْهَدْ وُلِدَ أَوْ لَمْ یُولَدْ فَلْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه.ای مردم، من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثتِ آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می‌سپارم، و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه‌ی کسانی که حضور دارند یا ندارند و به دنیا آمده‌اند یا نیامده‌اند پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند(۱) به تبلیغ مسئله ولایت پرداختند و روایت ذیل را از مادر خود حضرت زهرا سلام الله علیها نقل نمودند.

حضرت فاطمه معصومه علیها السلام به نقل از حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرماید: «اَنَسیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ الله صلَّی الله علیهِ وَ آلِه یَوْمَ غَدیر خُمٍّ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، و قوله: اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هارونَ مِنْ موسی ؛آیا فراموش کردید فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله را در روز غدیر؟ که فرمود: هر کس من مولای اویم، علی علیه السلام نیز مولای اوست و [آیا فراموش کردید این سخن حضرت را که ]فرمود: [یا علی ]نسبت تو به من همانند هارون به موسی علیه السلام است.(۲)و این درسی است برای زن ومرد،دختر وپسر،پیر و جوان ما که با سرمشق گرفتن از حضرت معصومه سلام الله علیها به هر نحوی که در توان داریم امر امامت را احیاء نماییم.

مثلث متساوی الاضلاع غدیر خم، عاشورا و سلسله الذهب مرز حقیقی فرهنگ ایران  می باشد.غدير ابطال كننده همه نقشه‌هاي دشمنان بود و موجب شد تا آنها شكست سنگيني را متحمل شده و به اهداف خود نرسند.بزرگداشت غدير تکليف اصلي مردم و مسوولان است؛امروز مهمترين واساسي ترين اقدام براي زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدي (ص) نکوداشت و ترويج و نهادينه کردن فرهنگ غدير و وحدت حول محورقرآن و عترت (ع) است. برخي فرقه هاي ضاله از جمله وهابيت مي کوشند تا حادثه عظيم، تاريخي وسرنوشت ساز غدير که انتصاب امير المومنين علي (ع) وفرزندانش از سوي خداوند به عنوان وصي بلافصل رسول الله(ص) بود را در اذهان ودر تاريخ محو کنند اما غافل از اين حقيقت هستند که نورخدا خاموش شدني نيست .

غبارروبی از اندیشه ها و نگاههای جامانده و وامانده در غبارهای فتنه، از اولین رسالت های دهه جاری ولایت است که طی آن بایستی غربت دیدگاههای ولایی برای همیشه از جامعه ما رخت بسته و نگذاریم که از این سوراخ مکرراً گزیده شویم، چرا که شان جامعه و مردم همیشه سرافراز ما، پیدایش فضای بیت الاحزانی برای اشک افشانی های زهراهای زمان در غربت های علوی نبوده و ملتی که کربلای جبهه ها را تجربه کرده، یا باید جان افشانی کند و حسینی(ع) باشد و یا آنکه با نطق افشانی و روشنگری، زینبی(س) عمل کند!

برگزاری تشریفاتی و فرمایشی مناسبت ها و ترجیحاً محتواگریزی از مناسبت های مهمی همچون دهه ولایت، آفتی است که از یکنواختی و عادت ناشی می شود و ما باید با جدیت و شدت قابل قبول، محتوا را بر شکل ترجیح داده و هدف غائی اینگونه نامگذاری ها و مناسبت سازی ها را درک کرده و مفهوم گرا باشیم و نگذاریم با سمبل کاری ها و مراسم فرمایشی، رفع تکلیفی عمل کرده و خدای ناکرده دین خود را به ساحت ولایت ادا نکنیم!

به فرموده نبي مکرم اسلام (ص)در خطبه غدير همه ما در قبال ولايت واصل وکنه غدير که بحث امامت و ولايت ائمه معصومين (ع) است مسوول وهمه موظف به ترويج فرهنگ غدير به عنوان سند حقانيت مذهب تشيع هستيم.  غدير و ماجراي ولايت امير المومنين (ع) يک واقعيت انکارناپذيراست که دوست ودشمن به کرات ودر کتب مختلف مهر تاييد بر آن زده اند وعليرغم تلاش برخي کم انديشان غدير روز به روز در بين ملت هاي مسلمان وحتي غير مسلمان جا افتاده ولي بي شک يگانه راه سعادت وکمال بشريت در سايه عمل، توسل و تمسک به قرآن کريم و ولايت ائمه اطهار (ع) است . 

اگر ما به دنبال آماده‌سازی زمینه ظهور منجی عالم هستیم، باید بتوانیم ترکیبی برای زندگی ارائه دهیم که در جهان قابل استفاده باشد، یکی از راه‌های ارائه این هندسه و ترکیب این است که فلسفه و فرهنگ غدیر برای جهان تبیین شود و با استفاده از این واقعه عظیم بیداری اسلامی، تحولات منطقه را جهت دهی کنیم.ما به انجام حداقل‌ها بسنده کرده‌ایم و جای افسوس دارد برنامه‌ای را که پیامبر(ص) در مورد غدیر برای کل جهان اسلام برنامه ‌ریزی کرده بود، نتوانیم در کل جهان انجام دهیم. دو موضوع در مورد غدیر وجود دارد؛ یک موضوع اصل امامت و ولایت است و موضوع دوم مصادیق امامت و ولایت و ما در حوزه اندیشه و نظریه‌پردازی در جهان اسلام پیرامون این دو موضوع بسیار کم کار کرده‌ایم.

پیام غدیر تنها بحث امامت و ولایت نیست، لزوم ابلاغ پیام خدا از مهم‌ترین پیامهای غدیر است که حتی رسالت رسول اکرم (ص) وابسته به ابلاغ بود و سکوت ایشان می‌‌توانست ثمره رسالت ایشان را از بین ببرد و ما حوزویان که رسالت انبیا را به دوش داریم، باید در تبلیغ و ابلاغ دین خدا کوتاهی نکنیم.خدا به رسول اکرم(ص) امر کرد که در ابلاغ پیام غدیر از کسی نترسد، یعنی اینکه رسول اکرم(ص) در ابلاغ امر خدا در خط مقدم بودمی‌‌توان نتیجه گرفت که مبلغان باید در مقابل خطرها و مشکلات تبلیغ از هیچ کس جز خدا نترسند.رسالت مبلغان از غدیر سرچشمه می‌‌گیرد و ابلاغ رسول اکرم(ص) در روز غدیر نماد تبلیغ و رسالت وارثان انبیا است و تداوم رسالت انبیا به ولایت ائمه (ع) و به دنبال آن ولایت علما است.

ابلاغ غدیر نه تنها بر ما واجب، که وظیفه خلقتی ماست. هرجا که باشیم، در هرزمانی که زندگی کنیم و در هرشرایطی که برایمان فراهم شود، عاشورا و غدیر را در کنار هم تبلیغ خواهیم کرد و پیام آن را خواهیم رساند و همه را از این دو رکن اعتقادی آگاه خواهیم ساخت.در نگاهی به عمق غدیر، با واقعه ای پرماجرا و خطبه ای بلند رو به رو می شویم. آنگاه از خود و از همه انسان ها می پرسیم: کدام سخنرانی را در سراسر تاریخ سراغ دارید که در طراز خطابه غدیر پیش بینی و برنامه ریزی و تدارکات برای آن در نظر گرفته شده باشد؟ آیا در بین همه ملت ها حتی با امکانات پیشرفته امروز خطابه ای با این همه پیش برنامه و میان برنامه و پس برنامه پیدا می کنید؟ سپس سوال می کنیم که چه کسی می تواند آن برنامه ریزی توانمند و با عظمت را از پشتیبانی خداوند نداند؟

حادثه بزرگی که قرن ها کنار "غدیر خم" شکل گرفت و نقطه تلاقی بعثت پیامبر اکرم و عاشورای سید الشهداء (ع)بود، شاید تنها رویداد تاریخ اسلام است که رسول خدا صلی اله علیه و آله اصرار داشتند با زبان هنر و ادب ماندگار شود امروز که آرام آرام شور و رمق بیداری و پایداری به جان خسته و تن فرتوت همه کشورهای منطقه و جهان سرایت کرده است، بزرگداشت " غدیر" در آثار و اندیشه فرهیختگان و نخبگان غیر شیعی بیش از هر زمان دیگر اثر بخش و معنادار است و بی تردید در آینده نزدیک برکات و ثمرات فراوان تری را در چشم و دل نسل جوان و جویای حقیقت به نمایش خواهد گذاشت.


ضروری است که همه متمسکان به ولایت علی بن ابی طالب، علیه السلام، عزم خود را برای معرفی و بازشناسی آن وجود مقدس، تبیین اندیشه امامت و ولایت و پاسخگویی به شبهات و القائات مخالفان و معاندان اهل بیت عصمت و طهارت، علیهم السلام، جزم کنند و آماده تر از همیشه به صحنه دفاع از حریم تفکرات شیعی وارد شوند. امروز نوبت ما و نسل های بعد از ماست که برای قدردانی از آن همه لطف الهی و به عنوان سپاسگزاری از آن تلاش بی وقفه پیامبر(ص) بپاخیزیم. آن برنامه پیچیده و حساب شده در غدیر درسی بزرگ و راهنمایی جاوید برای همه ماست که در عصر ارتباطات و با این امکانات متفاوت و گسترده که در اختیار داریم، همطراز آن روز غدیر برنامه ریزی کنیم و برای انتشار خبر غدیر به صورت همه جانبه و با استفاده از همه امکانات و با تدارک همه جهات تبلیغی، حرکتی جهانی برای تبلیغ غدیر آغاز کنیم.لذا این بدان معنی است که عظمت غدیر اقتضا می کند به بلندای آن برنامه ریزی داشته باشیم و گمان نکنیم پیامی با آن عظمت را در گونه های کم ابهت تبلیغ می توان جلوه گر ساخت. احترام به مقام یا عظمت غدیر به ما فرمان می دهد که آن را در جذاب ترین و ارزشمندترین گونه های رسانه ای جلوه گر سازیم، و هرگونه تبلیغی در رابطه با غدیر را لایق شان آن و به عظمت ساحت مقدس اولین مبلغ آن یعنی پیامبر اکرم(ص) به انجام رسانیم.

پانوشت:

۱-الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏۱، ص: ۶۲

۲- عوالم العلوم و المعارف والأحوال-الإمام علی بن أبی طالب علیهما السلام، حدیث ‏الغدیر، ص: ۱۲۱

منبع: كتاب پيمان غدير

غدیر یک مکتب است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ |

" یا ایهاالذین آمنو اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامرمنکم" ای اهل ایمان، خدا و رسول و اولی الامر را اطاعت کنید.

http://img1.tebyan.net/big/1383/11/1122313123615223919154631072118455224148181.jpg

سخن گفتن از غدیر تکرار یک حادثه تاریخی نیست غدیر درس امروز ماست. غدیر همین امروز در دستور کار ما قرار دارد. میدان نبردی که ما با مخالفان انقلاب داریم، همین میدانی است که در پرتو مفهوم غدیر تفسیر می‌شود، ما انقلاب اسلامی را تجلی حقیقت غدیر می‌دانیم، امام(ره) آن روز که احساس تکلیف کرد درس و بحث حوزه را رها کرد، درس فقیه را زمین گذاشت، پرچم مبارزه را به دست گرفت، به زندان رفت، به تبعید رفت و نظریه ولایت فقیه را در درس‌های خود تبیین کرد و خود و جامعه را برای ایجاد حکومت اسلامی در ایران آماده کرد، امام راحل این درس را در مکتب پیامبر، در مکتب غدیر و در مکتب امامت آموخته بود، شهیدان ما و مردم ما هم که ندای امام(ره) را پاسخ داد، همین درس را در مکتب اسلام آموخته بودند. عید غدیر عید حکومت دینی و سیاست دینی است.

پیام غدیر این است که حکومت در جهان‌بینی اسلامی یک موضوع دینی و یک امر معنوی و اسلامی است و اگر دقت کنیم تصدیق می‌کنیم که همین گونه هم باید باشد. یکی از پیام‌های غدیر این است که حکومت باید با صالحان باشد اسلام به مسلمانان تکلیف می‌کند که مراقب باشند رهبری جامعه خود را به دست چه کسی می‌سپارند، چرا که در تفکر اسلامی فرد در جامعه اثر می‌گذارد و جامعه هم بر فرد تاثیرگذار است. یک فرد تربیت‌شده و معنوی می‌تواند یک جامعه را متحول کند، اما این جامعه متحول شده به نوبه خود بستر می‌شود برای رشد هزاران متعالی درآینده. شیعه سالها است که از غم غدیر در جشن غدیر هم غصه دار است و حق علی (ع) را که حق همه مسلمین و حق همه بشریت در عالم بود در زیر پای هوس های شیطانی و دنیاخواهی عده ای له شده دید و در مسیر احقاق آن فاطمه (س) را اولین شهید راه ولایت و امامت قرار داد. فاطمه (س) اما نشان داد که در دفاع از حریم امامت چگونه باید عمل کرد و برای آن جانبازی نمود.

ترک کردن میدان و وانهادن مسئولیت بر شانه دیگری و بازی کردن با سیاست و سیاسی کاری کردن نمی تواند مشی عاقلانه و عادلانه ای برای احیای حق ولایت باشد و در این مسیر باید از جان گذشت و محسن را هم در این راه شهید نمود. خداوند می خواست با غدیر انسان را در مسیر علم و آگاهی نگهدارد و چراغ هایی را برای هدایت انسان ها قرار دهد تا از در غلطیدن به ورطه های خطرناک شکاکیت و سردرگمی در تشخیص حق و باطل و درماندن در شبهات و گم کردن مسیر تکلیف، حفظ شوند. در مجمع مهمی که روز 18 ذی الحجه سال دهم هجرت با حضور چند هزار حاجی برگزار شد، بنا بود تا مسئله مهم خلافت از سوی پیامبر اسلام مطرح شود و غدیر به عنوان مهم ترین عید مسلمین است و ما تاثیرگذارترین از آن چیزی نداریم. این روز سمبلی است که تا قیامت باید حکومت ها به هین شکل باشد و به طور کلی در جهان دو نوع حکومت غدیری (الهی) و غیر غدیری (غیر الهی) وجود دارد و در روز غدیر مسیرها مشخص شد و ما هم از همین مسیر پیروی می کنیم. حکومت اسلامی شامل دو جنبه مدیریتی و مبارزاتی است و در حضرت علی (ع) نهج البلاغه بسیار بر این دو جنبه و لزوم مبارزه با کفار، منافقان و دولت های مخالف اسلام و انقلاب تاکید کرده اند. بشریت برای نجات خویش چاره ای جز بازگشت ندارد و باید از کژراهه ای که در آن جولان داده و در مسیر مادیگرایی افتاده به سمت غدیر بازگشت نماید. تا زمانی که این غفلت بر بشریت حاکمیت داشته باشد، نتیجه ای جز حاکمیت کفر و نفاق و دو رویی و سیاست های مبتنی بر دروغ و تحمیل های صهیونیزم و لیبرال دموکراسی غرب در پیش رو نخواهد بود.

غدیرخم ،واقعه ای فراموش نشدنی و تثبیت شده در دل تاریخ، ماندگار برای همه عصرها و زمان ها و هدایت گر انسان های تشنه حقیقت زلال مکتب تشیع است. غدیر خم بزرگ ترین و جاودانه ترین و مشهورترین سندی است که امامت و ولایت حضرت علی(ع) را به عنوان دستگیره مستحکم نجات و یگانه راه فلاح و تداوم دهنده ولایت و رهبری پس از ختم رسالت پیامبر خدا(ص) به انسان ها معرفی می کند.محتوای غنی و رهایی بخش غدیرخم یعنی « امامت و ولایت و حکومت » آنگونه حائز اهمیت و دارای نقش حیاتی و محوری است که خداوند متعال به پیامبرش وحی می کند که جمعیت انبوه و کثیر مسلمانان را گرد آورده و این مهم را با تعیین جانشینی و خلافت امیرمؤمنان(ع) به آنان ابلاغ و انجام نیافتن این مأموریت را با ناتمام ماندن اهداف رسالت مساوی می داند.

ولایت و حکومت آنگونه دارای جایگاه و منزلت رفیع است که پس از پایان یافتن مراسم تاریخی این انتصاب الهی خداوند متعال توسط فرشته وحی اعلام می نماید که امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را برشما تمام نمودم.باید دانست که نعمت بزرگ امامت و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام با ارزش ترین گوهری است که خداوند به ما عنایت فرموده است و با تمسک به این حبل متین الهی و با تبعیت از این شجره طیبه است که می توان سعادت دنیا و آخرت را رقم زد.اصل امامت تنها اصلی است که هیچ یک از پیامبران نیاورده بودند و پیامبر اسلام این ارمغان را به دست آورد، اصل امامت را آنطور که باید و شاید فرهنگ‌سازی نکرده‌ایم و مغفول واقع شده است.ما در جهان اسلام در مورد اصل امامت اختلاف نداریم، بلکه در مورد مصادیق امامت اختلاف داریم که اگر مساله امامت در جامعه به خوبی تبیین شود، هیچ عقل سلیمی نمی تواند وجود حضرت علی(ع) را نادیده بگیرد.


عید غدیرروز اکمال دین و اتمام نعمت های پروردگار و از اساسی ترین برنامه های پیامبر خدا(ص) برای دوام، عزت و شکوه اسلام و قرآن بود.پیام غدیر ولایت مداری و ولایت پذیری و تبعیت از ولایت مطلقه فقیه و دفاع از حریم ولایت و امامت در هر شرایطی است.بزرگداشت و تبیین عید غدیر تأثیر به سزایی در فکر، اعتقاد و گرایش جوانان نسبت به مسئله امامت و ولایت ائمه اطهار (ع) داشته و برگزاری هرچه باشکوه این گونه مراسم کمک شایانی به ولایت مداری اقشار جامعه می کند.

غدیر امروز یعنی اسلام ناب محمدی (ص) و سقیفه یعنی اسلام آمریکایی. پس بشر باید انتخاب کند یا اسلام ناب را یا ادامه سرگشتگی ها در مسیر اسلام آمریکایی را. غدیر می تواند تحریم های را دور بزند و مردم را در راه های مقابله با تحریم ها یاریگر باشد. غدیر می تواند پیامی را به جهان مخابره کند که مردم را از اسارت در زنجیره خطرناک سرمایه داری نجات داده و به سمت فلاح و پیشرفت هدایت نماید.

سیستم حکومتی منبعث از غدیر امامت و ولایت ائمه هدی (ع) بود و سیستم حکومتی ولایت فقیه محصول زحمات طاقت فرسای امام راحل (ره) پس از قرن ها مبارزه شیعه محسوب می شود. غدیر امروزه اعلام می کند که حفظ سیستم ولایت فقیه کاری است فاطمی و باید در راه آن فداکاری نمود. راه حل رفع بحران ها از مسیر سازش با آمریکا نمی گذرد و باید این راه حل را در درون جامعه خودمان پیدا کنیم و نقطه اتکاء ما خدای متعال باشد و ملجاء و محور توکل ما باید خالق جهان هستی باشد و به او باید اطمینان و اعتماد داشته باشیم. . پیامبر اعظم (ص) در غدیرخم نوع مدیریت صحیح اسلامی آن هم از نوع علوی را به نمایش گذاشت و مولفه های آن را به حاکمان اسلامی آموخت.غدیر یک مکتب است، اندیشمندان و بزرگان بسیاری چون علامه امینی سعی کردند که مضامین و مفاهیم غدیر را برای مردم تبیین کنند اما هیچ کدام نتوانستند به ماهو غدیرخم بپردازند چرا که غدیر کلاس فشرده تاریخ است که در کلمات نمی گنجد. اسلام بدون غدیرخم اسلام نیست و بدون تمسک به آن نمی توان آیات الهی را تفسیر کرد، احکام الهی نیز بدون دقت در مشی و منش نقش آفرینان اصلی غدیرخم اجرایی و عملیاتی نمی شود.

پیام غدیر پیامی است که خداوند، پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود و رسول خدا(ص) آن را با متن استوار و پرفروغ و در شرایطى فراموش نشدنى به دهها هزار از افراد امت ابلاغ کرد.مبلغان نسبت به این خطبه و پیام زندگى ساز، وظیفه اى سنگین برعهده دارند، فهم دقیق و جامع خطبه غدیر، نشر و گسترش خطبه غدیر، حفظ و نگهدارى متن خطبه غدیر در قالبهاى گوناگون، شرح و تبیین و تشریح محتواى پیام غدیر، ترجمه و نشر پیام غدیر براى فرزندان اسلام و قرآن به زبانهاى گوناگون، خلاصه و عرضه پیام غدیر براى نسل جوان و مستندسازى پیام غدیر براى اهل پژوهش و تحقیق از جمله رسالت های مبلغان در قبال پیام غدیر است.

در شرایط کنونى که دشمن نه تنها پیروان حضرت علی(ع) و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص بزرگوار رسول ا... (ص) نیز اهانت مى کند، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر بصورت های نختلف از جمله: سینمایى، اینترنتى، نرم افزارى، آموزشى و نمایشگاهى است.براى شناخت بهتر غدیر باید انواع انحراف از غدیر و پیامدهاى آن را مورد کندوکاو قرار دهیم، آنچه بشریت را از زندگى درعصر جاهلیت نجات مى‌دهد، امامت الهى است و شناخت غدیر، راهکار نجات بشر از جاهلیت مدرن قرن بیست و یکم می باشد.

تنها راه ترویج و گسترش فرهنگ غدیر و آموزه های دین در جامعه عمل به دستورات اسلام به ویژه از سوی مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران است راست گویی، بی توجهی به دنیا، صداقت در گفتار و رفتار، نظارت جدی و بدون مسامحه و ملاحظه، عمل به وعده و وعیدهای معقول و تصویب قوانین جامع دفاع از جمله وظایف کارگزاران نظام و نمایندگان مردم در مجلس برای تبلیغ عملی فرهنگ مقدس غدیر است.تعیین تکلیف امت اسلام بعد از پیامبر(ص) از مهم‌ترین ویژگی‌های غدیر است که باید قدردان ولایت و امامت باشیم.

تاریخ خود بهترین گواه برای تبیین نقش ولایت در پیروزی مسلمانان است که در هر کجا مسلمانان از جایگاه ولایت و امامت غافل شدند، شکست خوردند. هم‌ترین بحث اشاعه فرهنگ دین تبیین واقعه غدیر است،  اگر ولایت‌پذیری در جامعه نهادینه شود کشور از آسیب دشمنان به دور می‌ماند و می‌توانیم با عبور از تمام مشکلات به هدف اصلی که توسعه همه جانبه ولایت پذیری و ولایت امام عصر(عج ) است، برسیم. حرکت برای اجرایی کردن اصول شیعه کشور را در برابر نفوذ و تهاجم استکبار همچون دژ مستحکمی غیرقابل نفوذ می کند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند روشنگری در خصوص ولایت است، بزرگداشت عید غدیر خم، تکریم همه ارزش‌های الهی و انسانی است. برای شناسایی استعدادهای مختلف در نهادینه کردن فرهنگ غدیر در جهان اسلام، نیازمند تلاشی همه جانبه هستیم که نقش رسانه‌ها در این میان قابل توجه است . شناسایی تأثیرات زوایای مختلف واقعه غدیر بر جامعه اسلامی باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد  .

غدیر، امتیاز خاص امیرالمؤمنین علیه السلام

امیرالمؤمنین علیه السلام در مجلسی امتیازات خاص خود را بیان کرده چنین فرمودند: «به خدا قسم، خداوند تبارک و تعالی نُه چیز به من عطا فرموده که جز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به احدی قبل از من نداده است» و از جمله فرمودند:خداوند با ولایت من دین این امت را کامل و نعمت ها را بر آنان تمام کرد، و به اسلامشان خشنود شد؛ آن گاه که در یوم الولایة (روز غدیر) به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: یا محمد، به مردم خبر ده که امروز دینشان را کامل کردم و نعمتم را بر آنان تمام نمودم و اسلام را بعنوان دینشان پذیرفتم.مردی خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، بالاترین منقبت خود را از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بفرمایید. حضرت فرمود: منصوب کردن آن حضرت مرا در غدیر خم، که به امر خدای تبارک و تعالی ولایت را از جانب او برایم مقدر فرمود ...

همچنین ایشان فرمودند: من امیرالمؤمنین ام؛ من لسان صادقین ام؛ من وزیر مصطفایم. ... من آن نعمت خدای تعالی هستم که به خلقش عنایت فرموده است. منم آن که خداوند تعالی در حق او فرموده: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتمَمْتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا». پس هر کس مرا دوست بدارد مسلمان و مؤمن و دینش کامل است ... من «نبأ عظیم»ای هستم که خداوند در روز غدیر خم دین را با او کامل کرد. منم آن که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره اش فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهْ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ».

منشور علوي عليه السلام در عيد غدير
اميرمومنان عليه السلام در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اي مسلمانان. بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ، امروز(غدير) را عيد بگيريد و با انجام اين امور آن را بزرگ بشماريد:
* نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيکي و بخشش پيشه کنيد.
* خدا را در برابر نعمت‌هايي که به شما ارزاني داشته، شکرگزار باشيد.
* کنار يکديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير کند.
* نعمت‌هاي الهي را به يکديگر تهنيت گوييد همان طور که خداوند (در اين روز) با اعطاي اجر و ثوابي بيش از ديگر اعياد به شما تبريک مي‌گويد.
* با خوش‌رويي و شادماني يکديگر را در آغوش بگيريد.
* در هنگام ديدار يکديگر، مصافحه کنيد و به هم تبريک بگوييد.

وظیفه ما

مسئله غدیر در اسلام، مسئله‌ای حیاتی و ثمربخش است، مسئله غدیر و جایگاه امامت در جامعه امروز نیاز به تبیین و تبلیغ بیشتری دارد. مسئله امامت جامعه دینی را در برابر دشمنان نفوذ ناپذیرمی کند،غدیر یک تکلیف الهی و دستور خداوند به حضرت محمد(ص) بود و باید در این ایام، مسئه ولایت به درستی در جامعه و در بین جوانان تبیین شود.  اگر واقعه غدیر و جایگاه امامت در تاریخ اسلام جدی گرفته می شد حادثه کربلا هیچ وقت اتفاق نمی افتاد،  بحث غدیر و جایگاه امامت در جامعه امروزی ما نیاز به تبیین و تبلیغ بیشتری دارد. ولایت مسئله مهم اعتقادی است و باید در جهت تقویت و تبیین ولایت در جامعه از وجود کارشناسان، روحانیان و مبلغان به درستی استفاده شود.

ولايت حضرت علی(ع) هم‌طراز با رسالت انبياء الهي می باشد اين از ظرافت‌هايي است که در مسئله غدير وجود دارد و در قرآن کريم جز ولايت، هيچ موضوعي بدين صورت مورد تاکيد قرار نگرفته است، اگر بتوانيم آن را به درستي معرف کنيم رسالت همه انبياء را ابلاغ کرده‌ايم حضرت علي (ع) در جهان اسلام مظلوم واقع شده است و بايد سعي شود ذکر و ياد آن حضرت در همه مجالس و محافل زنده نگه داشته شود و هر فرد به اندازه توان خود در اين مسير گام بردارد.  خطبه‌هاي برجسته‌اي که از اميرالمومنين (ع) پيرامون معارف ذکر شده است، نشان از غناي فرهنگ شيعي دارد و ترويج آن خدمت به تمام بشريت است. حقايق زندگي شخصيت و فضايل حضرت علي (ع) بايد به صورت دقيق مورد بررسي قرار گيرد و با حفظ قداست آن به جامعه منتقل شود.

اصلی ترین نیاز امروز جامعه همچون عصر امام علی(ع) وفاق برمحوریت ولایت و پاسداری از حریم آن و جایگاه ولایت، متصل و برگرفته از اسلام ناب محمدی(ص) و نبوت است و خط ولایت همان خط اسلام ناب محمدی (ص) که سرچشمه آن وحی و نبوت است و غدیر رمز میان خالق و مخلوق بود و ریشه در حرا و بعثت داشت.آن گاه که دستان علی علیه السلام را از فراسوی قرن ها می فشاریم، از نگاه عمیق چشمانش چه می خوانیم؟ آنان که فداکارانه کاروان 1400 ساله غدیر را از گذرگاه های پر خطر تاریخ عبور داده اند، از سپردن میراث جاودانه غدیر به دست ما، چه انتظاری داشتند؟ سخن نسل کنونی ما که خود را تشنه معارف غدیر می داند، چیست؟ فرزندان آینده غدیر که وارثان این گنج عظیم خواهند بود، چه خواسته هایی دارند که باید امروز به دست ما فرجام پذیرد؟ همه یک صدا می گویند: غدیر را تنها نگذارید، حقیقتش را به گوش جهانیان برسانید که رستگاری عالمیان در غدیر است.

تبلیغ «غدیر» باید به خواب‌رفتگان را بیدار کند

 ابلاغ پیام «غدیر» از بزرگ‌ترین وظایف مبلغان دینی است. پیامی که خداوند با آوای «یا اَیُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک» پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود و رسول خدا آن را به افراد امت ابلاغ کرد.در شرایط کنونی که دشمن نه تنها پیروان علی(ع) و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص رسول ا...(ص) نیز اهانت می‌کند، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر است. امروز امت بزرگ اسلامی بویژه عالمان دین و مبلغان برای نجات بشریت، راهی بهتر از معرفی اندیشه امامت و فرهنگ غدیر ندارند و حوزه‌های علمیه و مبلغان، پیام رسانان فرهنگ غدیر هستند.

 تبلیغ و رساندن پیام غدیر وظیفه همه است، تبلیغ غدیر از دغدغه‌های نظام است، مقام معظم رهبری نیز فرمودند: برادران اهل سنت ما نیز باید مانند ما غدیر را جشن بگیرند.  کشور ما برای تبلیغ آماده تر از حجاز زمان حضرت امیر(ع) است،جامعه ایران، مستعد کارهای ولایی است و لازم است طلاب و مبلغان در این رابطه فعال تر باشند.رسانه‌ها بیش از همه نقش مؤثری در انعکاس این موضوع دارند و برای تبیین موضوع غدیر باید تلاشها در این زمینه دو چندان شود.

بی گمان، بر عهده پدران و مادران است که فرزندان خود را با صاحبان غدیر ، اهل بیت پیامبر از امیرمؤمنان علیه السلام تا امام زمان علیه السلام، آشنا سازند و آن‌ها را با پیشوایشان نزدیک کنند. باید فرزندان ما از پدران و مادران خود، محبت به امام عصرعلیه السلام را ببینند و بیاموزند. باید محبت و پذیرش سرپرستی امیرالمومنین علیه السلام را ببینند و بیاموزند.این هدف غدیر است. و وظیفه ی ما این است که پیام غدیر را، که پیامبرِ صلی الله علیه وآله وسلم  به ما فرمود، به فرزندان خود بیاموزیم.

باید کودکان ما از کودکی تا سنین بالاتر، در مکتب اهل بیت علیهم السلام بزرگ شوند و گوشت و خونشان با آن آمیخته شود. باید پیشوایانشان به آن‌ها شناسانده شوند و محبت امام عصرعلیه السلام در قلب شان ظهور وبروز یابد. این تنها نمونه ای از کارهایی است که در قبال فرزندان مان برای غدیر می توانیم انجام دهیم. از این‌که دغدغه مند تبلیغ غدیر شده ایم، باید خدای را شاکر باشیم و برای خدمت به امیرمؤمنان علیه السلام و امام زمان علیه السلام تلاش کنیم.

منبع: اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، صص 464-461

نشانه عظمت غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ |

در میان حوادث تاریخی و وقایع مهمی که تاکنون روی داده، بدون تردید، حادثه «غدیر خم» که در هجدهم ذی حجه سال دهم هجری و در صحرای تفتیده بین مدینه و مکه روی داد، یکی از حوادث «مظلوم» تاریخ بشری و یکی از فرازهای مظلوم آن است! چراکه علیرغم گذشت قریب به ۱۴۰۰ و اندی سال از این حادثه، هنوز هم آنچنان که باید و شاید ودر خور شأن و منزلتش بدان پرداخته نشده و غدیر همچون موضوع فوق العاده پراهمیت خود یعنی «ولایت» و «امامت» مظلوم است و مع الاسف باید گفت حتی در میان بسیاری از دوستداران خود نیز جایگاه والای خود را نیافته است.

http://axgig.ir/images/d259mv2mjzz8dh2qth.jpg

هر که در خصوص غدیر بخواهد  صحبت بکند مانند این است که در گلستانی برود و شاخه گلی بچیند و در چمن زاری برود و ازچمن مختصری استفاده کند و یا در جایی موسعی برود و محدودیت مکانی را به اندازه زمان محدود در بر بگیرد درباره واقعه غدیر همین قدر بس که خدای غدیر چنین می فرماید: «یاایها الرسول بلغ ما انزل الیک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» باز بعد از ابلاغ پیام به وسیله سفیر الهی پیامبر رحمت آیه نازل می شود «الیوم اکملت لکم دینکم» این واقعه غدیر را ترسیم می کنند و وظیفه آنهایی که در راستای غدیر می اندیشند را معلوم می کند که ابلاغ خداوند به نبی اش تأکیدی است و وقتی پیامبر هم این ابلاغ را ارسال می کند واو را به جامعه نشر می دهد و معرفی  می کند بلافاصله آیه نازل می شود که الیوم اکملت لکم دینکم. پس این جایگاه، مکانت وشأنیت وعظمت غدیر را می رساند که از چه اهمیتی بالا است.

غدیر محور وحدت همه امت های مسلمان وموقعیتی برای ورق خوردن تاریخ اسلام جهت اکمال دین میباشد,غدیر واقعه ای بود که بمناسبت موضوع آن یعنی «ولایت» و «امامت» و «لزوم پیروی از امام معصوم(ع)» در درون خود حامل یک فرهنگ متعالی بود که تمامی ارزشهای الهی و انسانی بعثت پیامبر(ص) را به منصه ظهور رسانده و به نقطه کمال می رساندلذا یکی از حیاتی‌ترین ابعادی که به بهانه‌ی این عید باید مورد بازبینی قرار گیرید ولایت و رابطه‌ی امام و امت است.

هر ساله عید عظیم غدیر می‌آید و می رود. و برآیند این نفس‌های ضعیف و قلب‌های کوچک مثلا دوستداران و البته دشمنی‌های زیرک و کمین‌کرده، این می‌شود که «علی بن ابیطالب» در مظلومیتی عجیب فرو می‌رود. یک برخورد شعاری سطحی در حد چند پوستر و پلاکارد صورت می‌گیرد و رسانه‌ها هم یادآوری می‌کنند علی شب‌ها در کوچه‌ها خرما و نان پخش می‌کرد. چنان ترس و مراعاتی در رفتارشان در بازنمایی سیره‌ی واقعی حضرت علی (علیه السلام) هست که آدم تعجب می‌کند که در حکومتی اسلامی زندگی می‌کند! گویی می‌خواهند با پرداختن به حرفهای شعاری به کسی برنخورد که رفتارش متناسب با شیوه‌ی زیست حضرت امیر نیست.

شیعیان وظیفه بزرگی دارند چون شناسامه شیعه غدیر است و اگر غدیر را از شیعه جدا کنید شیعه اعتباری ندارد. شیعه یعنی پیرو. شیعه پیروی کردن و تنها پیرو اهل بیت(ع) که مدار اهل بیت نیز ولایت امیرالمؤمنین است پس این که می گوییم ما شیعه هستیم یعنی پیرو امیرالمؤمنین هستیم. به همین اندازه که پیرو هستیم باید از مرادمان تأسی کنیم. اگر شیعه با غدیر باشد همه چیزش تأمین می شود و اگر از غدیر فاصله بگیرد هر چه ظرفیت به وجود بیاورد و تلاش کند مثل صفری است که اگر هزاران صفر را کنار هم بگذارید عدد نمی شود مگر عددی را در کنار این صفر بگذارید که به این صفرها اعتبار بخشد.شیعه اگر می خواهد در دنیا و آخرت اعتبار کسب کند باید تأسی کند و برود در خانه علی (ع) آنجا که ملائکه آسمان جبهه ادب می سایند.

منابع:
-استاد جعفر سبحانی، پیشوایی از نظر اسلام، ص ۲۸۰
-جواهر لعل نهرو، نگاهی به تاریخ جهان ج ۱ ص ۲۹۰ ترجمه محمود تفضلی

غدیر بیانگر رابطه نورانی ثقل اصغر با ثقل اکبر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ |

http://www.hawzahnews.com/uploads/ali_ll_220475.jpg

قال الله الحکیم : الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.عید شریف غدیر خم و دهه امامت و ولایت مناسبتهای ارزشمندی را در خود دارد و یک فرصت طلائی و پربرکت و گرانبها برای درک بهتر معارف اسلامی ، شناخت تاریخ اسلام، آگاهی از عمق معارف و حقایق دین ، تشخیص صحیح خط امامت و ولایت از خطوط انحرافی و روز مبارزه با خرافات ، انحرافات ، استبداد و دیکتاتوری خود کامگی و فساد ، تباهی و تبهکاری ، جهالت و جنایت ارباب قدرت و جباران و ستمگران است.از یک سو حقیقت غدیر و ولایت و امامت روشن می شود و از سوی دیگر عملکرد نظامهای فاسد و قلدر بنی امیه و بنی عباس و دار و دسته و ازناب و ایادی آنها که عامل بیشترین ظلم و عدوان و فساد و طغیان شدند و مسیر جامعه بشری و اسلامی را به فساد و تفرقه و جنایت آلوده کردند ، آشکار می گردد.زیارت امیرالمؤمنین (ع) گنجی است انسانساز و آموزنده . یک دوره سیر و سلوک و آموزش و تعلیم و تربیت است.

کلاس ، کلاس ولایت و هجرت الی الله و وصول به مقام اولیاء الله بلکه به مقام خلّص اولیاء الهی است. کسب فیض از محضر ولی الله اعظم (عج) است . تأسی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) است . عشق و محبت و مجذوب شدن در بارگاه قدسیان و جذبه الهی است.از خداوند نفس مطمئنه خواستن است .نه تنها قرآن کریم و مخصوصاً آیات  مبارکه ولایت در سوره مائده و هل اتی و کوثر و مباهله و دیگر سور قرآن کریم و روایات شریف مربوط به غدیر خم که به تواتر نقل شده و نیز کلمات اصحاب و بزرگان و اشعار ادبا و فرهیختگان و احادیث مضبوط همه دلالت بر عظمت غدیر و ابعاد نورانی آن دارند. البته گوهر غدیر در ولایت خلاصه می شود و تداوم خط نبوت و هدایت را نوید می دهد . بلکه زیارتنامه ها نیز غبار از ره می زدایند و چهره خورشید جهان افروز ولایت را می نمایانند و نشان می دهند و گنجینه معارف است.

آری حقیقت غدیر تداوم خط ولایت و امامت تا قیام قیامت و تا حضور در محفل جانان و انس با خدای رحمان است . جوهر غدیر گوهر گرانبهای حبّ فی الله و بغض فی الله و محبت اولیای خداوند و تبری از اعداء الله است.غدیر روح و جان تاریخ است . غدیر فصل ممیز تاریخ اسلام از تاریخ جاهلی است . بر ماست که غدیر را بشناسیم ، اهداف آن را درک کنیم ، برای پیاده کردن آرمانهای غدیر تلاش کنیم و در تبیین آن کوشا باشیم.غدیر مظهر وحدت و همدلی و عزت و کرامت انسانی انسانهاست. غدیر مشعل پرفروغ خیر و صلاح و سعادت است . غدیر رمز برادری و اخوت ، برابری و عدالت ، تقوا و فضیلت است. محتوای غدیر انسان کامل و ولایت خداوند و اولیای اوست. صورت ظاهری غدیر احیای شریعت و عمل به وظیفه و اخلاص در راه خداوند و پرهیز از تفرقه افکنی و آلوده گی و انحراف است.غدیر بیانگر رابطه نورانی ثقل اصغر با ثقل اکبر و تبلور عینی مکتب و نشاندهنده راه حقیقت است.غدیر حلقه وصل همه پیامبران عظیم الشأن الهی و اولیای ربانی و نفوس قدسی و صمدانی تا مقام جمع الجمعی و اتصال به کوثر الهی در قیامت است. البته سر حلقه تمامی انبیاء (ع) خاتم پیامبران حضرت محمد بن عبدالله (ص) است که همه زیر چتر نگین آن بزرگوار قرار دارند. و او صدر نشین قاب قوسین او ادنی است.

غدیر در حقیقت روح و جان و باطن عالم است. و امام قافله سالار اولیاء الی الله است. و یا بعبارت دیگر ولایت باطن نبوت و حقیقت نبوت است. و نبوت خود نشأت گرفته از ولایت و نتیجه قرب الی الله تعالی است. و بسترساز سیر و سلوک الی الله و وصول به مقام قرب و ولایت است . و هدف از نبوت تربیت اولیاء و هموار نمودن راه برای اصفیا و خلص عبادالله است. و این همه در غدیر متبلور است و غدیر یک حادثه نبود و نیست. بلکه یک تاریخ و یک مکتب و رمز جاودانگی دین و اسلام است.در سایه احیای غدیر از دشمنان نباید ترسید و نباید هراسید . باید از خداوند خشیت داشت و امر حضرت ربّ العالمین را اطاعت کرد. تا عرصه بر دشمنان تنگ و دل دوستان و امام زمان (عج) شاد و شادمان گردد.

روز غدیر، روز ارزش‌هاست
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ |

 یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبّکَ…

http://rasanews.ir/Images/News/Smal_Pic/29-7-1392/IMAGE635180474167968750.jpg

گرچه خداوند در سوره مبارکه مؤمنون بعد از آفرینش انسان سخن از ﴿تَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ﴾ را مطرح فرمود لکن حسن خلقت و تمامیّت این برکت در سایه خلافت و ولایت انسانهای کامل است که آن را در سور‌ه مبار‌که مائده تشریح فرمود. اگر فرمود: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی﴾ نشان آن است که آن دینی را که خدا می‌پسندد دینی است که از خلافت اولیای الهی و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم الصلاة و علیهم السلام) بهره‌مند باشد از چنین دینی تعبیر به دین مرضیّ کرد فرمود: ﴿وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً﴾ بنابراین حسن خلقت انسان در آن است که به مقام ولایت برسد وقتی خدای سبحان به عنوان تبارک تجلّی می‌کند که کسی مانند علی‌بن‌ابی‌طالب در غدیر منسوب به ولایت بشود و جامعه اسلامی و الهی از علوم و اعمال صالحه آن ولیّ مطلق طرْفی ببندد چنین جامع‌ای از دینی برخوردار است که خداپسند است بنابراین تبرّک انسان در سایه عمل به دستورهای ولیّ خداست و چون ولایت اهل بیت از قرآن کریم جدا نیست و قرآن حکیم از ولایت اهل بیت جدا نیست زیرا اینها دو وزنه وزین ناگسستنی هستند.


اگر هوای نفس در مِنی قربانی نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشکل است ، حضرت ابراهیم(ع) با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه کرد که به جای فرزندانشان، گوسفند قربانی کنند و حضرت محمد صلی الله علیه و آله بشریت را بیمه کرد که به جای پیروی از ناحق از حق که همان امام علی(ع) است، تبعیت کنند و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین کامل شد.  مبدأ همه‌ي تحولات، انسان و شخصيت انسان است و تا خود را نساخته‌ايم و متحول نكرده‌ايم، انتظار تحول در ديگر ابعاد جامعه، از جمله در علوم انساني، توهمي بيش نخواهد بود. پيام قربان تا غدير اين است كه بدترين انحطاط و بزرگ‌ترين ستم بر خود، جامعه و مردم، عوام‌زدگي و عوام‌فريبي می باشد.


غدیر تنها یک حادثه طبیعی در گذرگاه زمان نیست، بلکه درخشش نور هدایت خداوندی، در سراسر هستی است . غدیر یک رخداد ساده در بستر تاریخ نیست، بلکه پیام جاودانی اسلام برای همه نسل ها در تمام عصرهاست.  غدیر موضوعی ساده از معارف اسلامی نیست؛ بلکه ملاک و معیار راستینی برای ایجاد وحدت اسلامی با همه اختلافات نژادی و فرهنگی است، غدیر معرفی بزرگترین آزادمرد بشریت است که کارنامه زندگی آن، سراسر افتخار، عزت و مجاهدت منحصر به فرد و مایه مباهات آزاد اندیشان است. غدیر موضوع جهانی است و اختصاص به مردم ایران ندارد و همه انسانها لازم است نسبت به  این مسئله شناخت کامل داشته باشند.  عید غدیر تکمیل کننده نبوت و دین است، زیرا غدیر ادامه همان هدایت گری انبیاء به شمار می رود، بنابراین انسانی که ولایت را نپذیرد در حقیقت دین او کامل نشده است.پیام غدیر باید مرز زمان را در نوردیده و از انحصار مکان بیرون آید و در تمام عصرها و برای همه نسل ها طنین انداز شود و همه را در بر گیرد.

خداوند متعال ولایت را کامل کننده دین دانسته و بر تبعیت از ولایت تاکید فرموده است.غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشیدى است عالمتاب. حقیقت این است که شیعه برای غدیر و غدیر برای همه چیز است. شیعه با غدیر معنی پیدا می‌کند و با غدیر هویّت خود را می‌یابد. هویّت و شخصیت شیعه غدیری است؛ غدیر، رمز پایداری و استقامت آزادمردان جهان در طول تاریخ است. غدیر، حقیقت اسلام و حقیقت ادیان الهی است.

برکه جوشان غدیر است که تشنگان حقیقت و عدالت را در طول تاریخ سیراب می‌کند و درخت تنومند خداپرستی و توحید و نبوّت را آبیاری می‌نماید. آنان که از این چشمه گوارا نوش جان کردند حیات ابدی یافته و زندگی برایشان معنی پیدا می‌کند و آنان که قطره‌ای از غدیر با برکت نوشیدند به حوض کوثر نبوی اتصال پیدا نموده که لا ظَمَأ بعدَها.در غدیر، عترت، همتاى قرآن معرفى مى شود: إنّى تارِک فیکُم الثَّقَلَینِ کِتابَ اللّهِ وَ عِترَتى ، و این دو همتاى وزین تا همیشه، جدایى ناپذیرند: لَن یَفتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الحَوضَ.

سخن از غدیر است، و از قدر دریایی که در غدیر، بر تمامی سرزمین های تفته و خسته، جاری شد و در دل کویر، گلبوته ها رویانید، و باور سرخ خاک را تا سبزنای افلاک، وسعت بخشید. و دریا را بنگر که دلی دارد روشنتر از فروغ پگاهان! لطافت گلبرگ های بهاری را نشانه است.موج خیز هیچ حادثه ای تن تناورش را نمی لرزاند! عصاره نور است و فشرده نعمات، و دریای تسلای جوشش همه چشمه سارهاست، فواره های رحمت، از دل دریا جوانه می زند و آبشار هرچه نیکی، قدرت از او دارد.

غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، افقى است بى کرانه و کوثرى است که فنا برنمى دارد. واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود، بلکه غدیر نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوت حکایت مى کند. غدیر در محتوا و روح حقیقی خود فقط متعلق به شیعیان نیست، بلکه به همه دنیای اسلام تعلق دارد. مقام معظم رهبری(حفظه الله)
 
پس عترت بسان قرآن است و اوصاف قرآنى دارد. اگر قرآن خود را نور، هادى، بَیان، تِبیان، شِفاء، حَقّ وصف کرده، عترت نیز چنین خواهد بود، چرا که نور و ظلمت، هادى و مضل، شفاء و درد، حق و باطل، بیان و ابهام همتاى هم نیستند،تنها نور با نور، حق با حق، شفاء با شفاء و… مى توانند دو ثقل جدایى ناپذیر باشند، و این یعنى عصمت عترت، یعنى حجیّت کلام، فعل و تقریر آنان.
 
زیرا آنچه نور است، ظلمت را در آن راهى نیست، و آنچه حق است، از باطل به دور است، و هادى، از اضلال مبرا است، و بیان و تبیان، مجمل نیست تا روشنگر بخواهد و این یعنى عصمت و حجیت سنّت آنان.فَماذا بَعدَالحَقِّ اَلاَّ الضَّلال.در غدیر، عترت به مقام مولایى و جانشینى رسول الله(ص) برمى نشیند. رسول صلا مى دهد: اَیُّهاالنّاسُ مَن اَولى بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفَسِهِم؟ امّت پاسخ را به خدا و رسول وامى گذارد و پیامبر‌(ص) مى‌فرماید:اِنَّ اللّهَ مَولاى وَ اَنَا مَولَى المُؤمِنینَ وَ اَنَا اَولى بِهِم مِنَ اَنفُسِهِم.مسلمانان به مولایى و اولویت رسول اعتراف مى کنند و ایشان این منصب را به جانشین خود وامى گذارد و مى گوید: فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِىّ مَولاهُ

غدیر در اسلام به منزله شناخت حقیقت و دستیابی به سعادت از مسیر درست و شفاف است. غدیر حساس ترین فراز تاریخ و اساسی ترین پیام اسلام است. غدیر، سندی برای تداوم خط رسالت در جلوه امامت و خلاصه و ادامه مکتب وحی است.عید غدیر آغاز زیبایی برای ورود به ساحت جامعیت امام علی(ع) است که در زهد، فوق همه زاهدها بود، در جنگ فوق همه جنگجویان و در قدرت فوق همه قدرتمندان بود.

زلال غدیر سرچشمه ای خروشان و پرجوش است که همواره تشنگان وادی عشق الهی را سیراب کرده و کتابی مبین است تا ما پیوسته در آن نظر کنیم و راه وروش زندگی را از آن بیاموزیم وهر چه بیشتر در روشنگری راه ولایت تلاش کنیم.غدیر، فقط یک واقعه تاریخى نیست؛ بلکه اعتقاد ماست. غدیر، تأییدی است بر مسئله ولایت از امام علی(ع) تا امام زمان(عج) و ولایت فقیه در زمان غیبت آن خورشید فروزان.

غدیر، تعیین کننده خط و مشی همه مسلمانان تا آخرین روز دنیا است و ولایت مداری و استمرار بیعت با ولایت مهم ترین درس غدیر است.غدیر، روز میثاق و روز بیعت تازه با مولای انسانیت و با یگانه امام دادگستر و بر پا کننده حکومت عدل واحد جهانی است غدیر،اوج ابلاغ ولایت است که آیه اکمال در شأن آن فرود آمد و امام على‌(ع) در خطبه غدیریه بدان استناد جُست، و براى ماندگارى آن در جان و دل مسلمانان، آداب شرعى و دینى برایش منظور گشت.


غدیر؛ روز رمز وراز اکمال دین ،اتمام نعمت پروردگار،ریشه ی تمام فضیلت ها ،شرافت ها،ارزش ها وبه تکامل رسیدن هاست. گر غدیر نبود عشق می مرد ورسالت ناتمام می ماند وگل واژه های شهادت وایثار بی معنی بود. غدیرخم؛ حادثه ی مهم وبزرگی است که باید دهن به دهن به نسلهای آینده انتقال داده شود واگر امروزه مسئولین ارزشمند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فاصله ی بین عید سعید قربان تا عید سعید غدیر خم را به عنوان دهه امامت وولایت در سطح کشور نام گذاری کرده اند، به دلیل این است که پیام غدیر را به مردم برسانیم .

غدیر رازی نهان از اسرار ملکوت برای خاک نشینان شد، دل، عشق آن را پذیرفت و جان و چشم بصیرت آن را شناخت و بکار گرفت، نه به‌عنوان یک واقعه‌ی تاریخی، بلکه به‌عنوان خود تاریخ به بلندا و پهنای آن، علم به فرصت حضور حضرت آدم (ع) تا خاتم و یوم الحساب علی متعلق به بشریت است" و" عیدهای اسلامی همه حجت و برهان الهی برای بیداری، هدایت ، روشنگری و آگاهی بشریت است. غدیر روز میلاد امامت, تولد عدالت، در حیات بشریت برای رسیدن به کمال، سعادت و تاریخی است که سرنوشت اسلام در آن رقم خورد، دین خدا در آن روز کامل و رضایت معبود حاصل و باغ نبوت ثمر داد.  اگر "عید قربان" ایثار و ذبح نفسانیات و نفس اماره است "عید غدیر" (افضل الاعیاد) بیعت و پیمان انسان‌ها با خالق معبود خود است.

خطبه غدير درياي معارف است. چه مي‌خواهي كه در اين خطبه نباشد. توحيد و خداشناسي، نبوت، امامت، معاد،ولايت،عرفان، فضيلت،نصيحت،سياست، مردم، عشق، عاطفه...آخرين پيامبرخدا صلي الله عليه وآله كه آيينش كامل‌ترين دين و آيين است، مهمترين و آخرين توصيه‌ها و والاترين معارف را در قالب رساترين كلمات كه خطبه غدير ناميده شد، بيان نمود تا سندي براي هدايت بشريت باشد.

خطبه غدیر خلاصه و چکیده بیست و سه سال نبوت پیامبر است. مجموعه‌ای عظیم از معارف است که دریای نبوت و ولایت را به آسمان بی‌انتهای توحید متصل می‌کند.در اين خطبه شريف خداشناسي و معرفت به پروردگار عالم با زيباترين عبارات و كلمات، شناخت پیامبر و امام، با مستحكم‌ترين استدلال‌ها و واژه‌ها بيان گرديده و صراط مستقيم و راه هدايت و سعادت بشر، با روشن‌ترين بيان، توضيح داده شده است. هرکه می‌خواهد ولایت را بشناسد و از مقام و جایگاه مولا آگاه شود، باید خطبه غدیر را بفهمد و درک کند.

خطبه غدیر، عامل افتخار و مباهات است. شنیدن توصیف جان از زبان جانان، پرنده روح را آنچنان به وجد می‌آورد که می‌خواهد قفس تن را بشکند، به آسمان رود و عشق را طواف کند. آنچه كه در توصيف پيشواي مومنان در اين خطبه آمده، شراب طهوري است كه ولايتمداران را مست عشق مولايشان كرده و دل‌هايشان را به محبت مولايشان محكم‌تر خواهد نمود.از سوي ديگر درک و فهم خطبه غدیر عاملي براي شکر و نشاط است. با تامل در آن، حس شکرگزاری عجیبی به انسان می‌دهد که در پرتو آن هیچ کمبود و نقصی را احساس نمی‌کند به گونه‌ای که اگر تمام دنیا را هم از او بگیرند باز هم سجده شکر بر آستان پروردگار می‌گذارد که الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابی طالب.



خطبه غدیر کانون مهم تعقل و عواطف است و بکار گیری هریک می تواند عامل مهمی در مقابله با دشمنان باشدخطبه غدیر مغفول مانده است، باید خطبه غدیر بیشتر مورد توجه قرار گیرد چون از اهمیت بسیار والایی در جامعه اسلامی برخوردار است. عزت و عظمت امروز دنیای اسلام مدیون واقعه غدیر و انتخاب نخستین امام شیعیان به عنوان رهبر جامعه اسلامی است غدیر اسلام را در برابر هر گونه توطئه و خطری بیمه کرده است. انتساب این واقعه تاریخی به امام اول شیعیان مایه مباهات و افتخار است و می توان از این مناسبت درس ها و روشنگری هایی جستجو کرد که در بسیاری مقاطع حساس کارساز و کارآمد خواهد بود. عید غدیر محدود به مسلمانان و شیعیان نیست، بلکه یک جشن تاریخی برای همه انسان هاست.عید غدیر، یک عید اصیل و بزرگ اسلامی است.

آنچه در غدیرخم روی داد به واقع نتیجه زحمات و رنج های 23 ساله رسالت بود که خط مشی آینده مسلمانان را رقم زد و اتمام حجتی بود برای آنانکه بعداز پیامبر(ص) به دنبال هدایت و سعادت بودند. این رخداد بزرگ تاریخ اسلام می تواند نقطه اتحاد مذاهب و فرقه های مختلف اسلامی حول محور ولایت باشد و تمامی مسلمانان در یک مسیر حرکت کنند و با بهره گیری از این معادن حکمت و علم و معرفت، جهانی پر از عدل و داد را رقم بزنند.
هیچ نظامی به اندازه نظام اسلامی ولایی نیست.  عید غدیر بیان نوعی از حکومت است،  آنچه در غدیرخم مطرح شد، ادامه آن در جمهوری اسلامی در حال ارائه شدن است. نظام اسلامی با تمام نظام ‌های جهان تفاوت دارد، برخی از کشورها خودشان را نظام اسلامی می‌دانند اما نظام آنها نیز ولایی نیست. غدیرخم یعنی حکومت اسلامی و ولایی که در آن امام معصوم (ع) در راس قرار دارد و در دوران غیبت نیز ولی فقیه وظایف امام معصوم (ع) را انجام می ‎دهد.


شعاعی از غدیر در ایران تابید و انقلابی به این عظمت به وجود آورد، انقلاب اسلامی ایران شعاعی از غدیر است و این ملت را از ذلت به قله عظمت و عزت رساند.انقلاب اسلامی محصول و عصاره غدیر است،  امروز انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به برکت انوار نورانی غدیر در عرصه بین المللی عزت و آبرو دارد.  بیداری اسلامی که امروز در خاورمیانه اتفاق افتاده به برکت انوار غدیر است. اگر امروز شعاعی از غدیر به هر کشور اسلامی بتابد وضع مسلمانان این گونه نخواهد بود که دو میلیون یهودی از گوشه کنار دنیا جمع شوند و نخستین قبله مسلمانان را اشغال کنند و بیش از یک میلیارد مسلمان جهان حریف اشغالگری این دو میلیون یهودی بی خانمان نشوند.امروز به برکت نعمت ولایت فقیه و تابشی که از شعات غدیر به جامعه اسلامی می تابد نظام اسلامی در جهان عزت و عظمت دارد.


واقعه ی بزرگ غدیرخم؛این درس را در طول تاریخ غنی اسلام به ما بشریت داد که همگان،همیشه پیرو ولایت باشیم، ولی امر زمان خود را بشناسیم ،از اواطاعت بکنیم وائمه اطهار (ع)را برای خودمان سرمشق والگو قرار بدهیم.تحکیم بیعت با ولایت مهم‎ترین درس غدیر است و همان گونه که پیامبر اکرم(ص) پس از نصب امام علی(ع) به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند، در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر، تجدید آن بیعت سفارش شده است؛ بنابراین زیارت امیرمؤمنان و سایر ائمه مستحب است.

امروز شیعه شناسی به عنوان یک کرسی در دانشگاه های اسرائیل  و کشورهای اروپایی و آمریکا  تدریس می شود، همه این ها به برکت غدیر است که باید در جهت حفظ آن تلاش کنیم. مبادا غدیر را به گونه ای تفسیر کنیم که منشأ اختلاف، شقاق و بدبینی در صفوف امت اسلامی به وجود آید و این خلاف فلسفه غدیر است. باید از غدیر دفاع  و در جهت احیای آن گام برداریم و برای گسترش آن تلاش کنیم، باید مراقب باشیم که غدیر منشأ وحدت و انسجام اسلامی باشد و نه بستری برای اختلاف و انشقاق شود.  اختلاف امروز تنها دستور کاری است که روزی میز دشمنان قرار دارد،  اختلاف میان مردم، شیعه و سنی مهم ترین برنامه و تلاش دشمنان در جهت تضعیف جایگاه اسلام ناب است.


عید غدیر از بزرگ‌ترین و مهمترین اعیاد اسلامی است که باید نسبت به آن توجه کافی و لازم انجام شود. واقعه غدیر یک حرکت و جریان معمولی در عصر 1400 سال پیش نیست بلکه بمربوط به همه اعصار و همه بشریت بوده و باید در تمامی زمان‌ها به پیام های آن توجه شود. همانطور که عاشورا به خوبی به جهانیان شناسانده شده است باید پیام های واقعه عظیم غدیر را در گستره ای وسیع به جهانیان معرفی کنیم.غدیر به یک یا چند روز، چند سال یا چند قرن خلاصه نمی شود و باید در حد توان و امکانات برای تبلیغ و ترویج مفاهیم غدیر بکوشیم.

عید غدیر عید جدایی حق از باطل است عید غدیر عید بزرگ شیعیان و فرصت طلایی برای ترویج فرهنگ علوی در جامعه است. عید غدیر روز ولایت و تکمیل کار خداست.غدیر نقشه راه و چشم انداز حرکت همه بشریت در مسیر تکامل است و محدود به زمان خاصی نیست و تا قیامت ادامه دارد. غدیر بیانگر بقای رسالت پیامبر اکرم (ص) و دوام دوره الهی آن حضرت در تجلی‌گاه وجود حضرت امیرالمؤمنان علی (ع) است.بایدغدیر را به عنوان تعظیم شعائر دینى بزرگ داشت و بر شکوه آن افزودو ارزش‌های نهفته در آن را بیان و ترویج داد.

غدیرخم به عنوان نقطه عطف ولایت علوی است. غدیر هویت ماندگاری از تاریخ بشریت است که در پناه و سایه امامت امتی را به سوی نور هدایت، رهنما کرد. غدیر امتداد مسیری نورانیست که سر منشا آن نشات گرفته از حریم نبوی است که آسمان شیعیان جهان را با دوازده ستاره منور کرده است. آسمانی که در آن شمیم ولایت و سفیر هدایت در آسمان آن طنین انداز گشته است.


به واقعه غدیر خم و ماجراهای متعاقب آن نباید تنها به صورت یک داستان نگاه شود. جامعه و امت اسلامی این حادثه را باید محور حرکت خود قرار دهند و حول آن حرکت نمایند. جامعه و خانواده ها باید با آشنایی با ماجرای غدیر، هویت اسلامی خویش را درک کنند و پشتیبان ولی امر خود باشند. تفکر آینده نگرانه پیامبر بزگوار اسلام در روز غدیر، اتخاذ تصمیمی بزرگ به دستور الهی بود تا از گسست و جدایی امت اسلامی جلوگیری شود. اما افسوس که بصیرت کم عده ای حبل اامتین مستحکم الهی را گسست و چاه را همنشین و همدم مولای متقیان کرد. تمسک جستن به حبل الله و گردن نهادن بر فرمان الهی و رسول خدا و جانشینان وی و ولی امر مسلمین روشنگر راه و هدایت گر مسیر جامعه است.

 توحید از مسیر امامت، نبوت از طریق امامت و معاد از طریق امامت شکل گرفته و ادامه می‌یابد.غدیر عاملی برای تداوم حیات و بقای عالم است و همین جا است که به سخن امام راحل توجه می‌کنیم که فرمودند غدیر چیزی بر مولای ما نیفزود بلکه مولای ما به غدیر ارزش داد و غدیر را غدیر ساخت. غدیر روزی است که رسالت به امر خدای تعالی به دست پیامبر(ص) به امر المومنین(ع) رسید. غدیر روزی است که حضرت علی(ع) به عنوان نمونه بارز انسان الهی برای الگو گیری به جامعه بشری معرفی شد. نیاز امروز جامعه نیز تاسی از سبک زندگی، شیوه حکومت داری با توجه به آموزه های علوی است. غدیر در واقع به مهمترین و تعیین کننده ترین مسئله هر جامعه و ملتی پرداخته است و بنابر دیدگاه رهبری غدیر ارایه دهنده الگوی مدیریت اصیل اسلامی در جامعه است اهميت عيد غدير در اين است که امامت و ولايت و فلسفه پيام غدير نياز ديروز، امروز و فرداي جامعه بشري اسلامي است

غدير امروز نياز مردم ماست چرا که شبهات زيادي درباره دين مطرح است و غدير باطل‌کننده فلسفه جدايي دين از سياست است.پیام رفیع غدیر می تواند زمینه ای باشد تا بسیاری از قیام های جهان به پیروزی برسد.  غدیر یک مفهوم قطعی و مسلم است که بر زبان های مختلف بیان شده و همه بر آن تاکید دارند. بازسازی مبانی فکری و سیاسی و تشکل حکومت در اذهان ملت های مسلمان از مبانی اصلی در اثبات کارآمدی فلسفه غدیر است و این کارآمدی در طول انقلاب اسلامی به اثبات رسیده است. غدیر در واقع تشخیص راه از بیراهه است. اگر جهان اسلام آموزه های علوی را فرا بگیرند وحدت محقق خواهد شد. غدیر باطل کننده سفسطه شعار جدایی دین از سیاست است. شناخت غدیر امروز نیاز ضروری ماست.

اوّلین وظیفه ما معرفت قرآن و عترت است بعد آشنایی به اخلاق و اعمال و عقاید آنهاست بعد ایمان به آنهاست بعد عمل به دستور آنهاست بعد نشر مآثر و آثار آنهاست تا این‌چنین دین را ذات اقدس الهی به احسن وجه بپذیردجامعه و امت اسلامی با آگاهی نسبت به مسئله غدیر باید چشم و گوش خود را به روی واقعیت باز کند و از هر گونه انحراف از خط امامت دوری بجوید. کالبد امت اسلامی بدون دمیدن روح امامت به آن، جسمی سرد و مرده خواهد بود. عید غدیر، عید ولایت و فرمان بری از ولی امر است تا اتحاد در جامعه اسلامی حفظ شود و جامعه در مسیر هدایت به حرکت خود ادامه دهد و از حرکت باز نایستد. لزوم داشتن بصیرت در تمام قرون و دوره ها می تواند مددرسان جامعه در شتناخت ولایت باشد.

شناخت صحیح از واقعه غدیر باعث فهم دین می شود، هر کس بتواند واقعه غدیر را به درستی بشناسد به حقیقت دین اسلام پی برده چرا که اطاعت از ولایت و امامت تنها راه نجات مسلمانان است. فرهنگ غدیر باید در جامعه ترویج یافته و جوانان و نوجوانان بیش از پیش با این واقعه بسیار ارزشمند آشنا شوند. دوری از غدیر، ظلمت، جهل، بدبختی، بیچارگی و ذلّت و زبونی است و نزدیکی به غدیر، حیات طیّبه انسانی و رشد و شکوفایی و سعادت دنیا و آخرت است.


روز غدیر، روز ارزش‌هاست،‌ما باید بتوانیم فرهنگ غدیر را آنچنان که حق آن است ادا کرده و همانند فرهنگ عاشورا در بین مردم و جامعه نهادینه کنیم. اگر مردم با فرهنگ غدیر آشنا شوند و به اهداف والای آن توجه داشته باشند، بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی رفع خواهد شد. تک تک افراد جامعه بویژه رسانه ها تلاش کنند تا غبار مظلومیت از چهره غدیر بزدانید و اهداف والای این روز بزرگ را در جامعه گسترش دهند.ما که سر مست جام ولای غدیر شدیم از هر آنچه داشتیم در این راه گذشتیم . ورق پایانی کتاب تنومند غدیر هنوز نوشته نشده است که تا ظهور موفور السرور آخرین خورشید سلاله غدیر این کتاب مفتوح و باز است و با امضای آن امام عزیز به سرانجام می‌رسد.

http://fatemi.persiangig.com/91/asrar/rahbari.gif

انما ولیکم اللّه و رسوله الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون:دوست‏دار شما خدای شما و پیامبر شماست و نیز آنان‏ که نماز میگذارند و همچنان بهنگام نماز از دستگیری‏ بینوایان نمی‏مانند شما را دوست می دارند.حق‌الناس و شخصيت و كرامت انسان را نمي‌توان و نبايد به هيچ بهانه‌اي ناديده انگاشت و رفتار علي(ع) مي‌گويد كه اگر در گوشه‌اي از اين سرزمين، قطره‌ي اشكي به زمين ريزد يا آهي از سينه‌اي بر آسمان رود، بايد ترسيد و بر خود لرزيد كه آن‌چه اثر مي‌كند ناله‌ي مظلوم بي‌پناه است نه توپ و تانك و ناو و هواپيماي دشمن.امروز ما مدعيان تشيّع به‌شدت و بيش از هر زمان ديگر نيازمند اصلاح و بازنگري و آسيب‌شناسي در گفتار و رفتار خويش هستيم

غدير تجلي ولايت و هدايت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۳ |

"الله ولي الذين آمنو يخرجهم من الظلمات الي النور و الذين كفروا اولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور إلي الظلمات اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون" خداوند ولي و سرپرست كساني است كه ايمان آورده‌اند و آنها را از ظلمت‌ها، به سوي نور مي‌برد؛ (اما) كساني كه كافر شدند، اولياي آنها طاغوت هستند كه آنها را از نور، به سوي ظلمت‌ها بيرون مي‌كشانند؛ آنها اهل آتش هستند و جاودانه در آن خواهند ماند. (بقره، 257)

http://www.resalat-news.com/Uploads/NewsPics/20150929193843509.gif

جامعه نياز به هدايت و رهبري دارد و اينكه مقام رهبري الهي جامعه بايد عصمت داشته باشد و منتخب الهي باشد و اين مهم فقط و فقط در اهل بيت پيامبر(ص) تجلي پيدا كرده و پيامبر اكرم، آن را در روز غديرخم آشكار كرد و به همگان در طول تاريخ ابلاغ كرد و با ابلاغ آن دين خدا را كامل كرد."اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي... امروز كفار از دين شما مايوس شدند، پس، از آنها نترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را براي شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و راضي شدم كه اسلام دين شما باشد." (مائده، 35)غدير تجلي ولايت و هدايت است  دراین روز غنبی مکرم اسلام به فرمان خداوند جل جلاله مامور به تکمیل رسالت خویش گردید تا بدینوسیله با این اقدام مهم دين اسلام  كامل و جانشينان رسول بر همگان آشكار شد.

دين مبين اسلام فقط در صورتي روي زمين، مستقر و مستحکم و ريشه دار خواهد شد که با «ولايت» توأم باشد و اين همان ديني است که خالق هستي، آن را پسنديده و در سوره «نور» وعده رجحان و استقرار و استحکامش را داده است و لذا درمي يابيم اسلام در صورتي گستره جهاني خواهد يافت که بر مبناي «ولايت» استوار باشد.از نگاه قرآن، ولايت در يد قدرت خداست و ولايت الهي باعث مي‌شود از ظلمت‌ها خارج و به نور وارد شد. از طرفي ولايت طاغوت هم داريم كه باعث خروج از نور و ورود به ظلمت مي‌شود. انسان توسط خداوند قدرت اختيار دارد و مي‌تواند انتخاب كند كه ولايت شيطان و طاغوت را بپذيرد يا ولايت حق را و اين را مي‌دانيم كه راه حق و حقيقت يكي است و راه باطل، فراوان است.

«ولايت» آميزه اي ازعدالت و عصمت است و افراد تحت حاکميت آن، ارتباط و اتصال عاطفي، فکري با رئوس قدرت دارند و اين گونه برتر حکومت با کودتا و وراثت و تبليغات فريبا و گذرا، ميانه اي ندارد و همساني سطح زندگي کارگزاران آن با سطح معيشت مردم، مشهود است.«ولايت» به شيعه؛ عزت و اقتدار و امنيت و آرامش و عشق بخشيده و جهان نيز با شتابي بسيار به سوي يافتن چنين گوهر گمنام و گرانسنگي مي خيزد و شمه اي از شميم آن را استشمام نموده است و يقيناً با ارتقاي آگاهي و بروز هر چه بيشتر خواهندگي فطري انسان ها، نيل به اين مهم، براي بشريت دور نخواهد بود؛ «الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولايت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام.»

غدیر، چراغی روشن در ظلمت شب
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ |

http://emroozi.com/my_unzip/1259770466ghadir/5.jpg

زمان، عقیم بود و زمین، کویری خشک و بخیل از رویاندن.خدا خواست تا چشمه ای همیشه جاری و خورشیدی هماره تابان بیافریند تا بشریت، کام جان را سیراب و رواق دل را روشن سازد....«علی» را آفرید.و او را خانه زاد خویش ساخت و خورشید وجودش از کعبه بر همة جهان تابید و انفجاری از «فجر انسانیت» و خیر و برکت پدید آورد.علی«ع»، انسان ایده آل مکتب بود،مدل چگونه زیستن و چگونه بودن و معیار حق و الگوی همة خوبی ها و سرمشق همة پاکی ها.یادش شورانگیز، نامش الهام بخش، زندگیش اسوه، سیره اش معیار، و غدیرش، «راه روشن در نگاه روز» است.

در کجای تاریخ، پیشوایی به «جامعیت» او می توان یافت؟کدام دریای ژرف، چون علی«ع» در یک «غدیر» گنجید؟کدام نسخه جز علی«ع» منحصر به فرد و بی بدیل است؟کدام کتاب جز علی«ع»، بی نیاز از شرح و تفصیل است؟کدام دفتر جز ولایت، دیباچه ای خدارنگ دارد؟و کدام دیوان، جز علی«ع» سرودة خداست؟امام علی«ع»، یک کهکشان عظمت و صداقت و عبودیت است.عصارة هستی، خلاصة وجود، جامع اضداد، مجمع فضیلت ها و گنجینة ارزش هاست.آیا این همه کافی نیست که نگاهی دو باره و صد باره به علی«ع» داشته باشیم و به فضایلش، ابعاد الگویی اش، غدیر انسان سازش، حکومت عدل گسترش، شکوه بندگی اش و عظمت امامت و پیشوایی اش؟!

دل ها در برابر عظمت خورشیدگون این نخبه کمال به خشوع ایستاده اند.شکوه ماندگاری که در وجود صاحب ذوالفقار متجلی است، چشم ها را خیره کرده است.اگر تا پایان تاریخ و تا سپیده دم قیامت هم جن و انس، دم از علی«ع» و ولای او بزنند و سر بر آستان بلندش نهند و جرعه جرعه از کوثر وجودش و غدیر کرامتش نوشند، شایسته و زیبنده است، زیرا زمان به گواهی آن جادوانه مرد ایستاده و زمین، میراث دار فضایل اوست.غدیرعلی«ع» هم چشمه ای لبریز از «آب حیات» و دریایی مواج از کرامت هاست.

ما در پی الگوی انسانیتیم.سرمشقی برای انسان ها و ارزش ها،کسی که در پی تماشای «سیمای مکتب» است، زندگی او را مرور می کند.کسی که دنبال «الگوی حیات طیبه» است، سیرة مولا را مبنای عمل قرار می دهد.کسی که خدا را می جوید، از علی«ع» به خدا می رسد و به قول شهریار:«به علی شناختم من بخدا قسم خدا را»او سرآمد سالکان و قروة عارفان و فروغ راهجویان است.در وجود و سجود، در قیام و قعود، در غیب و شهود، در هر چه هست و هر چه بود، او «معیار» است.جلوه گاه کمالش نه یک «غدیر»، بلکه «دریاهای هفتگانه» است.

اوست که خاک را به افلاک رسانده و عرش و فرش را به هم گره زده و «خلق» را با «خالق» آشتی داده و بشریت را در کلاس بندگی نشانده است.کدام «بنده» است که در «عبودیت خدا»، شاگرد مکتب علی«ع» نباشد؟باری... «خط خدا» را سرمشق، علی است!هر که با سیرة او همسان و همسوست، «علوی» است.هر دلی خانة محبت اوست.جانی که سرمست «شراب ولا» نیست، تهمت «بودن» است.اگر آینه گردیم، در قاب دلمان جز سیمای علی«ع» نمی یابیم.و اگر ما عشق شویم، جز عشق و محبت او را ارزندۀ مهرورزی نمی شناسیم.آیا این همه کافی نیست که کلاس «علی شناسی» بگشاییم و خاضعانه در این مکتب و مدرسه، شاگردی کنیم؟!

راه او راه زندگی در بستر «طاعت خدا» و «کمال بنده» است.آن پیشوای معصوم، تجربه های بلند یک زندگی خدایی را در قالب خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار به رهپویان سعادت هدیه کرده است.«نهج البلاغه» مجموعه ای نغز و حکمت آمیز از همین رهنمودهاست.غدیر همیشه جوشان ولایت، سیراب کنندة جان های معرفت جویان است.دریغ بر کام تشنه اگر از زمزم زلال «علی شناسی» سیراب نشود!افسوس بر آن که بر کرانة چشمه سار «ولایت» ننشیند و دامن مهر و ولاء در این دریا نشوید.دردا که بشریت، علی را نشناسد و درک نکند!آن که علی«ع» را بشناسد، شیفته اش خواهد شد.علی شناسان نمی توانند او را دوست نداشته باشند و در پی او گام برندارند. معرفت، عشق و محبت می آورد و عشق نیز آدمی را به سنخیت و همسانی در بینش و گرایش و روش می کشاند.این است که به «غدیر» اهمیت می دهیم و به آن محتاجیم.

http://ts4.mm.bing.net/th?id=HN.607994046099099329&pid=1.7

 سخن از غدیر است، و از قدر دریایی که در غدیر، بر تمامی سرزمین های تفته و خسته، جاری شد و در دل کویر، گلبوته ها رویانید، و باور سرخ خاک را تا سبزنای افلاک، وسعت بخشید. و دریا را بنگر که دلی دارد روشنتر از فروغ پگاهان! لطافت گلبرگ های بهاری را نشانه است.موج خیز هیچ حادثه ای تن تناورش را نمی لرزاند! عصاره نور است و فشرده نعمات، و دریای تسلای جوشش همه چشمه سارهاست، فواره های رحمت، از دل دریا جوانه می زند و آبشار هرچه نیکی، قدرت از او دارد.و شگفتا از دریا...دریا... دریا!

و مرا یارای نبشتن از آن گستره بی انتهای والاست؟ یا تو را گوش شنیدن؟ و که را توان ستودن آن ولی مطلق است؟ و مگر نه هم آنچه می گوییم ذرّه ای از کوهی است، قطره ای از دریا، و واژه ای خُرد از کتابی عظیم و قطور؟ و مگر نه این همه از سر تعظیم است و تبرک؟غدیر تجلی اراده خداوند است.غدیر، نقطه تأملی در تاریخ است، یک مکان محدود نیست، بی منتها و جاوانه است.غدیر، روح جهان و انسان است و زنجیره تداوم ایمان.غدیر، لحظه های هیجان حیات است.غدیر، وجدان پاک هستی، چشم اندازی بر گستره دین، و تلاوت کننده آیه های رهایی بشر است.غدیر، چشمه همیشه جوشان عشق و ولاست، سر خیل روزهای خوب خدا که از شب قدر نیز گوی سبقت ربوده و سکه سروری به نام او خورده است.غدیر، آیینه است، آیینه تمام نمای حق جلیّ، در چهره امیرالمؤمنین علی(ع).غدیر، چهره گشای شاهد قرآنی نبأ عظیم به دست با کفایت رسول کریم است.غدیر، فرودگاه موکب مقدّس پیامبر اعظم(ص) و قرارگاه فرماندهی سپاه توحید در عالم هستی است.

غدیر، روز عهد و میثاق است، عهد موعود آسمانی و میثاق مأخوذ زمینی.غدیر، ریشه دارترین عید تاریخ در صحیفه رسالت انبیای سلف است که نسل در نسل به ولایت اولیای خَلَف، راه برده است.روز غدیر، روز پذیرش کردار شیعیان و پاک شدن اندوه دل های ایشان است.روزی که عصای معجزه موسای کلیم بر سحر تنیده ساحره تیره گلیم، غالب آمد و آتش نمرودیان بر ابراهیم ودود،سرد و سلامت شد.

غدیر، کاشتن بذر ولایت در جان ها و نشان دادن خورشید به گرفتاران در ظلمت هاست. پیامبر خدا«ص» آرزو داشت که شور علی دوستی و شرارة عشق مولا در کانون همة دل ها افروخته گردد، زیرا «علی»، تنها «علی» مسلمانان نیست، بلکه «بوتراب»، پیشوای همة بشریت است و به پاکی و ارزش و انسان و حق و عدالت تعلق دارد.علی، علی تاریخ است و اسوة همة انسان ها و الگوی همة شیفتگان صداقت و راستی.

اگر پیامبر خدا در غدیرخم مهم ترین رکن سیاسی اجتماعی دین، یعنی «ولایت» را برای مسلمین مطرح کرد، برای آن بود که جریان رهبری امت از آغاز در دست پاک ترین و شایسته ترین افراد قرار گیرد و آب زلال حق در بستر تاریخ و زمان و در توالی نسل ها و اندیشه ها آلوده نگردد تا دشمنان نتوانند از آب گل آلود ماهی مراد خویش را بگیرند.غدیر روز تکمیل دین و اتمام نعمت و عید هواداران حق و وفاداران به پیامبر است.غدیر عید عدالت و رهبری، عید انسانیت و کمال طلبی، عید شعله افروزی در اندیشه ها و امیدآفرینی در دل هاست.

غدیر تداوم «رسالت محمد» در «ولایت علی» است.اگر «فرهنگ غدیر» و «نظام ولایت» در جامعه و امتی حاکم و نقش آفرین باشد، در جامعه سه وحدت ایجاد می کند:وحدت عقیده، وحدت جهت، وحدت قوا.امامت نظام بخش جامعه است.امام نگهبان اسلام از تحریف ها و حافظ مسلمانان از گمراهی و تفرقه است.امام ضمانت اجرای احکام قرآن است، قطب کنترل کنندة حرکات اجتماع است، مشعل هدایت در شب های تیره است، فروغ یقین افروز در پیچ و خم های شک و اضطراب است.

امام تدبیرکننده، چاره اندیش، بدعت زدا و هدایت بخش است. نیروهای مفید و سازنده و خالص را جذب و نیروهای نامطلوب و مخرّب و ناهمساز با حرکت مطلوب و جهت الهی را دفع می کند. اینها همه از آثار و برکات «غدیر» و «تفکر غدیری» و «زندگی ولایی» و «سیاست علوی» است.جامعة دور از رهبری معصوم، دچار تشتت و تفرقه و حیرت و ضلالت می شود.امت بی امام، در راهی بی صلابت راه می جوید و مثل شب بی چراغ، رمة بی چوپان و کشتی بی ناخداست.آنکه در مسلمانی خویش «امام» نداشته باشد، به بیراهه می افتد و حرکت بی بصیرت، دوری روزافزون از مقصد را به دنبال دارد.

http://ts3.mm.bing.net/th?id=HN.608018394263128585&pid=1.7

غدیر یعنی تمامیت دین

امروز هم غدیر علوی، چشمه ای لبریز از «آب حیات» است و دریایی موّاج از ولایت. دل ها تنها از این دریاست که سیراب می شوند.این که همواره دم از غدیر می زنیم از آن روست که به دام تفکرات سست و مسلک های بی پایه و برنامه های ناقص و ناتمام نیفتیم و در کویر حیرت و هامون ضلالت سرگردان نمانیم.امتی که پاسدار غدیر باشد، عاشوراهای مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت را شاهد نخواهد بود و ولایت، در محاق غربت و تنهایی نخواهد ماند.اینک ماییم و غدیر که مرامنامة مکتب ما، محور وحدت ما، چراغ راه و راه زندگی ماست.

آری... آری... حرف و پیغام «غدیر» این است:

آب از سرچشمه باید خورد

میوه را از شاخه باید چید

چهره را بی پرده باید دید..

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.607997645272255971&pid=1.7

غدیر ؛کلید خوردن تاریخ است. تاریخی به وسعت جهان و به عمق بشریت و انسانیت. پس انگاریدن آن به عنوان تنها یک عید، یک روز، بدون دانستن و تفکر در فلسفه آن ظلم به معنای تبلیغی، اندیشمندانه و جهادی آن است. در خط غدیر هیچ تشویشی نیست، شکی نیست، تسلیمی نیست، تساهل و تسامحی نیست و چشم پوشی از حقی نیست؛ حتی اگر این حق، حق یک زن نصرانی باشد. در این خط طاغوت معنایی ندارد. تمام عظمت طاغوت در برابر تمام عظمت ابوذر پابرهنه قرار می گیرد؛ تسلیم و حقیر و خفیف.

در خط غدیر، حکم، حکم خداست؛ اما قرآن بر سر نیزه نیست؛ شجاعت و دلاوری در قلب مالک اشتر است. در حکومت غدیر شیر و نمک دو نوع خورش است و ممنوع. در حکومت غدیر جامعه ای نیاز به پیشوا دارد که فرد فردش در مدرسه اسلام تربیت شده اند. این جامعه است که باید از آلودگی هرگونه تجاوز، چه قلمی و فکری و فرهنگی، چه نظامی و کشورگشایانه با منطق ها و تاریخ های ساختگی به نام اسرائیل پاک شود. در حکومت غدیر زیر چتر معنویت است که می توان در آسمان پیشرفت علمی و تکنولوژیک بال زد. در حکومت غدیر چشمه های استعداد علمی با افراد آن متولد می شود و حکومت موظف و مکلف پرورش این استعدادهای مسلمان است؛ پس برنامه ریزی در جهت تولید علم و حمایت از نخبگان علمی و فرهنگی وظیفه حاکم الهی غدیر است. در این زمینه هم هیچ گونه کوتاهی از جانب حاکم و مسئول قابل گذشت نیست.

داستان غدیر از با اهمیت ترین موضوعات این بخش از تاریخ است. زیرا مذهب آن ملّتها و طوایفی که آل رسول را پیروی کردند بر این واقعه و بسیاری ازدلیل های محکم کردند، تعدادشان به میلیون ها نفر می رسد، که از نظر کیفیت همیشه پیشرو کاروان دانش و عظمت و فرهنگ بوده اند و همواره درمیانشان حکیمان و عالمان، زبدگان جهان انسانیت، نابغه هایی در علوم و فنون مختلف، مصلحان و رهبران، پادشاهان و سیاستمداران وجود داشته اند. و هم آنان دارای ادبیاتی سرشار، و فضل و دانشی فراوان بوده و کتاب هایی گرانبها و نیکو در هر فن نگاشته اند. روی این حساب، نویسنده تاریخ از هر ملّت و هر مذهبی که باشد، نمی تواند در بیان پیدایش و مبدأ این ملّت کوتاهی کند. به ویژه در مورد داستان سراسر اهمیتِ غدیر که صحنه حسّاسی از صحنه های نزول وحی و قیام تبلیغی بانی اسلام بوده است.

اگر مورخی از روی تعصب جاهلانه، از بیان این داستان و حقایق وابسته به آن چشم بپوشد، نسبت به دین اسلام و نبی بزرگوار آن خیانتی بزرگ کرده و هم در صفحات تاریخِ خود، جنایتی مرتکب شده که جبران ناپذیر است. زیرا حدیث غدیر و آنچه که پیامبر گرامی ما در آن روز فرخنده و باشکوه ابلاغ کرده و صحنه تبلیغی را که برگزار نموده است، وظیفه ای بوده که به مأموریت وحی انجام شده است. و هیچ کس تردید ندارد که «روز غدیر» در تاریخ اسلام موجی افکنده است که هیچ گاه از ارتعاشات آن کاسته نمی شود.رمز عید بودن «غدیر» ، کمال دین و اتمام نعمت در سایه‏ تداوم خط رسالت در شکل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏ صاحب ولایت تبریک گویند و با آن حضرت بیعت کنند. رسول خدا نیز براین نعمت الهی شادمانی کرد و فرمود: «الحمدلله الذی فضلناعلی جمیع العالمین.»

زنده نگه داشتن غدیر به این است که مردم قدر غدیر را بشناسندو چنان که مسلمانان متعهد صدر اسلام، تا آخرین نفس از غدیر دفاع کردند و در راه احیای آن، جان دادند که می توان گفت اولین شهیدولایت، مقدس ترین انسان روی زمین پس از پیامبر و علی یعنی حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها است، همچنان باید ملت ایران از غدیرانقلاب تا پای جان محافظت کنند و آن را زنده و جاوید نگه دارند.زنده نگه داشتن غدیر انقلاب به این است که پیوسته انگیزه انقلاب را از یاد نبریم و نگذاریم آن نیت خالص و انگیزه واقعی مردم برای تحقق حکومت الله از بین برود. آن روز مردم تنها به خاطر خدا و برای کسب رضای پروردگار سختی ها و رنج های فراوانی راتحمل کردند تا نگذارند انقلاب اسلامی که با خون صدها هزار مسلمان متعهد به پیروزی رسید، دستخوش ناملایمات گردد و از مسیر اصلی خود که ناخدای کشتی انقلاب(امام خمینی)برایش تعیین کرده، منحرف گردد و نااهلان و منافقان آن را به غارت ببرند.

غدیر، فریادی یه بلندای تاریخ
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه بیستم مهر ۱۳۹۳ |


نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

http://www.jahadi.ir/images/stories/titr-1/farhangi/034_ghadir-yaeni-tadovom-velayat/015--ghadir.jpg

معنای غدیر لغت نامه نمی خواهد! غدیر ما از متن قرآن است و قرآن در غدیر معرفی شده است.اسلام پوسته ای داردو هسته ای ، بی شک غدیر هسته ی اسلام است. یعنی اسلام بی غدیر پوسته ای است بی مغزو بی هسته! باظاهری خشک و خالی، جسمی بی جان، جنگ جویی بی سلاح ، گوینده ای جمود و گنگ وخانه ای بی پی و بنیان! غدیر یعنی اختصاص ولایت به محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و یازده امام علیهم السّلام از فرزندانشان. معرفت به مقام چهارده معصوم علیهم السّلام ، درک معنای غدیر در عمیق ترین گونه ی آن است.غدیر اعتقادی است که ولایت همه ی خلایق را به دست «او» می داند غدیر بیعت با ولی است آنچنانکه گوش فرادهی به آنچه مولایت می پسندد.غدیر هر آن چیزی است که از سکوت علی باید نهیب آن را شنید.غدیر درد دل شیعه ازپس دلسوختگی تاریخ و انتخابیست که بر سر آن شیعه می آموزد منتظر بماند.

آنچه که بر سیمای غدیر، رنگ جاودانگی می‌زند، نزول 2 آیه از قرآن‌کریم، یکی آیه 67 سوره مائده و دیگری آیه 3 سوره مائده در ارتباط با این رویداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نام‌آور شیعه و سنی، شأن نزول این آیات، مربوط به واقعه غدیر خم می‌باشد. واقعه غدیر یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام است که در بین عامه مسلمانان، واقعه‌ای پذیرفته شده و قطعی تلقی می‌گردد. در میان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن سیزدهم، 360 تن، حدیث غدیر را در آثار خویش نقل نموده‌اند که 3 تن از صاحبان صحاح سته (صحاح ششگانه) و دو تن از پیشوایان فقهی اهل تسنن نیز در شمار این بزرگان جای دارند.

واقعه غدیر از عظمت و ضرورت ولایت و ریشه ‏ای بودن این مسئله خبر می‏دهد.  غدیر خم منافقان را فلج کرد و مانع اجرای نقشه‏ ها و توطئه‏ های شیطانی‏شان شد. آنچه می‏توانست همه نقشه‏ های منافقان را یکجا خنثی و اسلام را در چنان برهه حساسی حفظ کند، تعیین جانشین پیامبر و اعلان رسمی آن بود، چنان که حضرت زهرا(س) در این‏ باره می‏فرمایند: «پیامبر در روز غدیر، عقد ولایت را برای علی علیه السلام محکم کرد».«غدیر» عصاره و نتیجه خلقت و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی و واقعه ‏ای به بلندای تاریخ است  غدیر ثمره نبوت و میوه رسالت است غدیر تعیین کننده خط‏ مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست. غدير دريايى از معارف است غدیر ماجرایی سرنوشت‏ ساز است که «خطبه غدیر» شاخص‏ترین و زنده ‏ترین سند آن است.


غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ اگر چه آبگیر است ولی یک دریاست؛ رمزوتقدیریست بین خدا ی قدیرو انسان. غدیر شاهراه وقطب نمای دقیق اسلام ومسلمان اصیل و واقعی است. غدیرمعیار ومیزان ومحکی است  جهت تشخیص مقدار خلوص طلای تسلیم و رضا ! با غدیر می توان سلمان و ابوذر  را از طلحه وزبیر خوب شناخت. غدیر شاه بیت غزل معرفت است.زیبا، منطقی، خوش فرم وآهنگین. آهنگ غدیر را کسی خوب می فهمد که اسلامش ادعایی نباشد و مسلمانی اش رنگ مصلحتی نگیرد و برای آب و  نان  بر سر این خوان  گسترده  ننشیند. آهنگ  غدیر ، زیبا ترین آهنگ های هستی است. نغمه ای دلنشین، فرح بخش، و روح افزاست. با این آهنگ می توان به سر چشمه های هماهنگ و نجوا های شیرین عوالم بالا چنگ انداخت، چنگی با ساز های کوک شده ی معنوی برای درک پرتو های پر جاذبه ی آن سویی! غدیر مغز است ، جان است و همه چیز انسان است.در غدیر ، وقتی پیامبر(ص) دست علی (ع) رو در مقابل چشم هزاران مسلمان بالا برد ، علی میدونست که :

غدیر یعنی آغاز مظلومیت ها،یعنی آغاز از جلو دست دادن و از پشت خنجر زدن هاغدیر یعنی مدینه و فدک و کوچه های بنی هاشم،یعنی صورت کبود یک مادر، یعنی پهلوی شکسته؛غدیر یعنی دست های بسته یک مردیعنی گریه های شبانه یک زن وتشییع شبانه پیکر مادر.

غدیر یعنی فزت و رب الکعبه یعنی تنهاترین سرداررشید اسلام تا بی نهایت صبر می کندغدیر یعنی امتثال امر دوست در وادی عشق ولی و تجلی گاه ولایت مولا در امتداد رسالت حبیب الله غدیر یعنی جوشش چشمه زلال نبوت در قالب امامت غدیر یعنی طلوع خورشید ولایت و امامت از دامان رسالت ؛غدیر یعنی اتمام ماموریت نبی ( صلی الله و علیه و اله) با ابلاغ ولایت علی (علیه السلام)غدیر یعنی  تبر بت شکن ابراهیم خلیل الله بر دوش پرشکوه علی مولا و امتداد خورشید عالم تاب بعثت که در زمان و مکان جاریست .غدیر یعنی طلوع نورانی حقیقت دین در بستر حرکت سیاسی عصرها و نسل هاغدیر یعنی مناره بلند نور در فرا راه گمگشتگان و متحیران در کوره راه هاغدیر یعنی خروشان رود نجات انسان ها از سرچشمه حرا یعنی تداوم جریان نبوت در ولایت حضرت من کنت مولاه ...غدیر یعنی تجلی حکومت نمونه صالحان در شایسته ترین شیوه اعلاغدیر یعنی حساس ترین فراز تاریخ برای تکامل انسان هاغدیر یعنی  ادامه بعثت در سیر تکاملی عاشورا تا ظهور آخرین قائم حق حضرت مهدی والا.

غدیر یعنى خروش خاموش محسن علیه السلام در پشت در.و فدا شدن به دست بى وفایان؛غدیر یعنى ریسمان بر گردن امیرالمؤمنین علیه السلام؛غدیر یعنى صبر امام مجتبى علیه السلام؛غدیر یعنى لب هاى تشنه ى كنار فرات؛غدیر یعنى آفتاب بر نیزه؛غدیر یعنى ناله ى سوزان زین العابدین علیه السلام؛غدیر یعنى شكوفایى علم به دست امام باقر علیه السلام؛غدیر یعنى مذهب جعفرى..و كرسى درس آسمانى امام جعفر صادق علیه السلام؛غدیر یعنى موسى بن جعفر علیه السلام و زندان بغداد؛غدیر یعنى جلال خداوندى در امام هشتم علیه السلام؛غدیر یعنى امامت در هفت سالگى جواد الائمة علیه السلام؛غدیر یعنى جامعه ى كبیره ى امام هادى علیه السلام؛غدیر یعنى خانه نشینى امام عسكرى علیه السلامو غدیر یعنى مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف.

غدیر نشان دادن خورشید به گرفتاران ظلمت است عصاره و نتیجه آفرینش و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است. غدیر، تنهایک  واقعه‌ای تاریخی نیست؛ بلکه اساس دین است.غدیر، ثمره نبوت ؛میوه و تعیین خط مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست.غدیر، مجموعه وقایعی سرنوشت ساز و خطبه آن، قانون نامه زیربناییِ اسلام است که چکیده آن، جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاه فهذا عَلیٌ مَوْلاه» می‌باشد.غدیر یعنی  الیوم اکملت لکم دینکم ولی الدین، یعنی آیه تطهیرغدیر یعنی حدیث ثقلین غدیر یعنی کشتی نجات در اقیانوس گمراهی غدیر یعنی دربند شدن شیاطین غدیر یعنی معرفی صراط مستقیم و چراغ راه هدایت یعنى سر سپردن به همه ى خوبیها.

غدیر، تنها برکه‌ای میان مکه و مدینه نیست، اقیانوسی است که انتها ندارد، ازل را به ابد پیوند داده و تشنگان هدایت را، نه در زمان خویش، تا انتهای بشریت سیراب کرده است. غدیر یک روز نیست، وسعتش به بلندای یک تاریخ است؛ تاریخی که بساط باطل را یکسره در هم پیچیده و حق را برافراشته ساخته.  غدیر برهه‌ای از زمان نیست که تمام شود و چیزی نماند! نقطه درنگ تاریخ است که اراده خدا در آن تجلی کرده. بی‌منتها و جاودانه.
غدیر، تنها یک راه هدایت نیست، صراط مستقیمی است که همه راه‌های هدایت بدان ختم می‌شود. صراط گمگشتگان، هر که در آن قرار گیرد تا ابد در جاده‌های گمراهی گرفتار نخواهد شد.غدیر؛ روز انتصاب رسمی ولی الله و ادامه خط رسالت است در مسیر امامت؛ غدیر آمده است تا امت پیامبر از این پس نام زیبای «امام» را صریح و قاطعانه بر زبان جاری کنند.پیش از غدیر «ولایت» در غبار زمان گم شده بود، غدیر آمد تا فرصت امتداد ولایت با آرمان بشریت باشد. غدیر آمد تا دیگر کسی در فتنه‌های زمانه راه را به بیراهه نرود. غدیر به عنوان بزرگ‌ترین حادثه بعد از بعثت نبی مکرم، نقطه آغاز مرحله سوم انقلاب نبوی، یعنی مرحله استمرار و توسعه انقلاب نبوی به شمار می‏رود. اسلام بدون غدير فقط يك نام است وبا غدير معنا مي يابد و اين يك شعار نيست بلكه در عمل ثابت شده است كه بدون امامت ، اسلام راستين با پيامهاي تعالي بخش آن هيچگاه به ما نمي رسيد.

غدير يك فرهنگ است كه بايد فراگير شود غدير يادآوري پاسداري از دين خداست ، غدير معرفي حضرت علي (ع) به عنوان عصاره تمامي ارزشهاي عالم است ، غدير آغاز امامت است ، غدير دل سپردن و دوست داشتن اهل بيت پيامبر و كتاب خدا قرآن است كه در حديث ثقلين است ، غدير حفظ دين خدا ، اسلام در هر شرايط و پاي بندي به آن توسط تمامي مسلمانان است و در نهايت غدير احياء دوباره اسلام و پيام آور نعمت بزرگ امامت و ولايت است.

غدیر یعنی پیدایش نهری از نور در کویر تفتیده ظلمت ها و تاریکی هاوظهور ساحل سیمگون از پگاه امید در شامگاه  سیاه جهل و نادانی هاغدیر یعنی فریاد فرشته رهایی در روزگار مشحون از تحیر و سرگشتگی مردم از فریب و نیرنگ ها یعنی نجابت بشریت گرفتار در هفت خوان دسائس و طلسم وسوسه هاغدیریعنى فرسایش ظلم و جاهلیت..یعنى ستودن سپیده ى عالم.یعنی ،‌بارش رحمت خدا واستمرار راه انبیاء.

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/aks/156308.jpg

غدیر یعنی ، راه رهایی از کفر و شرک یعنی ز بند کن آزاد و خود بند مساز غدیر یعنى موج دریاها و زلال چشمه ى انسانیت وسعادت بشریت  غدیر یعنى هزار برگ زیبا در نهال سبز ولایت. یعنی معرفی یک ترازو برای زندگی  غدیر روزى است كه آفتاب تیغه ى نورانیش را بر ساحل دلها كشید؛و گل محبت شكفت.غدیر یعنى آخرین پیامِ آخرین پیامبر حماسه ساز؛غدیر یعنی کسانی که عقب مانده اند برسند وکسانی که جلو رفته اند برگردند.وهمگام با ولایت حرکت کنند.غدیر، یک تاریخ است؛تاریخى که ابتدایش مدینه است،میانش کربلا و انتهایش ظهور.

خوشا به حال غدیریان، آنان که تمام ذهن و زبان و انگیزه و جانشان از غدیر می جوشد و می گوید و می بوید! و بدا به حال غدیر گریزان خفاش صفت! آنان که از روی خباثت و حسادت، این  گوهر یک دانه ی مسلمانی را پس زدند و برای ازبین بردن این ماه درخشنده ی اسلام، هر چه توان داشتند به کار بردند ولی به کوری چشمشان نه تنها کاری نکردند که باعث شدند ، درخشندگی اش روز به روز بیشتر  گردد!  

عید سعید غدیر خم به یقین بزرگ‌ترین عید رسمی اسلام و شریف‌ترین روز سال است، چرا که شجرة رسالت در این روز به بار نشست و میوة اسلام و بیست‌وسه سال جهاد رسالت به جامعه اسلامی ارزانی شد،و همانگونه که رسول حقیقت و مصداق اتَمّ و اکمل همة پیامبران و دین آن‌هاست، ولایت نیز جوهر و تمام و ثمرة دین نبی‌اکرم(ص) است.مفهوم غدیر، یعنی تداوم ولایت الله و ولایت رسول با ولایت مؤمنان. طبیعی است فرد افضل و سیدالمسلمین و امیرالمؤمنین و یعسوب الدین و قائد غرّ المحجلین است که باید این عنوان را احراز کند تا اسلام منحرف نشود و آن همه خسارت وارد نشود.ثمره شیرین این رخداد عظیم ولایت پذیریست.


ولايت پذيري يعني: ناديده گرفتن هر كس كه در مقابل مولا و ولي امر است، با هر سابقه و جايگاه و ادعا و مريد و هياهووتحمل عدالت علي(ع) ولو برادر و يا نزديكترين افراد به او باشي.ولايت پذيري يعني: شناخت فتنه، هر چند اين فتنه به بزرگي (جمل) باشد و سران آن به بزرگي و سابقه ي طلحه و زبير و عايشه، همسر رسول خدا(ص).یعنی درك شرايط علي(ع) درامان دادن به عايشه و فهم دليل حفظ حرمت همسر پيامبر(ص)،توسط علي(ع) ،حتي پس از ارتكاب فتنه ي بزرگ جمل. ولايت پذيري يعني: تشخيص قرآن ناطق از قرآن هاي بر سر نيزه. يعني برگشتن مالك با دستور علي(ع) از نزديكي خيمه ي معاويه و ناتمام گذاشتن كار، بدون چون و چرا

• ولايت پذيري يعني: شناخت خوارج از مسلمانان واقعي و فريب نخوردن از جلوه و تعبد و تظاهر و پيشاني هاي پينه بسته. يعني تحمل كنايه هاي مسلمان نماها و شمشير كشيدن با علي(ع) در هنگامه ي نهروان و ايستادگي در مقابل مسلمان نماهاي دروغين. يعني تحمل سختي ، اطاعت مطلق از مولا، فهم شرايط و نگفتن چون و چرا در امر مولا.

به‌هرحال یکی از الزامات ولایت‌پذیری که در زمان حیات پیامبر اعظم نیز بسیار پررنگ می‌نمود موضوع مقاومت و ایستادگی جریان حق در برابر جبهه باطل بود. مثلا خود علی علیه‌السلام بارها در راه دفاع از حریم ولایت نبوی ایستادگی کرد و در این مسیر شهره عام و خاص شد؛ خوابیدن در جای پیامبر در لیله‌المبیت که 40 مرد شمشیر بدست برای کشتن پیامبر بر بالای سر او حاضر شدند یا رزم جانانه در جنگ احد که 80 ضربه را به جان خرید تا جان پیامبر حفظ شود و نبرد قهرمانانه با عمروبن عبدود در جنگ خندق که ضربت امیرالمومنین از عبادات جن و انس و ملائکه تا روز قیامت برتر شد، همگی حکایت از مردانگی و مقاومت بی‌نظیر علی‌علیه‌السلام در راه اسلام دارد.


بنابراین مقاومت و ایستادگی ویژگی بارز ولایتمداران و غدیریان است. به عبارتی نمی‌شود کسی ادعای ولایت‌پذیری علی علیه‌السلام را داشته باشد و درعین حال به مقلدان خود توصیه کند که در مجالس بزرگداشت غدیر حرفی از شهید و شهادت نزنند. یا جور در نمی‌آید که فردی یا گروهی شعار شیعه علی بودن سردهد ولی به محض مواجه با کوچک‌ترین تحریم و سختی بلافاصله پا پس کشیده و آواز سازش سردهد.از این منظر امروز دیگر بحث غدیر و ولایت‌پذیری مولای متقیان فقط به شیعیان و یا حتی مسلمانان محدود نمی‌شود بلکه تمام آزادیخواهان جهان دریافته‌اند که برای نیل به اهداف والای خویش باید مقاوم بوده و ایستادگی کنند.


عید غدیر مسیر و صراط مستقیم قرآنی را ترسیم می‌کند وعیدی است که خورشید هدایت برای تمامی زمان ها طلوع می کند و نشان می‌دهد که علی بن ابی طالب (ع) و راه ایشان، مسیر هدایت و صراط مستقیم هدایت قرآنی است و غیر از آن ضلالت و گمراهی است. عید غدیر، عیدی است که در آن تنها اندکی از عظمت علی بن ابی طالب (ع) بیان شده و آن عید، قطب نمای حقیقت اسلام و خورشید بی غروب هدایت انسان‌ها در آخرالزمان است. غدیر نماد اسلام ناب و زندگی پاک و حیات طیبه بر اساس نقشه الهی است. غدیر سه رکن دارد: 1:مکتب یعنی نقشه الهی که جامع و کاملش قرآن است 2: امام و پیشوای ربانی 3: یاران خدا و پیروان شایسته.  این سه رکن کنار هم باشد شجره طیبه ای را که قرآن فرموده تشکیل خواهند داد.

 نعمت امامت و ولایت با ارزش‌ترین گوهری است که خداوند بی‌همتا به همگان عطا فرموده‌ است و با تمسک به این حبل متین الهی و با پیروی از این شجره طیبه است که سعادت دنیا و خوش‌بختی اخری فراهم می‌گردد، زیرا در دنیای پر ظلمت و آکنده از ظلم ومکرو زور، تنها چراغی که روشن و تابندگی حقیقی و دائمی دارد سراج منیر عترت و انوار مشعشع علی‌(ع) و اولاد اوست که از زندگانی و رفتار و گفتار آن‌ها می‌توان ظرایف و دقایق ظریف ووزینی یافت.

غدیر یعنی حبل المتین استوار شیعه  یعنی فروغ دین نبوی یعنی عمل بدون ولايت که در این روز تثبيت و تقويت گردید و خیر العمل می باشد  مورد قبول واقع نمي‌شودغدیر روز صدور شناسنامه شیعه,نشان دهنده حاکمیت حکومت اسلامی است . ارزش غدیر برای آن است که با اقامه ولایت یعنی با رسیدن حکومت به دست صاحب حق، همه این مسائل حل می‌شود، همه انحرافات از بین می‌رود غدیر مهر طومار حج وچگونگی استفاده از حج است.


غدیر یاد آور عهد منو توست عهدی که سالهاست ما وپدران ما با همه ی وجود آن را پاس داشته ایم.غدیر داستان دیروز نیست چراغیست که امروزمان را می افزوید و ولایت ریسمان الهی است. که همیشه وهمه را به سوی خود فرا می خواند.آنکه به این ریسمان الهی در آویزد از دنیا بگسلد.وبی دلیل ولایت برسد.آستان هیچ کس جز خدا فرو نیاورد.هرکه حق را با علی و اولاد طاهرینش بشناسد.در میان قرائت های رنگ رنگ وپر فریب سرگردان نشود.آن که عهد شکنان غدیر را به خوبی بشناسد امروز نیز دست پر نیرنگ فرزندانشان را به یاری و بیعت در دست نگیرد.غدیر دریایی از باور و بصیرت در کویر حیرت و هامون زلالت است تا کام جان ها از آن سیراب شود.غدیر علی هنوز از چشمه ای لبریز تر از آب حیات و دریای مواج از کرامت ها و فضایل است.

غدیر یک کتاب مبین وسندی  مدون برای تداوم حفظ خط رسالت در جلوه ی امامت برای تشنگان چشمه ی زلال هدایت است.وبرای ره گم کردگان صراتی که به صرات پیامبر منتهی شود. اگر امت ها غدیر ها را پاس بدارندعاشوراها .مظلومیت و کربلای خون وشهادت پیش نمی آید.امت بی امام: راه بی علامت- شب بی چراغ کشتی بی نا خداوقضاوت خشکیده است.همه ما واقعه عاشورا را به عنوان پيروزي خون بر شمشير مي دانيم كه امام حسين (ع) با نثار خون خود و تمامي خانواده و ياران با وفايش و اسيري بردن خاندانش دين اسلام را احياء كرد و حيات مجددي بخشيد و آيا اين امر جز در سايه درس غدير انجام مي شد ؟ بنابراين يادآوري غدير در هر سال يعني اتصال به چشمه جوشان امامت وبهره گيري از ثمرات پر بركت آن است كه سعادت دنيوي و اخروي تمامي انسانهاي جهان را براي هميشه تاريخ به همراه خواهد داشت.

http://www.hammihan.com/users/status/original/HM-20134025213381709151382564677.242.gif

غدیر یعنی سیاست به همه مربوط است غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به واسطه آن سیاست اقامه صلوه ًْکند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند..(صحیفه امام؛ ج۲۰؛ ص۱۱۵ | جماران؛ ۲ شهریور ۱۳۶۵)


غدیر یک روح و محوری است که به مبانی فکری اسلام چهره ای جدی می بخشد و آن را به عنوان یک واقعیت باورمندانه در کانون فکر و اندیشه ما قرار می دهد. جریان غدیر نسبت به موقعیت تاریخی اش، یک واقعیت واضح و روشن برای تمام شیعیان و انسان های معتقد به اسلام و دین در میان مذاهب اسلامی است؛ در واقع هیچ کس حادثه و اصل ماجرای غدیر را انکار نکرده است بلکه برخی از جریان های انحرافی در میان برخی از مذاهب اسلامی به تحریف و تحلیل ماجرای غدیر پرداخته اند. اگر غدیر را از اسلام بگیریم، آن گاه اسلام دیگر نمی تواند به عنوان یک دین و مکتب جامع و تکمیل کنندۀ تمام بخش های زندگی انسان جلوه گری کند، در واقع این غدیر است که به عقاید فکری و اعتقادی ما از معاد، توحید، نبوت و قیامت روح می بخشد. غدیر همان جریانی است که امروز اسلام ناب را از اسلام آمریکایی جدا می کند. پیامبر اکرم(ص) در روز غدیر فرمودند ای مردم اگر حرف ما را گوش نکنید هلاک خواهید شد، ظهور داعش اثر بی توجهی به کلام پیامبر اعظم (ص) در روز غدیر است.

یکی از مهمترین پیام های غدیر این است که دین از سیاست جدا نیست. غدیر در واقع سنگ بنای حاکمیت دینی است و در نقطه مقابل در سقیفه بنای سکولاریسم شکل گرفت؛ غدیر این پیام را به انسانها داد که باید حکومت الهی شکل بگیرد تا دین در مسیر درست ادامه پیدا کند. اگر انسانها از ولایت دوری کنند، سرنوشت آنها با نظام سلطه و تکفیریها گره خواهد خورد و از حقیقت اسلام ناب بهره ای نخواهند برد. غدیر بشارت دهنده دولت اسلامی است غدیر در جهت تحقق حاکمیت دینی و اجرای عدالت است و با وجود مسئله غدیر انسانها از عدالت بهره خواند برد و انسانها به غدیر نیازمند هستند.  یکی از پیام های غدیر استکبارستیزی است و امت اسلامی در پرتو استکبارستیزی و مقابله با شیاطین و دشمنان می تواند عزت و هویت خود را تضمین کند.

انقلاب اسلامی ایران در ذات متاثر از غدیر است همان گونه که امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود فرمود که نجات بشریت منوط به پیوند دو عنصر برنامه ساز یعنی قرآن و عنصر ساختار ساز یعنی ولایت است. هدف انقلاب پیوند دو عنصر قرآن و ولایت است؛ در حال حاضر هر قدر هم پیش می رویم سیاستمداران جهان به این نتیجه رسیده‌اند که تئوری جز این گفتمان در دنیا که سبب اقتدار مسلمانان بشود وجود ندارد خداوند متعال در روز غدیر نعمت تامه یعنی ولایت را به امت اعطا کرد که برخی آن را نپذیرفتند؛ باید بدانیم که خدا نعمت را در روز غدیر بر امت تمام کرد که مردم با قبول ولایت به این نعمت می‌رسند. عید غدیر روزی بود که خداوند از میان جهانیان برای هدایت بشر، یک ولی مؤمن را انتخاب کرد. باید غدیر را قدر بشناسیم و غدیر را بیشتر شفاف کنیم و به کوری دشمنان ایران بعداز 1400 سال غدیر مثل خورشید عالم می درخشد و خاری است در چشم دشمنان ما که باید در راستای ترویج آن کوشا باشیم.

غدیر، یک رخداد تاریخی صرف، و تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه سرفصلی اعتقادی است که درون مایه همه طاعتها از آن سرچشمه می‌گیرد، رسالت همه پیامبران در آنجا مفهوم می‌یابد، و همه رشدها و تعالیها از آنجا آغاز می‌شود. غدیر یعنی ادای دیِن اسلام بر نمازی که شده ستون آسمانی؛ یعنی شکوه عالم و روز قیامت به معنای ستایش در طراوت  غدیر یعنی دستی بالا رفت، به نور خدا پیوند زده شد و ملتی را از فرش به عرش رهنمون کرد! غدير قلب تپنده دين اسلام محسوب مي‌شود، آن هم نه تنها براي شيعيان، اگر اهل سنت هم در بصيرت و معرفت تفكري داشته باشند، مي‌بينند كه جان دين، غدير است حيات دين به غدير و عاشوراست. اگر امروز هم منحرفان رو به قبله قرار مي‌گيرند از تفرقه و از تبديل امامت به خلافت، داعش متولد مي‌شود نه قبله، نه حج، نه جهاد، نه خمس، نه زكات، نه حق و ... آن‌ها بايد اين را بدانند كه مسلمانان يك جشن بزرگ برپا كنند زيرا اين عيد، عنايت رب‌العالمين براي هدايت تشريعي بشر است.

مهم ترین پیام غدیر ،وحدت و انسجام امت واحد اسلامی است و باید برای نهادینه کردن پیام غدیر در جامعه تلاش کرد .در شرایطی که دشمنان اسلام با تمام توان خود برای به انحراف کشاندن پیام غدیر و خدشه در باورها و اعتقادات مردم وارد شده اند باید با برنامه و فکر مبتنی بر آموزه های مکتب راستین اسلام ناب، حرکت کرد.


کار در حوزه ی تبیین پیام غدیر منحصر به شخص یا دستگاه خاصی نمی شود ، بلکه همه باید در بحث ترویج و توسعه فرهنگ غدیر احساس تکلیف کنند .باید از تمام ظرفیت ها استفاده شود تا پیام غدیر به نسل جوان و آینده ساز جامعه انتقال داده شود وباید با سرعت بیشتری به انجام کار فرهنگی در حوزه ی غدیر مبادرت شود.کار در زمینه معرفی شخصیت و جایگاه حضرت امیرالمومنین علی (ع) نیاز به سوز و تعصب دینی دارد و در این مسیر به تعامل و مشارکت اصحاب رسانه و مطبوعات به ویژه رسانه ی ملی نیاز بیشتری احساس می شود .

غدیر یعنی آنچنان باشی که مولایت می خواهد نه آنچه که خودت می پسندی غدیر یعنی دریائی مطهر از عشق به مولی علی که در عرش بی نظیر است غدير يعني قرار گرفتن امام معصوم به دستور خدا در ۱۸ ذیحجه سال ۱۰ هجری در رأس جامعه و حاکمیت ؛پیام الهی که در روز غدیر خم به وسیله فرشته وحی بر پیامبراکرم(ص) نازل شد، بسیاری از کینه توزی های خیبری و توطئه چینی های بازماندگان جنگ بدر را خنثی ساخت.امروزه جریان بدر و غدیر دارد تاریخ را می‌شکافد و جلو می‌رود، مواظب باشیم که از رسالت تاریخی خود باز نمانده و از قافلة بدریّون و حماسه‌سازانِ غدیر عقب نمانیم.ویا خدای نکرده غدیر را در سقیفه دفن نکنیم واز یاری کردن رفتار ومنش علوی گون سلاله غدیر؛ علی زمان  باز بمانیم.

باورداشت مهدویت در خطبه غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳ |
http://khom.ir/wp-content/uploads/Ali_Miri_14232444.jpg


غدیر در لغت به معنای آبریز و مسیل، و غدیر خم در جغرافیا، نام محلی است که به خاطر وجود برکه‌ای در این محل، که در آن آب باران جمع می­‌شده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است.غدیر، سرچشمه همیشه ‏جوشان ولایت است که از سینه تفتیده «خم» به جام محبت دوست‏داران پیامبر و خاندانش جارى است. غدیر، شایسته هر ثناست که وحى از او پیراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدیر، تفسیر بدر و احد و شأن نزول صفین و نهروان است. بدر، عدالت مى ‏خواست؛ احد، شجاعت آرزو مى‏ کرد؛ خیبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدیر، آمین آن همه ثنا و دعا بود. غدیر، روز انسان است. غدیر، تداوم رسالت محمد صلی الله علیه و آله در ولایت على علیه‏السلام است. غدیر، عید پیمان و میثاق و عهد است. غدیر، عید عدالت و رهبرى است.براستی غدیر خم چه ارزشی را برای ما انسان ها، به عنوان امت اسلامی، به ارمغان آورده است که نسبت به همه آن وقایع و رخدادهای قبل از اسلام و بعد از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) افضل می باشد؟حاج میرزا جواد ملکى تبریزى در این‏باره مى‏نویسد: «روز غدیر نسبت به مبعث، به منزله باطن از ظاهر و به منزله روح از انسان است؛ زیرا هر چه در مبعث از خیر و سعادت وجود دارد، مشروط به ولایت امیر مۆمنان و امامان است».روز عید غدیر، ولایت اسلامى یعنى رشحه و پرتوى از ولایت خدا در میان مردم تجسم پیدا كرد و این‏چنین بود كه دین كامل شد. بدون تعیین و تبیین این مسئله، دین واقعاً ناقص مى ‏ماند و به همین خاطر بود كه نعمت اسلام بر مردم تمام شد.

واقعه غدیر حادثه تاریخی صرف نیست که در کنار دیگر وقایع دیده شود، بلکه رویدادی با ابعاد جامع و وسیع است که با تکامل عالم هستی پیوندی عمیق و تا اعماق جهان امتداد دارد.غدیر یک تفکر پویا و رمزماندگاری و جاودانگی خط نورانی رسالت است. غدیر نقطه اتصال نبوت و امامت، چشمه جوشانی است که اقیانوس‌های معرفت و فرهنگ از آن گستره می‌جویند و ژرفا می‌پویند.غدیر انفطار نور است و آفتابش بر بام طور هستی، روشنی بخش روان است و گرمی بخش جان.غدیر نمایش نگین انگشتر نبوت بود که برق وجودش همایش «تمام آدمیت» و «کمال انسانیت» را فریاد کرد و با انتصاب «حضرت انسان» ، دین، «ردای اکمال» و نعمت، «قبای اتمام» به قامت گرفت و استوار شد.غدیر با معرفی «انسان کامل» بر این حقیقت پای فشرد که ماجرای یک سرزمین، یک قوم و یک زمان مطرح نبوده و نیست. همه جا، همه کس و همه وقت مظهر غدیرند.

بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. در این واقعه، پیامبر اسلام صلی‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله مهم‏ترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن، به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان می‏انجامید؛ چنان که خداوند متعال درآیه 67 سوره مائده می‏فرماید: «هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام نداده‏ای وخداوند تو را از مردم حفظ می‏فرماید». (ماهنامه گلبرگ)

در غدیر خم پیامبر اسلام (ص) تنها امیرمومنان (ع) را به عنوان ولی و جانشین پس از خود معرفی نفرمودند بلکه نزدیک به 20 فراز این خطبه در رابطه با اوصاف امام عصر (عج) است.  در غدیر پیامبر مکرم اسلام (ص) از علی (ع) تا امام مهدی (عج) یعنی جریان ولایت بعد از خود را برای همه جهانیان معرفی فرمودند، بر این اساس غدیر تجلی‌گاه امامت و ولایت است.  مساله مهدویت نیز در جریان غدیر و خطبه پیامبر (ص) در این روز مطرح بوده است طبق خطبه‌یی که در احتجاج شیخ طبرسی از لسان مبارک پیامبر (ص) نقل شده است معلوم می‌شود که مهدویت نیز در غدیر مطرح بوده است. کما این‌که پیامبر اسلام (ص) قبل از واقعه غدیر در رابطه با حضرت علی (ع)‌ سفارشاتی داشته و بارها ایشان را به عنوان خلیفه و وصی خود معرفی فرمودند و احادیثی در شأن و مقام ایشان بیان داشتند.  ریان غدیر ویژگی‌های بسیار ممتازی در سیره ائمه(ع) دارد.


غدیر ظرف بیعت با ولی زمان و امام عصر می باشددر غدیر 1400 سال پیش وقتی پیامبر خدا امیر مومنان را معرفی فرمود که:‌ هر که من مولای اویم، علی مولای اوست. مرد و زن با ایشان بیعت کردند. اکنون نیز ولی زمان و صاحب غدیر امام مهدی (عج)‌است. لذا غدیر ظرفی برای بیعت ما با امام عصر (عج)‌است که مساله تجدید عهد و پیمان در آن مطرح می‌شود.امام زمان (عج) عصاره و چکیده اولیاء‌ و انبیاء است. به طوری که وقتی پیامبر (ص) ولایت ایشان را معرفی می‌کند این آیه نازل می‌شود که ما امروز دین تو را کامل کردیم و نعمت را بر شما تمام کردیم. پس قطعا در این عصر ولایت امام عصر (عج)‌ اکمال دین و اتمام نعمت است و ما باید این مساله را مدنظر داشته باشیم که اکنون نیز ولی داریم و قطعا اگر امروز از رسول خدا (ص) می‌خواستیم تا جانشین خود را برای ما معرفی کند، دست امام عصر (عج) را می‌گرفتند و به جهانیان معرفی می‌کردند.

شاید محکمترین دلیل بر زنده بودن وجود مبارک حضرت حجت (عج) دلیلی است که مرجع فقید جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) در اثنای دروس خود تقریر کرده اند:« حقیقت اسلام، در ایمان است، به دلیل آیه: ألیوم أکملت لکم دینکم (۱) و انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا(۲) و امثال این ها.


انسان عاقل، متوجه مى شود که نبى، وصى مى خواهد. وصایت تکوینا بقاى نبوت است . بنده ندیده ام که کسى این گونه بگوید، ولى حقیقت مطلب همین است که دلیل بر وجود بقیه الله (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) در این زمان، از ابتداى غیبت صغرى تاکنون، همان روایت ثقلین است با ضمیمه اى که در آن است:انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى …سألت ربى أن یجمع بینهما و أن لا یفرق بینهما فاستجاب لى (۳)این روایت، با ضمیمه سألت ربى … دلیل بر این است که در هر جا و هر زمانى که قرآن هست و مأمور به، به طورى که مرجع است، حالا یا صورتا یا واقعا یا بعضا یا تماما، هرجا که قرآن باشد، شارح قرآن هم باید باشد، وصى پیغمبر هم باید باشد، یعنى، بقاء خود صاحب قرآن که انما یعرف القرآن من خوطب به (۴) خودش باید باشد. هر زمان که اسلام و قرآن هست، در همان زمان قائم، و ولى و عالم به اسلام و شارح قرآن که خود خدا معین کرده است، باید باشد. لا یفرق بینهما! نمى شود قرآن باشد ولى شارح قرآن نباشد!


لذا در خود روایات اهل تسنن، الى ماشاءالله، مواردى را ملاحظه مى کنید که در مورد آیه شریفه قرآن یا در مورد احکامى که آنان صادر کرده اند، حضرات معصوم خصوصا حضرت امیر (علیه السلام )، آن ها را توضیح و تبیین کرده اند، به طورى که اهل سنت نقل کرده اند که عمر در هفتاد موضع گفته است:لو على لهلک عمر(۵) یا مثلا زمانى که وجود مقدس رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) از دنیا رفت، برادر ابوبکر آمد گفت: محمد لا یموت ؛ “پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) نمى میرد”ابوبکر براى اثبات مرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به این آیه شریفه افان مات أو قتل انقلبتم على اعقابکم (۶) استدلال کرد، و حال این که این نکته را نفهمیده که “ان “در آیه شریفه قرآن “ان “شرطیه است و به این معنا نیست که پیامبر مى میرد یا کشته مى شود، بلکه باید به این آیه شریفه قرآن کل نفس ذائقه الموت (۷) استدلال کرد. این آیه، براى مرگ کلیه نفوس، دلیل است نه آن آیه شریفه أفاین مات ….واقعا آیا اینان شارح قرآن بودند؟! همین شارح بودن اهل بیت براى آیات شریفه قرآن که در موارد عدیده اى از آن را خود اهل تسنن نقل کرده اند، دلیل قطعى بر ولایت و وصایت حضرات معصوم (علیه السلام ) است . روایت ثقلین با آن ضمیمه اى که در آن است، دلیل قطعى بر وجود امام زمان حى الى زمان ظهور است، نه اینکه بعدا موجود و متولد مى شود.» (۸)

http://zitova.ir/uploads/ghadir005.jpg


خطبه ی غدیر یکی از معتبرترین و پر محتواترین منابع اصیل اسلامی است که مبانی اصیل اعتقادی را به صورت یک دوره ی فشرده مطرح می نماید؛ اصول خداشناسی و توحید، نبوت، امامت و حتی مباحث معاد و زندگی اخروی. در واقع این خطبه خود درسنامه ی کاملی از همه ی اعتقادات اسلامی است که به صورت مستدل و موثق از زبان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای همیشه ی تاریخ بیان گردیده است. بايد آيينه غدير شد. نور غدير را می بایست به خوبي دريافت كرد و به ديگران نيز رساند. بايد اين خطبه شريف را با تمام وجود فهميد و درك كرد و از سوي ديگر بايد براي نشر و ترويج معارف اين خطبه، همت گماشت و حلاوت و شيريني آن را به ذائقه ديگران نيز رساند تا عاشقانه حول محور ولايت به عبوديت و بندگي خدا بپردازند.اما از آنجا كه اين خطبه، درسي ماندگار براي بشريت است و بايد به عنوان سند و اُفُقي روشن فراروي انسان‌ها قرار گيرد، كاري هم كه براي ترويج اين فرهنگ و انديشه صورت مي‌گيرد مي‌بايست متناسب با آن بوده وماندگار باشد.خطبه غدیر یکی از زیباترین معارفی است که پیامبر(ص) به معرفی آخرین حجت الهی اشاره می کنند خطبه غدیر علاوه بر اینکه اثبات کننده حقانیت امام علی(ع) است. اثبات حقانیت امام مهدی(ع) نیز می باشد.پیامبر(ص) برای تثبیت اندیشه سترگ مهدویت و برای اینکه اهمیت این نگاه را مطرح کند، در بخشی از این خطبه به شکل دیگری به خاتمیت و بقای حجت اشاره می نمایند. در این خطبه شریف به امام زمان عجل الله تعالی فرجه توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند.

در فراز اول می فرمایند:« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها...مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا»

ملاحضه شود که پیامبر صلی الله علیه آله به صراحت جریان نور را علاوه بر خود در امیر المۆمنین و امامان علیهم السلام از نسل ایشان تا مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه جاری و ساری می دانند؛ و بر روی دو نکته تاکید می کنند:

اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام  جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المۆمنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سلام الله علیهما سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله.


فراز دوم از گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه آله به صورت مسقل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه اختصاص دارد. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لفظ هشدار دهنده، "الا" به معنی "هان"! "آگاه باشید" به دقت در کلام خود فرا می خوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آغاز این بخش، بار دیگر روند پیوسته نبوت و امامت را مطرح نموده و یاد آور می شوند که سررشته این نظم، در دست علی علیه السلام است و پایان بخش این روند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه می باشند، بدین صورت که: (مقاله سیمای امام زمان در خطبه غدیر)

«مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى،... أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى»:پس آن گاه بیست و یک ویژگی اساسی و مهم از مختصات عمده آن امام را ترسیم می نمایند،

در آن صحرا، جحفه، و بر کنار آن غدیر، خم، و در حضور آن جمع، پیامبر صلّی الله علیه و آله در ادامه کلام الهی خویش، دامنه سخن را به مسائل مربوط به امام عصر عجّل الله تعالی فرجه کشانیده، زبان به توصیف آن امام همام گشودند، و گوشه هایی از شخصیت همه جانبه آن بزرگوار را به مردم نمایاندند. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لغت هشدار دهنده، به دقت در کلام خود فرا می خوانند. حضرتش در این بخش به دفعات، کلمه اَلَا به معنی هان! آگاه باشید را به کار می برند، تا همگان دریابند که موضوع از اعتبار، ارزش، حساسیت و اهمیت ویژه برخوردار استپیامبر صلی الله علیه آله فرمودند:آگاه باشید همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست.هان ! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.هشدار ! اوست انتقام گیرنده ی از ستمکاران.هشدار ! اوست فتح کننده ی دژها و منهدم کننده ی آن ها !هشدار ! اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و رهنمای آنان.هشدار ! اوست خون خواه تمامی اولیای خدا.هان ! همانا او یاور دین خداست.

هان ! او از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.هشدار ! او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند. هان ! او نیکو و برگزیده ی خداست.هشدار ! اوست میراث دار دانش ها و احاطه دار بر ادراک ها.هان ! او از پروردگارش خبر دهد و نشانه های او را برپا کند و استحکام بخشد .هشدار ! اوست بالیده و استوار.آگاه باشید ! هم اوست که اختیار امور جهانیان به او سپرده شده است.هان ! پیشینیان از قرن ها ظهور او را پیشگویی کرده اند.

هشدار ! اوست حجت پایدار و پس از او حجتی نخواهد بود. (این تعبیر به عنوان حجت، امامت و مسئولیت است و نظری به رجعت دیگر امامان ندارد. زیرا آنان حجت های پیشین اند که دوباره رجعت خواهند کرد.) راستی و درستی و روشنایی جز با او نیست.هان ! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده او یاری نخواهد گشت.هشدار ! او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانت دار امور آشکار و نهان است.(خطبه غدیر)

بار دیگر به دقت بر این توصیف ها بنگریم، و دریابیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سالیانی دراز قبل از تولد، و قرن ها پیش از ظهور آن حضرت با چه انگیزه ای چنین شخصیتی از ایشان به دست می دهد؟ و بدان گونه خطوط اصلی آن نظام الهی به رهبری حضرتش را ترسیم می نماید. آیا می توان هدفی جز دمیدن روح امید و انتظار، و آگاهانیدن نسلها و آماده سازی آنان برای تحمل دوران سخت غیبت، همراه با تلقی صحیح از آن پنهانی دشوار، و تلاش پیگیر در تحقق و بر پایی آن آینده نورانی در این کار سراغ داد؟ اگر این راستا را صحیح ندانیم، آیا پسندیده است که پیامبر صلی الله علیه و آله در شرایطی که تنها سه تن از امامان (امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام) در دوران حیات ظاهری خویش بودند، سخن از نظام آینده جهان و حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه آن هم به این گستردگی و تفصیل در میان آورند؟ نظامی که در آن به فضل و جهل با یک دیده نگریسته نمی شود، و فاضلان و جاهلان در هم نمی آمیزند، تا کار تشخیص و تمییز دشوار گردد. بلکه حضرتش در پرتو بینش الهی خود، این دو طایفه را از هم جدا نموده، و به روشنی فاضل را به فضلش و جاهل را به جهلش، به همگان می نمایاند. قیام آن حضرت، در راستای یک حرکت مشخص و گویای تاریخی در طول ادوار مدنیت بشر تفسیر می شود، و او تحقق بخش نویدهای تمامی پیام آوران سلف معرفی می گردد که ماموریتش به ثمر و هدف رسانیدن تلاش های آنان خواهد بود. در یک نگاه، آن امام همام، مظهر علم و قدرت الهی معرفی می شود. این آگاهی، برای او دانش و بینشی فوق تصور به بار می آورد، و آن قدرت خدادادی، وی را در موضعی می نشاند که هیچ گردن فرازی نتواند در راه پیاده شدن اهداف آن نظام الهی سنگ اندازی و مانع تراشی نماید.


اگر این قیام الهی نباشد، خلقت عبث جلوه می نماید، و این اندیشه باطل بر صفحه ذهنها نقش می گیرد که آیا هدف از هستی، همین بود که مردمی بیایند و نسل به نسل بروند، و حاکمانی دست به دست در تاریخ حاکم شوند و خونریزی کنند و غارت نمایند و بساط جور و ستم بگسترانند و مظلومان را به زنجیر بکشند و...؟ از این رو، در جهت پاسخ به این پندار نادرست، خدای عزیز حکیم، ولیّ مقتدر خویش را با توان و آگاهی الهی زمامدار جهان می نماید که او دژهای کفر و بی دینی را درهم کوبد، از ظالمان انتقام گیرد، با شرک در ستیزد آید، داد مظلومان را بستاند، و خون شهیدان را پاس نهد، دین را یاری کند، سکّان کشتی طوفان زده بشریت را به دست با کفایت خویش گیرد و انسانها را به سر منزل مقصود رهنمون گردد. و چه زیباست که ما آن روزگاران را نظاره گر باشیم.

غدیر عید انسانیت است . آن روز هدف نهایی از خلقت انسان بیان شد . غدیر در روح ما و از طینت ماست . با غدیر به دنیا آمده ایم، و با زلالش، که با شیره جانمان آمیخته است، به ملاقات پروردگار خواهیم رفت .عهدی که در غدیر بسته شد، در زمان ظهور امام عصر(عج) محقق خواهد شدعید غدیر برای شیعیان عید هویت است اقامت در غدیر در حقیقت استفاده از گستردگی مردم و اطلاع‌رسانی فراوان‌تر به مسلمانان بود عهدی که هر روز با امام عصر(ع) به عنوان وفاداری با ایشان می‌بندیم، به گونه‌ای استمرار همان عهدی است که در روز غدیر پیامبر(ص) از مسلمانان گرفت، اما تجلی عینی این وفای به عهد و تحقق عینی عهدی که در غدیر بسته شد، در زمان ظهور محقق خواهد شد.

روح اصلی غدیر، ولایت و امامت است و همچنان که در یکی از فرمایشات حضرت فاطمه(س) آمده است: «امامتنا امانا من الفرقه» امامت اهل بیت(ع) حافظ و نگهدار جامعه اسلامی از اختلاف است. همچنان که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب آمده بود، ایشان تصریح کردند که مطرح کردن غدیر به معنای ایجاد اختلاف در میان مسلمان‌ها نیست، غدیر مایه اتحاد و وحدت مسلمان‌هاست، چون امامت محور اتفاق و وحدت مسلمان‌هاست. اگر همه مسلمان‌ها در واقع براساس امر نبی‌ خاتم(ص) و اطاعت امر ایشان ولایت ائمه(ع) را بپذیرند و تن به ولایت معصومین(ع) بدهند، قطعا جامعه اسلامی به وفاق و اتفاق نظر خواهد رسید. در واقع روح غدیر حاکمیت آموزه‌های اسلامی در همه مناسبات سیاسی و اجتماعی و فردی مسلمان‌هاست، اگر مسلمانان همین پیام را درک و برای تحقق این ایده و آموزه‌های اسلامی در حوزه‌های حکومتی و جوامع اسلامی خودشان تلاش کنند قطعا وضع جوامع اسلامی بهتر از این خواهد شد که امروز هست.


در نقطه غدیر توقفی باید ، که با حقیقت انسان سر و کار دارد . هزار و چهارصد سال است که شیعه زلال پر برکت غدیر را به پای درختان ولایت می افشاند ، و از آن بیابان خشک باغهای پر ثمر اعتقادی و گلهای زیبای محبت را پرورش می دهد .آغاز پانزدهمین قرنی است که شیعه با حجتی قوی و برهانی قاطع که پیامبر-صلی الله علیه و آله و سلم- به دستش داده ، پرچم بلند « اشهد ان علیاً ولی الله » را بر افراشته و تا شنیدن صدای جانفزای انا المهدی از مرزهای اعتقادی خویش پاسداری می کند .( برگرفته از مقاله محبوبه مقدادی)

در واقعه غدیر بیعت کنندگان سه دسته بودند. کسانی که خالصانه بیعت کردند، افرادی که به دروغ و از روی تزویر و نفاق و به دلیل ترس و اینکه رو دست خورده بودند، مجبور به بیعت شدند که این افراد سران نفاق و غاصبان خلافت حضرت امیر(ع) بودند. دسته سوم اکثر مردم بودند که تشریفاتی بیعت کردند و تعهدی نسبت به بیعت نداشته و بیعتشان موقتی بود. بهترین و خالصانه ترین کسی که دست بیعت داد. صحابی پیامبر(ص)، سلمان فارسی بود، امام صادق(ع) در ادامه روایتی می فرمایند: یکی از کسانی که در دوران قیام حضرت مهدی(ع) برمی گردد، سلمان فارسی است که به گمان من یکی از 313 نفر یار اصلی حضرت سلمان باشد.سلمان در غدیر بین مکه و مدینه با امام علی(ع) بیعت اول را داشت و براساس روایت امام صادق(ع) در آینده با امام دوازدهم در مکه و کنار خانه خدا بیعت می کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که غدیر واقعی دوره امامت امام زمان(ع) است.

 بنابراین افتخار ما ایرانیان است که صحابی ایرانی پیامبر(ص) بهترین و خالصانه ترین بیعت را در واقعه غدیر به امام علی(ع) دادند. پیامبر(ص) در خطبه خود اشاره کردند که اگر غدیر با همین بیعت امتداد یابد. به مهدی و سرانجام بهشت ظهور می رسد ولی اگر بیعتی انجام ندهید. سرانجام به آخرالزمان دور از مهدی می رسید. به این معنا که مهدی اگر غریب شود، نهایتا خدا او را ظاهر می کند پیام بیعت غدیر این است که ما باید امتداد سلمان روز غدیر و چشم انداز بیعت سلمان در کنار مهدی(ع) باشیم؛ چراکه غدیر دیروز غریب بود که به عاشورا ختم شد و نگذاریم که غدیر امروز که قیام حضرت است،غریب باشد. شیعه ایرانی ریشه در سلمان غدیر و چشم انداز سلمان عاشورایی در دست مهدی(ع) دارد. رسالت ما در دوران غیبت بسیار سنگین است. زیرا پایه گذار آن حضرت سلمان با بیعت خالصانه اش در غدیر است.

و اینک ما، در آستانه غدیر، مبعوث آن روزین غدیر را در ظاهر از دست داده ایم، و با وارث امروزین و حاضر غدیر، امام مهدی حجّة بن الحسن العسکریّ عجّل الله تعالی فرجه تنها مانده ایم. هر دو، دوران سخت و جانکاه غیبت را می گذرانیم، اما او کجا و ما کجا؟ او چه سان و ما چه سان؟ و ما در سر، سودای آن داریم که او نوای حزینمان را در بامدادان جمعه ای از جمعه ها پاسخ گوید، آن گاه می گوئیم:متی ترانا و نریک و قد نشرت لواء النصر تری


یا امیرالمومنین! به رغم آنان که تنها به فاصله هفتاد روز، به نامردمی، پیام و کلام پیامبر صلّی الله علیه و آله را در مورد شما به فراموشی سپرده، از آستانتان روی گرداندند و خفّت به بار آوردند، اینک خدای جهان را - به تمامی جان و از سویدای دل - بر این فضل و هدایت شاکریم که با گذشت چهارده قرن از آن روزگاران، و در پی نزدیک به دوازده قرن از میلاد و آغاز غیبت موعود بزرگوار غدیر، همچنان به پایمردی و استوارانه، بر عهد ولایت این خاندان - علی علیه السّلام در آغاز و مهدی عجّل الله تعالی فرجه در انجام - ایستاده ایم. و امید که عزت به بار آوریم. اینک پیروزمندانه، حماسه چشم به راهی می سرائیم، و سرود انتظار سر می دهیم.

وَ مَا کُنَّا لِنَهتَدِیَ لَولَا اَن هَدَانَا اللَّـهُ

افتخار ما این است که اسلام ما اسلام از حرا تا غدیر از غدیر تا عاشورا از عاشورا تا ظهور مهدی است و به کوری چشم دشمنان امیدواریم غدیر همچون نوری بر همه عالم بتابد. آنچه که بر گونه غدیر، رنگ جاودانگی می‌زند؛ و اهمیت این واقعه را مضاعف می‌گرداند، نزول 2 آیه از قرآن‌کریم، یکی آیه 67 سوره مائده و دیگری آیه 3 سوره مائده، در ارتباط با این رویداد بزرگ است که طبق نظر مفسران نام‌آور شیعه و سنی، شأن نزول این آیات، مربوط به واقعه غدیر خم می‌باشد. بر این اساس و بر طبق آنچه که گذشت، به خوبی آشکار می‌گردد یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام که در بین عامه مسلمانان، واقعه‌ای مسلم، پذیرفته شده و قطعی تلقی می‌گردد، واقعه غدیر خم است.

http://harfeakhar.com/_files/images/article/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%20%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87%20%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1%20(2).jpg

پانوشت:

۱- سوره مبارکه مائده، آیه ۳: “امروز دین شما را کامل کردم “.
۲- سوره مبارکه مائده، آیه ۵۵: “سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانى اند که ایمان آورده اند.”
۳- “من دو چیز گرانبها از خود به جا مى گذارم کتاب خدا و اهل بیتم . از پروردگار خواستم که آن دو را با هم قرار دهد و از هم جدایشان نسازد خداوند هم اجابت فرمود”این حدیث در کتب و منابع روایى اهل سنت به صورت هاى مختلف و به طور متواتر نقل شده است از باب نمونه به صحیح مسلم ۷: ۱۲۲؛ سنن ترمذى ۵: ۶۶۲٫
۴- بحارالانوار ۲۴: ۲۳۸، ۴۶: ۳۵۰؛ الکافى ۸: ۳۱۱؛ “قرآن را فقط کسى که طرف خطاب آن است مى فهمد.”
۵- الاستیعاب ۳: ۴۰؛ فیض القدر ۳: ۳۵۷٫ “اگر على نبود عمر هلاک مى شد”
۶- سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۴۴: “آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب برمى گردید.”
۷- سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۸۵: “هرکسى مرگ را مى چشد”
۸- فیضى از وراى سکوت: ۲۷٫
منابع :
-ماهنامه گلبرگ
-کتاب خطبه غدیر علامه امینی
-مقاله ولایت پذیری محبوبه مقدادی

منشا عظمت غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه سوم مهر ۱۳۹۳ |

قال الله تبارک و تعالی فی کتابه الکریم :"یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللَه یعصمک من الناس "ای پیامبر ابلاغ کن آنچه را در رابطه با علی بن ابیطالب به تو نازل کردیم که اگر این کار را انجام ندهی رسالتت را انجام نداده ای .

وقتی خداوند بر بندگان لطف می کند وشریعتی از جانب خود توسط پیامبر(ص) وضع می نماید این شریعت ودین از چنان اهمیت وفضیلتی در نزد خدا برخوردار است که هیچ چیزی در مقابل آن قابل مقایسه نیست.واقـعـه ی غـدیـر و مـعـرفـى امـام عـلى (ع ) بـه خـلافـت و جـانـشـیـنـى رسـول خـدا(ص) در آن روز، از چـنان عظمتى برخوردار است که در اواخر رسالت پيامبر اسلام (ص) در بازگشت از حجة الوداع در منطقه اي به نام غدير و در حضور بزرگان، صحابه و ده ها هزار نفر از مسلمانان از نقاط مختلف جهان اتفاق افتاد. اين واقعه تاريخي آن قدر مهم است که در اصل آن هيچ ترديدي ميان شيعه و اهل سنت وجود ندارد.

در تمام احکام و فروعات دینی دستور به پافشاری برای انجام داده نشده بلکه به پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده بگو نماز بخوانند و نگفته برای نماز از آنها بیعت بگیر و اگر این کار را نکنی رسالتت را انجام نداده ای و همینطور برای حج و ... ولی برای ولایت با شدت علی حده ای دستور به این کار داده است . و با تمام فشارهایی که از سوی منافقین پیامبر را تهدید میکرد و چه بسا منجر به قتل پیامبر میشد باز خداوند میفرماید باید اینکار را بکنی و من ضمانت میکنم که از شر منافقین در امان باشی .پس می بینیم که مسأله ولایت چقدر واجد اهمیت است که خداوند پیامبرش را تهدید میکند که اگر این کار را انجام ندهد 23 سال خون دل خوردنها و زحمتها و مصیبتها و ... را نادیده گرفته و خط بطلان بر تمام این 23 سال کشیده .

خداوند به پیامبر(ص) دستور می دهد امام و الگوی بعد از خود را معرفی نماید تا شریعت بدون مجری باقی نماند.  همان شریعتی که ضامن سعادت بشر است.  پس فلسفه عظمت غدیر وتعیین مولا علی(ع) به عنوان امام، بر می گردد به فلسفه عظمت شریعت خداوند وضرورت واهمیت آن .با این دلایل بدرستی روشن می شود اینکه چرا خداوند اینقدر به قضیه غدیر فضیلت می بخشد و ما نیز باید به آن، فضیلت ببخشیم و البته این هم روشن خواهد شد که این فضیلت را از جانب خدا به غدیر داده شده نه اینکه شیعیان بنابر احساسات وتعصبات خود غدیر را بزرگترین عید می خوانند.

در روایتی از امام باقر علیه السلام وارد شده است که:اسلام بر پنج پایه استوار است:"نماز- زکات-حج -روزۀ- ولایت .در چهار قسمت از این احکام تخفیفی منظور شده است ولی در ولایت تخفیفی نیست ؛لذا کسیکه ثروت ندارد زکات بر او نیست ، کسی که مالی نداشته باشد (مستطیع نباشد ) بر او حج واجب نیست کسی که بیمار باشد ونتواند نماز را ایستاده بخواهد نشسته بخواند وایستادن برای او لازم نیست وروزۀ رمضان را افطار کند  ولی پایبند بودن به ولایت واجب است  فرقی نمی کند بیمار باشد یا سالم فقیر باشد یا بی نیاز  .

 لازم به ذکر است که منظور از ولایت ؛قائل بودن به امامت وخلافت و وصی پیامبراکرم، حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالبوآخرین آنها وجودمنجی عالم بشریت ،حضرت صاحب العصر والزمان (عج)می باشدکما اینکه ولایت ستون خیمه اسلام است و هرچقدر این ستون را محکم نگه داریم خیمه پا برجاتر خواهد ماند و در سایه آن، مردم در امنیت و آرامش زندگی خواهند کرد.

فرهنگ غدیر بالاترین فرهنگ برای سعادت بشریت است و باید این فرهنگ عظیم را در قالب جشن ها و برنامه های متنوع مذهبی و سازنده نهادینه کردبهترين پيام غدیر اين بود كه آن‌هايي كه عقب مانده‌اند و جلو رفته‌اند برگردند و با علي بروند؛ همين مساله تداوم راه اسلام ناب محمدي، با ولايت و تبعيت از وصي رسول رب‌العالمين است.کما اینکه ما اگر ولي داشته باشيم و ولايت‌پذير و ولايت‌مند باشيم، به طور يقين آرامش، امنيت و حريت داريم و آزاد و آزادمنش خواهيم بود كه اين واقعه را در كربلا هم ديديم.

لذا باید از آن وقایع درس بگیریم و همه یک صدا پشتیبان ولایت فقیه باشیم تا دشمنان انقلاب نتوانند به مملکتمان آسیبی برسانند.پس اگر می خواهیم از غدیر قدردانی کنیم به صرف جشن گرفتن نباید اکتفا شود بلکه این روز  روزیست که  باید تجدید پیمان و عهد با امام زمان(عج) ببندیم خلاصه اینکه مسأله ولایت از مهمترین مسائل دین ماست و باید بر تبلیغ آن پا فشاری کنیم و مبادا ذره ای در حق مولایمان علی کم کاری کنیم .

روز غدیر، روز ارزش‌هاست
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۳ |

 یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبّکَ…

http://rasanews.ir/Images/News/Smal_Pic/29-7-1392/IMAGE635180474167968750.jpg

گرچه خداوند در سوره مبارکه مؤمنون بعد از آفرینش انسان سخن از ﴿تَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ﴾ را مطرح فرمود لکن حسن خلقت و تمامیّت این برکت در سایه خلافت و ولایت انسانهای کامل است که آن را در سور‌ه مبار‌که مائده تشریح فرمود. اگر فرمود: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی﴾ نشان آن است که آن دینی را که خدا می‌پسندد دینی است که از خلافت اولیای الهی و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم الصلاة و علیهم السلام) بهره‌مند باشد از چنین دینی تعبیر به دین مرضیّ کرد فرمود: ﴿وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً﴾ بنابراین حسن خلقت انسان در آن است که به مقام ولایت برسد وقتی خدای سبحان به عنوان تبارک تجلّی می‌کند که کسی مانند علی‌بن‌ابی‌طالب در غدیر منسوب به ولایت بشود و جامعه اسلامی و الهی از علوم و اعمال صالحه آن ولیّ مطلق طرْفی ببندد چنین جامع‌ای از دینی برخوردار است که خداپسند است بنابراین تبرّک انسان در سایه عمل به دستورهای ولیّ خداست و چون ولایت اهل بیت از قرآن کریم جدا نیست و قرآن حکیم از ولایت اهل بیت جدا نیست زیرا اینها دو وزنه وزین ناگسستنی هستند.


اگر هوای نفس در مِنی قربانی نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشکل است ، حضرت ابراهیم(ع) با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه کرد که به جای فرزندانشان، گوسفند قربانی کنند و حضرت محمد صلی الله علیه و آله بشریت را بیمه کرد که به جای پیروی از ناحق از حق که همان امام علی(ع) است، تبعیت کنند و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین کامل شد.  مبدأ همه‌ي تحولات، انسان و شخصيت انسان است و تا خود را نساخته‌ايم و متحول نكرده‌ايم، انتظار تحول در ديگر ابعاد جامعه، از جمله در علوم انساني، توهمي بيش نخواهد بود. پيام قربان تا غدير اين است كه بدترين انحطاط و بزرگ‌ترين ستم بر خود، جامعه و مردم، عوام‌زدگي و عوام‌فريبي می باشد.


غدیر تنها یک حادثه طبیعی در گذرگاه زمان نیست، بلکه درخشش نور هدایت خداوندی، در سراسر هستی است . غدیر یک رخداد ساده در بستر تاریخ نیست، بلکه پیام جاودانی اسلام برای همه نسل ها در تمام عصرهاست.  غدیر موضوعی ساده از معارف اسلامی نیست؛ بلکه ملاک و معیار راستینی برای ایجاد وحدت اسلامی با همه اختلافات نژادی و فرهنگی است، غدیر معرفی بزرگترین آزادمرد بشریت است که کارنامه زندگی آن، سراسر افتخار، عزت و مجاهدت منحصر به فرد و مایه مباهات آزاد اندیشان است. غدیر موضوع جهانی است و اختصاص به مردم ایران ندارد و همه انسانها لازم است نسبت به  این مسئله شناخت کامل داشته باشند.  عید غدیر تکمیل کننده نبوت و دین است، زیرا غدیر ادامه همان هدایت گری انبیاء به شمار می رود، بنابراین انسانی که ولایت را نپذیرد در حقیقت دین او کامل نشده است.پیام غدیر باید مرز زمان را در نوردیده و از انحصار مکان بیرون آید و در تمام عصرها و برای همه نسل ها طنین انداز شود و همه را در بر گیرد.

خداوند متعال ولایت را کامل کننده دین دانسته و بر تبعیت از ولایت تاکید فرموده است.غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشیدى است عالمتاب. حقیقت این است که شیعه برای غدیر و غدیر برای همه چیز است. شیعه با غدیر معنی پیدا می‌کند و با غدیر هویّت خود را می‌یابد. هویّت و شخصیت شیعه غدیری است؛ غدیر، رمز پایداری و استقامت آزادمردان جهان در طول تاریخ است. غدیر، حقیقت اسلام و حقیقت ادیان الهی است.

برکه جوشان غدیر است که تشنگان حقیقت و عدالت را در طول تاریخ سیراب می‌کند و درخت تنومند خداپرستی و توحید و نبوّت را آبیاری می‌نماید. آنان که از این چشمه گوارا نوش جان کردند حیات ابدی یافته و زندگی برایشان معنی پیدا می‌کند و آنان که قطره‌ای از غدیر با برکت نوشیدند به حوض کوثر نبوی اتصال پیدا نموده که لا ظَمَأ بعدَها.در غدیر، عترت، همتاى قرآن معرفى مى شود: إنّى تارِک فیکُم الثَّقَلَینِ کِتابَ اللّهِ وَ عِترَتى ، و این دو همتاى وزین تا همیشه، جدایى ناپذیرند: لَن یَفتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الحَوضَ.

سخن از غدیر است، و از قدر دریایی که در غدیر، بر تمامی سرزمین های تفته و خسته، جاری شد و در دل کویر، گلبوته ها رویانید، و باور سرخ خاک را تا سبزنای افلاک، وسعت بخشید. و دریا را بنگر که دلی دارد روشنتر از فروغ پگاهان! لطافت گلبرگ های بهاری را نشانه است.موج خیز هیچ حادثه ای تن تناورش را نمی لرزاند! عصاره نور است و فشرده نعمات، و دریای تسلای جوشش همه چشمه سارهاست، فواره های رحمت، از دل دریا جوانه می زند و آبشار هرچه نیکی، قدرت از او دارد.

غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، افقى است بى کرانه و کوثرى است که فنا برنمى دارد. واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود، بلکه غدیر نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوت حکایت مى کند. غدیر در محتوا و روح حقیقی خود فقط متعلق به شیعیان نیست، بلکه به همه دنیای اسلام تعلق دارد. مقام معظم رهبری(حفظه الله)
 
پس عترت بسان قرآن است و اوصاف قرآنى دارد. اگر قرآن خود را نور، هادى، بَیان، تِبیان، شِفاء، حَقّ وصف کرده، عترت نیز چنین خواهد بود، چرا که نور و ظلمت، هادى و مضل، شفاء و درد، حق و باطل، بیان و ابهام همتاى هم نیستند،تنها نور با نور، حق با حق، شفاء با شفاء و… مى توانند دو ثقل جدایى ناپذیر باشند، و این یعنى عصمت عترت، یعنى حجیّت کلام، فعل و تقریر آنان.
 
زیرا آنچه نور است، ظلمت را در آن راهى نیست، و آنچه حق است، از باطل به دور است، و هادى، از اضلال مبرا است، و بیان و تبیان، مجمل نیست تا روشنگر بخواهد و این یعنى عصمت و حجیت سنّت آنان.فَماذا بَعدَالحَقِّ اَلاَّ الضَّلال.در غدیر، عترت به مقام مولایى و جانشینى رسول الله(ص) برمى نشیند. رسول صلا مى دهد: اَیُّهاالنّاسُ مَن اَولى بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفَسِهِم؟ امّت پاسخ را به خدا و رسول وامى گذارد و پیامبر‌(ص) مى‌فرماید:اِنَّ اللّهَ مَولاى وَ اَنَا مَولَى المُؤمِنینَ وَ اَنَا اَولى بِهِم مِنَ اَنفُسِهِم.مسلمانان به مولایى و اولویت رسول اعتراف مى کنند و ایشان این منصب را به جانشین خود وامى گذارد و مى گوید: فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِىّ مَولاهُ

غدیر در اسلام به منزله شناخت حقیقت و دستیابی به سعادت از مسیر درست و شفاف است. غدیر حساس ترین فراز تاریخ و اساسی ترین پیام اسلام است. غدیر، سندی برای تداوم خط رسالت در جلوه امامت و خلاصه و ادامه مکتب وحی است.عید غدیر آغاز زیبایی برای ورود به ساحت جامعیت امام علی(ع) است که در زهد، فوق همه زاهدها بود، در جنگ فوق همه جنگجویان و در قدرت فوق همه قدرتمندان بود.

زلال غدیر سرچشمه ای خروشان و پرجوش است که همواره تشنگان وادی عشق الهی را سیراب کرده و کتابی مبین است تا ما پیوسته در آن نظر کنیم و راه وروش زندگی را از آن بیاموزیم وهر چه بیشتر در روشنگری راه ولایت تلاش کنیم.غدیر، فقط یک واقعه تاریخى نیست؛ بلکه اعتقاد ماست. غدیر، تأییدی است بر مسئله ولایت از امام علی(ع) تا امام زمان(عج) و ولایت فقیه در زمان غیبت آن خورشید فروزان.

غدیر، تعیین کننده خط و مشی همه مسلمانان تا آخرین روز دنیا است و ولایت مداری و استمرار بیعت با ولایت مهم ترین درس غدیر است.غدیر، روز میثاق و روز بیعت تازه با مولای انسانیت و با یگانه امام دادگستر و بر پا کننده حکومت عدل واحد جهانی است غدیر،اوج ابلاغ ولایت است که آیه اکمال در شأن آن فرود آمد و امام على‌(ع) در خطبه غدیریه بدان استناد جُست، و براى ماندگارى آن در جان و دل مسلمانان، آداب شرعى و دینى برایش منظور گشت.


غدیر؛ روز رمز وراز اکمال دین ،اتمام نعمت پروردگار،ریشه ی تمام فضیلت ها ،شرافت ها،ارزش ها وبه تکامل رسیدن هاست. گر غدیر نبود عشق می مرد ورسالت ناتمام می ماند وگل واژه های شهادت وایثار بی معنی بود. غدیرخم؛ حادثه ی مهم وبزرگی است که باید دهن به دهن به نسلهای آینده انتقال داده شود واگر امروزه مسئولین ارزشمند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فاصله ی بین عید سعید قربان تا عید سعید غدیر خم را به عنوان دهه امامت وولایت در سطح کشور نام گذاری کرده اند، به دلیل این است که پیام غدیر را به مردم برسانیم .

غدیر رازی نهان از اسرار ملکوت برای خاک نشینان شد، دل، عشق آن را پذیرفت و جان و چشم بصیرت آن را شناخت و بکار گرفت، نه به‌عنوان یک واقعه‌ی تاریخی، بلکه به‌عنوان خود تاریخ به بلندا و پهنای آن، علم به فرصت حضور حضرت آدم (ع) تا خاتم و یوم الحساب علی متعلق به بشریت است" و" عیدهای اسلامی همه حجت و برهان الهی برای بیداری، هدایت ، روشنگری و آگاهی بشریت است. غدیر روز میلاد امامت, تولد عدالت، در حیات بشریت برای رسیدن به کمال، سعادت و تاریخی است که سرنوشت اسلام در آن رقم خورد، دین خدا در آن روز کامل و رضایت معبود حاصل و باغ نبوت ثمر داد.  اگر "عید قربان" ایثار و ذبح نفسانیات و نفس اماره است "عید غدیر" (افضل الاعیاد) بیعت و پیمان انسان‌ها با خالق معبود خود است.

خطبه غدير درياي معارف است. چه مي‌خواهي كه در اين خطبه نباشد. توحيد و خداشناسي، نبوت، امامت، معاد،ولايت،عرفان، فضيلت،نصيحت،سياست، مردم، عشق، عاطفه...آخرين پيامبرخدا صلي الله عليه وآله كه آيينش كامل‌ترين دين و آيين است، مهمترين و آخرين توصيه‌ها و والاترين معارف را در قالب رساترين كلمات كه خطبه غدير ناميده شد، بيان نمود تا سندي براي هدايت بشريت باشد.

خطبه غدیر خلاصه و چکیده بیست و سه سال نبوت پیامبر است. مجموعه‌ای عظیم از معارف است که دریای نبوت و ولایت را به آسمان بی‌انتهای توحید متصل می‌کند.در اين خطبه شريف خداشناسي و معرفت به پروردگار عالم با زيباترين عبارات و كلمات، شناخت پیامبر و امام، با مستحكم‌ترين استدلال‌ها و واژه‌ها بيان گرديده و صراط مستقيم و راه هدايت و سعادت بشر، با روشن‌ترين بيان، توضيح داده شده است. هرکه می‌خواهد ولایت را بشناسد و از مقام و جایگاه مولا آگاه شود، باید خطبه غدیر را بفهمد و درک کند.

خطبه غدیر، عامل افتخار و مباهات است. شنیدن توصیف جان از زبان جانان، پرنده روح را آنچنان به وجد می‌آورد که می‌خواهد قفس تن را بشکند، به آسمان رود و عشق را طواف کند. آنچه كه در توصيف پيشواي مومنان در اين خطبه آمده، شراب طهوري است كه ولايتمداران را مست عشق مولايشان كرده و دل‌هايشان را به محبت مولايشان محكم‌تر خواهد نمود.از سوي ديگر درک و فهم خطبه غدیر عاملي براي شکر و نشاط است. با تامل در آن، حس شکرگزاری عجیبی به انسان می‌دهد که در پرتو آن هیچ کمبود و نقصی را احساس نمی‌کند به گونه‌ای که اگر تمام دنیا را هم از او بگیرند باز هم سجده شکر بر آستان پروردگار می‌گذارد که الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابی طالب.



خطبه غدیر کانون مهم تعقل و عواطف است و بکار گیری هریک می تواند عامل مهمی در مقابله با دشمنان باشدخطبه غدیر مغفول مانده است، باید خطبه غدیر بیشتر مورد توجه قرار گیرد چون از اهمیت بسیار والایی در جامعه اسلامی برخوردار است. عزت و عظمت امروز دنیای اسلام مدیون واقعه غدیر و انتخاب نخستین امام شیعیان به عنوان رهبر جامعه اسلامی است غدیر اسلام را در برابر هر گونه توطئه و خطری بیمه کرده است. انتساب این واقعه تاریخی به امام اول شیعیان مایه مباهات و افتخار است و می توان از این مناسبت درس ها و روشنگری هایی جستجو کرد که در بسیاری مقاطع حساس کارساز و کارآمد خواهد بود. عید غدیر محدود به مسلمانان و شیعیان نیست، بلکه یک جشن تاریخی برای همه انسان هاست.عید غدیر، یک عید اصیل و بزرگ اسلامی است.

http://namazportal.ir/pictures/gallery-pic/aminhossein_16120000_1.jpg

آنچه در غدیرخم روی داد به واقع نتیجه زحمات و رنج های 23 ساله رسالت بود که خط مشی آینده مسلمانان را رقم زد و اتمام حجتی بود برای آنانکه بعداز پیامبر(ص) به دنبال هدایت و سعادت بودند. این رخداد بزرگ تاریخ اسلام می تواند نقطه اتحاد مذاهب و فرقه های مختلف اسلامی حول محور ولایت باشد و تمامی مسلمانان در یک مسیر حرکت کنند و با بهره گیری از این معادن حکمت و علم و معرفت، جهانی پر از عدل و داد را رقم بزنند.
هیچ نظامی به اندازه نظام اسلامی ولایی نیست.  عید غدیر بیان نوعی از حکومت است،  آنچه در غدیرخم مطرح شد، ادامه آن در جمهوری اسلامی در حال ارائه شدن است. نظام اسلامی با تمام نظام ‌های جهان تفاوت دارد، برخی از کشورها خودشان را نظام اسلامی می‌دانند اما نظام آنها نیز ولایی نیست. غدیرخم یعنی حکومت اسلامی و ولایی که در آن امام معصوم (ع) در راس قرار دارد و در دوران غیبت نیز ولی فقیه وظایف امام معصوم (ع) را انجام می ‎دهد.


شعاعی از غدیر در ایران تابید و انقلابی به این عظمت به وجود آورد، انقلاب اسلامی ایران شعاعی از غدیر است و این ملت را از ذلت به قله عظمت و عزت رساند.انقلاب اسلامی محصول و عصاره غدیر است،  امروز انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به برکت انوار نورانی غدیر در عرصه بین المللی عزت و آبرو دارد.  بیداری اسلامی که امروز در خاورمیانه اتفاق افتاده به برکت انوار غدیر است. اگر امروز شعاعی از غدیر به هر کشور اسلامی بتابد وضع مسلمانان این گونه نخواهد بود که دو میلیون یهودی از گوشه کنار دنیا جمع شوند و نخستین قبله مسلمانان را اشغال کنند و بیش از یک میلیارد مسلمان جهان حریف اشغالگری این دو میلیون یهودی بی خانمان نشوند.امروز به برکت نعمت ولایت فقیه و تابشی که از شعات غدیر به جامعه اسلامی می تابد نظام اسلامی در جهان عزت و عظمت دارد.


واقعه ی بزرگ غدیرخم؛این درس را در طول تاریخ غنی اسلام به ما بشریت داد که همگان،همیشه پیرو ولایت باشیم، ولی امر زمان خود را بشناسیم ،از اواطاعت بکنیم وائمه اطهار (ع)را برای خودمان سرمشق والگو قرار بدهیم.تحکیم بیعت با ولایت مهم‎ترین درس غدیر است و همان گونه که پیامبر اکرم(ص) پس از نصب امام علی(ع) به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند، در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر، تجدید آن بیعت سفارش شده است؛ بنابراین زیارت امیرمؤمنان و سایر ائمه مستحب است.

امروز شیعه شناسی به عنوان یک کرسی در دانشگاه های اسرائیل  و کشورهای اروپایی و آمریکا  تدریس می شود، همه این ها به برکت غدیر است که باید در جهت حفظ آن تلاش کنیم. مبادا غدیر را به گونه ای تفسیر کنیم که منشأ اختلاف، شقاق و بدبینی در صفوف امت اسلامی به وجود آید و این خلاف فلسفه غدیر است. باید از غدیر دفاع  و در جهت احیای آن گام برداریم و برای گسترش آن تلاش کنیم، باید مراقب باشیم که غدیر منشأ وحدت و انسجام اسلامی باشد و نه بستری برای اختلاف و انشقاق شود.  اختلاف امروز تنها دستور کاری است که روزی میز دشمنان قرار دارد،  اختلاف میان مردم، شیعه و سنی مهم ترین برنامه و تلاش دشمنان در جهت تضعیف جایگاه اسلام ناب است.


عید غدیر از بزرگ‌ترین و مهمترین اعیاد اسلامی است که باید نسبت به آن توجه کافی و لازم انجام شود. واقعه غدیر یک حرکت و جریان معمولی در عصر 1400 سال پیش نیست بلکه بمربوط به همه اعصار و همه بشریت بوده و باید در تمامی زمان‌ها به پیام های آن توجه شود. همانطور که عاشورا به خوبی به جهانیان شناسانده شده است باید پیام های واقعه عظیم غدیر را در گستره ای وسیع به جهانیان معرفی کنیم.غدیر به یک یا چند روز، چند سال یا چند قرن خلاصه نمی شود و باید در حد توان و امکانات برای تبلیغ و ترویج مفاهیم غدیر بکوشیم.

عید غدیر عید جدایی حق از باطل است عید غدیر عید بزرگ شیعیان و فرصت طلایی برای ترویج فرهنگ علوی در جامعه است. عید غدیر روز ولایت و تکمیل کار خداست.غدیر نقشه راه و چشم انداز حرکت همه بشریت در مسیر تکامل است و محدود به زمان خاصی نیست و تا قیامت ادامه دارد. غدیر بیانگر بقای رسالت پیامبر اکرم (ص) و دوام دوره الهی آن حضرت در تجلی‌گاه وجود حضرت امیرالمؤمنان علی (ع) است.بایدغدیر را به عنوان تعظیم شعائر دینى بزرگ داشت و بر شکوه آن افزودو ارزش‌های نهفته در آن را بیان و ترویج داد.

غدیرخم به عنوان نقطه عطف ولایت علوی است. غدیر هویت ماندگاری از تاریخ بشریت است که در پناه و سایه امامت امتی را به سوی نور هدایت، رهنما کرد. غدیر امتداد مسیری نورانیست که سر منشا آن نشات گرفته از حریم نبوی است که آسمان شیعیان جهان را با دوازده ستاره منور کرده است. آسمانی که در آن شمیم ولایت و سفیر هدایت در آسمان آن طنین انداز گشته است.


به واقعه غدیر خم و ماجراهای متعاقب آن نباید تنها به صورت یک داستان نگاه شود. جامعه و امت اسلامی این حادثه را باید محور حرکت خود قرار دهند و حول آن حرکت نمایند. جامعه و خانواده ها باید با آشنایی با ماجرای غدیر، هویت اسلامی خویش را درک کنند و پشتیبان ولی امر خود باشند. تفکر آینده نگرانه پیامبر بزگوار اسلام در روز غدیر، اتخاذ تصمیمی بزرگ به دستور الهی بود تا از گسست و جدایی امت اسلامی جلوگیری شود. اما افسوس که بصیرت کم عده ای حبل اامتین مستحکم الهی را گسست و چاه را همنشین و همدم مولای متقیان کرد. تمسک جستن به حبل الله و گردن نهادن بر فرمان الهی و رسول خدا و جانشینان وی و ولی امر مسلمین روشنگر راه و هدایت گر مسیر جامعه است.

 توحید از مسیر امامت، نبوت از طریق امامت و معاد از طریق امامت شکل گرفته و ادامه می‌یابد.غدیر عاملی برای تداوم حیات و بقای عالم است و همین جا است که به سخن امام راحل توجه می‌کنیم که فرمودند غدیر چیزی بر مولای ما نیفزود بلکه مولای ما به غدیر ارزش داد و غدیر را غدیر ساخت. غدیر روزی است که رسالت به امر خدای تعالی به دست پیامبر(ص) به امر المومنین(ع) رسید. غدیر روزی است که حضرت علی(ع) به عنوان نمونه بارز انسان الهی برای الگو گیری به جامعه بشری معرفی شد. نیاز امروز جامعه نیز تاسی از سبک زندگی، شیوه حکومت داری با توجه به آموزه های علوی است. غدیر در واقع به مهمترین و تعیین کننده ترین مسئله هر جامعه و ملتی پرداخته است و بنابر دیدگاه رهبری غدیر ارایه دهنده الگوی مدیریت اصیل اسلامی در جامعه است اهميت عيد غدير در اين است که امامت و ولايت و فلسفه پيام غدير نياز ديروز، امروز و فرداي جامعه بشري اسلامي است

غدير امروز نياز مردم ماست چرا که شبهات زيادي درباره دين مطرح است و غدير باطل‌کننده فلسفه جدايي دين از سياست است.پیام رفیع غدیر می تواند زمینه ای باشد تا بسیاری از قیام های جهان به پیروزی برسد.  غدیر یک مفهوم قطعی و مسلم است که بر زبان های مختلف بیان شده و همه بر آن تاکید دارند. بازسازی مبانی فکری و سیاسی و تشکل حکومت در اذهان ملت های مسلمان از مبانی اصلی در اثبات کارآمدی فلسفه غدیر است و این کارآمدی در طول انقلاب اسلامی به اثبات رسیده است. غدیر در واقع تشخیص راه از بیراهه است. اگر جهان اسلام آموزه های علوی را فرا بگیرند وحدت محقق خواهد شد. غدیر باطل کننده سفسطه شعار جدایی دین از سیاست است. شناخت غدیر امروز نیاز ضروری ماست.

اوّلین وظیفه ما معرفت قرآن و عترت است بعد آشنایی به اخلاق و اعمال و عقاید آنهاست بعد ایمان به آنهاست بعد عمل به دستور آنهاست بعد نشر مآثر و آثار آنهاست تا این‌چنین دین را ذات اقدس الهی به احسن وجه بپذیردجامعه و امت اسلامی با آگاهی نسبت به مسئله غدیر باید چشم و گوش خود را به روی واقعیت باز کند و از هر گونه انحراف از خط امامت دوری بجوید. کالبد امت اسلامی بدون دمیدن روح امامت به آن، جسمی سرد و مرده خواهد بود. عید غدیر، عید ولایت و فرمان بری از ولی امر است تا اتحاد در جامعه اسلامی حفظ شود و جامعه در مسیر هدایت به حرکت خود ادامه دهد و از حرکت باز نایستد. لزوم داشتن بصیرت در تمام قرون و دوره ها می تواند مددرسان جامعه در شتناخت ولایت باشد.

شناخت صحیح از واقعه غدیر باعث فهم دین می شود، هر کس بتواند واقعه غدیر را به درستی بشناسد به حقیقت دین اسلام پی برده چرا که اطاعت از ولایت و امامت تنها راه نجات مسلمانان است. فرهنگ غدیر باید در جامعه ترویج یافته و جوانان و نوجوانان بیش از پیش با این واقعه بسیار ارزشمند آشنا شوند. دوری از غدیر، ظلمت، جهل، بدبختی، بیچارگی و ذلّت و زبونی است و نزدیکی به غدیر، حیات طیّبه انسانی و رشد و شکوفایی و سعادت دنیا و آخرت است.


روز غدیر، روز ارزش‌هاست،‌ما باید بتوانیم فرهنگ غدیر را آنچنان که حق آن است ادا کرده و همانند فرهنگ عاشورا در بین مردم و جامعه نهادینه کنیم. اگر مردم با فرهنگ غدیر آشنا شوند و به اهداف والای آن توجه داشته باشند، بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی رفع خواهد شد. تک تک افراد جامعه بویژه رسانه ها تلاش کنند تا غبار مظلومیت از چهره غدیر بزدانید و اهداف والای این روز بزرگ را در جامعه گسترش دهند.ما که سر مست جام ولای غدیر شدیم از هر آنچه داشتیم در این راه گذشتیم . ورق پایانی کتاب تنومند غدیر هنوز نوشته نشده است که تا ظهور موفور السرور آخرین خورشید سلاله غدیر این کتاب مفتوح و باز است و با امضای آن امام عزیز به سرانجام می‌رسد.

http://fatemi.persiangig.com/91/asrar/rahbari.gif

انما ولیکم اللّه و رسوله الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون:دوست‏دار شما خدای شما و پیامبر شماست و نیز آنان‏ که نماز میگذارند و همچنان بهنگام نماز از دستگیری‏ بینوایان نمی‏مانند شما را دوست می دارند.حق‌الناس و شخصيت و كرامت انسان را نمي‌توان و نبايد به هيچ بهانه‌اي ناديده انگاشت و رفتار علي(ع) مي‌گويد كه اگر در گوشه‌اي از اين سرزمين، قطره‌ي اشكي به زمين ريزد يا آهي از سينه‌اي بر آسمان رود، بايد ترسيد و بر خود لرزيد كه آن‌چه اثر مي‌كند ناله‌ي مظلوم بي‌پناه است نه توپ و تانك و ناو و هواپيماي دشمن.امروز ما مدعيان تشيّع به‌شدت و بيش از هر زمان ديگر نيازمند اصلاح و بازنگري و آسيب‌شناسي در گفتار و رفتار خويش هستيم

«غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۳ |

http://ts2.mm.bing.net/th?id=HN.607998800531097245&pid=1.7

شیعه خبر نگار غدیر در جهان  و غدیر عید الله اکبر است روزی که رسول خدا(ص)در «حرای حق » به نبوت مبعوث شد، فرمان هدایت و سعادت انسان ها را در کف داشت.آن روز هم در «پهنه غدیر» و در جمع حاجیان وقافله ای که از زیارت کعبه بر می گشت و راهش حق بود و بارش ایمان و مقصدش «الله » ، وقتی به غدیر خم رسید به خطبه خوانی پرداخت ، چشم به افقی دوخت که پیام هدایت داشت و دستی را دید که خورشید نبوت به همگان نشان داد وگفت:هر که را باشم منش مولا و دوست ابن عم من علی، مولای اوست و گوش امت به دهانی بود که از وحی و غیب می گفت و به خدا وصل بود و دامن، دامن معرفت برای بندگان خدا هدیه می داد و خرمن،خرمن کرامت و معنویت پیش پایشان می ریخت، تا از وسوسه های نفس وتلبیس ابلیس و فریب نفاق رها شوند و همچنان «عبد خدا» و«مطیع رسول» بمانند. علی(ع)، برگزیده محمد(ص)نبود، بلکه منتخب خدا بود.پیامبراکرم(ص)تنها مامور ابلاغ پیام آسمان بود «بلغ ما انزل الیک من ربک» و اگر در آن نیمروز داغ، آن پیام را نمی رساند، رسالت الهی را به انجام نرسانده بود.

مردم پیمان ها بستند و تبریک ها گفتند و قول ها دادند اما.... تاریخ نشان می دهد شیطان نمی گذارد که بندگان خدا، راه بندگی را بی درد سر بپیمایند و به مقصد برسند؟!خطبه حضرت رسول در آن دشت سوزان، آب گوارایی برای روح های عطشناک بود که می رفت تا همیشه تاریخ را سیراب سازد.اما.... مگر گذاشتند که این زلال گوارا به جانهای تشنه برسد؟رسول خدا(ص)می خواست دست «امت » را در دست «امام » بگذارد،تا نه گمراه شوند و نه سرگردان، نه تشنه بمانند و نه در دام نفس بیفتند آن عهدها شکستند و آن پیمان هااز یادها رفت.افسوس که گروهی از امت، در کلاس درسهای نبوت و وحی، مردودشدند و آن همه «یاد» ها را به «نسیان » سپردند.هزاران دست بیعت گر کجا رفت؟ وفا با آل پیغمبر کجا رفت؟ اگر «مولی » ، «ولی » می شد، چه می شد؟ خلیفه گر «علی » می شد، چه می شد؟ ولی... خاتم دوباره بی نگین شد عدالت با علی خانه نشین شد.این بود که منشور بلند و جاودانه «خطبه غدیر» را سرود و به گوش تاریخ سپرد.

غدیر، روز بشریت و روز «انسانیت » است، عید پیمان و میثاق وعهد است.آیا دریغ نیست که بشریت امروز، علی(ع)را نشناسد و درک نکند واز زمزم زلال «علی شناسی » سیراب نشود؟ و دامن مهر در این دریانشوید و چراغ راه از این فروغ الهی نجورید؟!....رسالتی را که رسول در غدیر خم انجام داد، اطاعت امر خدا بودو حج آن سال، گرچه به «حجه الوداع » شهرت یافته است، لیکن درگذشته های دور و در متون کهن، از آن به «حجه الابلاغ » هم تعبیرشده است، که اشاره به همین فرمان «بلغ » است که نازل شد و چون ابلاغ انجام گرفت، آیه «اکمال دین » فرود آمد و حجت تمام شد وصراط، روشن گشت.

حرف وپیغام «غدیر» این است:آب را از سرچشمه باید خورد، میوه را از شاخه باید چید، چهره را بی پرده باید دید. جریان غدیر تنها یک رخدادتاریخی یا یک بحث روایی و سیاسی نیست و حتی به رغم تصور عموم،حد فاصل تشیع و تسنن در مسئله خلافت نیز نیست; زیرا این دو فرقه بر سر وقوع حادثه تاریخی غدیر، یا صدور روایت آن یا لزوم وجودامام و رهبر اختلاف ندارند. آنچه در این رهگذر مورد ابرام نقض وفریقان است لزوم تنصیصی بودن نصب امام و ولی است.

http://gol.sefaresh.net/uploads/posts/2012-10/1351421020_ghadir.jpg

شیعه این معنی را با توجه به دلایل قرآنی، روایی، تاریخی وعقلی اثبات می کند و معتقد است که باید خداوند «امام » را معین و منصوب کند.بنا بر این، غدیر معرف ولایت است; یعنی مظهر ولایت کبرای الهی(ولی الله)بر عالم و آدم است; به عبارت دیگر، غدیر سر فصل عقیده ای است که سرچشمه همه طاعت ها، و نمود رسالت و نبوت همه انبیا است. غدیر کلمه ای است که پیشوندش لاهوت و رسالت و پسوندآن امامت و ولایت است.غدیر جمله ای است که مبتدای آن توحید و خبرش معاد و ربطش ولایت است. پس بر ما است که با درک ربط توحید و نبوت و ولایت همه عقاید، اخلاقیات و اعمال خود را با ولی الله الاعظم(صراط مستقیم مجسم)بسنجیم و بر وفق آن رفتار کنیم.

راویان شیعه و اهل سنت، همه در کتابها نوشتند و در نقل هاآوردند.شاهدان، بارها برای اثبات حق، به «خطبه غدیر» استنادکردند.مولفان، برای اینکه حق این روشن و مسلم انکار نشود، صدها سندبرای غدیر و خطبه رسول خدا و بیعت مردم آوردند و ثبت کردند، تااگر «انصاف » در میان باشد و هدف، شناختن حقیقت باشد، نه انکار لجوجانه خورشید و نه کتمان حسودانه فضایل و نه ستیزعنودانه با «ولی خدا» و «وصی رسول » ، به این آینه بنگرند،آینه غدیر، که همه حقیقت در آن متجلی است.

امروز همه امت بزرگ اسلامی به ویژه عالمان دین و مبلغان گرامی برای نجات بشریت راهی بهتر از معرفی اندیشه امامت و فرهنگ غدیر ندارند.غدیر، فقط بحثی تاریخی نیست، غدیر، فقط بحثی اجتماعی نیست، غدیر، فقط موضوعی کلامی و عقیدتی نیست، غدیر تفکر شیعی و بی ارتباط با جامعه جهانی نیست.غدیر، حلقه وصل کننده تمامی بندگان خدا با پروردگارشان پس از انقضاء نبوت و ارسال رسل است. غدیر، پل ارتباطی جهت استفاده بهینه از قرآن و معارف الهی است. و بالاخره غدیر زمینه ساز حاکمیت سراسر الهی امام و امامت بر تمام جهان می باشد.

این است که «غدیر» را حلقه میانی «رسالت » و «امامت » می شناسیم و «ولایت » را تداوم «نبوت » می دانیم.غدیر، از سویی به «بعثت در حرا» وصل می شود و از سوی دیگربه «شهادت در کربلا» پیوند می خورد و فاصله میان حرا تا کربلارا دریایی از باورهای پاک و هدایتهای آسمانی پر کرده است که در«غدیر» تجسم یافته است.دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمد(ص)لبریز است وقامت دین در زلال «غدیرخم » انعکاس می یابد.«غدیر» ، هنوز هم چشمه ای لبریز از هدایت ها و کرامت هاست ودریایی مواج از آب حیات و باور و بصیرت، تا در کویر حیرت وهامون ضلالت، کام جانها را سیراب سازد و هادی اندیشه ها گردد.غدیر، یک «کتاب مبین» وسندی برای تداوم خط رسالت درجلوه امامت و صراط مستقیمی است که به سنت پیامبر خدا منتهی می شود.

«ابلاغ پیام غدیر» از بزرگ ترین وظایف مسلمانان ومبلغان است؛ پیامی که خداوند با آوای «یا اَیُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک»؛ پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود. و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را با متن استوار و پرفروغ و در شرائطی فراموش نشدنی به دهها هزار از افراد امّت ابلاغ کرد. غدیر مائده ای الهی است که بدون آن بشریت همیشه گرسنه و تشنه خواهد بود و در کنار آن عید ایمان و آزادی و عدالت برقرار می شود.

همه ی رسالت پیامبر یک طرف و رساندن پیامبر غدیر یک طرف دیگر. این یعنی این که ارزش پیام غدیر به تنهایی برتری داشت بر سایر دستورات و پیام هایی که از طرف پیامبر خدا در طول مدت رسالت23 خود به گوش مردم رسانده بودند. به بیان قرآن اگر ایشان پیام غدیر را که به گوش مردم نمی رساندند گویی که کاری اصلا نکرده بودند(سوره ی مبارکه ی مائده/ آیه ی شریفه ی67).  اما دلیل انتخاب ارزشمندامیرالمومنین (ع) و قرار دادن دستور و سفارشی به نام ولایت اهل بیت و اطاعت از ایشان میتواند این باشد که دین خدا معلم و مجری می خواهد و پیامبر خدا هم تا قیامت که نمی توانند زنده بمانند تا این کارها را انجام دهند. بنابراین باید بعد از نبود و رحلت ایشان افرادی باشند که راه و رسالت پیامبر را ادامه دهند. انسان نیاز به هدایت دارد و دین هم برای هدایت انسان آمده است. پس باید افرادی باشند که این دستورات را به انسان ها آموزش دهند

هدایت انسان ها ازعهده ی هر کسی بر نمی آید بلکه باید کسانی باشند که علم به این کار داشته باشند و این افراد جزء به انتخاب خداوند شناخته نمی شوند، این است که رسالت پیامبر از طریق امیرالمومنین و سپس امام حسن و امام حسین تا امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف ادامه یافته و در زمان غیبت امام زمان این رسالت و وظیفه ی سنگین بر عهده ی فقها و علمای بزرگ دین گذاشته شده است. شایسته است که شیعه ی امیرالمومنین قدر این دو نعمت( زندگی در عصر حاضر آن هم در کشور علوی و دیگری زندگی به مذهب تشیع )را بدانیم و با استفاده از این فرصت خوبی که در آن قرار داریم پیام غدیر را به گوش جهانیان برسانیم. این وظیفه ای است که پیامبر صل ا... علیه و آله و سلم از ما می خواهند. آنچه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در روز غدير بر همه ي مسلمانان تكليف فرموده اند. اين است كه اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمه معصومین را مولاي خويش بدانيم و قيد غلامي ايشان را بر گردن انداخته وبه لوازم آن مقيد گرديم.

اینک ماییم و علی(ع)که غدیر خم را از دریای فضایلش به موج نشانده است.اینک ماییم و غدیر، که مرامنامه مکتب ما و محور وحدت ما وچراغ راهمان و راه زندگیمان است.گرامیداشت غدیر، تکریم رسالت پیامبر(ص)و وحی خدایی است.بر این باوریم که در ادای تکلیف نسبت به «غدیر» ، قصورکرده ایم.می بایست «غدیر» را بیش از این، چونان مشعلی فرا راه اندیشه های بشری قرار دهیم و دین پژوهان و حقیقت جویان را بافرهنگ ژرف نهفته در غدیر آشنا سازیم و جامعه بشری را با دوچشمه فیاض و جوشان معرفت، یعنی «قرآن و عترت » آشنا سازیم.دو چشمه ای که یادگار پیامبر و میراث ماندگار آن رسول خاتم تادامنه قیامت است و خود او پیروان و متمسکان به این هر دو را که نام «ثقلین » بر آنها نهاده است، ارج نهاده و سلامتشان را از«ضلالت » ، تضمین کرده است.

تکریم غدیرارج نهادن به فضیلت های متبلور در وجود صاحب ذوالفقار و ساقی کوثر است.بها دادن به غدیر، ادای احترام به تکمیل دین و اتمام نعمت است.کاشتن بذر ولایت در جانهاست.نشان دادن خورشید به گرفتاران در ظلمتهاست.عید گرفتن غدیر، ارج نهادن به کرامت انسان است، چرا که غدیر،عید عدالت و رهبری، عید کمال طلبی و حق جویی، عید شعله افکنی براندیشه ها و امید آفرینی در دلهاست.امتی که پاسدار غدیر باشد، عاشوراهای مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت را شاهد نخواهد بود و ولایت در محاق غربت و تنهایی نخواهد ماند.دریغ و صد دریغ که کوردلان و خفاشان به تابش خورشید، دل ودیده نسپارند و به تیرگی و ظلمت خو کنند و همچون گله ای باچوپان باشند و راهی بی راهنما و شبی بی چراغ و کشتی ای بی ناخداو دشتی بی چشمه و کویری بی آب...!

«غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی است. غدیر آینه کوثر است. اگر کوثر در قیامت آب گوارای نجات بخش انسان است، غدیر در دنیا آب زلال امامت است که بدون نوشیدن از آن راهی به سوی «حوض کوثر» در شرائط کنونی که دشمن نه تنها پیروان علی علیه السلام و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص بزرگوار رسول اللّه صلی الله علیه و آله نیز اهانت می کندنیست بنابراین، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر است .در جریان غدیر سخن فقط از امامت علوی نیست. امامت همه امامان معصوم و جانشینان آنان در سراسر تاریخ است. غدیر یک تاریخ نیست، یک اندیشه و یک فرهنگ است؛ یک حادثه نیست یک حدیث و حماسه آسمانی است. اعلام یک رهبری نیست؛ اعلام نظام رهبری الهی در سراسر تاریخ است.

آنچه بشریت را از زندگی عصر جاهلیت ومدرن  قرن بیست و یکم نجات می دهدشناخت امامت الهی و غدیر است.سلام بر تو ای صاحب غدیر؛ سلامی به شکوه و عظمت غدیرت.یا علی، در کتاب تاریخ زندگی ات، روز غدیر برایمان زیباست و غدیرخم بی نام تو برای هیچ کس شناخته نیست. تویی که در روزی چون غدیرخم در زیر آفتاب سوزان، دستت روی دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به سوی آسمان ها بالا رفت، و همگان از زبان آن حضرت شنیدند که بعد از او اختیار تو بر مؤمنان از خودشان بیشتر است.

خداوند به دست تو باب رحمتش را بر خلق گشود. بهانه وپیام عظیم غدیر امامت تو بعد از نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله بود، که خداوند آن را برای همه مردم برگزید. و بدینسان غدیر، آن برکه گمنام، برای همیشه در تاریخ جاویدان شد.از واقعه غدیر چه بنویسم که خدا برایت نوشت: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ»؛ نعمت خود را با غدیر بر شما تمام کردم و افزود: «رَضیتُ لَکُم الاِسلامَ دینا».از روزی بگویم که حاجیان به تو شاد باش می گفتند، یا از آن لحظه بگویم که دست رحمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روی شانه تو آمد و تو را تا عرش بلند کرد؟

یکی از شاخصه های غدیر آیه «یا ایها الرسول ...» است که در ادامه آن، خداوند می فرماید: «وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»، یعنی اگر در ابلاغ این پیام ولایت کوتاهی کنی رسالت خدا را ابلاغ نکرده ای. چنین کلامی درباره هیچ یک از احکام الهی نازل نشده و پیداست که باید بالاترین مسائل اسلام باشد که چنین پیامدی برایش در نظر گرفته شده باشد. از سوی دیگر در چندین مورد خدا را بر این ابلاغ شاهد گرفتند که در هیچ یک از احکام الهی چنین نکردند. پیرو آن چندین بار از مردم خواستند که «حاضران به غائبان اطلاع دهند» که این را هم در هیچ یک از احکام الهی انجام ندادند. آیه «اَلْیَوْمَ اَکْمَلتُ لَکُمْ» نیز مانند آیه فوق درباره هیچ یک از احکام الهی نازل نشده، و لزوما باید مهم ترین احکام اسلام باشد که کمال دین با آن باشد. این سه مورد دلیل آن است که معنای ولایت در غدیر فراتر از محبت و همان وصایت و امارت و صاحب اختیاری مردم است که چنین محکم کاری درباره آن صورت گرفته است.

ای غدیر، از ما انتظارات زیادی داری و حق با توست که راه بلندی را به بهای سنگینی طی کرده ای تا به دست ما رسیده ای. قسم به عزیز تو که پیامبر او را از روی دست خویش به رخ جهانیان کشید، غدیری هستیم و غدیری خواهیم ماند.امروز شهد شیرین تر از عسل تو را می نوشیم و با آن زنده ایم تا فردا تو را در شفاف ترین آیینه ها جلوه گر سازیم و چهره زیبای تو را جام جهان نمای خلقت سازیم تا پرتو چهاردهْ معصوم پاک را در آن به تماشا بایستیم.سلام و درود بر آنان که چهارده قرن غدیر را با حفظ پیام آن به امروز رسانده اند و از سنگر غدیر دشمن اسلام را نشانه رفته اند، تا پرچم ولایت را بر بلندای تاریخ سرفراز دارند، و لبخند رضایت بر لبان تو، ای صاحب غدیر، نشانند.

متأسفانه آنچه از واقعه ي غدير تا كنون, مورد فراموشي قرار گرفته، توجه به لوازم مولويت است.از همان لحظات اوليه در سال دهم هجري بسياري از مردم، منافقانه با اميرالمؤمنين دست بيعت دادند و آنگونه كه پيامبر صلي الله عليه و آله دستور فرموده بودند با دل و جان، دست و زبان، تسليم علي بن ابي طالب عليه السلام نشده به مولوييتشان تن ندادند. هم اكنون كه ما بايد منصفانه درباره ي وضعيت خويش به داوري بنشينيم كه چقدر در انجام اين وظيفه ي قلبي و جوارحي خود موفق بوده ايم؟ حداقل در روز غدير كه متعلق به وجود مقدس ولي عصر مي باشد چقدر از صاحب غدير و حقوق ايشان ياد مي شود؟

 گاهي بي توجهي و غفلت شيعيان؛ نسبت به ايشان، چنين مي نمايد كه عهد پيامبر (ص)  در بين مسلمانان زمان غيبت هم به دست فراموشي سپرده شده و در روز غدير هم آنچنان كه شايسته است، حق امام عليه السلام ادا نمي شود پيام غدير كه همان فرمان مولويت حجة بن الحسن(عج) است در اين زمان كاملاً مسكوت باقي مي ماند و ما كه مدعي تشيع در زمان غيبت حضرت مهدي  عليه السلام هستيم در پايبندي به مفاد اين خطبه مرتكب قصور گشته ايم و چه بسا وظيفه ي خود را هنوز نشناختيه ايم.بنابراين كسي كه حضرت مهدي (عج) را مولاي خود مي داند همواره بايد اعمال خويش را در جهت رضايت ايشان قرار داده و مورد بررسي قرار دهد كه مرتكب كوتاهي در ايفاي نقش سر سپردگي نگشته و چيزي از حقوق ايشان را پايمال نكرده باشد.

 پس آنگاه كه دستان مبارك صاحب  غدير را از فراسوي  قرنها مي فشاريم بايد بدانيم كه تبريكش به ما چه مي گويد؟ اين كاروان هزار و چهار صد ساله كه از گذرگاه پر خطر سقيفه عبور كرده از سپردن ميراث جاودانه ي غدير به دست ما چه انتظاري دارد؟بايد بدانيم كه امروز پرچم سبز غدير در دست صاحب آن حضرت بقية الله (عج) بر بلنداي تاريخ مي درخشد و شيعه مكلف است كه با صدايي رسا اعلام كند كه اگر در روز غدير سال دهم هجري در كنار بركه اي  با علي عليه السلام دست بيعت داده است و شنيده است آنچه را كه پيامبرمان گفت و تسليم شده است به آن امري كه از جانب پرودگار آورد اينك با قلب و جان و زبان و دستش با يادگار غدير و موعود غدير هم پيمان  مي شود تا اين نبأ عظيم را به نسلهاي آينده برساند.

برای شناخت بهتر غدیر باید انواع انحراف از غدیر و پیامدهای آن را مورد کند و کاو قرار دهیم.پیدایش نواصب، پیدایش غلات، پیدایش فرقه های کلامی فراوان، پیدایش فرقه های سیاسی در دنیای اسلام، تشتت و پراکندگی حقوقی و فقهی امت اسلامی، جنگهای مذهبی و سیاسی و فقهی و انواع ملیت گرایی و جنگهای حیدری و نعمتی و بالاسری و پایین سری و سلطه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اجانب بر فرزندان اسلام و قرآن همه و همه پیامد دوری از مرجعیت علمی و مرجعیّت فقهی و مرجعیت سیاسی اهل بیت علیهم السلام است. جایگاهی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را از عترت خویش می شناخت و تا دوازده نسل پیشوایان پس از خویش را معرفی فرمود.رسول گرامی علیهاالسلام فرمود: «مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ اِمامَهُ ماتَ میِتَةً جاهِلِیَّةً؛ هر کس بمیرد و پیشوای خویش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.»

http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/PhotoGallery/Photos/1c3d3b30-aecd-4bb7-b66b-b01ee21bf690.jpg

روز غدیر اعلام رسمی و آشکار یک امر باطنی در قالب ولایت و تمام کننده حجت بالغه الهی است. خطبه پیامبر(ص) در روز غدیر، سراسر درس توحید و خداشناسی ا‌ست و عبارت‌های بلیغ و شیوای پیامبر(ص) آن‌چنان زیباست که در هیچ کلاسی این‌گونه شیوا درس خداشناسی داده نشده است. «خطبه غدیریه » حضرت محمدنیز، همچون خود غدیر خم مظلوم است و مورد بی مهری قرار گرفته است و جز چند جمله مشهور آن، چندان مطرح نیست، در حالی که سزاوار و بجاست که این منشور جاویدان، هر چه دقیق تر و گسترده ترو پرشورتر، مورد توجه و مطالعه و شرح و تفسیر قرار گیرد، تاچشم های بصیر، از درخشش حکمتها و پندها و تذکرهای پر ارج این گنجینه معرفت، لذت ببرد و به تماشای «حقیقت ناب » بنشیند. ابلاغ پیام غدیر، کار خدای حکیم و علیم و سیره و سخن رسول اعظم خداست. کلام و سیره تک تک پیشوایان معصوم علیهم السلام است، فریاد جاوید تمام شهیدان ولایت اهل بیت علیهم السلام است. آوای عاشورائیان تاریخ است، زبان حال و قال تمام امام زادگان معتبر دنیای اسلام است. بازتاب فریاد فاطمه علیهاالسلام در خطبه معروف مسجد نبوی است. حاصل تلاش فاطمه ها و حدیث فاطمیان اعصار است.

روز تاریخی و بزرگ عید سعید غدیر مانند روز عظیم بعثت با اهمیت و بی‌نظیر است. این دو روز با یکدیگر، پیوند و بستگی کامل دارند. بعثت، اصل، اساس و پایه انقلاب الهی، جهانی و جاودانی اسلام، و روز غدیر مکمّل و تداوم‌بخش آن است.غدیر در وجود، فرع بعثت است و روز بعثت در بقا، پیش‌آهنگ غدیر است. بعثت، سرآغاز ابلاغ وحی و عرضه نظامات فراگیر و همه جانبه اسلام، تا تشکیل حکومت اسلامی و حاکمیت‌الله به رهبری شخص رسول اعظم صلّی‌الله علیه و آله است، و روز غدیر کامل‌کننده دین و اعلام استمرار نظام عصر نبوّت به رهبری امیرالمؤمنین و فرزندان آن حضرت، ائمه معصوم علیهم السلام است.

این دو همایون‌روز، با یکدیگر هم‌سویی معنوی و بستگی ناگسستنی دارند. حصار خلل‌ناپذیر اسلام را که توحید همچون پی بناست، امامت چار دیوار و بعثت سقف است. پس هیچ‌یک از این دو روز را از دیگری بی‌نیازی نیست که هر دو خط اسلام را در تأسیس و بقا ترسیم نموده‌اند، نه اسلام منهای حکومت و نظام غدیر است و نه نظام غدیر، غیر از اسلام است.پیام غدیر، پیام ولایت و پیام کمال دین و اعلام نظام جاودانی و جهانی اسلام و بیان بقا و استمرار نظام عصر رسالت است. محتوای این پیام، وجود حکومت جهانی و واحد اسلامی است که بدون انقطاع و کمترین فترت در همه ادوار و اعصار برقرار بوده است و بر هر مسلمانی در هر کجا باشد اگرچه به ظاهر در تابعیت نظام‌های غیر شرعی محسوب شود واجب است از این نظام امامت تبعیت نماید و خود را ملزم به تابعیت آن بداند.

 امامت بازوی اجرایی دین الهی است و نقش جامعه سازی و تربیتی به وسیله مقام امامت انجام می شود.  با توجه به اهیمت و جایگاهی که قرآن کریم برای مقام امامت قائل است، بی توجهی به این مقام و انحراف از غدیر ثمره ای جز گمراهی برای بشریت به دنبال نخواهد داشت  اگر مسلمانان به سفارش حضرت رسول(ص) توجه می کردند امروز گرفتار این همه مشکل نمی شدنداگر می‌گذاشتند حضرت علی(ع) بر مسند بنشیند بشر آن موقع می‌فهمید در عالم چه خبر و در قرآن چه اثر است اما همه محروم شدند.. انقلاب اسلامی بازیابی و احیای دوباره غدیر بود، چراکه بر اساس آموزه های دینی باید در راس حکومت باید حضرت نبی، امام معصوم و در عصر غیبت ولی فقیه حاکم باشد. بنابراین امت اسلامی باید به اصل و ریشه های وجودی خود یعنی غدیر بازگردد.

میزان اثر بخشی، ضریب نفوذ و ماندگاری اثر هنری ما را به این سمت رهنمون می کند که به پیام رسول خدا لبیک گوییم و غدیر را به سمت هنر سوق دهیم.غدیر طرح اسلام برای مدیریت جامعه پس از پیامبر (ص) است که می تواند برای همه بشریت مفید باشد.غدیر مرتفع ترین قلعه ارزش های محتوایی است که می تواند در قالب شعر به دیگران عرضه و به تعیین کننده ترین مساله و سووال مردم جهان جواب بدهد.غدیر نماد پاسخ به دردهای بشری و عشق به مردم است و ضرورت دارد شاعران و هنرمندان در قالب آثار فاخر خود آن را به جهانیان عرضه کنند.همه شیعیان  نسبت به این خطبه و پیام زندگی ساز، وظیفه ای سنگین برعهده دارند که فهرستی از آن بدین شرح است:

1. فهم دقیق و جامع خطبه غدیر؛ تبیین و تشریح وترجمه؛ نشر و گسترش محتوای پیام آن برای فرزندان اسلام و قرآن به زبانهای گوناگون ودر قالبهای مختلف.

2. حفظ و نگهداری متن خطبه غدیر ؛مستندسازی پیام غدیرو شبهه زدایی ازمتن و سند آن برای اهل پژوهش و تحقیق و گنجاندن متن پیام غدیر در متون آموزشی حوزه های علمیه و دانشگاههای بلاد اسلامی؛

3. معرفی و گزارش حادثه غدیر به امت اسلامی؛ معرفی راویان وشاعران حدیث غدیر؛ وتدوین کارنامه عالمان دین در موضوع غدیر؛ همچنین معرفی کتاب شناسی غدیر برای سطوح گوناگون

4. شناخت عوامل اجتماعی و روانی مخالفت با غدیرو شناخت مخالفان و علل کتمان غدیر در تاریخ.

5. بررسی جایگاه غدیر در آینده جهان؛ و بررسی پیوند آن با بعثت، عاشورا و مهدویت.

6. رصد وشناسائی ؛معرفی وسرمایه گذاری برروی شبکه های اجتماعی، سایتها و وبلاگهای مرتبط با موضوع امامت و غدیر

7. ابلاغ اندیشه غدیر از راههای گوناگون: نمایشگاهی و سینمایی –رسانه ای ونرم افزاری - آموزشی و پژوهشی - آیات واحادیث مرتبط –ابلاغ تاریخی و تجسّمی حادثه غدیرهمچنین معرفى سایتها و وبلاگهاى امامت و غدیر در دنیاى مجازى

8.انجام مراسم اخوّت و بیعت سمبلیک در روز عید غدیر با امامان جمعه سراسر کشور و سادات بزرگوار و حضور در نماز ظهر آن روز

9.در یک نگاه به فرهنگ مکتوب غدیر، جلوه های آن را به صورت های مختلفی می بینیم: کتاب های بزرگ و کوچک، جزوه ها، بروشورها، مقالات مجلات و روزنامه ها، برنامه های علمی رایانه ای، کاشی کاری ها و تابلوهای زیبا و به صورت کارت و پوستر.این روند هر ساله اوج بیشتری از خود نشان می دهد، و در ظل عنایت حضرت بقیة اللّه الاعظم عجل اللّه فرجه آثار عمیق خود را در ابلاغ پیام غدیر به اثبات رسانده است.خلاصه کردن آثار بزرگان و کتاب های مرجع و تألیفات قدیم به چند صورت دیده می شود: تلخیص کتاب های بزرگ، تلخیص احادیث و قطعه های تاریخی، داستان پردازی تلفیقی که با برداشت از چند متن به دست می آید، تدوین مجموعه های چهل حدیث، انتخاب یک قطعه از کتب مؤلفان و نشر جداگانه آن به سبب اهمیت محتوای آن.با توجه به اهمیت مسئله غدیر در شیعه، و این که برهان مستحکمی که در برابر دشمنان و مخالفان شیعه است، جا دارد اولین کتاب هایی که به هر زبان بیگانه ترجمه و تألیف می شود، درباره غدیر باشد.به دلیل سابقه طولانی ارتباط زبان های عربی، فارسی و اردو با مسئله غدیر، اکثر نوشتارهای غدیری به این سه زبانند. در غیر این زبان ها، تألیف و نشر، هنوز در آغاز راه است.

10-هیچ دقت کرده اید که حتی می توان حال و هوای غدیر را با یک ماشین نوشته زیبا در شهر فراهم کرد ، تا به رسالت خود برای رساندن پیام غدیر که رسول خاتم به تک تک همه ما تا روز رستاخیز  ابلاغ فرمودند عمل کرده باشیم .

11-  واقعه غدیر، نقطه عطف و مرکز ثقل تمام رویدادها و وقایع اسلام است؛ چرا که اگر غدیر نبود، مبعثی وجود نداشت و اگر غدیری نادیده گرفته نمی شد، عاشورایی رخ نمی داد. غدیر به وجود آمد، تا امت اسلام پس از پیامبر ختمی مرتبت ،به شکل مسنجم خود ادامه حیات دهد و و امت دچار تشدد نگردد. واقعه غدیر مسئله بسیار مهمی است و افرادی که مخالف با این مسئله بودند، همیشه تلاش می کردند، این نعمت الهی را نادیده بگیرند یا موضوعی ساده تلقی کنند. خداوند در قرآن می فرماید، وای بر کسانی که حق را می دانند، اما می پوشانند؛ متاسفانه برخی افراد حق را می دانند، اما نمی خواهند قبول کنند.تداوم اسلام از برکات حضرت علی است و اگر سلحشوری های ایشان در جنگ ها نبودند از اسلام نامی نبود.برای گسترش واقعه غدیر باید از مدارس شروع کرد؛ بازدید میلیون هانفر از نمایش بازسازی واقعه غدیر یعنی رزمایش ولایی که کار بسیار خوبی است. همان گونه که تاسوعا و عاشورا حسینی تجدید بیعت با ولایت است بازسازی حادثه غدیر نیز اقدامی در این راستا است. برای اینکه فرهنگ غدیر در میان مردم نهادینه شود بایدمردم را در بازسازی این واقعه مشارکت داد.نمایش واقعه غدیر برای مردم تاثیرپذیر خواهد بود، چرا که آن ها با چشمان خود این مسئله را مشاهده می کنند و نگاه کردن تاثیر بیشتری از شنیدن دارد. باید محبت ولایت به حضرت علی(ع) را در جامعه جهانی نهادیه کنیم برپایی جریان واقعه غدیر در شهرهای مختلف و استقبال باشکوه مردم از این رویداد، نشان از اهمیت و جایگاه رفیع این حرکت خود جوش مردمی دارد که باید هر سال بر معنویت و آگاهی بخشی آن افزوده گردد.

حضرت معصومه سلام الله علیها با الهام گرفتن از کلام پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیرخم که فرمودند:ِ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی أَدَعُهَا إِمَامَهً وَ وِرَاثَهً فِی عَقِبِی إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِیغِهِ حُجَّهً عَلَى کُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ وَ عَلَى کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ یَشْهَدْ وُلِدَ أَوْ لَمْ یُولَدْ فَلْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه.ای مردم، من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثتِ آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می‌سپارم، و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه‌ی کسانی که حضور دارند یا ندارند و به دنیا آمده‌اند یا نیامده‌اند پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند(۱) به تبلیغ مسئله ولایت پرداختند و روایت ذیل را از مادر خود حضرت زهرا سلام الله علیها نقل نمودند.

حضرت فاطمه معصومه علیها السلام به نقل از حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرماید: «اَنَسیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ الله صلَّی الله علیهِ وَ آلِه یَوْمَ غَدیر خُمٍّ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، و قوله: اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هارونَ مِنْ موسی ؛آیا فراموش کردید فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله را در روز غدیر؟ که فرمود: هر کس من مولای اویم، علی علیه السلام نیز مولای اوست و [آیا فراموش کردید این سخن حضرت را که ]فرمود: [یا علی ]نسبت تو به من همانند هارون به موسی علیه السلام است.(۲)و این درسی است برای زن ومرد،دختر وپسر،پیر و جوان ما که با سرمشق گرفتن از حضرت معصومه سلام الله علیها به هر نحوی که در توان داریم امر امامت را احیاء نماییم.

مثلث متساوی الاضلاع غدیر خم، عاشورا و سلسله الذهب مرز حقیقی فرهنگ ایران  می باشد.غدير ابطال كننده همه نقشه‌هاي دشمنان بود و موجب شد تا آنها شكست سنگيني را متحمل شده و به اهداف خود نرسند.بزرگداشت غدير تکليف اصلي مردم و مسوولان است؛امروز مهمترين واساسي ترين اقدام براي زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدي (ص) نکوداشت و ترويج و نهادينه کردن فرهنگ غدير و وحدت حول محورقرآن و عترت (ع) است. برخي فرقه هاي ضاله از جمله وهابيت مي کوشند تا حادثه عظيم، تاريخي وسرنوشت ساز غدير که انتصاب امير المومنين علي (ع) وفرزندانش از سوي خداوند به عنوان وصي بلافصل رسول الله(ص) بود را در اذهان ودر تاريخ محو کنند اما غافل از اين حقيقت هستند که نورخدا خاموش شدني نيست .

غبارروبی از اندیشه ها و نگاههای جامانده و وامانده در غبارهای فتنه، از اولین رسالت های دهه جاری ولایت است که طی آن بایستی غربت دیدگاههای ولایی برای همیشه از جامعه ما رخت بسته و نگذاریم که از این سوراخ مکرراً گزیده شویم، چرا که شان جامعه و مردم همیشه سرافراز ما، پیدایش فضای بیت الاحزانی برای اشک افشانی های زهراهای زمان در غربت های علوی نبوده و ملتی که کربلای جبهه ها را تجربه کرده، یا باید جان افشانی کند و حسینی(ع) باشد و یا آنکه با نطق افشانی و روشنگری، زینبی(س) عمل کند!

برگزاری تشریفاتی و فرمایشی مناسبت ها و ترجیحاً محتواگریزی از مناسبت های مهمی همچون دهه ولایت، آفتی است که از یکنواختی و عادت ناشی می شود و ما باید با جدیت و شدت قابل قبول، محتوا را بر شکل ترجیح داده و هدف غائی اینگونه نامگذاری ها و مناسبت سازی ها را درک کرده و مفهوم گرا باشیم و نگذاریم با سمبل کاری ها و مراسم فرمایشی، رفع تکلیفی عمل کرده و خدای ناکرده دین خود را به ساحت ولایت ادا نکنیم!

به فرموده نبي مکرم اسلام (ص)در خطبه غدير همه ما در قبال ولايت واصل وکنه غدير که بحث امامت و ولايت ائمه معصومين (ع) است مسوول وهمه موظف به ترويج فرهنگ غدير به عنوان سند حقانيت مذهب تشيع هستيم.  غدير و ماجراي ولايت امير المومنين (ع) يک واقعيت انکارناپذيراست که دوست ودشمن به کرات ودر کتب مختلف مهر تاييد بر آن زده اند وعليرغم تلاش برخي کم انديشان غدير روز به روز در بين ملت هاي مسلمان وحتي غير مسلمان جا افتاده ولي بي شک يگانه راه سعادت وکمال بشريت در سايه عمل، توسل و تمسک به قرآن کريم و ولايت ائمه اطهار (ع) است . 

اگر ما به دنبال آماده‌سازی زمینه ظهور منجی عالم هستیم، باید بتوانیم ترکیبی برای زندگی ارائه دهیم که در جهان قابل استفاده باشد، یکی از راه‌های ارائه این هندسه و ترکیب این است که فلسفه و فرهنگ غدیر برای جهان تبیین شود و با استفاده از این واقعه عظیم بیداری اسلامی، تحولات منطقه را جهت دهی کنیم.ما به انجام حداقل‌ها بسنده کرده‌ایم و جای افسوس دارد برنامه‌ای را که پیامبر(ص) در مورد غدیر برای کل جهان اسلام برنامه ‌ریزی کرده بود، نتوانیم در کل جهان انجام دهیم. دو موضوع در مورد غدیر وجود دارد؛ یک موضوع اصل امامت و ولایت است و موضوع دوم مصادیق امامت و ولایت و ما در حوزه اندیشه و نظریه‌پردازی در جهان اسلام پیرامون این دو موضوع بسیار کم کار کرده‌ایم.

پیام غدیر تنها بحث امامت و ولایت نیست، لزوم ابلاغ پیام خدا از مهم‌ترین پیامهای غدیر است که حتی رسالت رسول اکرم (ص) وابسته به ابلاغ بود و سکوت ایشان می‌‌توانست ثمره رسالت ایشان را از بین ببرد و ما حوزویان که رسالت انبیا را به دوش داریم، باید در تبلیغ و ابلاغ دین خدا کوتاهی نکنیم.خدا به رسول اکرم(ص) امر کرد که در ابلاغ پیام غدیر از کسی نترسد، یعنی اینکه رسول اکرم(ص) در ابلاغ امر خدا در خط مقدم بودمی‌‌توان نتیجه گرفت که مبلغان باید در مقابل خطرها و مشکلات تبلیغ از هیچ کس جز خدا نترسند.رسالت مبلغان از غدیر سرچشمه می‌‌گیرد و ابلاغ رسول اکرم(ص) در روز غدیر نماد تبلیغ و رسالت وارثان انبیا است و تداوم رسالت انبیا به ولایت ائمه (ع) و به دنبال آن ولایت علما است.

ابلاغ غدیر نه تنها بر ما واجب، که وظیفه خلقتی ماست. هرجا که باشیم، در هرزمانی که زندگی کنیم و در هرشرایطی که برایمان فراهم شود، عاشورا و غدیر را در کنار هم تبلیغ خواهیم کرد و پیام آن را خواهیم رساند و همه را از این دو رکن اعتقادی آگاه خواهیم ساخت.در نگاهی به عمق غدیر، با واقعه ای پرماجرا و خطبه ای بلند رو به رو می شویم. آنگاه از خود و از همه انسان ها می پرسیم: کدام سخنرانی را در سراسر تاریخ سراغ دارید که در طراز خطابه غدیر پیش بینی و برنامه ریزی و تدارکات برای آن در نظر گرفته شده باشد؟ آیا در بین همه ملت ها حتی با امکانات پیشرفته امروز خطابه ای با این همه پیش برنامه و میان برنامه و پس برنامه پیدا می کنید؟ سپس سوال می کنیم که چه کسی می تواند آن برنامه ریزی توانمند و با عظمت را از پشتیبانی خداوند نداند؟

حادثه بزرگی که قرن ها کنار "غدیر خم" شکل گرفت و نقطه تلاقی بعثت پیامبر اکرم و عاشورای سید الشهداء (ع)بود، شاید تنها رویداد تاریخ اسلام است که رسول خدا صلی اله علیه و آله اصرار داشتند با زبان هنر و ادب ماندگار شود امروز که آرام آرام شور و رمق بیداری و پایداری به جان خسته و تن فرتوت همه کشورهای منطقه و جهان سرایت کرده است، بزرگداشت " غدیر" در آثار و اندیشه فرهیختگان و نخبگان غیر شیعی بیش از هر زمان دیگر اثر بخش و معنادار است و بی تردید در آینده نزدیک برکات و ثمرات فراوان تری را در چشم و دل نسل جوان و جویای حقیقت به نمایش خواهد گذاشت.


ضروری است که همه متمسکان به ولایت علی بن ابی طالب، علیه السلام، عزم خود را برای معرفی و بازشناسی آن وجود مقدس، تبیین اندیشه امامت و ولایت و پاسخگویی به شبهات و القائات مخالفان و معاندان اهل بیت عصمت و طهارت، علیهم السلام، جزم کنند و آماده تر از همیشه به صحنه دفاع از حریم تفکرات شیعی وارد شوند. امروز نوبت ما و نسل های بعد از ماست که برای قدردانی از آن همه لطف الهی و به عنوان سپاسگزاری از آن تلاش بی وقفه پیامبر(ص) بپاخیزیم. آن برنامه پیچیده و حساب شده در غدیر درسی بزرگ و راهنمایی جاوید برای همه ماست که در عصر ارتباطات و با این امکانات متفاوت و گسترده که در اختیار داریم، همطراز آن روز غدیر برنامه ریزی کنیم و برای انتشار خبر غدیر به صورت همه جانبه و با استفاده از همه امکانات و با تدارک همه جهات تبلیغی، حرکتی جهانی برای تبلیغ غدیر آغاز کنیم.لذا این بدان معنی است که عظمت غدیر اقتضا می کند به بلندای آن برنامه ریزی داشته باشیم و گمان نکنیم پیامی با آن عظمت را در گونه های کم ابهت تبلیغ می توان جلوه گر ساخت. احترام به مقام یا عظمت غدیر به ما فرمان می دهد که آن را در جذاب ترین و ارزشمندترین گونه های رسانه ای جلوه گر سازیم، و هرگونه تبلیغی در رابطه با غدیر را لایق شان آن و به عظمت ساحت مقدس اولین مبلغ آن یعنی پیامبر اکرم(ص) به انجام رسانیم.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608047380910769437&pid=1.7

پانوشت:

۱-الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏۱، ص: ۶۲

۲- عوالم العلوم و المعارف والأحوال-الإمام علی بن أبی طالب علیهما السلام، حدیث ‏الغدیر، ص: ۱۲۱

منبع: كتاب پيمان غدير

 

غدیر یک مکتب است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳ |

" یا ایهاالذین آمنو اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامرمنکم" ای اهل ایمان، خدا و رسول و اولی الامر را اطاعت کنید.

http://img1.tebyan.net/big/1383/11/1122313123615223919154631072118455224148181.jpg


غدیر، یک رخ داد تاریخی صرف یا تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه یک سرفصل اعتقادی است که درون مایه همه طاعت ها از آن منشأ می گیرد، رسالت همه پیامبران در آن مفهوم می یابد، و همه رشدها و تعالی ها از آن جا آغاز می شود. از این رو، شناخت غدیر، از ضروری ترین وبنیادی ترین شناخت های اعتقادی است. امام رضا علیه السلام در کلامی اوج مند درباره شناخت غدیر فرموده اند: «به خدا سوگند، اگر مردم ارزش روز غدیر را شناخته بودند، روزی ده بار، فرشتگان با آنان مصافحه می کردند، و گر به درازا کشیدن سخن برای من ناگوار نبود، درباره ارج مندی این روز و فضیلت هایی که خداوند متعال به کسانی داده که آن را شناخته اند، چنان بسط سخن می دادم که به شمار نیاید».

غدیر، آب گیری آرام بوده است که خستگیِ کاروانیان را در سفری سخت، به سایه ای آرامش بخش و آبی زلال مهمان می کرده است؛ اما در پهنه تاریخ، به دریایی ژرف بدل شد که امواج پرخروش و پر غرورش، طنین حکمت، محبت و بزرگ منشی در گوش آدمیان نواخت. دستی که در غدیر بالا رفت، دُرَفشی شد که بر آن، کلام جاودانه مهربانی نقش بست، و هر آن کسی که در عمق جان، دل ربوده فضایل سترگ انسانی است، چشم از آن دُرَفش برنخواهد داشت.

غدیر از لحاظ لغت به معنی جایی است که آب در آن پر شده و به عنوان برکه از آن یاد شده اما در حقیقت چشمه جاری است. این چشمه از آغاز خلقت تا پایان آفرینش در دل و روان و جسم و جان حرکت دارد. این حرکت جاری در عالم آفرینش تحت عنوان امامت و ولایت است. گذشته باید چراغ راهی برای آینده باشد،گذشته باید بستری باشد برای ساختن آینده ای بهتر که در این میان ولایت ائمه حرکت در طول تاریخ است که نه تنها اختصاص به زمان ما ندارد بلکه به تمامی زمان ها مربوط می شود. واقعه غدیرخم در نزد شیعیان اهمیت ویژه‌ای دارد و در واقع شیعه هویت خود را از این رویداد عظیم گرفته و در طول تاریخ خود تا به امروز به بازخوانی آن پرداخته است. واقعه غدیر خم که در آخرین سال از عمر گرانقدر رسول گرامی اسلام(ص) رخ داد فراتر از یک واقعه تاریخی و کلامی است و نشانه ای از رمز و راز خداوند از تداوم خط نبوت است. واقعه غدیر نقطه تلاقی کاروان نبوت با طلایه داران امامت است.

 جریان غدیر تنها یک رخداد تاریخی یا یک بحث روایی و سیاسی نیست و حتی به رغم تصور عموم، حد فاصل تشیع و تسنن مسئله خلافت نیز نیست؛ زیرا این دو مذهب بر سر وقوع حادثه تاریخی غدیر، یا صدور روایت آن و یا لزوم وجود امام و رهبر اختلاف ندارند. آنچه در این رهگذر مورد اختلاف است، نصب امام و ولی از سوی خدای متعال است. غدیر معرف ولایت است، یعنی مظهر ولایت کبرای الهی بر عالم و آدم است. غدیر، حلقه وصل بندگان با پروردگارشان پس از انقضاء نبوت و ارسال رسل و پل ارتباطی استفاده بهینه از قرآن و معارف الهی است. غدیر سرفصل عقیده ای است که سرچشمه همه طاعت ها و نمود رسالت و نبوت همه انبیا است غدیر کلمه ای است که پیشوند آن لاهوت و رسالت و پسوند آن امامت و ولایت است.غدیر جمله ای است که مبتدای آن توحید، خبرش معاد و ربطش ولایت است.


فرمان حیّ قدیر در جام غدیر بلند بود و در آن هنگامه اوج مند، کفر پیشگان به یأس، نعمت به اتمام، دین به اکمال، علی به امامت و خداوند به رضایت می رسیدند. در آن روز، محمد صلی الله علیه و آله در آن گذرگاه جغرافیا، برفراز راه طولانی تاریخ، چراغ خورشید می آویخت تا راه را تا فرجام، همواره هموار طی کنیم.

امر حیّ قدیر بود و روز غدیر، جبرئیلْ سفیر و علی امیر، و محمد صلی الله علیه و آله که قبیله آفتاب را با آوای بلند «من کنتُ مولاه فهذا علیّ مولاه» به پیشوایی علی علیه السلام می سپرد. در آن روز در برکه غدیر، دریای شادی می جوشید و علی علیه السلام بر سریری از نور می نشست که عرشِ شکوه مند امامت بود.

خورشید، امروز از نور غدیر، غلغله ای در دل دارد و زمزمه ای بر لب. خورشید تا به صبح، لحظه لحظه ها را شمرده تا به خوش آمد غدیر، نوری دگر دهد. خورشید، امروز از مکّه آمده، از سرزمین ولایت، از سرزمین خلافت، از سرزمین وصیت. همگان در غدیر خم جمع شده اند و دست ها سایبان چشم هاست، دیده ها مشتاق و دل ها بی قرار، همه یک دیگر را نگاه می کنند، چه شده است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله ما را به چه می خواند؟ به ناگاه، دیدگان مشتاق، غرق نور و سرور می شوند.

پیامبر صلی الله علیه و آله از بزرگ ترین پیام خداوند سخن می گوید؛ «پیام تکمیل دین»، و علی علیه السلام در میان دست ها، دیده ها، بوسه ها و شادی ها گم می شود. علی علیه السلام مولای همه شد و وارث پیامبر صلی الله علیه و آله . از آن روز در دل هر مشتاقی، چشمه ای از عشق جوشید و هر چشمه ای را ندایی است که هر صبح،در هر طلوع، هر ظهر و هر شام و هر غروب، به ولایت علی علیه السلام شهادت می دهد؛ «اشهد انّ علیا ولیُّ اللّه ». اذان از بالای گل دسته ها، غدیر را سر می دهد.

سخن گفتن از غدیر تکرار یک حادثه تاریخی نیست غدیر درس امروز ماست. غدیر همین امروز در دستور کار ما قرار دارد. میدان نبردی که ما با مخالفان انقلاب داریم، همین میدانی است که در پرتو مفهوم غدیر تفسیر می‌شود، ما انقلاب اسلامی را تجلی حقیقت غدیر می‌دانیم، امام(ره) آن روز که احساس تکلیف کرد درس و بحث حوزه را رها کرد، درس فقیه را زمین گذاشت، پرچم مبارزه را به دست گرفت، به زندان رفت، به تبعید رفت و نظریه ولایت فقیه را در درس‌های خود تبیین کرد و خود و جامعه را برای ایجاد حکومت اسلامی در ایران آماده کرد، امام راحل این درس را در مکتب پیامبر، در مکتب غدیر و در مکتب امامت آموخته بود، شهیدان ما و مردم ما هم که ندای امام(ره) را پاسخ داد، همین درس را در مکتب اسلام آموخته بودند. عید غدیر عید حکومت دینی و سیاست دینی است.

پیام غدیر این است که حکومت در جهان‌بینی اسلامی یک موضوع دینی و یک امر معنوی و اسلامی است و اگر دقت کنیم تصدیق می‌کنیم که همین گونه هم باید باشد. یکی از پیام‌های غدیر این است که حکومت باید با صالحان باشد اسلام به مسلمانان تکلیف می‌کند که مراقب باشند رهبری جامعه خود را به دست چه کسی می‌سپارند، چرا که در تفکر اسلامی فرد در جامعه اثر می‌گذارد و جامعه هم بر فرد تاثیرگذار است. یک فرد تربیت‌شده و معنوی می‌تواند یک جامعه را متحول کند، اما این جامعه متحول شده به نوبه خود بستر می‌شود برای رشد هزاران متعالی درآینده. شیعه سالها است که از غم غدیر در جشن غدیر هم غصه دار است و حق علی (ع) را که حق همه مسلمین و حق همه بشریت در عالم بود در زیر پای هوس های شیطانی و دنیاخواهی عده ای له شده دید و در مسیر احقاق آن فاطمه (س) را اولین شهید راه ولایت و امامت قرار داد. فاطمه (س) اما نشان داد که در دفاع از حریم امامت چگونه باید عمل کرد و برای آن جانبازی نمود.

ترک کردن میدان و وانهادن مسئولیت بر شانه دیگری و بازی کردن با سیاست و سیاسی کاری کردن نمی تواند مشی عاقلانه و عادلانه ای برای احیای حق ولایت باشد و در این مسیر باید از جان گذشت و محسن را هم در این راه شهید نمود. خداوند می خواست با غدیر انسان را در مسیر علم و آگاهی نگهدارد و چراغ هایی را برای هدایت انسان ها قرار دهد تا از در غلطیدن به ورطه های خطرناک شکاکیت و سردرگمی در تشخیص حق و باطل و درماندن در شبهات و گم کردن مسیر تکلیف، حفظ شوند. در مجمع مهمی که روز 18 ذی الحجه سال دهم هجرت با حضور چند هزار حاجی برگزار شد، بنا بود تا مسئله مهم خلافت از سوی پیامبر اسلام مطرح شود و غدیر به عنوان مهم ترین عید مسلمین است و ما تاثیرگذارترین از آن چیزی نداریم. این روز سمبلی است که تا قیامت باید حکومت ها به هین شکل باشد و به طور کلی در جهان دو نوع حکومت غدیری (الهی) و غیر غدیری (غیر الهی) وجود دارد و در روز غدیر مسیرها مشخص شد و ما هم از همین مسیر پیروی می کنیم. حکومت اسلامی شامل دو جنبه مدیریتی و مبارزاتی است و در حضرت علی (ع) نهج البلاغه بسیار بر این دو جنبه و لزوم مبارزه با کفار، منافقان و دولت های مخالف اسلام و انقلاب تاکید کرده اند. بشریت برای نجات خویش چاره ای جز بازگشت ندارد و باید از کژراهه ای که در آن جولان داده و در مسیر مادیگرایی افتاده به سمت غدیر بازگشت نماید. تا زمانی که این غفلت بر بشریت حاکمیت داشته باشد، نتیجه ای جز حاکمیت کفر و نفاق و دو رویی و سیاست های مبتنی بر دروغ و تحمیل های صهیونیزم و لیبرال دموکراسی غرب در پیش رو نخواهد بود.

غدیر عید ولایت و مهترین نقطه ای است که شیعه می تواند ولایت، اقتدار و عظمت خود را به دنیا معرفی کند.  غدیر سر آغاز حرکتی بود که در امتداد نبوت شکل گرفت،  یکی از مهمترین تفاوت های دین اسلام با ادیان الهی این است که در امتداد نبوت، امامت وجود دارد و غدیر آغاز اقتدار، معرفی و استقرار امامت بود. مهمترین وجه تمایز اسلام و ادیان دیگر در غدیر تجلی یافت، به همین سبب شیعیان باید غدیر را بزرگ شمرده، تعظیم کنیم و نسبت به معرفی و فهم درست آن و بهره گیری از این فرصت در جذب حداکثری جهان اسلام و انتشار افکار و ایده های ولایت مداری نهایت استفاده را ببریم.  جدای از برگزاری جشن ها در این روز، خط اصلی تعظیم غدیر است که ممکن است در قالب همایش تجلی یابد و یا این که در قالب یک کار علمی مکتوب نظیر کتاب و موارد دیگر بروز و ظهور یابد.  شعر و ادبیات و هر قالب دیگری همچون هنر نگارگری و هنرهای تجسمی نیز می تواند از دیگر ابزارهای معرفی غدیر باشد. هر هنری که بتواند عظمت غدیر را به مخاطب معرفی کند باید مورد استفاده قرار گیرد،

 

عید سعید غدیر تنها برای حضرت علی(ع) نیست که بخواهیم حق او را ادا کنیم بلکه غدیر حق بشریت است. باید در عید غدیر حق انسان‌ها و بشریت ادا شود از این‌رو برگزاری جشن‌های غدیر نیز به منزله وظیفه برای هر مؤمن و مسلمانی است و منتی است که خداوند بر کسانی که مراسم غدیر را برپا می‌کنند گذاشته است. صحابی پیامبر(ص) غدیر را ذکر کرده‌اند، چند هزار گزارشگر تاریخی و مؤلف از اهل سنت این واقعه را نقل کرده‌اند؛ بنابراین ساکت نگه‌داشتن و جفا به این واقعه تاریخی، خیانت به بشریت است.  توصیه پیامبر(ص) در مورد غدیر این بود هر پدری باید به فرزند خود بگوید یعنی غدیر برای تاریخ است و فقط برای آن زمان نیست پس وقتی که به منزله رسالت مطرح شد باید از همه رسانه‌ها و ابزارها برای جهانی شدن این مسأله استفاده کرد. تلاش بین‌المللی برای غدیر یعنی برگزاری همایش‌ها، نشست‌ها و جلسات پرسش و پاسخ برای سایر ادیان و ملل و این می‌تواند در معرفی علی‌بن ابیطالب(ع) به بشریت مؤثر باشد. یکی از زیباترین کارهایی که در معرفی اهل بیت(ع) می‌تواند رخ دهد، بازگو کردن کلمات آن‌ها است؛ وقتی که منشور عدالت سازمان ملل نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر است این نشان می‌دهد معرفی حضرت علی(ع) از زاویه این منشور بهترین معرفی است.

غدیرخم ،واقعه ای فراموش نشدنی و تثبیت شده در دل تاریخ، ماندگار برای همه عصرها و زمان ها و هدایت گر انسان های تشنه حقیقت زلال مکتب تشیع است. غدیر خم بزرگ ترین و جاودانه ترین و مشهورترین سندی است که امامت و ولایت حضرت علی(ع) را به عنوان دستگیره مستحکم نجات و یگانه راه فلاح و تداوم دهنده ولایت و رهبری پس از ختم رسالت پیامبر خدا(ص) به انسان ها معرفی می کند.محتوای غنی و رهایی بخش غدیرخم یعنی « امامت و ولایت و حکومت » آنگونه حائز اهمیت و دارای نقش حیاتی و محوری است که خداوند متعال به پیامبرش وحی می کند که جمعیت انبوه و کثیر مسلمانان را گرد آورده و این مهم را با تعیین جانشینی و خلافت امیرمؤمنان(ع) به آنان ابلاغ و انجام نیافتن این مأموریت را با ناتمام ماندن اهداف رسالت مساوی می داند.

ولایت و حکومت آنگونه دارای جایگاه و منزلت رفیع است که پس از پایان یافتن مراسم تاریخی این انتصاب الهی خداوند متعال توسط فرشته وحی اعلام می نماید که امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را برشما تمام نمودم.باید دانست که نعمت بزرگ امامت و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام با ارزش ترین گوهری است که خداوند به ما عنایت فرموده است و با تمسک به این حبل متین الهی و با تبعیت از این شجره طیبه است که می توان سعادت دنیا و آخرت را رقم زد.اصل امامت تنها اصلی است که هیچ یک از پیامبران نیاورده بودند و پیامبر اسلام این ارمغان را به دست آورد، اصل امامت را آنطور که باید و شاید فرهنگ‌سازی نکرده‌ایم و مغفول واقع شده است.ما در جهان اسلام در مورد اصل امامت اختلاف نداریم، بلکه در مورد مصادیق امامت اختلاف داریم که اگر مساله امامت در جامعه به خوبی تبیین شود، هیچ عقل سلیمی نمی تواند وجود حضرت علی(ع) را نادیده بگیرد.


عید غدیرروز اکمال دین و اتمام نعمت های پروردگار و از اساسی ترین برنامه های پیامبر خدا(ص) برای دوام، عزت و شکوه اسلام و قرآن بود.پیام غدیر ولایت مداری و ولایت پذیری و تبعیت از ولایت مطلقه فقیه و دفاع از حریم ولایت و امامت در هر شرایطی است.بزرگداشت و تبیین عید غدیر تأثیر به سزایی در فکر، اعتقاد و گرایش جوانان نسبت به مسئله امامت و ولایت ائمه اطهار (ع) داشته و برگزاری هرچه باشکوه این گونه مراسم کمک شایانی به ولایت مداری اقشار جامعه می کند.

غدیر امروز یعنی اسلام ناب محمدی (ص) و سقیفه یعنی اسلام آمریکایی. پس بشر باید انتخاب کند یا اسلام ناب را یا ادامه سرگشتگی ها در مسیر اسلام آمریکایی را. غدیر می تواند تحریم های را دور بزند و مردم را در راه های مقابله با تحریم ها یاریگر باشد. غدیر می تواند پیامی را به جهان مخابره کند که مردم را از اسارت در زنجیره خطرناک سرمایه داری نجات داده و به سمت فلاح و پیشرفت هدایت نماید.

سیستم حکومتی منبعث از غدیر امامت و ولایت ائمه هدی (ع) بود و سیستم حکومتی ولایت فقیه محصول زحمات طاقت فرسای امام راحل (ره) پس از قرن ها مبارزه شیعه محسوب می شود. غدیر امروزه اعلام می کند که حفظ سیستم ولایت فقیه کاری است فاطمی و باید در راه آن فداکاری نمود. راه حل رفع بحران ها از مسیر سازش با آمریکا نمی گذرد و باید این راه حل را در درون جامعه خودمان پیدا کنیم و نقطه اتکاء ما خدای متعال باشد و ملجاء و محور توکل ما باید خالق جهان هستی باشد و به او باید اطمینان و اعتماد داشته باشیم. . پیامبر اعظم (ص) در غدیرخم نوع مدیریت صحیح اسلامی آن هم از نوع علوی را به نمایش گذاشت و مولفه های آن را به حاکمان اسلامی آموخت.غدیر یک مکتب است، اندیشمندان و بزرگان بسیاری چون علامه امینی سعی کردند که مضامین و مفاهیم غدیر را برای مردم تبیین کنند اما هیچ کدام نتوانستند به ماهو غدیرخم بپردازند چرا که غدیر کلاس فشرده تاریخ است که در کلمات نمی گنجد. اسلام بدون غدیرخم اسلام نیست و بدون تمسک به آن نمی توان آیات الهی را تفسیر کرد، احکام الهی نیز بدون دقت در مشی و منش نقش آفرینان اصلی غدیرخم اجرایی و عملیاتی نمی شود.

پیام غدیر پیامی است که خداوند، پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود و رسول خدا(ص) آن را با متن استوار و پرفروغ و در شرایطى فراموش نشدنى به دهها هزار از افراد امت ابلاغ کرد.مبلغان نسبت به این خطبه و پیام زندگى ساز، وظیفه اى سنگین برعهده دارند، فهم دقیق و جامع خطبه غدیر، نشر و گسترش خطبه غدیر، حفظ و نگهدارى متن خطبه غدیر در قالبهاى گوناگون، شرح و تبیین و تشریح محتواى پیام غدیر، ترجمه و نشر پیام غدیر براى فرزندان اسلام و قرآن به زبانهاى گوناگون، خلاصه و عرضه پیام غدیر براى نسل جوان و مستندسازى پیام غدیر براى اهل پژوهش و تحقیق از جمله رسالت های مبلغان در قبال پیام غدیر است.

در شرایط کنونى که دشمن نه تنها پیروان حضرت علی(ع) و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص بزرگوار رسول ا... (ص) نیز اهانت مى کند، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر بصورت های نختلف از جمله: سینمایى، اینترنتى، نرم افزارى، آموزشى و نمایشگاهى است.براى شناخت بهتر غدیر باید انواع انحراف از غدیر و پیامدهاى آن را مورد کندوکاو قرار دهیم، آنچه بشریت را از زندگى درعصر جاهلیت نجات مى‌دهد، امامت الهى است و شناخت غدیر، راهکار نجات بشر از جاهلیت مدرن قرن بیست و یکم می باشد.

تنها راه ترویج و گسترش فرهنگ غدیر و آموزه های دین در جامعه عمل به دستورات اسلام به ویژه از سوی مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران است راست گویی، بی توجهی به دنیا، صداقت در گفتار و رفتار، نظارت جدی و بدون مسامحه و ملاحظه، عمل به وعده و وعیدهای معقول و تصویب قوانین جامع دفاع از جمله وظایف کارگزاران نظام و نمایندگان مردم در مجلس برای تبلیغ عملی فرهنگ مقدس غدیر است.تعیین تکلیف امت اسلام بعد از پیامبر(ص) از مهم‌ترین ویژگی‌های غدیر است که باید قدردان ولایت و امامت باشیم.

تاریخ خود بهترین گواه برای تبیین نقش ولایت در پیروزی مسلمانان است که در هر کجا مسلمانان از جایگاه ولایت و امامت غافل شدند، شکست خوردند. هم‌ترین بحث اشاعه فرهنگ دین تبیین واقعه غدیر است،  اگر ولایت‌پذیری در جامعه نهادینه شود کشور از آسیب دشمنان به دور می‌ماند و می‌توانیم با عبور از تمام مشکلات به هدف اصلی که توسعه همه جانبه ولایت پذیری و ولایت امام عصر(عج ) است، برسیم. حرکت برای اجرایی کردن اصول شیعه کشور را در برابر نفوذ و تهاجم استکبار همچون دژ مستحکمی غیرقابل نفوذ می کند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند روشنگری در خصوص ولایت است، بزرگداشت عید غدیر خم، تکریم همه ارزش‌های الهی و انسانی است. برای شناسایی استعدادهای مختلف در نهادینه کردن فرهنگ غدیر در جهان اسلام، نیازمند تلاشی همه جانبه هستیم که نقش رسانه‌ها در این میان قابل توجه است . شناسایی تأثیرات زوایای مختلف واقعه غدیر بر جامعه اسلامی باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد  .

http://ts4.mm.bing.net/th?id=HN.608039864711056857&pid=1.7

غدیر، امتیاز خاص امیرالمؤمنین علیه السلام

امیرالمؤمنین علیه السلام در مجلسی امتیازات خاص خود را بیان کرده چنین فرمودند: «به خدا قسم، خداوند تبارک و تعالی نُه چیز به من عطا فرموده که جز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به احدی قبل از من نداده است» و از جمله فرمودند:خداوند با ولایت من دین این امت را کامل و نعمت ها را بر آنان تمام کرد، و به اسلامشان خشنود شد؛ آن گاه که در یوم الولایة (روز غدیر) به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: یا محمد، به مردم خبر ده که امروز دینشان را کامل کردم و نعمتم را بر آنان تمام نمودم و اسلام را بعنوان دینشان پذیرفتم.مردی خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، بالاترین منقبت خود را از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بفرمایید. حضرت فرمود: منصوب کردن آن حضرت مرا در غدیر خم، که به امر خدای تبارک و تعالی ولایت را از جانب او برایم مقدر فرمود ...

همچنین ایشان فرمودند: من امیرالمؤمنین ام؛ من لسان صادقین ام؛ من وزیر مصطفایم. ... من آن نعمت خدای تعالی هستم که به خلقش عنایت فرموده است. منم آن که خداوند تعالی در حق او فرموده: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتمَمْتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا». پس هر کس مرا دوست بدارد مسلمان و مؤمن و دینش کامل است ... من «نبأ عظیم»ای هستم که خداوند در روز غدیر خم دین را با او کامل کرد. منم آن که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره اش فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهْ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ».

منشور علوي عليه السلام در عيد غدير
اميرمومنان عليه السلام در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اي مسلمانان. بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ، امروز(غدير) را عيد بگيريد و با انجام اين امور آن را بزرگ بشماريد:
* نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيکي و بخشش پيشه کنيد.
* خدا را در برابر نعمت‌هايي که به شما ارزاني داشته، شکرگزار باشيد.
* کنار يکديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير کند.
* نعمت‌هاي الهي را به يکديگر تهنيت گوييد همان طور که خداوند (در اين روز) با اعطاي اجر و ثوابي بيش از ديگر اعياد به شما تبريک مي‌گويد.
* با خوش‌رويي و شادماني يکديگر را در آغوش بگيريد.
* در هنگام ديدار يکديگر، مصافحه کنيد و به هم تبريک بگوييد.

عید سعید غدیر خم عید بسیار بزرگی برای مسلمانان است زیرا این عید برای مسلمانان عید امامت و ولایت است.باید ابعاد و فلسفه غدیر خم برای همگان به ویژه نسل جوان و متدین بیش از پیش روشن و تفسیر شود تا پیام غدیر که همان ولایت حضرت علی (ع) است بر همگان آشکار شود. توسعه و گسترش فرهنگ غدیر نیازمند تلاش مضاعف است. تنها راه نجات جامعه جهانی احیای فرهنگ غدیر است غدیر جایگاه و ارزش های والایی در دین مبین اسلام دارد.واقعه عظیم غدیر یک همایش بی‌نظیر در تاریخ صدراسلام است، واقعه غدیر در دین مبین اسلام از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است و حضرت محمد(ص) نیز با معرفی حضرت علی(ع) بعنوان جانشین امت اسلامی، رسالت خود را تکمیل و کامل کرد. تبعیت و پشتیبانی عملی از ولایت از دیگر پیام‌ های برجسته غدیر است.ولایت فقیه که دیروز در وجود امام راحل و امروز در وجود رهبر انقلاب است یادگار غدیرخم است و چیزی است که علما و مراجع بزرگ شیعه 1400 سال برای جانفشانی کردند. غدیر حساس ترین فراز تاریخ و اساسی ترین پیام اسلام است. غدیر سندی برای تداوم خط رسالت در جلوه امامت و خلاصه و ادامه مکتب وحی است. غدیر بستر وحدت همه مسلمانان جهان در سایه اسلام ناب است، غدیر نسخه مدیریتی است که پیامبر گرامی اسلام(ص) به جامعه بشری معرفی کرد تا امروز در جهت اتحاد، انسجام و الفت اسلامی از آن بهره برد.موضوع غدیر مسئله جهانی است و آثار آن باید برای تمامی جهانیان نمایان باشد. آثار غدیر باید به گونه ای منعکس گردد که تمامی انسانها بتوانند از آن بهره مند باشند .

وظیفه ما

غدیر و خطبه ماندگار بی ارتباط  با عاشورا و مهدویت نیست. در بخشی از خطبه غدیر به مساله مهدویت و موعود آخرالزمان اشاره شده است و می توان گفت تیری که روز عاشورا بر قلب حضرت اباعبدالله (ع) نشست، در سقیفه بنی ساعده بر چله کمان گذاشته شده بود و اگر ما پیام غدیر را درک نکنیم نمی توانیم به وظیفه خود در قبال حضرت صاحب الزمان (ع) عمل کنیم . امروز شاهد گرایش روز افزون و چشمگیر انسان ها به مکتب اهل بیت هستیم.اگر اسلام از ابتدا مسیر ولایت منحرف نمی شد و جهان بر مدار غدیر می گشت،امروز وضعیت جهان به گونه ای دیگر بود و اسلام فراگیر شده بود.درحالی که غدیر میوه رسالت است و هویت مسلمانان و تهی نمودن عالم اسلام از این میوه و هویت، خواست دشمنان وحی و دین است، فرض است که با بهره گیری از خطبه ماندگار غدیر و عمل نمودن به توصیه های آن و حرکت بر اساس خطوط ترسیمی آن، این توطئه ها را خنثی و وجود خود و جامعه خویش را به رایحه خوش اسلام عزیزمعطر سازیم.

مسئله غدیر در اسلام، مسئله‌ای حیاتی و ثمربخش است، مسئله غدیر و جایگاه امامت در جامعه امروز نیاز به تبیین و تبلیغ بیشتری دارد. مسئله امامت جامعه دینی را در برابر دشمنان نفوذ ناپذیرمی کند،غدیر یک تکلیف الهی و دستور خداوند به حضرت محمد(ص) بود و باید در این ایام، مسئه ولایت به درستی در جامعه و در بین جوانان تبیین شود.  اگر واقعه غدیر و جایگاه امامت در تاریخ اسلام جدی گرفته می شد حادثه کربلا هیچ وقت اتفاق نمی افتاد،  بحث غدیر و جایگاه امامت در جامعه امروزی ما نیاز به تبیین و تبلیغ بیشتری دارد. ولایت مسئله مهم اعتقادی است و باید در جهت تقویت و تبیین ولایت در جامعه از وجود کارشناسان، روحانیان و مبلغان به درستی استفاده شود.

ولايت حضرت علی(ع) هم‌طراز با رسالت انبياء الهي می باشد اين از ظرافت‌هايي است که در مسئله غدير وجود دارد و در قرآن کريم جز ولايت، هيچ موضوعي بدين صورت مورد تاکيد قرار نگرفته است، اگر بتوانيم آن را به درستي معرف کنيم رسالت همه انبياء را ابلاغ کرده‌ايم حضرت علي (ع) در جهان اسلام مظلوم واقع شده است و بايد سعي شود ذکر و ياد آن حضرت در همه مجالس و محافل زنده نگه داشته شود و هر فرد به اندازه توان خود در اين مسير گام بردارد.  خطبه‌هاي برجسته‌اي که از اميرالمومنين (ع) پيرامون معارف ذکر شده است، نشان از غناي فرهنگ شيعي دارد و ترويج آن خدمت به تمام بشريت است. حقايق زندگي شخصيت و فضايل حضرت علي (ع) بايد به صورت دقيق مورد بررسي قرار گيرد و با حفظ قداست آن به جامعه منتقل شود.

اصلی ترین نیاز امروز جامعه همچون عصر امام علی(ع) وفاق برمحوریت ولایت و پاسداری از حریم آن و جایگاه ولایت، متصل و برگرفته از اسلام ناب محمدی(ص) و نبوت است و خط ولایت همان خط اسلام ناب محمدی (ص) که سرچشمه آن وحی و نبوت است و غدیر رمز میان خالق و مخلوق بود و ریشه در حرا و بعثت داشت.آن گاه که دستان علی علیه السلام را از فراسوی قرن ها می فشاریم، از نگاه عمیق چشمانش چه می خوانیم؟ آنان که فداکارانه کاروان 1400 ساله غدیر را از گذرگاه های پر خطر تاریخ عبور داده اند، از سپردن میراث جاودانه غدیر به دست ما، چه انتظاری داشتند؟ سخن نسل کنونی ما که خود را تشنه معارف غدیر می داند، چیست؟ فرزندان آینده غدیر که وارثان این گنج عظیم خواهند بود، چه خواسته هایی دارند که باید امروز به دست ما فرجام پذیرد؟ همه یک صدا می گویند: غدیر را تنها نگذارید، حقیقتش را به گوش جهانیان برسانید که رستگاری عالمیان در غدیر است.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608044692252593902&pid=1.7

تبلیغ «غدیر» باید به خواب‌رفتگان را بیدار کند

چگونه مي‌توان براي غدير كاري ماندگار انجام داد؟!پاسخش وقف است. وقف براي ترويج معارف خطبه غدير كاري ماندگار و چشمه‌اي هميشه جوشان است كه مي‌تواند فرهنگ غدير را تا قيامت در كام تشنگان حقيقت ریخته و آنها را از زلال معرفتِ ولايت سيراب گرداند."وقف براي تبيين، ترويج و نشر معارف خطبه غدير" آيينه‌اي است به بلنداي تاريخ كه نور غدير را تا قيامت منتشر و منعكس مي كند و اينگونه چراغ روشني براي جويندگان حق و حقيقت مي‌شود.

وقف براي خطبه غدير، تشكيل كلاس هميشگي ولايت است كه تعطيل بردار نيست و هر روز شاگرداني تازه را با اين مكتب آشنا، و غديرشناسان فراواني را تربيت مي‌نمايد.با وقف براي خطبه غدير، مي‌توان حركت و جنبشي هميشگي به سوي معارف غدير به راه انداخت كه تا ابد نيز ادامه داشته باشد.وقف براي خطبه غدير بزرگداشت هميشگي آخرين خطبه بهترين پيامبر الهي  و گراميداشت آخرين ابلاغ الهي و عرض ارادتي ماندگار به ساحت مقدس غدير است.

امروز معنای غدیر لغت نامه نمی خواهد؛ هرکس علی و حسین علیهماالسلام را شناخت غدیر را می یابد. غدیر از متن قرآن است و قرآن در غدیر معرفی شده است. علی جان، تو در غدیر خلاصه نمی شوی؛ اما غدیر عصاره عظمت توست. غدیر کاشتن بذر ولایت تو در جان هاست. غدیر «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیّا وَلِیُّ اللّه ِ» است. نسلی که کنجکاوانه و واقع گرایانه در جستجوی حقایق دینش تلاش می کند، غدیر را به عنوان یکی از اساسی ترین بخش های اعتقادی اش با نگاهی تیزبین زیر نظر دارد و به این باور رسیده که فراتر از آنچه از غدیر می داند در این گنج عظیم نهفته است.

 ابلاغ پیام «غدیر» از بزرگ‌ترین وظایف مبلغان دینی است. پیامی که خداوند با آوای «یا اَیُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک» پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود و رسول خدا آن را به افراد امت ابلاغ کرد.در شرایط کنونی که دشمن نه تنها پیروان علی(ع) و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص رسول ا...(ص) نیز اهانت می‌کند، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر است. امروز امت بزرگ اسلامی بویژه عالمان دین و مبلغان برای نجات بشریت، راهی بهتر از معرفی اندیشه امامت و فرهنگ غدیر ندارند و حوزه‌های علمیه و مبلغان، پیام رسانان فرهنگ غدیر هستند.

تبلیغ و رساندن پیام غدیر وظیفه همه است، تبلیغ غدیر از دغدغه‌های نظام است، مقام معظم رهبری نیز فرمودند: برادران اهل سنت ما نیز باید مانند ما غدیر را جشن بگیرند.  کشور ما برای تبلیغ آماده تر از حجاز زمان حضرت امیر(ع) است،جامعه ایران، مستعد کارهای ولایی است و لازم است طلاب و مبلغان در این رابطه فعال تر باشند.رسانه‌ها بیش از همه نقش مؤثری در انعکاس این موضوع دارند و برای تبیین موضوع غدیر باید تلاشها در این زمینه دو چندان شود.

بی گمان، بر عهده پدران و مادران است که فرزندان خود را با صاحبان غدیر ، اهل بیت پیامبر از امیرمؤمنان علیه السلام تا امام زمان علیه السلام، آشنا سازند و آن‌ها را با پیشوایشان نزدیک کنند. باید فرزندان ما از پدران و مادران خود، محبت به امام عصرعلیه السلام را ببینند و بیاموزند. باید محبت و پذیرش سرپرستی امیرالمومنین علیه السلام را ببینند و بیاموزند.این هدف غدیر است. و وظیفه ی ما این است که پیام غدیر را، که پیامبرِ صلی الله علیه وآله وسلم  به ما فرمود، به فرزندان خود بیاموزیم.

باید کودکان ما از کودکی تا سنین بالاتر، در مکتب اهل بیت علیهم السلام بزرگ شوند و گوشت و خونشان با آن آمیخته شود. باید پیشوایانشان به آن‌ها شناسانده شوند و محبت امام عصرعلیه السلام در قلب شان ظهور وبروز یابد. این تنها نمونه ای از کارهایی است که در قبال فرزندان مان برای غدیر می توانیم انجام دهیم. از این‌که دغدغه مند تبلیغ غدیر شده ایم، باید خدای را شاکر باشیم و برای خدمت به امیرمؤمنان علیه السلام و امام زمان علیه السلام تلاش کنیم.


آنچه برای مردم امروز مطرح است خط اتصالی است که بتواند آنان را به چهارده قرن پیش متصل کند و وظایف قلبی و اعتقادی و عملی آنان را درباره غدیر به آنها بشناساند. نسل امروز می پرسد: آیا برای غدیر جایی که در زندگی ما باید پر کند در نظر گرفته ایم؟ آیا می توانیم ادعا کنیم که اگر در بیابان غدیر بودیم سخن حضرت را به خوبی درک می کردیم و کمر همت به عمل کردن بدان می بستیم؟ای غدیر، از ما انتظارات زیادی داری و حق با توست که راه بلندی را به بهای سنگینی طی کرده ای تا به دست ما رسیده ای. قسم به عزیز تو که پیامبر او را از روی دست خویش به رخ جهانیان کشید، غدیری هستیم و غدیری خواهیم ماند.امروز شهد شیرین تر از عسل تو را می نوشیم و با آن زنده ایم تا فردا تو را در شفاف ترین آیینه ها جلوه گر سازیم و چهره زیبای تو را جام جهان نمای خلقت سازیم تا پرتو چهاردهْ معصوم پاک را در آن به تماشا بایستیم.

منبع: اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، صص 464-461

غدير متعلق به تمام اعصار است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۳ |

غدير  تجلي‌گاه جايگاه ولايت در جامعه است غدير روز عهد و پيمان‌، تجديد ميثاق و استمرار حق نبوت است عيد غدير تنها مربوط به امام علي (ع) نيست، در روز غدير، تكليف اسلام تا قيامت تعيين و مشخص شد. بزرگداشت عيد غدير تبيين جايگاه ولايت امام علي (ع) و پس از آن جايگاه ائمه اطهار (ع) در جوامع اسلامي است غدير تنها منحصر به زمان و مكان مشخصي نيست، بلكه غدير متعلق به تمام اعصار است روز غدیر خم با انتخاب حضرت علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر اعظم (ع)، تاریخ و بشریت شاهد تحولی نو و حرکتی جدید در عرصه هستی شد، در حقیقت باید گفت؛ عید غدیر از اعیاد بزرگ مسلمانان است، چراکه در این روز بزرگ سرنوشت تاریخ اسلام رقم خورد. شناخت فلسفه غدیر لازمه و مقدمه درک عبودیت پروردگار متعال است،خداوند بزرگ در واقعه غدیر خم به پیامبر بزرگ اسلام(ص) دستور جانشینی حضرت علی(ع) را داد و درستی امر رسالت پیامبر(ص) را منوط به ابلاغ ولایت مولای متقیان به مسلمانان اعلام کرد. پیامبر گرامی اسلام (ص) با قرائت خطبه غدیر تکلیف آحاد جامعه اسلامی را مشخص کرد، از این رو باید واقعیت غدیر سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شود تا همگان حقیقت ولایت مولی علی(ع) را بدانند.


معرفي عظمت و جايگاه واقعه غدير و تبيين و شناسايي سيره علوي به ويژه براي نسل جوان بيش از پيش لازم و ضروري است عيد‌غدير تبيين‌كننده مقام و شئون ولايت در بين مردم است عيد غدير را فرموده‌اند: «عيد اللَّه الاكبر»؛ از همه‌ى اعياد موجود در تقويم اسلامى اين عيد بالاتر است؛ پرمغزتر است؛ تأثير اين عيد از همه‌ى اين اعياد بيشتر است. چرا؟ چون تكليف امت اسلامى در زمينه‌ى هدايت، در زمينه‌ى حكومت، در اين حادثه‌ى غدير معيّن شده است.مسئله‌ى غدير، مسئله‌ى ايجاد يك شاخص است، يك معيار و ميزان است. تا آخر دنيا مسلمانان ميتوانند اين شاخص را، اين معيار را جلوى خودشان قرار بدهند و تكليف مسير عمومىِ امت را معيّن كنند تک تک شیعیان در ابلاغ پیام غدیر به نسل های آینده مسؤولیت دارند.

غدیر مهمترین و بالاترین پیام نبوی برای هدایت بشریت است مهمترین پیام غدیر ،وحدت و انسجام امت واحد اسلامی است و باید برای نهادینه کردن پیام غدیر در جامعه تلاش کرددر شرایطی که دشمنان اسلام با تمام توان خود برای به انحراف کشاندن پیام غدیر و خدشه در باورها و اعتقادات مردم وارد شده اند  باید با برنامه و فکر مبتنی بر آموزه های مکتب راستین اسلام ناب ، حرکت کرد ار در حوزه تبیین پیام  غدیر منحصر به شخص یا دستگاه خاصی نمی شود بلکه همه باید در بحث ترویج و توسعه فرهنگ غدیر احساس تکلیف کنند باید از تمام ظرفیت ها استفاده شود تا پیام غدیر به نسل جوان و آینده ساز جامعه انتقال داده شود . 

«غدير» عصاره و نتيجه خلقت و چکيده تمام اديان الهي و خلاصه مکتب وحي است و صرفا واقعه ‏اي تاريخي نيست. اين نام مقدس، عنوان عقيده ما و اساس دين است. غدير ثمره نبوت و ميوه رسالت است غدير تعيين کننده خط ‏مشي مسلمانان تا آخرين روز دنياست. غدير ماجرايي سرنوشت‏ ساز است که «خطبه غدير» شاخص‏ترين و زنده ‏ترين سند آن است. عید غدیر علامت و نشان تشیع و رکن و پایه اعیاد اسلامی است و بقای جامعه اسلامی نیز به این عید بستگی دارد.غدير، سرچشمه هميشه‏ جوشان ولايت است که از سينه تفتيده «خم» به جام محبت دوست‏داران پيامبر و خاندانش جارى است. غدير، شايسته هر ثناست که وحى از او پيراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدير، تفسير بدر و احد و شأن نزول صفين و نهروان است. بدر، عدالت مى‏ خواست؛ احد، شجاعت آرزو مى ‏کرد؛ خيبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدير، آمين آن همه ثنا و دعا بود. غدير، روز انسان است. غدير، تداوم رسالت محمد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله در ولايت على عليه‏السلام است جوامع بشرى نيازمند يادآورى و حضور هميشگى هويت‏ه اى فرهنگى و اصالت‏هاى معنوى است. زنده نگه داشتن شعاير الهى، رسالتى است که مرزبانان عقيده و ايمان، از جمله رسول اکرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله بر آن تأکيد داشته ‏اند.  اينک و در عصر ما، شناختن مرزهاى بلند غدير، بازگويى اين شکوه و جشن و سرور اين عيد بزرگ، در راستاى آن پاس‏داشت است.

http://www.ghadir93.ir/data/socialmedia/1412854343_%20%D9%82%D8%AF%D9%8A%D8%B15.jpg

در غدیر چه می بینیم ؟

1- اکمال دین  2- دین الهی باید همچنان الهی باقی بماند 3- تعهد کاری  همراه با وجدان کاری 4- خلق حماسه

1-هنگامی که پیامبر اکرم (ص) موظف به اکمال دین شد و می بایست  جانشین خود را به مردم معرفی کند ،در واقع اکمال دین  را در گرو پایداری آن می دانست . نمود این پایداری در تمام ابعاد می بایست خود را نشان دهد . پایداری در حفظ شرافت و کرامت انسانی . پایداری در رساندن انسانها به کمال . پایداری در هدایت و راهنمایی انسانها در مسیر الهی و پرهیز از هرچه ناراستی و کژی و آلودگی است . پایداری در به سعادت رسیدن انسانها و حفظ ارزشهای اخلاقی و رسیدن به مقام خلیفة الهی . پایداری فوق هنگامی محقق خواهد شد که کسی جانشین او شود که اضلاع مثلث موفقیت را بشناسد .

موفقیت در هر کاری پیرو سه «الف» است . الف اول اظلاعات و دانش است ، انجام کارها می بایست از روی علم و دانش و آگاهی باشد ،دارا بودن علم لازم در هر کاری منتج به  متخصص شدن فرد در آن کار می شود ،پس علم تخصص رامی سازد و متخصص کارشناسانه به دنبال انجام کار است .

الف دوم استعداد و توانایی و دارا بودن مهارت لازم در انجام کار است ،داشتن مهارت در گرو تجربه است و تجربه ی کافی می تواند توانایی ها را افزایش دهد ،تجربه به عبارتی ظرفیت ساز است و ظرفیت های زیاد اجازه ی ترقی و گام نهادن در پله های بالا تر را می دهد .

الف سوم که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و لازمه ی موفقیت در هر کاری است  ایمان و باور به انجام کار است . برای انجام کار اگر لزوم انجام آن کار بر فردی دیکته شود و او آن را باور نداشته باشد مسلما کار به درستی پیش نخواهد رفت و مشکلات برای متوقف کردن آن یکی پس از دیگری صف خواهد کشید .

بنابراین در غدیر پیامبر اکرم (ص) جانشینی را معرفی کردند که بخوبی تضمین کننده ی موفقیت بود ،علی (ع) را همه می شناختند ،علم و دانش او زبانزد عام و خاص بود . او کسی بود که دوش به دوش پیامبر (ص) در سختی ها  و مصائب گام برداشت و حتی از جان خویش هم دریغ نکرد . او در دامن رسول الله (ص) بزرگ شد و رهبری امت اسلام رابا گوشت و پوست خود تجربه کرد،و مهمتر از همه  ایمان او به رسالت پیامبر آنقدر زیاد بود که هیچ گاه زرق و برق منصب و دنیا نتوانست از این ایمان ذره ای بکاهد که به گفته ی خودش دنیا در پیش چشم او از آب دهان بزی نیز بی ارزش تر است .

1-آنچه که تضمین می کند تا در دین ،ناراستی ها و کژی ها وارد نشود ،الهی بودن آن است . دین الهی نیاز به مدیری الهی دارد و مدیری الهی است که مصون از آلودگی ها و گناه باشد . عصمت مدیر الهی ضامن الهی بودن کار اوست و عصمت در وجود هر شخصی درجه ای دارد و آنکه شخصیت والایی دارد ظرفیت والایی داشته و درجه ی عصمتش بالاتر است . پس پیامبر (ص) در غدیر این اتصال الهی بودن را برقرار کردند . دین الهی باید همچنان الهی باشد ،اگر جنبه ی الهی بودن  دین ازبین برود و از آسمانی بودن به زمینی شدن تنزل پیدا کند ،دیگر رهبر آن دین تنها نقش یک مصلح را بازی می کند نه یک رهبر آسمانی ،و چه بسا که با اندک تردیدی دست و پایش بلرزد و جام بلورین را بر زمین افکند و یا پرچم دین را از دستی به دست دیگر حواله دهند ،آنگاه تفرقه ها ،سلیقه ها و ناصواب ها هویدا خواهند شد .

2-در اینکه پیامبر اکرم (ص) در انجام رسالت خود سختی ها کشید و کاری بس عظیم را با زحمت زیاد به سرانجام رساند ،همگان قبول دارند ،پیامبر (ص) رضایت خداوند را دیده بود پس وجدانش راحت بود و رضایت خود را در گرو رضایت خداوند می دید ،اما در کنار وجدان کاری ،تعهد کاری نیز وجود دارد ،رسول الله (ص) متعهد شده بود که بقای دین را با معرفی جانشینی شایسته تضمین نماید و وجود چنین تعهدی به او اجازه نمی داد که بی فکر و سنجش و تعقل و تدبر به معرفی جانشین خود بپردازد . بنابراین او کسی را معرفی کرد که همگان بدانند در بقای دین اسلام تضمینی وجود دارد .   

3-حماسه در لغت به معنی به شجاعت عمل کردن و دلیری است . شجاعتی که پیامبر (ص) در غدیر از خود نشان داد و در مقابل کسانی که می دانست با او مخالفت خواهند کرد ،ایستاد و علی (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کرد ،نشانگر عظمت این روز بوده و به همین دلیل می توان از این روز به عنوان «حماسه ی غدیر» نام برد . پس غدیر یک حماسه بود .

عید غدیرخم رد پای عشق و چکیده تمام ادیان الهی است. غدیر از اعیاد بزرگ اسلامی است و دارای اثرات مهم و فراگیر در جامعه می باشد، عید غدیر، عیدی تاریخی و سرنوشت ساز تا روز قیامت به شمار می آید؛ بنابراین شناخت این عید بسیار مهم و ضروری خواهد بود. امامت و غدیر یک موضوع مهم توحیدی است، باید بیشتر مورد توجه مردم قرار بگیرد، زیرا امامت ستون اصلی دین بوده و موجب برکات زیادی است. غدیر یک واقعه تاریخی و سرنوشت ساز برای مسلمانان است. تمام علمای مسلمان جهان اعم از شیعه و سنی اصل واقعه غدیر را قبول دارند و در ارتباط با وقوع آن روایت های زیادی از علمای شیعه و سنی نقل شده است.  پیامبر اسلام در روز غدیر، با اجرای دستور خداوند، آینده نگری کردند و مهمترین نیاز مسلمانان را برای آینده اسلام مطرح کردند.عید بزرگ غدیر تکمیل‌کننده دین و کامل‌کننده وحدت بین مسلمین است و همه آحاد مسلمین باید برای گرامیداشت این روز تلاش کنند. 


غدير به حضرت علي (علیه السلام) چيزي نداد بلكه آن علي بود كه  به غدير آبرو بخشيد  و همچنين رهبر ما به رهبريت شرافت داد كه اينها پيام غدير است.وقتي از غدير سخن مي گوييم به معناي اختلاف افكني نيست، ما اهل شيعه غدير را با تمام وجود قبول داريم اما براي  اثبات غدير، نفي ديگران نمي كنيم زيرا ما در همين مملكت با كساني كه غدير را به معنايي كه ما قبول داريم قبول ندارند، مسالمت آميز زندگي مي كنيم. ما غدير را باور داريم و همان طور كه اهل سنت داراي باورهايي هستند اهل شيعه نيز باورهايي دارند كه ما بايد بر سر  اعتقادات مشترك با يكديگر متحد شويم و دشمن مشترك را كنار بزنيم. غدیر ادامه دهنده همان رسالتی است که انبیا و بخصوص پیامبر خاتم(ص) برای تثبیت اسلام در جامعه آن روز متحمل زحمات و مشقات زیادی شده اند.
بی توجهی به فلسفه غدیر صدماتی برای جامعه اسلامی در پی دارد، اگر شناخت درستی از رسالت پیامبر اسلام(ص) نداشته باشیم، به یقین به فلسفه ولایت مولای متقیان نیز نخواهیم رسید، همین امر منجر به بروز بحران‌های عقیدتی، اخلاقی و رفتاری در جامعه اسلامی خواهد شد. رسالت انبیای الهی پیوندی معرفتی با ولایت و امامت داشته است،  پیامبر اسلام(ص) در روز غدیر خم رسالت تمام انبیای الهی را با ابلاغ مسأله ولایت مولا علی(ع) به کمال رساندند.

غدیر؛ تداوم رسالت انبیا در آینه ولایت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ |

http://media.shabestan.ir/Original/archive%5C29-8-1389%5CIMAGE634258439464191250.jpg

علی(ع)!‌ای زاده کعبه و ای همسر بی همتای زهرا(س)؛‌ در آن هنگام که در صحرای عطش گرفته؛ در جحفه ندای رسول (ص) بلند شد که «هرکه من مولای اویم این علی مولای اوست...» خداوند تو را برگزیده قرار داد و ولایت و سرپرستی امت اسلام را به تو واگذار کرد. چه زیبا 11فرزند خلفت این رشته زیبای هستی را به دست گرفتند و تا امروز تداوم یافت، زیرا ولایت تو تا همیشه تاریخ جاری است و تا هستی هست، شما امیرِ مومنان هستی و خواهی بود

در طول تاریخ بسیاری از مبغضین و چشم تنگ ها سعی کرده اند  واقعه غدیر که نبض جهان اسلام است را منحرف کنند اما به حول و قوه الهی «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» و «ما ینطق عن الهوی ان هو وحی یوحی» و از این قبیل آیات به ما آرامش می دهد که همه تلاش اینان در انحراف این قضیه مانند پوشاندن خورشید با کف دست است!!اما در این رابطه با این روز 2 آیه  نازل شده که یکی مقدمه این کار مهم را به پیامبر گوشزد می کند و دیگری بیان نعمت عظیمی است که خداوند به مسلمین عطا فرموده.

اما آیه نخست: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین» ترجمه: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان؛ و اگر (این کار را نکنی) رسالت او را انجام نداده ای. خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می دارد و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی کند.(مائده 67)

این آیه شریفه که معروف به "آیه تبلیغ" است، پیرامون مسئله جهان اسلام پس از مسئله نبوت و پیامبری بحث می کند و به پیامبر اسلام در اواخر عمر شریفش با تاکید فراوان دستور می دهد که مسئله خلافت و جانشینی پس از خودش را با صراحت تمام با مردم در میان بگذارد و تکلیف مردم را از این جهت روشن کند

نکته ای که در این آیه شریفه مد نظر حقیر است این قسمت است: «والله یعصمک من الناس».

1- چرا خداوند، پیامبر را دلداری می دهد که "ما تو را از خطرات حفظ می کنیم" ؟

2- طبق حساب تاریخی، این آیه در زمان اوج قدرت پیامبر و پس از فتح مکه و به زانو درآوردن مشرکان نازل شده. بنابراین پیامبر در چه موردی از جانب عده ای تهدید می شدند؟

علت این نگرانی را در خطبه غدیر باید جستجو کرد:«و سالت جبرئیل ان یستعفی لی عن تبلیغ ذلک الیکم ایها الناس لعلمی بقلة المتقین و کثرة المنافقین و ادغال الاثمین و ختل المستهزئین بالاسلام»  ترجمه: «از جبرائیل علیه السلام خواستم که از خداوند متعال ، معافیت مرا از تبلیغ این ماموریت تقاضا کند چون می دانستم که در میان مردم پرهیزگاران اندک و منافقان بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته اند آگاهی داشتم»آری! پیامبر رحمة للعالمین است و از خود مردم نسبت به آنها مهربانتر.


و اما آیه دوم: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا...»   ترجمه: «امروز کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابراین از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاویدان) شما پذیرفتم...»

فخر رازی، مفسر معروف و زبر دست اهل سنت در کتاب "تفسیر کبیر" می نویسد:" مورخان و محدثان اتفاق نظر دارند که پیامبر اسلام پس از نزول آیه شریفه، بیش از 81 یا 8۲ روز عمر نکرد..."با توجه به این سخن فخر رازی می توان با یک محاسبه ساده فهمید که روز این حادثه چه زمانی بوده است (چون یکی از ادعاهای معاندین، عدم انطباق وقت نزول این آیه با روز 18 ذی الحجة سال 10 هجری است و عده ای نیز ادعا می کنند که آیه، مربوط به روز عرفه است)اهل سنت معتقدند که پیامبر گرامی اسلام در روز 12 ربیع الاول به دنیا آمدند و اتفاقا در روز 12 ربیع الاول نیز رحلت فرمودند( البته در بین علمای شیعه نیز این نظریه طرفدارانی دارد)با توجه به این که هیچ موقع 3 ماه قمری پشت سر هم 30 روز نمی شود(همانگونه که 29 روز هم نمی شود)

 اگر دو ماه صفر و محرّم را بيست و نه روز در نظر بگيريم، جمعاً 58 روز مى شود كه به اضافه دوازده روز ماه ربيع الاوّل هفتاد روز مى گردد و با توجّه به اين كه بايد ماه ذى الحجّه را سى روز در نظر بگيريم دوازده روز ديگر به عقب بر مى گرديم تا هشتاد و دور روز شود، با كسر دوازده روز از ماه ذى الحجه به هجدهم اين ماه كه روز عيد غدير است مى رسيم. بنابراين طبق اين محاسبه، كه موافق نظريّه علما اهل سنّت است، آيه شريفه فوق مربوط به غدير مى شود، نه روز عرفه!اگر معيار را هشتاد و يك روز هم قرار دهيم مصادف با روز پس از عيد غدير مى شود. و از روز عرفه فاصله زيادى دارد و هيچ هماهنگى با آن ندارد.

و اگر دو ماه صفر و محرم را سى روز در نظر بگيريم و ماه ذى الحجه را بيست و نه روز، طبق هشتاد و دو روز، نوزدهم ذى الحجة و طبق هشتاد و يك روز، بيستم ذى الحجة زمان نزول آيه مى شود، يعنى آيه شريفه يك يا دو روز پس از واقعه غدير و جانشينى امير مؤمنان(عليه السلام) نازل گشته و ناظر به آن حادثه مهمّ تاريخى است و هيچ ارتباطى با روز عرفه نخواهد داشت!نتيجه اين كه، قرائن مختلفى وجود دارد كه آيه شريفه در ارتباط با ولايت و خلافت حضرت امير المؤمنين، على (عليه السلام) نازل گشته است. نام غدیر به عنوان مکان اصلی یکی از مهمترین مسائل عقیدتی و سیاسی در جامعه اسلامی همواره بین دانشمندان شیعه و سنی مطرح بوده ­است غدیر محور حرکت ارزش های اسلام در قالب امامت است یعنی در واقع اگر غدیر حذف شود، اسلام منهای اسلام شده و در واقع خالی از محتوا و ارزش است. همانطور که در قرآن تاکید می فرماید «بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته» اساس و تداوم رسالت پیامبر خدا(ص) در گرو غدیر است .

واقعه غدیر خم نقشه راهی برای مسلمانان ترسيم كرده،عید غدیر خم بزرگ‌ترین اتفاق در تاریخ اسلام و موجب افتخار شیعیان جهان است.واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوّت حکایت می کند. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.غدیر خم نام ناحیه ای است بین مکه و مدینه که پیامبر اسلام در حجة الوداع علی را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذی الحجه، سال روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد.واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوّت حکایت می کند. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.غدير صرفاً يك واقعه نيست و هويت و شناسنامه نبوت است،  عيد غدير عيد وحدت و يكدلی مسلمانان است و بايد اتحاد ميان مسلمانان با تبعيت از اين عيد سعيد بيشتر شود.

http://cld.persiangig.com/preview/f8g3vWm8V9/ghder-www.110fk.ir1.gif

غدیر خم، قطعه‌ای از بهشت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ |

http://media.shabestan.ir/Original/archive%5C30-8-1389%5CIMAGE634260194777054939.jpg

سخن از غدیر است، واقعه‌ای به وسعت تاریخ، که خود تاریخ‌ساز است، غدیر خلاصه و عصاره تمام نبوت و حاصل و نتیجه چندین سال تلاش و مجاهدت نبی‌ مکرم اسلام (ص) درانجام رسالت خطیر و عظیم است.غدیرخم، واژه‌ای آشنا ولی مظلوم و غریب تاریخ، واقعه‌ای چسان زود فراموش شده و نادیده انگاشته شده غدیرخم، مانند ده‌ها غدیر دیگر است و مشابه آنها که حاصل نزول بارش رحمت الهی است برای کام‌های تشنه در کویر تنهایی و هجرت. غدیر خم ، برترین غدیری است که آب آن به زلالی و شفافیت آب حوض کوثر و زمزم است.  افتخارغدیر خم در میزبانی سال‌های سال از پنج درخت سرسبز دنیا دیده و کهنسال "سَمُر" است که همواره در خاطراتی با آن‌ها در اشتراک است. ولی این بار غدیرخم میزبان پنج انسان وارسته و کامل است به تعداد همان درختان سمر که همنشین و سنگ صبور سالیان دراز اوست. امروز غدیر خم به خود می‌بالد و نسبت به هم‌قطاران خویش فخر می‌فروشد چرا که میهمانانی بس گرانبها و ارزشمند دارد.امروز درختان سمر نیز طناز و با جنباندن شاخ و برگ شادمان و مسرورند. چرا که در این بیابان سکوت و برهوت، سایبانی برای برترین مخلوقات آفرینش شده و سایه‌سارشان بسان چتری بر سر پنج تن آل‌عبا قرارگرفته است. راستی چه افتخار و سعادتی و حق دارند که همنوا با بادهای خشک کویری رقصان باشند. آری غدیرخم از امروز پر آوازه می‌شود شهره خاص و عام، قطعه‌ای از بهشت، بالاترین و برترین مکان، آن جایی که دیگر پیامبران و اولیاء نیز به‌خاطر بودن در چنین جایگاهی رشک ‌برده و افسوس می‌خورند. غدیر، آخرین نقطه برای انسجام و اتحاد و با هم بودن حاجیان است و پس از این جا هر که به سویی روان خواهد شد. پس چه بهتر و مناسب که این مکان به عنوان نقطه وصل همگان در طول تاریخ اسلام تلقی گردد. و هر سال با گردآمدن همه طوایف و قبایل در این مکان و یادآوری ثقل بیان ابلاغ رسالت نبی‌مکرم اسلام در آخرین سفر حج، آخرین کلام وحی که از زبان مبارک حضرت ایشان بیان شده است با یادآوری هرساله به فراموشی سپرده نشود. 

غدیرخم، تنها یک توقفگاه نیست، توقفی است برای نشان حرکتی درست و صحیح و بدون انحراف و زاویه.  در این توقفگاه‌، همه باید مهیا برای حرکتی  پرشتاب در مسیری سلامت و حق، حضور داشته باشند. چه آنانکه که تند رفته‌اند و از رسول گرامی اسلام در این راه (ص) پیش‌افتاده‌اند و چه آنهایی که حرکتی کُند داشته و از آن حضرت عقب‌ مانده‌اند. همه باید دوش به دوش پیامبر باشند. همه باید یک‌صدا را که برترین صوت تاریخ اسلام شده و ماناترین، رساترین و بلیغ‌ترین پیام‌ها را در خویش جای داده باید بشنوند. در این شنیدن و ابلاغ کمال رسالت نباید با چندصدایی و در چند بار صورت گیرد. در ابلاغ نیز باید وحدت باشد همچنانکه در اجتماع مردم نیز وحدت در عین کثرت صورت گرفته است. و طوایف و قبایل مختلف حجاج مکی، مدنی، یمنی، و... در این اجتماع وحدت آفرین حضور پیدا نموده‌اند. چه اجتماع باشکوهی و چه جمع بی‌نظیری، یکصد و بیست هزار سر با چشمانی منتظر و گوش‌هایی آماده شنیدن و ... در این میان، غیر از آدمیان نیز این اجتماع و ابلاغ رسالت را به نظاره نشسته‌اند تا شاید فردای تاریخ اگر آدمیان دچار نسیان و فراموشی شوند، آنان گواهان صادقی خواهند بود و شهادتشان بر صدق این واقعه در قیامت گواهی‌است توأم با تأکید بر صحت و درستی این پیام، امروز نه تنها درختان سمر به عنوان شاهدان زمینی در این جمع حاضرند، میلیون‌ها ستاره نیز از میان آسمان شفاف و روشن کویر نظاره‌گر این واقعه‌اند. خورشید در رضایت از این حادثه عظیم لبخندزنان با تشعشع انوار خویش می‌نگرد.

آری جمعیت آماده ‌استماع سخنان پیامبر خدا در آخرین سفر تاریخی‌است، باید پیام الهی را گفت بیش از این نباید صبر و تعلل کرد. اگر گفته نشود زحمات پیامبر به هدر خواهد رفت و رسالت ایشان به اکمال نخواهد رسید. یاران با وفا وخاص پیامبر(ص) که تاریخ بر ایستادگی آنان بر پیمان و عهدی که با آن حضرت بسته بودند به درستی گواهی می‌دهد، همواره برگِرد شمع نبوت همچون پروانه حلقه زده و. مأمور مهیای جایگاه خطابه پیامبر شدند. عمار،ابوذر، سلمان، مقداد. امروز نه تنها پیامبر بلکه تاریخ و حتی غدیر خم هم به حضور چنین اصحابی در این جمع افتخار می‌کند. سنگ‌ها، روانداز‌ها و کجاوه‌ها و ... در میان درختان سمر و زیر سایه ‌آنها منبری به بلندای قامت پیامبر برافراختند. این منبر باید طوری بر پا می‌شد تا همگان و این خیل جمعیت آن را به وضوح می‌دیدند تا بدون واسطه، صدق و صحت ابلاغ حضرت را شخصاً شاهد باشند تا در آیند دچار شک و تردید نشوند. همه چیز آماده شد تا ابلاغ وحی در آخرین خطابه رسمی ایشان در آخرین سفر در حجه الوداع، نه تنها به گوش جسم بلکه به جان و دل اجتماع کنندگان، رسانیده شود. پیامبراسلام (ص) بر بالای منبر رفتند و حضرت علی (ع) را نیز به بالای منبر فراخواند و ایشان در طرف راست آن حضرت ایستادند. آن حضرت، نخست به حمد و ثنای الهی پرداختند و بعد از آن فرمودند: باید فرمان مهمی در باره علی بن ابیطالب (ع) را ابلاغ کنم، و اگراین پیام را نرسانم رسالت الهی را انجام نداده و نبوت من کامل نمی‌شود. ایشان سپس فرمودند خداوند به من چنین وحی نموده است: « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛[١] ترجمه: اى پیغمبر! برسان و ابلاغ کن به مردم آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده است! و اگر نرسانى، رسالت پروردگارت را نرسانده‏اى! و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏کند، و خداوند کافران را هدایت نمى‏کند!»

پس از آن، فرمان موکد خداوند را در باره اعلام ولایت حضرت علی (ع) با صراحت هر چه تمامتر اعلام کردند و فرمودند: «جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی‌بن ابی‌طالب برادرِ من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است»[٢]خداوند در این مورد آیه‌ای از کتابش را بر من نازل کرده‌است که فرمود: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛[٣] ترجمه: ولىّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند همانها که نماز را برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى ‏دهند.»آری، این چنین است شرح واقعه‌ی غدیر خم، داستان راستان قطعه‌ای از بهشت.

هم برآنانی که اینجا حاضرند
بر تمام قول و فعلم ناظرند
وان گروهی هم که اکنون نیستند
بر تخلف هیچ مأذون نیستند
آن کسانی هم که تا این وقت روز
پای ننهادند در دنیا هنوز
حاضران تشریح این دعوت کنند
هر زمان با غائبان صحبت کنند
تا قیامت هر پدر از این خبر
قصه ها باید بگوید با پسر
غدیر حقیقتی است که هیچ کس نمی تواند آن را منکر شود و شعرای بزرگ فارسی زبان در قالبهای مختلف شعری و ادبی به جایگاه حضرت علی(ع) پرداخته اند. با اینکه شیعه و سنی به واقعه تاریخی غدیر اشاره دارند اما اختلاف بر سر معنی یک کلمه است. اهل سنت به جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» تأکید دارند و منکر واقعه نیستند اما واقعه را تحریف می کنند و معنی «ولی» را به معنی دوست می گیرند و شیعه ولی را به معنی سرپرست می گیرد. انکار، غفلت و فراموشی غدیر توسط مسلمانان باعث تمام مصیبت های بشر شد و انسان ها را از صراط مستقیم هدایت و سعادت به سراشیبی گمراهی و سقوط سوق داد. فاجعه عاشورا میوه تلخ این شجره شوم بود که لکه سیاه همه تاریخ شد. استمرار این دوری از غدیر که کفران تمام نعمت خدا بود موجب مصیبت غیبت امام از جامعه بشریت گردید. اما بشریت چنان در این مصیبت گرم است که هنوز درک نکرده که چه بلایی بر سرش آمده و چه نعمتی را از دست داده است و به آنچه دارد می نازد و می بالد. شیعه هر روز صبح که از خواب بر می خیزد دعای عهد می خواند و با امام زمان خویش تجدید بیعت می کند. دعای ندبه در حقیقت ناله از سرِ دردِ شیعه است که در فراق امام تعیین شده توسط خداوند در روز غدیر سر می دهد. بخش هایی از دعای ندبه دقیقاً فرازهای خطبه غدیر است که پس از ذکر آنها در این دعا، زخم کهنه دل شیعه سر باز می کند و با ندبه و گریه عرض می کند که «أین الحسن و أین الحسین، أین ابناء الحسین» تا می رسد به آنجا که مانند کودکی که پدر خویش را گم کرده است به جستجوی امام زمان خویش مدام «أین» «أین» می گوید.

http://www.ict4mi.com/up/images/s6f4cqztbvyztvpaggz9.jpg

 پانوشت:

[١] - قرآن کریم، سوره مائده، آیه ٦٧.

[٢] - انصاری محمد باقر، گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر، ص٢٤.

[٣] - قرآن کریم، سوره مائده، آیه ٥٥.

غدیر بیانگر رابطه نورانی ثقل اصغر با ثقل اکبر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ |

http://www.hawzahnews.com/uploads/ali_ll_220475.jpg

قال الله الحکیم : الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.عید شریف غدیر خم و دهه امامت و ولایت مناسبتهای ارزشمندی را در خود دارد و یک فرصت طلائی و پربرکت و گرانبها برای درک بهتر معارف اسلامی ، شناخت تاریخ اسلام، آگاهی از عمق معارف و حقایق دین ، تشخیص صحیح خط امامت و ولایت از خطوط انحرافی و روز مبارزه با خرافات ، انحرافات ، استبداد و دیکتاتوری خود کامگی و فساد ، تباهی و تبهکاری ، جهالت و جنایت ارباب قدرت و جباران و ستمگران است.از یک سو حقیقت غدیر و ولایت و امامت روشن می شود و از سوی دیگر عملکرد نظامهای فاسد و قلدر بنی امیه و بنی عباس و دار و دسته و ازناب و ایادی آنها که عامل بیشترین ظلم و عدوان و فساد و طغیان شدند و مسیر جامعه بشری و اسلامی را به فساد و تفرقه و جنایت آلوده کردند ، آشکار می گردد.زیارت امیرالمؤمنین (ع) گنجی است انسانساز و آموزنده . یک دوره سیر و سلوک و آموزش و تعلیم و تربیت است.

کلاس ، کلاس ولایت و هجرت الی الله و وصول به مقام اولیاء الله بلکه به مقام خلّص اولیاء الهی است. کسب فیض از محضر ولی الله اعظم (عج) است . تأسی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) است . عشق و محبت و مجذوب شدن در بارگاه قدسیان و جذبه الهی است.از خداوند نفس مطمئنه خواستن است .نه تنها قرآن کریم و مخصوصاً آیات  مبارکه ولایت در سوره مائده و هل اتی و کوثر و مباهله و دیگر سور قرآن کریم و روایات شریف مربوط به غدیر خم که به تواتر نقل شده و نیز کلمات اصحاب و بزرگان و اشعار ادبا و فرهیختگان و احادیث مضبوط همه دلالت بر عظمت غدیر و ابعاد نورانی آن دارند. البته گوهر غدیر در ولایت خلاصه می شود و تداوم خط نبوت و هدایت را نوید می دهد . بلکه زیارتنامه ها نیز غبار از ره می زدایند و چهره خورشید جهان افروز ولایت را می نمایانند و نشان می دهند و گنجینه معارف است.

آری حقیقت غدیر تداوم خط ولایت و امامت تا قیام قیامت و تا حضور در محفل جانان و انس با خدای رحمان است . جوهر غدیر گوهر گرانبهای حبّ فی الله و بغض فی الله و محبت اولیای خداوند و تبری از اعداء الله است.غدیر روح و جان تاریخ است . غدیر فصل ممیز تاریخ اسلام از تاریخ جاهلی است . بر ماست که غدیر را بشناسیم ، اهداف آن را درک کنیم ، برای پیاده کردن آرمانهای غدیر تلاش کنیم و در تبیین آن کوشا باشیم.غدیر مظهر وحدت و همدلی و عزت و کرامت انسانی انسانهاست. غدیر مشعل پرفروغ خیر و صلاح و سعادت است . غدیر رمز برادری و اخوت ، برابری و عدالت ، تقوا و فضیلت است. محتوای غدیر انسان کامل و ولایت خداوند و اولیای اوست. صورت ظاهری غدیر احیای شریعت و عمل به وظیفه و اخلاص در راه خداوند و پرهیز از تفرقه افکنی و آلوده گی و انحراف است.غدیر بیانگر رابطه نورانی ثقل اصغر با ثقل اکبر و تبلور عینی مکتب و نشاندهنده راه حقیقت است.غدیر حلقه وصل همه پیامبران عظیم الشأن الهی و اولیای ربانی و نفوس قدسی و صمدانی تا مقام جمع الجمعی و اتصال به کوثر الهی در قیامت است. البته سر حلقه تمامی انبیاء (ع) خاتم پیامبران حضرت محمد بن عبدالله (ص) است که همه زیر چتر نگین آن بزرگوار قرار دارند. و او صدر نشین قاب قوسین او ادنی است.

غدیر در حقیقت روح و جان و باطن عالم است. و امام قافله سالار اولیاء الی الله است. و یا بعبارت دیگر ولایت باطن نبوت و حقیقت نبوت است. و نبوت خود نشأت گرفته از ولایت و نتیجه قرب الی الله تعالی است. و بسترساز سیر و سلوک الی الله و وصول به مقام قرب و ولایت است . و هدف از نبوت تربیت اولیاء و هموار نمودن راه برای اصفیا و خلص عبادالله است. و این همه در غدیر متبلور است و غدیر یک حادثه نبود و نیست. بلکه یک تاریخ و یک مکتب و رمز جاودانگی دین و اسلام است.در سایه احیای غدیر از دشمنان نباید ترسید و نباید هراسید . باید از خداوند خشیت داشت و امر حضرت ربّ العالمین را اطاعت کرد. تا عرصه بر دشمنان تنگ و دل دوستان و امام زمان (عج) شاد و شادمان گردد.

عدالت؛ همچنان محتاج مکتب علی(ع)
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۳ |

در میان مفاهیمی چون آزادی، امنیت، حقوق‌بشر، عدالت و… شاید هیچ‌کدام جامعیت و فراگیری عدالت را نداشته باشد. هیچ انسانی نیست که زبان بر وصف عدالت نگشاده باشد و خواهان تحقق آن نباشد. عدالت آنچنان مقدس است که حتی ظالمان و زورگویان و زیاده‌خواهان نیز برای توجیه جنایات و تجاوزات خود، بر آن نام عدالت و مساوات نهاده‌اندو رفتار خود را مطابق با موازین عدالتخواهانه دانسته‌‌اند. به واقع هیچ‌کس را یارای آن نیست که خود را دشمن عدالت بداند و بر آن افتخار کند!
در این میان، مکاتب و اندیشه‌های بسیاری در طول تاریخ پرچم عدالت‌خواهی را برافراشته و شعار عدالت‌ورزی سر داده‌اند و جمعی را به خود مشغول کرده‌اند؛ اما همان‌ها در مسیر آنچه عدالت می‌خواندند، از مسیر عدالت خارج شده و چه بسیار جنایت‌ها که نکردند و چه بسیار حقوقی که پایمال نکردند! بزرگ‌ترین نظام‌های سیاسی مدعی تحقق عدالت و به قدرت رساندن طبقات مستضعف در دو قرن اخیر، نظام‌های کمونیستی بلوک شرق بودند که آمار سرکوب‌ها و جنایات آن در تاریخ، به سیاهی ثبت شده است. نظام توتالیتر و مستبدی که مخالفان را سرکوب و انسانیت را خوار کردند تا به‌گمان خود، آنچه را که تسلط طبقات پرولتاریا می‌خواندند، محقق کنند.
عدالت در مکتب لیبرالیسم نیز چندان محلی از اعراب ندارد، هرچند متفکرانی چون جان رالز تلاش کردند، خلأ تئوریک غرب در این زمینه را جبران کنند؛ اما همچنان کاپیتالیسم براساس به رسمیت شناختن نابرابری توزیع ثروت و فاصله طبقاتی تعریف می‌شود.
در این بین، تفکر اصیل اسلام ناب محمدی(ص) را که در مکتب تشیع و به‌طور خاص کلام امیرالمؤمنین(ع) تجلی یافته است، باید سردمدار عدالت در طول تاریخ دانست. کافی است بر زندگی و سیره علی(ع) نگاهی بیندازیم تا مشخص شود که چگونه عدالت در اوج کمال خود در رفتار فردی و اجتماعی یک حاکم تجلی یافته و چگونه در حد ممکن در یک نظام حکومتی بشری نهادینه شده است.
توجه به مجموعه گهربار کلام علوی که گزینشی از آن، نام نهج‌البلاغه برخود گرفته است، خود فصلی دیگر است که این مجموعه گرانسنگ را به مانیفست عدالتخواهی بدل کرده است. گزاره‌های نابی که دکترین‌هایی برای تحقق همه‌جانبه عدالت در زندگی بشری پیش روی صاحبان خرد و مجاهدان راه عدالت در طول تاریخ قرار داده است.
دست‌پرورده‌های مکتب علوی در طول تاریخ نیز هر یک پرچمدار عدالت بوده‌اند. از ابوذر و مالک و سلمان گرفته تا حضرت روح‌الله(ره)، جملگی به واسطه تلمذ در این مدرسه افتخار کرده و خود را وجودی ناچیز در ذیل سایه امیرمؤمنان(ع) دیده‌اند به جرئت می‌توان گفت، آزادمردی نیست که وامدار مکتب علی(ع) نباشد و مستقیم یا غیرمستقیم از آبشخور فکری ایشان بهره‌مند نشده باشد.
بی‌شک، مفهوم عدالت به معنای حقیقی کلمه در منظومه فکری امیرالمؤمنین(ع) تعریف شده و جایگاه خود را در میان دیگر مفاهیم می‌یابد و از گزند افراط و تفریط مصون می‌ماند. در این مدرسه، ابعاد و شاخصه‌های این گوهر گرانقدر بسط یافته و مقدمات و فرآیند آن به درستی شرح داده شده و از خطر تقلیل‌گرایی و تمامت‌خواهی نجات یافته است.
اما متأسفانه، این تفکر و اندیشه تا تبدیل شدن به گفتمانی فراگیر برای نجات بشریت فاصله دارد. واقعیت آن است که کتاب قطور تاریخ بیش از آنکه داستان عدالت باشد، داستان جنایت و ظلم و بی‌عدالتی است. چه در عصر جاهلیت اولی و چه دنیای به ظاهر مدرن امروز که به حق باید آن را جاهلیت ثانی خواند.
امروز نه‌تنها بشریت، حتی مفهوم عدالت نیز محتاج مکتب علی(ع) است. ظلم و جوری که سراسر جهان، به‌ویژه منطقه خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] را فراگرفته است، ضرورت بازگشت به نهج‌البلاغه را بیش از پیش اولویت بخشیده است. امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که زیاده‌خواهی و تبعیض و بی‌عدالتی در ساختار نظام بین‌الملل آن نهادینه شده است. زیاده‌خواهانی، زیاده‌خواهی خود را قانونی کرده و سازمان‌های بین‌المللی به نگهبانان این حقوق ظالمانه بدل شده‌اند و روز و ساعتی نیست که به نام سازمان ملل و حقوق بشر جنایت نشود!
از این رو، داستان عدالت، داستان کهنه‌شده‌ای نیست که خریداری نداشته باشد؛ بلکه برعکس، هنوز عدالت مهم‌ترین گمشده بشر است که اکثریت توده‌های مستضعف عالم طالب آنند تا از جور اقلیت مستبد، رهایی یابند به‌راستی، در همین فضای گفتمانی است که حرف‌های ناشنیده مکتب امیرالمؤمنین(ع) شنیدنی خواهد بود و در دل‌های ناامید مستضعفان عالم، روح حیات و نجات را خواهد دمید.

شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین(ع)، حد فاصل ولایت گریزی تا ولایت ستیزی!
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۳ |

کوفه، پادگان و متعاقب آن شهرک و سپس شهر سرداران و جنگجویان نامداری است که بسیاری از فتوحات بزرگ زمان خلفای اسلام و ترجیحاً در زمان خلیفه دوم بنام آنها ثبت شده و یکی از معروفترین آنها که فاتح ایران بوده، فردی بنام سعد ابی وقاص ملقب به سردار قادسیه  و پدر ابن سعد یعنی فرمانده سپاه یزید در کربلاست و اگر بخواهیم به دو استحقاق تاریخی کوفه اشاره کنیم یکی مربوط به دعوتی است که از امام علی (ع) جهت تشکیل حکومت علوی به مرکزیت کوفه است که منجر به تغییر مرکز حکومت اسلامی توسط آن امام همام از مدینه به کوفه شد و دیگری دعوتی است که از امام حسین(ع) جهت تشکیل جکومت حسینی به عمل آوردند که باز هم مورد قبول واقع شد و آنچه که تأسف بار است، مربوط به روحیه پیمان شکنی و خیانت پیشگی غالب اهالی کوفه به این خاندان شریف است که نهایتاً کوفه را در تاریخ ملعون و مستحق این شعار ایرانی ها کرده است که: ما اهل کوفه نیستیم   علی تنها بماند!

بارزترین دلایل تغییر مواضع و سقوط آزاد کوفیان را می توان در این عناوین خلاصه کرد:

1-باورهای سطحی، ساده لوحی و فقدان بصیرت دینی و ولایی

2-استفاده ابزاری در دعوت از ائمه اطهار(ع) به کوفه

3-منافع جویی و رفاه طلبی

4-اعتماد به خواص بی بصیرت و غیر قابل اعتماد

5-عدم لحظه شناسی

6-ولایت گریزی و ولایت ستیزی

7-اعتماد به دشمن و دشمن نوازی

8-برداشت های باطل، توجیهات نادرست و تحلیل های غلط

9-شایعه پذیری و تأثیرپذیری از شایعات و جریان سازی های دشمنان

10-اخلال گری و مانمع تراشی در سیاست های جاریه جکومت اسلامی

بی تردید ریشه این نافرمانی ها در کوفه مربوط به غفلت و غرور ناشی از احساس هم اندازه بودن خود با ولی امر مسلمین و حتی ادعای فهم برتر از فهم ناقص خویش است و از این رو نه تنها اهتمامی برای پیروی فراگیر از امام خویش در بحران ها متجلی نمی شود، بلکه با تکیه بر صحت برداشت خویش، حتی امام را نیز به تبعیت از خود فراخوانی کرده و زورآزمایی های جمعیتی و نیز کیفیت افراد حاضر در اردوگاه خود را به نمایش می گذارند!

داستان های غم انگیز زندگی سیاسی اجتماعی امام علی(ع) در غریبستان مدینه و کوفه، در همه ابعاد می توانند سریالی از پندها و عبرت هایی محسوب گردند که در هر جلوه، قادر به راهنمایی افکار عمومی در همه عصرها و برای همه نسل ها می باشند و کسانی که تاریخ را درست مطالعه می کنند و نیز از قدرت کافی علمی برای فهم و تفسیر درست خطبه ها و نامه های نهج البلاغه برخوردارند، به خوبی می توانند وقایع روز را با اتفاقات تاریخی صدر اسلام انطباق داده و از آن حوادث برای این مسائل و سایر مسائل پیش رو، راهکارهای ارزشمندی را طراحی کنند تا خدای ناکرده، مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نشود!

شهادت تدریجی و مظلومانه امام علی(ع)، از نشست های انتخاباتی سقیفه نشینان بنی ساعده رقم می خورد که با اجماع خواص انصار و مهاجر، قرآن و ابلاغ الهی پیامبر گرامی اسلام(ص) در غدیر، پایمال شده و داستان غم انگیز غصب جانشینی آن امام همام شکل می گیرد و با شهادت جانکاه اولین شهیده ولایت حضرت فاطمه زهرا(س) و نیز در جریان سکوت آتشین 25 ساله امیرالمؤمنین علی (ع) جاری می گردد!

شهادت طراحی شده امام علی(ع) زمانی اجرایی می شود که حتی پس از اعتراف امت اسلام به اشتباه تاریخی خود و رویکرد قاطع و قاطبه مردم به امام مبنی بر به دست گرفتن زمام خلافت، نه تنها مدینه مستند به همان ادعای معروف خونخواهی با کت خونین عثمان و نیز سکوت و دو پهلو رفتاری بسیاری از خواص، مستعد استقرار حکومت ایشان نمی گردد، بلکه حتی با انتقال آن به کوفه نیز مشکل حل نشده و بالاخره در تاریخ، عده ای از صحابه زیاده خواه، با همراه ساختن یکی از همسران پیامبر اکرم(ص)، جنگی را بنام جنگ جمل در ذی قار بصره بر امام و حکومت نوپای ایشان تحمیل کرده تا امام را متهم به جنگ قدرت با خانواده، اقوام و صحابه نام آور پیامبر گرامی اسلام(ص) نمایند!

شهادت غریبانه مولی الموجدین امام علی(ع) زمانی اتفاق افتاد که این اسطوره عظیم قرآنی و اسوه اخلاق الهی اولاً با معاویه و عمروعاص قیاس شد و ثانیاً در جنگی بنام صفین، نهایتاً با دیدن ورق پاره های قرآن بر نیزه ها، تسلیم مکر آنها شده و رأی به اسلامخواهی آنها  ونهایتاً تحمیل حکمیت و انتصاب ساده لوح مدعی اما بی بصیرتی همانند ابوموسی اشعری داده شد و آن نتیجه تلخ رقم خورد!

شهادت مولای متقیان امام علی(ع) در نهروان و انحراف هزاران نفری خوارجی اتفاق افتاد که بزرگترین ریزش را در چبهه اسلام بنام خود ثبت کرده و نه تنها خیمه ولایت را ترک کرده بودند، بلکه علم مبارزه با ولایت را نیز برافراشته و جنگ داخلی دیگری را بر امام خویش تحمیل کردند!

شمشیر زهرآگین و کینه توزانه ابن ملجم مرادی، نماد و نماینده عدالت ستیزانی است که از ابتدا تا انتها هرگز نتوانستند انقطاع منافع شخصی خود را برتافته و خودشان را با سایر شهروندان یکسان فرض کنند و از این رو می توان گفت که تمام جریانات عدالت ستیز، شمشیر ابن ملجم را تیز کرده و با زخم زبان ها و زهرهای کشنده صیقل داده اند و به عبارتی همه آنها شریک قتل مولی الموحدین محسوب می شوند!

کینه ورزان، قدرت طلبان، زیاده خواهان، منفعت جویان، نیمه راهان، ولایت ستیزان، کج فهمان، دشمن نوازان، مدعیان، منحرفان، فاسدان، تن پروران، رفاه طلبان، دنیا طلبان و خلاصه همه اهالی جبهه حق ستیزان نتوانستند عدالت و ادبیات قاطع و سیاست های عدالت گستر امام علی(ع) را تحمل کنند و می توان گفت که قتل امام علی(ع)، توافق ائتلافی همه مخالفان با هر گرایشی بوده و به عبارتی گویا آن امام همام، قربانی چنگ احراب دیگری در تاریخ شده است که نه بلحاظ جغرافیایی، بلکه به شکا محتوایی در جبهه واحدی قرار گرفته بودند!

هنر ما مطالعه خشک و بی روح تاریخ نیست، بلکه هنر آن است که ما مطالعه تاریخ را در متن مسائل مستحدثه امروز مورد استفاده قرار داده و اصطلاحاً مطالعه تاریخ را نیز کاربردی کنیم و از این رو بطور مثال باید ریشه های مظلومیت رهبری معظم انقلاب را در مواضع انقلابی، حوادث مختلف و فتنه های ریز و درشت، رصد کرده و و مبتنی بر همان توافق ضمنی و جمعی تاریخی، علت بسیاری از اجماع های دیروز و امروز را که متأسفانه بین طیف های نامأنوس در دنیای سیاست شکل می گیرد، ریشه یابی کرد!

پیدا کردن مصادیق سه جبهه قاسطین، مارقین و ناکثین در زمانه ما با استفاده از بصیرت ولایی، نمی تواند کار آنچنان سختی باشد و فقط کافی است که ما نسبت به جمع آوری مطالب، دسته بندی اطلاعات گردآوری شده و فهم مواضع و عملکرد مخالفان، هشیارتر رفتار کنیم و با نیت خوانی هوشمندانه از آنها، دست های پشت پرده را شناسایی کرده و نگذاریم اهداف شوم معاندان تحقق پیدا کند.

رویش قارچ گونه اسلام وهابی، اسلام طالبانی، اسلام القاعده، اسلام داعشی، اسلام تکفیری، اسلام سلفی، اسلام لندنی، اسلام درویشی، اسلام بهایی، اسلام التقاطی، اسلام  روشنفکری و دهها اسلام انحرافی که به تعبیر امام راحل مصادیق همان اسلام امریکایی اند و به بیان مقام معظم رهبری همان ادبیات جاهلیت مدرن در برابر گفتمان انقلاب اسلامی اند، باید در نوع نگاه ما به شهادت مظلومانه امام علی(ع) مورد توجه و تحلیل ویژه قرار بگیرد تا بدانیم که ریشه مشترک اسلام جملی، اسلام صفینی و اسلام نهروانی با این اسلام های امریکایی وابسته به چه اصولی است؟!

شکل گیری فتنه های متعدد داخلی و خارجی امروز با توجه به اشتراک و شباهت مواضع آنها در ولایت ستیزی، تا چه اندازه می تواند با فتنه هایی که به غربت، مظلومیت و شهادت امام علی(ع) منجر شد، دارای قرابت و هم ماهیتی باشند؟!

روشنفکران بیماری که مأموریت رقیق کردن مواضع نظام و نزدیک سازی انقلاب اسلامی را با انتظارات و مطالبات نظام سلطه جهانی به عهده گرفته و به بهانه جهانی سازی، پروژه غربی کردن جامعه ما را تعقیب می کنند، تا چه اندازه با دارندگان مواضع دو پهلو در زمان امام علی(ع) شباهت فکری و عملی دارند؟!

البته به تعبیر مقام معظم رهبری در این رابطه آزاداندیشان و دلواپسان دلسوز را باید استثناء و حتی مفید و لازم ارزیابی کرد و تعمداً نگذاریم که جامعه حتی در یک برهه کوتاه از منتقدان منصف و متخلق به اخلاق الهی تهی باشد و اتفاقاً باید در مراکز علمی و سایر مراکز فکری دنبال آنها بگردیم و حتی با ایجاد اتاق فکر و جلسات هم اندیشی، بسترهای لازم را برای شنیدن نقدها و راهکارهای این عزیزان فراهم آوریم.

به هر حال تأکید می شود که مرور تطبیقی پروسه مظلومیت و شهادت مظلومانه امیر مومنان علی (ع)، می تواند یکی از بهترین رویکردها به این واقعه تلخ تاریخی برای رهروان و پیروان واقعی آن حضرت و آن هم در حکومتی که منتسب به ایشان است، تلقی گردد تا بتوانیم بیشترین بهره فکری و عملی را از این جریانی که غالباً ابتکار عمل در دست دشمنان ماست، نصیب جبهه عدالت گستر ولایی نماییم.

در پایان از واعظان و مداحان و نیز برنامه سازان صدا و سیما و همه کارشناسان و مؤلفان انتظار می رود که بجای مصیبت پردازی محض در رسانه، منابر، تریبون ها و مراسم متنوع، از این غلیان احساسات و شور علوی، برای ترویج بصیرت و شعور علوی نیز بهره برداری  کافی را به عمل آورده و کمک کنند تا در ایام و لیالی قدر، نسبت به درک همه جانبه این گنجینه معتبر الهی و تاریخی توسط آحاد مردم و  ترجیحاً جوانان و نوجوانان، اهتمام بیشتری مصروف گردد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

شش وظیفه در مدیریت سیاسی
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۳ |

مناسبت‌های خاصِ مربوط به پیشوایان دینی، فرصتی است تا پیروان، با تأمل در فکر و عمل پیشوایان و مقایسه آن با اندیشه و عمل خویش به نقد خود بپردازند و با اصلاح یا تکمیل خویش در جهت تعالی معنوی خود بکوشند. در این روز و شب مبارک پای سخن مولای متقیان امیر مومنان علی (ع) خطاب به فرماندهان نظامی می‌نشینیم تا با شیوه رهبری و مدیریت آن حضرت آشنا شویم. کلام مولا برای همه کسانی که می‌خواهند با شیوه مدیریتی صحیح آشنا شوند یا به سِمَت رهبری و مدیریت کشوری مشغول هستند یا به بخش‌های محدودی از آن می‌پردازند، راهگشاست تا با الگو‌گیری و عمل به این شیوه، افتخاری برای پیشوایان باشند نه اینکه تنها با ادعای پیروی از اهل بیت (ع) موجبات سرشکستگی و ننگ آنان را فراهم کنند. حضرت در نامه پنجاه نهج البلاغه، به شش وظیفه در مدیریت سیاسی اشاره می‌کنند.

۱ – أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ حَقّاً عَلَى اَلْوَالِی أَلاَّ یُغَیِّرَهُ عَلَى رَعِیَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ وَ لاَ طَوْلٌ خُصَّ بِهِ. «بعد از حمد و سپاس خدا، وظیفه حاکم این است که برتری او به جهت رهبری که به وی داده شده است و شانی که از این طریق به او اختصاص یافته است، باعث نگردد که در او تغییری نسبت به مردم ایجاد شود»اندیشه، احساس، تمایلات، روحیات و رفتار رهبری نباید به دلیل شأن حقوقی که به رهبری داده شده است، تغییر کند. او تنها باید به وظایف حقوقی خویش عمل کند. تندی، فخرفروشی، خودبزرگ‌بینی و استبداد رهبری ممنوع است. اگر چنین تغییری در او ایجاد شود، شرط رهبری را از دست داده و خود به خود عزل خواهد شد .

۲- وَ أَنْ یَزِیدَهُ مَا قَسَمَ اَللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ وَ عَطْفاً عَلَى إِخْوَانِهِ. «رهبری نعمتی از نعمت‌های خداست، که در اختیار او قرار گرفته است. وظیفه رهبری شکر این نعمت است و شکر این نعمت آن است که وی نسبت به قبل از زمان رهبری به مردم نزدیک‌تر شود و پیوند عاطفی که او با مردم، که برادران او هستند، در قبل داشته است در زمان رهبریش افزون‌تر شود.»اگر فاصله رهبری از مردم نسبت به قبل از کسب سمت، کم شود و رابطه عاطفی و قلبی وی نسبت به مردم کاهش یابد به نعمت خدا کافر شده است و کفران نعمت، رهبری او را زیر سوال می‌برد.

۳ – أَلاَ وَ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلاَّ أَحْتَجِزَ دُونَکُمْ سِرّاً إِلاَّ فِی حَرْبٍ. «بدانید که من به عنوان بنده خدا و رهبر شما هیچ خبری را جز در مورد جنگ، از شما پنهان نمی‌کنم.»رهبری وظیفه دارد همه اخبار و اطلاعات مربوط به کشور را در اختیار مردم قرار دهد جز اخباری که افشای آن منافع ملی همین مردم، نه منافع حاکمان را به خطر ‌اندازد.

۴-  وَ لاَ أَطْوِیَ دُونَکُمْ أَمْراً إِلاَّ فِی حُکْمٍ. «من جز در حکم خدا در همه امور با شما مشورت می‌کنم.»تصمیم‌گیری در امور کشور حق صاحبان آن کشور و مبتنی بر رای آنهاست. در نظام دینی، ولایت از آنِ قانون خداست. یکی از این قوانین این است که رهبری، در امور مربوط به مردم، باید از نظر و رای مردم آگاه شده و بر اساس خواست آنان تصمیم بگیرد. بنابراین رهبری تنها مجری حکم خدا و حکم مردم است. او نمی‌تواند استبداد ورزیده و شخصاً تصمیمی اتخاذ کند که با اراده عمومی در تعارض باشد. تشخیص مصلحت مردم، بر عهده خود مردم است. بنابر این از نظر امام علی (ع) رهبری به دو جهت معزول می‌شود: ۱- خلاف حکم خدا عمل کند. ۲- خلاف نظر مردم عمل کند.

۵-  وَ لاَ أُؤَخِّرَ لَکُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ، وَ لاَ أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ. «من در اعطاء حق هیچ یک از شما کوتاهی نمی‌کنم و تا آن را ادا نکنم از پای نمی‌نشینم.»اگر رهبری بداند کسی حقی دارد، موظف است تا ادای حق او از هیچ کوششی فروگذار نکند. اگر حقی از شهروندی ضایع شود و رهبری از آن با خبر باشد و اقدام نکند فاقد شرایط رهبری شده است. تفاوتی ندارد که این حق اجتماعی باشد یا اقتصادی، سیاسی باشد یا فرهنگی.

۶-  وَ أَنْ تَکُونُوا عِنْدِی فِی اَلْحَقِّ سَوَاءً، «از نظر من همه انسان‌ها حقوق برابر دارند.»همه کسانی که رهبری به لحاظ حقوقی مسئولیت مدیریتی آنان را بر عهده دارد، به لحاظ حقوقی به یک اندازه حق دارند، حال تفاوتی نمی‌کند که به رهبری نزدیک باشند یا دور، خودی باشند یا غیر‌خودی، از خواص باشند یا از عوام، موافق باشند یا مخالف، زن باشند یا مرد، شیعه باشند یا سنی، مسلمان باشند یا نامسلمان،… اگر رهبری این حقوق را ادا نکند شرط رهبری را از دست داده است.

فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِکَ وَجَبَتْ لِلَّهِ عَلَیْکُمُ اَلنِّعْمَةُ وَ لِی عَلَیْکُمُ اَلطَّاعَةُ. «اگر من این وظایف را انجام دادم خداوند نعمت رهبری شایسته را بر شما تمام کرده است و وظیفه شما این است که اطاعت کنید.»معنا و مفهوم سخن امام این است که اگر رهبری به وظایف ششگانه فوق عمل کند، مردم و شهروندان موظفند که از او اطاعت کنند در غیر این صورت آن‌ها چنین وظیفه‌ای نخواهند داشت.

راز عظمت روز غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ |

روزغدیرخم به فرمایش نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) افضل اعیاد است0 ایشان فرمودند:«یوم غدیرخم افضل اعیادامتی،وهوالیوم الذی امرنی الله تعالی بنصب اخی علی بن ابی طالب علما لامتی یهتدون به من بعدی»(1).«روزغدیرخم برترین عید امت من است0 وآن، روزی است که خداوند تبارک و تعالی مرا فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طا لب را به عنوان جانشین خود معرفی کنم که امتم بعد از من به وسیله ی اوهدایت یابند(2)». ونیز شیخ صدوق رحمه الله از حسن بن راشد روایت کرده است که گفت: به امام صادق (صلوات اله علیه)عرض کردم:«جعلت فداک، للمسلمین عید غیر العیدین؟ قال(صلوات اله علیه)نعم یا حسن،اعظمهاواشرفها،قال:قلت له: و ای یوم هو؟ قال(صلوات اله علیه)یوم نصب امیرالمومنین(صلوات اله علیه)علماللناس(3) ...» فدایت شوم آیا برای مسلمانان غیرازعیدفطروعیدقربان عید دیگری هست؟ فرمودند:آری، عیدی هست که از آن دو عید بالا تر وارزشمندتر است،عرض کردم:آنچه روزی است ؟ امام(علیه السلام) فرمود:روزی که امیرالمومنین(صلوات اله علیه)به خلافت منصوب شد وراهنمای الهی برای مردم گردید. وهمچنین فرات بن احنف از امام صادق (صلوات اله علیه)سوال کرد:آیا برای مسلمانان عیدی برتر از عید فطر وعید قربان وجمعه وروزعرفه هست؟امام(صلوات اله علیه)فرمود:«نعم افضلها واعظمهاواشرفهاعندالله منزلة،وهوالذی اکمل الله فیه الدین وانزل علی نبیه محمد(صلی الله علیه وآله):الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا وانه الیوم الذی نصب فیه رسول الله علیا للناس علما(4) »«آری عیدی که منزلت آن نزد خداوند بر تر وبالا تر و ارزشمندترازهمه آن است، وآن روزی است که خداوند در آن، دین راکامل فرمود وبرپیامبرش حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این آیه شریفه را نازل کرد: امروز دین شما را برایتان کامل نمودم ونعمتم را بر شما تمام کردم وراضی شدم که اسلام دین شما باشد 0وآن روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) علی (صلوات اله علیه) را به عنوان نشانه هدایت برای مردم نصب کرد»0 درهر سه روایت امیر المومنین علی(صلوات اله علیه)به(علم)توصیف شده است، به این معنی که امیرحق(صلوات اله علیه)علم ونشانه وشاخص برای مردم است، مردم خودرا به این نشانه مطابقت دهند، اگرتطابق داشت، شیعه وامت پیامبر(صلی الله علیه وآله)است، وبه راه راست هدایت وبه مطلوب نهائی خواهدرسید، واگر تطابق نداشت ودنبال این نشانه نرفت،ازامت پیامر(صلی الله علیه وآله)محسوب نمی گردد وسرانجام به هدف نهائی نخواهدرسید.آنچه درروزغدیرسال دهم هجری اتفاق افتاد،آن قدرمهم وعظیم بود،که آن روز رابرای همیشه عیداکبراسلام قرار داد،وسایر رازش دراین باشد که درآن روزنصب علم هدایت شود،که نایب اصلی خلقت هدایت به خالق است،وهمین مطلب ونکته مارا واداشت که به تحلیل هرچندکوتاه خطبه غدیربپردازم.

آغازسفر

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) درسال دهم هجری، به قصدانجام دادن اعمال حج، ازمدینه به مکه سفر کرد؛ سفرپیامبر، پیشتربه اطلاع مسلمانان و نواحی مختلف رسیده بود0 از این رو، جماعت ها وگروه های بسیاری برای اینکه اعمال حج را درحضورپیامبر(صلی الله علیه وآله) انجام دهند، وآداب ومناسک حج را ازخود پیامربیاموزند، به مکه آمدند، وهمراه پیامبر(صلی الله علیه وآله)حج گزاردند0

پس ازپایان اعمال حج وسخنرانی های چندی که پیامبر(صلی الله علیه وآله)درمکه ایراد کرد، کاروانها عازم بازگشت به مدینه شدند. اکنون نیزجماعت های بسیاری با پیامبربودند، همه آمدند0 نزدیک ظهر دوشنبه هجدهم ذی حجه، همینکه به صحرای کوهستانی جحفه«منطقۀ غدیرخم» رسیدند، دراین محل، جبریل- فرشتۀ وحی- برپیامبرنازل شد(6)، واین آیه را براو فروخواند:« یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک،وان لم تفعل فما بلغت رسالته،والله یعصمک من الناس (7)».ای فرستادۀ خدا! دستوری که خدابرای توفرستاده است به مردم برسان. اگرنه، تبلیغ رسالت نکرده ای! خداوند خود، تورا ازشرمردم نگاه خواهد داشت0حضرت مسیرحرکت خودرابه طرف راست راه وبه سمت غدیرتغییردادند وفرمودند:(ایهاالناس،اجیبواداعی الله،انارسول الله(8))ای مردم، دعوت کنندۀ خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم0

این بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) پس ازنزول آیة بالا،درصحرای غدیر درنگ کرد.وپس از ادای نمازظهر دستور داد منبری ازجهاز(پالان)شترساختند؛آنگاه فرمودتا همه آن جمعیت انبوه گردآمدند0مورخان نوشته اند،که درآنروزصدوبیست هزارتن درپای آن منبرحضورداشتند(9).

پیامبروامیرالمومنین(علیهماالسلام) برفرازمنبر

مردم ناظر بودند که پیامبر(صلی الله علیه وآله)ازمنبرغدیربالارفتند، وبرفراز آن منبرایستادند؛ سپس امیرالمومنین (صلوات اله علیه) را فرا خواندند، تا بر فراز منبر بر سمت راستش بایستد. قبل از شروع خطبه، امیر المومنین (صلوات اله علیه) برفراز منبر یک پله پایین تر در طرف راست حضرت ایستادند و دست راست پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر شانة آن حضرت بود، سپس حضرت پیامبر نگاهی به راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند . زنان در قسمتی از مجلس نشستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به خوبی می دیدند. پس از آماده شدن مردم، پیامر اکرم (صلی الله علیه وآله) سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه ی رسمی خود را برای جهانیان آغاز کردند(10).

سخنرانی تاریخی پیامبرعزیزاسلام درروز غدیرخم، در یازده بخش قابل ترسیم است .

حضرت در اولین بخش سخن، به حمد و ثنای الهی پرداختند و صفات، قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر نمودند، بعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند و فرمودند: به او، ملائکه اش، کتابهایش و پیامبرانش ایمان می آورم، دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم ودر مقابل مقدرات او تسلیم می شوم(11).

2 ) ابلاغ رسالت الهی

در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره علی بن ابیطالب ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام وترس از عذاب او دارم. این بخش ازسخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)به سه مطلب مهم اشاره دارد.

(1) رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ابلاغ ولایت رامستند به دستورخداوندمی سازد، ومی فرماید: خداوند به من چنین وحی کرده است :

«یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبِّکَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ (12)»

(2) ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه)رابه ولایت هارون ازموسی تشبیه می سازد، ومی فرماید: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید وسیاهی اعلام کنم که«أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَوَصِیّی وَخَلیفَتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاَّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ(13)». علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است ، نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.(3) ولایت امیرحق(صلوات اله علیه)راباآیه شریفه ی55 سوره مائده تتمیم می سازد،ومی فرماید: خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است :« إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ» (14)« صاحب اختیارشما خدا و رسولش هستند وکسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند ».و علی بن ابیطالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد می کند. خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم .

3 ) دوازده امام (علیهم السلام) تا آخر دنیا

در سومین بخش، امامت 12 امام بعداز خود را تا آخرین روز دنیا اعلام فرمودند تا همة طمع ها یکباره قطع شوند برای درک عمیق از اهمیت مسئله فرمودند : ای مردم، این آخرین باری است که در چنین اجتماعی به پا می ایستم . پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید .از نکاتی مهم دراین فراز از سخنرانی حضرت، می توان به امورذیل اشاره کرد:

(1) عمومیت ولایت آنان بر همه ی انسانها ودر طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود،که دراین صورت اعلام فرمودند: خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شما است، بعد از خدواند و رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است. (2) امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.(3) نیابت ائمه علیهم السلام از خدا و رسولش در حلال و حرام و جمیع امور دنیاوآخرت از نکات بسیار مهم خطبه بود . که آن را با کلماتی دقیق بیان فرمودند:«حلال نیست مگر آنکه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خداورسولش وآنان(امامان) بر شما حرام کرده باشند. خداوندعزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام».(4) پس از بیان این همه عظمت، مردم را از مخالفت بر حذر داشتند و فرمودند ای مردم، او از طرف خداوند امام است و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد. ای مردم، به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند،و به خدا قسم من خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمین ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند، مانند کفر جاهلیت کافر شده است . و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه برمن نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند بر همه امامان شک کرده است، و شک کننده در باره ما در آتش است. بدانید که جبریل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید:« هر کس باعلی دشمنی کند وولایت او را نپذیرد لعنت وغضب من براوباد (15) ». در اینجا حضرت می خواستند حساس ترین قسمت سخنرانی راکه برنامه ای عملی نیز همراه داشت بیان کنند. لذا برای آمادگی مردم فرمودند به خدا قسم، باطن قرآن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که من دست او را می گیرم و اورا به سوی خود بالا می برم وبازوی او را می گیرم و با دو دستم اورا بلند می کنم و به شما می فهمانم که : هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست، واو (علی بن ابیطالب) برادر و جانشین من است و ولایت او از جانب خداوند عزوجل است که بر من نازل کرده است.سپس تصویر زیبایی از ارتباط دو رکن اعظم اسلام ارائه نمودند و فرمودند: ای مردم، علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هریک از این دو از دیگری خبر می هد وبا آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او بر زمین هستند .دراین مرحله با قاطعیتی تمام هر گونه تعرض به مقام صاحب غدیر را حرام شمردند وفرمودند. بدانید امیر المومنین جزاین برادرم نیست بدانید که«امیر المومنین» بودن بعداز من برای احدی جز اوحلال نیست.

4 تصریح رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به خلافت وامامت امیرالمومنین (صلوات اله علیه)

در بخش چهارم خطبه، پیامبر پس از مقدمه چینی هایی قبل و ذکر مقام خلافت و ولایت امیر المومنین(صلوات اله علیه)،برای آنکه تا آخر روزگار راه هر گونه شک و شبه بسته باشد و در این راه تلاشی در نطفه خنثی شود،آنچه به طور لسانی فرموده بودند به صورت عملی انجام دادند. ابتدا به امیر المومنین(صلوات اله علیه) که برفرازمنیرکنارشان استاده بودند، فرمودند: «نزدیکتربیا».آن حضرت نزدیکترآمدندو پیامبر(صلی الله علیه وآله) ازپشت سر،دو بازوی او را گرفتند. دراین هنگام امیر المومنین (صلوات اله علیه)دست خود را باز کردند تا دستهای هر دو به سوی آسمان قرار گرفت. در این حال پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند:« مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله(16)».هرکس من نسبت به او از خودش صاحب اختیار تر بوده ام این علی هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هرکسی علی را دوست بدارد، و دشمن بدار، هر کس او را دشمن بدارد، ویاری کن هر کس او را یاری کند، و خوار کن هر کس اوراخوارکند.توجه داشته باشیم که «مولا» و «وال» هردوازیک ریشه اند(ول ی) چطورمی شود دریک کلام بهم پیوسته یکی به معنی صاحب اختیارمی آیدودیگری به معنی دوستی؟درجمله اول که(من کنت مولاه فهذاعلی مولاه)است، نمی تواند(مولاه)به معنی دوستی باشد، چون قرینه حالیه دلالت می کندبراینکه(مولا)دراین جمله به معنی صاحب اختیاراست، یعنی امکان نداردکه حضرت پیامبر(صلی الله علیه وآله)درآن صحرای داغ انبوه جمعیت رامتوقف کندوآن همه زمینه سازی که قبلاکرده بود، بیاید حضرت علی(صلوات اله علیه)رابعنوان دوست خودمعرفی کند، عقل هم این رانمی پذیرد. امادرجمله دوم(وال من والاه وعاد من عاداه)اینجا(وال) به معنی دوستی است، چون قرینه لفظیه که(عاد من عاداه)باشد براین مطلب دلالت می کند.دراین قسمت ازخطبه، نزول وحی درباره کمال دین با ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه)رااعلام نمودندوفرمودند:پروردگارا، توهنگامی روشن شدن این مطلب ومنصوب نمودن علی دراین روز، این آیه را درباره او نازل کردی:

«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا(17) »

« امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم »

«وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلاَمِ دِیناً فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (18)»

«هر کس دینی غیر اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نمی شود ودر آخرت از زیان کاران خواهد بود »

پروردگارا تو شاهدی که من ابلاغ نمودم .

5 کمال دین

در بخش پنجم حضرت صریحآً فرمودند:« ای مردم، خداوند دین شما را باامامت اوکامل نمود.پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من واز نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خدای عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیاوآخرت از بین رفته ودرآتش دائمی خواهند بود(19)». اگرهمه به این سفارشهای نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) وموارد مکرردیگری (که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)،حضرت علی(صلوات اله علیه) راپیشوامعرفی فرموده بود)عمل کرده بودند،اسلام جهانگیر می شد، ودین خدا بشریت رابه راه می آورد، وعدالت ودادگری،آفاق تاآفاق گیتی رامی گرفت.

6 هشداربه متمردین

مرحله ششم از سخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)جنبه غضب الهی را نمودار کرد . حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن کریم فرمودند:(منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشی از آنها هستم، ولی بدانندکه خداوندمارا بر معاندین و مخالفین وخائنین ومقصرین حجت قرار داده است وچشم پوشی از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست).

دراین مرحله به خلقت نورانی خود و اهل بیت اشاره کردند و فرمودند: ای مردم، نوراز جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابیطالب و بعددرنسل او تا مهدی قائم،که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد. سپس به امامان گمراهی که مردم را به جهنم می کشانند اشاره کرده فرمودند: ای مردم، بعد ازمن امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند. ای مردم خداوند و من از آنان بیزار هستیم. ای مردم، آنان و یارانشان و تابعین شان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جایی متکبران ! سپس اشاره ای رمزی به ماجرای سقیفه نمودند که نطفه آن توسط منافقان در حجة الوداع با امضا ی صحیفه ملعونه(20) در مکه منعقد شده بود، و فرمودند: «بدانیدکه آنان اصحاب صحیفه هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کنید ». وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت را نفهمیدند برایشان سؤال انگیز شد ، و فقط مجریان سقیفه و عده کمی که توسط آن حضرت از ماجرا مطلع بودند، مقصود حضرت را فهمیدند. احساس رساندن آن پیام بزرگ توسط بزرگ پیامبران، سنگینی آنرا ازدوش حضرت برداشته بود.این بود که کلمات حاکی از این رضایت قلبی بر لسان مبارک آن حضرت جاری شد و فرمودند: من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم، تا حجت باشد بر حاضر و غائب، و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیا مده اند، پس حاضران به غایبان، و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند. در اینجاباصراحت بیشتری درباره سقیفه فرمودند « به زودی امامت را بعد ازمن به عنوان پاداشاهی و با ظلم و زور می گیرند. خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند».

7 ) ولایت و محبت اهل بیت ( علیهم السلام )

در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و سوره حمد را – که همه روزه تمام مسلمانان آن را می خوانند – قرائت کرد ند و فرمودند: « این سوره درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره ایشان(امامان) نازل شده است.بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است ». وبیان کرده اند که اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهلبیت (علیهم السلام) هستند. سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروانی آل محمد تفسیر فرمودند.آیاتی هم درباره اهل جنهم تلاوت کردند که آنها را به دشمان آل محمد معنی کردند. از جمله فرمودند: بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حالی امن وارد بهشت می شوند،وملائکه باسلام به ملاقات آنان می آیندومی گویند: «السلام علیکم، طبتم، فادخلوهاخالدین(21) » «سلام بر شما، پاکیزه شدید، پس برای همیشه داخل بهشت شوید».

8 ) بشارت به ظهورمهدی(عجل الله فرجه)

دربخش هشتم مطالب اساسی درباره حضرت بقیة الله اعظم حجت ابن الحسن المهدی(ارواهنا فداه) فرمودند و مفصلاً اوصاف و شئون خاصی حضرت را مطرح کردند وآینده ای پر از عدل و داد(22) به دست امام زمان( عج) را به جهانیان مژده دادند.

وفرمودند:بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرندۀ از ظالمین، اوست فاتحی قلعه ها و منهدم کننده آنها، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده آنان. بدانید که اوست گیرنده انتقام هر خونی از اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا. اوست که بعنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست.بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست. ولی خدا بر زمین و حکم کننده او بین خلقش وامین او بر نهان وآشکارش است.

9) پیمان وفاداری با غدیر

در بخش نهم مسئله بیعت را مطرح کردند و ارزش و پشتوانه آنرا چنین بیان فرمودند: بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من و بعنوان بیعت با او واقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم. بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی بامن بیعت کرده است، ومن از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم.دراین باره به قرآن استناد کردند و فرمودند:خداوند می فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَن نَکَثَ فَإِنَّمَا یَنکُثُ عَلَى‏ نَفْسِهِ وَمَن أَوْفَى‏ بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً (23) .کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضررخوداوست، وهر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به اواجرعظیمی عنایت خواهد کرد.

10) احکام الهی جاویدانه است

در دهمین بخش،حضرت درباره احکام الهی سخن گفتند،که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتی بود. یکی پیش بینی آینده ای مسلمین درمشکلات که فرمودند: اگرزمانی طویلی بر شماگذشت وکوتاهی نمودید یا فراموش کردید، علی صاحب اختیار شما است وبرای شما بیان می کند. خداوند عزوجل او را بعد از من به عنوان امین برخلقش منصوب نموده است. سپس مسئله ای ثابت بودن احکام الهی تا ابد را باعباراتی بلند بیان فرموده اند: ای مردم،هرحلالی که شمارابدان راهنمایی کردم وهرحرامی که شمارا ازآن نهی نمودم، هرگزازآنها برنگشته ام وتغییر نداده ام. این مطلب را به یادداشته باشیدوآن راحفظ کنیدو به یکدیگر سفارش کنید، وآن را تبدیل نکنیدو تغییر ندهید. نکته دیگر مسائل جدیدی بود که درآینده برای مسلمانان پیش می آمدکه دراین باره فرمودند: مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شمادست بدهم براینکه قبول کنیدآنچه ازطرف خداوندعزوجل درباره امیر المومنین علی و جانشینان بعد ازاوآورده ام که آنان از نسل من و اویند، (وآن موضوع )امامتی است که فقط در آنها بپا خواهد بود، وآخرایشان مهدی است تا روزی که خدایی مدبر قضا و قدر را ملاقات کند. دیگرآنکه بالاترین امربه معروف و نهی از منکر را تبلیغ پیام غدیراعلام کردندوفرمودند: بدانید بالاترین امر به معروف آن است که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانی که حاضر نیستند برسانیدواو را از طرف من بقبولش امر واز مخالفتش نهی نمایید، چراکه این دستوری از جانب خداوند عزوجل واز نزد من است، وهیچ امر به معروف و نهی از منکری نمی شود مگر با امام معصوم.

11 ) بادوازده امام(علیهم السلام) بیعت کنید!

در آخرین مرحله ای خطابه، بیعت لسانی انجام شد.حضرت، خطاب به حاضرین فرمودند: پس همگی چنین بگویید: «ما شنیدیم واطاعت می کنیم وراضی هستیم وسر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پرودگارما و خودت برما رساندی، درباره امر امامت امام ما علی امیر المومنین وامامانی که ازصلب اوبه دنیامی آیند. براین مطلب باقلبهای مان وبا جانمان وبازبانمان وبادستانمان با تو بیعت می کنیم. بر این عقیده زنده ایم و باآن می میریم(وروزقیامت)باآن محشور می شویم. تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نمایم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول برنمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم. تو مارا به موعظه ای الهی نصیحت نمودی درباره علی امیر المومنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن و حسین وآنانی که خداوند بعد از آن دومنصوب نموده است ». کلمات نهایی پیامبر دعا برای اقرار کنندگان به سخنانش و نفرین بر منکرین اوامر آن حضرت بود، و با حمد خداوند خطابه حضرت به پایان رسید.

تبریک وتهنیت غدیرو ولایت

پس ازاتمام خطبه، صدای مردم بلندشدکه: «آری، شنیدیم وطبق فرمان خداورسول باقلب وجان وزبان ودستمان اطاعت می کنیم». بعدبسوی پیامبروامیرالمومنین ازدحام کردندوبرای بیعت سبقت می گرفتند و باایشان دست بیعت می دادند. این ابرازاحساسات وفریادهای شفعی که ازجمعیت برمی خواست، شکوه وابهت بی مانندی به آن اجتماع بزرگ می بخشید.دراین حال پیامبر(صلی الله علیه وآله)می فرمود:«الحمدلله الذی فضلنا علی جمیع العالممین».ونیزپیامبر(صلی الله علیه وآله)به منادی خوددستوردادند تابین مردم گردش کندو این خلاصه غدیررا تکرارکند: « مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»(24)،تاغدیربعنوان تابلوی ابدی ولایت بردلهانقش ببندد. همه آمدند باپیامبر(صلی الله علیه وآله)وامیرالمومنین علی(صلوات اله علیه)دست بیعت دادند وبه امیرالمومنین تبریک وتهنیت گفتند. ولی ابوبکروعمرباوجودکه بیعت کرده بودند، به پیامبرعزیزاسلام می گفتند: آیااین امرازطرف خداونداست یاازطرف رسولش(یعنی: ازجانب خود می گویی)؟حضرت فرمودند: ازطرف خداورسولش است، آیاچنین مسئله بزرگی بدون امرخداوند می شود؟ ونیزفرمود: «آری حق است ازطرف خداورسولش که علی امیر المومنین است(25)».

نتیجه:

ازسخنان زیبای پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)درروزغدیرخم، به این نتیجه می رسیم که هیچ جای شک وشبه دررابطه با خلافت وجانشینی پیامر(صلی الله علیه وآله)بعداز خودش باقی نمانده است، وامیرمومنان حضرت علی (صلوات اله علیه)خلیفه وجانشین برحق پیامبر(صلی الله علیه وآله)، ولی امروصاحب اختیار، امام وپیشوا ورهبرامت است. وبعدازاو یازده امام معصوم(علیهم السلام)که ازنسل وفرزندان اوست، امامت ورهبری جامعه اسلامی رابه عهده خواهدداشت. وبرماست که از پیامبروامامان مان پیروی کنیم، وحادثه غدیررابه مردم بشناسانیم، وپیام آنرابه فردا هابرسانیم وازسنگرغدیرسقیفه رانشانه رویم، تاپرچم ولایت رابربلندای تاریخ برفرازداریم ولبخندرضایت برلبان مبارک صاحب غدیربنشانیم .

پی‌نوشت ها :

1 . بحارالانوار،ج37،ص109.

2 . هدایت عبارتست ازدلالت ونشان دادن هدف،بوسیله نشان دادن راه، واین خود یک نحوایصال ورساندن بمطلوب وهدف است.وسنت خدای متعال براین جریان یافته که اموررا ازمجرای اسباب به جریان اندازد،ودرمسئله هدایت هم وسیله ای فراهم می کند، تامطلوب وهدف برای هرکه اوبخواهد روشن گشته،و بنده اش درمسیرزندگی به هدف نهائی برسد. این وسیله،امیر به حق، حضرت علی(صلوات اله علیه)ویازده فرزنداوست که بنده گان خدا رادرمسیرزندگی به هدف اصلی ونهائی می رساند.(ترجمه تفسیرالمیزان:ج1،ص56)

3 . ثواب الاعمال،ص170و171

4 . بحارانوار،ج37،ص170.

5 . اصول کافی: ج 1،ص 320و321

6. الغدیر:ج1ص9،10. بحارالانوار:ج،2ص 360،تا390،

7 . مرآةالعقول:ج3،ص216

8 . الغدیر:ج1،ص12

9 . الغدیر:ج1،ص10و11.فروغ ابدیت:ص937

10 .الغدیر:ج1،ص12.بحارالانوار:ج21،ص387،ج37،ص209.اثبات الهداة:ج2،ص282

واحقاق الحق:ج21ص،53 و57.

11 . اولین بخش خطبه غدیر

12 . سوره مائده آیه 67

13. خطبه غدیر

14 . سوره مائده آیه 55

15 . خطبه غدیر. و مرآةالعقول ج3 ،ص 218

16 . خطبه غدیر. و مرآةالعقول: ج3،ص219

17 . سوره مائده آیه 3

18 . سوره آل عمران آیه 853

19 . خطبه غدیر

20 . مرادازصحیفه ملعونه:اون طوماراست که منافقین پس ازانجام حج وشنیدن سخنان رسولخدا(صلی الله علیه وآله)درغدیرخم نوشتندوپیمان بستندکه اگرپیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)ازدنیارفت هرگزنگذارندخلافت به علی بن ابیطالب(صلوات اله علیه)منتقل شود.سپس آن نامه رامهرکردندوطبق آنچه درکتاب سلیم بن قیس آمده به دست ابی عبیده جراح سپردند تاآنرادرکعبه بکذارد.(راوی خطبه میگوید:)بیشترمردم معنای صحیفه وماجرای آنرانفهمیدند.

21 . خطبه غدیر

22 . ونریدان نمن علی الذین استضعفوافی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین(قصص:6).

امیرمومنان(صلوات اله علیه)می فرماید:پیامراسلام(صلی الله علیه وآله)فرمود:عمرجهان به پایان نمی رسدمگرآنکه مردازنسل حسین امورامت مرادردست میگیردودنیاراپرازعدل میکندهمچنانکه پرازظلم شده است.(دلائل الامامة،240)

23 . سوره فتح آیه 10

24 . خطبه غدیر . بحارالانوار: ج21،ص387. امالی شیخ صدوق: ص57. بحارالانوار : ج28،ص90

25 . الغدیر: ج1،ص58، 271، 274.

منابع ومأخذ

1 – بحارالالنوار، ا لشیخ محمدبا قرا لمجلیسی(ره)، ا لطبعۀ الاولی، ببیروت- لبنان

2- ترجمه تفسیرالمیزان، ازعلامه سید محمد حسین طباطبای ، مترجم: سیدباقرموسوی همدانی، دفترانتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزۀعلمیه قم، چاپ بیست یکم.

3- ثواب الاعمال، شیخ صدوق، مترجم: علی اکبرغفاری، تاریخ انتشار زمستان 1366 چاپ دوم.

4– اصول کافی، ثقۀ الاسلام کلینی، دفترنشر، فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)، تهران.

5 – الغدیر، علامه امینی، الناشر، دارالکتاب العربی، الطبعۀ الخامسۀ، بیروت – لبنان.

6 – مرآۀالعقول، علامه محمدتقی مجلیسی، الناشر، دارالکتب الاسلامیه، الطبعۀ الخامسۀ، تهران

7 – فروغ ابدیت، آیۀ الله جعفرصبحانی، ناشر، موئسسه بوستان کتاب، (دفترتبلیغات اسلامی حوزۀ علمیه قم) چاپ بیست ویکم، 1385

8– اثبات الهداۀ، شیخ المحدثین الحرالعاملی، منشورات، موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الاولی، بیروت- لبنان.

9 – احقاق الحق، الشیخ القاضی نورالله الشوشتری، الطبعۀ الاولی، مطبعۀ الخیام- قم.

10 – دلائل الامامۀ، محمد بن جریر بن رستم طبری، منشورات الراضی، الطبعۀ الثالثه، قم.

11 – امالی شیخ صدوق، للشیخ الجلیل الاقدم ابی جعفرمحمد بن علی بن الحسین ابن با بویه القمی، منشورات موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الخامسۀ،بیروت- لبنان.

خورشيد عدالت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه پانزدهم فروردین ۱۳۹۳ |

آن شب ستاره های غمگین، با آه و ناله گرد هم آمده بودند در کوفه می نگریستند. زمین می گریست. آسمان نالان بود. دیوارهای کوفه از ترس حدوث «واقعه» به هم نزدیک می شدند، شاید جلوگیر آن باشند. پرنده های نگهبان در چارسوی مسجد کوفه، نگهبانی می دادند. شب پره های مهاجم ضمن این که به یکدیگر نوید می دادند، ترس و رعب سراسر وجودشان را فرا گرفته بود. آخر حمله به یک فرد نبود، حمله به تمام انبیا و اولیا و صالحان و صدیقان بود.

می خواستند عرش خدا را به لرزه در آورند و می خواستند عروة الوثقای دین را نابود سازند. ابن ملجم، نماینده خفّاشان شب با وحشت، برای رسیدن به آرزوی دیرینه اش، به مسجد آمده و کمین کرده بود. ولی چگونه اقدام به آن کار کرد؟! باید شقاوت و بدبختی، وجود یک به ظاهر انسانی را فراگیرد تا دستش به شمشیر بلند شود و بر فرق قهرمانی فرود آید که برق ذوالفقارش دل یلان عرب را می لرزاند و زهره قهرمانان را می شکافت، رادمردی که در برابر اشک یتیمان و محرومان، مهربان تر از پدر و مادر بود و با لطف و مهربانی اشک های غم دیدگان را پاک می کرد و دست محبت بر سرشان می کشید و با آنان چون فرزندان خویش رفتار می نمود. چگونه می توانست آن اشقی الاشقیا شمشیر زهراگینش را بر سر آن نامتناهی فرد بزند، او که محور مرکزی تمام فضایل بود. آن انسان کاملی که مجسمه تمام نمای رسول خدا و نفس او و برادر او و جانشین به حق او بود. او که نمی توان با کلمات، حقش را ادا کرد و توصیفش نمود، زیرا جز خدا و رسولش کسی نتوانست و نخواهد توانست تا روز رستاخیز او را بشناسد و قدرش را بداند و عظمتش را درک کند، نه آن ها که پرستیدنش و نه آن ها که پیرویش کردند، همه در شناخت مقامش حیران و سرگردانند.

او تنها اطاعت خدا را مدّ نظر دارد و تنها به تکلیف شرعی اش عمل می کند چه در مسند خلافت باشد و چه در خانه، زندانی! چه در مصاف دشمن باشد و چه همراه با یتیمان! چه در نبرد قاسطین و مارقین و ناکثین باشد و چه در کنج عزلت از خلق! و خلاصه چه در حال زائیده شدن از مادر در کعبه باشد و چه در حال جان دادن در مسجد کوفه. آن جا لب به شهادتین می گشاید و اینجا لب با ذکر شهادتین فرو می بندد.

لحظه زاییده شدن خدا را بر زبان جاری می سازد و لحظه جان دادن «فزت و رب الکعبه» می گوید، به پروردگار کعبه همان جایی که در آن زاییده شدم رستگار گشتم، که رستگاری از نخستین لحظه ولادت تا آخرین روز و زندگی با علی همراه است، چون همیشه حق با علی است. علی نقطه مرکزی و تمام فضایل و منش های والا و اخلاق انسانی و کمالات معنوی گرداگرد وجودش می چرخد، پس علی همیشه رستگار است و اگر کسی خواهان رستگاری و رسیدن به خوشبختی و سعادت باشد، باید فقط دنباله رو او و پیرو او باشد. و جز این راهی برای رسیدن به سعادت چه در دنیا و چه در آخرت نیست. باید تنها در راه علی گام برداشت و در تمام رخدادها، فقط علی را الگو قرار داد. علی طریق وسطی است «الیمین و الیسار مضلة و الطریق الوسطی هی الجادة» و علی صراط مستقیم است، همان صراطی است که هر صبح و شام، در هر نماز واجب از خدا می خواهیم که ما را به آن هدایت کند و راهنما باشد «اهدنا الصراط المستقیم». و علی «نعیم» است، همان نعمت بزرگی که خداوند در روز رستاخیز بی گمان از ما سؤال می کند که آیا شکر این نعمت را به جای آوردیم یا نه «ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم» که شکرانه این نعمت بزرگ، فقط در پیروی کردن و تبعیت از علی و اولاد علی محقق می شود و لاغیر. و اگر کسی از او پیروی نکند، اعمالش پذیرفته نیست، هر چند روزهای زندگیش را روزه بدارد و شب ها را تا صبح در کنار خانه خدا در مسجد الحرام به عبادت سپری کند! اصلا تا گذرنامه علی در دست کسی نباشد، نمی تواند از صراط بگذرد «لا یجوز الصراط الا من بیده صک من علی» کسی از صراط نمی گذرد جز آن که گذرنامه عبور از علی در دست داشته باشد.

علی مردم را به سوی خدا دعوت می کند و علی همگام با محمد، رسالت او را ادامه می دهد و تکمیل می کند. خود آن حضرت در تفسیر آیه «انما انت منذر و لکل قوم هاد» می فرماید: «رسول الله المنذر و انا الهادی، رسول خدا هشدار دهنده است و من هدایتگرم.» (مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 129) فخر رازی در تفسیر این آیه ادامه می دهد: رسول خدا (ص) دستش را بر سینه اش گذاشت و فرمود: من منذرم و سپس اشاره به کتف علی کرد و فرمود «انت الهادی، بک یهتدی المهتدون من بعدی، تو هادی هستی که پس از من هدایت خواهان به وسیله تو هدایت می شوند.» و همین یک سخن کافی است بر خلافت بلافصل علی پس از رسول الله، ولی چه باید کرد که برخی از دانشمندان حق را آشکار می بینند و باز هم از آن روی بر می گردانند! و علی «شاهد» است و بر بینه پیامبر، گواه است «افمن کان علی بینة من ربه و یتلوه شاهد منه» آیا کسی که دلیلی روشن (قرآن) دارد و پس از آن گواهی صادق و راستین (علی).. که بر تمام شئون وجودی دلیل بر صدق ادعای رسول الله است. سیوطی در تفسیر «در المنثور»ش در ذیل این آیه شریفه نقل می کند که امیرالمؤمنین علی علیه السلام خود فرمود: «رسول الله علی بینة من ربه و انا شاهد منه» و در موردی دیگر از خود رسول الله روایت می کند که فرمود: «افمن کان علی بینة من ربه انا و شاهد منه علی».

بی گمان آن همه فضائل و مناقب علی از زبان رسول گرامی اسلام در گاه و بی گاه، در سفر و حضر، در صبح و شام، به مناسبت و بدون مناسبت، نقل شده، تصادفی نیست که سخن او سخن حق است «و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» پس آنچه پیامبر درباره علی گفته است، تکرار سخن پروردگار است. ولی چه رازی در این امر نهفته است؟ و چرا پیامبر پیوسته از علی سخن می گوید و نه تنها در جمع که اگر یک نفر هم در محضر مبارکش نشسته بود به مناسبتی یا بدون هیچ مناسبت، بلکه ابتدا به ساکن، در مدح و وصف علی، سخن می راند؟

شاید راز آن همه تاکیدهای پی در پی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این باشد که خود می دید این مردم پس از رحلت حضرتش با علی چه می کنند! او سقیفه را و سقیفه سازان را می دید که چگونه پیش از خشک شدن آب غسل جسد مبارکش، گرد هم می آیند و تمام سخنان او را نادیده می گیرند و با یک توطئه از پیش ترسیم شده، علی را از حق خویش جدا می سازند و خلافت را که امری است الهی به دیگری می سپارند و به یکدیگر پاس می دهند و علی را خانه نشین می کنند و به این هم بسنده نکرده که خانه اش را آتش می زنند و همسرش را که تنها یادگار رسول خدا است به شهادت می رسانند و آن روز هم که با فریاد عمومی مردم، خلافت به او منتقل می شود، از همان روز اول، جنگ و کارزار را با او آغاز می کنند و تا روز رسیدن به لقای محبوب، از جنگیدن و قتال او فروگذار نمی کنند.

پیامبر تمام این رخدادهای تلخ را می دید و لذا بیشتر تاکید بر یاری رساندن به علی و تایید مطلق او می کرد. شاید افرادی از مهاجرین و انصار متاثر شوند و به احقیت علی معتقد گردند و در روزی که او غریب و تنها می ماند، از او دفاع کنند و دست از اهل بیت رسول الله برندارند. و چقدر اینان کم بودند! همواره یاوران حق در تاریخ کم بوده اند. خود حضرتش می فرماید: «لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقله اهله؛ در راه حق از کمی یارانش نهراسید». سرانجام علی که صبرش کوه را به لرزه در می آورد در برابر آن همه بی وفایی ها، نامردی ها، نفاق ها و دشمنان و یا نااهلان سست عنصر، فریاد بر می آورد: «قاتلکم الله لقد ملاتم قلبی قیحا و شحنتم صدری غیظا... و ها انا ذاقد ذرفت علی الستین، و لکن لا رای لمن لا یطاع؛ خدا شما را بکشد. قلبم را پر از جراحت و سینه ام را مالامال از اندوه و غم کردید... هان اینک عمر را از شصت سال می گذرد (ولی به سخنم گوش نمی دهید و اطاعتم نمی کنید) و کسی که اطاعت نشود رأیش پذیرفته نیست.» و این چنین درد دل های علی بسیار است که نه تنها از دشمنان بلکه از یاران بی وفایش ناله می کند و آن چه نگفته است بسیار زیادتر از گفتنی ها است.

به خدا هرگاه ناله های علی را می خوانم، بیش از حادثه شهادتش دلتنگ و گریان می شوم؛ گو اینکه شهادت علی مایه آسایش و آرامش او بود که از دست این نااهلان راحت شود و به وسعت بپیوندد. چه او آن قدر به مرگ علاقمند است که از کودک بر پستان مادر افزون تر. این سان علی جهان را با قلبی پر از خون وداع می کند و در شب قدر، رستگارانه به خدای کعبه می پیوندد.

برگرفته از: مجله پاسدار اسلام، شماره 205، نوشته استاد سید محمد جواد مهری.

ابعاد و مولّفه های وجودی ولایت در واقعۀ غدیرخم
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه دهم فروردین ۱۳۹۳ |

ولايت از همه مولفه های دیگر مهم‏تر است، زیرا به تعبیر امام عليه السلام ، ولايت ضامن اجراى دیگر شاخصه های کلیدی اسلام است.واقعۀ غدیر به عنوان مهمترین حرکت تاریخی برای حاکمیت ولایت و امامت امام معصوم(علیه السلام) در تداوم و استمرار اسلام اصیل در  18 ذي الحجه سال دهم هجري قمری بنيان‌نهاده شد ، لذا ارتقای عمق معرفتی از  مقولۀ «ولایت» و لزوم پیروی از امام معصوم(علیه السلام) در متن  فرهنگ غدیر از جمله مولّفه های کلیدی است که لزوم تأمل و تعمّق در این شاخصه بنیادین را دو چندان نموده است ،

واقعۀ اجمالی غدیرخم در کلام آیت الله مکارم شیرازی
در آخرين سال عمر پيامبر مراسم حجّة الوداع، با شكوه هر چه تمامتر در حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به پايان رسيد.نه تنها مردم به «مدينه» در اين سفر، پيامبر صلى الله عليه و آله را همراهى مى‏ كردند كه مسلمانان نقاط مختلف جزيره عربستان نيز براى كسب يك افتخار تاريخى بزرگ به همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بودند.روز پنج شنبه سال دهم هجرت بود، و درست هشت روز از عيد قربان مى‏گذشت، ناگهان دستور توقف در بيابانهاى خشك و سوزان «غدير خم»  از طرف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به همراهان داده شد.

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به آنها اطلاع داد كه همه بايد براى شنيدن يك پيام تازه الهى كه در ضمن خطبه مفصلى بيان مى‏شد خود را آماده كنند....لذا منبرى از جهاز شتران ترتيب داده شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر فراز آن قرار گرفت و نخست حمد و سپاس پروردگار بجا آورد و خود را به خدا سپرد، سپس مردم رامخاطب ساخت و چنين فرمود: «من به همين زودى دعوت خدا را اجابت كرده، از ميان شما مى‏روم، من مسؤولم، شما هم مسؤوليد، شما در باره من چگونه شهادت مى‏دهيد»؟[1]

مردم صدا بلند كردند و گفتند: نشهد انّك قد بلّغت و نصحت و جهدت فجزاك اللّه خيرا: «ما گواهى مى‏دهيم تو وظيفه رسالت را ابلاغ كردى و شرط خيرخواهى را انجام دادى و آخرين تلاش و كوشش را در راه هدايت ما نمودى، خداوند تو را جزاى خير دهد».[2]سپس فرمود: «آيا شما گواهى به يگانگى خدا و رسالت من و حقانيت روز رستاخيز و برانگيخته شدن مردگان در آن روز نمى‏دهيد»؟! همه گفتند: «آرى! گواهى مى‏دهيم» فرمود: خداوندا! گواه باش»! ...[3]

بار ديگر فرمود: اى مردم! آيا صداى مرا مى‏شنويد؟ ... گفتند: آرى، و بدنبال آن، سكوت سراسر بيابان را فرا گرفت و جز صداى زمزمه باد چيزى شنيده نمى‏شد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: ... اكنون بنگريد با اين دو چيز گرانمايه و گرانقدر كه در ميان شما به يادگار مى‏گذارم چه خواهيد كرد؟ يكى از ميان جمعيت صدا زد، كدام دو چيز گرانمايه يا رسول اللّه؟!.

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بلافاصله گفت: اول ثقل اكبر، كتاب خداست كه يك سوى آن به دست پروردگار و سوى ديگرش در دست شماست، دست از دامن آن برنداريد تا گمراه نشويد، و اما دومين يادگار گرانقدر من خاندان منند و خداوند لطيف خبير به من خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در بهشت به من بپيوندند، از اين دو پيشى نگيريد كه هلاك مى‏شويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد.[4]

ناگهان مردم ديدند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به اطراف خود نگاه كرد گويا كسى را جستجو مى‏كند و همين كه چشمش به على عليه السّلام افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند كرد، آنچنان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و همه مردم او را ديدند و شناختند كه او همان افسر شكست ناپذير اسلام على عليه السّلام است، در اينجا صداى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رساتر و بلندتر شد و فرمود: ايّها النّاس من اولى النّاس بالمؤمنين من‏[5] انفسهم: «چه كسى از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟!».گفتند: خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داناترند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت: خدا، مولى و رهبر من است، و من مولى و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم (و اراده من بر اراده آنها مقدم) سپس فرمود: فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه: «هر كس من مولا و رهبر او هستم على مولا و رهبر اوست» و اين سخن را سه بار و به گفته بعضى از راويان حديث، چهار بار تكرار كرد....  .

خطبه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به پايان رسيد، عرق از سر و روى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام و مردم فرو مى‏ريخت، و هنوز صفوف جمعيت از هم متفرق نشده بود كه امين وحى خدا نازل شد و اين آيه را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خواند: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ... «امروز آيين شما را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: اللّه اكبر، اللّه اكبر على اكمال الدّين و اتمام النّعمة و رضى الرّبّ برسالتى و الولاية لعلىّ من بعدى: «خداوند بزرگ است، خداوند بزرگ است همان خدايى كه آيين خود را كامل و نعمت خود را بر ما تمام كرد، و از نبوت و رسالت من و ولايت على عليه السّلام پس از من راضى و خشنود گشت»....اين فراز خلاصه‏اى بود از حديث معروف غدير كه در كتب دانشمندان اهل تسنن و شيعه آمده است.[6]

ابلاغ ولایت؛ مهمترین رسالت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در واقعۀ غدیر
باید اذعان نمود مأموريّت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در واقعۀ غدیر، يك مسأله سياسى است و عدّه‏اى براى مخالفت با آن، كمر به مبارزه بسته‏اند و حاضرند در اين راه در مقابل پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هم بايستند![7]لذا  هنگامى كه تمام اين جهات را نظر مى ‏گيريم و بي­طرفانه و منصفانه بر روى آن مطالعه مى‏ كنيم و بدور از تعصّب و لجاجت به قضاوت مى‏نشينيم، به چيزى جز مسأله ولايت‏ و جانشينى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، كه در غدير خم به صورت رسمى مطرح شد نمى ‏رسيم.[8]

آرى! چيزى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تا سال آخر عمر شريفش بطور رسمى آن را بيان نكرده بود و همسنگ و همطراز رسالت و نبوّت خاتم الانبياء بود و عدّه زيادى براى مبارزه با آن هم قسم شده بودند و خداوند براى حفظ پيامبر صلى الله عليه و آله در اجراى اين مأموريّت تضمين داده بود، همان مسأله مهم و سرنوشت‏ساز جانشينى پيامبر(ص) بود، زيرا هر چند پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مسأله ولايت على عليه السلام را بارها مطرح كرده بود ولى به صورت رسمى و در حضور مسلمانان سراسر جهان بيان نشده بود؛ بدين جهت، اين مأموريّت عظيم و بزرگ به هنگام بازگشت آن حضرت از حجّة الوداع و در صحراى غدير خم به بهترين شكلى انجام شد و پيامبر صلى الله عليه و آله با معرفى على عليه السلام به عنوان جانشين خويش، رسالتش را تكميل كرد.[9]

ضرورت ابلاغ ولایت در اسلام
بدیهی است «ولايت» تحقّق‏بخش نماز و روزه و حج و زكات است و محتواى اين عبادات و ساير عبادتها در سايه ولايت عملى مى‏شود؛ يعنى، بدون ولايت و حاكميّت اسلام، اين دستورات نقشى است بر كاغذ، و همانند نسخه طبيب است كه بدون عمل به آن، شفاى دردها حاصل نخواهد شد.[10]لذا  ولايت به معناى اجراى قانون اسلام توسّط أئمّه معصومين «عليهم السلام» و جانشينان آنان مى‏باشد؛ بنابراين، ولايتى از نماز و روزه و حج و زكات بالاتر است كه نتيجه‏اش حكومت اسلامى باشد؛ ولايتى كه از ولايت حضرت على عليه السلام در غدير خم نشأت گرفته باشد.[11]

با این تفاسیر می توان دریافت که چرا ولايت از همه مولفه های دیگر مهم‏تر است، زیرا به تعبیر امام عليه السلام ، ولايت ضامن اجراى دیگر شاخصه های کلیدی اسلام است. اگر حكومت اسلامى تشكيل نشود امكان اقامه نماز و خمس و زكات و صوم و حج در سطح گسترده، و تحقّق فلسفه ‏هاى آن نخواهد بود. بنابراين، ولايت تنها عشق و علاقه و محبّت و توسّل نيست، بلكه به معناى پذيرش برنامه‏ هاى حكومت اسلامى از سوى امامان معصوم يا پيامبران الهى عليهم السلام است. لذا در طول تاريخ هر يك از پيامبران قدرت پيدا كردند تشكيل حكومت دادند. حضرت داوود، سليمان، موسى عليهم السلام و رسول مكرم اسلام صلى الله عليه و آله از جمله آن بزرگوارانند. و اگر پيامبرانى چون حضرت ابراهيم و عيسى عليهما السلام دست به اين كار بزرگ نزدند، فرصت يا امكانات كافى در اختيار نداشتند.[12]

تحقق اجرایی ولایت؛ منوط به  مشارکت مردم
بعضى از نا آگاهان نوشته‏اند: «اين حقيقت ملموس را همه درك مى‏كنند كه هركس را اكثريت مردم به زمامدارى برگزينند، و پشتيبانش باشند، حاكم مى ‏شود؛ زيرا نيروى اصلى جامعه خود مردم هستند ... اين مردم هستند كه ولايت را به كسى مى‏دهند و به حاكميّت او عينيت مى ‏بخشند» در حالی که این نظریه با تفكّر توحيدى سازگار نيست.[13]ما مى‏ گوييم تفكّر توحيدى عكس اين رابيان مى ‏كند مى ‏گويد: اين خدااست كه ولايت را به كسى مى ‏دهد و به حاكميّت او عينيت مى‏بخشد، و اگر مردم در اين زمينه حقّى دارند آن هم به اذن و فرمان اواست.[14]

لذا نباید اين واقعيّت را انكار كرد كه مشاركت مردم در امر حكومت، به حاكمان قدرت و قوّت مى ‏بخشد، و بدون مشاركت آنها هيچ كارى از آنان ساخته نيست؛ همان گونه كه اميرمؤمنان على عليه السلام در خطبه شقشقيه مى ‏فرمايد: «اما وَالَّذى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَءَ النَّسَمَةَ لَوْلا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قيامُ الحُجَّةِ بِوُجُودِ النّاصِرِ وَ ما اخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلماءِ الّا يُقارُّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبَ مَظْلُومٍ لَالْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها»: «آگاه باشيد به آن خدايى سوگند كه دانه را شكافت، و انسان را آفريد، اگر نبود كه جمعيّت بسيارى گرداگردم را گرفته و به ياريم قيام كره‏اند، و از اين رو حجّت بر من تمام شده است؛ و اگر نبود عهد و پيمانى كه خداوند از دانشمندان و علماء گرفته است كه دربرابر پرخورى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند، من مهار ناقه خلافت را رها مى‏ساختم و از آن صرف نظر مى‏نمودم».[15] اين تعبير به خوبى مى‏رساند كه حمايت مردمى حتى باعث اتمام حجّت بر ولىّ منصوب از طرف خداوند مى ‏گردد.[16]بى ‏شك ولايت آن حضرت از سوى خداوند و از طريق پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ثابت شده بود، و اين ولايت فعليّت داشت، و بر خلاف آنچه بعضى از ناآگاهان گفته‏اند جبنه شأنى و بالقوّه نداشت؛ ولى از نظر اجرائى و عملى نياز به حمايت مردم داشت؛ و بدون آن به فعليت نمى ‏رسيد.[17]

تحقق اصل راهبردی ولايت‏ در حديث غدير
گفتنی است حديث متواتر غدير و جمله معروف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه در همه كتب آمده است: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ‏» حقايق بسيارى را در شناخت ولایت حضرت علی (علیه السلام) روشن مى سازد.[18]گرچه بسيارى از نويسندگان اهل سنّت اصرار دارند كه‏ «مولى» را در اينجا به معنى «دوست و يار و ياور» تفسير كنند، زيرا يكى از معانى معروف «مولى» همين است، ما هم قبول داريم كه يكى از معانى «مولى» دوست و يار و ياور است، لیکن قرائن متعدّدى در كار است كه نشان مى‏دهد «مولى» در حديث غدیر به معنى‏ «ولى» و «سرپرست» و «رهبر» مى‏باشد؛ اين قرائن به طور فشرده عبارتند از:[19]
1. مسأله دوستى على عليه السلام با همه مؤمنان، مطلب مخفى و پنهان و پيچيده‏اى نبود كه نياز به اين همه تأكيد و بيان داشته باشد، و احتياج به متوقّف ساختن آن قافله عظيم در وسط بيابان خشك و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعترافهاى پى‏درپى از جمعيّت داشته باشد.[20]قرآن با صراحت مى ‏گويد:إِنَّمَا الْمُؤمِنُونَ اخْوَةٌ[21]مؤمنان همه برادر يكديگرند.و در جاى ديگر مى‏فرمايد:وَ الْمُؤمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اوْلِياءُ بَعْضٍ‏[22]مردان مؤمن و زنان مؤمنه، ولىّ و يار يكديگرند.[23]

در نهایت باید گفت؛ اخوّت اسلامى و دوستى مسلمانان با يكديگر از بديهى‏ترين مسائل اسلامى است كه از آغاز اسلام وجود داشت و پيامبر صلى الله عليه و آله بارها آن را تبليغ كرد و بر آن تأكيد نهاد؛ بعلاوه، مسأله اخوّت مسأله‏اى نبوده كه با اين لحن داغ در آيه بيان شود و پيامبر صلى الله عليه و آله از افشاى آن خطرى احساس كند. [24]
2. جمله‏ «أَ لَسْتُ اوْلى‏ بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؛ آيا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر و اولى‏ نيستم‏!» كه در بسيارى از متون اين روايت آمده است، هيچ تناسبى با بيان يك دوستى ساده ندارد، بلكه مى‏خواهد بگويد: «همان اولويّت و اختيارى كه من نسبت به شما دارم و پيشوا و سرپرست شما هستم، براى على عليه السلام ثابت است.» و هرگونه تفسيرى براى اين جمله، غير از آنچه گفته شد، دور از انصاف و واقع‏بينى است، مخصوصاً با توجّه به تعبير «بِكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ؛ از شما نسبت به شما اولى‏ هستم.»[25]
3. تبريك‏هايى كه از سوى مردم در اين واقعه تاريخى به على عليه السلام گفته شد، مخصوصاً تبريكى كه «عمر» و «أبو بكر» به او گفتند، نشان مى‏دهد مسأله چيزى‏ جز مسأله نصب خلافت نبوده است كه در خور تبريك و تهنيت باشد؛ زيرا اعلام دوستى، كه براى همه مسلمانان بطور عموم ثابت است، تبريك ندارد.[26]

اذعان به ولایت علی(علیه السلام) در واقعۀ غدیر در منابع اهل سنت
در «مُسند» امام «احمد» آمده است: عمر بعد از آن بيانات پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به على عليه السلام عرض كرد:هَنيئاً يَا بْنَ أَبي طالِبٍ أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ مَوْلى‏ كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ گوارا باد بر تو اى فرزند أبي طالب! صبح كردى و شام كردى در حالى كه مولاى هر مرد و زن با ايمان هستى![27]
هم چنین در تعبيرى كه فخر رازى در ذيل آيه‏ «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» ذكر كرده، مى‏خوانيم: عمر گفت: «هَنيئاً لَكَ أَصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى‏ كُلِّ مُؤمِنِ وَ مُؤمِنَةٍ»به اين ترتيب، عمر او را مولاى خود و مولاى همه مؤمنان مى‏شمرد.[28]
در تاريخ بغداد روايت فوق به اين صورت آمده:بَخّ بَخّ لَكَ يا بْنَ أَبي طالِبٍ! أَصْبَحْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى‏ كُلِّ مُسْلِمٍ‏[29] آفرين، آفرين به تو اى فرزند ابو طالب! صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مسلمانى هستى.[30]
و در «فيض القدير» و «الصّواعق» آمده است كه اين تبريك را ابو بكر و عمر هر دو به على عليه السلام گفتند: «أَمْسَيْتَ يَا بْنَ أَبي طالِبٍ مَوْلا كُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ[31]».[32]و.....
ناگفته پيداست دوستى ساده‏اى كه ميان همه مؤمنان با يكديگر است چنين تشريفاتى ندارد، و اين جز با ولايت به معنى خلافت سازگار نيست.[33]

تأمّلی قرآنی در ولایت حضرت علی (علیه السلام) در واقعۀ غدیر
باید اذعان نمود سوره مائده مشتمل بر قسمت مهمّى از آيات ولايت است؛ زيرا اين سوره،در اواخر عمر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نازل شده است. و از سوى ديگر مسأله ولايت و جانشينى هم به صورت طبيعى در اواخر عمر مطرح مى‏شود، بدين جهت اين سوره مشتمل بر آيات متعدّدى در مسألۀ ولايت است. [34]بدین ترتیب آيه55 سورۀ مائده« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ‏»(سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند؛ همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند»، از جمله آياتى است كه به روشنى دلالت بر ولايت امير مؤمنان على عليه السلام دارد.[35]

بی شک و بر خلاف اكثر موارد استعمال  واژۀ «ولی»در سراسر قران مجيد، انصاف اين است كه «ولىّ» در آيه55سورۀ مائده  به معناى سرپرست و صاحب اختيار است؛ نه به معناى دوست و يار و ياور؛[36] زيرا:اوّلًا: «انّما» كه در صدر آيه آمده دليل بر حصر است. يعنى فقط اين سه دسته ولىّ مؤمنان هستند، نه غير آنها؛ در حالى كه اگر ولىّ به معناى دوست باشد حصر معنى نخواهد داشت، زيرا در اين صورت واضح است كه غير از سه گروه فوق كسان ديگرى هم يار و ياور مؤمنان هستند، علاوه بر اين كه اگر ولىّ به معناى يار و ياور باشد اين همه قيد براى‏ «الَّذِينَ آمَنُوا» لازم نبود، كه در حال اقامه نماز زكات بدهند. زيرا همه مؤمنان، حتّى در غير حال نماز و بلكه حتّى مؤمن بى‏نماز، مى‏تواند يار و ياور برادر مسلمان خويش باشد؛ بنابراين، از كلمه «انّما» كه دلالت بر حصر مى‏كند و قيود متعدّدى كه در مورد «الَّذِينَ آمَنُوا» آمده است، استفاده‏ مى‏شود كه ولايت در آيه شريفه به معناى دوستى و نصرت نيست؛ بلكه به معناى سرپرستى و صاحب اختيار بودن است. خداوند و پيامبر و مؤمنين (با آن شرايطى كه در آيه آمده) ولىّ و صاحب اختيار و سرپرست شما مى‏باشند.[37]

ثانياً: آيه 56 سوره مائده، كه بعد از آيه مورد بحث آمده است، بهترين قرينه و دليل بر مدّعاى ماست؛ خداوند متعال در اين آيه مى‏فرمايد:«وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ‏»(و كسانى كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند، (پيروزند؛ زيرا) حزب و جمعيّت خدا پيروز است).[38]حزب به معناى جمعيّت متشكّل است، پيروزى يك حزب به معناى غلبه و پيروزى آنها در يك حركت و جهش اجتماعى است؛ بنابراين، از اين آيه شريفه كه در ارتباط با آيه قبل و مورد بحث است و ظاهراً همزمان نازل شده‏اند، استفاده مى‏شود كه ولايت مطرح شده در آيه مذكور يك ولايت سياسى و حكومتى است.[39]

بنابراين، معناى آيه چنين مى‏ شود: «كسى كه حكومت خدا و پيامبر و حكومتِ‏ الذين آمنوا .... را بپذيرد، چنين حزب و جمعيّتى پيروز است.»نتيجه اين كه، با تفكّر و تعمّق در كلمه كلمه و جمله جمله آيه ولايت و با صرفنظر از روايات فراوانى كه در تفسير آيه وارد شده است، معلوم شد كه ولىّ در اين آيه به معناى امام و پيشوا و سرپرست است و هر كس حكومت خدا و رسول و «الَّذِينَ آمَنُوا» را با آن شرايطى كه در آيه آمده بپذيرد پيروز و منصور خواهد بود.[40]
ثالثاً: در بیان مصداق «الَّذِينَ آمَنُوا ... راكِعُونَ»[41] باید گفت در ميان راويان، مفسّران، دانشمندان و علماء شيعه و اهل سنّت، هيچ كس، جز «على(علیه السلام)» را مصداقى براى آيه ذكر نكرده است. بنابراين، اجماع و اتّفاق همه علماء مسلمان بر اين است كه بجز على هيچ كسى مصداق آيه شريفه نيست. از سوى ديگر، براى جمله «وَ الَّذِينَ آمَنُوا ... » لااقل يك مصداق وجود داشته است، پس حتماً آن نفر، جز على بن أبي طالب عليه السلام نبوده است.[42]
بنابراين همان گونه كه اميرمؤمنان على عليه السلام قبل از بيعت مردم، ولىّ خدا بود؛ كه طبق صريح آيه ولايت«‏ انَّما وَليُّكُمْ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلوةَ وَ يُؤْتونَ الزَّكاة وَ هُمْ راكِعُونَ‏»[43] اين ولايت‏ را خدا به على عليه السلام داده بود؛ و طبق حديث متواتر غدير و جمله‏ «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىُّ مَوْلاهُ»؛ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در غدير خم رسماً او را از سوى خدا به اين مقام منصوب كرد.[44]

اکمال دین در سایۀ ولایت علی (علیه السلام) در واقعۀ غدیر خم
واقعه غدير خم و مسأله ولايت و جانشينى امير المؤمنين عليه السلام بهترين تفسير از آيه‏ (الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً...[45])، بلكه تنها تفسير صحيح از اين آيه شريفه است؛ زيرا با اين رخداد، يأس بر منافقان سايه افكند و اميدهاى آنها نااميد گشت.[46]هم چنین اخبارى كه نزول آيه فوق را در جريان غدير بيان كرده در منابع معروف اسلامى نقل شده، در روايات فراوانى كه از طرق معروف اهل تسنن و شيعه نقل شده صريحا اين مطلب آمده است كه آيه شريفه فوق در روز غدير خم و به دنبال ابلاغ ولايت‏ على ع نازل گرديد،[47] از جمله اينكه:
1. دانشمند معروف سنى ابن جرير طبرى در كتاب ولايت از زيد بن ارقم صحابى معروف نقل مى‏كند كه اين آيه در روز غدير خم در باره على ع نازل گرديد.[48]
2.حافظ ابو نعيم اصفهانى در كتاب" ما نزل من القرآن فى على ع" از ابو سعيد خدرى (صحابى معروف) نقل كرده كه پيامبر ص در غدير خم، على(ع) را به عنوان ولايت به مردم معرفى كرد و مردم متفرق نشده بودند تا اينكه آيه‏ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ‏ ... نازل شد، در اين موقع پيامبر ص فرمود: اللَّه اكبر على اكمال الدين و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى و بالولاية لعلى ع من بعدى، ثم قال من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله‏ :" اللَّه اكبر بر تكميل دين و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولايت على ع بعد از من، سپس فرمود: هر كس من مولاى اويم على ع مولاى او است، خداوندا! آن كس كه او را دوست بدارد دوست بدار، و آن كس كه او را دشمن دارد، دشمن بدار، هر كس او را يارى كند يارى كن و هر كس دست از ياريش بر دارد دست از او بردار.[49]
3. هم چنین مرحوم علامه سيد شرف الدين در كتاب المراجعات چنين مى‏گويد: نزول آيه سوم سورۀ مائده  در روز غدير و در روايات صحيحى كه از امام باقر ع و امام صادق ع نقل شده ذكر گرديده است و اهل سنت، شش حديث با اسناد مختلف از پيامبر ص در اين زمينه نقل كرده‏اند كه صراحت در نزول آيه در اين جريان دارد"[50]، [51]

چیستی«الیوم» در آیۀ اکمال دین در تحقق ولایت
اوّل: روزى است كه باعث يأس و نااميدى كفّار شد.
دوم: روزى است كه مايه اكمال دين گشت.
سوم: روزى است كه خداوند نعمتش را بر مسلمانان تمام كرد.
چهارم: روزى است كه خداوند راضى شد كه دين اسلام، دين هميشگى مردم باشد.[52]
حال می توان بر مبنای قول مرحوم طبرسى، يكى از مفسّران زبردست و قوى شيعه به این مسأله اتکاء نمود که منظور از آن روز با شكوه، كه نااميد كننده كفّار بود و موجب جلب رضايت الهى گشت و دين و نعمت پروردگار كامل گشت، روز هيجدهم ذى الحجّه سال دهم هجرت، روز عيد سعيد غدير است؛ روزى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در راستاى اجراى فرمان پروردگار، علىّ بن أبي طالب «عليهما السّلام» را به ولايت منصوب كرد و رسماً خلافت آن حضرت را به همه مسلمانان اعلام كرد.[53]

نتيجه اين كه، از رواياتى كه ذكر شد و روايات فراوانى كه جهت رعايت اختصار ذكر نشد به روشنى استفاده مى‏شود كه آيه شريفه اكمال دين پيرامون حادثه غدير نازل شده و گواه واضح و روشنى بر امامت و ولايت‏ و خلافت امير مؤمنان عليه السلام است.[54]هم چنین باید گفت آیۀ مهم تبلیغ[55]« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ‏»( اى پيامبر! آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان؛ و اگر (اين كار را) نكنى رسالت او را انجام نداده‏اى. خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعيّت كافران (لجوج) را هدايت نمى‏كند) به روشنی برمسأله جانشينى و ولايت امير المؤمنين عليه السلام انطباق دارد و نیز باید به اسناد و منابع روایی و قرانی دیگر در اثبات ولایت امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) اشاره نمود که  آنچنان از شمولیت فراوان برخوردار می باشد که ذکر همۀ آن موارد و مصادیق بنیادین در این نگاشته نمی گنجد. و تبیین تفصیلی آن، مجالی دیگر را می طلبد.

سخن آخر
با این تفاسیر باید گفت قطعاً مراد از ولایت سرپرستی و امامت است نه مساله دوستی، از این رو  امیدواریم مسأله ولایت علی(علیه السلام) حلقه اتصال همه مسلمین جهان باشد و در سایه ولایت آن حضرت بتوانیم با دشمنان اسلام مبارزه کنیم و شر آنها را از سرزمین های اسلامی دفع کنیم.[56]هم چنین باید اذعان نمود عيد غدير كه همان عيد ولايت‏ و منصوب شدن اميرمؤمنان عليه السلام به خلافت و جانشينى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است ،عيداللَّه الاكبر ناميده شده است.[57] لذا مردم باید به این عید اهمیت فراوانی بدهند، چراکه برکات، آثار و فوائد فوق العاده زیادی دارد، به همین دلیل هر چه بیشتر به این عید مبارک اهمیت بدهیم قطعا برکات بیشتری از سوی خداوند شامل حال ما می شود.[58]

بنابراین مراسم غدیر باید همچون گذشته با قوت و با شکوه و عظمت برگزار شود، منتهی می توانند ثواب مراسم را به ارواح عزیزانی که در گذشته اند به ویژه قربانیان حادثه بسیار تأسف انگیز منا، اهدا کنند، این هم جمع بین اکرام درگذشتگان و هم بزرگداشت غدیر است، بنابراین مراسم غدیر نباید سست شود چراکه این خواسته دشمن است.[59]امیدواریم به برکت غدیر و صاحب غدیر خدای متعال شر اشرار را از تمام ممالک اسلامی قطع کند.[60]
 
 منابع:
[1] برگزيده تفسير نمونه ؛ ج‏1 ؛ ص536.
[2] همان.
[3] همان.
[4] همان.
[5] برگزيده تفسير نمونه، ج‏1، ص: 537.
[6] برگزيده تفسير نمونه، ج‏1، ص: 539.
[7] آيات ولايت در قرآن ؛ ص30.
[8] آيات ولايت در قرآن ؛ ص30.
[9] آيات ولايت در قرآن ؛ ص30.
[10] آيات ولايت در قرآن ؛ ص71.
[11] آيات ولايت در قرآن ؛ ص71.
[12] اهداف قيام حسينى، ص: 87.
[13] پيام قرآن ؛ ج‏10 ؛ ص36.
[14] پيام قرآن؛ ج‏10، ص: 36.
[15]  نهج البلاغه، خطبه 3 .
[16] پيام قرآن، ج‏10، ص: 39.
[17] پيام قرآن، ج‏10، ص: 39.
[18] آيات ولايت در قرآن ؛ ص42.
[19] آيات ولايت در قرآن ؛ ص42.
[20] آيات ولايت در قرآن ؛ ص43.
[21] سوره حجرات، آيه 10.
[22]  سوره توبه، آيه 71.
[23] آيات ولايت در قرآن ؛ ص43.
[24] همان.
[25] آيات ولايت در قرآن، ص: 43.
[26] پيام قرآن، ج‏9، ص: 185.
[27]  مسندِ احمد، جلد 4، صفحه 281( طبق نقل فضائل الخمسة، جلد 1، صفحه 432).
[28] آيات ولايت در قرآن ؛ ص44.
[29]  تاريخ بغداد، جلد 7، صفحه 290.
[30] همان.
[31]  فيض القدير، جلد 6، صفحه 217؛ الصّواعق، صفحه 107.
[32] آيات ولايت در قرآن، ص: 44.
[33] آيات ولايت در قرآن، ص: 44.
[34] آيات ولايت در قرآن ؛ ص80.
[35] همان.
[36] همان.
[37] آيات ولايت در قرآن، ص: 80.
[38] آيات ولايت در قرآن، ص: 81.
[39] همان.
[40] آيات ولايت در قرآن، ص: 81.
[41] سورۀ مائده، آیۀ55.
[42] آيات ولايت در قرآن، ص: 82.
[43] سوره مائده، آيه 55 .
[44] پيام قرآن ؛ ج‏10 ؛ ص40.
[45] سورۀ مائده آیۀ 3.
[46] آيات ولايت در قرآن ؛ ص58.
[47] تفسير نمونه ؛ ج‏4 ؛ ص266.
[48] همان.
[49] تفسير نمونه ؛ ج‏4 ؛ ص266.
[50]  المراجعات ط چهارم صفحه 38.
[51] تفسير نمونه، ج‏4، ص: 267.
[52] آيات ولايت در قرآن ؛ ص54.
[53] آيات ولايت در قرآن ؛ ص56.
[54] آيات ولايت در قرآن ؛ ص67.
[55] سورۀ مائده، آیۀ 67.
[56] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، عید سعید غدیر خم،  درس خارج فقه ،مسجد اعظم قم،1393/07/20.
[57] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج‏15 ؛ ص433.
[58] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، عید سعید غدیر خم،  درس خارج فقه ،مسجد اعظم قم،1393/07/20.
[59] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، عید سعید غدیر خم،  درس خارج فقه ،مسجد اعظم قم،1394/07/08.
[60] همان.

علل رویگردانی مردم از حضرت علی (ع)
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه هشتم فروردین ۱۳۹۳ |

چطور می‌شود دهها هزار نفر سخنان پیامبر (ص) در مورد ولایت حضرت علی (ع) را بشنوند و ظرف 2 ماه همه به ایشان پشت کنند.همه می‌دانیم که جایگاه پسر پیغمبر خدا نسبت به دیگران بالاتر است و در قرآن کریم به داستان حضرت یوسف اشاره شده که در مقام فرزند رسل الهی بود اما برادرانش به او پشت کردند. در واقعه غدیر خم حضرت علی(ع) پسر پیامبر(ص) نبود پس عجیب نیست که مردم از ایشان روی برگردانند. حضرت یوسف (ع) نسبت برادری با کسانی داشت که او را در چاه انداختند اما حضرت علی (ع) هیچ نسبت خویشاوندی با مردم آن زمان نداشت.

 از طرفی حضرت یوسف (ع) هیچ بدی به برادران خود نکرده بود اما با او چنین کردند در مقابل، حضرت علی (ع) پدران کافر برخی از آن مردم را کشته بود پس جای تعجب ندارد که کینه در دل داشته باشند و ولایت حضرت علی (ع) را قبول نکنند. یوسف یک تلنگر به کسی نزده بود. یک سیلی به کسی نزده بود. اگر کسی که هیچ آسیبی به کسی نزده است، محوش کردند، حضرت علی(ع) کلی آسیب به اینها زده بود. چون پدران اینها را در جنگ‌ها کشته بود. آن کسی که یک تلنگر نزده بود، گفتند: محو بشود، می‌خواهید حضرت علی را محو نکنند.اگر برادر، برادر را محو کرد، پس می‌شود در غدیر خم هم حضرت علی را که برادرشان نبود، محو کنند. برادرها برادر را محو کردند. برادرها می‌دانید چه کسانی بودند؟ همه بچه‌های پیغمبر بودند. اگر پسران پیغمبر دست به محو زدند، درغدیر خم هم که مردم پیغمبرزاده نبودند، دست به محو علی می‌زنند.

حضرت یعقوب زنده بود. اگر با حضور پیغمبری مثل یعقوب حیا نکردند، در غدیر خم هم بعد از رحلت پیغمبر حیا نمی‌کنند. اینها به یعقوب قول دادند که صبح او را می‌بریم ورزش، شب سالم او را برمی گردانیم.«وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (یوسف/12) حافظ او هستیم. ما ،هم حفظش می‌کنیم و هم خیرخواهش هستیم. اینها صبح قول دادند، غروب زیرش زدند. اگر آدم صبح قول می‌دهد و بعدازظهر زیرش می‌زند، پس می‌شود در غدیر خم هم قول بدهند و بعد از دو ماه زیرش بزنند.  برادران حضرت یوسف صحبت‌های پدر را یک شبه فراموش کردند حال اگر دو ماه از واقعه غدیرخم می‌گذرد جای تعجب ندارد که مردم سخنان پیامبر(ص) را در مورد ولایت حضرت علی (ع) به باد فراموشی بسپارند.

برادران یوسف(ع) چشم دیدن محبت‌های پدر نسبت به یک نفر را نداشتند چطور می‌شود مردم حکومت حضرت علی (ع) را برای مدت‌های متمادی در طول تاریخ تحمل کنند.گمراه شدن مردم امری عجیب نیست گاهی این اتفاق توسط یک نفر و گاهی توسط جمعی انجام می‌شود به عنوان مثال سامری یک نفر بود که توانست مردم موحد آن زمان را تبدیل به گوساله پرست کند.اگر یک نفر مثل سامری، توانست مردم را از خداپرستی به گوساله پرستی دعوت کند، اگر یک نفر خط تاریخ را عوض کرد، می‌شود در سقیفه بنی ساعده چند نفر بنشینند، خط تاریخ را عوض کنند. یک نفر تاریخ را عوض کرد. سامری یک نفر بود.

اگر محبوبیت نزد یک نفر قابل تحمل نیست، برادرها گفتند: چرا یوسف را بکشیم؟ گفتند: این محبوب‌تر است. «إِذْ قَالُوا لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِينَا مِنَّا» (یوسف/8) برادرها گفتند: یوسف محبوب‌تر است. اگر محبوبیت نزد یک نفر را تحمل نکردند و گفتند: نابودش کنیم. حضرت علی(ع) در غدیر خم محبوبیتش نزد یک نفر نبود. محبوبیتش برای کل جامعه اسلامی بود. یعنی در طول تاریخ. در طول تاریخ برای همیشه علی باید محبوب‌ترین باشد. اگر محبوبیت نزد یک نفر را نپذیرفتند، پس محبوبیت نزد تاریخ را هم نمی‌پذیرند.

تغییر در افکار انسان انکارناپذیر است همچنان‌که یاران حضرت موسی (ع) هنگامی که به دریا رسیدند و ایشان به اذن الهی عصای خود را بر آب زد و یاران حضرت موسی جان سالم به در بردند بلافاصله پس از آسودگی خیال تغییر رأی دادند.آنان پس از دیدن این معجزه، به پیامبر خدا گفتند یک بت مانند بت مشرکان برای ما بیاور.
مردم طبق نص آیات قرآن کریم از خدا برگشتند چه برسد به اینکه مردم ازحضرت علی (ع) که بنده خداست برگردند. مردم، پیغمبرخدا و رسل الهی را به قتل رساندند پس تعجب ندارد که حضرت علی (ع) را نیز به شهادت برسانند.

عاقبت به خیری چیز بسیار مهمی است و با توجه به این تغییرات افکار، آدمی باید همواره از خدا عاقبت به خیری بخواهد. یاران یزید در واقعه عاشورا نماز جماعت برپا کردند ولی از عاقبت به خیری هیچ نصیبی نداشتند.آدم در لحظه آخر نمی‌داند موحد از دنیا می‌رود یا مشرک. نمونه‌های بسیاری در تاریخ هستند که در لحظه آخر عاقبت به خیر نشدند همچون افکار واقفیه. فرقه واقفیه کسانی هستند که امامان معصوم را تا حضرت موسی کاظم (ع) قبول دارند.یکی از درس‌های مهمی که از آیات قرآن کریم باید بیاموزیم افزایش معنویت و تقوا در کنار تعلیم و تعلم است. قرآن به تعلیم و عبادت در کنار هم تاکید می‌کند و ما نیز باید از این پند قرآنی درس بگیریم.بنی اسرائیل قومی بودند که از پیامبرانشان درخواست کردند تا رهبر نظامی برایشان تعیین کنند و وقتی حضرت موسی (ع) طالوت را معرفی کرد آنها زیر قولشان زدند. از همین واقعه درس می‌گیریم که تعجب ندارد مردم با حضرت علی چنین کاری کنند.

منبع:«حجت الاسلام محسن قرائتی»

وحدت اسلامی از نگاه امام علی (ع)
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۲ |

در ایام شهادت امیرالمومنین (ع) هستیم. امروز – در روزگار فتنه مذهبی - از چه دریچه ای باید به علی (ع) بپردازیم؟ آیا او را امام گروهی خاص و امامی «مذهبی» بدانیم و بس؟ یا امامی برای همه مسلمانان؟ نگاه علی (ع) به وحدت، چگونه است؟ و اصلا شروط و پایه های وحدت چیست؟این روزها علی(ع) را تبدیل به عامل تفرقه و اختلاف و عنصر درگیری و نزاع کرده‌ایم که این بزرگترین جنایت و ظلمی است که در حق او روا داشته‌ایم

کسی سرگذشت علی (ع) و سیره و تفکر او را بررسی نمی کند، مگر اینکه در مقابل چنین انسانی سر تعظیم و تقدیر فرو آورد. انسانی که رسالت و آرمان در تفکر و در جان و قلبش ریشه دوانده است. انسانی که در راه حفظ وحدت امت و موجودیت فراگیر آن عمرش را فدا کرد و وجودش را فنا. علی (ع) قبل از هر چیز به مصالح اسلام فکر می کرد. و این را از همان زمان که از مساله سقیفه آگاه شد ثابت کرد. سقیفه ای که منجر به بیعت با ابی بکر شد. اتفاقی که علی (ع) را نگران کرد و فشار روحی زیادی بر او وارد ساخت. زیرا این پایمال کردن حق او بود. نه فقط حق خلافت – که گروهی از مسلمانان به آن اعتقاد دارند و برآن دلیل واضح اقامه می کنند. بلکه حداقل حقی که او داشت، این بود که در پیشبرد مسیر امت، نقش مشاوره ای داشته باشد. مگر، در زمان رسول خدا (ص) و در عرصه های جهادی اسلام، نقش اساسی بر عهده علی (ع) نبود؟ و مگر او در استحکام موجودیت اسلام، ترسیم هویت و تحکیم عزت آن، نقش تعیین کننده نداشت؟ اما با این همه، علی (ع) پیش از آن که به خودش فکر کند، به اسلام فکر می کرد.«و عمیقا اندیشه کردم که با دست بریده و بدون یاور بجنگم؟ یا آن عرصه گاه ظلمت کور را تحمل نمایم؟ ...دیدم خویشتنداری در این امر، عاقلانه تر است. پس صبر کردم . در حالی که در دیده ام خاشاک بود و غصه راه گلویم را بسته بود...»

از همین رو ، زمانی که کسی پیش او آمد و به او گفت «دستت را بگشا تا با تو بیعت کنم. و اگر تو بخواهی مدینه را پر از پیاده نظام و سواره نظام خواهم کرد.» علی (ع) خطر این تصمیم را درک کرد و دانست پاسخ مثبت به این دعوت باعث تفرقه مسلمانان می شود. لذا فورا این درخواست را رد کرد.

* از گوشه نشینی تا مشارکت

گوشه نشینی علی (ع) در خانه اش و مشارکت نکردن او – که حرکتی اعتراضی بود بر آن چه که پیش آمد – مانع از موضع گیری او نشد. زیرا خود را در پیش گاه خدا می دید و باید در برابر قضاوت تاریخ پاسخگو می بود. لذا این گوشه گیری و این حرکت اعتراضی به درازا نکشید. و پیش آمدهای ناگهانی و جریان ارتداد و بازگشت از دین - که در جامعه کاملا آشکار شده بود - باعث شد که اعتکاف و گوشه نشینی را رها کند و دستش را در دست دیگر صحابه بگذارد و درد و مظلومیتش را فراموش کند. زیرا خطر بزرگی وجود داشت که تمام موجودیت اسلام را تهدید می کرد. یعنی خطر ارتدادهای پی در پی که ممکن بود بنای اسلام را از بین ببرد.چنانکه حضرتش می فرماید : «و مرا نگران نکرد مگر شتافتن مردم بر فلان. پس دست خود نگاه داشتم تا این که دیدم گروهی از مردم مرتدّ شدند و از اسلام برگشته و می خواستند دین محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را از بین ببرند.

ترسیدم اگر به یاری اسلام و مسلمانان نشتابم، رخنه یا ویرانی در آن ببینم که مصیبت و اندوه آن بر من بزرگ تر از فوت شدن ولایت و حکومت بر شما باشد، که ولایت کالای چند روزه ای است که آن چه از آن حاصل می شود از دست می رود. چونان که سراب از بین می رود. یا چون ابر از هم پاشیده می شود. پس در میان آن پیش آمدها و تباه کاری ها برخاستم تا این که راه بر نادرستی و تباه کاری بسته شد و از بین رفت، و دین آرام گرفته و بازایستاد...»

این نصی که از او روایت شده است، با تمام حروف و کلماتش، بیانگر نظر اسوه و امام وحدت گرایان است. وحدت در نزد علی (ع) ، فقط شعر و شعار نیست که زینت مناسبت ها و مجالس شود. ظاهرسازی، چاپلوسی و تعارفات نمادین نیست. که اگر یک روزی نبرد سختی برپا شد، هر گروه، سالم و پیروز به زندان های طائفه ای خودش برگردد و روز از نو و روزی از نو! و دوباره همان اختلافات و مشاجرات از سر گرفته شود.

همچنین وحدت در نظر علی (ع) از احساسات قلبی و شریفانه سرچشمه نمی گیرد. وحدت دین علی (ع) است که با آن ، در پیشگاه خدا قرار می گیرد. و به همین دلیل او آماده است تا از آن دفاع کند و در راه پاسداشت آن، از تمام حق و حقوقش بگذرد. تا "اوضاع مسلمین رو براه باشد و از هم نپاشد، و جز من به دیگری ستم نشود..." چه قدر بزرگ است این کلام و چه قدر والا! و بر زبان چه کسی جاری می شود غیر از علی (ع) !. مهم این نیست که حق من از بین رود و من فنا شوم و بمیرم. مهم این است که اسلام زنده شود و مسلمانان متحد باشند.

بنابراین مبالغه نیست اگر بگوییم علی (ع) حقیقتا امام وحدت گرایان است و رهبر وحدت اسلامی. اما چیزی که این وسط ، تعجب برانگیز است این است که ما مسلمانان، با قدرت تمام توانسته ایم این نماد وحدت را در دایره مذهب، محصور کنیم. و او را تبدیل به عامل تفرقه و اختلاف و عنصر درگیری و نزاع کرده ایم. که این بزرگترین جنایت و ظلمی است که در حق او روا داشته ایم. تو علی (ع) را محصور در مذهب می کنی، حال آنکه علی ( ع ) فراتر از مذاهب است. بلکه علی امام تمام مذاهب و طوائف است. همانطور که با فکر زنده و درخشانش از زمان ها عبور کرده است.خدا را، خدا را، متوجه این جفای بزرگ باشیم. علی را از دایره تعصبات تنگ نظرانه خارج کنید. زیرا او پادشاه انسانیت است و فخر تاریخ. آنچنان که پولس سلامه می گوید:

علی افتخار تاریخ است، نه فقط افتخار آن ملتی که او را به عنوان ولیّ و سرپرست برگزیده اندمگو که فقط شیعیان، طرفداران علی هستند، بلکه در هر گروه منصفی ، شیعه ای هست...حق چنان در این مسیحی نفوذ کرده و طنین افکنده که از شدت محبتش علوی به شمار آمده است...ای آسمان گواه باش! و ای زمین اقرارکن! و خشوع کن! که من علیّ را یاد کردم.

* «جنگ های علی، برای حفظ وحدت امت»

جنگ های داخلی علی (ع) با مشی توحیدی او منافاتی ندارد. نه فقط از این رو که این جنگها تحمیلی بود. بلکه او می دید هدف مارقین و ناکثین و قاسطین، ضربه زدن به وحدت امت است و از بین بردن امنیت و ثبات آن. بنابراین جنگش با آنان به خاطر تفرقه امت نبود. برای حکومت و سلطنت هم نبود. مگر نه اینکه حکومت درنظر علی حتی برابر با بند نعلینش هم نیست. بلکه در واقع هدف از این جنگها حفظ وحدت امت بود و جلوگیری از چندپاره شدن آن. لذا با حرکات جدایی طلبانه ای که هدف از آن، تفرقه بین امت و شورش بر حکومت قانونی بود، مقابله می کرد.

«خدایا تو مى دانى که جنگ و درگیرى ما براى به دست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبود، بلکه مى خواستیم نشانه هاى حق و دین تو را به جایگاه خویش باز گردانیم، و در سرزمین هاى تو اصلاح را ظاهر کنیم، تا بندگان ستمدیده ات در أمن و أمان زندگى کنند، و قوانین و مقررّات فراموش شده تو بار دیگر اجرا گردد»و چقدر در برابر آنها صبر پیشه کرد و به گفت و گو دعوتشان کرد. اما آنها اصرار به شورش و سرپیچی داشتند. بیعت را شکستند و به سوی بصره و دیگر مناطق رفتند تا مردمان آنجا را به شورش علیه علی (ع) تحریک کنند.

* پایه های وحدت در نظر علی (ع)

در نظر امام علی (ع) سقفی وجود دارد که تمام مسلمانان را - با تمام اختلافاتشان - پناه می دهد و همه طوائف و گروه های آن را در کنار یکدیگر جمع می کند. یعنی، سقف ایمان به خدا و رسول خدا. و زیر این سقف است که تمامی اختلافات و تفاوت ها درمان می شود. همانگونه در روایت آمده است که پس از فوت رسول خدا (ص) »، فردی یهودی نزد علی (ع) آمد و گفت: «شما درباره پیامبرتان اختلاف کردید در حالی که هنوز دفنش هم نکرده بودید.» و علی (ع) درجوابش فرمود:« ما درباره آنچه که از او رسیده اختلاف کردیم، نه در خود او. اما شما به پیامبرتان گفتید : همانطور که آنان خدایانی دارند برای ما هم خدایانی فراهم کن! که پیامبرتان گفت شما قومی جاهل و نادان هستید! و همه اینها در حالی بود که پایتان از آب دریا خشک نشده بود.»

* بنابراین، وحدت در نظر امیرالمومنین (ع) بر دو پایه اساسی استوار است:

۱ – مرجعیت کتاب و سنت

زیر سقف کتاب و سنت است که تمامی اختلافات، مشروع می شود. همچنین کتاب و سنت، مرجع و منبع حل و فصل اختلافات مردم و گروه هایی است که زیر پرچم اسلام و تحت رهبری حکومت اسلامی قرار دارند. چنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا و پیامبر او و پیشوایان اطاعت کنید. و هر گاه در امری نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید. اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید...» و در باره مرجعیت سنت نیز، امام در وصیت نامه شان می فرمایند :«وصیت من به شما این است که بخدا شرک نورزید و سنت محمد (ص) را ضایع مگردانید. این دو ستون دین را استوار برپا دارید و این دو چراغ را روشن نگهدارید و دیگر از هیچ ملامت و مذمتی نترسید.»

۲- برادری ایمانی

این اصلی است که باید اساس رابطه مسلمانان با یکدیگر باشد. مسلمانانی که با وجود تنوع مذاهبشان و تمام اختلافاتشان با یکدیگر، همگی به خدا و رسول خدا ایمان دارند. چنانکه خداوند حکیم در قرآن کریم می فرماید: «مومنان، برادر یکدیگرند. پس بین دو برادر خود صلح و آشتی برقرار سازید. »امام علی (ع) نیز بر این اصل تمرکز می کند. و آن را چون چتری بزرگ می داند که همه گروه های اسلامی را دربرمی گیرد. حتی کسانی که با او مخالفت کردند و تکفیرش کردند. و لذا همواره رفتارش با آنان، رفتار یک مسلمان با مسلمانی دیگر بود. زمانی که از او پرسیدند « چه بگوییم در مورد آنها »(یعنی خوارج) فرمود : « آنها برادرانی برای ما هستند که بر ما ظلم کردند.» و این یعنی اختلافات مذهبی و سیاسی، برادری دینی و حقوق برادری را از بین نمی برد.

بله ! در تمامی اختلافات یک شرط برای قبول تمام گروه ها و حمایت از حقوقشان و به رسمیت شناختن آنها وجود دارد. و آن شرط، پایبندی به نظام عمومی جامعه و حفظ امنیت اجتماعی آن است. بنابراین تمامی تنوعات قابل قبول است. و تمامی اختلافات پذیرفته و مشروع است تا زمانی که زیر سقف نظام عمومی باشد. و تا زمانی که آن اختلافات را طوری نشان ندهیم که باعث ضربه زدن به امنیت مردم و آسیب رساندن به ثبات جامعه شود. زیرا حفظ نظام عمومی از مقدسات اسلام است.

از همین رو می بینیم که امام (ع) ، با خوارج مقابله نکرد ، مگر زمانی که دید آنها امنیت اجتماعی مردم را هدف قرار داده اند. پس در عقیده علی(ع) ، تفاوت نمی کند که با او باشی یا ضد او باشی؛ مهم این است که به مردم، اموال، آبرو و نوامیسشان دست درازی نکنی. پس امنیت عمومی ، خط قرمز است. همانطور که خطاب به خوارج فرمود: «هر جا می خواهید باشید! اما بین ما و شما ، این که خونی را به حرام نریزید ، راه زنی نکنید و به هیچ کس ظلم نکنید»

روش علی (ع) در برخورد با خوارج و دیگران سنتی بود که تبدیل به الگویی برای دیگران شد. زیرا مسلمانان فهمیدند که چگونه باید با شورش های داخلی مقابله کنند. به نظر من ، این روش علی (ع) ، تصویر درخشانی است از چگونگی تعامل دولت اسلامی با مخالفانش. بدین شکل که مخالفت امری پذیرفته شده و مشروع است. و مخالف از این حق برخوردار است که با حاکم مخالفت کند - حتی اگر حاکم معصومی مانند علی (ع) باشد. و تا زمانی که به نظام عمومی ضربه نزند ، حاکم حق سرکوب آنها را ندارد.

۳ – پایه های تربیتی

اصل بسیار مهم دیگری نیز وجود دارد که ما امروز، در جامعه عربی و اسلامی به شدت به آن محتاج هستیم. یعنی امور «تربیتی». ما - با مهارت تمام - فرزندانمان را طوری تربیت می کنیم تا نسبت به دیگران بغض داشته باشند. و به او یاد می دهیم که « تو زمانی واقعا به مذهبت تعلق داری که نسبت به دیگری بغض داشته باشی...» و اینگونه است که «مذهب» هم ردیف «تعصب» می شود. در صورتی که منتسب بودن تو به مذهبی خاص، دلیل بر این نیست که آدمی بسته باشی و راه ها را به سوی خود ببندی. تو می توانی به یک مذهب خاص ایمان داشته باشی و با آن در پیشگاه خدا دینداری کنی؛ اما این دلیل نمی شود که «مذهبی بودن» تو ، «اسلام و انسانیت» تو را مصادره کند. چه برسد به اینکه بخواهی اسلام دیگران را مصادره کنی و ظلم و تجاوز به انسانیتشان روا داری. بنابراین ، وحدت اسلامی قبل از هر چیز به کار تربیتی شبانه روزی نیاز دارد. تا به مسلمان یاد بدهیم که برادر مسلمان خودش را دوست داشته باشد ، هرچند که در تفکر و در مذهب با او اختلاف داشته باشد. و این نکته ای است که علی (ع) خیلی زود ، ما را بر آن آگاه کرد : «بدی را از سینه دیگران، با کندن آن از سینه خود ، ریشه کن نما.»

پس تو حق نداری در وجودت، نسبت به مسلمانی بغض و شر داشته باشی. حتی اگر با او اختلاف داشته باشی. و یا او با تو اختلاف داشته باشد.بنابراین، پیام علی ( ع ) برای ما، در بزرگداشت ولادت و شهادتش این است:«وحدت گرا باشید! یعنی بیشتر به فکر رسالت و آرمان اسلام باشید تا به فکر فضاهای بسته ی طائفه ای و مذهبی»سلام بر تو یا امیرالمومنین! روزی که متولد شدی و روزی که شهید شدی و روزی که زنده، برانگیخته می شوی.

مباهله؛ روزی برای عبرت تاریخ
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۲ |

نور در جبینشان و صداقت در نگاهشان موج می‌زند. یقین در قلبشان زانو زده است. ایشان که‌اند که حقیقت گفتارشان می لرزاند پشت دسیسه‌های دور و نزدیک را و می‌سوزاند ریشه هرچه عناد و نفاق را؟ ایشان که‌اند که با قلت تعدادشان صفوف هزار در هزار ابلیس را می‌تارانند؟دعوتی از جنس حقیقت و ایمان! دعوتی تاریخی که بر تارک تاریخ هماره منور است و سستی شبکه عنکبوتی دشمنان خدا را پاره می کند. دعوتی از جنس نور!

روزی متفاوت از تمام روزهای زیبای خدا که حق تعالی اراده نمود تا در نبردی رو در رو، جبهه حق و جبهه باطل به مصاف هم آیند و با هماورد طلبی حقانیت جبهه حق جلوه‌گر شود.و غیر این سلسله الهی چه کسی را این چنین قوت و قدرت هماورد طلبی است.جز خاندان وحی که تکیه بر سخن حق تعالی دارند و خود و راه و منششان صراط مستقیم است چه کسی را یارای آن است که دشمن را بی‌واهمه به میدان بخواند و بر طریق خود مطمئن باشند تا با یک دعا هیمنه پوشالی منکران را در هم ریزند و این نیاید جز از قلوبی که خداوند آنها را ظرف اراده خود قرار داده است و «صنائع‌‌الله»‌اند که جز به اذن او سخن نمی‌گویند و جز حق نمی‌گویند "لا ینطق عن الهوی"پشت تاریخ می‌لرزد از قدرت کلام فرستاده آخرین حق تعالی وقتی که فریاد برآورد «قل تعالوا ندع ابناء نا و ابناء کم»: بگو بیایید ما بخوانیم فرزندانمان را و شما فرزندانتان را.

چه کسی منکر این حقیقت است حسن و حسین(علیهماالسلام) فرزندان رسول خدایند و ایشان در مباهله رسول نور بر جبین حاضر بودند؟ و فرمود: و نساء نا و نسائکم ما با زنان خود و شما با زنان خود می‌آییم تا یکبار دیگر - ولی روشن‌تر و قاطع‌تر- برای هر طالب حقیقتی خداشناسی متجلی گردد که شاخص زنان و سیده النساء فی العالمین فاطمه است که فرمود فاطمه بضعه منی: فاطمه پاره تن من است"و فاطمه پاره تن رسول مهربانی است، جگرگوشه رسول خاتم و یگانه سیب بهشتی رسول نور است و درباره‌اش آمده است: ومن وصلک فقد وصل رسول الله و من قطعک فقد قطع رسول الله"

و شاخص مبین را در کلامش خواند و دشمن حساب کارش را کرد وقتی فرمود: و انفسنا و انفسکم و این نفوس چه کسی است؟ کسی در تاریخ اسلام قادر است قد علم کند و خود را جان رسول خدا یعنی خود رسول خدا بخواند؟ آیا سزاوارتر از خود پیامبر بر جانشینی او هست؟ آیا آنکه نفس و جان رسول الله بود در این هماورد تاریخی، جز ابرمرد مظلوم علی علیه السلام بود؟

آیا منکرین حجتی دارند؟ آیا نشانه از این قویتر می‌خواهند؟ این پنج تن اسوه حسنه‌اند و شاخص در ایمان و عبودیت و این تنها بار در تاریخ ادیان است که به این قوت و قدرت و نورانیت بی‌نظیر و بدین شکوه بی مثال حقیقت یکتاپرستی را به این زیبایی بر دشمنان خدا جلوه‌گر می‌شوند.حجت بی‌نظیر می‌شوند با قلوب یکپارچه ایمان و اخلاصشان در مباهله‌ای چنین نورانی که با یقین خداییشان فوت سرد دشمنان خدا را خاموش می‌سازند.و چون خود را معرفی می کنند آنگاه به دعا می‌خوانند منکران را ثم نبتهل و عاقبت آنکه: «فنجعل لعنت‌الله علی الکاذبین»

لعنت خدا را بر دروغگویان می‌فرستند که برای همیشه در یادها بماند که سرنوشت محتوم دشمنی با خدا، رانده شدن از حریمش، خوار گشتن و در تاریکی زیستن است و سرنوشت تمامی طاغوتهای کوچک و بزرگ که در زی شیطنت و گمراهی می‌زیند و در سلک باطل نفس می‌کشند و در صف ابلیس تلاش می‌کنند خاموشی، خواری، خود وانهادگی و مردن مردابی است.

امام هادي (ع) و جلوه‏ هاي غدير
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۲ |

http://www.resalat-news.com/Uploads/NewsPics/20150928195446948.gif

روز غدير، عيد ولايت و يادآور امامت راستين و فضيلتهاي متعالي‏امير مومنان علي(ع)است. معصومان(ع)يادآوران اين روز بزرگ بودند و با الهام از آيه شريفه «و ذكرهم بايام ‏الله‏» منزلت و جلالت‏ غدير را گرامي داشته، فرمانهايي جهت ارج نهادن به آن فرا روي ‏دلدادگان و سرخوشان باده ولايت قرار داده‏اند. يكي از جلوه‏هاي‏زيباي بزرگداشت غدير در زيارت مخصوص امام علي (ع) در روز غديرمشاهده مي‏شود. كلمات آن زيارت، زمزمه روح نواز امام هادي (ع) است‏ و تاريخ صدور آن سالي است كه معتصم خليفه عباسي آن حضرت را به‏ بغداد احضار كرد. در اين موقعيت، حضرت به زيارت‏اميرمومنان(ع)شتافت؛ حديث دلبري و يادمان ارزشهاي راستين راتجلي ديگر بخشيد و ميراث ماندگاري از شكوه ولايت در خاطره‏ها به‏يادگار گذاشت.

محتواي زيارت درباره فرهنگ غدير و زندگي شكوهمند امام ‏علي(ع)است و موارد زير از محورهاي مهم آن شمرده مي‏شود؛ بدين‏جهت، اندكي بر ساحل آن درنگ كرده، و روان خويش را از جام روح‏افزاي آن شادابي مي‏بخشيم.در زيارت غدير از آيه ولايت ‏ياد شده است كه مي‏فرمايد: «انما وليكم ‏الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه ويوتون الزكاه و هم راكعون و من يتول‏الله و رسوله و الذين آمنوافان حزب‏الله هم الغالبون - سرپرست و ولي شما تنها خدا است و پيامبر او و آنها كه ايمان‏آورده‏اند، همانها كه نماز برپا مي‏دارند، و در حال ركوع زكات‏مي‏دهند؛ و كساني كه ولايت ‏خدا و پيامبرش و افراد با ايمان رابپذيرند، پيروزند، زيرا حزب و جمعيت ‏خدا پيروز است.»

مفسران اهل سنت و شيعه در شأن نزول اين آيه به نقل از ابوذرچنين مي‏نويسند: ابوذر گفت: من به دو چشم خويش ديدم و به دو گوش‏خود شنيدم و چنانچه خلاف آن را نقل كنم، نابينا وناشنوا گردم... بدانيد من روزي نماز ظهر را با پيامبر(ص)خواندم. فقيري كمك‏ خواست؛ اما كسي چيزي به او نداد. در اين حال سائل دستهاي خويش‏را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! تو شاهد باش كه من در مسجدپيامبر(ص)كمك خواستم اما كسي به من كمك نكرد. علي(ع) كه در حال ركوع بود و انگشتر در دست راست‏خويش‏داشت؛ به سائل اشاره كرد. سائل به سوي حضرت رفت و خاتم ازانگشتر حضرت بر گرفت.

رسول گرامي اسلام كه اين منظره رامشاهده كرده بود، پس از نماز خويش دست‏به دعا برداشت و فرمود: خدايا، موسي از تو خواستار شرح صدر وآساني كار و باز شدن گره‏زبان خويش براي فهماندن كلامش شد و از تو خواست‏برادرش هارون راوزير و پشتيبان و شريك دركارش قرار دهي و تو در پاسخ اوفرمودي:(سنسد عضدك باخيك و نجعل لكما سلطانا فلا يصلون اليكمابآياتنا)به زودي بازوان تو را به وسيله برادرت محكم و نيرومندمي‏كنيم و براي شما سلطه و برتري قرار مي‏دهيم و به بركت آيات مابر شما دست نمي‏يابند.

خدايا، من محمد پيامبر و برگزيده تو هستم. خدايا، به من سعه‏ صدر و آساني در كار عطا كن و علي را كه از اهل من است، وزيرو پشتيبان من قرار بده. پس سوگند به خدا هنوز كلام پيامبر(ص)تمام نشده بود كه جبرئيل‏نازل شد و گفت: اي محمد! بخوان: انما وليكم‏ الله و رسوله... اين شأن نزول را علاوه بر محدثان و مفسران شيعه بسياري ازاهل سنت نيز نقل كرده‏اند. مرحوم علامه اميني شصت و شش سند براي اين حديث ذكر مي‏كند كه‏جويندگان مي‏توانند به آن مراجعه كنند.

امام هادي(ع)در نامه‏اي كه به اهل اهواز ارسال داشت‏بر آنچه‏در اين زيارت درباره آيه ولايت آمده تاكيد ورزيده، مي‏فرمايد: صحيح‏ترين خبري كه قرآن به صحت آن نيز گواهي داده است‏حديثي است‏كه به اتفاق نقل شده است كه پيامبر گرامي اسلام فرمود: من دوجانشين و در تعبير ديگر دو چيز گرانبها براي شما باقي‏مي‏گذارم: كتاب خدا و عترت. اگر به اين دو چنگ زنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد و اين دو ازيكديگر جدا نمي‏شوند تا در حوض بر من وارد شوند.

آيه ولايت و اثبات امامت علوي

1 - شأن نزول آيه: پس از اينكه پيامبر گرامي اسلام از خداوند خواست‏براي اووزيري از اهل خويش همانند هارون وصي حضرت موسي قرار دهد، اين‏آيه براي برآوردن اين خواسته نازل شد و طبيعي است. آيه وقتي باخواست پيامبر(ص) مطابق است كه ولايت‏به معناي سرپرستي و وصايت‏باشد؛ زيرا در اين صورت علي(ع)وزير رسول خدا خواهد بود وخواسته آن حضرت اجابت‏شده است. اگر ولايت‏به معناي «دوستدار» باشد، با خواست پيامبر هماهنگ نيست.

2 - مفرد بودن «ولي‏» و عدم تكرار آن: آيه همان ولايت‏خدا و پيامبر(ص)را براي صدقه دهنده در حال‏ركوع نيز اثبات مي‏كند؛ زيرا ولي به صورت مفرد آمده و تكراري‏صورت نگرفته است. با توجه به كلمه انما كه در كلام عرب بيانگرانحصار است آيه شريفه مي‏فهماند كه اين ولايت در خدا و پيغمبر وشخصي كه در حال ركوع صدقه داده، منحصر است؛ و در اين صورت جزمعناي سرپرستي و اوليت در تصرف معنايي نخواهد داشت؛ زيرا اگرولي در آيه به معناي دوست‏باشد، نادرستي آن روشن است و دوست‏مردم به اين سه منحصر نيست.

كيفيت انطباق آيه بر امام علي (ع): گروهي مي‏گويند: چگونه جمله «الذين آمنوا» در آيه ولايت‏برامام علي(ع)منطبق مي‏شود درحالي كه جمع است و نمي‏تواند براي فردخاص استعمال شود. در پاسخ به اين اشكال گفته‏اند: «الذين آمنوا» جمع است؛ امابراي تعظيم و بيان قدر و جلالت اميرمومنان علي(ع)جمع به كاررفته است.
افزون بر اين، در بسياري از آيات براي فرد خاص جمع به كاررفته. مرحوم علامه اميني بيست آيه ذكر مي‏كند كه در آنها لفظ جمع برموردي خاص دلالت دارد.

در رابطه با پرداخت زكات وتوجه تام امام علي(ع)در نمازگروهي نيز گفته‏اند:يكي از مقامات علي(ع)اين است كه وقت نمازچنان به ذات باريتعالي توجه داشت كه هيچ چيز نمي‏توانست او رابه خود مشغول سازد و حتي تير از پاي مباركش بيرون آوردند. دراين صورت چگونه ممكن است‏به خواست‏سائل توجه كند و در حال ركوع‏انگشتر به او دهد؟! بعضي پاسخ داده‏اند: شنيدن صداي سائل و به كمك او پرداختن‏توجه به خويشتن نيست‏بلكه عين توجه به خدا است؛ علي(ع)درحال‏نماز از خود بيگانه بود نه از خدا؛ به عبارت ديگر، آنچه با روح‏عبادت سازگار نيست، توجه به مسائل مربوط به زندگي مادي و شخصي‏است و توجه به آنچه در مسير رضاي خدا است كاملا با روح عبادت‏سازگار است. معناي غرق شدن در توجه به خدا اين نيست كه انسان‏بي اختيار احساس خود را از دست‏ بدهد، بلكه با اراده خويش توجه‏خدا را از آنچه در راه خدا و براي خدا نيست‏بر مي‏گيرد.

پاسخ ديگر اين است كه حالات حضرت به حسب نافله و نماز واجب‏فرق مي‏كرد. در نماز واجب استغراق و حضور و خشوع چنان بود كه ازهمه چيز جز عظمت الهي غافل مي‏شد: اما در نماز نافله پروازروحي‏اش اين اوج و معراج را در همه حالات آن نداشته است؛ و ممكن‏است‏حضرت در حال نماز نافله صدقه به سائل بخشيده است. شأن نزول و كيفيت نقل آن نيز بر درستي اين مسئله گواهي‏مي‏دهد؛ زيرا نمازهاي واجب به امامت رسول گرامي اسلام خوانده‏مي‏شد و اين مجال براي سائل پديد نمي‏آمد كه تقاضايش را در حال‏نماز مطرح كند.

سومين پاسخ كه مطلب را بيشتر روشن مي‏كند در مطالعه و مشاهده‏حالات اولياي الهي نهفته است. آنان در سير و سلوك روحي و ميقات‏الهي خويش گاه چنان بي تاب و محو جمال ربوبي مي‏شدند كه از همه‏آنچه در اطرافشان مي‏گذشت غافل بودند. در حالات حضرت يعقوب پيامبر آمده است: از او پرسيدند: چگونه‏از پيراهن يوسف جايگاهش را تشخيص دادي اما در چاه كنعان او رانديدي؟! در جواب گفت: جذبه‏ها و حالات مختلف است و بر اين اساس، تجليات‏و درخشش‏ها نيز متفاوت. از پيامبر گرامي اسلام نقل شده است كه فرمود: «لي مع‏الله وقت‏لا يسعها ملك مقرب و لا نبي مرسل.» مرا حالاتي است كه هيچ فرشته مقرب الهي و پيامبر مرسلي به آن‏نرسد. براين اساس، مي‏توان گفت: آن زمان كه تير از پاي مبارك‏علي(ع)بيرون آورده مي‏شد و حضرت هيچ التفاتي به آن نداشت، به‏اوج اين پرواز و قله متعالي فناي في‏الله مربوط است. اما زماني‏كه به سائل توجه مي‏كند، در حالي است كه اين پرواز و معراج روحي‏در آن اوج نيست.

او که با یک نفس، کمیل، ابوذر و مالک می‌ساخت!
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ |

نفرین سختی کرد ابوتراب فرزندان سرکش و ناخلف و ناسپاس آدم ابوالبشر را، وقتی با سوز جگر چنین خواست؛ خدایا  علی را از این امت بگیر!

یک امت برای همیشه سرگردان و سرگشته ماند... و نه یک امت، بگو که عالمی بی پناه شد. دلتنگ آن نخلستان هایم که تنها شاهدان جزع و فزع های شیداگونه امیرالمومنین علیه السلام بودند در دل شبهای دلگیر و سخت مدینه و کوفه...

و او (علیه السلام) کیلومترها داخل زمین را می کند و قنات حفر میکرد و آب می‌جوشید... و هنوز هم او قنات هایی حفر میکند تا نخلستان های وجود ابنای بشری را سیراب کند. هر جانی که عمق یافته، از تفضلات و عنایات امیر کائنات است.

و چاهی که پر بود از درددل های او (علیه‌السلام) و نه چاهی بود پر از آب! بل چاهی که دیگر از خون پاره ها و لخته‌های خون جگر علی علیه‌السلام، سرشار و لبریز شده بود... مناجات‌هایش را نخلستان ها هنوز حفظ کرده‌اند و هر نخلی را که سراغ بگیری می‌بینی حزین حزین ناله می‌کند کلمات عجیب علی علیه السلام را؛«الهی افکر فی عفوک فتهون علی خطیئتی ثم اذکر العظیم من اخذک فتعظم علی بلیتی...»

«آه ان انا قرأت فی الصحف سیئة انا ناسیها و انت محصیها فتقول خذوه فیاله من مأخوذ لا تنجیه عشیرته و لاتنفعه قبیلته یرحمه الملا اذ اذن فیه بالنداء...»

و اوست آنکه حتی دشمنانش با آن‌همه تبلیغات مسموم و خباثت نتوانستند خوبیهایش را انکار کنند و لب به تحسینش گشودند. دشمنانش هم گمانم از رفتنش شاد نشدند. غریبه‌ها هم گفتند که عدالت در خاک شد!

که او (علیه السلام) دنیا را سه طلاقه کرده بود و همه عمر به آرزوی شهادت سر کرده بود... اندیشیدن در صبر بزرگ او ،آدمی را به خاک سیاه می نشاند، از شدت غصه و غم!
که خودش فرمود: فصبرت و فی‌العین قذّی ، و فی الحلق شجاً...

و خودش به صعصعه فرمود: من از نوح که شیخ الانبیاء بودم افضل ترم چون نوح قومش را دعوت کرد و چون اطاعت نکردند نفرین نمود و قومش هلاک شدند اما من هرچه از قوم خود اذیت و آزار دیدم نفرین نکردم. ریسمان به گردنم افکندند ، صبر کردم. درب خانه ام را آتش زدند، صبر کردم. محسنم را سقط کردند، صبر کردم. مرا با سر و پای برهنه به مسجد بردند ، صبر کردم. حقم را غصب کردند و چندین سال خانه نشینم کردند، صبر کردم. با قاسطین و مارقین و ناکثین جنگ کردم، نهایتا در محراب عبادت شمشیر بر سرم زدند، صبر کردم...

با رفتن علی علیه السلام، بشر برای همیشه دچار نسیان شد و یخبندان و انجماد و کسوفی طولانی زمین و ساکنانش را دربرگرفت.

نه آنکه زمین خدا از حجت خالی بماند... اما آنکه معلم بشر بود برای شناخت امر ثقیل ولایت، علی علیه‌السلام بود و بس. و از این سبب بود که جبرئیل میان زمین و آسمان فریاد کرد؛ ارکان هدایت درهم شکست... و دیگر بعد از علی علیه‌السلام، بشر از شناخت ولی ّخدا و از شناخت امام هر زمانه‌ای، محروم ماند.

علی علیه السلام، ما را از خودمان بهتر می شناخت و مبیّن و گواهش، سطر به سطر و کلمه به کلمه و حرف به حرف نهج‌البلاغه است...علی علیه السلام، بشر را در هر چهره‌ای و به هر شکل و شمایلی و با هر نام ونشانی، در هزاره‌های تاریخ می‌شناخت و شبها در دل نخلستان‌ها برای بیچارگی و جهل و تاریکی یکایک انسان ها می‌گریست.

علی علیه‌السلام، اصالت و حقیقت «انسان» را خوب می‌دانست و برای همین با یک «ها» و یک نفس مقدسش، غبارها را – هرقدر هم که غلیظ و فشرده و زیاد بودند – کنار میزد و ابوذر و کمیل و میثم و مالک و رشید هجری و قنبر و... می ساخت.

دستهای علی علیه‌السلام که مصادیق دستهای رأفت خدا بود و... هست، فوق ایدیهم بود و... هست و گره‌های کور را و کورترین گره‌ها را تنها معرفت و شناخت مقام و جایگاه عند رب العالمینی او می‌گشود و... می‌گشاید.

روزی در سال... که در سحرگاهش شمشیر اشقی الاشقیاء، فرق نازنین ملکوتی اسم اعظم خداوند را می‌شکافد، بشر یتیم می‌شود. راه‌های آسمان گم می‌شوند. صراط مستقیم در غبارها چهره پنهان می‌کند و بشر دیگر روی آرامش را نمی‌بیند...

این روزهای نیمه دوم شهرالله، تو گویی جهان هستی و کائنات و عرش و لوح و قلم و کرسی... همه سیاهپوش‌اند در عزای عظمی‌ترین مصیبت.

انگار داغ‌های بزرگی تازه شده‌اند. انگار هم الان است که جان عالمین صلی الله علیه و آله از دنیا رحلت فرموده است و تو گویی هم الان است که صدیقه شهیده سلام الله علیها ، به لقاء رب‌العالمین نائل آمده است...

تنهایی‌های علی علیه‌السلام تازه برملا شده.تنهایی بزرگش تازه افشا شده و تازه گوشه‌ای از پرده‌ها بالا رفته و حقیقت غربت و مظلومیتش عیان گشته است...

تصور کن خانه کوچک و باصفای مولا را... و ببین آقایان و سروران جوانان اهل بهشت علیهم‌السلام در چه حالند و بنات امیرالمومنین علیه‌السلام را چه قبض سنگینی به دل و جان افتاده...

تصور کن حالات شیفتگان امیرالمومنین علیه‌السلام را که امیدشان ناامید شده و زبان روزه، آنقدر اشک می‌ریزند با دیدن چهره رنگ پریده مولایشان که در بستر افتاده... اصلا تصور کن ابرمرد مظلوم را که در بستر افتاده باشد!

شیر خدا را، شمشیر خدا را، سپهسالار هماره سپاه رسول الله را تصور کن که در بستر افتاده باشد... تصور کن حال دلدادگان و حواریونش را، آنگاه که شنیدند طبیب گفت: انا لله و انا الیه راجعون! ضربت این دشمن خدا کار خود را کرده و زهر به مغز استخوان علی رسیده و دیگر نمیتوان کاری کرد...

تصور کن حال زینبین سلام‌الله‌علیهما را وقتی یگانه امیرالمومنین جهان اسلام (الی الابد) احضار کرد فرزندان و خاندانش را و با ایشان وداع کرد؛ وداعی بی بازگشت و شهادتین گفت و چشمهایش را بست...

تصور کن حالات و آنات جهان را؛ آنگاه که صدای شیون و گریه‌ها به آسمان برخاست و آسمان متغیر شد و زمین را زلزال افتاد و صدای تسبیح ملائکه و نوحه خوانی جن و گریه و زاری و مرثیه در و دیوار شنیده شد...

تمام شد! خستگی‌های علی... دل شکستگی بزرگش... حرف‌های زمین مانده‌اش... خون دل خوردن هایش... و فراق بیست و پنج ساله‌اش از رسول الله و صدیقه طاهره سلام الله علیهما...

غدیر؛ فرصت بی نظیر ارتقاء سطح فرهنگ عمومی در جامعه
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه دهم بهمن ۱۳۹۲ |

در میان اعیاد اسلامی، عید خدیر خم یکی از بزرگترین اعیاد و به نص صریح برخی از روایات دینی بزرگترین عید الهی است.در فضیلت و بزرگی عید غدیر و بر پاسداشت آن، روایات فراوانی از ائمه هدی (علیهم السلام) وارد شده است. اولین کسی که این روز را عید نامید و برای آن اصول و آدابی وضع نمود، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. در فضیلت این روز، از وجود نازنین پیامبر عظیم الشأن اسلام نقل شده است که « روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید.»(1)

همچنین در روایات فراوان دیگری که به نقل حوادث روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت پرداخته اند، آمده است که ایشان پس از نصب امیرالمومنین (علیه السلام) به عنوان جانشین خود، به گرامی داشتن این روز و به اجرای برخی از آداب آن پرداختند. ایشان در خيمه‏ خود نشسته و با كمال خوشحالى و سرور از تبريك گويندگان استقبال كردند و به آنها می فرمودند: «به من تبريك بگوييد... به من تبريك بگوييد، زيرا خداوند مرا به نبوت و اهل بيتم را به امامت اختصاص داده است.»(2)

دقت بر این نکته نیز حائز اهمیت است که این دستور پیامبر به تبریک گفتن به ایشان پیش از این در هیچ حادثه دیگری سابقه نداشته است.همچنین در روایات دیگری نیز بر عظمت و بزرگی این روز تاکید شده است. امیرالمومنین (علیه السلام) از عید غدیر به روز عظیم الشان و روز فرج و گشایش(3) یاد کرده و امام صادق (علیه السلام) پیرامون این روز فرمودند: «روز غدیر خم عید بزرگ خداست، خدا پیامبرى مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پایمان و در زمین، روز پایمان محکم و حضور همگانى است.»(4)

آنچه که در بزرگداشت این عید بزرگ از سوی عموم جامعه صورت می گیرد، در مقابل بزرگی و عظمت این عید، نشان از غربت و مهجوریت عید غدیر در بین مسلمانان به ویژه شیعیان می دهد. شاید اگر از بازدید و دیدار مردم از فرزندان و نوادگان اهل بیت (علیهم السلام) در کشورمان به عنوان یک سنت بومی و دینی که از دیرباز در بین مردم ما در روز عید غدیر مرسوم بوده، بگذریم، این روز، تفاوت چندانی با دیگر روزهای تعطیل در کشور نداشته باشد و این، خود از کم کاری همگانی در بزرگداشت عیدالله الاکبر خبر می دهد.

بی شک یکی از بهترین راه های گرامی داشت این عید عظیم، در کنار برگزاری برنامه ها و جشن های مبتنی بر آموزه های دینی با رویکردی معرفت مدارانه، معرفی، ترویج و انجام اعمال، آداب و بایسته های مدنظر اهل بیت (علیهم السلام) در این روز است.در روایات، اعمال ویژه ای برای این روز در نظر گرفته شده که ویژگی قابل دقت اکثر قریب به اتفاق این آداب، وجه اجتماعی آنهاست.

عید غدیر خم روز اطعام مومنین و فقرا(5) روز هدیه دادن (6) روز پذیرفتن سرپرستی و کفالت یتیمان و نیازمندان(7) روز عبادت و نماز (8) روز نیکوکاری (9) روز سپاسگذاری (10) روز سرور و شادی (11) روز تبریک و تهنیت (12) روز گردهمایی (13) روز وحدت (14) روز زیارت (15) روز دیدار از برادران دینی و نیکی کردن به آنها (16) روز تبسم و لبخند زدن به مومنین (17) روز خواندن عقدت اخوت و برادری در بین مومنین و روز صدقه است.

با دقت و بررسی در اعمال وارده برای ایام مختلف، در اعمال کمتر روزی به اندازه آداب روز عید غدیر وجه اجتماعی و عمومی اعمال، این طور پررنگ بوده و این خود نکته مهمی پیرامون اعمال روز عید غدیر است.غدیر روز اکمال دین، اتمام نعمت بر مسلمین (18) است و در پس اتفاق بزرگ و بی نظیر این روز، یعنی منصوب شدن امامت، وجه عمومی و اجتماعی دین نیز به کمال می رسد و بر همین اساس، تأکید بر انجام اعمال و آداب، با وجه اجتماعی تر، در این روز، بیشتر دیده می شود.

دقت بر روی همین نکته می تواند ظرفیت های مناسب فراوانی را در اختیار همه علاقمندان و محبان اهل بیت (علیهم السلام) در ترویج بهتر و بیشتر این روز و زدودن گرد مهجوریتی که هم اکنون بر آن نشسته است، قرار دهد.در کنار همه ادعیه و نمازهایی که در این روز وارد شده، هر یک از رفتارها و اعمال اجتماعی ای که پیشتر مورد اشاره قرار گرفت، به تنهایی می تواند فرصت های فراوانی را در جهت گرامی داشت بهتر این روز فراهم آورد؛ ضمن آنکه از اثرات مثبت اجتماعی هر یک از این رفتارها در سطح جامعه پرآسیب امروز کشورمان نمی توان غافل بود.

حسن خلق و رفتار مناسب در برخوردهای متقابل (اعم از مصافحه و تبسم و ...) هدیه دادن، گردهمایی و سرور و شادی دسته جمعی، پذیرفتن کفالت یتیمان و نیازمندان، صدقه و کمک به فقرا، ایجاد برادری در بین افراد مختلف و ... اعمال و رفتارهای کوچکی است که به عنوان اعمال روز عید غدیر مورد تاکید قرار گرفته اند که هر یک، ضمن ارتقاء سطح روابط متقابل اجتماعی، موجب کاهش بسیاری از آسیبها در سطح جامعه می شوند. آسیب هایی که این روزها افراد زیادی درگیر آنها بوده و همین درگیری ها موجب افزایش تنش های فراوانی در سطح جامعه شده است.

عید بزرگ غدیر فرصت مناسبی است که با تاکید و اشاعه اعمال این روز، به ویژه اعمال با وجه اجتماعی بیشتر، ضمن کمک به زدودن غبار مهجوریت از روی این عید و پاسداشت زیباتر آن، در مسیر ارتقاء سطح فرهنگ عمومی جامعه و حل برخی از آسیب های اجتماعی کوچک و بزرگ آن، گام های عمل مناسبی برداریم.

منابع:

1ـ امالى صدوق : 125، ح 8.

2ـ ر.ك: ابو سعيد نيشابورى، شرف المصطفى.

3ـ بحار الانوار، ج 97، ص 116.

4ـ وسائل الشیعه ، 5: 224، ح1.

5ـ وسایل الشیعه، ج7، ص 328.

6ـ همان، ص 327.

7ـ همان.

8ـ همان.

9ـ مصباح المتهجد، ص 737.

10ـ وسایل الشیعه، ج7، ص 328.

11ـ همان، ص 326.

12ـ بحار الانوار، ج97، ص 117.

13ـ همان.

14ـ همان.

15ـ وسایل الشیعه، ج 7، ص 324.

16ـ مصباح المتهجد، ص 736.

17ـ اقبال، ص 464.

18ـ سوره مبارکه مائده، آیه 3. 

خوشه معرفت-پست ثابت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ |

فَاخْزُن لِسَانَکَ کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَوَرِقَکَ فَرُبَّ کَلِمَةٍ
سَلَبَتْ نِعْمَةً وَجَلَبَتْ نِقْمَةً.


همان‌گونه که طلا و نقره‌ات را نگاه می‌داری، زبانت را نیز نگاه‌دار،
بسا کلمه‌ای که نعمتی را سلب کند، و عذابی را نزد تو آورد.

Therefore, guard your tongue as you guard your gold and silver, for often one expression
snatches away a blessing and invites punishment
.

نهج‌البلاغه،حکمت381
 

 

 

 

 

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_template/217/649222_photo_top.jpg

 

 

 



 

نهم ربیع الاول امتداد غدیر و آغاز امامت امام زمان(ع)
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ |

امروز، خورشید مهربان‏تر از همیشه بیدار می‏شود. روز از شانه‏های تو آغاز می‏شود تا جهان، بزرگی‏ات را ببیند؛ چون بزرگی ابراهیم خلیل علیه‏السلام در برابر بتانی که فرو ریختند. ملکوت را در دست‏هایت به تماشا می‏گذارند تا رسولان بی‏رسالت دنیازده، بهشت را پیچیده در قنوتت به تماشا بنشینند. جهان، خلاصه‏ای از لبخند توست که امامتت را تمام آبشارها قیام می‏کنند و جنگل‏ها قامت می‏بندند. بزرگی؛ چون پیامبر گرامی اسلام صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله . بزرگی؛ چون وحی، چون پدرانت ردای پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله بر دوشت آواز عدالت سر می‏دهد و شمشیر سرْ شکافته پدر بزرگوارت علی علیه‏السلام ، در دست‏هایت مشق عشق می‏کند. چشم‏هایت بوی مهربانی زهرا علیهاالسلام می‏دهد. امروز، روز بزرگی توست؛ بزرگی تو بزرگ‏تر از تمام پیامبران است. بزرگی تو سال‏ها خواهد بود؛ بزرگی تو از ازل آغاز شده و با ابدیت به پایان می‏رسد.

خدا از امروز، تو را بزرگ‏تر از هر کسی می‏خواهد. امروز از آن توست؛ مثل تمام فرداهای نیامده، مثل تمام دیروزها، مثل تمام روزها، هفته‏ ها، ماه‏ها و سال‏ها. تمام فصل‏های سال، نامت را از بر کرده‏اند؛ مثل تمام درخت‏ها و آب‏ها. امروز، روز آغاز مهربانی خداوند با دنیاست، روز مهربانی تو با جان‏های تشنه ما. امروز، روز آشنایی و آشتی لبخند و آینه‏ هاست؛ روز شکوفا شدن گل‏های محمدی در دامنه نام شکوهمند تو. امروز، عطر گل‏های محمدی فراگیر می‏شود و باغ‏های عصمت، در شکوه امامتت شکوفه خواهند کرد، با نفس‏های معطرت. امروز، فروردین‏ها از لبخند تو شکوفه خواهند داد و اردیبهشت‏ها با نفس‏هایت بهشتی می‏شوند. ابدیت در تو خلاصه می‏شود و شادی، با لبخندت به نهایت کمال می‏رسد. بعد از امروز، جهان آغاز می‏شود؛ جهان از امروز، دوباره متولد خواهد شد. پیش از این، نمرودها، رودهای آتش را گرداگرد زمین شعله کشیده بود؛ اما امروز با تو دنیا سربلند بیرون می‏آید از این همه آتش طغیان. مانند ابراهیم خلیل، آتش‏ها را گلستان کرده ‏ای. امروز، نوح، کشتی نجاتش را به دست تو می‏سپارد تا سینه سخت ‏ترین توفان‏ها را به سمت ساحل‏های امن بشکافی. ای منجی، ای یگانه منجی! از امروز، سکان هدایت بشر به دست توست. از امروز، شادی‏های ما آغاز خواهد شد؛ مثل غم‏ های طولانی تو. بر ما ببار، ای رحمت بی‏کران خداوند!
بر ما ببار که سال‏هاست کویر سینه ‏هامان، تشنه باریدن زلال توست !

http://imamhussein.tv/fa/images/stories/9rabiaa-omar.jpg

نهم ربیع الاول روز عمل به سیره معصومین(ع) و حاصل بذر غدیر است. پس شایسته است، تجدید بیعتی با امام عصر(ع) داشته باشیم. لازم است در این روز منتظران ظهور حضرت در تمامی کشورهای اسلامی با برنامه های ویژه تجدید بیعت و پیمانی با امام زمان(ع) داشته باشند. یکی از ضرورت های این روز شناخت مقام و منزلت خاتم الانبیاء(ع) است و همانطور که مقام، منزلت و شئونات حضرت رسول(ص) را باید بشناسیم. باید توجه داشته باشیم که اکمال امامت در این روز اتفاق افتاده است.باید در این روز سیره حضرت مهدی را بشناسیم چرا که این روز عامل به سیره معصومین است و این روز را دومین غدیر و در راستای واقعه غدیر مطرح شده است پس شایسته است تجدید بیعتی با حضرت حجت داشته باشیم.در روز نهم ربیع الاول نگاهی دوباره به دعای عهد داشته باشیم و به وظایف خود در مقابل این امام دقت کنیم.

ولایت امام زمان(ع) به عنوان سرپرستی و حاکمیت وی بر افراد جامعه است و این ولایت رکن و اساس دین و کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین است.نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر(ع) است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. درآستانه سالروز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر(ع) است، به رخدادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) در سامرا روی داد، اشاره می کنیم.

روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسکری(ع) پس از اینکه نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که 8 روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر اینکه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادتشان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه  نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.

عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن(ع) متصدی غسل و کفن و دفن حضرت شد و براساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان(ع) با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.حکومت عباسی از مدت ها پیش براساس سخن رسول الله(ص) و امامان معصوم(ع) مبنی بر اینکه مهدی فرزند امام حسن عسکری(ع) است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام کم کم خبر فرزندی به نام مهدی(ع) پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی(ع) به نتیجه نرسید.

عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر(ع) توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی(ع) بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند.

در دوران غیبت صغرا 4 نایب خاص، امر وساطت میان امام(ع) و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان(ع) گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان(ع) برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازه ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری(ع) در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان(ع) معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.اینها، همه دارای عقل، امانت، وثاقت، دِرایت، فهم و عظمت بودند.

امامت کودک

مسأله خلافت و امامت در اسلام، تنها براساس لیاقت و شایستگی افراد بوده و سن و سال هیچ تأثیری نداشته است. پیامبر اکرم(ص) در سال سوم هجرت بعد از دعوت خویشان خود به اسلام، علی(ع) را که نوجوانی پیش نبود به خلافت و وصایت منصوب کرد و به قوم خود دستور داد که از او اطاعت کنند. همچنین در واقعه مباهله با نصارای نجران، آن حضرت امام حسن و امام حسین(ع) را درحالی که کودک بودند به همراه خویش برد. شیخ مفید در این‏باره می‏نویسد: پیامبر همراه حسنین در حالی که طفل بودند با نصارا مباهله کرد. بعد از آن، این امر هیچ گاه سابقه نداشت. این وقایع و شواهد بسیار دیگر تاریخی، دلایلی است که امامت حضرت ولی عصر(ع) را در سن کودکی تأیید می‏کند.

امامت و نبوت کودک از نگاه قرآن

قرآن مجید در آیه 12 سوره مریم، درباره نبوت حضرت عیسی(ع) می‏فرماید: "ای یحیی تو کتاب آسمانی را به قوت فراگیر، و ما فرمان نبوت در کودکی به او دادیم".همچنین خداوند در همان سوره با اشاره به سخن گفتن حضرت عیسی در گاهواره، نبوت او را تأیید می‏کند.فخر رازی در تفسیر خود درباره حکمی که خداوند به حضرت یحیی داد می‏گوید: "مراد حکم، همان نبوت است؛ زیرا خداوند عقل او را در کودکی محکم و کامل کرد و به او وحی فرستاد و این بدان جهت است که خداوند، حضرت یحیی و عیسی را در کودکی به رسالت مبعوث کرد، برخلاف حضرت موسی و محمّد که در بزرگ سالی مبعوث شدند؛ از این رو چه مانعی دارد که خداوند این دوران را بر عده‏ای کوتاه سازد و حضرت مهدی(ع) را در کودکی حکمت و امامت عنایت فرماید.

چرا کودک امام باشد؟

چه ضرورتی دارد که امام، کودک باشد؟ این امر برای آن است که بدانیم، امامت، ازسوی خداست؛ چراکه اگر امامان تنها در بزرگسالی به مقام امامت می‏رسیدند ممکن بود تصور شود مقامات و کمالات آنان، اکتسابی است؛ اما با امامت کودک چنین گمانی برده نمی‏شود، اگر طفلی، به فضیلت امامت رسید، بدون شک می‏یابیم که او ازسوی خداوند متعال به چنین مقامی رسیده است.ازسوی دیگر، این امر برای آن است که بدانیم مقام و منزلت، بر اساس لیاقت است نه بزرگی سن،  چنان که در تاریخ زندگی پیامبر(ص) آورده‏اند که ایشان فرماندهی سپاه خود را به اُسامه بن زید که جوانی 19 ساله بود واگذار کردند درحالی که عده‏ای از صحابه به برکناری او معتقد بودند، پیامبر به دلیل لیاقت او، به فرماندهی‏اش اصرار داشت.

امامت، یعنی نایب شدن از پیامبر و پذیرش ریاست بر تمام اشیا و موجودات، با شروطی پدید می‏آید که نمی‏توان آنها را از راه رنج، ریاضت، عبادت و تحصیل در تمام عمر به دست آورد. پس تعیین امامت فقط با خداوند عزوجل است که هرکه را خواست تربیت کند، حکمت بیاموزد و قابل ریاست و امامت کند؛ البته در نزد خداوند، انسان کوچک و بزرگ در این مسئله یکسان است.نهم ربیع الاول، سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر(ع) در حقیقت امتداد غدیر بلکه خود غدیری دیگر است. باید در این چنین روزی با امام زمان(ع) براساس مفاد روایات و دعاها به ویژه دعای "عهد" پیمانی دوباره بست معرفت، محبت، ولایت و اطاعت برخی از اصول این پیمان نسبت به حضرت صاحب الزمان(ع) است.ولایت امام زمان(ع) به عنوان سرپرستی و حاکمیت وی بر افراد جامعه است و این ولایت رکن و اساس دین و کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین است.


معرفت، محبت و ولایت امام(ع)، زمینه‌ساز عهد و پیمان با ایشان است، چراکه عشق و ولایت بدون مسئولیت پذیری هوسی بیش نیست. عهد، التزام و نوعی تعهد پذیری در مقابل شخص یا کاری می‌باشد و باید خود را به وظایفی که نسبت به امام زمان(ع) داریم ملتزم سازیم و با ایشان برای انجام آرمان‌هایش عهد ببندیم و کسانی می‌توانند در عصر ظهور به این عهدها عمل کنند که در عصر غیبت به پیمان خود با امام عصر(ع) عمل کرده باشند. عهد و اطاعت، تجلی و نمود عشق و محبت است و زمینه‌سازی برای ظهور ایشان، بسط عدالت و فرهنگ عدل پذیری در جامعه و نهادینه کردن آن است.با برنامه ریزی برای این روز سعی کنیم که تغییری در سبک زندگی ایجاد کنیم.  شادی حضرت فاطمه زهرا(س) و سایر معصومین در این است که ما در مسیری باشیم که مورد رضایت حضرت باشد و در عرضه اعمال خود به ساحت حضرت سرافکنده نباشیم.نهم ربیع الاول عید ولایت و حاصل بذر غدیر است این روز روز امامت، انتظار، ولایت و بیعت دوباره با حضرت حجت(ع) است و در یک جمله نهم ربیع الاول برای پاسداشت آخرین غدیر با احیای فرهنگ تجدید عهد و پیمان گام برداریم.

در ادامه خورشید امامت پدر، تابیدن گرفتی. همه نشانه هایی که پدر داد، با تو بود. نام گرامی ات را از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله دهان به دهان و سینه به سینه، معطر نقل کرده اند. همه پدرانت، آرزوی دیدنت را داشتند؛ چنان که ما حسرت بوییدنت را. از ازل تاکنون، در خواب همه انسان ها قدم زده ای. تو را به اندازه همه قِدْمت تاریخ، گواهی داده اند؛ که روزی امام خواهد آمد.

اگر به عشق تو نبود...

تو آخرین ستاره امیدی. به امید دیدن توست که شب های بی ماه، خودکشی نمی کنند. اگر عطر وجود تو نبود، کوه ها، این میخ های پوسیده، خیال نگاه داشتن زمین را نداشتند. اگر سایه مهربانی تو بر سر خاک نبود، هیچ دانه ای جوانه نمی زد و هیچ ابری نمی بارید. اگر به امامت تو ایمان نداشت، اگر ولایت تکوینی تو نبود، خاک، نفس کشیدن را فراموش می کرد و اگر ولایت تشریعی ات نبود، بهشت و جهنم، در غم آب و نان، لای آواز رودهای مسافر گم می شد. اگر به عشق رد پای تو نبود، هیچ موجی پا به ساحل نمی گذاشت.

از ما فاصله گرفتی تا به تو نزدیک تر شویم

تا جهانی شدن گل های محمدی، پشت پرده غیبت، نفس های غم ناک زمین را می شماری. از ما فاصله گرفتی تا آسمانی تر شویم. از ما دور شدی تا در غم ندیدنت با باران های بی وقفه، سقف آسمان پایین بیاید؛ شاید به آسمان نزدیک تر شویم. تنهای مان خواستی، تا تنهایی تو را حس کنیم که تنهاتر از آسمان بودی در بین ما دنیازدگان. یک روز، آسمان را تا ارتفاع سرانگشتانم پایین می کشم و دردهای تنهایی ام را به خورشید می گویم. کاش چشمانمان به دیدن خورشید عادت کند، تا تو را که نورانی تر از خورشیدی، تاب بیاوریم!

تو هستی؛ اما ابرهای تردید ما، مانع تجلی تواند

سایه ابرها چقدر بر سرمان سنگینی می کند، وقتی خورشید را دریغ می کنند و نمی بارند. تو را از پشت این همه ابر، تماشا می کنم؛ آنچنان که خورشید روزهای ابری را. تو هستی؛ اما ابرهای تردید من، آفتاب دیدنت را حصار شده اند. کجای این خاک، می توانم قدم بگذارم و بوی تو را حس نکنم؟! کجای این آسمان، می توانم پرنده باشم و در عطر تو پرواز نکنم؟!

نفس بکش، تا ابرهای تردیدمان را باد ببرد و بتاب تا یخ کفرمان آب شود. ابرها، سال هاست که می آیند و می بارند و می روند؛ اما تو همچنان همان آفتاب جوان مانده ای که بر بهارهای آمده و نیامده ما می تابد.

روزی، این همه یهودا را رسوا خواهی کرد

به انتظار دیدنت، روزهای تقویم را هاشور می زنم و صبح های آفتابی را می شمارم. هر غروب، با خورشید در دل دریاها غرق می شوم و هر صبح، به شوق دیدن تو جان می گیرم. اگر هزار سال نوری به انتظارت بنشینم تا سنگ شوم، شک نمی کنم. شاید روزی قدم مبارکت را بر شانه های سنگی ام حس کنم. بگذار ریشخندم کنند! بگذار به اسم تو، سکه بزنند! بگذار دیوارهای ریایشان را به اسم منتظران تو بالا ببرند! روزی خواهی آمد و این همه یهودا را رسوا خواهی کرد.

تمام شد غم تاریخی بشر

جهان با هزار دهان تو را به ستایش نشسته است. دنیا از هزار دریچه آمدنت را کل می‏کشد. آمدنت، بشارت صبح است برای شب‏های تاریک بشر؛ بشارت رهایی است برای پرندگان دل‏مرده؛ مژده باران است برای دشت‏های حسرت به دل. زمین در خود مچاله شده است؛ جهان از ستم خسته، چشم‏ها به در سپید و فریادها در گلو خفه شده است. مبارک باد پادشاهی‏ ات بر عالم! دنیا از امروز نفس راحتی می‏کشد. هستی، در سایه‏ سار ولایت تو آرام می‏گیرد. پادشاهی ‏ات، امان‏نامه آسمان‏ها و زمین است! مژده آمدنت، بادها را این‏ چنین عاشق و آواره کرده است. به اشتیاق توست که درختان، ایستاده ‏اند. به احترام توست که کوه ‏ها قیام کرده ‏اند. روز پادشاهی توست؛ روز تاج‏گذاری دوباره عدالت، روز بر تخت نشستن عزت، روز پایان اندوه، روز لبخندهای فراگیر، روز شادی همگانی، روز خوش‏بختی خاکیان، روز تحیت و سلام مدام فرشتگان، روز روزهای خوش آینده، روز لحظه‏ های مبارک و شیرین، روز چشم ‏انتظاری جهان.تمام شد غم تاریخی بشر امشب  و روزگار یقین در خودش نمی‏گنجد 

روز توست؛ روز ولایت باشکوه تو، روز امامت تو و چشم‏روشنی دین، روز امامت تو و احیای قرآن، روز امامت تو و شکوفایی «معروف»، روز امامت تو و براندازی «منکر»، روز امامت تو و تحقق آرزوها. تو حسن ختام یازده آغاز تا ابد؛ آخرین بازمانده خاندان کرامتی، آخرین باقی‏مانده خداوندی در زمین. ای ذخیره همیشه خدا برای روزهای مبادا، برای روزهای سخت انسان، رؤیای دیرسال عدالت در جهان. سرنوشت محتوم عالم...!

جهان در پوست خود نمی‏گنجد؛ از این همه شادی فراگیر. از این همه خوش‏بختی... .

سلام بر تو و بر سجده‏ های افلاکی‏ات!

سلام، ای وعده بی‏دروغ الهی! وقت آن است که از پشت پرده غیبت بیرون آیی؛ که زخم فدک، دیری است لب به شکایت گشوده است.بیا تا زمین را از خواب غفلت بیدار کنی؛تا مرهمی باشی بر دردهای زینب علیهاالسلام .هنوز سر بریده حسین علیه‏السلام ، در انتظار انتقام توست! آتش سینه فاطمه علیهاالسلام ، خنکای ظهور تو را می‏طلبد!

برخی از علما نهم ربیع الاول را غدیر ثانی نامیده اند بدین معنی که پس ازبیعت با امیر مومنان در روزغدیر، شیعیان با بیعت با امام دوازدهم در روز نهم ربیع الاول اطاعت محض و تمام و کمال خود را از شجره طیبه امامت و ولایت از امام اول تا امام خاتم اعلام می کند و خط بطلان بر تمامی فرق دیگر می کشد. افتخار بیعت با امام عصر(عج) وشناخت و معرفت نسبت به امام حی و حاضر آنقدر شعف انگیز است که دلهای شیعیانش را به وجد می آورد. لذا در این عید بزرگ نه تنها شیعیان بلکه همه انبیاء و اوصیاء و ملائک الهی شادند و برای سلامتی امام عصر(عج) دعا کرده و عرش را چراغانی می کنند.ما نیزدر این عید بزرگ به شکرانه این موهبت الهی جشن میگیریم و از خداوند متعال فرج آن حضرت را خواهانیم.

غدیر روز حیات اسلام و ادامه رسالت است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۲ |

غدیر خم نام ناحیه‌ای میان مکه و مدینه است که در آنجا پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در پی دستور الهی، علی (علیه‌السلام) را به سمت جانشینی خود منصوب نمودند. این انتصاب در هجدهم ذی‌الحجه‌ سال دهم هجری در راه بازگشت از سفر حجةالوداع انجام پذیرفت.

واقعه غدیر یکی از مهم‌ترین وقایع جهان اسلام وزندگی رسول (ص) است. خداوند در سال دهم هجری- آخرین سال عمر پیامبر (ص) -رسول خود را مأمور کرد تا پیام مهمی را به مردم ابلاغ کند: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ» (سوره مائده، آیه 67) ای پیامبر، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل‌شده ابلاغ کن؛ و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده‌ای، و خدا تو را از گزند مردم نگاه می‌دارد، همانا خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند.

غدیر روز حیات اسلام و ادامه رسالت است. روز عصمت و حجیت خلافت عترت است. روز راندن شیطان و روشن شدن حق است. روز عهد و پیمان و گشایش است. روز برهان، داوری، ارشاد و آزمون است. روز اوصیا و انبیا است. در اهمیت این روز بس که زهرا (ع) و همه ائمه (ع) به آن احتجاج می‌کردند. زهرا (ع) در خطاب به مردم می‌فرماید: آیا سخن رسول خدا (ص) را در غدیر فراموش کردید که می‌گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه؟ و در برابر عذر تراشی‌های رسوای آنان نیز فرمود: آیا پدرم پس از واقعه غدیر که علی (ع) را به امامت منصوب کرد، برای کسی عذری باقی گذاشته است؟ خود علی (ع) و ائمه دیگر به همین واقعه استناد می‌کردند.
 
روش بیعت مردان و زنان، نشان از اهمیت بی‌نظیر حادثه غدیر خم:
 الف) در خصوص بیعت مردان به این شکل در اسناد آمده است؛ با پایان یافتن خطابه پیامبر اکرم، مردم به سوى پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هجوم آوردند، و با ایشان به عنوان بیعت دست مى‌دادند و تبریک و تهنیت مى‌گفتند. پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) دستور دادند تا دو خیمه بر پا شود. در یکى خود نشستند و به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دستور دادند تا در خیمه دیگر بنشینند. مردم دسته‌دسته در خیمه پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) حضور می‌یافتند و پس از بیعت و تبریک به خیمه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) مى‌آمدند و به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با حضرتش بیعت می‌کردند و با لقب «امیرالمؤمنین» بر آن حضرت سلام مى‌کردند، و این مقام والا را تبریک و تهنیت می‌-گفتند. برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت و حضرت این مدت را در منطقه غدیر اقامت داشتند.

ب) در مورد بیعت زنان با امیرالمؤمنین در اسناد به این صورت ذکر شده است؛ از طرف دیگر، پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) دستور دادند تا ظرف آبى آورده و پرده‌ای بر روى آن زدند. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دست خود را در ظرف آب نهاده و زنان در سوى دیگر پرده با قرار دادن دست خود در ظرف آب، با آن حضرت بیعت کردند.

در کل در مورد حادثه تاریخی و عظیم غدیر خم می‌توان گفت:واقعه غدیر حادثه‌ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوّت حکایت می‌کند. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه‌داران امامت است.

عید غدیر؛ عید معرفت و محبت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ |

متنی که از نظر شما می‌گذرد، اقتباس از سخنرانی علامه آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی ـ قدس الله سره ـ در روز عید غدیر سال 1395 هجری قمری می‌باشد.أعوذ بالله من الشیطان الرجیم‌ بسم الله الرحمن الرحیم‌ و صلى الله علَى خَیرِ خَلقِه و أشرَفِ بَریته‌ محمدٍ الحَمیدِ المحمُود و على ءَالهِ امَناء المَعبود

امروز روز عید غدیر است، عیدى است که از آفتاب روشن‌تر است، و در روایات داریم که از عید فطر و عید أضحى فضیلتش بیشتر است. صدقه دادن در این روز، یک درهم، ثواب یک کوه أبوقبیس است که انسان در راه خدا انفاق کند. عبادت، نماز، روزه، اینها در [امروز] از هر جهت بر سایر ایام فضیلت دارد. روزه امروز مثل روزه دهر است، اینها مسلم است، چرا اینطور است؟

براى اینکه عید غدیر است، عید غدیر یعنى چه؟ یعنى عید محبت، عید ولایت، عید صدق، عید صفا، عید اتصال بنده به خدا، عید لقاء خدا، عید جذبات پروردگار، عید وصول، عید ایصال، عید شناخت، عید معرفت، این است دیگر.

در ماه مبارک رمضان مردم روزه گرفتند، عبادت کردند، آخر ماه رمضان که مى‌شود، شب مستحب است تا صبح به عبادت بایستند و روز عید فطر را هم عید بگیرند، براى چه؟ براى اینکه یک ماه به خدا نزدیک شده‌اند، سبک کرده‌اند، بارهاى گناه را ریخته‌اند، به عبادت مشغول بوده‌اند، خوب گناهان را از مؤمن مى‌گیرد دیگر، الذى جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عیدًا.

عید قربان عید است؛ چون حج کردند مردم، وقوف به عرفات کردند،  وقوف به مشعر کردند، قربانى کردند، سر تراشیدند، بنابراین باید عید بگیرند دیگر، آن عید است.

عید غدیر، عید علم است‌

اما عید غدیر، یک عید دیگر است. عید عبادت و نُسک و عمل و اینها نیست، یک عیدى است از اینها بالاتر؛ مثل اینکه جانش بیشتر است، روحش بیشتر است. اگر عیدها را از نقطه نظر درجات به درجاتى قسمت کنیم، عید غدیر یک درجه زیادى دارد و یک سهم وافرى دارد.

این عید عید علم است، چون أمیرالمؤمنین علیه السلام اسم اعظم خدا و تجلى اعظم پروردگار و متحقق به عوالم قدس و طهارت و اسم حمید و محمود خدا، و دارنده لواء حمد در روز قیامت و شفاعت کبرى، اینها همه مال مقام علم أمیرالمؤمنین است، از علم أمیرالمؤمنین بقیه چیزها تراوش کرده، و لذا این عید عید ولایت است؛ یعنى عید شناختِ حقیقت و عید معرفت.

و اگر انسان معرفت پیدا کرد حجش هم درست است، ماه رمضانش هم درست است، اگر معرفت پیدا نکرد آنها هم درست نیست؛ زیرا خدا که این تکالیف را بر ما کرده، پیکر تکلیف را نمى‌خواهد، آن جان و حقیقتى که در این کالبد است مى‌خواهد، و آن جان و حقیقتش به ولایت است.

لذا در اخبار صحیحه داریم که شیعه و سنى هم روایت کرده که: اگر عبدى در تمام مدت عمر خود شب‌ها به عبادت مشغول باشد، بین رکن و بین مقام، و روزها هم روزه‌دار باشد، و در راه خدا در همین جا شهید شده باشد، و روزگار و عمرش هم به اندازه عمر آدم تا قیامت باشد، اما از ولایت دستش خالى باشد اعمالش بدرد نمى‌خورد؛ لم یَنفَعهُ ذلک شَیئًا.

چرا؟ براى اینکه ولایت یعنى حقیقتِ شناخت؛ اگر که انسان نشناسد، خُب‌ دیوار هم خیلى بزرگ است، کوه أبوقبیس هم خیلى بزرگ است، کوه هیمالیا هم خیلى بزرگ است، حیواناتى هستند در دنیا از ما قوى‌تر، جثه‌شان بزرگتر، قدرتشان بیشتر، عمرشان (کرکس و کلاغ مى‌گویند هزار سال عمر مى‌کنند) سلامت بدنشان بهتر، راحت‌تر زندگى مى‌کنند، اما قیمتى ندارند، چرا انسان قیمت دارد؟ آن معرفتش است دیگر! پس افرادِ انسان هم به درجات معرفتشان، درجه و اجرشان در نزد پروردگار بیشتر مى‌شود.

این عید یعنى عید معرفىِ حق. أمیرالمؤمنین توانست به مردم معرفى کند خدا را و پیغمبر را و قرآن را.

اگر نظر شریف باشد آن روایت صحیحى که روز جمعه در مسجد خواندیم با سلسله سندش که شیعه و سنى از سید مرتضى روایت کرده، در آن روایت حضرت رسول صلى الـله علیه و آله و سلم مى‌فرماید: اى على! تو هستى که صداى من را به گوش جهانیان مى‌رسانى و نداى مرا به أسماع و أفئده آنها ابلاغ مى‌کنى و وعده مرا وفا مى‌کنى و دَیْن مرا تو مى‌توانى ادا کنى و رسالت مرا تو مى‌توانى تأدیه کنى!

یعنى چه؟ یعنى اگر تو نباشى من هم هیچ! من که آمدم، این حجر اساسى را براى نبوت و هدایت مردم آوردم، اگر تو نباشى عقیم مى‌ماند، تو هستى که برسانى لذا این روایت در بین شیعه و سنى جاى هیچ شبهه نیست؛ که پیغمبر فرمود: أنا قاتَلتُ الناس علَى تَنزیل القرآن، و أنتَ یا عَلى تُقاتِلُهُم علَى تَأویلِه! «من مأمورم از طرف پروردگار که با مردم کارزار کنم بر اصل پذیرفتن‌ قرآن، و تو مأمورى که کارزار کنى بر تأویل قرآن» یعنى حقیقت قرآن، تفسیر قرآن، معنى قرآن، مَآل و مرجع آیات قرآن را تو باید برسانى.

عید غدیر، عید معرفى حق است‌ و علت این هم که أمیرالمؤمنین علیه السلام زیاد دشمن داشت براى همین جهت بود، چون حق را معرفى مى‌کرد و مردم دشمن حقند! مردم مى‌خواهند زندگانى‌هاى شهوى داشته باشند، بر اساس شهوت و غفلت و وهم و احساسات و تعدى و تجاوز به حقوق و از بین بردن مردم و سیر کردن خود زندگى داشته باشند، و أمیرالمؤمنین علیه السلام این نبود روششان، این نبود، و أئمه علیهم السلام روششان این نبود.

روششان این نبود از نقطه نظر تصنع نبود، که خود را وادار مى‌کردند که اینطور باشند، نه، این اعمالى که از آنها سر مى‌زد مثل آبى بود که از چشمه دل آنها مى‌جوشید؛ روح و نفس اینطور بود، روح و نفس اینطور بود، روح و نفس به مقام عبودیت رسیده بود؛ خاضع بود، خاشع بود، فقیر إلى الـله بود، محب مردم بود، دستگیر بود، رقیق القلب بود، عطوف بود، دلسوز بود، اینها خاصه‌هاى قلب أمیرالمؤمنین است.

و لذا آن کسانى که مى‌گویند مثلًا حکومت به دست أئمه اطهار نرسید، اگر رسیده بود- مانند خلفاى بنى عباس یا بنى امیه- معلوم نبود که آنها هم دست به تعدیات نزنند (این است منظور بعضى از افراد که قلمشان انحراف از ممشاى صراط مستقیم دارد و حملاتى به این شکل کردند) این حرف درست نیست؛ چون حکومت به دست أئمه علیهم السلام رسید و این حکومت‌ها همیشه براى آنها در دسترسشان بود.

و آن زمانى هم که أمیرالمؤمنین علیه السلام صبر کرد و حکومت به دست او رسید (حکومت ظاهرى) بعد از بیست و پنج سال، دیدیم که در همان مدت‌ پنج سال در آن خطبه‌ها و در آن مکاتبات و در آن اعلان‌ها و اینها، همه داد و فریاد مى‌زند از همین حق و حقیقت، و فریاد مى‌کند که: اى مردم! بدانید که امام شما از دنیا به دو طِمر (یعنى دو لباس کهنه) ساخته و به دو نان جو! و شما به این مقدار نمى‌توانید خود را قانع کنید؛ اقلا سعى کنید که به این مقام خود را نزدیک کنید.

از دنیا رفتند و آجرى روى هم نگذاشتند، خشتى هم روى هم نگذاشتند و حضرت امام حسن هم بعد از شهادت آن حضرت آمد خطبه خواند در مسجد کوفه و فرمود: پدرم از دنیا رفت نه تِبنى [1]  نه سِدلى [2]  باقى نگذاشت، نه عمارتى نه طلائى نه شِمشى؛ هفتصد درهم گذاشته بود که براى عیالات خود یک خادمه‌اى تهیه کند.  این وضع آن حضرت بود.

فضائل أمیرالمؤمنین علیه السلام از زبان احمد بن حنبل و شافعى‌

در پیش احمد بن حنبل جماعتى نشسته بودند و مفصل تعریف مى‌کردند از خلفاء، و احمد حنبل هم گوش مى‌داد، او هم جملاتى مى‌گفت؛ در پایان مجلس کسى به او گفت: در این مجلس صحبت از على نکردید!؟ احمد حنبل گفت: ما از او چه صحبت کنیم!؟ او مافوق صحبت ماست، مافوق تعریف ماست، هر وقت ما یاد او مى‌کنیم شرمنده مى‌شویم و سر خود را باید پائین بیانداریم؛ اینهائى که ما از آنها صحبت مى‌کنیم اینها همین افرادى هستند که اوصافى که براى آنها بیان شده، بیان مى‌شود. - احمد حنبل یک مرد سنى است ها! یکى از علماى بزرگ اهل تسنن و یکى از ائمه اربعه سنت است ـ اینها افرادى بودند که مى‌خواستند خلیفه بشوند و بواسطه خلافت زینت پیدا کنند، ولى على کسى نبود که بواسطه خلافت زینت پیدا کند، على خلافت را زینت داد! خلافت به على زینت پیدا کرد.

شافعى مى‌گوید: اى افرادى که دارید حج مى‌کنید و از عرفات به مشعر و از مشعر مى‌خواهید بروید وارد مِنى، و از منى بیائید در مکه، در مُحسر (آنجا یک مکانى مخصوص است که تمام افراد کوچ مى‌کنند در نَفْر اول که روز دوازدهم و نَفْر دوم روز سیزدهم است، یکسره تمام آن جمعیت منى حرکت مى‌کند براى مکه) مى‌گوید یکى برود آنجا از قول من فریاد کند بگوید که: جان من، پوست من، گوشت من، با محبت على و آل او آمیخته شده، مى‌خواهید من را شیعه بگوئید مى‌خواهید نگوئید، مى‌خواهید رافضى بگوئید مى‌خواهید نگوئید، اگر این محبت رفض است تمام ثَقْلان یا ثَقَلان شهادت بدهند که من رافضى هستم و شیعه هستم!

چرا؟ چون کار أمیرالمؤمنین بر اساس صدق بود بر اساس حق بود، أمیرالمؤمنین دروغ نمى‌گفت، منطق ، منطق حق بود. منطق أمیرالمؤمنین منطق رسول خدا بود، منطق واقع بینى بود، منطق علم بود، منطق ادراک بود. من نظرم مى ‌آید یکى از شب‌هاى سه شنبه براى رفقا در مسجد، رسید مطلب به اینجا که ما از اعمال و رفتار هر یک از خلفا اصلًا مى‌توانیم افکار آنها را بخوانیم و بسنجیم و ببینیم چه قِسم طرز تفکر داشتند؟ چه قسم فکر مى‌کردند؟ روحیه‌شان چه بود؟

عُمر «حى على خیر العمل» را از اذان برداشت‌

عُمَر «حى على خیر العمل» را از اذان برداشت و گفت: علت اینکه من حى على خیر العمل را برمى‌دارم این است که مردم اگر این ندا را بدهند معنى این ندا این است که بهترین کارها نماز است، آن وقت به جهاد دیگر حاضر نمى‌شوند؛ پس من این را برمى‌دارم که مردم به جهاد حاضر بشوند. این کار را کرد.  و الآن هم سنى‌ها «حى على خیر العمل» نمى‌گویند و خودشان هم معترفند که یکى از چیزهائى که پیغمبر در اذان مى‌فرمود، و در زمان رسالت مى‌فرمودند و در زمان أبوبکر هم در اذان مردم «حى على خیر العمل» مى‌گفتند و او برداشت، همین «حى على خیر العمل» است در اذان.

ما به کارهاى دیگر کار نداریم، همین کارش را شما بیائید تجزیه و تحلیل کنید، این حرف یعنى چه!؟ «حى على خیر العمل» را انسان بردارد!

اولًا به جایش چه بگذارد؟ به جایش مى‌گذارد: الصلاة خیرٌ من النوم! اى مردم نماز بهتر از خوابیدن است، این منطق است، از خوابیدن نماز بهتر است! این که معلوم است!

اما چرا صلاة خیرُ العمل نیست؟ چرا نیست!؟ نماز بهترینِ کارها است یا نه؟

در قرآن داریم: وَ أَقیمُوا الصلاةَ وَ لا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکین؛  [3]  پس انسان نمازگزار نباشد و مشرک باشد، جهاد او به چه درد مى‌خورد!؟

حضرت صادق علیه السلام مى‌فرماید: من زیر این کره قمر و شمس سراغ ندارم عملى بهتر از نماز! و لذا خدا بر همه پیغمبران وصیت به نماز کرده، به حضرت عیسى وصیت به نماز کرده، وَ أَوْصانى بِالصلاة [4]  به حضرت یحیى، به دیگران، و سراغ ندارم بهتر از نماز.

نماز اتصالِ با خداست، وقتى انسان نماز درست خواند و دانست که نماز بهترین عمل است، حجش درست مى‌شود، روزه‌اش درست مى‌شود، صدقاتش‌ درست مى‌شود، صله رحمش درست مى‌شود، جهادش درست مى‌شود؛ اما جهادى که منهاى نماز باشد آن چه قیمتى دارد!؟ شهوت است!

پیغمبر مى ‌فرماید: بهترین کارها نماز است، نمى‌گوید: جهاد نکنید! روزه نگیرید! مى‌گوید بهترین کارها نماز است؛ بگذار این نور نماز در دلت بیاید، روشن بشود، بفهمى مطلب چیست، تمام اعمالى که به دنبال این پدیده در خاطرات شما و در ذهن شما پیدا مى‌شود آنها هم مستحسن است.

اما اگر انسان گفت صلاة بهترین کارها نیست، جهاد بهترین کارهاست، آن جهاد دیگر جهاد فى سبیل الـله نیست، فى سبیل صلاة نیست؛ آن جهاد جهاد در وصول به آمال و آرزوهاى شخصى و بر اریکه نشستن در مقابل حریف و رقیب است. جهاد یعنى جهاد با نفس در راه خدا، نه جهاد مقصود آدم‌کشى باشد! آدم‌کشى در دنیا زیاد بوده و هست، قیمتى ندارد.

این عبارت که «حى على خیر العمل» را برداشت، شما همین را بنشینید رویش فکر کنید، این اصلًا مسیر اسلام را تغییر داد، مسیر تغییر کرد، تا آن زمان مى‌گفتند نماز بهترین کارهاست، بعد گفتند نه نماز بهترین کارها نیست! پیغمبر مى‌گوید نماز بهترین کارها است، أمیرالمؤمنین مى‌گوید نماز بهترین کارها است! نماز خلوت با خداست؛ برو در یک مکان خلوت، نماز شب، نماز نافله بخوان، نمازهاى واجب را هم که با جماعت (نماز جمعه و عید و نمازهاى پنج‌گانه را با همدیگر) مى‌خوانید از آنجا مدد بگیرید، قدرت بگیرید، علم بگیرید، از خدا بواسطه نماز حیات بگیرید، دل زنده بشود، وقتى دل زنده شد، همه اعمال انسان مُمضى است. وقتى دل مرده است، دل مرده است، این جهاد به چه دردى مى‌خورد؟ این روزه چه دردى مى‌خورد؟

عید غدیر، عید معرفى ولایت است‌

عید غدیر، عید معرفى ولایت است، پیغمبر أمیرالمؤمنین را بلند کرد گفت: مردم این است على! این ولایت است! خیلى فرموده بود، از اول زمان بعثت، ولایت و وزارت و خلافت و وصایت أمیرالمؤمنین علیه السلام را پیغمبر ابلاغ فرمود، تا آن هنگامى که دم آخر بود و فاطمه زهرا سلام الـله علیها گریه مى‌کرد؛ گفت: بیا پیش من! - در اینجا هم حالا روایتش را برایتان اگر وقت کردیم مى‌خوانم-

وقتى آیه نازل شد: وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبین!  [5]  پیغمبر چهل نفر از قوم و خویش‌هاى خود را جمع کرد، در آن مجلس در مکه در بدو بعثت است، فرمود: کیست که با من در این امر کمک کند؟ نمى‌گوید اى مردم، اسلام بیاورید؛ [می‌گوید]

أیکُم یُوازرُنى علَى ذَلک عَلَى أن یَکونَ وَصیى و وَزیرى و خَلیفَتى مِن بَعدى!؟ کیست به من کمک کند در این انجام کار رسالت؟ این بار بار سنگینى است روى دوش من! من یک کمک مى‌خواهم که بیاید و این بار را با کمک و همراهى یکدیگر برداریم. تا سه بار حضرت تکرار کردند، هیچ کس جواب نداد و فقط حضرت [علی] عرض کردند: من!

حضرت بیعت کردند با أمیرالمؤمنین! با بچه سیزده ساله ها! بچه سیزده ساله مى‌دانید چى؟ بچه سیزده ساله خودمان را تماشا مى‌کنید چقدرى است؟ آن روز پیغمبر با أمیرالمؤمنین بیعت کرد! یعنى تو باید زیر بغل من را بگیرى، کار من کار آسانى نیست، نبوت یک تشریفى نیست که به من داده شده.

من تا حالا توى حرم خدا بودم و توى مقام امن و امان و سر، و از نقطه نظر ظاهر همیشه در کوه حِراء خلوت داشتم و حالا خدا به من امر کرده بیا برو پائین! اول مشکلات است! چه مشکلات!! باید دنیا را مسلمان کنى!

شما بیایید یک حرفى مى‌خواهید یاد رفیقتان بدهید، جان به لبتان مى‌رسد آن حرف را نمى‌فهمد؛ اى رسول ما باید بروى توى دنیا، توى مکه، توى مدینه، توى طائف، سنگ بزنند به پایت، ساحرت بگویند، مجنونت بگویند، شمشیر رویت بکشند، دندانت را بشکنند، گرسنگى به تو بدهند، دربدر بیابانهایت کنند، پایت خار برود، دخترت زینب مى‌خواهد عقبت حرکت کند، هجرت کند، بیاید به مدینه، همین عمرو عاص آمد با جماعتى، نیزه زد به آن شتر، بچه سقط کرد، نزدیک بود همین زینب بمیرد!! اینها همه راجع به چیست؟ راجع به این است که باید برسانى خلاصه.

حسینت را مى ‌کشند، حسنت را مى‌ کشند، راضى هستى؟ بله! این است، راه این است. على را توى محراب مى ‌زنند، با فاطمه زهرا این کار را مى ‌کنند، راضى هستى؟

ما که به کسى نبوت مى‌دهیم نه اینکه پَر قو برایش مى‌ اندازیم مى‌ گویم بفرما! این حرف‌ها نیست.

این نبوت را به خیلى از پیغمبران دادند هیچ کس نتوانست قبول کند، ولایت را به خیلى‌ ها دادند نتوانستند قبول کنند.

آسمان بار امانت نتوانست کشید             قرعه فال به نام من دیوانه زدند

ولایت را جز أمیرالمؤمنین(ع) کسى نمى‌تواتد تحمل نماید

مگر همه کس مى‌تواند أمیرالمؤمنین بشود!؟ أمیرالمؤمنین شدن یعنى از مغزِ سر تا نوک ناخن در آتش زندگى کردن و مواجه با مشکلات شدن و ناراحتى‌ها و نسبت‌ها و تهمت‌ها و زجرها و دربدرى‌ها! و نسبت کفر علناً!! ده هزار نفر قیام کرد بر أمیرالمؤمنین علیه السلام کافرى تو، کافر! و خونت هدر است براى کفر، کفر! تو کافرى از طرف [ما]. به ما یک نسبت کفر که نه، یک نسبت فسق که نه، از این کمترها بدهند اصلًا در مى ‌رویم!! آن چه تحملى بوده، چه کوهى بوده، چه عظمتى بوده، ما که به این نمى‌رسیم.

على کل تقدیر امروز روز عید غدیر است، یعنى عید معرفت است، یعنى اى مردم اگر مى‌خواهید از دنیایتان بهره‌ببرید، از آخرتتان بهره ببرید، از کسبتان، از زنتان، از بچه‌تان، از مالتان، از عِرضتان، از ناموستان، از دنیاتان، از آخرتتان راه این است و بس! این معرفى به سوى پیغمبر و خدا مى‌کند و غیر از این راهى نیست، راه‌ها بسته است.

این از عالم بالا یک هُمائى است آمده بال‌هاى خود را باز کرده مى‌گوید من رفتم وطنتان را شناختم، اگر مى‌خواهید بیائید من شما را ببرم! از راه‌هاى متفرق نروید. فَتَفَرقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِه [6]  این راه‌هاى مختلف شما را از راه خدا جدا مى‌کند، دور مى‌کند، خسته‌تان مى‌کند، ناراحتتان مى‌کند، عمرتان را مى‌گیرد، سرمایه‌تان را مى‌گیرد، دست خالى مى‌شوید.

مثل یک دانه کبریت، یک کبریت یک قران دو قران قیمت دارد، یکى مى‌زند یک فضا را روشن مى‌کند، دومى، سومى، چهارمى، تمام مى‌شود، خود قوطى کبریت خالى مى‌شود، بى‌قیمت، مى‌اندازندش دور. از دار دنیا مى‌خواهد برود، هیچ، تمام سرمایه‌ها را حرام کرده؛ اما اگر کبریت نبودى، متصل بودى به ولایت، (مثل یک چراغى که متصل است به یک کارخانه، دائماً نور مى‌دهد، آخرش هم نور است) نفاد ندارد، چون اتصال دارد، اتصال با ولایت یعنى اتصال‌

با خدا، خداشناسى یعنى أمیرالمؤمنین شناسى، أمیرالمؤمنین شناسى یعنى خدا شناسى، ولایت یعنى توحید، توحید یعنى ولایت. توجه مى‌کنید چه عرض مى‌کنم!؟ اینها یکى است، هزار سال انسان برود عبادت کند، أمیرالمؤمنین را نشناسد، خودش را عبادت کرده، خدا را عبادت نکرده؛ خودش را عبادت کرده، منویات خودش را، خواهش خودش را، آرزوى خودش را، آن خدائى که خودش در دل خودش ساخته او را عبادت کرده.

و لذا مى‌بینیم که آثار عبودیت در آنها پیدا نمى‌شود، حرفهایشان جامد است، خشک است، نماز مى‌خواند اما قلب جامد است، رحم نیست، مروت نیست، انصاف نیست، عطوفت نیست، رقت قلب نیست، حمیت نیست؛ اما اینها که با أمیرالمؤمنین رابطه دارند دیگر نسبت به همه عطوفند: نسبت به کفار عطوفند، نسبت به حیوان عطوف است، نسبت به سگِ کوچه لاى برف عطوف است، مهربان است، چرا؟

چون أمیرالمؤمنین یک سرش در عالم توحید است و یک سرش آمده اینجا، و توحید تمام عوالم را در زیر پر خود به عنوان رحمت گرفته و سایه‌رحمت گسترده، على هم که نمونه رحمت است، پس بنابراین این شاخه رحمت به تمام این موجوداتى که در عالم وجود، وجود دارد کشیده شده. بنابراین عید غدیر یعنى بزرگ‌ترین اعیاد.

أمیرالمؤمنین علیه السلام در سیزده سالگى معرفى به ولایت شد

امروز پیغمبر معرفى کرد أمیرالمؤمنین را، در آن وقتى که أمیرالمؤمنین سیزده سالش بود گفت: أنتَ خلیفتى! راضى هستى به من کمک کنى؟ أمیرالمؤمنین دست داد براى بیعت، پیغمبر با أمیرالمؤمنین در آن مجلس بیعت کردند، مردم برخاستند لبخند زدند به أبوطالب، اى أبوطالب این محمد امر کرد که تو بیا از بچه سیزده ساله‌ات اطاعت کن! برخاستند و رفتند.

و این را سنى‌ها مى‌گویند، تمام نوشتند: (تاریخ طبرى الآن دو دوره، به دو چاپ در منزل ما هست) أنتَ خلیفَتى فى امتى و وصیى و وزیرى، در همان وقتى که أمیرالمؤمنین سیزده سالش بود!

به همین جهت بود که همان دکتر حسین هیکل در کتاب «حیات محمد» همین جمله را در وهله اول طبع کرد و بعد دید که نه، این مطلب خیلى عجیب شد و یک سندى در دست شیعه است در مرتبه دوم حذف کرد. من خیلى از کتب بزرگانِ سنى‌ها خوانده‌ام که آنها صراحتاً مى‌گویند همه مطالب را نباید نوشت. زیرا که این مطالب به دست بعضى مى‌افتد و سند حربه بر علیه ما مى‌شود. یادداشت دارم، فلان کتاب، صفحه فلان چنین مطلبى گفته، فلان کتاب فلان مطلب یعنى حقایق را بفهمید اما نگوئید.

أمیرالمؤمنین علیه السلام روز اول که پیغمبر فرمود: اى مردم! من پیغمبرم، گفت: این ولى شما و صاحب اختیار شما است، آن روز!

پس نبوت با ولایت توأم است. همینطورى که توحید با نبوت یکى است، نبوت هم با ولایت یکى است، توحید و نبوت و ولایت با هم یکى هستند. از آن وقت پیغمبر گفت، و گفت تا همین روز عید غدیر که دو ماه مانده بود از دار دنیا برود؛ تمام مردم را جمع کرد جلوئى‌ها آمدند و عقبى‌ها هم رسیدند: اى مردم! مَن کُنتُ مَولاه فهذا «این!» فهذا على مَولاه.

آن کسى که من مولاى او هستم، این! نگفت: «على مَولاه» که بگویند على مقصود خداى على است، (إن الـله على دیگر، مقصود: على مولاه) چون راه احتمال باز است؛ مى‌گویند: پیغمبر گفته: «عَلِى مَولاه» مولاه یعنى پسر عمو، اى‌مردم بدانید این پسر عموى من است.

صد و بیست هزار نفر مردم را توى بیابان در گرما جمع کند، جهازهاى شتر را روى همدیگر بچینند مردم سه روز آنجا معطل بشوند، روز عید برسد، همه مردمى که جلو رفتند عقب برگردند، عقبى‌ها برسند، پیغمبر آن خطبه مفصل را بخواند، و مردم زیر سایه‌هاى شتر و زیر سایه‌هاى قاطر، و خود پیغمبر هم زیر آفتاب برود بالاى آن جهازها، از روى دست بلند کند: اى مردم این پسر عموى من است! این است معنایش!؟ نه، پیغمبر اول استشهاد کرد به آیه قرآن گفت:

استشهاد رسول خدا به قرآن در ولایت بر مؤمنین‌

ألَستُ أولَى بکُم مِن أنفُسِکُم!؟ آخر در آیه قرآن داریم: النبِى أَوْلى بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِم [7]  پیغمبر ولایت دارد بر هر مؤمنى! یعنى وقتى پیغمبر در انسان یک چیزى را اختیار بکند انسان حق اختیار ندارد، اختیار اختیار اوست، این معنى ولایت است، از نظر تشریعى، از نظر تکوینى که معلوم است.

ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى الـله وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِم.  [8] «هیچ مؤمنى، هیچ مؤمنه‌اى، زن مؤمن، مرد مؤمن، چنین حقى ندارند وقتى خدا و رسول بر آنها چیزى اختیار کند آنها بر خلاف رفتار کنند.»

حکم خدا، حکم رسول خدا و حکم رسول خدا حکم خداست. امروز جنگ است! زنم مى‌خواهد بزاید، تجارتخانه دارم، بچه‌ام مى‌میرد، این حرف‌ها نیست. امروز عبادت است، امروز حج است، زن تو بر خانه‌ات حرام است، آن زن را باید بگیرى، آن ترس را باید اختیار کنى، حکم خدا و رسول این است!  هیچ حقى براى هیچ کس نیست جز امر رسول خدا.

هر عملى که پیغمبر مى‌گوید شما بکنید، آن عبادت است و هر عملى که بگوید نکنید معصیت است، اگر بگوید نماز بخوان آن نماز عبادت مى‌شود، اگر بگوید نماز نخوان، آن نماز معصیت است، مثل زنا است؛ توجه مى‌کنید چه عرض مى‌ کنم!؟ پیغمبر استشهاد کرد به این آیه قرآن: ألستُ أولى بکُم مِن أنفُسِکُم!؟ آیا من چنین حقى ندارم مطابق آیات قرآن بر شما!؟ ولى به شما و أولى به نفس شما از خود شما نیستم!؟ قالوا: الـلهم بلى!

کیفیت معرفى أمیرالمؤمنین علیه السلام در غدیرخم‌

پیغمبر أمیرالمؤمنین را روى دست بلند کردند، به طورى بلند کرد که دو سفیدى زیر بغل پیغمبر و أمیرالمؤمنین نمایان شد. یعنى چه قِسم بلند کرد؟ نه اینکه أمیرالمؤمنین را بلند کرد، أمیرالمؤمنین را آورد پهلوى خودش بعد دست انداخت پیغمبر با دو دست خودش، دو تا بازوهاى أمیرالمؤمنین، اینجاها را گرفت بلند کرد؛ وقتى بلند کرد زیر بغل پیغمبر و زیر بغل أمیرالمؤمنین (چون بازوهاى أمیرالمؤمنین را بلند کرد) نمایان شد. نشان داد، گفت: مَن کنتُ مَولاه فهذا على مَولاه!   «کسى که من مولاى او هستم این على مولاى اوست!»

على را بلند کرده، نشان داده، از بالاى جهازها آورده بالا، پهلوى خودش ایستاده، بلند کرده، نشان داده، در عین حال گفته على، و گفته هذا على، که نگوئید یک على دیگر بود، نگوئید مَن کنتُ مولاه فعلى مولاه یعنى الـله العلى، (خداى على أعلى آن مولا است). شبهه و شکى براى کسى نماند.

اول کسى که آمد بیعت کرد عمر بود: بخ بخ لَکَ یا على! أصبَحتَ مَولاى و مَولا کُل مُؤمِنٍ و مُؤمنَة. «به به بر تو اى على! مولاى من شدى و مولاى هر مؤمن و مؤمنه‌اى شدى.» و دیگران و دیگران.

أبوبریده أسلمى از شام وارد شد، دید که أبابکر بالاى منبر است! گفت: چیه قضیه‌اش؟  گفتند که نمى‌بینى!؟  گفت: مگر همین فرد نبود که به على سلام کرد به [عنوان] أمیر المؤمنین!؟ السلام علیک یا أمیرالمؤمنین! - چون بعد از این قضیه پیغمبر دستور دادند که تمام افراد بیایند با أمیرالمؤمنین مصافحه کنند و دست بدهند به عنوان «أمیرالمؤمنین» سلام کنند: السلام علیک یا أمیرالمؤمنین! یعنى سید و سالار تمام مؤمنین- این مگر همان نبود با همان هفت نفرى که آمدند سلام کردند و گفتند: السلام علیک یا أمیرالمؤمنین!؟

گفتند: إن الأمر وَقَعَ ما وَقَع و کان ما کان! «شد آن کارى که باید بشود و فعلًا این طور شده.» گفت: نه قسم به خدا خیانت کردید شما! خیانت کردید! إن الأمر قد وَقَعَ مَا وَقَع و کان ما کان یعنى چه!؟ خیانت کردید! شما رفتید به أمیرالمؤمنین به عنوان إمارة سلام کردید، بیعت کردید، بعد حالا آمدید مى‌گویید: إن الأمر وَقَعَ مَا وَقَع و کان ما کان!؟ سریع از مسجد بیرونش کردند. از همان روز شروع شد جنایات، عوض شد تاریخ، واژگون شد.

پی نوشتها:

[1] - تِبْن: کاه.

[2] - سَدْل: لباس (ساتر).

[3] - سوره الروم (30) ذیل آیه 31.

[4] - سوره مریم (19) قسمتى از آیه 31.

[5] - سوره الشعراء (26) آیه 214.

[6] - سوره الأنعام (6) قسمتى از آیه 153.

[7] - سوره الأحزاب (33) صدر آیه 6.

[8] - سوره الأحزاب (33) صدر آیه 36.

غدیر یعنی سرمشق دفتر زندگی
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه یکم دی ۱۳۹۲ |

غدیر نماد اسلام ناب و زندگی پاک و حیات طیبه

http://ts2.mm.bing.net/th?id=H.4639089889773361&pid=1.7

غدیر نماد اسلام ناب و زندگی پاک و حیات طیبه بر اساس نقشه الهی است. غدیر سه رکن دارد: 1:مکتب یعنی نقشه الهی که جامع و کاملش قرآن است 2: امام و پیشوای ربانی 3: یاران خدا و پیروان شایسته.  این سه رکن کنار هم باشد شجره طیبه ای را که قرآن فرموده تشکیل خواهند داد. انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم، عقد اخوت ارتباطی است که خدای متعال برقرار کرده. چه بخوانند و چه نخوانند خدای متعال خوانده است.  امیرمومنان(ع) از پیامبر(ص) نقل می کنند: اصلاح بین مومنین از یکسال نماز ارزشش بالاتر است.انسان های مومن بایدبه سه لحاظ(طریق) باهم پیوند بخورند 1: فکری (اعتقادی )2: ارتباط قلبی «فالف بین قلوبکم» 3: ارتباط عملی که عبارت است از تعاون و همکاری «واعتصموا بحبل الله جمیعا».

یاس یادآور مهربانی هاست; اما نه، بگذار آرامتر بگویم. آهسته، آهسته. یاس یادآور حماسه زهراست، در میان کوچه. یاس یادآور چادر خاکی گلی است که در کناری سوخته. نام یاس یادمان می آورد غربت علی و دستان بسته را. نام یاس یادمان می آورد ربت سیلی به صورت نیلی را. نام یاس غدیر را غمگین و دل پیامبر را خون می کند.

غدیر از راه می رسد، با هزار آوای شورانگیز. آوای خوش پیامبر که مولای شما بعد من، یارم علی است. نامردمانی که گل یاس را پرپر کردند، مرد ایثار و جهاد را هر چه زودتر زمینگیر کردند. غدیر از راه می رسد، انوار ولایت همچنان می تابد. صدای علی از حنجره سید علی به گوش ها می رسد. علی آن روز با چاه درد و دل می کرد و سید علی امروز با ما. ما قدر غدیر را بدانیم تا یاس سیلی نخورد. ما قدر غدیر را بدانیم تا نور با ما بماند. ما قدر غدیر را بدانیم تا مولایمان مهدی (عج) با دست گلی از یاس برسد.

«هنّئونی هنّئونی ان الله تعالی خصّنی بالنبوة و خصّ اهل بیتی بالامامة؛ به من تبریک بگویید، به من شادباش بگویید، چون خدای تعالی مرا به پیامبری و اهل بیتم را به امامت برگزید». اینها جملات سراسر شور و شعف پیامبر اعظم(ص) بود که پس از بیان ولایت امام علی علیه السلام در روز غدیر بیان می­کردند.(الغدیر، ج1، ص513.)

یک: ولایت در کلام ولی

مسئله غدیر، مسئله‌ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله­ای پیش بیاورد؛ حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آنکه ارزش دارد، خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللّه کسی نیست که [آنچه] دلخواه است انجام بدهد، مأمور می‌کند رسول اللّه را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن.( امام خمینی رحمة الله علیه)

روز عید غدیر که به نام عید ولایت نامیده می شود،... روزی است که مفهوم ولایت اسلامی، به وسیله پیامبر اکرم یک مصداق روشن و عینی پیدا کرد. برای کسانی که می خواهند از... اسلام نمونه ای ذکر بکنند، بهترین نمونه، همان کسی است که نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله او را به الهام الهی و به دستور پروردگار عالم، برای منصب عظیم ولایت آن روز معیّن فرمود. ولایت که عنوان حکومت در اسلام و شاخصه نظام اجتماعی و سیاسی برای اسلام است، یک معنای دقیق و ظریفی دارد که معنای اصل ولایت هم همان است و آن عبارت است از پیوستگی، پیوند، در هم پیچیدن و در هم تنیدگی؛ این معنای ولایت است. (امام خامنه­ای حفظه الله)

دو: انوار عرشی

دو همراه همیشگی

برای بهتر انجام شدن کارهای مهم، انسان باید یاری همدل و همفکر داشته باشد.به همین خاطر حضرت موسی (ع) از خداوند درخواست نمود که برادرش هارون را یارو یاورش قرار دهد.خداوند مهربان برای هدایت بشر، آخرین و بهترین پیامبرش را به سوی مردم فرستاد و تبلیغ او را با انتصاب امیرالمومنین (ع) تکمیل کرد.برای پیامبر خاتم، یاری را انتخاب کرد که جان وجانان ، عاشق و فدایی پیامبر بود.همراهی پیامبر(ص) و علی علیه السلام آنقدر وسیع است که قبل از خلقت این جهان نیز با هم بوده اند.

پیامبر اكرم(ص) فرمود: «كنتُ اَنَا و عَلیِّ بنِ اَبِی طالب ـ علیه السّلام ـ نوراً بین یدی الله قبل أن یخلق آدم باربعه آلاف عام، فلمّا خلق آدم قسّم ذلك النور جزئین. فجزء أنا و جزء علیّ ؛ چهارده هزار سال پیش از اینکه آدم آفریده شود، من و علی نوری بودیم در برابر خدای متعال. چون خدای تعالی آدم را آفرید آن نور را دو نیمه کرد؛ نیمی از آن منم و نیمه دیگر علی است». ( تذكرة الخواص، ص46)

نکته قابل تأمل، در هم تنیدگی، همراهی و پیوستگی این دو نور می­باشد؛ بدین معنا که نمی­توان بین نور نبوت و ولایت فاصله انداخت و شرط تحقق هدایت مدنظر الهی برای سعادت بشریت، قبول همراهی و پیوند این دو نور با یکدیگر است.

سه: پدران امّت

پیامبر(ص) و علی علیه السلام، در واقع نور واحدی هستند که برای هدایت بشر،پا به عرصه این زمین خاکی نهاده اند.چراغ روشنی بخشی هستند که هدایت،کمال، تعلیم و تربیت و رسیدن به سعادت و خوشبختی دنیا وآخرت انسان ها را برعهده گرفته اند. آنان پدرانی دلسوز و مهربان اند که همواره سختی­ها را به جان می­خرند تا خوشبختی و موفقیت فرزندان خود را مشاهده نمایند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «أنا و علي أبَوَا هَذِهِ الأُمّة؛ من و علي دو پدر اين امت [مسلمان] هستیم». (تاريخ ابن عساكر، ج2، ص271. علل الشرائع، ج‏1، ص)

و فرمود: «حقُّ علیِّ بنِ اَبی طالب عَلَی هذهِ الاُمَّه لَحَقَّ الوالد علی وَلدَهِ: حقی که علی(ع) بر این امت دارد، همچون حقی است که پدر بر پسرش دارد. ( بحار الانوار، ج ۳۶، ص ۵)

بعدها امیرالمؤمنین علیه السلام خودشان فرمود: نمازی همراه پیامبر به جا آوردم، پس از نماز آن حضرت دست راستش را به دست راستم گذاشت و به سینه خود چسبانید و فرمود: «ای علی!» عرض کردم: «بلی یا رسول خدا!». فرمود: من و تو پدران این امّت هستیم. لعنت خدا بر کسی که عاق ما باشد، بگو آمین!». من هم «آمین» گفتم. (معانی الأخبار، ص118)

چهار: من و علی(ع)

هنگامه انجام فرمان الهی برای هدایت مردم فرا رسیده بود و علی علیه السلام توسط خداوند بلندمرتبه، برای همراهی پیامبر برگزیده شده بود، زیرا پروردگاربه جز علی علیه السلام، کسی را لایق همراهی و همدلی با رسول خاتم و محقق ساختن اهداف عالیه سعادت بشریت نمی­دانست.

رسول خدا(ص) نیز همواره این همراهی و همدلی را در مناسبت­های مختلف بروز می­دادند و می­فرمودند:

« من منذر و علی هادی است». ( تفسیر طبری، ج13، ص 72. جامع البیان، ذیل آیه)

«یا علی! کسی که با تو مخالفت کند با من مخالفت کرده است و کسی که با من مخالفت کند با خدا مخالفت کرده است».( بحار الانوار، ج ۳۸، ص۳۰)

« من شهر علم و علی درب آن است، هر كسی كه اراده كرده است شهر علم را دریابد، باید از درب آن وارد شود». ( مستدرك حاكم، ج32، ص 136)

« تو برادر من و من برادر توأم». (صحیح ترمذی، ج5، ص601، ح 3736. مستدرك حاکم، ج3، ص 16، ح 4289)

« اي علي! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من». (روضة المتقين، محمد تقي مجلسي، ج 13، ص 273 )

پنج: راز انتخاب

به راستی چرا خداوند متعال از میان مخلوقات خود، حضرت علی(ع) را برای همراهی با پیامبر خاتم خود انتخاب کرده است؟

راز این همراهی را باید در سخن خود پیامبر خاتم(ص) جست،.

فرمان الهی

سوگند به خدایی که مرا به نبوت مبعوث کرد... من علی را به عنوان جانشین در میان امت خود نَصب نکردم، مگر آنکه خداوند قبلاً او را در آسمان­هایش ستایش کرده و نام او را به عظمت برده و ولایت او را بر فرشتگان واجب کرده بود».( بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۹۲.)

علی(ع) عصاره پیامبران

هر که مى­خواهد به آدم و علم او و نوح و تقواى او و ابراهیم و دور اندیشى و بردبارى او و موسى و هیبت او و عیسى و عبادت او بنگرد، به على بن ابى طالب بنگرد».

مرد فضیلت­ها

«خداوند براي برادرم علي عليه السلام فضايلي قرار داده كه از شماره بيرون است». (قندوزي، ينابيع المودة، ص 121)

«اگر تمام باغ‏ها قلم گردد و همه درياها مركب باشد و كليه جن‏ها حسابگر و انسان‏ها نويسنده باشند، تا فضايل و مناقب على بن ابيطالب عليه السلام را بشمارند، نمى‏توانند». ( بحار الانوار، ج 28، ص 197 )

نماد ایمان

«اگر تمام هفت آسمان و زمين در يك كفه ترازو قرار بگيرد و ايمان على عليه السلام در كفه ديگر، ايمان او سنگينى مى‏نمايد». ( مستدرک الوسائل، ج15، ص 338. تاریخ مدینه دمشق، ج42، ص 341)

شهرت آسمانی

جبرئيل در عالم‏«معراج‏» در مورد«على بن ابى طالب‏» عليه السلام به رسول اكرم(ص) فرمودند: سوگند به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث ساخته است، اهل آسمان‏ها على را بهتر از ساكنين زمين مى‏شناسند، على هرگز در جنگى‏ «تكبير» نگفت، مگر اينكه ما نيز با او تكبير گفتيم، و هيچ وقت ‏به گروهى حمله نكرد، جز اينكه ما نيز حمله كرديم، و هر كجا او شمشير زد ما نيز در كنارش به كمك وى مى‏شتافتيم. (بحارالانوار، ج39، ص 98)

شش: محبوب پیامبر(ص)

فاصله زمانی پا به زمین گذاشتن نور الهی علی علیه السلام ، دلتنگی و شوق دیدار را در پیامبر (ص) افزون نموده بود؛ به همین دلیل هنگامى که فاطمه بنت اسد نوزاد را خدمت پیامبر آورد، با علاقه شدید آن حضرت نسبت ‏به کودک رو به رو شد. پیامبر(ص) از وى خواست که گهواره على(ع) را در کنار رختخواب او قرار دهد. نه تنها پیامبر گهواره حضرت على(ع) را در موقع خواب حرکت مى‏داد، بلکه در مواقعى از روز بدن او را مى‏شست و با او با کمال ملاطفت ‏سخن مى‏گفت. گاهى او را به سینه مى‏فشرد و مى‏گفت: این کودک برادر من است و در آینده ولى و یاور و وصى و همسر دختر من خواهد بود.پیامبر اعظم(ص) به سبب علاقه‏اى که به حضرت على(ع) داشت، هیچ گاه از او جدا نمى‏شد و هر موقع از مکه براى عبادت به خارج شهر مى‏رفت، ‏حضرت على علیه السلام را همچون برادر کوچک یا فرزند دلبندى همراه خود مى‏برد. (کشف الغمة، ج‏1، ص‏90. نهج البلاغه، خطبه قاصعه)

هفت: جانِ پیامبر(ص)

حضرت علی(ع) دست در دست پیامبر(ص) مراحل رشد و کمال را طی نمود و در همه مراحل همدوش و همپای رسول الله گام بر می­داشت، تا آنجا که خداوند او را جان و نفس پیامبر خاتم معرفی کرد. این لقب والا در ماجرای مباهله رخ داد.

مسیحی‏ها وقتی که استدلال‏های متقن پیامبر(ص) را دیدند، حاضر به بحث نشدند و فقط می‏گفتند: ما حقیم و دین ما بر حق است. پیامبر(ص) برای روشن شدن حق و باطل ، راهی را پیشنهاد کردند که هر دو گروه آن را قبول داشتند. حضرت فرمود: «اگر راست می‏گویید بیایید مباهله کنیم؛ یعنی هر دو گروه در یک مکان مشخص حاضر شویم و از خدا بخواهیم هر که بر باطل بود مورد لعنت خدا قرار بگیرد و نابود شود».

آن‏ها ابتدا قبول کردند و به همین خاطر رؤسا و بزرگان خود را جمع کردند و منتظر ماندند تا پیامبر هم با یاران خودشان بیایند. آنان خیال می‏کردند الان پیامبر با عده‏ی زیادی خواهد آمد. اما یک دفعه با صحنه‏ی عجیبی مواجه شدند. همراهان پیامبر فقط پنج تن بودند. محمد امین، علی، فاطمه، امام حسن که دستش در دست‏های پیامبر بود و امام حسین علیهم السلام که در بغل پیامبر قرار داشت. این‏جا بود که بزرگِ مسیحیان که خودش بهتر از هر کسی می‏دانست حق با کیست، گفت: به خدا چهره‏هایی نورانی را می‏بینم که اگر دست به آسمان بلند کنند و ما را نفرین کنند، یک نفر مسیحی در جهان زنده نخواهد ماند. بیایید برگردیم. لذا حاضر شدند به پیامبر(ص) و حکومت اسلامی جِزیه و مالیات بدهند و دیگر دشمنی نکنند. تفسیر مجمع البيان، طبرسي، ذيل آيه مباهله.

در این هنگام آيه‏ی مباهله نازل شد كه: فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ...؛ بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نمایيم، شما هم زنان خود را، ما از جان‏هاي خود دعوت مي‏كنيم شما هم از جان‏هاي خود؛ آن‏گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»

بدین ترتیب حضرت علی علیه السلام به عنوان نفس و جان پیامبر(ص) در این مباهله شرکت جستند و بار دیگر همراهی و همدلی خود را نشان دادند.

هشت: اولین همراه

سه سال از بعثت پيامبر(ص) گذشته بود که آيه «و اَنذِر عَشِیرَتَكَ الأقرَبِينَ»(سوره شعرا، آیه214) نازل شد و فرشته وحی دستور جديدي از طرف خداوند بر پيامبر ابلاغ کرد. پيامبر نیز پس از چند جلسه پذيرايي، دعوت خود را با آنان در ميان گذاشت و درجمع سران بني هاشم فرمود: «من خير دنيا و آخرت را براي شما آورده­ام. خداوند به من امر كرده است كه شما را به آن دعوت كنم. كدام يك از شما مرا در نشر اين آيين ياري مي­كند تا برادر و وصي و جانشين من در ميان شما باشد؟»

حضرت سه مرتبه اين سخن را تكرار نمود و در هر بار تنها علي عليه السلام آمادگي خود را اعلان كرد. در اين موقع پيامبر(ص) دست علی علیه السلام را بالا گرفت و فرمود: «ان هذا اخي و وصيي و خليفتي فيكم؛ او برادر و وصي و جانشين من در ميان شماست.» (تاريخ طبري، ج 2، ص 64 ؛ مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 159)

نه: علی علیه السلام تمام ایمان

جانفشانی­ها و مبارزات علی علیه السلام زبانزد خاص و عام شده بود. در هر جنگی که پیش می­آمد، مرد میدان و یکه­تاز پیروز تمامی میدان­های مبارزه، تنها علی علیه السلام بود که با شکست مدعیانی همانند عَمرِو بنِ عَبدوُدّ، حمایت از پیامبر در جنگ اُحد، شکست یهودیان خیبر و... مدال­های متعددی از سوی رسول الله(ص) دریافت می­نمود. برخی از این مدال­ها عبارت بودند از:

«برز الايمان كله الي الشرك كله؛ تمام ايمان در مقابل تمام كفر قرار گرفت». ( بحارالانوار، ج29، ص11)

«لا فتي الا علي، و لاسيف الا ذوالفقار؛ جوانمردي چون علي و شمشيري چون ذوالفقار نيست». ( بحارالانوار، ج20، ص 105)

«ضربة علي عليه السلام في يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين؛ یک ضربت علی در روز خندق، از عبادت جن و انس برتر است». ( بحارالانوار، ج20، ص 205. مستدرک حاکم، ج3، ص 32)

«به خدا قسم علي عليه السلام يك لشكر است [در جنگيدن] در راه خدا». ( محمدي ري شهري، شهادت، ص 7 )

«يا علي! اگر تمام شرق و غرب عالم به جنگ تو آيند، توان جنگيدن با همه آنان را داري».(سفينة البحار، ج 1، ص 690)

ده: دو کار ناتمام

ده سال از هجرت پيامبر بزرگوار اسلام(ص) گذشته بود و اسلام قدرت روزافزونی یافته، بود. در این هنگام ناگهان جبرئيل بر پیامبر مهربانی ها نازل شد و ضمن خبر دادن از نزدیک بودن پایان مأموریت ایشان، فرمان الهی مشتمل بر اتمام دو کار ناتمام را ابلاغ نمود و پیام الهی را بر ایشان خواند: «وَ اَذِّن فِي النّاسِ بِالحَجّ...؛ و مردم را دعوت عمومي به حج كن...».

فریضه حج [تمتع]، یکی از احکامی بود که بنابه مصلحت­های گوناگون، خود پیامبر اعظم(ص) در آن شرکت نجسته بود. اما پس از این فرمان الهی، پيامبر(ص) آهنگ حج نموده و دستور داد: مؤذنان و مناديان اعلام كنند كه رسول خدا(ص) در اين سال به حج خواهد رفت و به همين منظور، نامه هاي فراواني به افراد، شخصيّت­ها، رؤسا و قبايل نوشت كه هر كه توانايي رفتن به حج دارد، خود را مهيّا سازد.

در همان سال با حضور پيامبر(ص) حج بسيار باشكوه و پر خاطره­اي برگزار شد و با پايان پذيرفتن حج، آن حضرت آهنگ بازگشت به مدينه را نموده و چون به «كراع الغميم» (محلي در بين راه مكّه و مدينه) رسيد، جبرئيل نزد حضرتش آمد و فرمان جدید و در واقع دومین کار ناتمام پیامبر را ابلاغ فرمود: «يا ايّها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك وان لم تفعل فما بلّغت رسالته واللّه يعصمك من النّاس؛ اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ كن و اگر چنين نكني، رسالت او را انجام نداده­اي. خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم حفظ مي­كند.»

یازده: چهار راه ولایت

با صدور فرمان تبليغ رسالت الهي و نصب علي عليه السلام به عنوان وصي و جانشين پيامبر(ص)، آن حضرت همانجا توقف كرده، دستور داد: اوّلين گروه مسلمانان كه به نزديكی هاي جحفه رسيده بودند، برگردند و آنكه از راه مي­رسد، توقّف كند. سپس بارهای خود را در محلي به نام غدير خم به زمين گذارد. (بحارالانوار، ج 37، ص 111 و ص 158؛ الغدیر، علامه اميني، ج 1، ص268.)

چرا غدیر خم؟

علت انتخاب غدیر خم برای سخنرانی و اعلام دومین و مهم­ترین کار ناتمام پیامبر(ص) چیست؟ چرا ایشان این امر مهم را در همان مکه یا مدینه اعلام نفرمود؟ علامه عسگری درباره علت این انتخاب می­نویسد: غدير براي اين بود كه پيامبر(ص) سخني در مورد علي عليه السلام بگويد كه بين صحابه تنها نباشد. جايي باشد كه تمام مسلمانان بشنوند، و الاّ حضرت رسول مكرر در مورد جانشيني او صحبت كرده بود و حتي اسامي دوازده امام را برده بود. بايد تعيين علي عليه السلام در جايي باشد كه از كنترل كردن صحابه در مدينه خارج باشد.«غدير» كه قبل از «جُحفه» قرار دارد، محل جدا شدن اهل مدينه و مصر و اهل عراق و اهل نَجد بود و آبگير و درختان كهنسالي در آن وجود داشت. به امر الهي اين مكان براي اجتماع انتخاب شد و طبق دستور پيامبر اكرم ص) بيش از يكصد و بيست هزار نفر همراه ايشان براي اجتماع در آنجا اجتماع كردند، حتي دوازده هزار يمني كه مسيرشان به سمت شمال نبود، تا غدير همراه آن حضرت آمدند.(الغدیر، علامه اميني، ج 1، ص 268)

دوازده: رسول خدا را اجابت کنید!

جمعيت به غدير خم رسيده بود و دیگر بیش از یکصد هزار حاجی آنجا جمع شده بودند. زیر آفتاب، کنار برکه­ی غدیر تا چشم کار می‌کرد مرد و زن ایستاده بودند، همه منتظرند پیامبر از فراز منبری که از پالان شترها درست شده، چه می‌خواهد بفرماید؟! بعضی‌ها روی انگشتان پا ایستاده‌اند تا در میان جمعیّت چهره­ی پیامبر را ببینند. شدت گرما به حدي ناراحت كننده بود كه مردم گوشه­اي از لباس خود را به سر انداخته و گوشه­اي از آن را زير پاي خود قرار داده بودند و عده­اي از شدت گرما، عباي خود را به پايشان پيچيده بودند.رسول خدا(ص) در حالي كه از شدت گرما گوشه پيراهن مبارك را بر سر خود قرار داده بود، مردم را برای شنیدن پیام الهی تشویق نموده، می­فرمود: «ايها الناس اجيبوا داعي الله، انا رسول الله؛ اي مردم! دعوت كننده خدا را اجابت كنيد، من فرستاده خدايم».

این فرمایش حضرت، كنايه از آن بود كه وقت ابلاغ پيام بس مهمي فرا رسيده است و همه باید با گوش جان پذیرای شنیدن آن شوند. پس از اين دستور، همه مركب­ها متوقف و جلو رفته­ها بازگشتند.

سیزده: پیام آسمانی

جمع حاجیان رفته رفته تکمیل می­شد و لحظات سخنرانی در آن بیابان گرم و سوزان نزدیک می­گشت. با توجه به جمعیت انبوه حاضر، پيامبر(ص)، دستور دادند تا محل سخنرانی را آماده كنند. سپس با كمك سنگ­ها و جهاز شتران، منبري به بلندي قامت آن حضرت ساختند.بعد از اقامه نماز ظهر، حضرت بر بالاي منبر رفت و اميرمؤمنان عليه السلام را نيز فرا خواند و به او دستور داد، بالاي منبر بيايد و در سمت راستش يك پله پايين­تر، بر فراز آن قرار گيرد.

سکوت و انتظار

پیامبر سکوت را می‌شکند و بعد از حمد و ثناي الهي می فرماید: «‌ای مردم من برای شما چگونه پیامبری بودم؟»

حرف­هایش بوی رفتن می‌داد، این حس را هیچ­گاه در ایشان ندیده بودیم، چه می‌خواهد بگوید. آخرین سخن چیست؟ پیامبر صحبت­هایش را ادامه می‌دهد: فرشته وحی بر من نازل شد و از طرف حق تعالی به من دستور داد که پیام مهمی را به شما برسانم. (بحارالانوار، ج 21، ص 387؛ الغدير، ج 1، ص 10 و ص 24؛ عوالم، ج 15، ص44 و 97 )

چهارده: ولایت، راز جاودانگی

حضرت رسول(ص) فرمود: «اقرار مي­كنم به بندگي خدا و شهادت مي­دهم كه او پروردگار من است و آنچه به من وحي نموده، ادا مي­نمايم وگرنه ترس آن دارم عذابي بر من فرود آيد... خداوند بر من چنين وحي كرده است: اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن و اگر انجام ندهي، رسالت او را نرسانده­اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي­كند.

اي مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهي نكرده­ام، جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام رساند... و مرا مأمور كرد كه در اين محل اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم: «ان علي بن ابي طالب اخي و وصيي و خليفتي والامام من بعدي...؛ همانا علي بن ابي طالب، برادر، وصي و جانشين من و امام بعد از من است. كسي كه نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسي است، جز اينكه پيامبري بعد از من نيست و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش مي­باشد».

پیامبر اعظم(ص) پس از سخنرانی مفصل و جامع خود، چند مرتبه مسلمانان را شاهد گرفت كه آيا فرمان خدا را رسانده و تبليغ كردم و در هر مرتبه آنان مي­گفتند: آري، يا رسول الله!

هنوز خطبه و سخن پيامبر(ص) پايان نپذيرفته بود كه جبرئيل بار ديگر نازل شد و گفت: «اليوم اَكمَلتُ لَكُم دِينَكُم وَ اَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإسلامَ دِينَاً؛ امروز دين را براي شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئين (جاودان) شما پذيرفتم.» (سوره مائده، آیه سوم)(علامه اميني، الغدير، ج 1، ص 159)

پانزده: ولایت یا محبت؟

بدون شک، در زمانی که رسول خدا(ص)در حال سخنرانی و اعلام وصایت و جانشینی حضرت علی علیه السلام بودند، هیچ یک از حاضران از فرمایشات ایشان صرف دوست داشتن امیر مؤمنان(ع) را برداشت ننمود، زیرا پیامبر(ص) نه تنها در جمله معروف «مَن کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه»، بلکه در جای جای خطبه خودشان، بارها با صراحت به ولایت به معنای جانشینی و رهبری پس از خود تأکید کردند. از جمله فرمودند:v او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش مي باشد، همانگونه که خداوند فرموده: «صاحب اختيار شما، خدا و رسولش هستند و كساني كه ايمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند.» و علي بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد مي كند.

اي مردم! از او (علي عليه السلام) به سوي ديگري گمراه نشويد، و از او روي بر مگردانيد و از ولايت او سرباز نزنيد. اوست كه به حق هدايت نموده و به آن عمل مي كند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهي مي نمايد.

اي مردم! او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است، و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است.

اي مردم! او از طرف خداوند امام است و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او را نمي بخشد.

شانزده: هر عاقلی ولایت را می فهمد!

پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله) در چند جای مختلف خطبه ای که در روز عید غدیر ایراد فرمود به ولایت امیرالمومنین علیه السلام تصریح فرمود تا شبهه ای برای کسی باقی نماند. از آن جمله:

جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و مي گويد: «هركس با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد.

واو علي بن ابي طالب، برادر و جانشين من است و ولايت او از جانب خداوند متعال است كه بر من نازل كرده است.

بدانيد من پيام خدا را رساندم، و وظيفه خود را ادا كردم، بدانيد كه من به شما رساندم، بدانيد كه من (مساله ولايت و امامت را) توضيح دادم و روشن نمودم، بدانيد كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز وجل مي گويم، بدانيد كه اميرالمؤمنين، غیر از اين برادرم علي(ع) نيست.

اي مردم! اين علي، وصي من، جامع علم من و جانشينم در ميان امتم مي باشد... او خليفه رسول خدا، اميرالمؤمنين و امام هدايت كننده از طرف خداوند است.

اي مردم! خداوند دين شما را با امامت او كامل نمود، پس هر كس به او و كساني كه جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند اقتدا نكند، چنين كساني اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش دائمي خواهند بود، عذاب از آنان تخفيف نمي يابد و به آنان مهلت داده نمي شود.

هفده: همه تبریک گفتند حتی ...

با پایان یافتن سخنرانی و معرفی امیرمؤمنان علیه السلام به عنوان جانشین پیامبر خدا(ص)، نزول آیه اکمال نیز مهر تأیید نهایی پروردگار بر حقانیت این انتصاب بود. پس از نزول این آیه، پيامبر(ص) تكبير گفت و فرمود: «الله اكبر علي اكمال الدّين و اتمام النّعمة و رضي الرّبّ برسالتی و ولاية عليّ من بعدي؛ الله اكبر به كامل شدن دين و تمام شدن نعمت الهي و خشنودي پروردگار بر اداي رسالت او و ولايت و جانشيني علي عليه السلام پس از من».

سپس از منبر پائين آمد و دستور داد: براي علي چادري نصب نمايند و مسلمانان حاضر دسته دسته بر او وارد شده و به او به خاطر ولايت و جانشيني پس از پيامبر(ص) تبريك گويند.دو خیمه بر پا شد که در یکی خود آن حضرت و در دیگری امیرالمؤمنین علیه السلام، نشستند و مردم دسته دسته وارد خیمه حضرت می­شدند و پس از بیعت و تبریک، در خیمه امیرالمؤمنین علیه السلام حضور می­یافتند و با آن حضرت بیعت می­کردند و تبریک می­گفتند.

زنان نیز، با قرار دادن ظرف آبی که پرده­ای در وسط آب بود، بیعت نمودند. به این صورت که امیرالمؤمنین علیه السلام دست مبارک را در یک سوی پرده داخل آب قرار می­دادند و در سوی دیگر، زنان دست خود را درون آب قرار می­دادند.از جمله تبريك گويان، عمر بن الخطاب بود كه بر حضرت وارد شد و پس از تبريك اظهار داشت: «بخّ بخّ لك يابن ابي طالب اصبحتَ مولايَ و مَولي كُلّ مُؤمن و مؤمِنَه؛ گوارا باد بر تو، اى فرزند ابوطالب! مولاى من و مولاى همه زنان و مردان مؤمن شدى»( اعلام الوري، ص 139؛ الدر الثمين، ص 36)

هجده: نزول عذاب بر منکر علی علیه السلام در روز غدیر

در طول مدت سه روز اقامت در غدیر خم، اتفاقات و مؤیدات آسمانی و زمینی نمود یافت که همگی بر الهی بودن این انتخاب و معنای روشن ولایت، یعنی جانشینی پس از پیامبر(ص) تأکید دارند.

امضای الهی

محمد! ما را امر نمودی به گفتن: «لا إله إلاّ اللّه، مُحَمَّد رَسُولُ اللّه» ما قبول کردیم، امر کردی در پنج وقت نماز بگزاریم، پذیرفتیم، امر به زکاة، حج، روزه و سایر واجبات کردی، اطاعت نمودیم. به اینها راضی نشدی تا این که پسر عموی خود ـ علی‌ـ را به امامت و وصایت منصوب کردی. آیا این کار را از طرف خود انجام دادی یا خدا به تو دستور داد چنین کنی؟

اینها جملات بی ادبانه نُعمان بن حارث فِهْری بود که حاضر نبود نور علی(ع) را در تاریک خانه­ی جان خود بیفروزد.

رسول‌خدا‌(ص)در پاسخ او فرمود: به خدا سوگند، من به امر و فرمان پروردگار علی را منصوب نمودم.

نعمان بن حارث فهری روی برتافت و گفت: أللَّهُمَّ إنْ کانَ هذا مِنَ الْحَقِّ فَأمْطِرْ عَلَینا حِجارةً مِنَ السَّماءِ أوِ ائْتِنا بِعَذابٍ ألیمٍ؛ پروردگارا! اگر آنچه محمد درباره علی می‌گوید از جانب تو و بر حقّ است؛ پس از جانب آسمان بر سر ما باران سنگ ببار، یا به عذابی دردناک ما را گرفتار کن» نعمان بن حارث فهری هنوز به مرکب خود نرسیده بود که ناگهان سنگی از آسمان فرود آمد و برسر او اصابت کرد و در دم به هلاکت رسید.

در این هنگام این آیات نازل شد: «سَألَ سائِل بِعَذابٍ واقعٍ. لِلْکافِرینَ لَیسَ لَهُ دافِع. مِنَ اللّهِ ذِی الْمعارِج؛ تقاضا کننده‌ای درخواست عذابی کرد که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را دفع کند. از سوی خداوندی است که ذی‌المعارج است. (فرشتگانش بر آسمان­ها صعود می‌کنند)» (سوره معارج، آیات3ـ1).

(تذکرة الخواص، سبط بن الجوزی، ص 37؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 286، ح 1030.)

نوزده: اقدام جالب پیامبر(ص)

با توجه به اهمیت موضوع و از آنجا که بیعت گرفتن از فرد فرد آن جمعیت انبوه، از طرفی ناممکن بود و از سوی دیگر امکان داشت برخی افراد به بهانه­های مختلف از بیعت شانه خالی کنند و حضور نیابند و در نتیجه نتوان التزام عملی و گواهی قانونی از آنان گرفت، لذا حضرت رسول(ص) دست به ابتکار و اقدام جالبی زدند و در اواخر سخنانشان فرمودند: ای مردم، چون با دست و با این وقت کم و با این سیل جمعیت، امکان بیعت برای همه وجود ندارد، خداوند عزّوجل به من دستور داده که از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیرالمؤمنین را محکم کنم و نیز بر امامان پس از او که از نسل من و اویند؛ همان گونه که اعلام کردم که ذرّیّه من از نسل اوست.

پس شما همگی این سخنی را که من می­گویم تکرار کنید و بگویید: إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّکَ فی أَمْرِ إِمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبایِعُکَ عَلی ذالِکَ بِقُلوُبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَیْدینا؛ ما فرمان تو را که از جانب خداوند درباره علی بن ابی طالب و امامان از فرزندانش به ما رساندی اطاعت می­کنیم و به آن راضی هستیم، وبا تو پیمان می بندیم با دل و جان و زبان و دست­هایمان... و هرگز پیمانمان را دگرگون نخواهیم کرد و خداوند از ما عهد شکنی نبیند. و نیز فرمان تو را به نزدیک و دور از فرزندان و خویشان خود خواهیم رسانید و خداوند را بر آن گواه خواهیم گرفت. ( فرازهای پایانی خطابه غدیر)

بیست: چه زود فراموششان شد!

زمان کوتاهی از این ماجرا نگذشته بود که رسول مهربان امت به دیدار حق و جایگاه عرشی خود بازگشت و مسئولیت هدایت بر دوش علی (ع) گذارده شد. ولی هنوز جنازه مبارک پیامبر(ص) بر روی زمین بود و مراسم کفن و دفن انجام نشده بود که عده­ای در جایی به نام سقیفه بنی ساعده جمع شدند و به قول خودشان برای نجات مردم از پراکندگی و بلاتکلیفی به شور و مشورت نشستند تا از میان خود فردی را برگزینند تا رهبری و پیشوایی مردم را بر عهده بگیرد و جامعه از تشتت و سردرگمی بیرون بیاید!

یعنی آنان هم فهمیده بودند که جامعه نمی­تواند بدون رهبر بماند، پس اینان، چرا عید غدیر و دیگر مناسبت­هایی که پیامبر اعظم(ص) در آنها حضرت علی(ع) را به خلافت و رهبری معرفی کرد، توجیه نموده و نپذیرفتند؟ یعنی آنان اهمیت و جایگاه بی­بدیل این مطلب مهم را درک کردند، ولی خدا و پیامبرشان نه؟! مگر نه اینکه خداوند متعال بهترین فرد را برای رهبری امت برگزید؟مگر نه اینکه پیامبر(ص) امر خداوند را ابلاغ نمود؟مگر نه اینکه پدر مهربان امت که از هرکسی دلسوزتر است بهترین خلیفه و رهبر را به مردم معرفی نمود؟ پس چرا امر خدا را زیر پا نهاده و با عقل ناقص خود دنبال پیشوا و رهبر می گردند؟ پس چرا خودشان ندانسته و ناخواسته با عمل خود، سخن و سیره پیامبر(ص) را تأیید و عمل خودشان را باطل کردند!!

دعای عید

اَللّهُمَّ فَکَما جَعَلْتَهُ عیدَکَ الاْکْبَرَ

خدایا چنانچه آن را عید بزرگ خود قرار داده­ای

وَ سَمَّیْتَهُ فِی السَّمآءِ یَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِی الاْرْضِ یَوْمَ الْمیثاقِ الْمَاْخُوذِ

و نامیدی آن را در آسمان روز عهد معهود و در زمین روز پیمان گرفتن

صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَقْرِرْ بِهِ عُیُونَنا

درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن کن به وسیله آن دیدگان ما را

وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا

و گردآور به دستش پراکندگی ما را و گمراهمان مکن پس از آن که هدایتمان کردی.

(اقبال الاعمال، سیدبن طاووس، ج2، ص 306)

آمین رب العالمین


http://media2.afsaran.ir/sijS78K_535.jpg

غدير عامل فهم اقامه عدل درحكومت سياسى
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ |
http://golgofteh.persiangig.com/blogphoto/Emam.jpg

عید غدیر در کلام حضرت امام خمینی رحمه الله

حضرت امام خمینی رحمه الله، عید غدیر خم را که کاشتن بذر ولایت در جان همه مسلمانان است، مختص گروه خاصی نمی‌دانست و در این باره می‌فرمود: «امروز که روز عید غدیر است، از بزرگ‌ترین اعیاد مذهبی است. این عید، عیدی است که مال مستضعفان است، عید محرومان است، عید مظلومان جهان است، عیدی است که خدای تبارک و تعالی به وسیله رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیا، حضرت امیر علیه السلام را منصوب فرمودند».

ارزش مولا علی علیه السلام

حضرت امام خمینی رحمه الله معتقد بود که بزرگیِ عید غدیر، از وجود با برکت علی علیه السلام است و می‌فرمود: «مسئله غدیر، مسئله‌ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله ای پیش بیاورد؛ حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آنکه ارزش دارد، خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللّه کسی نیست که [آنچه] دلخواه است انجام بدهد، مأمور می‌کند رسول اللّه را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن.

غدير آمده بفهماند سياست به همه مربوط است‏

اين‏كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قائل شده‏اند - و ارج هم دارد - براى اين است كه با اقامه ولايت - يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق - همه اين مسائل حل مى ‏شود، همه انحرافات از بين مى‏رود. اگر حكومت عدل به پا شود، اگر گذاشته بودند كه حضرت امير(ع) حكومتى را كه مى ‏خواهد، به پا كند، تمام انحرافات از بين مى‏رفت و محيط يك محيط صحيح و سالم مى ‏شد كه آن وقت مجال براى همه اشخاص كه داراى افكار هستند - عرفا، حكما، فقها - پيدا بشود. از اين جهت، اسلام بُنِىَ عَلى‏ خَمْس، نه معنايش آن است كه ولايت در عرض اين است، ولايت اصلش مسأله حكومت است، حكومت هم اين طورى است، حكومت حتى از فروع هم نيست.

آن چيزى كه براى ائمه ما قبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده است، اين يك مقامى است كه مقام ولايت كلى است كه آن امامت است كه در روايت هست كه «الْحَسَنُ وَ الْحُسَين امامان قاما اوْ قَعَدا»، وقتى قعد است كه امام نيست. امام به معناى حكومت نيست، آن يك امام ديگرى است و آن مسأله ديگرى است. آن مسأله، مسأله‏اى است كه اگر او را كسى قبول نداشته باشد، اگر آن ولايت كلى را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همين قواعد اسلامى شيعه هم به‏جا بياوريد، باطل است، اين غير حكومت است، آن در عرض اين‏ها نيست، آن از اصول مذهب است، آنى است كه اعتقاد به او لازم است و از اصول مذهب است.انحرافى كه پيدا شده است - علاوه بر همه انحرافات - همين انحراف است كه ما باور كرديم كه سياست به ما چه ربط دارد.

غدير آمده است كه بفهماند سياست به همه مربوط است، در هر عصرى بايد حكومتى باشد با سياست، منتها سياست عادلانه كه بتواند به واسطه آن سياست، اقامه صلاة كند، اقامه صوم كند، اقامه حج كند، اقامه همه معارف را بكند و راه را باز بگذارد براى (صاحبان) افكار، يعنى افكارشان را با دلگرمى و با آرامش ارائه بدهند.

بنابراين، اين طور نيست كه ما خيال كنيم كه ولايتى كه در اينجا مى‏گويند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دين است، خير، اين ولايت عبارت از حكومت است، حكومت مجرى اين‏ها است، در عرض هم به آن معنا نيست، مجرى اين مسائل ديگر است.( صحيفه نور، ج 20، صص 29 – 30)

غدير، روز تعيين الگوى هميشگى حكومت‏

روز عيد غدير روزى است كه پيغمبر اكرم(ص) وظيفه حكومت را معين فرمود و الگوى حكومت اسلامى را تا آخر تعيين فرمود، حكومت اسلام، نمونه‏اش عبارت است از يك همچو شخصيتى كه در همه جهات مهذب است.( صحيفه نور، ج 3، ص 197)

پیامبر اكرم(ص) هنگامه رحلت جانشين و جانشين‏ها را تا زمان غيبت تعيين كرد و همان جانشين‏ها امام امت را هم تعيين كردند و به‏ طور كلى اين امت را به خود وانگذاشتند كه متحير باشند، براى آن‏ها امام و رهبر تعيين كردند.تا ائمه هدى(ع) بودند، آنها رهبربوده وباشند و بعد فقها؛ آن‏هايى كه متعهدند، آن‏هايى كه اسلام‏شناسند، آن‏هايى كه زهد دارند، آن‏هايى كه از دنيا اعراض دارند، آن‏هايى كه توجه به زرق و برق دنيا ندارند، آن‏هايى كه براى ملت دلسوز هستند، آن‏هايى كه ملت را مثل فرزندان خودشان مى‏دانند، آن‏ها را تعيين كردند؛ براى پاسدارى از اين امت. مع‏الاسف اشخاصى كه اطلاع ندارند بر وضعيت برنامه‏ هاى اسلام، گمان مى ‏كنند كه اگر چنانچه ولايت فقيه در قانون اساسى بگذرد، اين اسباب ديكتاتورى مى ‏شود، در صورتى كه ولايت فقيه است كه جلوى ديكتاتورى را مى‏گيرد. اگر ولايت فقيه نباشد، ديكتاتورى مى‏شود. آن‏كه جلوگيرى مى ‏كند از اين‏كه رئيس جمهور ديكتاتورى نكند و...، آن فقيهى كه براى امت تعيين شده است و (به عنوان) امام امت قرار داده شده است، آن است كه مى ‏خواهد اين ديكتاتورى ‏ها را بشكند و همه را به زير بيرق اسلام و حكومت قانون بياورد.( صحيفه نور، ج 10، ص 174)

زنده ‏نگهداشتن غدير براى چيست؟

زنده نگه‏داشتن اين عيد، نه براى اين است كه چراغانى بشود و قصيده ‏خوانى بشود و مداحى بشود، اين‏ها خوب است، اما مسأله اين نيست. مسأله اين است كه به ما ياد بدهند كه چطور بايد تبعيت كنيم، به ما ياد بدهند كه غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در همه اعصار بايد باشد و روشى كه حضرت امير(ع) در اين حكومت پيش گرفته است، بايد روش ملت‏ها و دست‏ اندركاران باشد.( صحيفه نور، ج 10، ص 174)

ندای تاریخی وآسمانی میعادگاه غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ |
ندای آسمانی غدیر ، مقدّمه ، متن و ترجمه ای است از بزرگترین سخنرانی تاریخ اسلام یعنی خطابه ی پیامبر صلی الله علیه و آله در میعاد گاه غدیر.تأکید خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام در خصوص غدیر نشان دهنده اهمیت این موضوع است.قرآن و سیره پیامبر گرامی اسلام فضایل، شخصیت و کمالات نخستین امام همام را برای مردم به خوبی بیان کرده است.واقعه غدیر سبب اکمال دین و اتمام نعمت شد، برای هیچ واجبی تا این حد تأکید نشده است و این بر اهمیت مسأله غدیر تأکید دارد.
http://www.ghadiresf.com/wp-content/uploads/2013/09/khotbe-khani-650x380.jpg

ای مردم! با روی گرداندن از علی(ع)، خود را در گمراهی گرفتار نکنید. از علی(ع) فاصله نگیرید و از ولایت و امامت او سرباز نزنید؛ زیرا علی(ع) تنها کسی است که به حق راهبر و خود عامل بدان است. او باطل را محو می نماید و شما را از آن بر کنار می دارد. او در راه خدا سرزنشِ سرزنش کنندگان را وقعی نمی نهد. او نخستین کسی است که به خدا و رسولش گرویده و کسی است که جان خود را در راه رسول خدا در طبق اخلاص نهاد و اول کسی است که همراه با رسول خدا(ص) پروردگار را عبادت نمود، آنگاه که احدی از مردان غیر از او با من، خدا را عبادت نمی کرد. ای مردم! علی(ع) را بر دیگران برتری دهید، پس به تحقیق که خدا او را برتری داده است و او را به امامت قبول کنید؛ زیرا خدا او را بدین مقام منصوب کرده است.»

غدیر تنها یک واقعه تاریخی در انتخاب جانشین نبی مکرم اسلام نیست بلکه استمرار حکم الهی در تداوم رسالت و شناساندن احکام امامت و ولایت در هدایت امت اسلامی است.واقعه غدیر یک اتفاق ساده و رویداد معمولی نبود بلکه مکتبی است که در آن آرمان‌های بشری به زیباترین شکل جلوه کرد و حقانیت دین اسلام در هدایت امت اسلامی نمود پیدا کرد.در این روز امت اسلامی شرف و مجد یافتند و در سایه ولایت حضرت علی (ع) توانستند به بزرگ‌ترین رستگاری دست پیدا کنند.

این روز در حقیقت نقطه تلاقی تداوم رسالت در مکتب امامت است، در این روز باید شعائر دینی و سنت نبوی احیا شود چرا که خداوند به پیامبر خود امر کرده است که اگر ولایت و امامت حضرت علی (ع) را بازگو نکند و در معرفی آن کوششی نداشته باشد کار به سرانجام نمی‌رسد.

‌از همین رو عید غدیر عید اکبر امت اسلامی است که ضرورت دارد در جامعه ابعاد این عید بزرگ به عموم مردم شناسانده شده و فرهنگ‌سازی در مورد آن انجام شود.جمهوری اسلامی ایران تبلوری از این حادثه عظیم در سایه رهبری صالح و ولی فقیه عادل است، همه ما افتخار می‌کنیم که در حکومت صالحان و رهبر شایسته‌ای همچون امام خامنه‌ای زندگی کرده و احکام اسلامی را اجرا می‌کنیم.

عید غدیر است که ریشه برخی از دشمنی‌ها و کدورت‌ها با مکتب اسلام به معنای واقعی روشنگری می‌شود، عمده هدف پیامبر مکرم اسلام از جمع شدن امت در منطقه غدیر خم در بازگشت از حجة‌الوداع آن است که نائب و جانشین خود را در امتداد خط نبوت و در مسیر ولایت نشان داده و معرفی کند.واقعه غدیر در طول تاریخ به نقطه روشن هدایت امت و نمودی از کج‌روی‌های برخی معترفان تبدیل شده است، اگر امروز امت اسلامی به فرق و گرایش‌های مختلف تقسیم شدند به واسطه نادیده گرفتن عظمت غدیر است که انحراف واقعی نیز از همین مسیر شروع شده است.

مسئله غدیر که اصل آن ولایت است باید به شکل روشن و قابل هضم برای نوجوانان و جوانان تبیین شود تا آنها با عمق کینه دشمنان حریم ولایت و امامت آشنا شده و بیش از هر زمان دیگر بکوشند راه درست و سعادت را دریابند.مهمترین بحثی که بعد از پایه‌گذاری اسلام مطرح شد مساله رهبریت بود که متاسفانه بی‌توجهی به این مهم حوادث تلخ بسیاری را در تاریخ اسلام ایجاد کرد.عید غدیرخم عید هدایت و سعادتمند شدن انسان و پیداکردن راه از بیراهه است،‌ بدون‌شک مسایلی که می‌تواند جامعه را از تاریکی نجات دهد، بحث ولایت‌پذیری است.

گاهی در تاریکی‌ها و غبارآلودگی فضای سیاسی، مردم دچار خطاهایی می‌شوند که لازم است راهنما و هادی وجود داشته باشد تا مردم را از این خطاها نجات دهند.در همه زمان‌ها این دست اشتباهات وجود داشته و درسی که عید غدیر به ما می‌دهد آن است که انسان‌ها را به این اصل رهنمون کند که بدون داشتن رهبری پیمودن مسیر راهی سخت و دشوار است.این عید تبعیت کردن از فرمان پیامبر (ص) در امامت امام علی(ع) است و به طور حتم غدیر نباید تنها در لفظ و بیان باشد بلکه لازم است در عمل و رفتار نیز ولایی و غدیری باشیم

اگر جامعه پس از پیامبر اسلام تحت زعامت و تربیت امام علی(ع) قرار می گرفت امروز وضعیت جامعه اسلامی این گونه نبود اگر امروز شعاعی از غدیر به هر کشور اسلامی بتابد وضع مسلمانان این گونه نخواهد بود که دو میلیون یهودی از گوشه کنار دنیا جمع شوند و نخستین قبله مسلمانان را اشغال کنند و بیش از یک میلیارد مسلمان جهان حریف اشغالگری این دو میلیون یهودی بی خانمان نشوند.شعاعی از غدیر در ایران تابید و انقلابی به این عظمت به وجود آورد، انقلاب اسلامی ایران شعاعی از غدیر است و این ملت را از ذلت به قله عظمت و عزت رساند.امروز به برکت نعمت ولایت فقیه و تابشی که از شعات غدیر به جامعه اسلامی می تابد نظام اسلامی در جهان عزت و عظمت دارد.موفقیت و عظمت امروز شیعه در جهان به برکت انوار نورانی غدیر است.باید از غدیر دفاع  و در جهت احیای آن گام برداریم و برای گسترش آن تلاش کنیم، باید مراقب باشیم که غدیر منشأ وحدت و انسجام اسلامی باشد و نه بستری برای اختلاف و انشقاق شود.

اختلاف میان مردم، شیعه و سنی مهم ترین برنامه و تلاش دشمنان در جهت تضعیف جایگاه اسلام ناب است.هیچ حربه ای جز اختلاف کارآمد نیست و دشمنان نیز در این جهت برنامه ریزی و سرمایه گذاری گسترده ای انجام داده و می دهند.ما یک شاخص داریم و آن ولایت فقیه است، آن چیزی که در این 34 سال زمینه اقتدار و عظمت نظام اسلامی را در عرصه جهانی فراهم کرد و کشور را از گردنه های هولناک عبور دارد اتحاد و حدت تحت زعامت ولایت فقیه بوده است.

 http://harfeto.ir/sites/default/files/894_17148.jpg?1382800947

هميشه امير/ مرتضي اميري اسفندقه

صدای کیست چنین دل‌پذیر می آید؟

کدام چشمه، به این گرم‌سیر می آید؟

صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟

که بود و کیست که از این مسیر می آید؟

چه گفته است، مگر جبرئیل با احمد؟

صدای کاتب و کلک دبیر می آید

خبر به روشنی روز، در فضا پیچید

خبر دهید؛ کسی دست‌گیر می آید

کسی بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست

به دست‌گیری طفل صغیر می آید

علی به جای محمد، به انتخاب خدا

خبر دهید؛ بشیری نذیر می آید

کسی به سختی سوهان؛ به سختی صخره

کسی به نرمی موج حریر می آید

کسی که مثل کسی نیست؛ مثل او، تنهاست

کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می آید

خبر دهید که دریا، به چشمه خواهد ریخت

خبر دهید به یاران، «غدیر» می آید

به سالکان طریق شرافت و شمشیر

خبر دهید که از راه، پیر می آید

خبر دهید به یاران، دوباره از بیشه

صدای روشن یک شرزه شیر می آید

«خم غدیر» به دوش از کرانه‌ها، مردی

به آبیاری خاک کویر می آید

کسی دوباره به پای یتیم می سوزد

کسی دوباره سراغ فقیر می آید

کسی حماسه تر از این حماسه‌های سبک

کسی که مرگ، به چشمش حقیر می آید

«غدیر» آمد و من خواب دیده‌ام، دیشب

کسی سراغ من گوشه‌گیر می آید

کسی به کلبه‌ی شاعر، به کلبه‌ی درویش  

به دیده‌بوسی «عید غدیر» می آید

شبیه چشمه، کسی جاری و تپنده، کسی

شبیه آینه، روشن‌ضمیر می آید

علی همیشه بزرگ است، در تمام فصول

امیر عشق، همیشه امیر می آید

به سربلندی او، هر که معترف نشود          

به هر کجا که رود، سر به زیر می آید

شبیه آیه‌ی قرآن، نمی‌توان آورد

کجا شبیه به این مرد، گیر می آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را

به این محله، خبرها، چه دیر می آید؟!

بیا که منکر مولا، اگر چه آزاد است

به عرصه گاه قیامت، اسیر می آید

بیا که منکر مولا، اگر چه پخته ولی

هنوز از دهنش، بوی شیر می آید

علی همیشه بزرگ است، در تمام فصول

امیر عشق، همیشه امیر می آید

فرازهایی از امواج غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ |
 http://negarkhaneh.ir/UserGallery/2011/4/goldoust_20120000_1_Fixed.jpg

پیامبر اکرم(ص): «مَن کنتُ مَولاه،فَهذا علیٌ مَولاه…»

هرمسلمانی که من تاکنون، عامل رشد و هدایت او بودم، پس ازاین، علی عامل رشد و هدایت اوست.

سطح آب از نوازش نسیم می لرزید، نسیمی که آهسته از روی ریگ ها می گذشت و از لابلای سنگ ها عبور می کرد.کرانۀ برکه از هجوم موج طراوتی یافته بود، گاهی برگی نیز دستخوش لرزش آب می شد. صخره ها با اندک سایه ای که افکنده بودند، شکوه و جلال طبیعت را مجسّم می کردند، تپّه ها…سر به درون یکدیگر نهاده در کرانه های ابهام آمیز صحرا ناپدید می گشتند، قطعه ابری درافق دور دست دیده می شد، وپرندگانی برفراز ریگ زارهای وسیع در پرواز بودند. سکوتی عمیق همه چیز را فراگرفته بود، آسمان نیز عکسی از آرامش صحرا بود، جز زمزمۀ هستی، آوایی به گوش نمی رسید.

زمان منتظر حادثه ای شورانگیز بود؛ و طبیعت به استقبال آهنگی خوش نوا می شتافت.لحظاتی دقیق گذشت…لرزش های صداها، سینۀ فضا را شکافت؛ در دل کوهسارطنین افکنده ؛ با اشعّۀ آفتاب درآمیخت و به روی برکه فرود آمد…آب می لرزید، و امواج دلپذیرش را گسترش می داد؛ امواجی جاوید و همیشگی …مسیر این امواج تنها آن برکه نبود، فضای صحرا تا آخرین چشم انداز دشتها، تادرون درّه های عمیق و فراز بیابان های خاموش، قبّۀ نیلگون سپهر تا سراپرده های افلاک که جایگاه فرشتگان است، زوایای اندیشه ها،اعماق روان ها، و در یک سخن امتداد تاریخ انسان دستخوش این امواج گشت… نغمه های پاک و الفاظ جذّابی که در آن روز، درآن دشت ساکت، و در آن اجتماع پهناور صحرایی، چون روحی مصفّا با جان ها درآمیخت؛ وچون فروغی گسترده، در دل ها پرتو افکند.

از منبری طبیعی، از جهاز شتران، از روی تخته سنگ های استوار، در هوای صاف ظهر بیابان، همراه نوایی آسمانی و دل انگیز، در دامان آرامش دهندۀ صحرا؛ جایی که سکوت مطلق طبیعت، اندیشه ها را متمرکز می سازد و هدف وجود، بشر غافل را به خود می آورد؛ جایی که عظمت آفرینش از رازهای خود پرده می افکند، و شکوه کاینات و مظاهر هستی، انسان سهل انگار را به تأمل وتدبّر وا می دارد.

آنجا …آنجا که از محیط محدود شهرها وآبادی ها اثری نیست؛ و از در و دیوارهای عمارت های مأنوس یادی به جای نمانده است؛ و روان انسان چون صفحه ای سپید، آمادۀ پذیرش هر حقیقتی است. از زبان برگزیدۀ کائنات، که به گفتۀ فیلسوف انگلیسی، توماس کارلایل  «راز هستی برابر دو چشمش فروغ می کشید، و آوایش چنان بود که گویی از دل طبیعت بر می خاست.»

آری،از محمّد(ص) از این رهنمای گرامی و کانون مهر و فضیلت، از این مُربّی رنجدیده و فداکار، که هم اکنون روزهای عمر پُر انقلاب خود را پس از ادای وظایف پیامبری به پایان می برد. به یاران و اصحاب، به مسلمانانی که مناسک حج را به جای آورده اند، و آن صحنۀ عبادت اجتماعی را برگزار کرده اند، و هنوز خاطرات حج را- که زایل کنندۀ غرور و خودخواهی است – از یاد نبرده اند؛ و صفایی از پرستش و نیایش، روحشان را سرشار ساخته است. و در چنان موقعیّتی حسّاس، که برای ابد، جامع‌ترین طرح قسط و عدل و تعالی اخلاقی ریخته می شود؛ و در دقایقی که راز بقای دین و تربیت، آشکار می‌گردد، و نتیجۀ نهایی آفرینش (حکومت دین کامل در جوامع بشر) در آشکار ترین صورت، خودنمایی می کند؛ و هستۀ مرکزی سازمان هدایت یکجا به بشریّت رو می آورد؛ زبان وحی سخن می گوید و فروغ الهامی را که در سینۀ پاکش درخشیده است به صفحات افکار و روان ها می تابد؛ و زحمات طاقت فرسای پیامبران ، همراه مجاهدات بیست و سه سالۀ او هم اکنون دراین چند ساعت خلاصه می شود، و برنامۀ هدایت و سعادت بشر تا دامنۀ رستاخیز تنظیم می گردد.

معرفی انسانی الاهی و برتر از انسان ها، دست در دست معلّم انسانیّت، در گرمای سوزان غدیر، در منظر توده‌ای انبوه از انسان ها، با حضور زبدۀ مسلمانان، موضوعی ساده نبود، اینجا بود که نیروی انقلاب معنوی می رفت که مسیر تاریخ را دگرگون سازد و مکتب یکتا پرستی و انسان دوستی، سراسر گیتی را زیر نفوذ تعلیمات خود گیرد، محمّد(ص) با این معرّفی روشن و تعلیم زنده، کارنامۀ آموزش و پرورش را کامل ساخت، و وظیفۀ گران و نهایی خویش را به پایان برد، و در تاریخ جهان موجی نوسان خیز افکند؛ موجی که به دست او از سرچشمۀ الهام به حرکت در آمد، و کشتیی را که بادبان عدل و دادگستری و شجاعت و ایمان، رهبری‌اش می کرد بر اقیانوس بیکران زمان، به سوی ساحل خوشبختی و سعادت روان ساخت.

کاروان همسفر پیغمبر، پس از اقامت سه روزه، از بیابان غدیر حرکت کرد، و مردم را به وطن‌های خود باز رسانید، مردم در انجمن‌ها و محفل‌ها نشستند؛ و حدیث غدیر را بازگو کردند، و به کوچک و بزرگ و قبایل و طوایف رساندند. کاروانیان مدینه نیز به سر منزل خویش فرود آمدند، در این میان، چند روزۀ دیگرِ عمر پیغمبر سپری گشت، اشعّۀ وحی گسستگی یافت، و چهرۀ منجی بزرگ جهان درخاک های مدینۀ پاک پنهان شد، محمّد(ص) جهان را بدرود گفت؛ درود خدا بر او و خاندان او باد. در اثر این حادثه سهمگین، اوضاع مرکز اسلام برآشفت، علی و آل هاشم به ضروری ترین وظیفۀ خود، یعنی برگزاری مراسم کفن و دفن بدن رسول الله، اشتغال ورزیدند، در انظار عموم، خلافت و امامت علی جای تردید نداشت، و کسی فکر نمی کرد که عرب این امر را از خاندان نبوّت بیرون برد؛ و از پرورش یافتگان دامن وحی، راهی جدا گیرد؛ و در مرکز حکومت اسلام و قرآن، شخصی مانند علیّ بن ابیطالب را یک ربع قرن خانه نشین سازد. نویسندة مشهور مصری، «عبدالفتّاح عبد المقصود»، استاد دانشگاه اسکندریّه می گوید: دسته دسته اصحاب، گاه پنهان و گاه آشکار، گرد هم جمع می شدند و مردم را به طرف فرزند ابوطالب دعوت می کردند، زیرا او را سزاوارتر از همه به تصرّف در امور خلافت دیده بودند، بعد گرداگرد خانة علی اجتماع کردند. به نام او شعار می دادند و می خواستند بیرون آید تا میراث گرفته شده اش را به او باز گرداند. این امور زمینه ساز شد که مسلمین در برابر این پییشامد، پاره ای مددگار شدند، و برخی سر مخالفت برداشتند، و ناگاه در مدینه دو دستگی بر پاشد و آن وحدت و یگانگی که محلّ امید بود شکاف برداشت، بطوری که نزدیک بود مدینه از هم بپاشد؛ و جز خدا کسی نمی دانست عاقبت این اوضاع چه خواهد بود.

باز امواج طوفانی غدیر بود که روزی خاندان پیامبر را به دفاع از حقوق امامت برانگیخت و برای اصلاح مبانی اقتصادی وسیاسی به قیام واداشت، آن روز که بانوی بزرگ، حضرت فاطمه(س) به مسجد پیغمبر درآمد؛ و در پسِ پرده ای که در زاویة مسجد آویخته بودند، با شکوهی که خاصّ نوامیس نبوّت است، میان زنان آل هاشم به پا خاست؛ وخطبة شور انگیز مسجد مدینه رابر اجتماع مسلمین فرو خواند، اودرخلا ل آن کلمات سوزان، که ارکان مدینه را لرزان و در تار و پود تاریخ زمزمه ای غم انگیز افکند، خطاب به جوانان غیور مسلمان چنین فرمود: ای گروه جوانان! ای بازوان ملّت و یاران اسلام! ای انصار! این چه سُستی است دربارة یاری من؟ بدانید! من درست درک کردم که شما به طرف خوشگذرانی روآوردید، و از محدودیّت وظایف(وحکومت دقیق علی«ع»)شانه تهی کردید! آنچه را گرفته بودید(اشاره به بیعت روز غدیر)کنار گذاشتید؛…

و روز دیگر، در بستر بیماری، به وسیلة بانوانی که به عیادتش آمده بودند، پیامی آتشین به مسلمانان فرستاد و در آن پیام فرمود: شگفتا از اینان! خلافت را از مراکز استوار رسالت و پایگاه‌های عالی نبوّت به کجا انتقال دادند! بدانید که زیان آشکار، همین است…

باز امواج پُر تلاطم غدیر را، که به صورت «احتجاج» خروش می کرد، می نگریم. در مواردی خود امام علیّ بن ابیطالب به حدیث غدیر احتجاج واستدلال کرده است؛ از جمله در مسجد مدینه، پس از در گذشت پیامبر؛ و روزی که خلیفة سوم به وسیلة عبد الرّحمان عوف خلیفه گشت.

دانشمندان اهل تسنّن روایت کرده اند که یکی از موارد استدلال امام، روزی بود که در کوفه خطبه ای خواند، و پس از ستایش آفریدگار هستی فرمود: من شما را به خدا سوگند می دهم ، هرکس در غدیر حاضر بوده بایستد، تنها کسانی بایستند که به گوش خود شنیدند و فرا گرفتند؛ نه آنان که می گویند: به ما خبر رسیده ودانسته ایم…آنگاه جمعی از بزرگان اصحاب به پاخاستند؛ که احمد حَنبَل- محدّث متبحّر و پیشوای مذهب حنبلی- در کتاب «مناقب» می گوید: «آن جمع سی نفر بودند که به شنیدن حدیث غدیر گواهی دادند».

امام حسن مجتبی«ع» نیز غدیر را یادآور گشت؛ و در ضمن خطبه ای فرمود: همین امّت از جدّم شنیدندکه می گفت: «مردمی که امرشان را به شخصی بسپارند که داناتر از او در میانشان باشد، همواره روزگارشان به پستی و سِفلِگی می‌گراید»… و نیز شنیدند هنگامی که دست پدرم را در غدیر خُم گرفت و گفت: «مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلِیٌ  مَولاه…»؛ و فرمود تا هر کس شاهد آن مراسم بود به دیگران ابلاغ کند…


http://ts2.mm.bing.net/th?id=H.4844629827390393&pid=1.7

امواج غدیر همچنین در حال نوَسان و خروش بود ؛ و به کیفیّت‌های گوناگون آشکار می گشت؛ و در کانون مقدّس دین و محبّت، عناصر زنده ای پدید می آورد؛ و آزاد مردانی تربیت می کرد که صفحات تاریخ با جانبازی‌های آنان درخشان است؛ در میدان کوفه، مردی پارسا و زاهد ـ میثم تمارـ را بنگریدکه فروغ ایمان از رخساره اش آشکاراست؛ و آثار سجود و شب زنده داری درخشش ویژه‌ای به سیمایش بخشیده است؛ و با دست و پای قطع شده و بدن آغشته به خون، بر سرِ دار، با مردم سخن می گوید و دل‌ها را به بیان فضائل علی(ع) زنده می کند، و در لحظات آخر زندگی، مدافع حقوق انسانیّت را می شناساند، درود بر این روح وارسته و فکر آزاد و زندگی پاک…!

به نقل محدثان سنی و شیعه – پیامبر فرموده است: «علیٌ مَعَ الحَق والحَقُّ مَعَ علی» علی با حق است و حق با علی است. آلوسی بغدادی _ عالم متعصب سُنّی _ در تفسیر خود (ج۲۳/۷۴)، درذیل این آیه: «وَ قِفُوهُم اَنَّهُم مَسؤولُون؛ نگاه داریدشان که مسئولند»؛ می گوید: نزدیک‌ترین قول به صحت، این است که در آن روز، از عقاید و اعمال می پرسند، و در رأس اینها همه، (یعنی: اقرار به یگانگی خدا) است وازمهمترین آنها(یعنی: آنچه در قیامت از آن می پرسند وباز خواست می کنند) ، ولایت علی – کَرَّمَ اللهُ وَجهَه – است.

با همۀ این امواج هدایت گر، اما به گفتة وُلتر فیلسوف معروف فرانسوی: آخرین ارادة محمد انجام نشد، اوعلی را{به جانشینی خود}منصوب کرده بود.

آخر چگونه می توان امواج بلند غدیر را پوشاند؟!

طبری، مورّخ و مفسّر معروف سُنی (م۳۱۰) است. وی جریان آخرین حج پیامبر(حَجّه الوداع)را که همة جزئیات آن برای مسلمانان اهمیت بسیار دارد، ناقص ذکر می کند، یعنی دنبالة واقعه را از آخرین روزهایی که پیامبر اکرم(ص) در مکه است رها می کند و در مورد شرح باز گشت پیامبر تا مدینه خاموش می شود، تا مبادا کار به ذکر«واقعه غدیر» بکشد، با این همه، پس از مدت‌ها، به عنوان یک حافظ حدیث و فقیه ومورخ مسلمان ، بر کتمان واقعة دینی غدیر آرام نمی یابد و کتابی مستقل به نام «الولایه فی طُرق حدیث الغدیر»در بارة این ماجرای مهم اسلامی واسناد حدیث آن تألیف می کند.

ضیاء الدین مقبلی عالم سُنی(م-۱۱۰۸)می گوید: اگر حدیث غدیر مُسلّم نباشد، هیچ امر مسلّمی در اسلام وجود ندارد.خلیفة دوّم، عمربن خطاب، می گفت: علی از من و ابوبکر برای خلافت سزاوارتر بود.در حقیقت انکار «غدیر» و امواج بلند آن به انکار اصل اسلام خواهد انجامید. زیرا غدیر تعیین سرنوشت حیاتی اسلام است.

بر همین اساس، امام صادق(ع) از پدران خویش، نقل می کند که پیامبر فرمود: روز غدیرخُم، برترین عیدهای امت من است. وآن روزی است که خدای تعالی مرا امر کرد تا برادرم  علی بن ابیطالب را پیشوای امت خود قراردهم، تا پس از من به او اقتدا کنند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را کامل کرد. واز اینجاست که امام محمد باقر و امام جعفر صادق و امام علی بن موسی الرضا، علیهم السّلام، غدیر را مطرح کرده اند و روز غدیر را عید می گرفته اند و به مردم یاد آوری می کرده اند که «غدیر» بزرگترین عید اسلام است.

ندایی به گوش رسید... همه سکوت کردند..
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ |

سال دهم هجری...  حجهٔ الوداع... سرزمین «رابغ»... وقت ظهر... هوا، بشدت گرم... اقامه نماز ظهر...


«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس»


ندایی به گوش رسید... همه سکوت کردند...

 «مردم نزدیک است من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤولید»


وصیت آغاز می شود...

«من دو چیز نفیس در میان شما به امانت گذاردم،

یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیت من،

این دو هرگز از هم جدا نشوند.

مردم بر قرآن و عترت من پیشی نگیرید و در عمل به آنها کوتاهی نورزید که هلاک می‏شوید»


طرح یک سئوال...

«سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان کیست؟ همگی گفتند: خدا و پیامبر او داناترند»


دست هایشان در دست هم... دست ها به آسمان نزدیک شد... و حرف آخر...

«ای مردم هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست،

خداوندا کسانی را که علی را دوست دارند، دوست بدار

و کسانی که او را دشمن دارند، دشمن دار و...»


سپس ندا آمد...

«الیوم اکملت لکم دینکم...»

آری غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت،

روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت

روز نعمت، روز شکرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریک و تهنیت،

روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق،

روز تکمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون،

روز یاس دشمن و امیدواری دوست و روز اسلام و قرآن و عترت،

روزی که پیروان واقعی مکتب حیات‏بخش اسلام آن را گرامی می‏دارند و به همدیگر تبریک می‏گویند...

درباره واقعه غدیر و اهمیّت این روز، آیاتى از قرآن نازل شده است. پیش از خطبه غدیر این آیه نازل شد:

 «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»[۱]؛ اى پیامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، (به مردم) ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنى، رسالت خدا را انجام نداده ‏اى.

آن گاه که پیامبر خدا «صلّى اللَّه علیه وآله» خطبه را به پایان رساند، این آیه کریمه فرو فرستاده شد:

 «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإسْلامَ دیناً»[۲]؛ امروز دین شما را به حدّ کمال رسانده و نعمت را بر شما تمام کردم و آیین اسلام را برایتان برگزیدم.

هنگامى که خطبه غدیر پایان یافت و مسأله بیعت با امیر مؤمنان على «علیه السّلام» به طور جدّى مطرح شد، عربى درخواست عذاب نمود و این آیه درباره او نازل شد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»[۳]؛ درخواست کننده ‏اى تقاضاى وقوع عذابى نمود. خلاصه شأن نزول این آیه مبارکه چنین است:

پس از آن که واقعه غدیر پایان یافت، شخصى به نام «حارث بن نُعمان فهرى» نزد رسول خدا «صلّى اللَّه علیه وآله» آمد و با حالى آشفته به حضرتش چنین خطاب کرد: ما را به نماز گزاردن امر نمودى امتثال کردیم. دستور به پرداخت زکات فرمودى اطاعت کردیم و… و اکنون‏ بازوى پسر عمویت را گرفته و او را به عنوان ولىّ و سرپرست بر ما نصب نمودى! آیا این دستور از پیش خود توست یا از خدا؟

پیامبر خدا «صلّى اللَّه علیه وآله» در پاسخ فرمود: والّذی لا إله إلّاهو، هذا من اللَّه؛ به خدایى که جز او معبودى نیست سوگند! این فرمانى از جانب خداوند است.

حارث پشت کرد و به طرف مرکب خود حرکت کرد و مى‏ گفت: خدایا! اگر آن چه محمّد می ‏گوید حق است، بارانى از سنگ‏ هاى آسمانى بر ما ببار و یا عذاب دردناکى بر ما فرو فرست!

هنوز به مرکبش نرسیده بود که خداوند سنگى فرو فرستاد که بر فرقش خورد و از دامنش بیرون گشت. در این هنگام خداوند این آیه را نازل فرمود: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ* لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ»[۴]؛ درخواست کننده‏ اى تقاضاى وقوع عذابى کرد. این عذاب براى کافران است و هیچ کس نمى‏ تواند آن را دفع کند.[۵]

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِین‏ علیه السلام

[۱]. سوره مائده، آیه ۶۷٫

[۲]. سوره مائده، آیه ۳٫

[۳]. سوره معارج: آیه ۱٫

[۴]. سوره معارج: آیات ۱ و ۲٫

[۵]. تفسیر ثعلبى، ج۱۰، ص ۳۵، شواهد التنزیل، ج۲، ص ۳۸۱ به نقل از نگاهى‏ به ‏حدیث‏غدیر، آیت الله سید علی میلانی، ص


از غدیر تا عاشورا
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ |

http://www.navideshahed.com/attachment/1389/08/272803.jpg

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت. آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد. پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود. آنچه را که به رمز و کنایه در اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان. و این برای دشمن سنگین بود و شکننده. ممکن بود«انت منّی بمنرلة هرون من موسی الا انّه لانبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.

عید سعید غدیر عید بزرگی است که هر مسلمانی از یاد آن به شوق می آید و دلش از عشق به خدا و اولیائش به وجد آمده و نشاط و شادابی را در بیت خاندان پیامبر جستجو می کند و بر تمسک به ولایت امیرمومنان علی علیه السلام افتخار می نماید لکن باید توجه داشت که این یک روی سکه است و این نوشتار در صدد پرداختن به عمق ماجرا می باشد.

سروده «انّ مثل اهل بیتی کسفینة نوح» را به آهنگی دیگر نواختن یا به بیغوله های فراموشی مقدور می نمود. اولین اسلام آورنده بودن علی را و اولین مأموم  پیامبر بودن او را پوشیده نگاه داشتن میسور می نمود.لوح محفوظ، کتاب مبین، قرآن ناطق، امام مبین، رحمت واسعه و ... که همه را پیامبر به علی تعبیر کرده بود، می شد آنچنان در پرده تحریف پیچید، که نافذترین دقتها هم حتی دریافتشان را نتواند.

شان نزولی دیگرگونه جعل کردن بر سوره «هل اتی» که هدیه خداوند بود به علی و جبرئیل این هدیه را با بالهای امانت خود حمل کرده بود و پیامبر با دستهای عصمت خویش آن را بر قلب علی نشانده بود، محال به نظر نمی رسید و ... شاید می شد همه آنچه را که پیامبر امین خداوند در شءن علی سلام الله علیه فرموده بود، در پشت ابرهای نفاق و کینه و شرک پنهان کرد. لیکن این دم آخری در این حج واپسین، این کلام آخرین در حضور نمایندگان خواه و ناخواه تمامی مردم روی زمین انکار کردنی نبود. پوشیدنی و تحریف کردنی نبود.

روشن بیان کرده بود پیامبر به روشنای روز- به همان روشنی که دستها بر پشمها حایل می کردند که از تشعشع مستقیم آفتاب در امانش نگاه دارند.اول از صداقت و امانت خویش پرسیده بود و همگان سر بر آستان صداقتش ساییده بودند.و بعد اعتراف گرفته بود بر ولایت خویش، و همگان مقر آمده بودند که از خویش بر خویش اولی تر پیامبر است. پس از اثبات صریح و مکرر منزلت خویش در میان مردم، علی را بر گلدسته دست خویش نشاند و کلام آخر... اتمام و اکمال دین  که:

آنچه من بر شما بوده ام، از این پس علی بر شماست.هر که به کشتی نبوت من درآمده است، اینک در ساحل امامت علی پیاده شود وگرنه بی تردید غرقه می گردد. آمده بودم که از ظلمت وارهانمتان و اینک خورشید در دستهای علی است.

آمده بودم که از عذاب الهی بترسانمتان، بترسید از خیانت به علی. آمده بودم که راه بهشت را بنمایمتان، پا جای پای علی بگذارید.آمده بودم که دین را بیاورم، صراط مستقیم، صراط علی است، دین، علی است به تمامه. علی مظهر اَتَم واَکمل دین است. راه، با علی هدایت است و بی علی ضلالت.

سخن تمام و... نیز رسالت من. «الیوم اکملت لکم دینکم...» و این برای دشمن سنگین بود و شکننده، دشمن به اینجا رسید که: تا غروب خورشید پیامبر، دندان بر جگر باید نهاد و در ظلمت فقدان او دست به کار استمرار شب می باید شد. و ... چنین شد. لیکن شب به اراده شب پرستان نمی پاید و خدا جهان را بی روشنی، بی نور، بی خورشید، بی حجت رها نمی کند. پس چه باید کرد؟!

حال که وجود خورشید حجت ناگزیر است و لامحاله، و در روز روشن ولایت، از دیوار آگاهی مردم بالا نمی توان رفت و همت به سرقت گنج ایمانشان نمی توان گماشت، تنها دو کار می توان کرد:یا خورشید را زندانی سکوت باید ساخت یا چشم و دل مردم را از نور فرو باید بست. مردم را کور باید کرد... و اگر این هر دو شد که غایت مطلوب است و نهایت مأمول.

و این هر دو شد، هم علی خانه نشین شد و هم پرده های سیاه جهل و کفر و نفاق، چشم دل مردم را پوشاند که این هر دو بی دیگری نمی شد.اگر مردم زندانی جهل خویش نبودند، علی را به زندان انزوا تاب نمی آوردند و بالعکس اگر موجودیت اسلام تهدید نمی شد و علی را مجال شمشیر برافراشتن بود، هیچ پرده جهل و کفر و نفاقی بر هیچ چشم و دلی نادریده نمی ماند.

اما با این دو مصیبت عظمی- خانه نشینی خورشید و سیاه دلی مردم- اسلام غریب شد و آرام آرام آن دشنه ها که در کارگاه انکار غدیر، ساخته و پرداخته شده بود، از نیام خباثت درآمد و مهیای قتل آل الله شد. با اولین ضربه، عرش و فرش به لرزه درآمد، فرق امید شکافته گشت و خون یاس، محراب مظلومیت را پوشاند. با دومین ضربه، امام حسن و با سومین و چهارمین... امام حسین عصاره مظلومیت تاریخ به خون نشست و منکران غدیر و خفاشان ولایت گریز، حضور ممتد و مستمر شب را جشن گرفتند.و از آن پس تاکنون و تا قیام قائم آل محمد آنچه تعدی و ستم بر اسلام و اسلامیان رفته و می رود، همه به دست نوادگان و اخلاف همان کودک انکاری است که در غدیر زاده شد.

پرسش مهم اینست : چه رابطه ای بین غدیر و عاشورا وجود دارد؟

غدیر واژه ای است مظلوم که شیعیان آن را عید بزرگی می دانند اما باید برای داستان غدیر خون گریست .

آیا مسلمانان با همه اختلافات ، در اینکه واقعه غدیر اتفاق افتاده تردیدی دارند؟

آیا در قرآن کریم ابلاغ امامت امیرالمومنین علی علیه السلام بعنوان اتمام رسالت ذکر نشده است ؟

اطلاع رسانی ولایت مولای متقیان در آخرین حج پیامبر اکرم چه معنایی می تواند داشته باشد ؟

مگر همه برای بیعت با خلیفه تعیین شده از جانب خدا باحضور رسول گرامی اسلام از یکدیگر سبقت نمی گرفتند ؟

پس چرا بیعت شکنی ؟ پس چرا تخلف از میثاق ؟ پس چرا فراموشی غدیر ؟

بین غصب خلافت پیامبر و شهادت ام ابیها حضرت زهرا سلام الله علیها زمان چندانی نبود ولی از غدیر تا عاشورا حدود نیم قرن طول کشید ، در این فاصله زمانی مسلمانان بکلی دگرگون شدند ، اگر روز نخست غصب خلافت ، خواص جامعه از اسلام روی گرداندند ، در محرم سال 61 هجری قمری توده اجتماع هم بواسطه همراهی با ظالمان از نور ایمان تهی گشته راه شقاوت را برگزیدند.باید بپذیریم ایمان آوردن دشوار نیست ، پاسداری از ایمان سخت است زیرا شیطان حضور ایمان را برای عصیان خدای متعال مانعی جدی و اساسی می داند وهمه وسوسه هایش را برای ازبین بردن آن بکار می گیرد .

ایمان یعنی پذیرش ولایت خدای متعال :** الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات **اما کفر یعنی خروج از حاکمیت امام معصوم و قبول ولایت طاغوت بنابراین انسانهایی که تحت ولایت و حکومت خدای متعال هستند از ظلمت نفس بسوی نور هدایت و رستگاری در حال حرکتند والبته این حکومت باید توسط خداوند به اهلش واگذار شود و غدیرخم میعادگاه اهل ایمان با جانشینان خدا در زمین است اما آنان که کفر ورزیدند و ایمان خویش را تباه ساختند پس بجای ولایت خدا ، اولیاء خود را طاغوت قرار داده و از ولایت امیرالمومنین و فرزندان معصوم و امامان تعیین شده از جانب خدای متعال خارج گردیدند و این همان خروج از نور بسوی ظلمت است که فرجام تلخش واقعه خونین عاشورا خواهد بود

منبع: شجاعی، سید مهدی، خدا کند تو بیایی

بررسی ارتباط غدیر و عاشورا
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ |

http://ts4.mm.bing.net/th?id=H.4803338018947455&pid=1.7


چکیده :

ماجرای کربلا فقط ریشه در چند ماه به حکومت رسیدن یزید نداشت بلکه ریشه ی اصلی آن از زمان غدیر و مخالفت های اهل سقیفه با جانشینی امام علی (ع) و حوادثی که بعد از آن صورت گرفت و اسلام را از مسیر اصلی اش خارج کرد و منجر به قیام امام حسین (ع) شد تا دوباره غدیر را احیا کند.

کلید واژه ها:

غدیر – عاشورا – امامت – کربلا – قیام امام حسین (ع)

  مقدمه:

آدمی در هر زمان و مکان به امام نیازمند است و بدون امام این جهان قادر نیست لحظه ای را ادامه دهد.

امامت به دو معناست :

۱-  به معنای عام

۲- به معنای خاص

منظور از امامت عامه : رهبری مردم است به طور مطلق به صورتی که شامل ولایت فقیه میشود.

منظور از امامت خاصه : امامت معصومین است که از سوی ÷یامبر اکرم (ص) منصوص به نصوص خاصه می باشد. ( مکارم شیرازی، ۱۳۸۵، ص ۱۱)

امامت به هر دو معنا تاریخچه ای بسیار طولانی در اسلام دارد و هیچ شمشیری در اسلام در امور دینی کشیده نشده است، ان گونه که برای امامت کشیده شده است. از این رو با جستجو در تاریخ می توان فهمید که ریشه اصلی حادثه کربلا امامت و آغاز آن از غدیر است.

« فلعن الله  امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیهما» (زیارت عاشورا)

اختلاف بنی امیه و بنی هاشم:عبد مناف جد سوم پیامبر اسلام ۰ص) هیچگاه  در صدد به دست آوردن موقعیت برادر خود در انجام مناصب عالی کعبه نبود. ولی دو تن از فرزندان عبد مناف به نام های هاشم و عبد شمس که دو قلو بودند در این باره به جدال می پرداختند.اختلاف دیرینه ی بنی هاشم و بنی امیه از این جا بود که بنی هاشم همیشه خصلت خوبی داشتند و اعمال و مناصب کعبه را بر عهده داشتند ولی بنی امیه از آن محروم بودند و این کینه ی بنی امیه از بنی هاشم به جریان دوره های اسلام و بعد عاشورا  کشیده شد. از جمله ویژگی های بنی هاشم  که آتش حسد بنی امیه را بر بنی هاشم می افروخت عبارتند از : آراستگی به علم و فضیلت ،پاکی و تقوا و اصالت خانوادگیی، شایستگی های فردی.(قمی،۱۳۸۶،صص۲۶-۱۲)

جریان غدیر:

پیامبر اکرم (ص) در سال دهم هجری ، از مدینه به قصد انجام دادن اعمال حج به مکه سفر کرد. سفر پیامبر بیشتر به اطلاع مسلمانان نواحی مختلف رسیده بود و از این رو جماعتها و گروه های بسیاری برای اینکه اعمال حج را در حضور پیامبر (ص) انجام دهند و آداب و مناسک حج را از خود او بیاموزند ، آمدند .(حکیمی،۱۳۳۶،صص۳۶-۳۴)

پس از اعمال حج و در راه برگشت در غدیر خم جبرئیل نازل شد و گفت : «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»

«ای فرستاده ی خدا ، دستوری که خدا برای تو فرستاده است ، به مردم برسان و گر نه ، تبلیغِ رسالت نکرده ای! خدا تو را از شر دشمن نگه خواهد داشت.»(قرآن کریم)

با توجه به اینکه آن ایام، ماه های آخر عمر پیامبر بود و پیامبر همه احکام را تبلیغ کرده بود. سپس معلوم بود که این پیام مربوط به جانشینی است. ÷یامبر فرمودند که منبری از پالان شتران درست کردند و پیامبر بالای آن رفت و مورخان اهل سنت نوشته اند در آن روز ۱۲۰۰۰۰ تن در پای آن منبر حضور داشتند.«سپس پیشوای سالخورده ی اسلام در آن اجتماع بزرگ و روز داغ ، برای اینکه کمترین ابهامی نماند دست علی (ع) را گرفت و بلند کرد ، چنانکه سپیدی زیر بغل آن دو نمایان شدو آن گاه فرمود : (من کنت مولاه فهذا علی مولاه)(جمعی از دبیران،۱۳۶۲،صص۳۹-۳۸)

«در جای دیگر ابوبکر احمد بن علی معروف به خطیب بغدادی طی سندی از عبدالله بن اسعد بن زراره ، از پدرش، از رسول خدا (ص) روایت می کند فرمود:«من کنت مولاه فعلی مولاه» و نیز فرمود : «هر کس که من ولی امر او هستم علی نیز ولی امر اوست.» و فرمود :«پروردگار متعال در باره ی علی بن ابی طالب به من وحی فرمودند که او امیر المومنان و سید و سرور مسلمانان و پیشوای سفید رویان است.»(طلوعی گرگانی،۱۳۸۲،ص ۲۷)

اهمیت غدیر در تاریخ

دانشمند بزرگ و محقق ف نویسنده ی «الغدیر» در ابتدای نخستین جلد کتاب جهانی خود تحت عنوان «اهمیت غدیر در تاریخ»بحثی علمی و جالب کرده که خلاصه آن را با بیان ساده در این جا ذکر می کنیم:

«در نظر خردمندان ، ارج و شرف هر چیز وابسته به نتیجه ی آن است و به اندازه ی ثمره ای است که می بخشد. بنابر این در دامنه ی پهناور تاریخ و موضوعات آن ، مهمترین مطلبی که نظر به نتیجه اش ، دارای موقعیت شایانی است آن بخش هایی است که پیدایش ادیان را نشان می دهد و پایه گذاری مذهب بر آن نهاده شده است و سر چشمه ی عقاید ملت ها و جمعیت هایی قرار گرفته است. از این رو ، این بخش از تاریخ که مبدا پیدایش اعتقادات و مقدمات ملت هاست به ابدیت راه بسته است و هیچگاه تاریخ جهان آن را فراموش نمی کند و با جاودانی و همیشگی در سراسر دوران آینده تاریخ پا بر جای است.»(امین،۱۳۶۶،صص۲۷-۲۰)

سقیفه:

پس از رحلت پیامبر (ص) در حالی که حضرت علی (ع) و جمعی از یاران با وفای پیامبر مشغول عزاداری و در غم پیامبر بودندف بنی امیه که سال ها کینه ی بنی هاشم را به دل داشتند و با ظهور اسلام قدرت از آنها گرفته شده بود ، دوباره فرصت یافتند تا قدرت را دوباره به دست گیرند.«در سقیفه گروهی از نصار گرد هم آمدند تا برای پیامبر جانشین پیدا کنند ولی قریشیان از جمله ابو بکر و عمر معتقد بودند که حاکم باید از قریش انتخاب شود و چون قریش قبیله ی پیامبر است و جز قریش عرب حکومت هیچ کس را قبول نمی کند.»(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،صص۱۱۵-۱۱۴) و به این گونه در سقیفه با مکر و حیله ابوبکر به عنوان پیشوای مسلمانان و خلیفه ی اول و جانشین پیامبر انتخاب شد و واقعه ی غدیر به کل فراموش شد.

منافقان غدیر سازندگان روزهای سقیفه

«همان مجموعه ای که همزمان با غدیر صحیفه ی ملعونه را امضا کردندو در مقابل منبر غدیر ناروا گفتند و کسانی که در توطئه ی قتل پیامبر (ص) و علی (ع) شرکت داشتند، همان ها در ماجرای سقیفه و احراق بیت فاطمه (س) و فدک حضور داشتند و به عنوان عوامل اصلی عمل می کردند.»(انصاری ،۱۳۸۶،ص۱۲۰)

مهمترین پیامدهای غدیر:

الف) شکسته شدن حرمت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)

یکی از مهمترین پیامد های سقیفه فراموشی سخن پیامبر در باره ی خلافت و رهبری علی (ع) بود که این خود موجب بی حرمتی هایی از جمله آتش زدن در خانه ی حضرت فاطمه (س) که تا چندی قبل از آ« حتی به مخیله ی مسلمانان خطور نمی کردصورت گیرد.(داودی ،۱۳۸۴،۱۱۷-۱۱۵)

ب) تبدیل شدن خلافت عهد الهی به امری بشری

دومین نتیجه ی روشنی که از سقیفه به دست آمد تبدیل شدن خلافت الهی ، که اعتبارش از نص و تعیین مستقیم خداوند و رسولش نشات می گرفت ، به یک امر عادی بشری بوده آن هم به گونه ای که می توان سر نوشت مسئله ای به این اهمیت را در ی کمشاجره ی کوتاه میان انصار و تنی چند از قریش ، بدون حضور بزرگان اسلام تعیین کرد.(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،ص۱۱۸)

ج) به قدرت رسیدن بنی امیه در شام (تبدیل خلافت به پادشاهی)

شاید حاضران در سقیفه از ابتدا فکر نمی کردند چیزی که آنها تصویب می کنند پس از یکی  دو دهه ی دیگر تبدیل به یک حکومت سلطنتی موروثی خواهد شد . خلافت که عهدی الهی بود، در سقیفه به زمامداری فردی از قریش تنزل یافت و در ادامه راه ، به حکومت سلطنتی بنی امیه در شام تبدیل شد.(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،ص۱۱۹)

به خلافت رسیدن عمر:

«ابن احمر»مورخ معروف می گوید: «ابوبکر در حال احتضار ، عثمان ررا احضار کرد تا وصیتی در امر خلافت بنویسد ، به او گفت : بنویس”بسم الله الرحمن الرحیم این وصیتی است که ابوبکر به مسلمانان نموده ام بعد…” ابوبکر در همین حال بیهوش شد ولی عثمان خودش این جمله را نوشت : “من عمر بن خطاب را خلیفه بر شما قرار دادم و از هیچ خیر و خوبی برای شما فرو گذار نکردم!»(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،ص۱۳۲)و به این ترتیب خلافت به عمر واگذار شد. در دوران خلافت عمر مسائل مهمی پیش نیامد ولی از جمله نکته های مهم حمایت عمر از معاویه بود که فرصت رشد را به معاویه داد.

شورای انتصابی عمر و به قدرت رسیدن عثمان:

زمانی که عمر در بستر مرگ بود چنین گفت : «پیامبر هنگام مرگ از این شش نفر راضی بود؛ علی ، عثمان ، طلحه ، زبیر ، سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف. لذا امر خلافت باید به مشورت این شش نفر انجام شود، تا یکی از میان خود انتخاب کنند.»(داودی، رستم نژاد،۱۳۸۴،ص۱۳۲) ولی انچه روشن است این است که عمر در انتخاب این شورا کاری کرد تا در آخر نتیجه به نفع عثمان تمام شود چون در میان این شش نفر تنها شانس با علی (ع) و عثمان بود، ولی اعضایس شورا طوری انتخاب شده بودند به اکثریت آراء با عثمان شود و این تشکر عمر از عثمان بود و در برابر کمکی که او برای به خلافت رسیدن عمر کرده بود.

پیامدهای خلافت عثمان و نقش آن در تحکیم قدرت بنی امیه:

پس از به خلافت رسیدن عثمان قدرت دوباره به بنی امیه راه یافت  و زمینه انتقام از آل رسول الله (ص) فراهم شد.از جمله این که مناصب کلیدی در اختیار امویان قرار گرفت و سیل اموال عظیمی به سوی بنی امیه سرازیر گشت و آنها را بیش از پیش قدرتمند کرد.(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،صص۱۴۰-۱۳۲) امام علی (ع) در نهج البلاغه در باره ی به خلافت رسیدن عثمان میفرماید:«سرانجام یکی از آنها (اعضای شورا) به خاطر کینه اش از من روی برتافت و دیگری خویشاوندی را بر حقیقت مقدم داشت و به خاطر دامادی اش به دیگر(عثمان)تمایل پیدا کرده، علاوه بر جهات دیگر که ذکر آن خوشایند نیست.»(نهج البلاغه،خطبه ی شقیقه)سرانجام چنین انتخابی ، این پیامدها را به دنبال داشت.

به خلافت رسیدن امام علی (ع):

«پس از قتل عثمان ، مردم به خانه ی علی (ع) رفته و خواستار بیعت با او به عنوان خلیفه شدند ،ابتدا حضرت نپذیرفت و علتش این بود که امام می دانست با کسانی روبروست که طی این۲۵سال از مکتب اسلام دور شده اند و حکومت بر آنان کاری بسیار دشوار است ولی به دنبال اصرار و پافشاری مردم، حضرت علی (ع) خلافت را پذیرفت و در سال ۳۵هجری رسما کار خلافت را در شهر مدینه آغاز کرد. »(هنرمند نیا،۱۳۷۹،صص۳۷-۳۶)در این دوران بود که تاریخ زندگانی بشر نمونه ای از حکومت عدل الهی را مشاهده کرد ولی «در صورتی که اگر علی (ع) ، پس از رحلت پیامبر بلافاصله به خلافت نشسته بود و به پرداختن به امور اسلام و مسلمانان نایل گشته بود ، یک وظیفه ی اساسی بیشتر نداشت : ادامه دادن روش پیامبر. اما اکنون دو وظیفه ی مهم و بسیار سخت داشت ، یکی بازگردانیدن مردم به حالت سالهای آخر عمر پیامبر و وادار ساختن آنان به عمل بر طبق اسلام محمد، دوم ادامه دادن آن حالت و آن اسلام.حالا آیا مدتی کمتر از ۵ سال که از عمر او ، در آن اوقات باقی مانده بود ،برای این دو کار بزرگ بس بود.»(حکیمی،۱۳۳۶،ص۸۰)

«قُلۀ مَا سَاَلتُکُم مِن اَجرٍ فَهُوَ لَکُم اِن اَجرِیَ اِلَّا عَلَی الله»(سبا-آیه ی۴۷) «بگو مزدی را که در خواست کردم چیزی است که سودش عاید خود شماست.مزد من جز بر خدا نیست. »

«یعنی آنچه را من به عنوان مزد خواستم عاید شما می گرد نه عاید من.این دوستی کمندی است برای تکامل و اصلاح خودتان . این اسمش مزداست اولا در حقیقت خیر دیگری است که به شما پیشنهاد می کنم.»(مطهری،۱۳۸۸،ص۸۵)باز هم مسلمانان یکی از نیکی های خدا را دفع کردند و با ۲۵سال خانه نشیشنی علی (ع)راضی نشده و او را به شهادت رساندند.

توطئه در عصر امیر مومنان (ع)

از جمله عواملی که در تحقق حادثه کربلا تاثیر بسزایی داشت، توطئه هایی بود که توسط معاویه در زمان حکومت علی (ع) صورت پذیرفت.با بررسی شواهد تاریخی می توان به وضوح دستان آلوده ی وی را در پشت صحنه ی حوادث آن دورارن که از قتل عثمان شروع شده بود ، مشاهده کرد.

برخی از این حوادث عبارتند از:

۱) ترک حمایت از عثمان

۲) جنگ جمل یا رویارویی غیر مستقیم معاویه با امام علی (ع)

۳) جنگ صفین یا رویارویی مستقیم معاویه با امام علی (ع)

۴) ایجاد رعب و وحشت در قلمرو حکومت امام (ع)(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،صص۱۵۳-۱۴۰)

جریانی که منجر به خلافت رسیدن معاویه شد.

پس از به خلافت رسیدن امام حسن (ع) معاویه سعی در این کرد که به مبارزه با امام حسن (ع) بپردازد وبا او جنگ کند و حیله و نیرنگ های بسیار می کرد . امام که از این موضوع آگاه بود نامه ای به معاویه نوشت و در آن گفت : «جاسوسان می فرستی و مکرها و حیله ها می انگیزی، فکر می کنم اراده ی جنگ داری ، اگر چنین است من نیز مهیای جنگم» سپس امام لشکری آماده کرد تا به جنگ با معاویه بپردازد ولی و یاران امام به او خیانت کرده و بسیاری از سپاهیان او به معاویه پیوستند و حتی چند تن از خوارجی که در سپاه امام بودند و در ظاهر به امام ابراز وفاداری می کردند اما در سینه کینه ی امام علی (ع) را داشتند به جان امام قصد کردند ولی کارهای آنها موثر نشد ، سرانجام امام ناچار شد به دلیل جنگ های بسیاری که شیعیان آنها در رکاب امام علی (ع) کرده و خسته بودند و چون دیگر یاران واقعی در رکاب او کم بودند و به اصرار اطرافیان با معاویه صلح کرد.(حکیمی،۱۳۳۶،صص۱۱۷-۱۱۳)

دوران خلافت معاویه:

دوران بیست ساله ی خلافت معاویه را میتوان از مهم ترین عوامل زمینه ساز ماجرای کربلا دانست .

در این دوران حوادثی اتفاق افتاد که مقدمات پدید آمدن ماجرای کربلا را فراهم ساخت. در واقع، این دوران از دو زاویه به فرایند حادثه ی کربلا کمک کرد:

از یک سو، ستم ها ، قتل ها و غارت ها و بدعت ها و دین ستیزی های معاویه ،شکل گیری ماجرای عاشورای سال ۶۱ هجری را برای امویان و انتقام آنان از اسلام را آسان می کردو از سوی دیگر حوادث دوران او ، به ویژه زمینه سازی برای خلافت فرزند فاسدش یزید، عکس العمل شدیدی را از سوی مسلمانان به ویژه اهل بیت (ع) رسول خدا (ص) به رهبری امام حسین (ع) به همراه داشت. این عکس العمل ها با شروع خلافت یزید و اصرار او برای بیعت گرفتن از همه ی مسلمین و رسمیت بخشیدن به همه ی خلافتش شدید تر شد تا آنحا که در پی یک سری حوادث – به عاشورای سال ۶۱منتهی گردید.(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴ص۱۶۲)

انتقام دشمنان اسلام از شکست های زمان رسول خدا (ص):

یکی دیگر از ریشه های جریان عاشورا انتقامی بود که بنی امیه از شکست های خود در زمان رسول خدا (ص) گرفتند.بنی امیه به ویژه ابوسفیان از شکست هایی که در زمان پیامبر متحمل شده بودند و همچنین کشته هایی که داده بودند بسیار کینه به دل داشتند و با اینکه در جنگ احد سپاه اسلام را شکست دادند ولی بازهم در صدد انتقام بودند .(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،صص۱۰۲-۱۰۱)

«بنا به نقل بلاذری تعداد نوزده نفر از کشته شدگان قریش در بدر تنها به دست امام علی (ع) انجام شده است.»(جعفریان ،۱۳۸۶،ص۱۱۲)

حیات حقیقی غدیر :

غدیر از همان روز کربلا حیات حقیقی خود را آغاز کرد و پس از پنجاه سال در چنگال سقیفه گرفتار بود، برگ جدیدی از تاریخ خود را ورق زد . با شهادت امام حسین (ع) برای بار دوم آوازه ی غدیر تا دورترین نقاط دنیا رفت و حتی کفار و مشرکین ، اهل سقیفه را لعنت کردند و سرفرازی غدیر را آفرین گفتند.(انصاری ،۱۳۸۶،ص۱۱۶)

بررسی جریان های زمان حکومت یزید«از نیمه ی دوم خلافت عثمان تا پایان دوران حکومت معاویه به تدریج، اصول و یا بعضی از اصول رژیم حکومت اسلامی دگرگون شد و به اصطلاح مسلمانان بدعت ها در دین پدید گشت .در حکومت معاویه این دگرگونی به نقطه ی اوج رسیده از آن جمله عدالت که رکن اصلی این دین است ،تقریبا منسوخ گردید.قتل ها ، تبعید ها مصادره ی اموال بدون مجوز شرعییا به استناد مجوزهای قابل انتقاد، شکنجه و آزار به خاطر گرویدن به مذهبی خاص، یا داشتن طرز تفکری مخصوص ، رواج یافت. ظهور این بدعت ها سبب پدید آمدن و رشد سریع مردم ناراضی شد و جامعه ی عربستان آن روز را مهیای شورش ساخت اما در سراسر زندگانی معاویه مانعی بزرگ مجال نمی داد  ناخشنودان ، با وی یا با عاملان وی در افتند این مانع ، قدرت مرکزی شام در سایه ی زیرکی و کاردانی زمامداران از یک سو و هوشیاری و شدت عمل حاکمان و ماموران ، آشکار و مخفی آنان از سوی دیگر بود. تسلط دستگاه بر اوضاع ، هر اجتماع مخالفی را در هم می ریخت ، هر توطئه  را در کوتاهترین مدت سرکوبی می کرد. مرگ معاویه و زمامداری یزید دریچه ای به روی مردم ناراضی گشود .آنان فرصتی یافتند تا گرد هم آیند و یزید را که گذشته از نداشتن شرایط اخلاقی لازم برای عهده داری خلافت، بر خلاف رژیم مامور اسلامی عهده دار حکومت شده بود براندازند ، و خلافت را به مسیر نخستین خود ، انتخاب پیشوا از راه اجماع امت – مراجعه به آراء عمومی – برگردانند و چندان که بتوانند بدعت ها را نسخ کنند. به ظاهر هدف مخالفان و نا خشنودان این بود . اما از سوی دیگر حکومت تازه دمشق که بر پایه ی قدرت موروثی – و بر خلاف سیرت مسلمانی بنا گردید میخواست تا هر چه زود تر اساس سلطنت نو بنیاد را محکم کند .طبیعی است که در موقعت ، نخستین اقدام او مطیع ساختن ایالت های اسلامی –حجاز و عراق- تابع دمشق و بیعت گرفتن از نامزدهای احتمالی خلافت در این ایالت ها   و تسلیم کردن آنان بود. حجاز از اهمیت معنوی خاص برخوردار بود.و مردم آن در دیده ِ مسلمانان ارجی مخصوص داشتند. اسلام در شهر مکه آشکار شد . قبله ِ مسلمانان و زیارتگاه هر ساله ایشان در این شهر قرار داشت. مدینه مقر پیغمبر (ص) و خلفای او بود .۳۵سال کارهای حوزه اسلامی در این شهر حل و فصل میشد. قبر پیغمبر و مسجد او که مسلمانان به آن ارج فراوان می نهادند در این شهر بود مسلم است که سیاست پیشگان دمشق موقعیت این شهر ها را به خوبی می دانستند ، اما اطمینان داشتند از جانب مکه خطری متوجه آنان نیست، زیرا گروهی بزرگ از خویشاوندان حکومت جدید (بنی امیه)درآن شهر به سر می بردند از سوی مردم مدینه نیز چندان نگران نبودند ، زیرا از سالها پیش مهاجران از تیره های ابوسفیان و دوستان او به این شهر آمده بودند،آنان هیچگاه طرف بنی امیه را به خاطر بنی هاشم یا دیگر تیره ها  رها نمی کردند . کارشکنی امویان پس از قتل عمر در راه خلافت علی (ع) –به هنگام تشکیل شورای شش نفری و –انتخاب عثمان نمونه ای از قدرت این دسته در این شهر است تنها ایالتی که حکومت تازه از آن نگرانی داشت عراق و از تنها نامزد خلافت که می ترسید حسین بن علی (ع) بود.این نوشته ای است از جانب حسین بن علی (ع) به جماعت بنی هاشم. اما بعد ، هر کس از شما به من بپیوندد شهید گردد و آن که تخلف نماید به پیروزی نرسد . والسلام»(سید ابن طاووس،۱۳۸۶،ص۱۲۳)

همان طور که معاویه در وصیت خود به یزید گفته بود : «من نمیترسم که کسی در حکومت تو نزاع کند مگر سچهار کس که خطرناک ترین آنها حسین بن علی (ع) است.»(قمی،۱۳۸۱،صص۸۸-۸۷)

در عراق از سال ها پیش کفه ی تیره ی اموی وزنی نداشت، بدین جهت عراق دیده به بنی هاشم دوخته و از بنی امیه ناخشنود بود.یزید سخن پدر را به خاطر داشت که :«اگر عراقیان هر روز از  تو بخواهند حاکمی را عزل و حاکمی را نصب کنی بپذیر، زیرا عوض کردن حاکم آسان تر است تا رویارویی با صد هزار شمشیر.»هنگامی که یزید به پادشاهی رسید سه تن از فرزندان صحابه در مدینه به سر می بردند . این سه تن در دیده ی مردم بزرگ بودند حسین بن علی(ع) عبدالله پسر زبیر و عبدالله پسر عمر، مسلم بود که پسر زبیر و پسر عمر آن شایستگی را که حسین می داشت نداشتند اگر عراقیان او را به سوی خود می خواندند و اگر او به پا می خواست دمشق با فاجعه ای بزرگ روبرو می شد.آن نامه یزید در نخستین روزهای خلافت برای حاکم مدینه نوشت نتیجه ی همین احساس خطر بود .اگر یزید کار حسین را قبل از رسیدن به عراق تمام می کرد حکومتش بیمه مکی شد (شهیدی،۱۳۸۴،صص۱۳-۹)

سرانجام امام حسین (ع) به شهادت رسید ولی با این کار باعث جاودانگی اسلام راستین و سقوط حکومت بنی امیه شد همان طور که پیامبر فرموده بودند: «حسین منی و انا من حسین»«رسول الله (ص) فرموده است «حسین منی و انا من حسین»یعنی من هر چه دارم حضرت حسین (ع) همه ی آنها را از من به ارث می برد و «انا من حسین»یعنی اوست که دین من را زنده می کند و دین من فقط به وجود او احیا می گردد. همه ی حقیقت دین من به وسیله او متجلی می شود.(زاهدی،۱۳۸۵،ص۱۵۳)

عاشورا پیام ها و درس هایی دارد . عاشورا درس می دهد که باید برای حفظ دین فداکاری کرد.در راه قرآن باید از همه چیز گذشت. درس می دهد که در میدان نبرد حق و باطل ،کوچک و بزرگ،زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع، امام و رعیت، همه با هم در یک صف قرار گیرند و جبهه ی دشمن با همه ی توانایی های ظاهری بسیار آسیب پذیر است.همچنان که جبهه ی بنی امیه به وسیله ی کاروان اسیران عاشورا در کوفه آسیب دید، در شام و در مدینه آسیب دید.(موسسه ی فرهنگی ولایت،۱۳۸۷،ص۷۶)

نتیجه گیری:

همان طوری که در طی مقاله مشخص شد هر کس می تواند بفهمد که حادثه ی عاشورا ریشه در غدیر و حوادث بعد از آن دارد که مسلمانان و اصحاب سقیفه سخنان روز غدیر پیامبر را نادیده گرفته و حکومت را به دست گرفتند و اهل بیت پیامبر و امامان از حکومت دور مانده و گوشه گیر شدند که باعث شد اسلام از مسیر اصلی خود فاصله بگیرد و تا آنجا که امام حسین (ع) مجبور شد با خون خود و اهل بیت خود به غدیر حیات همیشگی دهد و آن را برای همیشه جاودان کند ولی اگر به غدیر از همان روز اول ارج نهاده می شد شاید ما امروز از وجود امام عصر (عج) بی بهره نبودیم و وضع امروزی جامعه این چنین نبود.

فهرست منابع:

۱) قرآن

۲)نهج البلاغه

۳)مفاتیح الجنان

۴) آیت الله مکارم شیرازی ، ناصر – تفسیر نمونه،چاپ ۲۹-تهران،دارالکتاب الاسلامیه

۵) علامه امینی،(۱۳۶۶)-الغدیر،جلد اول ،چاپ دوم-تهران،دارالکتاب الاسلامیه

۶)انصاری،محمد باقر(۱۳۸۶)-ژرفای غدیر ،چاپ اول-قم،انتشارات دلیل ما

۷) جعفریان،رسول(۱۳۸۶)تاریخ سیاسی اسلام(۱)،چاپ ششم –تهران ، انتشارات دلیل ما

۸)جمعی از دبیران(۱۳۶۳)حساس ترین فراز تاریخ یا داستان غدیر، چاپ اول-انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم

۹) حکیمی محمد رضا(۱۳۳۶)-بعثت ،غدیر، عاشورا، مهدی-تهران،انتشارات پرتو

۱۰)  سید ابن طاووس- لهوف،چاپ هشتم-مترجم محمد رضا دزفولی(۱۳۸۶)-قم،انتشارات مومنین

۱۱)  شهیدی ، جعفر(۱۳۸۴-قیام امام حسین (ع)،چاپ سی و چهارم-تهران، انتشارات دفتر نشر و فرهنگ اسلامی

۱۲)  داودی ،سعید و رستم نژاد،مهدی(۱۳۸۴)- عاشورا ، چاپ دوم- قم، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)

۱۳) زاهدی ، مرتضی(۱۳۸۵)- اسرار نهفته در کلمه مقدسه ابا عبد الله ، چاپ اول- قم، انتشارات موسسه فرهنگی صابره (س)

۱۴)  نظری منفرد،علی(۱۳۷۷)-قصه کربلافچاپ سوم-انتشارات سور

۱۵) قمی،عباس-آن چه در کربلا گذشت،چاپ چهاردهم-مترجم:محمدباقر کوه کمری(۱۳۸۱)-قم،انتشارات مسجد جمکران

۱۶)   قمی،عباس(۱۳۸۶)-منتهی الامال،جلد اول،چاپ چهارم-قم،انتشارات نسیم حیات

۱۷)  طلوعی گوگانی،محمود(۱۳۸۲)-حدیث ولایت در روایت صحابه،چاپ اول-قم،انتشارات دلیل ما

۱۸)  مطهری،مرتضی (۱۳۸۸)-جاذبه و دافعه علی،چاپ شصت و پنجم-قم،انتشارات صدر

۱۹)  موسسه فرهنگی قدر ولایت(۱۳۸۷)-امانتداران عاشورا،چاپ ششم-تهران،انتشارات موسسه فرهنگی قدر ولایت

۲۰)  مکارم شیرازی،ناصر(۱۳۸۵)-امامت،چاپ اول-قم ،دارالکتب الاسلامیه

21)هنرمند نیا،اسماعیل(۱۳۷۹)-زندگانی۱۴معصوم فچاپ اول-قم،انتشارات طه

 

غدیر آغاز عاشورا است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ |

http://www.aftabir.com/news/2007/jan/08/images/b4fb91507bf3140280f3b66e249a8b64.jpg

عجیب نیست اگر حُسن غدیر را درحُزن عاشورا جست ، هر چند دو اتفاق با فاصله زمانی است اما به اتفاق در هر مکانی است، در واقع از امضاء مکتب تا اجراء ایدئولوژی فاصله ای نیست .نهال دینی که در غدیر کاشته شد   در حال  خشک شدن  بود  که عاشورا آن را با خون آبیاری نمود و اسلام را ستود.غدیر را تولّی آفرید و عاشورا را تبرّی؛ غدیر غفلت را زدود و درد را دِرود و یاران راه  را  سرود  و این همان مکتب بود و عاشورا عشق را آفرید و آب را ندید و شوق وصل را پرورید و راه حق را دید و قانون رفتن را بر گزید ...

عید است امروز ،نامش غدیر . به طمع آب آمده ایم ، همگان تشنه لب .نشاطی وجودمان را در برگرفته ، اما نمی دانم چرا غم رهایمان نمی کند ؟! چرا با ذکر علی می گرییم ؟!

غدیر بزرگترین عید این امت است ، اما اشک در چشمانمان موج می زند به جای لبخند بر لبانمان !

این چه اندوهی است که آغازش غدیر است غدیر آغاز درد عمیق است ، آغاز آه و اشک و نالهء انسانیت در طول تاریخ است

غدیر آغاز عاشورا است

غدیر آغاز سوختن است ، آغاز تشنگی است .

چه رودی است که برکهء غدیر را به نهر علقمه شریعه فرات وصل کرده

نمی دانم چرا صدای کودکان حسین کنار برکهء خم اینقدر بلند است ! العطش

غدیر همنشینی آب و دست ، و عاشورا هم

غدیر آسمانیان را به سجده وا می دارد ، و عاشورا هم

در غدیر حقیقت هویدا گشت و در عاشورا حق پیدا؛ در غدیر دستها بالا می روند تا وحی حق بیان گردد و در عاشورا  سرها تا حق وحی عیان ،  یکی را  عشق  می بینی  و سرور  و دیگری را مشق می بینی و شور ونوری عظیم را برظلمت آفریده شده به دست ابلیس رجیم، چنان در مهرورزی رحیم که  هفتاد و دو پروانه دل به او دوختند و بر شعله های عشقش سوختند...

تاریکی به پیکار شمسه ای تاخت ، غافل از  اینکه  روشنائیش را چندین برابر ساخت و در دل انوار درخشنانش رنگ باخت .غدیر می رباید دلها را بسوی  کشتی نجات و   عاشورامی سراید حماقت طوفان اهریمن بد ذات را بر شکستن نیّات، در همایش تاریخ بر دو منبر تلاوت نور شد ، منبری بر فراز جهاز و دیگری بر کشته های حجاز تا بینایان راه را از چاه باز شناسند و نابینایان کوه را از کاه، غدیر آموخت نیاز مبرم بشر   را به روشنایی برمسیر حیات و عاشورا ، انتخاب مسیر روشنایی را از هزاران صراط..؛ غدیر سرنوشت را رقم زد و عاشورا سرشت را.؛ در غدیر تقدیر مشق شد و در عاشورا تقدیر عشق...

غدیر ، دستی را بالا برد مه پاره و در عاشورا  دستها پاره پاره؛ در غدیر دست بر امانت زدند و در عاشورا دست بر خیانت و آفریدند جنایت. غدیر بزمی ساخت بر سِماط دل و عاشورا بر خون ریخته شده بر گِل؛ در غدیر بهار می بینی و شکفتن و نغمه خوانی سار و در عاشورا لیل و نهار را در ستیزه و پیکار به خیال خام خزان بهار...

عاشورا ، می نوازد زخمه شمشیر بر پیکره های نور، چون برید و از هم درید پرده ی ظلمت و سیاهی غفلت، تا یاد آرد غدیر و روشنایی تقدیر و ... می نوازد زخمه شمشیر، تا طلوع فجر نرگس خورشید از کنار خانه ی امید با سلام عدل از آن سلاله پاک و آن منتقم خونهای ریخته شده بر خاک

ابراهیم فخر می فروشد که خداوند سرانجام از نوادگانش قربانی می پذیرد اسماعیل به نشاط آمده ، چون گلویش که تشنهء لب تیز تیغ است ، اکنون سیراب گشته بار دیگر عیسی مصلوب می شود در کربلا و ایوب است که به پای صبر سجاد نمی رسد و حسین یوسف زمان ، یونسی است که میماند تا قومش را با خونش هدایت کند دست عباس دست علی است که این بار به آسمان می رود ، چون زمین لیاقت این دست را ندارد دستی که هم شمع است و هم پروانه

از غدیر تا عاشورا، آنچه فاصله ای اندک بین هبوط و سقوط است. غدیر روزی است که محمد مصطفی(ص) در پیشگاه مسلمین دست علی (ع) را به عنوان جانشین و ولی امر مسلمین بالا برد و عاشورا روزی است که دست فرزند علی (ع) توسط عده زیادی از همان مسلمین قطع شد و بر روی زمین افتاد. غدیر سند حقانیت شیعه بود و عاشورا سند مظلومیت شیعه ، در غدیر راهی روشن برای مسلمین باز شد و در عاشورا سیاهی و تباهی در مسیر استقرار کامل ترین پیام خدا به بشر قرار گرفت، غدیر روز خدا پرستان بود و عاشورا روز گندم پرستان.غدیر پدر پر سوز و درد عاشوراست . حسین(ع) شهید دشت نینوا نبود ، حسین(ع) در فراموشی غدیر شهید شدو این سرنوشت به پای تک تک اولاد علی (ع) تا روز محشر نوشته شده است. روز غدیر خیلی ها برای تبریک به امیرالمومنین آمدند، خیلی ها با علی (ع) پیمان برادری بستند، دست های زیادی به سوی بیعت با حیدر کرار دراز شد اما دیری نپایید که غدیر فراموش شد و باید یافت علت این فراموشی را!

بشر دوبار از بهشت رانده شد یکبار بر اثر غفلت ادم و حوا و بار دوم بعد از فراموشی غدیر و در هر دوبار دوری از فرمان الهی علت آن بود و افسوس که درخشندگی متاع دنیایی چشم را برحقایق می بندد و سرانجام تلخ را برای همه نسل بشر پدید می آورد.پیام غدیر حب به علی (ع) به عنوان یک اسم نیست ، حب به انسانیت و بندگی حقیقی خداست، علی (ع) با همه عظمتش با همه قدرتش با همه القابش ، سر تسلیم نهاده به استان الهی بود ، علی وجودش را در سجودش در نیمه شب های عرفانیش می دانست و برای خلقت بشری چون علی (ع) بود  که خداوند به خود فتبارک الله احسن الخالقین گفت و فرمان به سجده بر انسان کرد .دست علی (ع) به عنوان انسان کامل بعد از حیات پیامبر بالا رفت تا خدا حجت را بر منتخب ترین بندگانش ، مسلمین ، تمام کرده باشد.

غدیر یک روز نیست و عاشورا نیز همچنین !

هر کجا که ادعای حب به علی (ع) باشد اما نامی و اسمی،  در پس آن عاشورایی خواهد بود. سردار جان بر کف سپاه علی (ع) در صفین هم باشی مطمئن باش اگر پیام غدیر را نفهمی در عاشورایی خنجر به دست سر از تن فرزند علی (ع) جدا خواهی کرد.

ما افتخار می کنیم که  شیعه بهترین بندگان خدا  ،علی بن ابی طالبیم . کاش روزی برسد که این افتخار در تک تک ما تجلی اعمال و رفتارمان باشد و به قول علی شریعتی بزرگ معلم علی(ع)  شناسیم، از محب علی(ع) بودن به شیعه علی (ع) بودن برسیم .

تشابهات غدیر و عاشورا

با توجه به این که محرم و عاشورا هستند و محرم مفسر غدیر است و تمام ارزش های غدیر در عاشورا احیا می شود و واقعه عاشورای محرم سال 61هجری ، سال ثمر دادن دو درختی بود که در غدیر و بد از آن کاشته شدند. وابستگی و تشابه این دو واقعه به سادگی آشکار و قابل بررسی است ، اینک به چندین تشابهات از این دو واقعه مهم می پردازیم :

1- در هر دو امتحان به ولایت و اثبات ولایت صورت گرفته

امتحان به ولایت سنگین ترین امتحانی است که خداوند متعال در این دو واقعه  از بندگان خود گرفته است ، یعنی در حادثه غدیر با تعیین ولی و امام ودر حادثه عاشورا با تبعیت از امر ولی و امام مورد امتحان قرار گرفتند تا آزمایش شوند چقدر از جایگاه ارزشمند رهبری وولایت دفاع می کنند و از آنها بهره می گیرند. علت نیاز به ولایت این است که امامت و رهبری نقش تعیین کننده ای در رشد و تکامل فردو جامعه دارد و بدون رهبری صحیح ، پیمودن راههای تکامل غیر ممکن است وچون امامت و رهبری انسانها یکی از اصول جاودانه سعادت و هدایت است همراه با آفرینش انسان ، طرح جامع رهبری از طرف پروردگار جهانیانیان انجام می پذیرد.

2- طرح جامع رهبری در آغاز آفرینش

هر مخترع و سازند ه ای ، و هر مبتکر و طراحی ، برای ساخت و پرداخت و تولید انبوه و تداوم تولید خود «با آینده نگری مثبت » بر طرح جامع اختراع خود می اندیشد که - چگونه ساخته شده و به تکامل رسد؟ چگونه یک اختراع مراحل تکاملی خود را پشت سر گذارد؟ و پس از تکمیل چگونه به تولید انبوه رسد؟ و برای تداوم تولید چه باید کرد؟ اگر مسائل اساسی یاد شده درست ارزیابی نگردد و مشکلات آن برطرف نشود و زمینه های مناسب پیدایش پدید نیاید، یک اختراع ، یک ابتکار ارزشمند تحقق نمی پذیرد، تداوم نمی یابد و به بار نمی نشیند. پروردگار انسان نیز در آغاز آفرینش به تمام مسائل کوتاه مدت و دراز مدت انسان توجه داشت که آفرینش انسان چگونه از خاک آغاز گردد، روح آدمی چگونه پدید آید؟ و با جسم چگونه پیوند گیرد؟ و پس ازآفرینش انسان و تشکیل امت و جامعه  انسانها چگونه باید فرد و جامعه راه تکامل را به   پیمایند؟

http://www.navideshahed.com/attachment/1389/08/272803.jpg

نگاهي به قرآن و غدير
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ |
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/heyatalijan/top-m.JPG

غديرخم در حقيقت چهار راهي است كه مردم سرزمين حجاز را از هم جدا مي‌كند. راهي به سوي مدينه در شمال و راهي به سوي عراق در شرق و راهي به سوي غرب و سرزمين مصر و راهي به سوي يمن در جنوب پيش مي‌رود. و درست در مكاني كه مسلمانان شركت كننده در حجة‌الوداع كه از سرزمين‌هاي مختلف آمده بودند در اين مكان از هم جدا شده و به سوي سرزمين خود مي‌روند. خداوند در آخرين حج پيامبر (ص) در مهمترين و حساس‌ترين مكان‌ها به ايشان فرمان مي‌دهد. شريف‌ترين و مهمترين موضوع يعني ولايت و جانشيني پس از خود را اعلام كند و علي (ع) را به عنوان ولي و رهبر و زمامدار مسلمين پس از خود معرفي كند.

«غدير» واقعه‌اي است لايق لقب «قرآني»! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پي در پي قرآن، تار و پود خطابه ‌اش آميخته با آيات قرآن و خاتمه آن با حضور قرآن است كه اين همه واقعه ‌اي در سايه ‌سار قرآن براي ما ترسيم مي‌كند.كجاي تاريخ اسلام را سراغ داريم كه در يك ماه بيش از دويست آيه قرآن در فراز و نشيب يك ماجرا نازل شده يا مورد استناد قرار گرفته باشد يا كدام خطابه را سراغ داريم كه بيش از صد آيه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد.

كدام برنامه اسلام را مي‌شناسيم كه دو آيه بسيار مهم قرآن مستقيماً و صريحاً معرف آن باشد؛ يكي دستور به ابلاغ آن با «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» كه با ضمانت الهي به استقبال مبلغ اعظم غدير مي‌آيد و ديگر نتيجه ابلاغ آن با «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» كه امضاي خالق جهان را بر اين ابلاغ عظيم اعلام می نماید.


آیات در مورد غدیر

نخستین آیه غدیر در مدینه:

ماه ذی القعده سال دهم هجری، مدینه غافل از مراسم عظیمی بود که در آینده نزدیک در مکه و در غدیر به وقوع می پیوست، هنوز سفر حج از سوی خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله اعلام نشده بود که آماده سازی فکری مردم برای پذیرش و درک مفاهیم بلند ولایت و امامت با نام قرآن آغاز شد.این شروع با نزول آیه بسیار مهمی از قرآن درباره ی مقام با عظمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود که بعد از آن محور غدیر قرار گرفت.

آیه ششم سوره احزاب «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ...» درباره ی مقام با عظمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آن روزهای در مدینه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد که صاحب اختیاری آن حضرت را بر مردم بیان می کرد و مقدمه ای بود برای کلمه «مولی» در «مَن کُنتُ مَولاهُ فعلیٌّ مَولاهُ» که در غدیر اعلام شد.با این اقرار که مردم در برابر مقام «اولی به نفس بودن پیامبر صلی الله علیه و آله» نمودند آیه هفتم سوره مائده به عنوان سندی از این اعتراف نارل شد: «وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»

در مرحله بعد آیه 59 سوره نساء: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ...» و آیه 55 سوره مائده: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» و آیه 16 سوره توبه: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً...» نازل شد.

مردم پرسیدند: یا رسول الله آیا این سه آیه و عناوین اصلی آن ها یعنی «اولی الامر» و«مؤتی الزکاة فی الرکوع» و «المؤمنین» درباره گروه خاصی از مؤمنین است؟ در پاسخ خداوند متعال به پیامبرش دستور داد والیان امر مردم را به آنان بشناساند و ولایت را برای آنان تفسیر و بیان کند همانگونه که نماز و زکات را برایشان بیان کرده است و از همین جا بود که برنامه غدیر تدارک دیده شد.پس از دستور الهی، پیامبر صلی الله علیه و آله منادیانی را در مدینه و اطراف آن فرستادند تا اعلان کنند که هر کس بخواهد می تواند همراه حضرت باشد.پس از اعلان عمومی، عده بسیاری از اطراف مدینه به شهر آمدند تا همراه حضرت و مهاجرین و انصار به سوی مکه حرکت کنند. همچنین در بین راه افراد زیادی با حضرت همراه شدند تا حدی که جمعیتی حدود 20 هزار نفر در مراسم حج شرکت کردند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از هر فرصتی برای آماده سازی مردم نسبت به اعلان ولایت استفاده می کردند. آن حضرت کنار کعبه ایستاده بودند در این حال حضرت علی علیه السلام به طرف پیامبر آمدند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «برادرم نزد شما آمد» و کمی از فضائل حضرت را بیان کردند. اینجا بود که سایه سنگین وحی بر کعبه افتاد و آیه 7 سوره بیّنه نازل شد: «انّ الذینَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالحات اولئک هُم خیرُ البریّه»، پیامبر در حضور اصحاب فوراً آیه را تفسیر کردند و با اشاره بر امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «خیر البریة» آمد.شروع حج با دو آیه قرآنی از سوی خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله اعلام شد که با پایان این آخرین واجب الهی، برنامه اعلان ولایت و منصوب نمودن حضرت علی علیه السلام آغاز شود. این دستور با آیه 7-8 سوره انشراح نازل شد:«فَاذا فَزَعتَ فانصب و اِلی ربّکَ فارغَب»، و چنین تفسیر شد که «هرگاه از بیان همه واجبات-که آخرین آنها حج است- فراغت یافتی، علی علیه السلام را منصوب کن و برای حرکت به سوی پروردگارت آماده باش».

در روز یازدهم ذی الحجه پیامبر صلی الله علیه و آله با مردم در منا بود، و سه جمره را رمی کردند و پس از نماز ظهر و عصر در مسجد خیف  خطبه ای ایراد کردند که ضمن آن به حدیث ثقلین اشاره کردند و قرآن و اهل بیت علیهم السلام  را قرین قرار دادند. بعد از خطابه حضرت هفت آیه دیگر نازل شد که هر یک پشتوانه یکی از ثقلین بود.

آیات 41 و 42 سوره زخرف «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ» که علی علیه السلام را معرفی می کرد نازل شد و  این آیات طبق خطابه پیامبر صلی الله علیه و آله تفسیر شد که «فَاِنا مُنتَقِمونَ بِعَلیّ بن ابیطالِب» یعنی «اگر تو را از این جهان ببریم به وسیله علی بن ابیطالب علیه السلام انتقام می گیریم»

آنگاه آیات 93 و94 سوره مؤمنون نازل شد: «قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ و این اشاره به روزگار سیاه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله بود که فتنه های تاریک آن بسیاری را گمراه کرد.

در پی آن آیه 43 سوره زخرف در معرفی حضرت علی علیه السلام نازل شد: «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» و تفسیر شد که آنچه وحی شده درباره حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام است.

سپس برای معرفی حضرت علی علیه السلام به عنوان تنها راه نجات به آیه 61 سوره زخرف اشاره شد که «وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ » «و تفسیر شد که منظور از این آیه حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام است.

آنگاه آیه 44 سوره زخرف به عنوان مسئولیت مردم در باره ولایت حضرت علی علیه السلام نازل شد:

« وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ » و تفسیر شد که درباره حضرت علی  علیه السلام مورد سوال قرار خواهید گرفت.

بعد از پایان رسیدن مراسم حج برای اعلام رسمی ولایت راهی غدیر خم شدند با اینکه انتظار می رفت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این اولین و آخرین سفر حج خود مدتی در مکه بمانند اما حضرت دستور حرکت دادند و برای مردم بسیار جالب بود که پیامبرشان پس از ده سال دوری از مکه بدون آن که مدتی اقامت کنند تا مسلمانان به دیدارشان بیایند بعد از اتمام مراسم حج فوراً از مکه خارج شدند.وقتی به غدیر خم رسیدند پیامبر صلی الله علیه و آله مقداد و سلمان و ابوذر و عمار را فراخواندند و به آنان دستور دادند تا به محل پنج درخت کهنسال که در یک ردیف کنار برکه غدیر بودند بروند و آنجا را آماده کنند سپس حضرت بر روی منبر رفتند و خطابه را شروع کردند.

آن حضرت اعلام فرمودند که درباره برنامه ای که در پیش است وحی خاصی از طرف خدا نازل گشته و در این فرمان به من گفته شده  که اگر آنچه در حق علی علیه السلام بر من نازل فرموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام و فوراً تصریح کردند: خداوند برای من حفظ از شر مردم را ضمانت فرموده است.

با این مقدمه آیه نازل شده را-که آیه 67 سوره مائده است- قرائت فرمود: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » و در حین قرائت کلمه «ما اُنزلَ» را تفسیر کرد که منظور خلافت علی بن ابیطالب علیه السلام است.

قبل از بیان علت نزول آیه این مسئله را مطرح کردند که خداوند درباره ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام آیه خاصی بر من نازل کرده و سپس آیه 55 سوره مائده را قرائت کرد: « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ »سپس آن را به علی علیه السلام تفسیر کردند و فرمودند: «علی است که نماز را به پاداشته و در رکوع زکات داده است.»

سپس مراحل صاحب اختیاری خدا و رسول و علی و یازده امام علیهم السلام را بصورت سلسله متصل ترسیم نمودند و با بلند كردن و معرفى اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: 'مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ'.

وسپس حضرت با اشاره به آیه 217 سوره بقره فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

صريحاً فرمودند: 'هر كس از ولايت ائمه عليهم السلام سر باز زند اعمال نيكش سقوط مى كند و در جهنم خواهد بود'. بعد از آن شمه اى از فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام را متذكر شدند.در بخش های دیگر خطبه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله جنبه ى غضب الهى را نمودار كرد وفرمود'منظور از اين آيات عده اى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشم پوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده... بعد از آن، حضرت درباره اثراتِ ولايت و محبت اهل بيت عليهم السلام فرمودند: 'اصحاب صراط مستقيم در سوره ى حمد شيعيان اهل بيت عليهم السلام هستند'.

در بخش بعدی خطبه به اوصاف و شئون خاص حضرت بقية اللَّه اشاره كردند و آينده اى پر از عدل و داد به دست ایشان را به جهانيان مژده دادند.

در بخش نهم با اشاره به آیه 10 سوره فتح(إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ) فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با على بن ابى طالب دعوت مى كنم. پشتوانه ى اين بيعت آن است كه من با خداوند بيعت كرده ام، و على هم با من بيعت نموده است؛ پس اين بيعتى كه از شما مى گيرم از طرف خداوند و بيعت با حق تعالى است . بخش پایانی خطبه، به بیان بالاترين امر به معروف و نهى از منكر یعنی تبليغ پيام غدير درباره ى امامان عليهم السلام و بیعت لسانی اختصاص یافت و آیه 96 سوره اسراء (قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا) را بیان فرمودند و خدا را بر این بیعت لسانی شاهد گرفتند. سپس مراسم مربوط به انجام بیعت در خیمه های مخصوص به اینکار برگزار شد.كلمات نهايى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دعا براى اقراركنندگان به سخنانش و نفرين بر منكرين اوامر آن حضرت بود و با حمد خداوند خطابه ى حضرت پايان يافت.

«الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين والائمة عليهم السلام»

  منابع:

- قرآن كريم

- الغدير علامه اميني

- گزيده جامع از الغدير – محمدحسن شفيعي شاهرودي

- تفسير نمونه آيت‌الله مكارم شيرازي

- تفسير طبري، محمدبن جرير طبري

- فروغ ولايت، آيت‌الله سبحاني

-کتاب واقعه قرآنی غدیر، محمد باقر انصاری

زائر، همیشه بعد نجف، کربلا رود    

                            یعنی "غدیر" اذن دخول محرم است...


چـــه کوتاه است فاصله میان بالا رفتن دست علـی (ع)وبالا رفتن سر حسیــن (ع)

فاصلـه ای از ظهر غدیــر تا ظهر عاشـــورا  !!!


منتظران واقعی بدانند که...
حسین علیه السلام را منتظرانش نکشتند!
حسین علیه السلام کشته ی پیمان سقیفه بود!!
حسین علیه السلام کشته ی پیمان شکنی غدیر بود!!!

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...