» غدیر، چراغی روشن در ظلمت شب
» غدیر، فریادی یه بلندای تاریخ
» باورداشت مهدویت در خطبه غدیر
» روز غدیر، روز ارزش‌هاست
» «غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی
» غدیر یک مکتب است
» غدير متعلق به تمام اعصار است
» غدیر؛ تداوم رسالت انبیا در آینه ولایت
» غدیر خم، قطعه‌ای از بهشت
» غدیر بیانگر رابطه نورانی ثقل اصغر با ثقل اکبر
درباره ما

چون شاخ گلی که خم شود پیش نسیم *** از دوست سلامی و ز ما تسلیمی
مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
دل سرگشته ما غیر تورا ذاکر نیست
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حقما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و اجعلنی من اعوانه و انصاره سلام كاربر گرامي ** قدمتان گلباران **وخوش اومديد لازم بذكر است اين وبلاگ در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري برآنست تاجامعترين مطالب درباره هر موضوع مطرح شده رادريك مقاله گردآوري كرده وبراي دانلوددر اختيار شما سروران گرامي قرار دهدتا شما بزرگواران با نهايت صرفه جويي در وقت بهترين استفاده راببريد
یكی از مسایل دردناك كه هرگز نمی‎توان انكار نمود، مسئله مهجوریت نهج البلاغه در میان امت اسلامی و حتی شیعیان آن حضرت است، گر چه به بركت نظام اسلامی نهج البلاغه نیز همانند بسیاری از معارف مهجور الهی به تدریج از مهجوریت رهایی یافته، اما این واقعیت تلخ هرگز قابل انكار نیست كه نهج‎البلاغه مهجور است همان‎طور كه امیرمۆمنان، مظلوم بلكه مهجور بود.
به اميد ظهور آقا امام زمان***اللهم عجل لوليك الفرج***** ازوقتتان نهايت استفاده را ببريد
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
شبکه وبلاگی استان کردستان
روزشمار غدیر
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
» نماز (3), » ذکر (3), » آرامش (2), » خدا (2), » بهجت (1),
غدیر، چراغی روشن در ظلمت شب
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ |

http://emroozi.com/my_unzip/1259770466ghadir/5.jpg

زمان، عقیم بود و زمین، کویری خشک و بخیل از رویاندن.خدا خواست تا چشمه ای همیشه جاری و خورشیدی هماره تابان بیافریند تا بشریت، کام جان را سیراب و رواق دل را روشن سازد....«علی» را آفرید.و او را خانه زاد خویش ساخت و خورشید وجودش از کعبه بر همة جهان تابید و انفجاری از «فجر انسانیت» و خیر و برکت پدید آورد.علی«ع»، انسان ایده آل مکتب بود،مدل چگونه زیستن و چگونه بودن و معیار حق و الگوی همة خوبی ها و سرمشق همة پاکی ها.یادش شورانگیز، نامش الهام بخش، زندگیش اسوه، سیره اش معیار، و غدیرش، «راه روشن در نگاه روز» است.

در کجای تاریخ، پیشوایی به «جامعیت» او می توان یافت؟کدام دریای ژرف، چون علی«ع» در یک «غدیر» گنجید؟کدام نسخه جز علی«ع» منحصر به فرد و بی بدیل است؟کدام کتاب جز علی«ع»، بی نیاز از شرح و تفصیل است؟کدام دفتر جز ولایت، دیباچه ای خدارنگ دارد؟و کدام دیوان، جز علی«ع» سرودة خداست؟امام علی«ع»، یک کهکشان عظمت و صداقت و عبودیت است.عصارة هستی، خلاصة وجود، جامع اضداد، مجمع فضیلت ها و گنجینة ارزش هاست.آیا این همه کافی نیست که نگاهی دو باره و صد باره به علی«ع» داشته باشیم و به فضایلش، ابعاد الگویی اش، غدیر انسان سازش، حکومت عدل گسترش، شکوه بندگی اش و عظمت امامت و پیشوایی اش؟!

دل ها در برابر عظمت خورشیدگون این نخبه کمال به خشوع ایستاده اند.شکوه ماندگاری که در وجود صاحب ذوالفقار متجلی است، چشم ها را خیره کرده است.اگر تا پایان تاریخ و تا سپیده دم قیامت هم جن و انس، دم از علی«ع» و ولای او بزنند و سر بر آستان بلندش نهند و جرعه جرعه از کوثر وجودش و غدیر کرامتش نوشند، شایسته و زیبنده است، زیرا زمان به گواهی آن جادوانه مرد ایستاده و زمین، میراث دار فضایل اوست.غدیرعلی«ع» هم چشمه ای لبریز از «آب حیات» و دریایی مواج از کرامت هاست.

ما در پی الگوی انسانیتیم.سرمشقی برای انسان ها و ارزش ها،کسی که در پی تماشای «سیمای مکتب» است، زندگی او را مرور می کند.کسی که دنبال «الگوی حیات طیبه» است، سیرة مولا را مبنای عمل قرار می دهد.کسی که خدا را می جوید، از علی«ع» به خدا می رسد و به قول شهریار:«به علی شناختم من بخدا قسم خدا را»او سرآمد سالکان و قروة عارفان و فروغ راهجویان است.در وجود و سجود، در قیام و قعود، در غیب و شهود، در هر چه هست و هر چه بود، او «معیار» است.جلوه گاه کمالش نه یک «غدیر»، بلکه «دریاهای هفتگانه» است.

اوست که خاک را به افلاک رسانده و عرش و فرش را به هم گره زده و «خلق» را با «خالق» آشتی داده و بشریت را در کلاس بندگی نشانده است.کدام «بنده» است که در «عبودیت خدا»، شاگرد مکتب علی«ع» نباشد؟باری... «خط خدا» را سرمشق، علی است!هر که با سیرة او همسان و همسوست، «علوی» است.هر دلی خانة محبت اوست.جانی که سرمست «شراب ولا» نیست، تهمت «بودن» است.اگر آینه گردیم، در قاب دلمان جز سیمای علی«ع» نمی یابیم.و اگر ما عشق شویم، جز عشق و محبت او را ارزندۀ مهرورزی نمی شناسیم.آیا این همه کافی نیست که کلاس «علی شناسی» بگشاییم و خاضعانه در این مکتب و مدرسه، شاگردی کنیم؟!

راه او راه زندگی در بستر «طاعت خدا» و «کمال بنده» است.آن پیشوای معصوم، تجربه های بلند یک زندگی خدایی را در قالب خطبه ها، نامه ها و کلمات قصار به رهپویان سعادت هدیه کرده است.«نهج البلاغه» مجموعه ای نغز و حکمت آمیز از همین رهنمودهاست.غدیر همیشه جوشان ولایت، سیراب کنندة جان های معرفت جویان است.دریغ بر کام تشنه اگر از زمزم زلال «علی شناسی» سیراب نشود!افسوس بر آن که بر کرانة چشمه سار «ولایت» ننشیند و دامن مهر و ولاء در این دریا نشوید.دردا که بشریت، علی را نشناسد و درک نکند!آن که علی«ع» را بشناسد، شیفته اش خواهد شد.علی شناسان نمی توانند او را دوست نداشته باشند و در پی او گام برندارند. معرفت، عشق و محبت می آورد و عشق نیز آدمی را به سنخیت و همسانی در بینش و گرایش و روش می کشاند.این است که به «غدیر» اهمیت می دهیم و به آن محتاجیم.

http://ts4.mm.bing.net/th?id=HN.607994046099099329&pid=1.7

 سخن از غدیر است، و از قدر دریایی که در غدیر، بر تمامی سرزمین های تفته و خسته، جاری شد و در دل کویر، گلبوته ها رویانید، و باور سرخ خاک را تا سبزنای افلاک، وسعت بخشید. و دریا را بنگر که دلی دارد روشنتر از فروغ پگاهان! لطافت گلبرگ های بهاری را نشانه است.موج خیز هیچ حادثه ای تن تناورش را نمی لرزاند! عصاره نور است و فشرده نعمات، و دریای تسلای جوشش همه چشمه سارهاست، فواره های رحمت، از دل دریا جوانه می زند و آبشار هرچه نیکی، قدرت از او دارد.و شگفتا از دریا...دریا... دریا!

و مرا یارای نبشتن از آن گستره بی انتهای والاست؟ یا تو را گوش شنیدن؟ و که را توان ستودن آن ولی مطلق است؟ و مگر نه هم آنچه می گوییم ذرّه ای از کوهی است، قطره ای از دریا، و واژه ای خُرد از کتابی عظیم و قطور؟ و مگر نه این همه از سر تعظیم است و تبرک؟غدیر تجلی اراده خداوند است.غدیر، نقطه تأملی در تاریخ است، یک مکان محدود نیست، بی منتها و جاوانه است.غدیر، روح جهان و انسان است و زنجیره تداوم ایمان.غدیر، لحظه های هیجان حیات است.غدیر، وجدان پاک هستی، چشم اندازی بر گستره دین، و تلاوت کننده آیه های رهایی بشر است.غدیر، چشمه همیشه جوشان عشق و ولاست، سر خیل روزهای خوب خدا که از شب قدر نیز گوی سبقت ربوده و سکه سروری به نام او خورده است.غدیر، آیینه است، آیینه تمام نمای حق جلیّ، در چهره امیرالمؤمنین علی(ع).غدیر، چهره گشای شاهد قرآنی نبأ عظیم به دست با کفایت رسول کریم است.غدیر، فرودگاه موکب مقدّس پیامبر اعظم(ص) و قرارگاه فرماندهی سپاه توحید در عالم هستی است.

غدیر، روز عهد و میثاق است، عهد موعود آسمانی و میثاق مأخوذ زمینی.غدیر، ریشه دارترین عید تاریخ در صحیفه رسالت انبیای سلف است که نسل در نسل به ولایت اولیای خَلَف، راه برده است.روز غدیر، روز پذیرش کردار شیعیان و پاک شدن اندوه دل های ایشان است.روزی که عصای معجزه موسای کلیم بر سحر تنیده ساحره تیره گلیم، غالب آمد و آتش نمرودیان بر ابراهیم ودود،سرد و سلامت شد.

غدیر، کاشتن بذر ولایت در جان ها و نشان دادن خورشید به گرفتاران در ظلمت هاست. پیامبر خدا«ص» آرزو داشت که شور علی دوستی و شرارة عشق مولا در کانون همة دل ها افروخته گردد، زیرا «علی»، تنها «علی» مسلمانان نیست، بلکه «بوتراب»، پیشوای همة بشریت است و به پاکی و ارزش و انسان و حق و عدالت تعلق دارد.علی، علی تاریخ است و اسوة همة انسان ها و الگوی همة شیفتگان صداقت و راستی.

اگر پیامبر خدا در غدیرخم مهم ترین رکن سیاسی اجتماعی دین، یعنی «ولایت» را برای مسلمین مطرح کرد، برای آن بود که جریان رهبری امت از آغاز در دست پاک ترین و شایسته ترین افراد قرار گیرد و آب زلال حق در بستر تاریخ و زمان و در توالی نسل ها و اندیشه ها آلوده نگردد تا دشمنان نتوانند از آب گل آلود ماهی مراد خویش را بگیرند.غدیر روز تکمیل دین و اتمام نعمت و عید هواداران حق و وفاداران به پیامبر است.غدیر عید عدالت و رهبری، عید انسانیت و کمال طلبی، عید شعله افروزی در اندیشه ها و امیدآفرینی در دل هاست.

غدیر تداوم «رسالت محمد» در «ولایت علی» است.اگر «فرهنگ غدیر» و «نظام ولایت» در جامعه و امتی حاکم و نقش آفرین باشد، در جامعه سه وحدت ایجاد می کند:وحدت عقیده، وحدت جهت، وحدت قوا.امامت نظام بخش جامعه است.امام نگهبان اسلام از تحریف ها و حافظ مسلمانان از گمراهی و تفرقه است.امام ضمانت اجرای احکام قرآن است، قطب کنترل کنندة حرکات اجتماع است، مشعل هدایت در شب های تیره است، فروغ یقین افروز در پیچ و خم های شک و اضطراب است.

امام تدبیرکننده، چاره اندیش، بدعت زدا و هدایت بخش است. نیروهای مفید و سازنده و خالص را جذب و نیروهای نامطلوب و مخرّب و ناهمساز با حرکت مطلوب و جهت الهی را دفع می کند. اینها همه از آثار و برکات «غدیر» و «تفکر غدیری» و «زندگی ولایی» و «سیاست علوی» است.جامعة دور از رهبری معصوم، دچار تشتت و تفرقه و حیرت و ضلالت می شود.امت بی امام، در راهی بی صلابت راه می جوید و مثل شب بی چراغ، رمة بی چوپان و کشتی بی ناخداست.آنکه در مسلمانی خویش «امام» نداشته باشد، به بیراهه می افتد و حرکت بی بصیرت، دوری روزافزون از مقصد را به دنبال دارد.

http://ts3.mm.bing.net/th?id=HN.608018394263128585&pid=1.7

غدیر یعنی تمامیت دین

امروز هم غدیر علوی، چشمه ای لبریز از «آب حیات» است و دریایی موّاج از ولایت. دل ها تنها از این دریاست که سیراب می شوند.این که همواره دم از غدیر می زنیم از آن روست که به دام تفکرات سست و مسلک های بی پایه و برنامه های ناقص و ناتمام نیفتیم و در کویر حیرت و هامون ضلالت سرگردان نمانیم.امتی که پاسدار غدیر باشد، عاشوراهای مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت را شاهد نخواهد بود و ولایت، در محاق غربت و تنهایی نخواهد ماند.اینک ماییم و غدیر که مرامنامة مکتب ما، محور وحدت ما، چراغ راه و راه زندگی ماست.

آری... آری... حرف و پیغام «غدیر» این است:

آب از سرچشمه باید خورد

میوه را از شاخه باید چید

چهره را بی پرده باید دید..

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.607997645272255971&pid=1.7

غدیر ؛کلید خوردن تاریخ است. تاریخی به وسعت جهان و به عمق بشریت و انسانیت. پس انگاریدن آن به عنوان تنها یک عید، یک روز، بدون دانستن و تفکر در فلسفه آن ظلم به معنای تبلیغی، اندیشمندانه و جهادی آن است. در خط غدیر هیچ تشویشی نیست، شکی نیست، تسلیمی نیست، تساهل و تسامحی نیست و چشم پوشی از حقی نیست؛ حتی اگر این حق، حق یک زن نصرانی باشد. در این خط طاغوت معنایی ندارد. تمام عظمت طاغوت در برابر تمام عظمت ابوذر پابرهنه قرار می گیرد؛ تسلیم و حقیر و خفیف.

در خط غدیر، حکم، حکم خداست؛ اما قرآن بر سر نیزه نیست؛ شجاعت و دلاوری در قلب مالک اشتر است. در حکومت غدیر شیر و نمک دو نوع خورش است و ممنوع. در حکومت غدیر جامعه ای نیاز به پیشوا دارد که فرد فردش در مدرسه اسلام تربیت شده اند. این جامعه است که باید از آلودگی هرگونه تجاوز، چه قلمی و فکری و فرهنگی، چه نظامی و کشورگشایانه با منطق ها و تاریخ های ساختگی به نام اسرائیل پاک شود. در حکومت غدیر زیر چتر معنویت است که می توان در آسمان پیشرفت علمی و تکنولوژیک بال زد. در حکومت غدیر چشمه های استعداد علمی با افراد آن متولد می شود و حکومت موظف و مکلف پرورش این استعدادهای مسلمان است؛ پس برنامه ریزی در جهت تولید علم و حمایت از نخبگان علمی و فرهنگی وظیفه حاکم الهی غدیر است. در این زمینه هم هیچ گونه کوتاهی از جانب حاکم و مسئول قابل گذشت نیست.

داستان غدیر از با اهمیت ترین موضوعات این بخش از تاریخ است. زیرا مذهب آن ملّتها و طوایفی که آل رسول را پیروی کردند بر این واقعه و بسیاری ازدلیل های محکم کردند، تعدادشان به میلیون ها نفر می رسد، که از نظر کیفیت همیشه پیشرو کاروان دانش و عظمت و فرهنگ بوده اند و همواره درمیانشان حکیمان و عالمان، زبدگان جهان انسانیت، نابغه هایی در علوم و فنون مختلف، مصلحان و رهبران، پادشاهان و سیاستمداران وجود داشته اند. و هم آنان دارای ادبیاتی سرشار، و فضل و دانشی فراوان بوده و کتاب هایی گرانبها و نیکو در هر فن نگاشته اند. روی این حساب، نویسنده تاریخ از هر ملّت و هر مذهبی که باشد، نمی تواند در بیان پیدایش و مبدأ این ملّت کوتاهی کند. به ویژه در مورد داستان سراسر اهمیتِ غدیر که صحنه حسّاسی از صحنه های نزول وحی و قیام تبلیغی بانی اسلام بوده است.

اگر مورخی از روی تعصب جاهلانه، از بیان این داستان و حقایق وابسته به آن چشم بپوشد، نسبت به دین اسلام و نبی بزرگوار آن خیانتی بزرگ کرده و هم در صفحات تاریخِ خود، جنایتی مرتکب شده که جبران ناپذیر است. زیرا حدیث غدیر و آنچه که پیامبر گرامی ما در آن روز فرخنده و باشکوه ابلاغ کرده و صحنه تبلیغی را که برگزار نموده است، وظیفه ای بوده که به مأموریت وحی انجام شده است. و هیچ کس تردید ندارد که «روز غدیر» در تاریخ اسلام موجی افکنده است که هیچ گاه از ارتعاشات آن کاسته نمی شود.رمز عید بودن «غدیر» ، کمال دین و اتمام نعمت در سایه‏ تداوم خط رسالت در شکل و قالب امامت‏ بود. به فرمان پیامبر خدا(ص)مسلمانان مامور شدند «ولایت‏» را به‏ صاحب ولایت تبریک گویند و با آن حضرت بیعت کنند. رسول خدا نیز براین نعمت الهی شادمانی کرد و فرمود: «الحمدلله الذی فضلناعلی جمیع العالمین.»

زنده نگه داشتن غدیر به این است که مردم قدر غدیر را بشناسندو چنان که مسلمانان متعهد صدر اسلام، تا آخرین نفس از غدیر دفاع کردند و در راه احیای آن، جان دادند که می توان گفت اولین شهیدولایت، مقدس ترین انسان روی زمین پس از پیامبر و علی یعنی حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها است، همچنان باید ملت ایران از غدیرانقلاب تا پای جان محافظت کنند و آن را زنده و جاوید نگه دارند.زنده نگه داشتن غدیر انقلاب به این است که پیوسته انگیزه انقلاب را از یاد نبریم و نگذاریم آن نیت خالص و انگیزه واقعی مردم برای تحقق حکومت الله از بین برود. آن روز مردم تنها به خاطر خدا و برای کسب رضای پروردگار سختی ها و رنج های فراوانی راتحمل کردند تا نگذارند انقلاب اسلامی که با خون صدها هزار مسلمان متعهد به پیروزی رسید، دستخوش ناملایمات گردد و از مسیر اصلی خود که ناخدای کشتی انقلاب(امام خمینی)برایش تعیین کرده، منحرف گردد و نااهلان و منافقان آن را به غارت ببرند.

غدیر، فریادی یه بلندای تاریخ
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه بیستم مهر ۱۳۹۳ |


نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

http://www.jahadi.ir/images/stories/titr-1/farhangi/034_ghadir-yaeni-tadovom-velayat/015--ghadir.jpg

معنای غدیر لغت نامه نمی خواهد! غدیر ما از متن قرآن است و قرآن در غدیر معرفی شده است.اسلام پوسته ای داردو هسته ای ، بی شک غدیر هسته ی اسلام است. یعنی اسلام بی غدیر پوسته ای است بی مغزو بی هسته! باظاهری خشک و خالی، جسمی بی جان، جنگ جویی بی سلاح ، گوینده ای جمود و گنگ وخانه ای بی پی و بنیان! غدیر یعنی اختصاص ولایت به محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و یازده امام علیهم السّلام از فرزندانشان. معرفت به مقام چهارده معصوم علیهم السّلام ، درک معنای غدیر در عمیق ترین گونه ی آن است.غدیر اعتقادی است که ولایت همه ی خلایق را به دست «او» می داند غدیر بیعت با ولی است آنچنانکه گوش فرادهی به آنچه مولایت می پسندد.غدیر هر آن چیزی است که از سکوت علی باید نهیب آن را شنید.غدیر درد دل شیعه ازپس دلسوختگی تاریخ و انتخابیست که بر سر آن شیعه می آموزد منتظر بماند.

آنچه که بر سیمای غدیر، رنگ جاودانگی می‌زند، نزول 2 آیه از قرآن‌کریم، یکی آیه 67 سوره مائده و دیگری آیه 3 سوره مائده در ارتباط با این رویداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نام‌آور شیعه و سنی، شأن نزول این آیات، مربوط به واقعه غدیر خم می‌باشد. واقعه غدیر یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام است که در بین عامه مسلمانان، واقعه‌ای پذیرفته شده و قطعی تلقی می‌گردد. در میان علمای اهل تسنن از قرن دوم تا قرن سیزدهم، 360 تن، حدیث غدیر را در آثار خویش نقل نموده‌اند که 3 تن از صاحبان صحاح سته (صحاح ششگانه) و دو تن از پیشوایان فقهی اهل تسنن نیز در شمار این بزرگان جای دارند.

واقعه غدیر از عظمت و ضرورت ولایت و ریشه ‏ای بودن این مسئله خبر می‏دهد.  غدیر خم منافقان را فلج کرد و مانع اجرای نقشه‏ ها و توطئه‏ های شیطانی‏شان شد. آنچه می‏توانست همه نقشه‏ های منافقان را یکجا خنثی و اسلام را در چنان برهه حساسی حفظ کند، تعیین جانشین پیامبر و اعلان رسمی آن بود، چنان که حضرت زهرا(س) در این‏ باره می‏فرمایند: «پیامبر در روز غدیر، عقد ولایت را برای علی علیه السلام محکم کرد».«غدیر» عصاره و نتیجه خلقت و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی و واقعه ‏ای به بلندای تاریخ است  غدیر ثمره نبوت و میوه رسالت است غدیر تعیین کننده خط‏ مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست. غدير دريايى از معارف است غدیر ماجرایی سرنوشت‏ ساز است که «خطبه غدیر» شاخص‏ترین و زنده ‏ترین سند آن است.


غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ اگر چه آبگیر است ولی یک دریاست؛ رمزوتقدیریست بین خدا ی قدیرو انسان. غدیر شاهراه وقطب نمای دقیق اسلام ومسلمان اصیل و واقعی است. غدیرمعیار ومیزان ومحکی است  جهت تشخیص مقدار خلوص طلای تسلیم و رضا ! با غدیر می توان سلمان و ابوذر  را از طلحه وزبیر خوب شناخت. غدیر شاه بیت غزل معرفت است.زیبا، منطقی، خوش فرم وآهنگین. آهنگ غدیر را کسی خوب می فهمد که اسلامش ادعایی نباشد و مسلمانی اش رنگ مصلحتی نگیرد و برای آب و  نان  بر سر این خوان  گسترده  ننشیند. آهنگ  غدیر ، زیبا ترین آهنگ های هستی است. نغمه ای دلنشین، فرح بخش، و روح افزاست. با این آهنگ می توان به سر چشمه های هماهنگ و نجوا های شیرین عوالم بالا چنگ انداخت، چنگی با ساز های کوک شده ی معنوی برای درک پرتو های پر جاذبه ی آن سویی! غدیر مغز است ، جان است و همه چیز انسان است.در غدیر ، وقتی پیامبر(ص) دست علی (ع) رو در مقابل چشم هزاران مسلمان بالا برد ، علی میدونست که :

غدیر یعنی آغاز مظلومیت ها،یعنی آغاز از جلو دست دادن و از پشت خنجر زدن هاغدیر یعنی مدینه و فدک و کوچه های بنی هاشم،یعنی صورت کبود یک مادر، یعنی پهلوی شکسته؛غدیر یعنی دست های بسته یک مردیعنی گریه های شبانه یک زن وتشییع شبانه پیکر مادر.

غدیر یعنی فزت و رب الکعبه یعنی تنهاترین سرداررشید اسلام تا بی نهایت صبر می کندغدیر یعنی امتثال امر دوست در وادی عشق ولی و تجلی گاه ولایت مولا در امتداد رسالت حبیب الله غدیر یعنی جوشش چشمه زلال نبوت در قالب امامت غدیر یعنی طلوع خورشید ولایت و امامت از دامان رسالت ؛غدیر یعنی اتمام ماموریت نبی ( صلی الله و علیه و اله) با ابلاغ ولایت علی (علیه السلام)غدیر یعنی  تبر بت شکن ابراهیم خلیل الله بر دوش پرشکوه علی مولا و امتداد خورشید عالم تاب بعثت که در زمان و مکان جاریست .غدیر یعنی طلوع نورانی حقیقت دین در بستر حرکت سیاسی عصرها و نسل هاغدیر یعنی مناره بلند نور در فرا راه گمگشتگان و متحیران در کوره راه هاغدیر یعنی خروشان رود نجات انسان ها از سرچشمه حرا یعنی تداوم جریان نبوت در ولایت حضرت من کنت مولاه ...غدیر یعنی تجلی حکومت نمونه صالحان در شایسته ترین شیوه اعلاغدیر یعنی حساس ترین فراز تاریخ برای تکامل انسان هاغدیر یعنی  ادامه بعثت در سیر تکاملی عاشورا تا ظهور آخرین قائم حق حضرت مهدی والا.

غدیر یعنى خروش خاموش محسن علیه السلام در پشت در.و فدا شدن به دست بى وفایان؛غدیر یعنى ریسمان بر گردن امیرالمؤمنین علیه السلام؛غدیر یعنى صبر امام مجتبى علیه السلام؛غدیر یعنى لب هاى تشنه ى كنار فرات؛غدیر یعنى آفتاب بر نیزه؛غدیر یعنى ناله ى سوزان زین العابدین علیه السلام؛غدیر یعنى شكوفایى علم به دست امام باقر علیه السلام؛غدیر یعنى مذهب جعفرى..و كرسى درس آسمانى امام جعفر صادق علیه السلام؛غدیر یعنى موسى بن جعفر علیه السلام و زندان بغداد؛غدیر یعنى جلال خداوندى در امام هشتم علیه السلام؛غدیر یعنى امامت در هفت سالگى جواد الائمة علیه السلام؛غدیر یعنى جامعه ى كبیره ى امام هادى علیه السلام؛غدیر یعنى خانه نشینى امام عسكرى علیه السلامو غدیر یعنى مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف.

غدیر نشان دادن خورشید به گرفتاران ظلمت است عصاره و نتیجه آفرینش و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است. غدیر، تنهایک  واقعه‌ای تاریخی نیست؛ بلکه اساس دین است.غدیر، ثمره نبوت ؛میوه و تعیین خط مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست.غدیر، مجموعه وقایعی سرنوشت ساز و خطبه آن، قانون نامه زیربناییِ اسلام است که چکیده آن، جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاه فهذا عَلیٌ مَوْلاه» می‌باشد.غدیر یعنی  الیوم اکملت لکم دینکم ولی الدین، یعنی آیه تطهیرغدیر یعنی حدیث ثقلین غدیر یعنی کشتی نجات در اقیانوس گمراهی غدیر یعنی دربند شدن شیاطین غدیر یعنی معرفی صراط مستقیم و چراغ راه هدایت یعنى سر سپردن به همه ى خوبیها.

غدیر، تنها برکه‌ای میان مکه و مدینه نیست، اقیانوسی است که انتها ندارد، ازل را به ابد پیوند داده و تشنگان هدایت را، نه در زمان خویش، تا انتهای بشریت سیراب کرده است. غدیر یک روز نیست، وسعتش به بلندای یک تاریخ است؛ تاریخی که بساط باطل را یکسره در هم پیچیده و حق را برافراشته ساخته.  غدیر برهه‌ای از زمان نیست که تمام شود و چیزی نماند! نقطه درنگ تاریخ است که اراده خدا در آن تجلی کرده. بی‌منتها و جاودانه.
غدیر، تنها یک راه هدایت نیست، صراط مستقیمی است که همه راه‌های هدایت بدان ختم می‌شود. صراط گمگشتگان، هر که در آن قرار گیرد تا ابد در جاده‌های گمراهی گرفتار نخواهد شد.غدیر؛ روز انتصاب رسمی ولی الله و ادامه خط رسالت است در مسیر امامت؛ غدیر آمده است تا امت پیامبر از این پس نام زیبای «امام» را صریح و قاطعانه بر زبان جاری کنند.پیش از غدیر «ولایت» در غبار زمان گم شده بود، غدیر آمد تا فرصت امتداد ولایت با آرمان بشریت باشد. غدیر آمد تا دیگر کسی در فتنه‌های زمانه راه را به بیراهه نرود. غدیر به عنوان بزرگ‌ترین حادثه بعد از بعثت نبی مکرم، نقطه آغاز مرحله سوم انقلاب نبوی، یعنی مرحله استمرار و توسعه انقلاب نبوی به شمار می‏رود. اسلام بدون غدير فقط يك نام است وبا غدير معنا مي يابد و اين يك شعار نيست بلكه در عمل ثابت شده است كه بدون امامت ، اسلام راستين با پيامهاي تعالي بخش آن هيچگاه به ما نمي رسيد.

غدير يك فرهنگ است كه بايد فراگير شود غدير يادآوري پاسداري از دين خداست ، غدير معرفي حضرت علي (ع) به عنوان عصاره تمامي ارزشهاي عالم است ، غدير آغاز امامت است ، غدير دل سپردن و دوست داشتن اهل بيت پيامبر و كتاب خدا قرآن است كه در حديث ثقلين است ، غدير حفظ دين خدا ، اسلام در هر شرايط و پاي بندي به آن توسط تمامي مسلمانان است و در نهايت غدير احياء دوباره اسلام و پيام آور نعمت بزرگ امامت و ولايت است.

غدیر یعنی پیدایش نهری از نور در کویر تفتیده ظلمت ها و تاریکی هاوظهور ساحل سیمگون از پگاه امید در شامگاه  سیاه جهل و نادانی هاغدیر یعنی فریاد فرشته رهایی در روزگار مشحون از تحیر و سرگشتگی مردم از فریب و نیرنگ ها یعنی نجابت بشریت گرفتار در هفت خوان دسائس و طلسم وسوسه هاغدیریعنى فرسایش ظلم و جاهلیت..یعنى ستودن سپیده ى عالم.یعنی ،‌بارش رحمت خدا واستمرار راه انبیاء.

http://mahmoudzadeh.persiangig.com/aks/156308.jpg

غدیر یعنی ، راه رهایی از کفر و شرک یعنی ز بند کن آزاد و خود بند مساز غدیر یعنى موج دریاها و زلال چشمه ى انسانیت وسعادت بشریت  غدیر یعنى هزار برگ زیبا در نهال سبز ولایت. یعنی معرفی یک ترازو برای زندگی  غدیر روزى است كه آفتاب تیغه ى نورانیش را بر ساحل دلها كشید؛و گل محبت شكفت.غدیر یعنى آخرین پیامِ آخرین پیامبر حماسه ساز؛غدیر یعنی کسانی که عقب مانده اند برسند وکسانی که جلو رفته اند برگردند.وهمگام با ولایت حرکت کنند.غدیر، یک تاریخ است؛تاریخى که ابتدایش مدینه است،میانش کربلا و انتهایش ظهور.

خوشا به حال غدیریان، آنان که تمام ذهن و زبان و انگیزه و جانشان از غدیر می جوشد و می گوید و می بوید! و بدا به حال غدیر گریزان خفاش صفت! آنان که از روی خباثت و حسادت، این  گوهر یک دانه ی مسلمانی را پس زدند و برای ازبین بردن این ماه درخشنده ی اسلام، هر چه توان داشتند به کار بردند ولی به کوری چشمشان نه تنها کاری نکردند که باعث شدند ، درخشندگی اش روز به روز بیشتر  گردد!  

عید سعید غدیر خم به یقین بزرگ‌ترین عید رسمی اسلام و شریف‌ترین روز سال است، چرا که شجرة رسالت در این روز به بار نشست و میوة اسلام و بیست‌وسه سال جهاد رسالت به جامعه اسلامی ارزانی شد،و همانگونه که رسول حقیقت و مصداق اتَمّ و اکمل همة پیامبران و دین آن‌هاست، ولایت نیز جوهر و تمام و ثمرة دین نبی‌اکرم(ص) است.مفهوم غدیر، یعنی تداوم ولایت الله و ولایت رسول با ولایت مؤمنان. طبیعی است فرد افضل و سیدالمسلمین و امیرالمؤمنین و یعسوب الدین و قائد غرّ المحجلین است که باید این عنوان را احراز کند تا اسلام منحرف نشود و آن همه خسارت وارد نشود.ثمره شیرین این رخداد عظیم ولایت پذیریست.


ولايت پذيري يعني: ناديده گرفتن هر كس كه در مقابل مولا و ولي امر است، با هر سابقه و جايگاه و ادعا و مريد و هياهووتحمل عدالت علي(ع) ولو برادر و يا نزديكترين افراد به او باشي.ولايت پذيري يعني: شناخت فتنه، هر چند اين فتنه به بزرگي (جمل) باشد و سران آن به بزرگي و سابقه ي طلحه و زبير و عايشه، همسر رسول خدا(ص).یعنی درك شرايط علي(ع) درامان دادن به عايشه و فهم دليل حفظ حرمت همسر پيامبر(ص)،توسط علي(ع) ،حتي پس از ارتكاب فتنه ي بزرگ جمل. ولايت پذيري يعني: تشخيص قرآن ناطق از قرآن هاي بر سر نيزه. يعني برگشتن مالك با دستور علي(ع) از نزديكي خيمه ي معاويه و ناتمام گذاشتن كار، بدون چون و چرا

• ولايت پذيري يعني: شناخت خوارج از مسلمانان واقعي و فريب نخوردن از جلوه و تعبد و تظاهر و پيشاني هاي پينه بسته. يعني تحمل كنايه هاي مسلمان نماها و شمشير كشيدن با علي(ع) در هنگامه ي نهروان و ايستادگي در مقابل مسلمان نماهاي دروغين. يعني تحمل سختي ، اطاعت مطلق از مولا، فهم شرايط و نگفتن چون و چرا در امر مولا.

به‌هرحال یکی از الزامات ولایت‌پذیری که در زمان حیات پیامبر اعظم نیز بسیار پررنگ می‌نمود موضوع مقاومت و ایستادگی جریان حق در برابر جبهه باطل بود. مثلا خود علی علیه‌السلام بارها در راه دفاع از حریم ولایت نبوی ایستادگی کرد و در این مسیر شهره عام و خاص شد؛ خوابیدن در جای پیامبر در لیله‌المبیت که 40 مرد شمشیر بدست برای کشتن پیامبر بر بالای سر او حاضر شدند یا رزم جانانه در جنگ احد که 80 ضربه را به جان خرید تا جان پیامبر حفظ شود و نبرد قهرمانانه با عمروبن عبدود در جنگ خندق که ضربت امیرالمومنین از عبادات جن و انس و ملائکه تا روز قیامت برتر شد، همگی حکایت از مردانگی و مقاومت بی‌نظیر علی‌علیه‌السلام در راه اسلام دارد.


بنابراین مقاومت و ایستادگی ویژگی بارز ولایتمداران و غدیریان است. به عبارتی نمی‌شود کسی ادعای ولایت‌پذیری علی علیه‌السلام را داشته باشد و درعین حال به مقلدان خود توصیه کند که در مجالس بزرگداشت غدیر حرفی از شهید و شهادت نزنند. یا جور در نمی‌آید که فردی یا گروهی شعار شیعه علی بودن سردهد ولی به محض مواجه با کوچک‌ترین تحریم و سختی بلافاصله پا پس کشیده و آواز سازش سردهد.از این منظر امروز دیگر بحث غدیر و ولایت‌پذیری مولای متقیان فقط به شیعیان و یا حتی مسلمانان محدود نمی‌شود بلکه تمام آزادیخواهان جهان دریافته‌اند که برای نیل به اهداف والای خویش باید مقاوم بوده و ایستادگی کنند.


عید غدیر مسیر و صراط مستقیم قرآنی را ترسیم می‌کند وعیدی است که خورشید هدایت برای تمامی زمان ها طلوع می کند و نشان می‌دهد که علی بن ابی طالب (ع) و راه ایشان، مسیر هدایت و صراط مستقیم هدایت قرآنی است و غیر از آن ضلالت و گمراهی است. عید غدیر، عیدی است که در آن تنها اندکی از عظمت علی بن ابی طالب (ع) بیان شده و آن عید، قطب نمای حقیقت اسلام و خورشید بی غروب هدایت انسان‌ها در آخرالزمان است. غدیر نماد اسلام ناب و زندگی پاک و حیات طیبه بر اساس نقشه الهی است. غدیر سه رکن دارد: 1:مکتب یعنی نقشه الهی که جامع و کاملش قرآن است 2: امام و پیشوای ربانی 3: یاران خدا و پیروان شایسته.  این سه رکن کنار هم باشد شجره طیبه ای را که قرآن فرموده تشکیل خواهند داد.

 نعمت امامت و ولایت با ارزش‌ترین گوهری است که خداوند بی‌همتا به همگان عطا فرموده‌ است و با تمسک به این حبل متین الهی و با پیروی از این شجره طیبه است که سعادت دنیا و خوش‌بختی اخری فراهم می‌گردد، زیرا در دنیای پر ظلمت و آکنده از ظلم ومکرو زور، تنها چراغی که روشن و تابندگی حقیقی و دائمی دارد سراج منیر عترت و انوار مشعشع علی‌(ع) و اولاد اوست که از زندگانی و رفتار و گفتار آن‌ها می‌توان ظرایف و دقایق ظریف ووزینی یافت.

غدیر یعنی حبل المتین استوار شیعه  یعنی فروغ دین نبوی یعنی عمل بدون ولايت که در این روز تثبيت و تقويت گردید و خیر العمل می باشد  مورد قبول واقع نمي‌شودغدیر روز صدور شناسنامه شیعه,نشان دهنده حاکمیت حکومت اسلامی است . ارزش غدیر برای آن است که با اقامه ولایت یعنی با رسیدن حکومت به دست صاحب حق، همه این مسائل حل می‌شود، همه انحرافات از بین می‌رود غدیر مهر طومار حج وچگونگی استفاده از حج است.


غدیر یاد آور عهد منو توست عهدی که سالهاست ما وپدران ما با همه ی وجود آن را پاس داشته ایم.غدیر داستان دیروز نیست چراغیست که امروزمان را می افزوید و ولایت ریسمان الهی است. که همیشه وهمه را به سوی خود فرا می خواند.آنکه به این ریسمان الهی در آویزد از دنیا بگسلد.وبی دلیل ولایت برسد.آستان هیچ کس جز خدا فرو نیاورد.هرکه حق را با علی و اولاد طاهرینش بشناسد.در میان قرائت های رنگ رنگ وپر فریب سرگردان نشود.آن که عهد شکنان غدیر را به خوبی بشناسد امروز نیز دست پر نیرنگ فرزندانشان را به یاری و بیعت در دست نگیرد.غدیر دریایی از باور و بصیرت در کویر حیرت و هامون زلالت است تا کام جان ها از آن سیراب شود.غدیر علی هنوز از چشمه ای لبریز تر از آب حیات و دریای مواج از کرامت ها و فضایل است.

غدیر یک کتاب مبین وسندی  مدون برای تداوم حفظ خط رسالت در جلوه ی امامت برای تشنگان چشمه ی زلال هدایت است.وبرای ره گم کردگان صراتی که به صرات پیامبر منتهی شود. اگر امت ها غدیر ها را پاس بدارندعاشوراها .مظلومیت و کربلای خون وشهادت پیش نمی آید.امت بی امام: راه بی علامت- شب بی چراغ کشتی بی نا خداوقضاوت خشکیده است.همه ما واقعه عاشورا را به عنوان پيروزي خون بر شمشير مي دانيم كه امام حسين (ع) با نثار خون خود و تمامي خانواده و ياران با وفايش و اسيري بردن خاندانش دين اسلام را احياء كرد و حيات مجددي بخشيد و آيا اين امر جز در سايه درس غدير انجام مي شد ؟ بنابراين يادآوري غدير در هر سال يعني اتصال به چشمه جوشان امامت وبهره گيري از ثمرات پر بركت آن است كه سعادت دنيوي و اخروي تمامي انسانهاي جهان را براي هميشه تاريخ به همراه خواهد داشت.

http://www.hammihan.com/users/status/original/HM-20134025213381709151382564677.242.gif

غدیر یعنی سیاست به همه مربوط است غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به واسطه آن سیاست اقامه صلوه ًْکند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند..(صحیفه امام؛ ج۲۰؛ ص۱۱۵ | جماران؛ ۲ شهریور ۱۳۶۵)


غدیر یک روح و محوری است که به مبانی فکری اسلام چهره ای جدی می بخشد و آن را به عنوان یک واقعیت باورمندانه در کانون فکر و اندیشه ما قرار می دهد. جریان غدیر نسبت به موقعیت تاریخی اش، یک واقعیت واضح و روشن برای تمام شیعیان و انسان های معتقد به اسلام و دین در میان مذاهب اسلامی است؛ در واقع هیچ کس حادثه و اصل ماجرای غدیر را انکار نکرده است بلکه برخی از جریان های انحرافی در میان برخی از مذاهب اسلامی به تحریف و تحلیل ماجرای غدیر پرداخته اند. اگر غدیر را از اسلام بگیریم، آن گاه اسلام دیگر نمی تواند به عنوان یک دین و مکتب جامع و تکمیل کنندۀ تمام بخش های زندگی انسان جلوه گری کند، در واقع این غدیر است که به عقاید فکری و اعتقادی ما از معاد، توحید، نبوت و قیامت روح می بخشد. غدیر همان جریانی است که امروز اسلام ناب را از اسلام آمریکایی جدا می کند. پیامبر اکرم(ص) در روز غدیر فرمودند ای مردم اگر حرف ما را گوش نکنید هلاک خواهید شد، ظهور داعش اثر بی توجهی به کلام پیامبر اعظم (ص) در روز غدیر است.

یکی از مهمترین پیام های غدیر این است که دین از سیاست جدا نیست. غدیر در واقع سنگ بنای حاکمیت دینی است و در نقطه مقابل در سقیفه بنای سکولاریسم شکل گرفت؛ غدیر این پیام را به انسانها داد که باید حکومت الهی شکل بگیرد تا دین در مسیر درست ادامه پیدا کند. اگر انسانها از ولایت دوری کنند، سرنوشت آنها با نظام سلطه و تکفیریها گره خواهد خورد و از حقیقت اسلام ناب بهره ای نخواهند برد. غدیر بشارت دهنده دولت اسلامی است غدیر در جهت تحقق حاکمیت دینی و اجرای عدالت است و با وجود مسئله غدیر انسانها از عدالت بهره خواند برد و انسانها به غدیر نیازمند هستند.  یکی از پیام های غدیر استکبارستیزی است و امت اسلامی در پرتو استکبارستیزی و مقابله با شیاطین و دشمنان می تواند عزت و هویت خود را تضمین کند.

انقلاب اسلامی ایران در ذات متاثر از غدیر است همان گونه که امام خمینی(ره) در وصیت نامه خود فرمود که نجات بشریت منوط به پیوند دو عنصر برنامه ساز یعنی قرآن و عنصر ساختار ساز یعنی ولایت است. هدف انقلاب پیوند دو عنصر قرآن و ولایت است؛ در حال حاضر هر قدر هم پیش می رویم سیاستمداران جهان به این نتیجه رسیده‌اند که تئوری جز این گفتمان در دنیا که سبب اقتدار مسلمانان بشود وجود ندارد خداوند متعال در روز غدیر نعمت تامه یعنی ولایت را به امت اعطا کرد که برخی آن را نپذیرفتند؛ باید بدانیم که خدا نعمت را در روز غدیر بر امت تمام کرد که مردم با قبول ولایت به این نعمت می‌رسند. عید غدیر روزی بود که خداوند از میان جهانیان برای هدایت بشر، یک ولی مؤمن را انتخاب کرد. باید غدیر را قدر بشناسیم و غدیر را بیشتر شفاف کنیم و به کوری دشمنان ایران بعداز 1400 سال غدیر مثل خورشید عالم می درخشد و خاری است در چشم دشمنان ما که باید در راستای ترویج آن کوشا باشیم.

غدیر، یک رخداد تاریخی صرف، و تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه سرفصلی اعتقادی است که درون مایه همه طاعتها از آن سرچشمه می‌گیرد، رسالت همه پیامبران در آنجا مفهوم می‌یابد، و همه رشدها و تعالیها از آنجا آغاز می‌شود. غدیر یعنی ادای دیِن اسلام بر نمازی که شده ستون آسمانی؛ یعنی شکوه عالم و روز قیامت به معنای ستایش در طراوت  غدیر یعنی دستی بالا رفت، به نور خدا پیوند زده شد و ملتی را از فرش به عرش رهنمون کرد! غدير قلب تپنده دين اسلام محسوب مي‌شود، آن هم نه تنها براي شيعيان، اگر اهل سنت هم در بصيرت و معرفت تفكري داشته باشند، مي‌بينند كه جان دين، غدير است حيات دين به غدير و عاشوراست. اگر امروز هم منحرفان رو به قبله قرار مي‌گيرند از تفرقه و از تبديل امامت به خلافت، داعش متولد مي‌شود نه قبله، نه حج، نه جهاد، نه خمس، نه زكات، نه حق و ... آن‌ها بايد اين را بدانند كه مسلمانان يك جشن بزرگ برپا كنند زيرا اين عيد، عنايت رب‌العالمين براي هدايت تشريعي بشر است.

مهم ترین پیام غدیر ،وحدت و انسجام امت واحد اسلامی است و باید برای نهادینه کردن پیام غدیر در جامعه تلاش کرد .در شرایطی که دشمنان اسلام با تمام توان خود برای به انحراف کشاندن پیام غدیر و خدشه در باورها و اعتقادات مردم وارد شده اند باید با برنامه و فکر مبتنی بر آموزه های مکتب راستین اسلام ناب، حرکت کرد.


کار در حوزه ی تبیین پیام غدیر منحصر به شخص یا دستگاه خاصی نمی شود ، بلکه همه باید در بحث ترویج و توسعه فرهنگ غدیر احساس تکلیف کنند .باید از تمام ظرفیت ها استفاده شود تا پیام غدیر به نسل جوان و آینده ساز جامعه انتقال داده شود وباید با سرعت بیشتری به انجام کار فرهنگی در حوزه ی غدیر مبادرت شود.کار در زمینه معرفی شخصیت و جایگاه حضرت امیرالمومنین علی (ع) نیاز به سوز و تعصب دینی دارد و در این مسیر به تعامل و مشارکت اصحاب رسانه و مطبوعات به ویژه رسانه ی ملی نیاز بیشتری احساس می شود .

غدیر یعنی آنچنان باشی که مولایت می خواهد نه آنچه که خودت می پسندی غدیر یعنی دریائی مطهر از عشق به مولی علی که در عرش بی نظیر است غدير يعني قرار گرفتن امام معصوم به دستور خدا در ۱۸ ذیحجه سال ۱۰ هجری در رأس جامعه و حاکمیت ؛پیام الهی که در روز غدیر خم به وسیله فرشته وحی بر پیامبراکرم(ص) نازل شد، بسیاری از کینه توزی های خیبری و توطئه چینی های بازماندگان جنگ بدر را خنثی ساخت.امروزه جریان بدر و غدیر دارد تاریخ را می‌شکافد و جلو می‌رود، مواظب باشیم که از رسالت تاریخی خود باز نمانده و از قافلة بدریّون و حماسه‌سازانِ غدیر عقب نمانیم.ویا خدای نکرده غدیر را در سقیفه دفن نکنیم واز یاری کردن رفتار ومنش علوی گون سلاله غدیر؛ علی زمان  باز بمانیم.

باورداشت مهدویت در خطبه غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳ |
http://khom.ir/wp-content/uploads/Ali_Miri_14232444.jpg


غدیر در لغت به معنای آبریز و مسیل، و غدیر خم در جغرافیا، نام محلی است که به خاطر وجود برکه‌ای در این محل، که در آن آب باران جمع می­‌شده است، به این نام (غدیر خم) شهرت یافته است.غدیر، سرچشمه همیشه ‏جوشان ولایت است که از سینه تفتیده «خم» به جام محبت دوست‏داران پیامبر و خاندانش جارى است. غدیر، شایسته هر ثناست که وحى از او پیراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدیر، تفسیر بدر و احد و شأن نزول صفین و نهروان است. بدر، عدالت مى ‏خواست؛ احد، شجاعت آرزو مى‏ کرد؛ خیبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدیر، آمین آن همه ثنا و دعا بود. غدیر، روز انسان است. غدیر، تداوم رسالت محمد صلی الله علیه و آله در ولایت على علیه‏السلام است. غدیر، عید پیمان و میثاق و عهد است. غدیر، عید عدالت و رهبرى است.براستی غدیر خم چه ارزشی را برای ما انسان ها، به عنوان امت اسلامی، به ارمغان آورده است که نسبت به همه آن وقایع و رخدادهای قبل از اسلام و بعد از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) افضل می باشد؟حاج میرزا جواد ملکى تبریزى در این‏باره مى‏نویسد: «روز غدیر نسبت به مبعث، به منزله باطن از ظاهر و به منزله روح از انسان است؛ زیرا هر چه در مبعث از خیر و سعادت وجود دارد، مشروط به ولایت امیر مۆمنان و امامان است».روز عید غدیر، ولایت اسلامى یعنى رشحه و پرتوى از ولایت خدا در میان مردم تجسم پیدا كرد و این‏چنین بود كه دین كامل شد. بدون تعیین و تبیین این مسئله، دین واقعاً ناقص مى ‏ماند و به همین خاطر بود كه نعمت اسلام بر مردم تمام شد.

واقعه غدیر حادثه تاریخی صرف نیست که در کنار دیگر وقایع دیده شود، بلکه رویدادی با ابعاد جامع و وسیع است که با تکامل عالم هستی پیوندی عمیق و تا اعماق جهان امتداد دارد.غدیر یک تفکر پویا و رمزماندگاری و جاودانگی خط نورانی رسالت است. غدیر نقطه اتصال نبوت و امامت، چشمه جوشانی است که اقیانوس‌های معرفت و فرهنگ از آن گستره می‌جویند و ژرفا می‌پویند.غدیر انفطار نور است و آفتابش بر بام طور هستی، روشنی بخش روان است و گرمی بخش جان.غدیر نمایش نگین انگشتر نبوت بود که برق وجودش همایش «تمام آدمیت» و «کمال انسانیت» را فریاد کرد و با انتصاب «حضرت انسان» ، دین، «ردای اکمال» و نعمت، «قبای اتمام» به قامت گرفت و استوار شد.غدیر با معرفی «انسان کامل» بر این حقیقت پای فشرد که ماجرای یک سرزمین، یک قوم و یک زمان مطرح نبوده و نیست. همه جا، همه کس و همه وقت مظهر غدیرند.

بدون شک واقعه غدیر خم، نقش سرنوشت سازی در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. در این واقعه، پیامبر اسلام صلی‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله مهم‏ترین مأموریت دوران پیامبریِ خود را به انجام رساند؛ مأموریتی که انجام آن، به منزله رساندن پیام رسالت حضرت بود، و کوتاهی در مورد آن، به از بین رفتن زحمات چندین ساله ایشان می‏انجامید؛ چنان که خداوند متعال درآیه 67 سوره مائده می‏فرماید: «هان ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام نداده‏ای وخداوند تو را از مردم حفظ می‏فرماید». (ماهنامه گلبرگ)

در غدیر خم پیامبر اسلام (ص) تنها امیرمومنان (ع) را به عنوان ولی و جانشین پس از خود معرفی نفرمودند بلکه نزدیک به 20 فراز این خطبه در رابطه با اوصاف امام عصر (عج) است.  در غدیر پیامبر مکرم اسلام (ص) از علی (ع) تا امام مهدی (عج) یعنی جریان ولایت بعد از خود را برای همه جهانیان معرفی فرمودند، بر این اساس غدیر تجلی‌گاه امامت و ولایت است.  مساله مهدویت نیز در جریان غدیر و خطبه پیامبر (ص) در این روز مطرح بوده است طبق خطبه‌یی که در احتجاج شیخ طبرسی از لسان مبارک پیامبر (ص) نقل شده است معلوم می‌شود که مهدویت نیز در غدیر مطرح بوده است. کما این‌که پیامبر اسلام (ص) قبل از واقعه غدیر در رابطه با حضرت علی (ع)‌ سفارشاتی داشته و بارها ایشان را به عنوان خلیفه و وصی خود معرفی فرمودند و احادیثی در شأن و مقام ایشان بیان داشتند.  ریان غدیر ویژگی‌های بسیار ممتازی در سیره ائمه(ع) دارد.


غدیر ظرف بیعت با ولی زمان و امام عصر می باشددر غدیر 1400 سال پیش وقتی پیامبر خدا امیر مومنان را معرفی فرمود که:‌ هر که من مولای اویم، علی مولای اوست. مرد و زن با ایشان بیعت کردند. اکنون نیز ولی زمان و صاحب غدیر امام مهدی (عج)‌است. لذا غدیر ظرفی برای بیعت ما با امام عصر (عج)‌است که مساله تجدید عهد و پیمان در آن مطرح می‌شود.امام زمان (عج) عصاره و چکیده اولیاء‌ و انبیاء است. به طوری که وقتی پیامبر (ص) ولایت ایشان را معرفی می‌کند این آیه نازل می‌شود که ما امروز دین تو را کامل کردیم و نعمت را بر شما تمام کردیم. پس قطعا در این عصر ولایت امام عصر (عج)‌ اکمال دین و اتمام نعمت است و ما باید این مساله را مدنظر داشته باشیم که اکنون نیز ولی داریم و قطعا اگر امروز از رسول خدا (ص) می‌خواستیم تا جانشین خود را برای ما معرفی کند، دست امام عصر (عج) را می‌گرفتند و به جهانیان معرفی می‌کردند.

شاید محکمترین دلیل بر زنده بودن وجود مبارک حضرت حجت (عج) دلیلی است که مرجع فقید جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) در اثنای دروس خود تقریر کرده اند:« حقیقت اسلام، در ایمان است، به دلیل آیه: ألیوم أکملت لکم دینکم (۱) و انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا(۲) و امثال این ها.


انسان عاقل، متوجه مى شود که نبى، وصى مى خواهد. وصایت تکوینا بقاى نبوت است . بنده ندیده ام که کسى این گونه بگوید، ولى حقیقت مطلب همین است که دلیل بر وجود بقیه الله (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) در این زمان، از ابتداى غیبت صغرى تاکنون، همان روایت ثقلین است با ضمیمه اى که در آن است:انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى …سألت ربى أن یجمع بینهما و أن لا یفرق بینهما فاستجاب لى (۳)این روایت، با ضمیمه سألت ربى … دلیل بر این است که در هر جا و هر زمانى که قرآن هست و مأمور به، به طورى که مرجع است، حالا یا صورتا یا واقعا یا بعضا یا تماما، هرجا که قرآن باشد، شارح قرآن هم باید باشد، وصى پیغمبر هم باید باشد، یعنى، بقاء خود صاحب قرآن که انما یعرف القرآن من خوطب به (۴) خودش باید باشد. هر زمان که اسلام و قرآن هست، در همان زمان قائم، و ولى و عالم به اسلام و شارح قرآن که خود خدا معین کرده است، باید باشد. لا یفرق بینهما! نمى شود قرآن باشد ولى شارح قرآن نباشد!


لذا در خود روایات اهل تسنن، الى ماشاءالله، مواردى را ملاحظه مى کنید که در مورد آیه شریفه قرآن یا در مورد احکامى که آنان صادر کرده اند، حضرات معصوم خصوصا حضرت امیر (علیه السلام )، آن ها را توضیح و تبیین کرده اند، به طورى که اهل سنت نقل کرده اند که عمر در هفتاد موضع گفته است:لو على لهلک عمر(۵) یا مثلا زمانى که وجود مقدس رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) از دنیا رفت، برادر ابوبکر آمد گفت: محمد لا یموت ؛ “پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) نمى میرد”ابوبکر براى اثبات مرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به این آیه شریفه افان مات أو قتل انقلبتم على اعقابکم (۶) استدلال کرد، و حال این که این نکته را نفهمیده که “ان “در آیه شریفه قرآن “ان “شرطیه است و به این معنا نیست که پیامبر مى میرد یا کشته مى شود، بلکه باید به این آیه شریفه قرآن کل نفس ذائقه الموت (۷) استدلال کرد. این آیه، براى مرگ کلیه نفوس، دلیل است نه آن آیه شریفه أفاین مات ….واقعا آیا اینان شارح قرآن بودند؟! همین شارح بودن اهل بیت براى آیات شریفه قرآن که در موارد عدیده اى از آن را خود اهل تسنن نقل کرده اند، دلیل قطعى بر ولایت و وصایت حضرات معصوم (علیه السلام ) است . روایت ثقلین با آن ضمیمه اى که در آن است، دلیل قطعى بر وجود امام زمان حى الى زمان ظهور است، نه اینکه بعدا موجود و متولد مى شود.» (۸)

http://zitova.ir/uploads/ghadir005.jpg


خطبه ی غدیر یکی از معتبرترین و پر محتواترین منابع اصیل اسلامی است که مبانی اصیل اعتقادی را به صورت یک دوره ی فشرده مطرح می نماید؛ اصول خداشناسی و توحید، نبوت، امامت و حتی مباحث معاد و زندگی اخروی. در واقع این خطبه خود درسنامه ی کاملی از همه ی اعتقادات اسلامی است که به صورت مستدل و موثق از زبان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) برای همیشه ی تاریخ بیان گردیده است. بايد آيينه غدير شد. نور غدير را می بایست به خوبي دريافت كرد و به ديگران نيز رساند. بايد اين خطبه شريف را با تمام وجود فهميد و درك كرد و از سوي ديگر بايد براي نشر و ترويج معارف اين خطبه، همت گماشت و حلاوت و شيريني آن را به ذائقه ديگران نيز رساند تا عاشقانه حول محور ولايت به عبوديت و بندگي خدا بپردازند.اما از آنجا كه اين خطبه، درسي ماندگار براي بشريت است و بايد به عنوان سند و اُفُقي روشن فراروي انسان‌ها قرار گيرد، كاري هم كه براي ترويج اين فرهنگ و انديشه صورت مي‌گيرد مي‌بايست متناسب با آن بوده وماندگار باشد.خطبه غدیر یکی از زیباترین معارفی است که پیامبر(ص) به معرفی آخرین حجت الهی اشاره می کنند خطبه غدیر علاوه بر اینکه اثبات کننده حقانیت امام علی(ع) است. اثبات حقانیت امام مهدی(ع) نیز می باشد.پیامبر(ص) برای تثبیت اندیشه سترگ مهدویت و برای اینکه اهمیت این نگاه را مطرح کند، در بخشی از این خطبه به شکل دیگری به خاتمیت و بقای حجت اشاره می نمایند. در این خطبه شریف به امام زمان عجل الله تعالی فرجه توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند.

در فراز اول می فرمایند:« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‏ أَدْبارِها...مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‏اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ ، الَّذِی یأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا»

ملاحضه شود که پیامبر صلی الله علیه آله به صراحت جریان نور را علاوه بر خود در امیر المۆمنین و امامان علیهم السلام از نسل ایشان تا مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه جاری و ساری می دانند؛ و بر روی دو نکته تاکید می کنند:

اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام  جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المۆمنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سلام الله علیهما سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله.


فراز دوم از گفتار پیامبر اکرم صلی الله علیه آله به صورت مسقل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه اختصاص دارد. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لفظ هشدار دهنده، "الا" به معنی "هان"! "آگاه باشید" به دقت در کلام خود فرا می خوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آغاز این بخش، بار دیگر روند پیوسته نبوت و امامت را مطرح نموده و یاد آور می شوند که سررشته این نظم، در دست علی علیه السلام است و پایان بخش این روند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه می باشند، بدین صورت که: (مقاله سیمای امام زمان در خطبه غدیر)

«مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى،... أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى»:پس آن گاه بیست و یک ویژگی اساسی و مهم از مختصات عمده آن امام را ترسیم می نمایند،

در آن صحرا، جحفه، و بر کنار آن غدیر، خم، و در حضور آن جمع، پیامبر صلّی الله علیه و آله در ادامه کلام الهی خویش، دامنه سخن را به مسائل مربوط به امام عصر عجّل الله تعالی فرجه کشانیده، زبان به توصیف آن امام همام گشودند، و گوشه هایی از شخصیت همه جانبه آن بزرگوار را به مردم نمایاندند. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لغت هشدار دهنده، به دقت در کلام خود فرا می خوانند. حضرتش در این بخش به دفعات، کلمه اَلَا به معنی هان! آگاه باشید را به کار می برند، تا همگان دریابند که موضوع از اعتبار، ارزش، حساسیت و اهمیت ویژه برخوردار استپیامبر صلی الله علیه آله فرمودند:آگاه باشید همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست.هان ! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.هشدار ! اوست انتقام گیرنده ی از ستمکاران.هشدار ! اوست فتح کننده ی دژها و منهدم کننده ی آن ها !هشدار ! اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و رهنمای آنان.هشدار ! اوست خون خواه تمامی اولیای خدا.هان ! همانا او یاور دین خداست.

هان ! او از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.هشدار ! او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند. هان ! او نیکو و برگزیده ی خداست.هشدار ! اوست میراث دار دانش ها و احاطه دار بر ادراک ها.هان ! او از پروردگارش خبر دهد و نشانه های او را برپا کند و استحکام بخشد .هشدار ! اوست بالیده و استوار.آگاه باشید ! هم اوست که اختیار امور جهانیان به او سپرده شده است.هان ! پیشینیان از قرن ها ظهور او را پیشگویی کرده اند.

هشدار ! اوست حجت پایدار و پس از او حجتی نخواهد بود. (این تعبیر به عنوان حجت، امامت و مسئولیت است و نظری به رجعت دیگر امامان ندارد. زیرا آنان حجت های پیشین اند که دوباره رجعت خواهند کرد.) راستی و درستی و روشنایی جز با او نیست.هان ! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده او یاری نخواهد گشت.هشدار ! او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانت دار امور آشکار و نهان است.(خطبه غدیر)

بار دیگر به دقت بر این توصیف ها بنگریم، و دریابیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سالیانی دراز قبل از تولد، و قرن ها پیش از ظهور آن حضرت با چه انگیزه ای چنین شخصیتی از ایشان به دست می دهد؟ و بدان گونه خطوط اصلی آن نظام الهی به رهبری حضرتش را ترسیم می نماید. آیا می توان هدفی جز دمیدن روح امید و انتظار، و آگاهانیدن نسلها و آماده سازی آنان برای تحمل دوران سخت غیبت، همراه با تلقی صحیح از آن پنهانی دشوار، و تلاش پیگیر در تحقق و بر پایی آن آینده نورانی در این کار سراغ داد؟ اگر این راستا را صحیح ندانیم، آیا پسندیده است که پیامبر صلی الله علیه و آله در شرایطی که تنها سه تن از امامان (امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام) در دوران حیات ظاهری خویش بودند، سخن از نظام آینده جهان و حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه آن هم به این گستردگی و تفصیل در میان آورند؟ نظامی که در آن به فضل و جهل با یک دیده نگریسته نمی شود، و فاضلان و جاهلان در هم نمی آمیزند، تا کار تشخیص و تمییز دشوار گردد. بلکه حضرتش در پرتو بینش الهی خود، این دو طایفه را از هم جدا نموده، و به روشنی فاضل را به فضلش و جاهل را به جهلش، به همگان می نمایاند. قیام آن حضرت، در راستای یک حرکت مشخص و گویای تاریخی در طول ادوار مدنیت بشر تفسیر می شود، و او تحقق بخش نویدهای تمامی پیام آوران سلف معرفی می گردد که ماموریتش به ثمر و هدف رسانیدن تلاش های آنان خواهد بود. در یک نگاه، آن امام همام، مظهر علم و قدرت الهی معرفی می شود. این آگاهی، برای او دانش و بینشی فوق تصور به بار می آورد، و آن قدرت خدادادی، وی را در موضعی می نشاند که هیچ گردن فرازی نتواند در راه پیاده شدن اهداف آن نظام الهی سنگ اندازی و مانع تراشی نماید.


اگر این قیام الهی نباشد، خلقت عبث جلوه می نماید، و این اندیشه باطل بر صفحه ذهنها نقش می گیرد که آیا هدف از هستی، همین بود که مردمی بیایند و نسل به نسل بروند، و حاکمانی دست به دست در تاریخ حاکم شوند و خونریزی کنند و غارت نمایند و بساط جور و ستم بگسترانند و مظلومان را به زنجیر بکشند و...؟ از این رو، در جهت پاسخ به این پندار نادرست، خدای عزیز حکیم، ولیّ مقتدر خویش را با توان و آگاهی الهی زمامدار جهان می نماید که او دژهای کفر و بی دینی را درهم کوبد، از ظالمان انتقام گیرد، با شرک در ستیزد آید، داد مظلومان را بستاند، و خون شهیدان را پاس نهد، دین را یاری کند، سکّان کشتی طوفان زده بشریت را به دست با کفایت خویش گیرد و انسانها را به سر منزل مقصود رهنمون گردد. و چه زیباست که ما آن روزگاران را نظاره گر باشیم.

غدیر عید انسانیت است . آن روز هدف نهایی از خلقت انسان بیان شد . غدیر در روح ما و از طینت ماست . با غدیر به دنیا آمده ایم، و با زلالش، که با شیره جانمان آمیخته است، به ملاقات پروردگار خواهیم رفت .عهدی که در غدیر بسته شد، در زمان ظهور امام عصر(عج) محقق خواهد شدعید غدیر برای شیعیان عید هویت است اقامت در غدیر در حقیقت استفاده از گستردگی مردم و اطلاع‌رسانی فراوان‌تر به مسلمانان بود عهدی که هر روز با امام عصر(ع) به عنوان وفاداری با ایشان می‌بندیم، به گونه‌ای استمرار همان عهدی است که در روز غدیر پیامبر(ص) از مسلمانان گرفت، اما تجلی عینی این وفای به عهد و تحقق عینی عهدی که در غدیر بسته شد، در زمان ظهور محقق خواهد شد.

روح اصلی غدیر، ولایت و امامت است و همچنان که در یکی از فرمایشات حضرت فاطمه(س) آمده است: «امامتنا امانا من الفرقه» امامت اهل بیت(ع) حافظ و نگهدار جامعه اسلامی از اختلاف است. همچنان که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب آمده بود، ایشان تصریح کردند که مطرح کردن غدیر به معنای ایجاد اختلاف در میان مسلمان‌ها نیست، غدیر مایه اتحاد و وحدت مسلمان‌هاست، چون امامت محور اتفاق و وحدت مسلمان‌هاست. اگر همه مسلمان‌ها در واقع براساس امر نبی‌ خاتم(ص) و اطاعت امر ایشان ولایت ائمه(ع) را بپذیرند و تن به ولایت معصومین(ع) بدهند، قطعا جامعه اسلامی به وفاق و اتفاق نظر خواهد رسید. در واقع روح غدیر حاکمیت آموزه‌های اسلامی در همه مناسبات سیاسی و اجتماعی و فردی مسلمان‌هاست، اگر مسلمانان همین پیام را درک و برای تحقق این ایده و آموزه‌های اسلامی در حوزه‌های حکومتی و جوامع اسلامی خودشان تلاش کنند قطعا وضع جوامع اسلامی بهتر از این خواهد شد که امروز هست.


در نقطه غدیر توقفی باید ، که با حقیقت انسان سر و کار دارد . هزار و چهارصد سال است که شیعه زلال پر برکت غدیر را به پای درختان ولایت می افشاند ، و از آن بیابان خشک باغهای پر ثمر اعتقادی و گلهای زیبای محبت را پرورش می دهد .آغاز پانزدهمین قرنی است که شیعه با حجتی قوی و برهانی قاطع که پیامبر-صلی الله علیه و آله و سلم- به دستش داده ، پرچم بلند « اشهد ان علیاً ولی الله » را بر افراشته و تا شنیدن صدای جانفزای انا المهدی از مرزهای اعتقادی خویش پاسداری می کند .( برگرفته از مقاله محبوبه مقدادی)

در واقعه غدیر بیعت کنندگان سه دسته بودند. کسانی که خالصانه بیعت کردند، افرادی که به دروغ و از روی تزویر و نفاق و به دلیل ترس و اینکه رو دست خورده بودند، مجبور به بیعت شدند که این افراد سران نفاق و غاصبان خلافت حضرت امیر(ع) بودند. دسته سوم اکثر مردم بودند که تشریفاتی بیعت کردند و تعهدی نسبت به بیعت نداشته و بیعتشان موقتی بود. بهترین و خالصانه ترین کسی که دست بیعت داد. صحابی پیامبر(ص)، سلمان فارسی بود، امام صادق(ع) در ادامه روایتی می فرمایند: یکی از کسانی که در دوران قیام حضرت مهدی(ع) برمی گردد، سلمان فارسی است که به گمان من یکی از 313 نفر یار اصلی حضرت سلمان باشد.سلمان در غدیر بین مکه و مدینه با امام علی(ع) بیعت اول را داشت و براساس روایت امام صادق(ع) در آینده با امام دوازدهم در مکه و کنار خانه خدا بیعت می کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که غدیر واقعی دوره امامت امام زمان(ع) است.

 بنابراین افتخار ما ایرانیان است که صحابی ایرانی پیامبر(ص) بهترین و خالصانه ترین بیعت را در واقعه غدیر به امام علی(ع) دادند. پیامبر(ص) در خطبه خود اشاره کردند که اگر غدیر با همین بیعت امتداد یابد. به مهدی و سرانجام بهشت ظهور می رسد ولی اگر بیعتی انجام ندهید. سرانجام به آخرالزمان دور از مهدی می رسید. به این معنا که مهدی اگر غریب شود، نهایتا خدا او را ظاهر می کند پیام بیعت غدیر این است که ما باید امتداد سلمان روز غدیر و چشم انداز بیعت سلمان در کنار مهدی(ع) باشیم؛ چراکه غدیر دیروز غریب بود که به عاشورا ختم شد و نگذاریم که غدیر امروز که قیام حضرت است،غریب باشد. شیعه ایرانی ریشه در سلمان غدیر و چشم انداز سلمان عاشورایی در دست مهدی(ع) دارد. رسالت ما در دوران غیبت بسیار سنگین است. زیرا پایه گذار آن حضرت سلمان با بیعت خالصانه اش در غدیر است.

و اینک ما، در آستانه غدیر، مبعوث آن روزین غدیر را در ظاهر از دست داده ایم، و با وارث امروزین و حاضر غدیر، امام مهدی حجّة بن الحسن العسکریّ عجّل الله تعالی فرجه تنها مانده ایم. هر دو، دوران سخت و جانکاه غیبت را می گذرانیم، اما او کجا و ما کجا؟ او چه سان و ما چه سان؟ و ما در سر، سودای آن داریم که او نوای حزینمان را در بامدادان جمعه ای از جمعه ها پاسخ گوید، آن گاه می گوئیم:متی ترانا و نریک و قد نشرت لواء النصر تری


یا امیرالمومنین! به رغم آنان که تنها به فاصله هفتاد روز، به نامردمی، پیام و کلام پیامبر صلّی الله علیه و آله را در مورد شما به فراموشی سپرده، از آستانتان روی گرداندند و خفّت به بار آوردند، اینک خدای جهان را - به تمامی جان و از سویدای دل - بر این فضل و هدایت شاکریم که با گذشت چهارده قرن از آن روزگاران، و در پی نزدیک به دوازده قرن از میلاد و آغاز غیبت موعود بزرگوار غدیر، همچنان به پایمردی و استوارانه، بر عهد ولایت این خاندان - علی علیه السّلام در آغاز و مهدی عجّل الله تعالی فرجه در انجام - ایستاده ایم. و امید که عزت به بار آوریم. اینک پیروزمندانه، حماسه چشم به راهی می سرائیم، و سرود انتظار سر می دهیم.

وَ مَا کُنَّا لِنَهتَدِیَ لَولَا اَن هَدَانَا اللَّـهُ

افتخار ما این است که اسلام ما اسلام از حرا تا غدیر از غدیر تا عاشورا از عاشورا تا ظهور مهدی است و به کوری چشم دشمنان امیدواریم غدیر همچون نوری بر همه عالم بتابد. آنچه که بر گونه غدیر، رنگ جاودانگی می‌زند؛ و اهمیت این واقعه را مضاعف می‌گرداند، نزول 2 آیه از قرآن‌کریم، یکی آیه 67 سوره مائده و دیگری آیه 3 سوره مائده، در ارتباط با این رویداد بزرگ است که طبق نظر مفسران نام‌آور شیعه و سنی، شأن نزول این آیات، مربوط به واقعه غدیر خم می‌باشد. بر این اساس و بر طبق آنچه که گذشت، به خوبی آشکار می‌گردد یکی از مهمترین وقایع تاریخ پرفراز و نشیب اسلام که در بین عامه مسلمانان، واقعه‌ای مسلم، پذیرفته شده و قطعی تلقی می‌گردد، واقعه غدیر خم است.

http://harfeakhar.com/_files/images/article/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%20%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87%20%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1%20(2).jpg

پانوشت:

۱- سوره مبارکه مائده، آیه ۳: “امروز دین شما را کامل کردم “.
۲- سوره مبارکه مائده، آیه ۵۵: “سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانى اند که ایمان آورده اند.”
۳- “من دو چیز گرانبها از خود به جا مى گذارم کتاب خدا و اهل بیتم . از پروردگار خواستم که آن دو را با هم قرار دهد و از هم جدایشان نسازد خداوند هم اجابت فرمود”این حدیث در کتب و منابع روایى اهل سنت به صورت هاى مختلف و به طور متواتر نقل شده است از باب نمونه به صحیح مسلم ۷: ۱۲۲؛ سنن ترمذى ۵: ۶۶۲٫
۴- بحارالانوار ۲۴: ۲۳۸، ۴۶: ۳۵۰؛ الکافى ۸: ۳۱۱؛ “قرآن را فقط کسى که طرف خطاب آن است مى فهمد.”
۵- الاستیعاب ۳: ۴۰؛ فیض القدر ۳: ۳۵۷٫ “اگر على نبود عمر هلاک مى شد”
۶- سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۴۴: “آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب برمى گردید.”
۷- سوره مبارکه آل عمران، آیه ۱۸۵: “هرکسى مرگ را مى چشد”
۸- فیضى از وراى سکوت: ۲۷٫
منابع :
-ماهنامه گلبرگ
-کتاب خطبه غدیر علامه امینی
-مقاله ولایت پذیری محبوبه مقدادی

روز غدیر، روز ارزش‌هاست
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۳ |

 یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبّکَ…

http://rasanews.ir/Images/News/Smal_Pic/29-7-1392/IMAGE635180474167968750.jpg

گرچه خداوند در سوره مبارکه مؤمنون بعد از آفرینش انسان سخن از ﴿تَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ﴾ را مطرح فرمود لکن حسن خلقت و تمامیّت این برکت در سایه خلافت و ولایت انسانهای کامل است که آن را در سور‌ه مبار‌که مائده تشریح فرمود. اگر فرمود: ﴿الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی﴾ نشان آن است که آن دینی را که خدا می‌پسندد دینی است که از خلافت اولیای الهی و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم الصلاة و علیهم السلام) بهره‌مند باشد از چنین دینی تعبیر به دین مرضیّ کرد فرمود: ﴿وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً﴾ بنابراین حسن خلقت انسان در آن است که به مقام ولایت برسد وقتی خدای سبحان به عنوان تبارک تجلّی می‌کند که کسی مانند علی‌بن‌ابی‌طالب در غدیر منسوب به ولایت بشود و جامعه اسلامی و الهی از علوم و اعمال صالحه آن ولیّ مطلق طرْفی ببندد چنین جامع‌ای از دینی برخوردار است که خداپسند است بنابراین تبرّک انسان در سایه عمل به دستورهای ولیّ خداست و چون ولایت اهل بیت از قرآن کریم جدا نیست و قرآن حکیم از ولایت اهل بیت جدا نیست زیرا اینها دو وزنه وزین ناگسستنی هستند.


اگر هوای نفس در مِنی قربانی نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشکل است ، حضرت ابراهیم(ع) با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه کرد که به جای فرزندانشان، گوسفند قربانی کنند و حضرت محمد صلی الله علیه و آله بشریت را بیمه کرد که به جای پیروی از ناحق از حق که همان امام علی(ع) است، تبعیت کنند و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین کامل شد.  مبدأ همه‌ي تحولات، انسان و شخصيت انسان است و تا خود را نساخته‌ايم و متحول نكرده‌ايم، انتظار تحول در ديگر ابعاد جامعه، از جمله در علوم انساني، توهمي بيش نخواهد بود. پيام قربان تا غدير اين است كه بدترين انحطاط و بزرگ‌ترين ستم بر خود، جامعه و مردم، عوام‌زدگي و عوام‌فريبي می باشد.


غدیر تنها یک حادثه طبیعی در گذرگاه زمان نیست، بلکه درخشش نور هدایت خداوندی، در سراسر هستی است . غدیر یک رخداد ساده در بستر تاریخ نیست، بلکه پیام جاودانی اسلام برای همه نسل ها در تمام عصرهاست.  غدیر موضوعی ساده از معارف اسلامی نیست؛ بلکه ملاک و معیار راستینی برای ایجاد وحدت اسلامی با همه اختلافات نژادی و فرهنگی است، غدیر معرفی بزرگترین آزادمرد بشریت است که کارنامه زندگی آن، سراسر افتخار، عزت و مجاهدت منحصر به فرد و مایه مباهات آزاد اندیشان است. غدیر موضوع جهانی است و اختصاص به مردم ایران ندارد و همه انسانها لازم است نسبت به  این مسئله شناخت کامل داشته باشند.  عید غدیر تکمیل کننده نبوت و دین است، زیرا غدیر ادامه همان هدایت گری انبیاء به شمار می رود، بنابراین انسانی که ولایت را نپذیرد در حقیقت دین او کامل نشده است.پیام غدیر باید مرز زمان را در نوردیده و از انحصار مکان بیرون آید و در تمام عصرها و برای همه نسل ها طنین انداز شود و همه را در بر گیرد.

خداوند متعال ولایت را کامل کننده دین دانسته و بر تبعیت از ولایت تاکید فرموده است.غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشیدى است عالمتاب. حقیقت این است که شیعه برای غدیر و غدیر برای همه چیز است. شیعه با غدیر معنی پیدا می‌کند و با غدیر هویّت خود را می‌یابد. هویّت و شخصیت شیعه غدیری است؛ غدیر، رمز پایداری و استقامت آزادمردان جهان در طول تاریخ است. غدیر، حقیقت اسلام و حقیقت ادیان الهی است.

برکه جوشان غدیر است که تشنگان حقیقت و عدالت را در طول تاریخ سیراب می‌کند و درخت تنومند خداپرستی و توحید و نبوّت را آبیاری می‌نماید. آنان که از این چشمه گوارا نوش جان کردند حیات ابدی یافته و زندگی برایشان معنی پیدا می‌کند و آنان که قطره‌ای از غدیر با برکت نوشیدند به حوض کوثر نبوی اتصال پیدا نموده که لا ظَمَأ بعدَها.در غدیر، عترت، همتاى قرآن معرفى مى شود: إنّى تارِک فیکُم الثَّقَلَینِ کِتابَ اللّهِ وَ عِترَتى ، و این دو همتاى وزین تا همیشه، جدایى ناپذیرند: لَن یَفتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الحَوضَ.

سخن از غدیر است، و از قدر دریایی که در غدیر، بر تمامی سرزمین های تفته و خسته، جاری شد و در دل کویر، گلبوته ها رویانید، و باور سرخ خاک را تا سبزنای افلاک، وسعت بخشید. و دریا را بنگر که دلی دارد روشنتر از فروغ پگاهان! لطافت گلبرگ های بهاری را نشانه است.موج خیز هیچ حادثه ای تن تناورش را نمی لرزاند! عصاره نور است و فشرده نعمات، و دریای تسلای جوشش همه چشمه سارهاست، فواره های رحمت، از دل دریا جوانه می زند و آبشار هرچه نیکی، قدرت از او دارد.

غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، افقى است بى کرانه و کوثرى است که فنا برنمى دارد. واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود، بلکه غدیر نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوت حکایت مى کند. غدیر در محتوا و روح حقیقی خود فقط متعلق به شیعیان نیست، بلکه به همه دنیای اسلام تعلق دارد. مقام معظم رهبری(حفظه الله)
 
پس عترت بسان قرآن است و اوصاف قرآنى دارد. اگر قرآن خود را نور، هادى، بَیان، تِبیان، شِفاء، حَقّ وصف کرده، عترت نیز چنین خواهد بود، چرا که نور و ظلمت، هادى و مضل، شفاء و درد، حق و باطل، بیان و ابهام همتاى هم نیستند،تنها نور با نور، حق با حق، شفاء با شفاء و… مى توانند دو ثقل جدایى ناپذیر باشند، و این یعنى عصمت عترت، یعنى حجیّت کلام، فعل و تقریر آنان.
 
زیرا آنچه نور است، ظلمت را در آن راهى نیست، و آنچه حق است، از باطل به دور است، و هادى، از اضلال مبرا است، و بیان و تبیان، مجمل نیست تا روشنگر بخواهد و این یعنى عصمت و حجیت سنّت آنان.فَماذا بَعدَالحَقِّ اَلاَّ الضَّلال.در غدیر، عترت به مقام مولایى و جانشینى رسول الله(ص) برمى نشیند. رسول صلا مى دهد: اَیُّهاالنّاسُ مَن اَولى بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفَسِهِم؟ امّت پاسخ را به خدا و رسول وامى گذارد و پیامبر‌(ص) مى‌فرماید:اِنَّ اللّهَ مَولاى وَ اَنَا مَولَى المُؤمِنینَ وَ اَنَا اَولى بِهِم مِنَ اَنفُسِهِم.مسلمانان به مولایى و اولویت رسول اعتراف مى کنند و ایشان این منصب را به جانشین خود وامى گذارد و مى گوید: فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِىّ مَولاهُ

غدیر در اسلام به منزله شناخت حقیقت و دستیابی به سعادت از مسیر درست و شفاف است. غدیر حساس ترین فراز تاریخ و اساسی ترین پیام اسلام است. غدیر، سندی برای تداوم خط رسالت در جلوه امامت و خلاصه و ادامه مکتب وحی است.عید غدیر آغاز زیبایی برای ورود به ساحت جامعیت امام علی(ع) است که در زهد، فوق همه زاهدها بود، در جنگ فوق همه جنگجویان و در قدرت فوق همه قدرتمندان بود.

زلال غدیر سرچشمه ای خروشان و پرجوش است که همواره تشنگان وادی عشق الهی را سیراب کرده و کتابی مبین است تا ما پیوسته در آن نظر کنیم و راه وروش زندگی را از آن بیاموزیم وهر چه بیشتر در روشنگری راه ولایت تلاش کنیم.غدیر، فقط یک واقعه تاریخى نیست؛ بلکه اعتقاد ماست. غدیر، تأییدی است بر مسئله ولایت از امام علی(ع) تا امام زمان(عج) و ولایت فقیه در زمان غیبت آن خورشید فروزان.

غدیر، تعیین کننده خط و مشی همه مسلمانان تا آخرین روز دنیا است و ولایت مداری و استمرار بیعت با ولایت مهم ترین درس غدیر است.غدیر، روز میثاق و روز بیعت تازه با مولای انسانیت و با یگانه امام دادگستر و بر پا کننده حکومت عدل واحد جهانی است غدیر،اوج ابلاغ ولایت است که آیه اکمال در شأن آن فرود آمد و امام على‌(ع) در خطبه غدیریه بدان استناد جُست، و براى ماندگارى آن در جان و دل مسلمانان، آداب شرعى و دینى برایش منظور گشت.


غدیر؛ روز رمز وراز اکمال دین ،اتمام نعمت پروردگار،ریشه ی تمام فضیلت ها ،شرافت ها،ارزش ها وبه تکامل رسیدن هاست. گر غدیر نبود عشق می مرد ورسالت ناتمام می ماند وگل واژه های شهادت وایثار بی معنی بود. غدیرخم؛ حادثه ی مهم وبزرگی است که باید دهن به دهن به نسلهای آینده انتقال داده شود واگر امروزه مسئولین ارزشمند نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فاصله ی بین عید سعید قربان تا عید سعید غدیر خم را به عنوان دهه امامت وولایت در سطح کشور نام گذاری کرده اند، به دلیل این است که پیام غدیر را به مردم برسانیم .

غدیر رازی نهان از اسرار ملکوت برای خاک نشینان شد، دل، عشق آن را پذیرفت و جان و چشم بصیرت آن را شناخت و بکار گرفت، نه به‌عنوان یک واقعه‌ی تاریخی، بلکه به‌عنوان خود تاریخ به بلندا و پهنای آن، علم به فرصت حضور حضرت آدم (ع) تا خاتم و یوم الحساب علی متعلق به بشریت است" و" عیدهای اسلامی همه حجت و برهان الهی برای بیداری، هدایت ، روشنگری و آگاهی بشریت است. غدیر روز میلاد امامت, تولد عدالت، در حیات بشریت برای رسیدن به کمال، سعادت و تاریخی است که سرنوشت اسلام در آن رقم خورد، دین خدا در آن روز کامل و رضایت معبود حاصل و باغ نبوت ثمر داد.  اگر "عید قربان" ایثار و ذبح نفسانیات و نفس اماره است "عید غدیر" (افضل الاعیاد) بیعت و پیمان انسان‌ها با خالق معبود خود است.

خطبه غدير درياي معارف است. چه مي‌خواهي كه در اين خطبه نباشد. توحيد و خداشناسي، نبوت، امامت، معاد،ولايت،عرفان، فضيلت،نصيحت،سياست، مردم، عشق، عاطفه...آخرين پيامبرخدا صلي الله عليه وآله كه آيينش كامل‌ترين دين و آيين است، مهمترين و آخرين توصيه‌ها و والاترين معارف را در قالب رساترين كلمات كه خطبه غدير ناميده شد، بيان نمود تا سندي براي هدايت بشريت باشد.

خطبه غدیر خلاصه و چکیده بیست و سه سال نبوت پیامبر است. مجموعه‌ای عظیم از معارف است که دریای نبوت و ولایت را به آسمان بی‌انتهای توحید متصل می‌کند.در اين خطبه شريف خداشناسي و معرفت به پروردگار عالم با زيباترين عبارات و كلمات، شناخت پیامبر و امام، با مستحكم‌ترين استدلال‌ها و واژه‌ها بيان گرديده و صراط مستقيم و راه هدايت و سعادت بشر، با روشن‌ترين بيان، توضيح داده شده است. هرکه می‌خواهد ولایت را بشناسد و از مقام و جایگاه مولا آگاه شود، باید خطبه غدیر را بفهمد و درک کند.

خطبه غدیر، عامل افتخار و مباهات است. شنیدن توصیف جان از زبان جانان، پرنده روح را آنچنان به وجد می‌آورد که می‌خواهد قفس تن را بشکند، به آسمان رود و عشق را طواف کند. آنچه كه در توصيف پيشواي مومنان در اين خطبه آمده، شراب طهوري است كه ولايتمداران را مست عشق مولايشان كرده و دل‌هايشان را به محبت مولايشان محكم‌تر خواهد نمود.از سوي ديگر درک و فهم خطبه غدیر عاملي براي شکر و نشاط است. با تامل در آن، حس شکرگزاری عجیبی به انسان می‌دهد که در پرتو آن هیچ کمبود و نقصی را احساس نمی‌کند به گونه‌ای که اگر تمام دنیا را هم از او بگیرند باز هم سجده شکر بر آستان پروردگار می‌گذارد که الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابی طالب.



خطبه غدیر کانون مهم تعقل و عواطف است و بکار گیری هریک می تواند عامل مهمی در مقابله با دشمنان باشدخطبه غدیر مغفول مانده است، باید خطبه غدیر بیشتر مورد توجه قرار گیرد چون از اهمیت بسیار والایی در جامعه اسلامی برخوردار است. عزت و عظمت امروز دنیای اسلام مدیون واقعه غدیر و انتخاب نخستین امام شیعیان به عنوان رهبر جامعه اسلامی است غدیر اسلام را در برابر هر گونه توطئه و خطری بیمه کرده است. انتساب این واقعه تاریخی به امام اول شیعیان مایه مباهات و افتخار است و می توان از این مناسبت درس ها و روشنگری هایی جستجو کرد که در بسیاری مقاطع حساس کارساز و کارآمد خواهد بود. عید غدیر محدود به مسلمانان و شیعیان نیست، بلکه یک جشن تاریخی برای همه انسان هاست.عید غدیر، یک عید اصیل و بزرگ اسلامی است.

http://namazportal.ir/pictures/gallery-pic/aminhossein_16120000_1.jpg

آنچه در غدیرخم روی داد به واقع نتیجه زحمات و رنج های 23 ساله رسالت بود که خط مشی آینده مسلمانان را رقم زد و اتمام حجتی بود برای آنانکه بعداز پیامبر(ص) به دنبال هدایت و سعادت بودند. این رخداد بزرگ تاریخ اسلام می تواند نقطه اتحاد مذاهب و فرقه های مختلف اسلامی حول محور ولایت باشد و تمامی مسلمانان در یک مسیر حرکت کنند و با بهره گیری از این معادن حکمت و علم و معرفت، جهانی پر از عدل و داد را رقم بزنند.
هیچ نظامی به اندازه نظام اسلامی ولایی نیست.  عید غدیر بیان نوعی از حکومت است،  آنچه در غدیرخم مطرح شد، ادامه آن در جمهوری اسلامی در حال ارائه شدن است. نظام اسلامی با تمام نظام ‌های جهان تفاوت دارد، برخی از کشورها خودشان را نظام اسلامی می‌دانند اما نظام آنها نیز ولایی نیست. غدیرخم یعنی حکومت اسلامی و ولایی که در آن امام معصوم (ع) در راس قرار دارد و در دوران غیبت نیز ولی فقیه وظایف امام معصوم (ع) را انجام می ‎دهد.


شعاعی از غدیر در ایران تابید و انقلابی به این عظمت به وجود آورد، انقلاب اسلامی ایران شعاعی از غدیر است و این ملت را از ذلت به قله عظمت و عزت رساند.انقلاب اسلامی محصول و عصاره غدیر است،  امروز انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به برکت انوار نورانی غدیر در عرصه بین المللی عزت و آبرو دارد.  بیداری اسلامی که امروز در خاورمیانه اتفاق افتاده به برکت انوار غدیر است. اگر امروز شعاعی از غدیر به هر کشور اسلامی بتابد وضع مسلمانان این گونه نخواهد بود که دو میلیون یهودی از گوشه کنار دنیا جمع شوند و نخستین قبله مسلمانان را اشغال کنند و بیش از یک میلیارد مسلمان جهان حریف اشغالگری این دو میلیون یهودی بی خانمان نشوند.امروز به برکت نعمت ولایت فقیه و تابشی که از شعات غدیر به جامعه اسلامی می تابد نظام اسلامی در جهان عزت و عظمت دارد.


واقعه ی بزرگ غدیرخم؛این درس را در طول تاریخ غنی اسلام به ما بشریت داد که همگان،همیشه پیرو ولایت باشیم، ولی امر زمان خود را بشناسیم ،از اواطاعت بکنیم وائمه اطهار (ع)را برای خودمان سرمشق والگو قرار بدهیم.تحکیم بیعت با ولایت مهم‎ترین درس غدیر است و همان گونه که پیامبر اکرم(ص) پس از نصب امام علی(ع) به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند، در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر، تجدید آن بیعت سفارش شده است؛ بنابراین زیارت امیرمؤمنان و سایر ائمه مستحب است.

امروز شیعه شناسی به عنوان یک کرسی در دانشگاه های اسرائیل  و کشورهای اروپایی و آمریکا  تدریس می شود، همه این ها به برکت غدیر است که باید در جهت حفظ آن تلاش کنیم. مبادا غدیر را به گونه ای تفسیر کنیم که منشأ اختلاف، شقاق و بدبینی در صفوف امت اسلامی به وجود آید و این خلاف فلسفه غدیر است. باید از غدیر دفاع  و در جهت احیای آن گام برداریم و برای گسترش آن تلاش کنیم، باید مراقب باشیم که غدیر منشأ وحدت و انسجام اسلامی باشد و نه بستری برای اختلاف و انشقاق شود.  اختلاف امروز تنها دستور کاری است که روزی میز دشمنان قرار دارد،  اختلاف میان مردم، شیعه و سنی مهم ترین برنامه و تلاش دشمنان در جهت تضعیف جایگاه اسلام ناب است.


عید غدیر از بزرگ‌ترین و مهمترین اعیاد اسلامی است که باید نسبت به آن توجه کافی و لازم انجام شود. واقعه غدیر یک حرکت و جریان معمولی در عصر 1400 سال پیش نیست بلکه بمربوط به همه اعصار و همه بشریت بوده و باید در تمامی زمان‌ها به پیام های آن توجه شود. همانطور که عاشورا به خوبی به جهانیان شناسانده شده است باید پیام های واقعه عظیم غدیر را در گستره ای وسیع به جهانیان معرفی کنیم.غدیر به یک یا چند روز، چند سال یا چند قرن خلاصه نمی شود و باید در حد توان و امکانات برای تبلیغ و ترویج مفاهیم غدیر بکوشیم.

عید غدیر عید جدایی حق از باطل است عید غدیر عید بزرگ شیعیان و فرصت طلایی برای ترویج فرهنگ علوی در جامعه است. عید غدیر روز ولایت و تکمیل کار خداست.غدیر نقشه راه و چشم انداز حرکت همه بشریت در مسیر تکامل است و محدود به زمان خاصی نیست و تا قیامت ادامه دارد. غدیر بیانگر بقای رسالت پیامبر اکرم (ص) و دوام دوره الهی آن حضرت در تجلی‌گاه وجود حضرت امیرالمؤمنان علی (ع) است.بایدغدیر را به عنوان تعظیم شعائر دینى بزرگ داشت و بر شکوه آن افزودو ارزش‌های نهفته در آن را بیان و ترویج داد.

غدیرخم به عنوان نقطه عطف ولایت علوی است. غدیر هویت ماندگاری از تاریخ بشریت است که در پناه و سایه امامت امتی را به سوی نور هدایت، رهنما کرد. غدیر امتداد مسیری نورانیست که سر منشا آن نشات گرفته از حریم نبوی است که آسمان شیعیان جهان را با دوازده ستاره منور کرده است. آسمانی که در آن شمیم ولایت و سفیر هدایت در آسمان آن طنین انداز گشته است.


به واقعه غدیر خم و ماجراهای متعاقب آن نباید تنها به صورت یک داستان نگاه شود. جامعه و امت اسلامی این حادثه را باید محور حرکت خود قرار دهند و حول آن حرکت نمایند. جامعه و خانواده ها باید با آشنایی با ماجرای غدیر، هویت اسلامی خویش را درک کنند و پشتیبان ولی امر خود باشند. تفکر آینده نگرانه پیامبر بزگوار اسلام در روز غدیر، اتخاذ تصمیمی بزرگ به دستور الهی بود تا از گسست و جدایی امت اسلامی جلوگیری شود. اما افسوس که بصیرت کم عده ای حبل اامتین مستحکم الهی را گسست و چاه را همنشین و همدم مولای متقیان کرد. تمسک جستن به حبل الله و گردن نهادن بر فرمان الهی و رسول خدا و جانشینان وی و ولی امر مسلمین روشنگر راه و هدایت گر مسیر جامعه است.

 توحید از مسیر امامت، نبوت از طریق امامت و معاد از طریق امامت شکل گرفته و ادامه می‌یابد.غدیر عاملی برای تداوم حیات و بقای عالم است و همین جا است که به سخن امام راحل توجه می‌کنیم که فرمودند غدیر چیزی بر مولای ما نیفزود بلکه مولای ما به غدیر ارزش داد و غدیر را غدیر ساخت. غدیر روزی است که رسالت به امر خدای تعالی به دست پیامبر(ص) به امر المومنین(ع) رسید. غدیر روزی است که حضرت علی(ع) به عنوان نمونه بارز انسان الهی برای الگو گیری به جامعه بشری معرفی شد. نیاز امروز جامعه نیز تاسی از سبک زندگی، شیوه حکومت داری با توجه به آموزه های علوی است. غدیر در واقع به مهمترین و تعیین کننده ترین مسئله هر جامعه و ملتی پرداخته است و بنابر دیدگاه رهبری غدیر ارایه دهنده الگوی مدیریت اصیل اسلامی در جامعه است اهميت عيد غدير در اين است که امامت و ولايت و فلسفه پيام غدير نياز ديروز، امروز و فرداي جامعه بشري اسلامي است

غدير امروز نياز مردم ماست چرا که شبهات زيادي درباره دين مطرح است و غدير باطل‌کننده فلسفه جدايي دين از سياست است.پیام رفیع غدیر می تواند زمینه ای باشد تا بسیاری از قیام های جهان به پیروزی برسد.  غدیر یک مفهوم قطعی و مسلم است که بر زبان های مختلف بیان شده و همه بر آن تاکید دارند. بازسازی مبانی فکری و سیاسی و تشکل حکومت در اذهان ملت های مسلمان از مبانی اصلی در اثبات کارآمدی فلسفه غدیر است و این کارآمدی در طول انقلاب اسلامی به اثبات رسیده است. غدیر در واقع تشخیص راه از بیراهه است. اگر جهان اسلام آموزه های علوی را فرا بگیرند وحدت محقق خواهد شد. غدیر باطل کننده سفسطه شعار جدایی دین از سیاست است. شناخت غدیر امروز نیاز ضروری ماست.

اوّلین وظیفه ما معرفت قرآن و عترت است بعد آشنایی به اخلاق و اعمال و عقاید آنهاست بعد ایمان به آنهاست بعد عمل به دستور آنهاست بعد نشر مآثر و آثار آنهاست تا این‌چنین دین را ذات اقدس الهی به احسن وجه بپذیردجامعه و امت اسلامی با آگاهی نسبت به مسئله غدیر باید چشم و گوش خود را به روی واقعیت باز کند و از هر گونه انحراف از خط امامت دوری بجوید. کالبد امت اسلامی بدون دمیدن روح امامت به آن، جسمی سرد و مرده خواهد بود. عید غدیر، عید ولایت و فرمان بری از ولی امر است تا اتحاد در جامعه اسلامی حفظ شود و جامعه در مسیر هدایت به حرکت خود ادامه دهد و از حرکت باز نایستد. لزوم داشتن بصیرت در تمام قرون و دوره ها می تواند مددرسان جامعه در شتناخت ولایت باشد.

شناخت صحیح از واقعه غدیر باعث فهم دین می شود، هر کس بتواند واقعه غدیر را به درستی بشناسد به حقیقت دین اسلام پی برده چرا که اطاعت از ولایت و امامت تنها راه نجات مسلمانان است. فرهنگ غدیر باید در جامعه ترویج یافته و جوانان و نوجوانان بیش از پیش با این واقعه بسیار ارزشمند آشنا شوند. دوری از غدیر، ظلمت، جهل، بدبختی، بیچارگی و ذلّت و زبونی است و نزدیکی به غدیر، حیات طیّبه انسانی و رشد و شکوفایی و سعادت دنیا و آخرت است.


روز غدیر، روز ارزش‌هاست،‌ما باید بتوانیم فرهنگ غدیر را آنچنان که حق آن است ادا کرده و همانند فرهنگ عاشورا در بین مردم و جامعه نهادینه کنیم. اگر مردم با فرهنگ غدیر آشنا شوند و به اهداف والای آن توجه داشته باشند، بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی رفع خواهد شد. تک تک افراد جامعه بویژه رسانه ها تلاش کنند تا غبار مظلومیت از چهره غدیر بزدانید و اهداف والای این روز بزرگ را در جامعه گسترش دهند.ما که سر مست جام ولای غدیر شدیم از هر آنچه داشتیم در این راه گذشتیم . ورق پایانی کتاب تنومند غدیر هنوز نوشته نشده است که تا ظهور موفور السرور آخرین خورشید سلاله غدیر این کتاب مفتوح و باز است و با امضای آن امام عزیز به سرانجام می‌رسد.

http://fatemi.persiangig.com/91/asrar/rahbari.gif

انما ولیکم اللّه و رسوله الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون:دوست‏دار شما خدای شما و پیامبر شماست و نیز آنان‏ که نماز میگذارند و همچنان بهنگام نماز از دستگیری‏ بینوایان نمی‏مانند شما را دوست می دارند.حق‌الناس و شخصيت و كرامت انسان را نمي‌توان و نبايد به هيچ بهانه‌اي ناديده انگاشت و رفتار علي(ع) مي‌گويد كه اگر در گوشه‌اي از اين سرزمين، قطره‌ي اشكي به زمين ريزد يا آهي از سينه‌اي بر آسمان رود، بايد ترسيد و بر خود لرزيد كه آن‌چه اثر مي‌كند ناله‌ي مظلوم بي‌پناه است نه توپ و تانك و ناو و هواپيماي دشمن.امروز ما مدعيان تشيّع به‌شدت و بيش از هر زمان ديگر نيازمند اصلاح و بازنگري و آسيب‌شناسي در گفتار و رفتار خويش هستيم

«غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۳ |

http://ts2.mm.bing.net/th?id=HN.607998800531097245&pid=1.7

شیعه خبر نگار غدیر در جهان  و غدیر عید الله اکبر است روزی که رسول خدا(ص)در «حرای حق » به نبوت مبعوث شد، فرمان هدایت و سعادت انسان ها را در کف داشت.آن روز هم در «پهنه غدیر» و در جمع حاجیان وقافله ای که از زیارت کعبه بر می گشت و راهش حق بود و بارش ایمان و مقصدش «الله » ، وقتی به غدیر خم رسید به خطبه خوانی پرداخت ، چشم به افقی دوخت که پیام هدایت داشت و دستی را دید که خورشید نبوت به همگان نشان داد وگفت:هر که را باشم منش مولا و دوست ابن عم من علی، مولای اوست و گوش امت به دهانی بود که از وحی و غیب می گفت و به خدا وصل بود و دامن، دامن معرفت برای بندگان خدا هدیه می داد و خرمن،خرمن کرامت و معنویت پیش پایشان می ریخت، تا از وسوسه های نفس وتلبیس ابلیس و فریب نفاق رها شوند و همچنان «عبد خدا» و«مطیع رسول» بمانند. علی(ع)، برگزیده محمد(ص)نبود، بلکه منتخب خدا بود.پیامبراکرم(ص)تنها مامور ابلاغ پیام آسمان بود «بلغ ما انزل الیک من ربک» و اگر در آن نیمروز داغ، آن پیام را نمی رساند، رسالت الهی را به انجام نرسانده بود.

مردم پیمان ها بستند و تبریک ها گفتند و قول ها دادند اما.... تاریخ نشان می دهد شیطان نمی گذارد که بندگان خدا، راه بندگی را بی درد سر بپیمایند و به مقصد برسند؟!خطبه حضرت رسول در آن دشت سوزان، آب گوارایی برای روح های عطشناک بود که می رفت تا همیشه تاریخ را سیراب سازد.اما.... مگر گذاشتند که این زلال گوارا به جانهای تشنه برسد؟رسول خدا(ص)می خواست دست «امت » را در دست «امام » بگذارد،تا نه گمراه شوند و نه سرگردان، نه تشنه بمانند و نه در دام نفس بیفتند آن عهدها شکستند و آن پیمان هااز یادها رفت.افسوس که گروهی از امت، در کلاس درسهای نبوت و وحی، مردودشدند و آن همه «یاد» ها را به «نسیان » سپردند.هزاران دست بیعت گر کجا رفت؟ وفا با آل پیغمبر کجا رفت؟ اگر «مولی » ، «ولی » می شد، چه می شد؟ خلیفه گر «علی » می شد، چه می شد؟ ولی... خاتم دوباره بی نگین شد عدالت با علی خانه نشین شد.این بود که منشور بلند و جاودانه «خطبه غدیر» را سرود و به گوش تاریخ سپرد.

غدیر، روز بشریت و روز «انسانیت » است، عید پیمان و میثاق وعهد است.آیا دریغ نیست که بشریت امروز، علی(ع)را نشناسد و درک نکند واز زمزم زلال «علی شناسی » سیراب نشود؟ و دامن مهر در این دریانشوید و چراغ راه از این فروغ الهی نجورید؟!....رسالتی را که رسول در غدیر خم انجام داد، اطاعت امر خدا بودو حج آن سال، گرچه به «حجه الوداع » شهرت یافته است، لیکن درگذشته های دور و در متون کهن، از آن به «حجه الابلاغ » هم تعبیرشده است، که اشاره به همین فرمان «بلغ » است که نازل شد و چون ابلاغ انجام گرفت، آیه «اکمال دین » فرود آمد و حجت تمام شد وصراط، روشن گشت.

حرف وپیغام «غدیر» این است:آب را از سرچشمه باید خورد، میوه را از شاخه باید چید، چهره را بی پرده باید دید. جریان غدیر تنها یک رخدادتاریخی یا یک بحث روایی و سیاسی نیست و حتی به رغم تصور عموم،حد فاصل تشیع و تسنن در مسئله خلافت نیز نیست; زیرا این دو فرقه بر سر وقوع حادثه تاریخی غدیر، یا صدور روایت آن یا لزوم وجودامام و رهبر اختلاف ندارند. آنچه در این رهگذر مورد ابرام نقض وفریقان است لزوم تنصیصی بودن نصب امام و ولی است.

http://gol.sefaresh.net/uploads/posts/2012-10/1351421020_ghadir.jpg

شیعه این معنی را با توجه به دلایل قرآنی، روایی، تاریخی وعقلی اثبات می کند و معتقد است که باید خداوند «امام » را معین و منصوب کند.بنا بر این، غدیر معرف ولایت است; یعنی مظهر ولایت کبرای الهی(ولی الله)بر عالم و آدم است; به عبارت دیگر، غدیر سر فصل عقیده ای است که سرچشمه همه طاعت ها، و نمود رسالت و نبوت همه انبیا است. غدیر کلمه ای است که پیشوندش لاهوت و رسالت و پسوندآن امامت و ولایت است.غدیر جمله ای است که مبتدای آن توحید و خبرش معاد و ربطش ولایت است. پس بر ما است که با درک ربط توحید و نبوت و ولایت همه عقاید، اخلاقیات و اعمال خود را با ولی الله الاعظم(صراط مستقیم مجسم)بسنجیم و بر وفق آن رفتار کنیم.

راویان شیعه و اهل سنت، همه در کتابها نوشتند و در نقل هاآوردند.شاهدان، بارها برای اثبات حق، به «خطبه غدیر» استنادکردند.مولفان، برای اینکه حق این روشن و مسلم انکار نشود، صدها سندبرای غدیر و خطبه رسول خدا و بیعت مردم آوردند و ثبت کردند، تااگر «انصاف » در میان باشد و هدف، شناختن حقیقت باشد، نه انکار لجوجانه خورشید و نه کتمان حسودانه فضایل و نه ستیزعنودانه با «ولی خدا» و «وصی رسول » ، به این آینه بنگرند،آینه غدیر، که همه حقیقت در آن متجلی است.

امروز همه امت بزرگ اسلامی به ویژه عالمان دین و مبلغان گرامی برای نجات بشریت راهی بهتر از معرفی اندیشه امامت و فرهنگ غدیر ندارند.غدیر، فقط بحثی تاریخی نیست، غدیر، فقط بحثی اجتماعی نیست، غدیر، فقط موضوعی کلامی و عقیدتی نیست، غدیر تفکر شیعی و بی ارتباط با جامعه جهانی نیست.غدیر، حلقه وصل کننده تمامی بندگان خدا با پروردگارشان پس از انقضاء نبوت و ارسال رسل است. غدیر، پل ارتباطی جهت استفاده بهینه از قرآن و معارف الهی است. و بالاخره غدیر زمینه ساز حاکمیت سراسر الهی امام و امامت بر تمام جهان می باشد.

این است که «غدیر» را حلقه میانی «رسالت » و «امامت » می شناسیم و «ولایت » را تداوم «نبوت » می دانیم.غدیر، از سویی به «بعثت در حرا» وصل می شود و از سوی دیگربه «شهادت در کربلا» پیوند می خورد و فاصله میان حرا تا کربلارا دریایی از باورهای پاک و هدایتهای آسمانی پر کرده است که در«غدیر» تجسم یافته است.دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمد(ص)لبریز است وقامت دین در زلال «غدیرخم » انعکاس می یابد.«غدیر» ، هنوز هم چشمه ای لبریز از هدایت ها و کرامت هاست ودریایی مواج از آب حیات و باور و بصیرت، تا در کویر حیرت وهامون ضلالت، کام جانها را سیراب سازد و هادی اندیشه ها گردد.غدیر، یک «کتاب مبین» وسندی برای تداوم خط رسالت درجلوه امامت و صراط مستقیمی است که به سنت پیامبر خدا منتهی می شود.

«ابلاغ پیام غدیر» از بزرگ ترین وظایف مسلمانان ومبلغان است؛ پیامی که خداوند با آوای «یا اَیُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک»؛ پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود. و رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را با متن استوار و پرفروغ و در شرائطی فراموش نشدنی به دهها هزار از افراد امّت ابلاغ کرد. غدیر مائده ای الهی است که بدون آن بشریت همیشه گرسنه و تشنه خواهد بود و در کنار آن عید ایمان و آزادی و عدالت برقرار می شود.

همه ی رسالت پیامبر یک طرف و رساندن پیامبر غدیر یک طرف دیگر. این یعنی این که ارزش پیام غدیر به تنهایی برتری داشت بر سایر دستورات و پیام هایی که از طرف پیامبر خدا در طول مدت رسالت23 خود به گوش مردم رسانده بودند. به بیان قرآن اگر ایشان پیام غدیر را که به گوش مردم نمی رساندند گویی که کاری اصلا نکرده بودند(سوره ی مبارکه ی مائده/ آیه ی شریفه ی67).  اما دلیل انتخاب ارزشمندامیرالمومنین (ع) و قرار دادن دستور و سفارشی به نام ولایت اهل بیت و اطاعت از ایشان میتواند این باشد که دین خدا معلم و مجری می خواهد و پیامبر خدا هم تا قیامت که نمی توانند زنده بمانند تا این کارها را انجام دهند. بنابراین باید بعد از نبود و رحلت ایشان افرادی باشند که راه و رسالت پیامبر را ادامه دهند. انسان نیاز به هدایت دارد و دین هم برای هدایت انسان آمده است. پس باید افرادی باشند که این دستورات را به انسان ها آموزش دهند

هدایت انسان ها ازعهده ی هر کسی بر نمی آید بلکه باید کسانی باشند که علم به این کار داشته باشند و این افراد جزء به انتخاب خداوند شناخته نمی شوند، این است که رسالت پیامبر از طریق امیرالمومنین و سپس امام حسن و امام حسین تا امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف ادامه یافته و در زمان غیبت امام زمان این رسالت و وظیفه ی سنگین بر عهده ی فقها و علمای بزرگ دین گذاشته شده است. شایسته است که شیعه ی امیرالمومنین قدر این دو نعمت( زندگی در عصر حاضر آن هم در کشور علوی و دیگری زندگی به مذهب تشیع )را بدانیم و با استفاده از این فرصت خوبی که در آن قرار داریم پیام غدیر را به گوش جهانیان برسانیم. این وظیفه ای است که پیامبر صل ا... علیه و آله و سلم از ما می خواهند. آنچه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در روز غدير بر همه ي مسلمانان تكليف فرموده اند. اين است كه اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمه معصومین را مولاي خويش بدانيم و قيد غلامي ايشان را بر گردن انداخته وبه لوازم آن مقيد گرديم.

اینک ماییم و علی(ع)که غدیر خم را از دریای فضایلش به موج نشانده است.اینک ماییم و غدیر، که مرامنامه مکتب ما و محور وحدت ما وچراغ راهمان و راه زندگیمان است.گرامیداشت غدیر، تکریم رسالت پیامبر(ص)و وحی خدایی است.بر این باوریم که در ادای تکلیف نسبت به «غدیر» ، قصورکرده ایم.می بایست «غدیر» را بیش از این، چونان مشعلی فرا راه اندیشه های بشری قرار دهیم و دین پژوهان و حقیقت جویان را بافرهنگ ژرف نهفته در غدیر آشنا سازیم و جامعه بشری را با دوچشمه فیاض و جوشان معرفت، یعنی «قرآن و عترت » آشنا سازیم.دو چشمه ای که یادگار پیامبر و میراث ماندگار آن رسول خاتم تادامنه قیامت است و خود او پیروان و متمسکان به این هر دو را که نام «ثقلین » بر آنها نهاده است، ارج نهاده و سلامتشان را از«ضلالت » ، تضمین کرده است.

تکریم غدیرارج نهادن به فضیلت های متبلور در وجود صاحب ذوالفقار و ساقی کوثر است.بها دادن به غدیر، ادای احترام به تکمیل دین و اتمام نعمت است.کاشتن بذر ولایت در جانهاست.نشان دادن خورشید به گرفتاران در ظلمتهاست.عید گرفتن غدیر، ارج نهادن به کرامت انسان است، چرا که غدیر،عید عدالت و رهبری، عید کمال طلبی و حق جویی، عید شعله افکنی براندیشه ها و امید آفرینی در دلهاست.امتی که پاسدار غدیر باشد، عاشوراهای مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت را شاهد نخواهد بود و ولایت در محاق غربت و تنهایی نخواهد ماند.دریغ و صد دریغ که کوردلان و خفاشان به تابش خورشید، دل ودیده نسپارند و به تیرگی و ظلمت خو کنند و همچون گله ای باچوپان باشند و راهی بی راهنما و شبی بی چراغ و کشتی ای بی ناخداو دشتی بی چشمه و کویری بی آب...!

«غدیرشناسی» نقطه اوج امام شناسی است. غدیر آینه کوثر است. اگر کوثر در قیامت آب گوارای نجات بخش انسان است، غدیر در دنیا آب زلال امامت است که بدون نوشیدن از آن راهی به سوی «حوض کوثر» در شرائط کنونی که دشمن نه تنها پیروان علی علیه السلام و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص بزرگوار رسول اللّه صلی الله علیه و آله نیز اهانت می کندنیست بنابراین، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر است .در جریان غدیر سخن فقط از امامت علوی نیست. امامت همه امامان معصوم و جانشینان آنان در سراسر تاریخ است. غدیر یک تاریخ نیست، یک اندیشه و یک فرهنگ است؛ یک حادثه نیست یک حدیث و حماسه آسمانی است. اعلام یک رهبری نیست؛ اعلام نظام رهبری الهی در سراسر تاریخ است.

آنچه بشریت را از زندگی عصر جاهلیت ومدرن  قرن بیست و یکم نجات می دهدشناخت امامت الهی و غدیر است.سلام بر تو ای صاحب غدیر؛ سلامی به شکوه و عظمت غدیرت.یا علی، در کتاب تاریخ زندگی ات، روز غدیر برایمان زیباست و غدیرخم بی نام تو برای هیچ کس شناخته نیست. تویی که در روزی چون غدیرخم در زیر آفتاب سوزان، دستت روی دست پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به سوی آسمان ها بالا رفت، و همگان از زبان آن حضرت شنیدند که بعد از او اختیار تو بر مؤمنان از خودشان بیشتر است.

خداوند به دست تو باب رحمتش را بر خلق گشود. بهانه وپیام عظیم غدیر امامت تو بعد از نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله بود، که خداوند آن را برای همه مردم برگزید. و بدینسان غدیر، آن برکه گمنام، برای همیشه در تاریخ جاویدان شد.از واقعه غدیر چه بنویسم که خدا برایت نوشت: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ»؛ نعمت خود را با غدیر بر شما تمام کردم و افزود: «رَضیتُ لَکُم الاِسلامَ دینا».از روزی بگویم که حاجیان به تو شاد باش می گفتند، یا از آن لحظه بگویم که دست رحمت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روی شانه تو آمد و تو را تا عرش بلند کرد؟

یکی از شاخصه های غدیر آیه «یا ایها الرسول ...» است که در ادامه آن، خداوند می فرماید: «وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»، یعنی اگر در ابلاغ این پیام ولایت کوتاهی کنی رسالت خدا را ابلاغ نکرده ای. چنین کلامی درباره هیچ یک از احکام الهی نازل نشده و پیداست که باید بالاترین مسائل اسلام باشد که چنین پیامدی برایش در نظر گرفته شده باشد. از سوی دیگر در چندین مورد خدا را بر این ابلاغ شاهد گرفتند که در هیچ یک از احکام الهی چنین نکردند. پیرو آن چندین بار از مردم خواستند که «حاضران به غائبان اطلاع دهند» که این را هم در هیچ یک از احکام الهی انجام ندادند. آیه «اَلْیَوْمَ اَکْمَلتُ لَکُمْ» نیز مانند آیه فوق درباره هیچ یک از احکام الهی نازل نشده، و لزوما باید مهم ترین احکام اسلام باشد که کمال دین با آن باشد. این سه مورد دلیل آن است که معنای ولایت در غدیر فراتر از محبت و همان وصایت و امارت و صاحب اختیاری مردم است که چنین محکم کاری درباره آن صورت گرفته است.

ای غدیر، از ما انتظارات زیادی داری و حق با توست که راه بلندی را به بهای سنگینی طی کرده ای تا به دست ما رسیده ای. قسم به عزیز تو که پیامبر او را از روی دست خویش به رخ جهانیان کشید، غدیری هستیم و غدیری خواهیم ماند.امروز شهد شیرین تر از عسل تو را می نوشیم و با آن زنده ایم تا فردا تو را در شفاف ترین آیینه ها جلوه گر سازیم و چهره زیبای تو را جام جهان نمای خلقت سازیم تا پرتو چهاردهْ معصوم پاک را در آن به تماشا بایستیم.سلام و درود بر آنان که چهارده قرن غدیر را با حفظ پیام آن به امروز رسانده اند و از سنگر غدیر دشمن اسلام را نشانه رفته اند، تا پرچم ولایت را بر بلندای تاریخ سرفراز دارند، و لبخند رضایت بر لبان تو، ای صاحب غدیر، نشانند.

متأسفانه آنچه از واقعه ي غدير تا كنون, مورد فراموشي قرار گرفته، توجه به لوازم مولويت است.از همان لحظات اوليه در سال دهم هجري بسياري از مردم، منافقانه با اميرالمؤمنين دست بيعت دادند و آنگونه كه پيامبر صلي الله عليه و آله دستور فرموده بودند با دل و جان، دست و زبان، تسليم علي بن ابي طالب عليه السلام نشده به مولوييتشان تن ندادند. هم اكنون كه ما بايد منصفانه درباره ي وضعيت خويش به داوري بنشينيم كه چقدر در انجام اين وظيفه ي قلبي و جوارحي خود موفق بوده ايم؟ حداقل در روز غدير كه متعلق به وجود مقدس ولي عصر مي باشد چقدر از صاحب غدير و حقوق ايشان ياد مي شود؟

 گاهي بي توجهي و غفلت شيعيان؛ نسبت به ايشان، چنين مي نمايد كه عهد پيامبر (ص)  در بين مسلمانان زمان غيبت هم به دست فراموشي سپرده شده و در روز غدير هم آنچنان كه شايسته است، حق امام عليه السلام ادا نمي شود پيام غدير كه همان فرمان مولويت حجة بن الحسن(عج) است در اين زمان كاملاً مسكوت باقي مي ماند و ما كه مدعي تشيع در زمان غيبت حضرت مهدي  عليه السلام هستيم در پايبندي به مفاد اين خطبه مرتكب قصور گشته ايم و چه بسا وظيفه ي خود را هنوز نشناختيه ايم.بنابراين كسي كه حضرت مهدي (عج) را مولاي خود مي داند همواره بايد اعمال خويش را در جهت رضايت ايشان قرار داده و مورد بررسي قرار دهد كه مرتكب كوتاهي در ايفاي نقش سر سپردگي نگشته و چيزي از حقوق ايشان را پايمال نكرده باشد.

 پس آنگاه كه دستان مبارك صاحب  غدير را از فراسوي  قرنها مي فشاريم بايد بدانيم كه تبريكش به ما چه مي گويد؟ اين كاروان هزار و چهار صد ساله كه از گذرگاه پر خطر سقيفه عبور كرده از سپردن ميراث جاودانه ي غدير به دست ما چه انتظاري دارد؟بايد بدانيم كه امروز پرچم سبز غدير در دست صاحب آن حضرت بقية الله (عج) بر بلنداي تاريخ مي درخشد و شيعه مكلف است كه با صدايي رسا اعلام كند كه اگر در روز غدير سال دهم هجري در كنار بركه اي  با علي عليه السلام دست بيعت داده است و شنيده است آنچه را كه پيامبرمان گفت و تسليم شده است به آن امري كه از جانب پرودگار آورد اينك با قلب و جان و زبان و دستش با يادگار غدير و موعود غدير هم پيمان  مي شود تا اين نبأ عظيم را به نسلهاي آينده برساند.

برای شناخت بهتر غدیر باید انواع انحراف از غدیر و پیامدهای آن را مورد کند و کاو قرار دهیم.پیدایش نواصب، پیدایش غلات، پیدایش فرقه های کلامی فراوان، پیدایش فرقه های سیاسی در دنیای اسلام، تشتت و پراکندگی حقوقی و فقهی امت اسلامی، جنگهای مذهبی و سیاسی و فقهی و انواع ملیت گرایی و جنگهای حیدری و نعمتی و بالاسری و پایین سری و سلطه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اجانب بر فرزندان اسلام و قرآن همه و همه پیامد دوری از مرجعیت علمی و مرجعیّت فقهی و مرجعیت سیاسی اهل بیت علیهم السلام است. جایگاهی که رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را از عترت خویش می شناخت و تا دوازده نسل پیشوایان پس از خویش را معرفی فرمود.رسول گرامی علیهاالسلام فرمود: «مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ اِمامَهُ ماتَ میِتَةً جاهِلِیَّةً؛ هر کس بمیرد و پیشوای خویش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.»

http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/PhotoGallery/Photos/1c3d3b30-aecd-4bb7-b66b-b01ee21bf690.jpg

روز غدیر اعلام رسمی و آشکار یک امر باطنی در قالب ولایت و تمام کننده حجت بالغه الهی است. خطبه پیامبر(ص) در روز غدیر، سراسر درس توحید و خداشناسی ا‌ست و عبارت‌های بلیغ و شیوای پیامبر(ص) آن‌چنان زیباست که در هیچ کلاسی این‌گونه شیوا درس خداشناسی داده نشده است. «خطبه غدیریه » حضرت محمدنیز، همچون خود غدیر خم مظلوم است و مورد بی مهری قرار گرفته است و جز چند جمله مشهور آن، چندان مطرح نیست، در حالی که سزاوار و بجاست که این منشور جاویدان، هر چه دقیق تر و گسترده ترو پرشورتر، مورد توجه و مطالعه و شرح و تفسیر قرار گیرد، تاچشم های بصیر، از درخشش حکمتها و پندها و تذکرهای پر ارج این گنجینه معرفت، لذت ببرد و به تماشای «حقیقت ناب » بنشیند. ابلاغ پیام غدیر، کار خدای حکیم و علیم و سیره و سخن رسول اعظم خداست. کلام و سیره تک تک پیشوایان معصوم علیهم السلام است، فریاد جاوید تمام شهیدان ولایت اهل بیت علیهم السلام است. آوای عاشورائیان تاریخ است، زبان حال و قال تمام امام زادگان معتبر دنیای اسلام است. بازتاب فریاد فاطمه علیهاالسلام در خطبه معروف مسجد نبوی است. حاصل تلاش فاطمه ها و حدیث فاطمیان اعصار است.

روز تاریخی و بزرگ عید سعید غدیر مانند روز عظیم بعثت با اهمیت و بی‌نظیر است. این دو روز با یکدیگر، پیوند و بستگی کامل دارند. بعثت، اصل، اساس و پایه انقلاب الهی، جهانی و جاودانی اسلام، و روز غدیر مکمّل و تداوم‌بخش آن است.غدیر در وجود، فرع بعثت است و روز بعثت در بقا، پیش‌آهنگ غدیر است. بعثت، سرآغاز ابلاغ وحی و عرضه نظامات فراگیر و همه جانبه اسلام، تا تشکیل حکومت اسلامی و حاکمیت‌الله به رهبری شخص رسول اعظم صلّی‌الله علیه و آله است، و روز غدیر کامل‌کننده دین و اعلام استمرار نظام عصر نبوّت به رهبری امیرالمؤمنین و فرزندان آن حضرت، ائمه معصوم علیهم السلام است.

این دو همایون‌روز، با یکدیگر هم‌سویی معنوی و بستگی ناگسستنی دارند. حصار خلل‌ناپذیر اسلام را که توحید همچون پی بناست، امامت چار دیوار و بعثت سقف است. پس هیچ‌یک از این دو روز را از دیگری بی‌نیازی نیست که هر دو خط اسلام را در تأسیس و بقا ترسیم نموده‌اند، نه اسلام منهای حکومت و نظام غدیر است و نه نظام غدیر، غیر از اسلام است.پیام غدیر، پیام ولایت و پیام کمال دین و اعلام نظام جاودانی و جهانی اسلام و بیان بقا و استمرار نظام عصر رسالت است. محتوای این پیام، وجود حکومت جهانی و واحد اسلامی است که بدون انقطاع و کمترین فترت در همه ادوار و اعصار برقرار بوده است و بر هر مسلمانی در هر کجا باشد اگرچه به ظاهر در تابعیت نظام‌های غیر شرعی محسوب شود واجب است از این نظام امامت تبعیت نماید و خود را ملزم به تابعیت آن بداند.

 امامت بازوی اجرایی دین الهی است و نقش جامعه سازی و تربیتی به وسیله مقام امامت انجام می شود.  با توجه به اهیمت و جایگاهی که قرآن کریم برای مقام امامت قائل است، بی توجهی به این مقام و انحراف از غدیر ثمره ای جز گمراهی برای بشریت به دنبال نخواهد داشت  اگر مسلمانان به سفارش حضرت رسول(ص) توجه می کردند امروز گرفتار این همه مشکل نمی شدنداگر می‌گذاشتند حضرت علی(ع) بر مسند بنشیند بشر آن موقع می‌فهمید در عالم چه خبر و در قرآن چه اثر است اما همه محروم شدند.. انقلاب اسلامی بازیابی و احیای دوباره غدیر بود، چراکه بر اساس آموزه های دینی باید در راس حکومت باید حضرت نبی، امام معصوم و در عصر غیبت ولی فقیه حاکم باشد. بنابراین امت اسلامی باید به اصل و ریشه های وجودی خود یعنی غدیر بازگردد.

میزان اثر بخشی، ضریب نفوذ و ماندگاری اثر هنری ما را به این سمت رهنمون می کند که به پیام رسول خدا لبیک گوییم و غدیر را به سمت هنر سوق دهیم.غدیر طرح اسلام برای مدیریت جامعه پس از پیامبر (ص) است که می تواند برای همه بشریت مفید باشد.غدیر مرتفع ترین قلعه ارزش های محتوایی است که می تواند در قالب شعر به دیگران عرضه و به تعیین کننده ترین مساله و سووال مردم جهان جواب بدهد.غدیر نماد پاسخ به دردهای بشری و عشق به مردم است و ضرورت دارد شاعران و هنرمندان در قالب آثار فاخر خود آن را به جهانیان عرضه کنند.همه شیعیان  نسبت به این خطبه و پیام زندگی ساز، وظیفه ای سنگین برعهده دارند که فهرستی از آن بدین شرح است:

1. فهم دقیق و جامع خطبه غدیر؛ تبیین و تشریح وترجمه؛ نشر و گسترش محتوای پیام آن برای فرزندان اسلام و قرآن به زبانهای گوناگون ودر قالبهای مختلف.

2. حفظ و نگهداری متن خطبه غدیر ؛مستندسازی پیام غدیرو شبهه زدایی ازمتن و سند آن برای اهل پژوهش و تحقیق و گنجاندن متن پیام غدیر در متون آموزشی حوزه های علمیه و دانشگاههای بلاد اسلامی؛

3. معرفی و گزارش حادثه غدیر به امت اسلامی؛ معرفی راویان وشاعران حدیث غدیر؛ وتدوین کارنامه عالمان دین در موضوع غدیر؛ همچنین معرفی کتاب شناسی غدیر برای سطوح گوناگون

4. شناخت عوامل اجتماعی و روانی مخالفت با غدیرو شناخت مخالفان و علل کتمان غدیر در تاریخ.

5. بررسی جایگاه غدیر در آینده جهان؛ و بررسی پیوند آن با بعثت، عاشورا و مهدویت.

6. رصد وشناسائی ؛معرفی وسرمایه گذاری برروی شبکه های اجتماعی، سایتها و وبلاگهای مرتبط با موضوع امامت و غدیر

7. ابلاغ اندیشه غدیر از راههای گوناگون: نمایشگاهی و سینمایی –رسانه ای ونرم افزاری - آموزشی و پژوهشی - آیات واحادیث مرتبط –ابلاغ تاریخی و تجسّمی حادثه غدیرهمچنین معرفى سایتها و وبلاگهاى امامت و غدیر در دنیاى مجازى

8.انجام مراسم اخوّت و بیعت سمبلیک در روز عید غدیر با امامان جمعه سراسر کشور و سادات بزرگوار و حضور در نماز ظهر آن روز

9.در یک نگاه به فرهنگ مکتوب غدیر، جلوه های آن را به صورت های مختلفی می بینیم: کتاب های بزرگ و کوچک، جزوه ها، بروشورها، مقالات مجلات و روزنامه ها، برنامه های علمی رایانه ای، کاشی کاری ها و تابلوهای زیبا و به صورت کارت و پوستر.این روند هر ساله اوج بیشتری از خود نشان می دهد، و در ظل عنایت حضرت بقیة اللّه الاعظم عجل اللّه فرجه آثار عمیق خود را در ابلاغ پیام غدیر به اثبات رسانده است.خلاصه کردن آثار بزرگان و کتاب های مرجع و تألیفات قدیم به چند صورت دیده می شود: تلخیص کتاب های بزرگ، تلخیص احادیث و قطعه های تاریخی، داستان پردازی تلفیقی که با برداشت از چند متن به دست می آید، تدوین مجموعه های چهل حدیث، انتخاب یک قطعه از کتب مؤلفان و نشر جداگانه آن به سبب اهمیت محتوای آن.با توجه به اهمیت مسئله غدیر در شیعه، و این که برهان مستحکمی که در برابر دشمنان و مخالفان شیعه است، جا دارد اولین کتاب هایی که به هر زبان بیگانه ترجمه و تألیف می شود، درباره غدیر باشد.به دلیل سابقه طولانی ارتباط زبان های عربی، فارسی و اردو با مسئله غدیر، اکثر نوشتارهای غدیری به این سه زبانند. در غیر این زبان ها، تألیف و نشر، هنوز در آغاز راه است.

10-هیچ دقت کرده اید که حتی می توان حال و هوای غدیر را با یک ماشین نوشته زیبا در شهر فراهم کرد ، تا به رسالت خود برای رساندن پیام غدیر که رسول خاتم به تک تک همه ما تا روز رستاخیز  ابلاغ فرمودند عمل کرده باشیم .

11-  واقعه غدیر، نقطه عطف و مرکز ثقل تمام رویدادها و وقایع اسلام است؛ چرا که اگر غدیر نبود، مبعثی وجود نداشت و اگر غدیری نادیده گرفته نمی شد، عاشورایی رخ نمی داد. غدیر به وجود آمد، تا امت اسلام پس از پیامبر ختمی مرتبت ،به شکل مسنجم خود ادامه حیات دهد و و امت دچار تشدد نگردد. واقعه غدیر مسئله بسیار مهمی است و افرادی که مخالف با این مسئله بودند، همیشه تلاش می کردند، این نعمت الهی را نادیده بگیرند یا موضوعی ساده تلقی کنند. خداوند در قرآن می فرماید، وای بر کسانی که حق را می دانند، اما می پوشانند؛ متاسفانه برخی افراد حق را می دانند، اما نمی خواهند قبول کنند.تداوم اسلام از برکات حضرت علی است و اگر سلحشوری های ایشان در جنگ ها نبودند از اسلام نامی نبود.برای گسترش واقعه غدیر باید از مدارس شروع کرد؛ بازدید میلیون هانفر از نمایش بازسازی واقعه غدیر یعنی رزمایش ولایی که کار بسیار خوبی است. همان گونه که تاسوعا و عاشورا حسینی تجدید بیعت با ولایت است بازسازی حادثه غدیر نیز اقدامی در این راستا است. برای اینکه فرهنگ غدیر در میان مردم نهادینه شود بایدمردم را در بازسازی این واقعه مشارکت داد.نمایش واقعه غدیر برای مردم تاثیرپذیر خواهد بود، چرا که آن ها با چشمان خود این مسئله را مشاهده می کنند و نگاه کردن تاثیر بیشتری از شنیدن دارد. باید محبت ولایت به حضرت علی(ع) را در جامعه جهانی نهادیه کنیم برپایی جریان واقعه غدیر در شهرهای مختلف و استقبال باشکوه مردم از این رویداد، نشان از اهمیت و جایگاه رفیع این حرکت خود جوش مردمی دارد که باید هر سال بر معنویت و آگاهی بخشی آن افزوده گردد.

حضرت معصومه سلام الله علیها با الهام گرفتن از کلام پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیرخم که فرمودند:ِ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّی أَدَعُهَا إِمَامَهً وَ وِرَاثَهً فِی عَقِبِی إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِیغِهِ حُجَّهً عَلَى کُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ وَ عَلَى کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ یَشْهَدْ وُلِدَ أَوْ لَمْ یُولَدْ فَلْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَه.ای مردم، من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثتِ آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می‌سپارم، و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه‌ی کسانی که حضور دارند یا ندارند و به دنیا آمده‌اند یا نیامده‌اند پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند(۱) به تبلیغ مسئله ولایت پرداختند و روایت ذیل را از مادر خود حضرت زهرا سلام الله علیها نقل نمودند.

حضرت فاطمه معصومه علیها السلام به نقل از حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرماید: «اَنَسیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ الله صلَّی الله علیهِ وَ آلِه یَوْمَ غَدیر خُمٍّ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، و قوله: اَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هارونَ مِنْ موسی ؛آیا فراموش کردید فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله را در روز غدیر؟ که فرمود: هر کس من مولای اویم، علی علیه السلام نیز مولای اوست و [آیا فراموش کردید این سخن حضرت را که ]فرمود: [یا علی ]نسبت تو به من همانند هارون به موسی علیه السلام است.(۲)و این درسی است برای زن ومرد،دختر وپسر،پیر و جوان ما که با سرمشق گرفتن از حضرت معصومه سلام الله علیها به هر نحوی که در توان داریم امر امامت را احیاء نماییم.

مثلث متساوی الاضلاع غدیر خم، عاشورا و سلسله الذهب مرز حقیقی فرهنگ ایران  می باشد.غدير ابطال كننده همه نقشه‌هاي دشمنان بود و موجب شد تا آنها شكست سنگيني را متحمل شده و به اهداف خود نرسند.بزرگداشت غدير تکليف اصلي مردم و مسوولان است؛امروز مهمترين واساسي ترين اقدام براي زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدي (ص) نکوداشت و ترويج و نهادينه کردن فرهنگ غدير و وحدت حول محورقرآن و عترت (ع) است. برخي فرقه هاي ضاله از جمله وهابيت مي کوشند تا حادثه عظيم، تاريخي وسرنوشت ساز غدير که انتصاب امير المومنين علي (ع) وفرزندانش از سوي خداوند به عنوان وصي بلافصل رسول الله(ص) بود را در اذهان ودر تاريخ محو کنند اما غافل از اين حقيقت هستند که نورخدا خاموش شدني نيست .

غبارروبی از اندیشه ها و نگاههای جامانده و وامانده در غبارهای فتنه، از اولین رسالت های دهه جاری ولایت است که طی آن بایستی غربت دیدگاههای ولایی برای همیشه از جامعه ما رخت بسته و نگذاریم که از این سوراخ مکرراً گزیده شویم، چرا که شان جامعه و مردم همیشه سرافراز ما، پیدایش فضای بیت الاحزانی برای اشک افشانی های زهراهای زمان در غربت های علوی نبوده و ملتی که کربلای جبهه ها را تجربه کرده، یا باید جان افشانی کند و حسینی(ع) باشد و یا آنکه با نطق افشانی و روشنگری، زینبی(س) عمل کند!

برگزاری تشریفاتی و فرمایشی مناسبت ها و ترجیحاً محتواگریزی از مناسبت های مهمی همچون دهه ولایت، آفتی است که از یکنواختی و عادت ناشی می شود و ما باید با جدیت و شدت قابل قبول، محتوا را بر شکل ترجیح داده و هدف غائی اینگونه نامگذاری ها و مناسبت سازی ها را درک کرده و مفهوم گرا باشیم و نگذاریم با سمبل کاری ها و مراسم فرمایشی، رفع تکلیفی عمل کرده و خدای ناکرده دین خود را به ساحت ولایت ادا نکنیم!

به فرموده نبي مکرم اسلام (ص)در خطبه غدير همه ما در قبال ولايت واصل وکنه غدير که بحث امامت و ولايت ائمه معصومين (ع) است مسوول وهمه موظف به ترويج فرهنگ غدير به عنوان سند حقانيت مذهب تشيع هستيم.  غدير و ماجراي ولايت امير المومنين (ع) يک واقعيت انکارناپذيراست که دوست ودشمن به کرات ودر کتب مختلف مهر تاييد بر آن زده اند وعليرغم تلاش برخي کم انديشان غدير روز به روز در بين ملت هاي مسلمان وحتي غير مسلمان جا افتاده ولي بي شک يگانه راه سعادت وکمال بشريت در سايه عمل، توسل و تمسک به قرآن کريم و ولايت ائمه اطهار (ع) است . 

اگر ما به دنبال آماده‌سازی زمینه ظهور منجی عالم هستیم، باید بتوانیم ترکیبی برای زندگی ارائه دهیم که در جهان قابل استفاده باشد، یکی از راه‌های ارائه این هندسه و ترکیب این است که فلسفه و فرهنگ غدیر برای جهان تبیین شود و با استفاده از این واقعه عظیم بیداری اسلامی، تحولات منطقه را جهت دهی کنیم.ما به انجام حداقل‌ها بسنده کرده‌ایم و جای افسوس دارد برنامه‌ای را که پیامبر(ص) در مورد غدیر برای کل جهان اسلام برنامه ‌ریزی کرده بود، نتوانیم در کل جهان انجام دهیم. دو موضوع در مورد غدیر وجود دارد؛ یک موضوع اصل امامت و ولایت است و موضوع دوم مصادیق امامت و ولایت و ما در حوزه اندیشه و نظریه‌پردازی در جهان اسلام پیرامون این دو موضوع بسیار کم کار کرده‌ایم.

پیام غدیر تنها بحث امامت و ولایت نیست، لزوم ابلاغ پیام خدا از مهم‌ترین پیامهای غدیر است که حتی رسالت رسول اکرم (ص) وابسته به ابلاغ بود و سکوت ایشان می‌‌توانست ثمره رسالت ایشان را از بین ببرد و ما حوزویان که رسالت انبیا را به دوش داریم، باید در تبلیغ و ابلاغ دین خدا کوتاهی نکنیم.خدا به رسول اکرم(ص) امر کرد که در ابلاغ پیام غدیر از کسی نترسد، یعنی اینکه رسول اکرم(ص) در ابلاغ امر خدا در خط مقدم بودمی‌‌توان نتیجه گرفت که مبلغان باید در مقابل خطرها و مشکلات تبلیغ از هیچ کس جز خدا نترسند.رسالت مبلغان از غدیر سرچشمه می‌‌گیرد و ابلاغ رسول اکرم(ص) در روز غدیر نماد تبلیغ و رسالت وارثان انبیا است و تداوم رسالت انبیا به ولایت ائمه (ع) و به دنبال آن ولایت علما است.

ابلاغ غدیر نه تنها بر ما واجب، که وظیفه خلقتی ماست. هرجا که باشیم، در هرزمانی که زندگی کنیم و در هرشرایطی که برایمان فراهم شود، عاشورا و غدیر را در کنار هم تبلیغ خواهیم کرد و پیام آن را خواهیم رساند و همه را از این دو رکن اعتقادی آگاه خواهیم ساخت.در نگاهی به عمق غدیر، با واقعه ای پرماجرا و خطبه ای بلند رو به رو می شویم. آنگاه از خود و از همه انسان ها می پرسیم: کدام سخنرانی را در سراسر تاریخ سراغ دارید که در طراز خطابه غدیر پیش بینی و برنامه ریزی و تدارکات برای آن در نظر گرفته شده باشد؟ آیا در بین همه ملت ها حتی با امکانات پیشرفته امروز خطابه ای با این همه پیش برنامه و میان برنامه و پس برنامه پیدا می کنید؟ سپس سوال می کنیم که چه کسی می تواند آن برنامه ریزی توانمند و با عظمت را از پشتیبانی خداوند نداند؟

حادثه بزرگی که قرن ها کنار "غدیر خم" شکل گرفت و نقطه تلاقی بعثت پیامبر اکرم و عاشورای سید الشهداء (ع)بود، شاید تنها رویداد تاریخ اسلام است که رسول خدا صلی اله علیه و آله اصرار داشتند با زبان هنر و ادب ماندگار شود امروز که آرام آرام شور و رمق بیداری و پایداری به جان خسته و تن فرتوت همه کشورهای منطقه و جهان سرایت کرده است، بزرگداشت " غدیر" در آثار و اندیشه فرهیختگان و نخبگان غیر شیعی بیش از هر زمان دیگر اثر بخش و معنادار است و بی تردید در آینده نزدیک برکات و ثمرات فراوان تری را در چشم و دل نسل جوان و جویای حقیقت به نمایش خواهد گذاشت.


ضروری است که همه متمسکان به ولایت علی بن ابی طالب، علیه السلام، عزم خود را برای معرفی و بازشناسی آن وجود مقدس، تبیین اندیشه امامت و ولایت و پاسخگویی به شبهات و القائات مخالفان و معاندان اهل بیت عصمت و طهارت، علیهم السلام، جزم کنند و آماده تر از همیشه به صحنه دفاع از حریم تفکرات شیعی وارد شوند. امروز نوبت ما و نسل های بعد از ماست که برای قدردانی از آن همه لطف الهی و به عنوان سپاسگزاری از آن تلاش بی وقفه پیامبر(ص) بپاخیزیم. آن برنامه پیچیده و حساب شده در غدیر درسی بزرگ و راهنمایی جاوید برای همه ماست که در عصر ارتباطات و با این امکانات متفاوت و گسترده که در اختیار داریم، همطراز آن روز غدیر برنامه ریزی کنیم و برای انتشار خبر غدیر به صورت همه جانبه و با استفاده از همه امکانات و با تدارک همه جهات تبلیغی، حرکتی جهانی برای تبلیغ غدیر آغاز کنیم.لذا این بدان معنی است که عظمت غدیر اقتضا می کند به بلندای آن برنامه ریزی داشته باشیم و گمان نکنیم پیامی با آن عظمت را در گونه های کم ابهت تبلیغ می توان جلوه گر ساخت. احترام به مقام یا عظمت غدیر به ما فرمان می دهد که آن را در جذاب ترین و ارزشمندترین گونه های رسانه ای جلوه گر سازیم، و هرگونه تبلیغی در رابطه با غدیر را لایق شان آن و به عظمت ساحت مقدس اولین مبلغ آن یعنی پیامبر اکرم(ص) به انجام رسانیم.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608047380910769437&pid=1.7

پانوشت:

۱-الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، ج‏۱، ص: ۶۲

۲- عوالم العلوم و المعارف والأحوال-الإمام علی بن أبی طالب علیهما السلام، حدیث ‏الغدیر، ص: ۱۲۱

منبع: كتاب پيمان غدير

 

غدیر یک مکتب است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳ |

" یا ایهاالذین آمنو اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامرمنکم" ای اهل ایمان، خدا و رسول و اولی الامر را اطاعت کنید.

http://img1.tebyan.net/big/1383/11/1122313123615223919154631072118455224148181.jpg


غدیر، یک رخ داد تاریخی صرف یا تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه یک سرفصل اعتقادی است که درون مایه همه طاعت ها از آن منشأ می گیرد، رسالت همه پیامبران در آن مفهوم می یابد، و همه رشدها و تعالی ها از آن جا آغاز می شود. از این رو، شناخت غدیر، از ضروری ترین وبنیادی ترین شناخت های اعتقادی است. امام رضا علیه السلام در کلامی اوج مند درباره شناخت غدیر فرموده اند: «به خدا سوگند، اگر مردم ارزش روز غدیر را شناخته بودند، روزی ده بار، فرشتگان با آنان مصافحه می کردند، و گر به درازا کشیدن سخن برای من ناگوار نبود، درباره ارج مندی این روز و فضیلت هایی که خداوند متعال به کسانی داده که آن را شناخته اند، چنان بسط سخن می دادم که به شمار نیاید».

غدیر، آب گیری آرام بوده است که خستگیِ کاروانیان را در سفری سخت، به سایه ای آرامش بخش و آبی زلال مهمان می کرده است؛ اما در پهنه تاریخ، به دریایی ژرف بدل شد که امواج پرخروش و پر غرورش، طنین حکمت، محبت و بزرگ منشی در گوش آدمیان نواخت. دستی که در غدیر بالا رفت، دُرَفشی شد که بر آن، کلام جاودانه مهربانی نقش بست، و هر آن کسی که در عمق جان، دل ربوده فضایل سترگ انسانی است، چشم از آن دُرَفش برنخواهد داشت.

غدیر از لحاظ لغت به معنی جایی است که آب در آن پر شده و به عنوان برکه از آن یاد شده اما در حقیقت چشمه جاری است. این چشمه از آغاز خلقت تا پایان آفرینش در دل و روان و جسم و جان حرکت دارد. این حرکت جاری در عالم آفرینش تحت عنوان امامت و ولایت است. گذشته باید چراغ راهی برای آینده باشد،گذشته باید بستری باشد برای ساختن آینده ای بهتر که در این میان ولایت ائمه حرکت در طول تاریخ است که نه تنها اختصاص به زمان ما ندارد بلکه به تمامی زمان ها مربوط می شود. واقعه غدیرخم در نزد شیعیان اهمیت ویژه‌ای دارد و در واقع شیعه هویت خود را از این رویداد عظیم گرفته و در طول تاریخ خود تا به امروز به بازخوانی آن پرداخته است. واقعه غدیر خم که در آخرین سال از عمر گرانقدر رسول گرامی اسلام(ص) رخ داد فراتر از یک واقعه تاریخی و کلامی است و نشانه ای از رمز و راز خداوند از تداوم خط نبوت است. واقعه غدیر نقطه تلاقی کاروان نبوت با طلایه داران امامت است.

 جریان غدیر تنها یک رخداد تاریخی یا یک بحث روایی و سیاسی نیست و حتی به رغم تصور عموم، حد فاصل تشیع و تسنن مسئله خلافت نیز نیست؛ زیرا این دو مذهب بر سر وقوع حادثه تاریخی غدیر، یا صدور روایت آن و یا لزوم وجود امام و رهبر اختلاف ندارند. آنچه در این رهگذر مورد اختلاف است، نصب امام و ولی از سوی خدای متعال است. غدیر معرف ولایت است، یعنی مظهر ولایت کبرای الهی بر عالم و آدم است. غدیر، حلقه وصل بندگان با پروردگارشان پس از انقضاء نبوت و ارسال رسل و پل ارتباطی استفاده بهینه از قرآن و معارف الهی است. غدیر سرفصل عقیده ای است که سرچشمه همه طاعت ها و نمود رسالت و نبوت همه انبیا است غدیر کلمه ای است که پیشوند آن لاهوت و رسالت و پسوند آن امامت و ولایت است.غدیر جمله ای است که مبتدای آن توحید، خبرش معاد و ربطش ولایت است.


فرمان حیّ قدیر در جام غدیر بلند بود و در آن هنگامه اوج مند، کفر پیشگان به یأس، نعمت به اتمام، دین به اکمال، علی به امامت و خداوند به رضایت می رسیدند. در آن روز، محمد صلی الله علیه و آله در آن گذرگاه جغرافیا، برفراز راه طولانی تاریخ، چراغ خورشید می آویخت تا راه را تا فرجام، همواره هموار طی کنیم.

امر حیّ قدیر بود و روز غدیر، جبرئیلْ سفیر و علی امیر، و محمد صلی الله علیه و آله که قبیله آفتاب را با آوای بلند «من کنتُ مولاه فهذا علیّ مولاه» به پیشوایی علی علیه السلام می سپرد. در آن روز در برکه غدیر، دریای شادی می جوشید و علی علیه السلام بر سریری از نور می نشست که عرشِ شکوه مند امامت بود.

خورشید، امروز از نور غدیر، غلغله ای در دل دارد و زمزمه ای بر لب. خورشید تا به صبح، لحظه لحظه ها را شمرده تا به خوش آمد غدیر، نوری دگر دهد. خورشید، امروز از مکّه آمده، از سرزمین ولایت، از سرزمین خلافت، از سرزمین وصیت. همگان در غدیر خم جمع شده اند و دست ها سایبان چشم هاست، دیده ها مشتاق و دل ها بی قرار، همه یک دیگر را نگاه می کنند، چه شده است؟ پیامبر صلی الله علیه و آله ما را به چه می خواند؟ به ناگاه، دیدگان مشتاق، غرق نور و سرور می شوند.

پیامبر صلی الله علیه و آله از بزرگ ترین پیام خداوند سخن می گوید؛ «پیام تکمیل دین»، و علی علیه السلام در میان دست ها، دیده ها، بوسه ها و شادی ها گم می شود. علی علیه السلام مولای همه شد و وارث پیامبر صلی الله علیه و آله . از آن روز در دل هر مشتاقی، چشمه ای از عشق جوشید و هر چشمه ای را ندایی است که هر صبح،در هر طلوع، هر ظهر و هر شام و هر غروب، به ولایت علی علیه السلام شهادت می دهد؛ «اشهد انّ علیا ولیُّ اللّه ». اذان از بالای گل دسته ها، غدیر را سر می دهد.

سخن گفتن از غدیر تکرار یک حادثه تاریخی نیست غدیر درس امروز ماست. غدیر همین امروز در دستور کار ما قرار دارد. میدان نبردی که ما با مخالفان انقلاب داریم، همین میدانی است که در پرتو مفهوم غدیر تفسیر می‌شود، ما انقلاب اسلامی را تجلی حقیقت غدیر می‌دانیم، امام(ره) آن روز که احساس تکلیف کرد درس و بحث حوزه را رها کرد، درس فقیه را زمین گذاشت، پرچم مبارزه را به دست گرفت، به زندان رفت، به تبعید رفت و نظریه ولایت فقیه را در درس‌های خود تبیین کرد و خود و جامعه را برای ایجاد حکومت اسلامی در ایران آماده کرد، امام راحل این درس را در مکتب پیامبر، در مکتب غدیر و در مکتب امامت آموخته بود، شهیدان ما و مردم ما هم که ندای امام(ره) را پاسخ داد، همین درس را در مکتب اسلام آموخته بودند. عید غدیر عید حکومت دینی و سیاست دینی است.

پیام غدیر این است که حکومت در جهان‌بینی اسلامی یک موضوع دینی و یک امر معنوی و اسلامی است و اگر دقت کنیم تصدیق می‌کنیم که همین گونه هم باید باشد. یکی از پیام‌های غدیر این است که حکومت باید با صالحان باشد اسلام به مسلمانان تکلیف می‌کند که مراقب باشند رهبری جامعه خود را به دست چه کسی می‌سپارند، چرا که در تفکر اسلامی فرد در جامعه اثر می‌گذارد و جامعه هم بر فرد تاثیرگذار است. یک فرد تربیت‌شده و معنوی می‌تواند یک جامعه را متحول کند، اما این جامعه متحول شده به نوبه خود بستر می‌شود برای رشد هزاران متعالی درآینده. شیعه سالها است که از غم غدیر در جشن غدیر هم غصه دار است و حق علی (ع) را که حق همه مسلمین و حق همه بشریت در عالم بود در زیر پای هوس های شیطانی و دنیاخواهی عده ای له شده دید و در مسیر احقاق آن فاطمه (س) را اولین شهید راه ولایت و امامت قرار داد. فاطمه (س) اما نشان داد که در دفاع از حریم امامت چگونه باید عمل کرد و برای آن جانبازی نمود.

ترک کردن میدان و وانهادن مسئولیت بر شانه دیگری و بازی کردن با سیاست و سیاسی کاری کردن نمی تواند مشی عاقلانه و عادلانه ای برای احیای حق ولایت باشد و در این مسیر باید از جان گذشت و محسن را هم در این راه شهید نمود. خداوند می خواست با غدیر انسان را در مسیر علم و آگاهی نگهدارد و چراغ هایی را برای هدایت انسان ها قرار دهد تا از در غلطیدن به ورطه های خطرناک شکاکیت و سردرگمی در تشخیص حق و باطل و درماندن در شبهات و گم کردن مسیر تکلیف، حفظ شوند. در مجمع مهمی که روز 18 ذی الحجه سال دهم هجرت با حضور چند هزار حاجی برگزار شد، بنا بود تا مسئله مهم خلافت از سوی پیامبر اسلام مطرح شود و غدیر به عنوان مهم ترین عید مسلمین است و ما تاثیرگذارترین از آن چیزی نداریم. این روز سمبلی است که تا قیامت باید حکومت ها به هین شکل باشد و به طور کلی در جهان دو نوع حکومت غدیری (الهی) و غیر غدیری (غیر الهی) وجود دارد و در روز غدیر مسیرها مشخص شد و ما هم از همین مسیر پیروی می کنیم. حکومت اسلامی شامل دو جنبه مدیریتی و مبارزاتی است و در حضرت علی (ع) نهج البلاغه بسیار بر این دو جنبه و لزوم مبارزه با کفار، منافقان و دولت های مخالف اسلام و انقلاب تاکید کرده اند. بشریت برای نجات خویش چاره ای جز بازگشت ندارد و باید از کژراهه ای که در آن جولان داده و در مسیر مادیگرایی افتاده به سمت غدیر بازگشت نماید. تا زمانی که این غفلت بر بشریت حاکمیت داشته باشد، نتیجه ای جز حاکمیت کفر و نفاق و دو رویی و سیاست های مبتنی بر دروغ و تحمیل های صهیونیزم و لیبرال دموکراسی غرب در پیش رو نخواهد بود.

غدیر عید ولایت و مهترین نقطه ای است که شیعه می تواند ولایت، اقتدار و عظمت خود را به دنیا معرفی کند.  غدیر سر آغاز حرکتی بود که در امتداد نبوت شکل گرفت،  یکی از مهمترین تفاوت های دین اسلام با ادیان الهی این است که در امتداد نبوت، امامت وجود دارد و غدیر آغاز اقتدار، معرفی و استقرار امامت بود. مهمترین وجه تمایز اسلام و ادیان دیگر در غدیر تجلی یافت، به همین سبب شیعیان باید غدیر را بزرگ شمرده، تعظیم کنیم و نسبت به معرفی و فهم درست آن و بهره گیری از این فرصت در جذب حداکثری جهان اسلام و انتشار افکار و ایده های ولایت مداری نهایت استفاده را ببریم.  جدای از برگزاری جشن ها در این روز، خط اصلی تعظیم غدیر است که ممکن است در قالب همایش تجلی یابد و یا این که در قالب یک کار علمی مکتوب نظیر کتاب و موارد دیگر بروز و ظهور یابد.  شعر و ادبیات و هر قالب دیگری همچون هنر نگارگری و هنرهای تجسمی نیز می تواند از دیگر ابزارهای معرفی غدیر باشد. هر هنری که بتواند عظمت غدیر را به مخاطب معرفی کند باید مورد استفاده قرار گیرد،

 

عید سعید غدیر تنها برای حضرت علی(ع) نیست که بخواهیم حق او را ادا کنیم بلکه غدیر حق بشریت است. باید در عید غدیر حق انسان‌ها و بشریت ادا شود از این‌رو برگزاری جشن‌های غدیر نیز به منزله وظیفه برای هر مؤمن و مسلمانی است و منتی است که خداوند بر کسانی که مراسم غدیر را برپا می‌کنند گذاشته است. صحابی پیامبر(ص) غدیر را ذکر کرده‌اند، چند هزار گزارشگر تاریخی و مؤلف از اهل سنت این واقعه را نقل کرده‌اند؛ بنابراین ساکت نگه‌داشتن و جفا به این واقعه تاریخی، خیانت به بشریت است.  توصیه پیامبر(ص) در مورد غدیر این بود هر پدری باید به فرزند خود بگوید یعنی غدیر برای تاریخ است و فقط برای آن زمان نیست پس وقتی که به منزله رسالت مطرح شد باید از همه رسانه‌ها و ابزارها برای جهانی شدن این مسأله استفاده کرد. تلاش بین‌المللی برای غدیر یعنی برگزاری همایش‌ها، نشست‌ها و جلسات پرسش و پاسخ برای سایر ادیان و ملل و این می‌تواند در معرفی علی‌بن ابیطالب(ع) به بشریت مؤثر باشد. یکی از زیباترین کارهایی که در معرفی اهل بیت(ع) می‌تواند رخ دهد، بازگو کردن کلمات آن‌ها است؛ وقتی که منشور عدالت سازمان ملل نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر است این نشان می‌دهد معرفی حضرت علی(ع) از زاویه این منشور بهترین معرفی است.

غدیرخم ،واقعه ای فراموش نشدنی و تثبیت شده در دل تاریخ، ماندگار برای همه عصرها و زمان ها و هدایت گر انسان های تشنه حقیقت زلال مکتب تشیع است. غدیر خم بزرگ ترین و جاودانه ترین و مشهورترین سندی است که امامت و ولایت حضرت علی(ع) را به عنوان دستگیره مستحکم نجات و یگانه راه فلاح و تداوم دهنده ولایت و رهبری پس از ختم رسالت پیامبر خدا(ص) به انسان ها معرفی می کند.محتوای غنی و رهایی بخش غدیرخم یعنی « امامت و ولایت و حکومت » آنگونه حائز اهمیت و دارای نقش حیاتی و محوری است که خداوند متعال به پیامبرش وحی می کند که جمعیت انبوه و کثیر مسلمانان را گرد آورده و این مهم را با تعیین جانشینی و خلافت امیرمؤمنان(ع) به آنان ابلاغ و انجام نیافتن این مأموریت را با ناتمام ماندن اهداف رسالت مساوی می داند.

ولایت و حکومت آنگونه دارای جایگاه و منزلت رفیع است که پس از پایان یافتن مراسم تاریخی این انتصاب الهی خداوند متعال توسط فرشته وحی اعلام می نماید که امروز دین شما را کامل کردم و نعمت را برشما تمام نمودم.باید دانست که نعمت بزرگ امامت و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام با ارزش ترین گوهری است که خداوند به ما عنایت فرموده است و با تمسک به این حبل متین الهی و با تبعیت از این شجره طیبه است که می توان سعادت دنیا و آخرت را رقم زد.اصل امامت تنها اصلی است که هیچ یک از پیامبران نیاورده بودند و پیامبر اسلام این ارمغان را به دست آورد، اصل امامت را آنطور که باید و شاید فرهنگ‌سازی نکرده‌ایم و مغفول واقع شده است.ما در جهان اسلام در مورد اصل امامت اختلاف نداریم، بلکه در مورد مصادیق امامت اختلاف داریم که اگر مساله امامت در جامعه به خوبی تبیین شود، هیچ عقل سلیمی نمی تواند وجود حضرت علی(ع) را نادیده بگیرد.


عید غدیرروز اکمال دین و اتمام نعمت های پروردگار و از اساسی ترین برنامه های پیامبر خدا(ص) برای دوام، عزت و شکوه اسلام و قرآن بود.پیام غدیر ولایت مداری و ولایت پذیری و تبعیت از ولایت مطلقه فقیه و دفاع از حریم ولایت و امامت در هر شرایطی است.بزرگداشت و تبیین عید غدیر تأثیر به سزایی در فکر، اعتقاد و گرایش جوانان نسبت به مسئله امامت و ولایت ائمه اطهار (ع) داشته و برگزاری هرچه باشکوه این گونه مراسم کمک شایانی به ولایت مداری اقشار جامعه می کند.

غدیر امروز یعنی اسلام ناب محمدی (ص) و سقیفه یعنی اسلام آمریکایی. پس بشر باید انتخاب کند یا اسلام ناب را یا ادامه سرگشتگی ها در مسیر اسلام آمریکایی را. غدیر می تواند تحریم های را دور بزند و مردم را در راه های مقابله با تحریم ها یاریگر باشد. غدیر می تواند پیامی را به جهان مخابره کند که مردم را از اسارت در زنجیره خطرناک سرمایه داری نجات داده و به سمت فلاح و پیشرفت هدایت نماید.

سیستم حکومتی منبعث از غدیر امامت و ولایت ائمه هدی (ع) بود و سیستم حکومتی ولایت فقیه محصول زحمات طاقت فرسای امام راحل (ره) پس از قرن ها مبارزه شیعه محسوب می شود. غدیر امروزه اعلام می کند که حفظ سیستم ولایت فقیه کاری است فاطمی و باید در راه آن فداکاری نمود. راه حل رفع بحران ها از مسیر سازش با آمریکا نمی گذرد و باید این راه حل را در درون جامعه خودمان پیدا کنیم و نقطه اتکاء ما خدای متعال باشد و ملجاء و محور توکل ما باید خالق جهان هستی باشد و به او باید اطمینان و اعتماد داشته باشیم. . پیامبر اعظم (ص) در غدیرخم نوع مدیریت صحیح اسلامی آن هم از نوع علوی را به نمایش گذاشت و مولفه های آن را به حاکمان اسلامی آموخت.غدیر یک مکتب است، اندیشمندان و بزرگان بسیاری چون علامه امینی سعی کردند که مضامین و مفاهیم غدیر را برای مردم تبیین کنند اما هیچ کدام نتوانستند به ماهو غدیرخم بپردازند چرا که غدیر کلاس فشرده تاریخ است که در کلمات نمی گنجد. اسلام بدون غدیرخم اسلام نیست و بدون تمسک به آن نمی توان آیات الهی را تفسیر کرد، احکام الهی نیز بدون دقت در مشی و منش نقش آفرینان اصلی غدیرخم اجرایی و عملیاتی نمی شود.

پیام غدیر پیامی است که خداوند، پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود و رسول خدا(ص) آن را با متن استوار و پرفروغ و در شرایطى فراموش نشدنى به دهها هزار از افراد امت ابلاغ کرد.مبلغان نسبت به این خطبه و پیام زندگى ساز، وظیفه اى سنگین برعهده دارند، فهم دقیق و جامع خطبه غدیر، نشر و گسترش خطبه غدیر، حفظ و نگهدارى متن خطبه غدیر در قالبهاى گوناگون، شرح و تبیین و تشریح محتواى پیام غدیر، ترجمه و نشر پیام غدیر براى فرزندان اسلام و قرآن به زبانهاى گوناگون، خلاصه و عرضه پیام غدیر براى نسل جوان و مستندسازى پیام غدیر براى اهل پژوهش و تحقیق از جمله رسالت های مبلغان در قبال پیام غدیر است.

در شرایط کنونى که دشمن نه تنها پیروان حضرت علی(ع) و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص بزرگوار رسول ا... (ص) نیز اهانت مى کند، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر بصورت های نختلف از جمله: سینمایى، اینترنتى، نرم افزارى، آموزشى و نمایشگاهى است.براى شناخت بهتر غدیر باید انواع انحراف از غدیر و پیامدهاى آن را مورد کندوکاو قرار دهیم، آنچه بشریت را از زندگى درعصر جاهلیت نجات مى‌دهد، امامت الهى است و شناخت غدیر، راهکار نجات بشر از جاهلیت مدرن قرن بیست و یکم می باشد.

تنها راه ترویج و گسترش فرهنگ غدیر و آموزه های دین در جامعه عمل به دستورات اسلام به ویژه از سوی مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران است راست گویی، بی توجهی به دنیا، صداقت در گفتار و رفتار، نظارت جدی و بدون مسامحه و ملاحظه، عمل به وعده و وعیدهای معقول و تصویب قوانین جامع دفاع از جمله وظایف کارگزاران نظام و نمایندگان مردم در مجلس برای تبلیغ عملی فرهنگ مقدس غدیر است.تعیین تکلیف امت اسلام بعد از پیامبر(ص) از مهم‌ترین ویژگی‌های غدیر است که باید قدردان ولایت و امامت باشیم.

تاریخ خود بهترین گواه برای تبیین نقش ولایت در پیروزی مسلمانان است که در هر کجا مسلمانان از جایگاه ولایت و امامت غافل شدند، شکست خوردند. هم‌ترین بحث اشاعه فرهنگ دین تبیین واقعه غدیر است،  اگر ولایت‌پذیری در جامعه نهادینه شود کشور از آسیب دشمنان به دور می‌ماند و می‌توانیم با عبور از تمام مشکلات به هدف اصلی که توسعه همه جانبه ولایت پذیری و ولایت امام عصر(عج ) است، برسیم. حرکت برای اجرایی کردن اصول شیعه کشور را در برابر نفوذ و تهاجم استکبار همچون دژ مستحکمی غیرقابل نفوذ می کند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند روشنگری در خصوص ولایت است، بزرگداشت عید غدیر خم، تکریم همه ارزش‌های الهی و انسانی است. برای شناسایی استعدادهای مختلف در نهادینه کردن فرهنگ غدیر در جهان اسلام، نیازمند تلاشی همه جانبه هستیم که نقش رسانه‌ها در این میان قابل توجه است . شناسایی تأثیرات زوایای مختلف واقعه غدیر بر جامعه اسلامی باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد  .

http://ts4.mm.bing.net/th?id=HN.608039864711056857&pid=1.7

غدیر، امتیاز خاص امیرالمؤمنین علیه السلام

امیرالمؤمنین علیه السلام در مجلسی امتیازات خاص خود را بیان کرده چنین فرمودند: «به خدا قسم، خداوند تبارک و تعالی نُه چیز به من عطا فرموده که جز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به احدی قبل از من نداده است» و از جمله فرمودند:خداوند با ولایت من دین این امت را کامل و نعمت ها را بر آنان تمام کرد، و به اسلامشان خشنود شد؛ آن گاه که در یوم الولایة (روز غدیر) به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: یا محمد، به مردم خبر ده که امروز دینشان را کامل کردم و نعمتم را بر آنان تمام نمودم و اسلام را بعنوان دینشان پذیرفتم.مردی خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، بالاترین منقبت خود را از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بفرمایید. حضرت فرمود: منصوب کردن آن حضرت مرا در غدیر خم، که به امر خدای تبارک و تعالی ولایت را از جانب او برایم مقدر فرمود ...

همچنین ایشان فرمودند: من امیرالمؤمنین ام؛ من لسان صادقین ام؛ من وزیر مصطفایم. ... من آن نعمت خدای تعالی هستم که به خلقش عنایت فرموده است. منم آن که خداوند تعالی در حق او فرموده: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتمَمْتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دینا». پس هر کس مرا دوست بدارد مسلمان و مؤمن و دینش کامل است ... من «نبأ عظیم»ای هستم که خداوند در روز غدیر خم دین را با او کامل کرد. منم آن که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره اش فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهْ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ».

منشور علوي عليه السلام در عيد غدير
اميرمومنان عليه السلام در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اي مسلمانان. بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ، امروز(غدير) را عيد بگيريد و با انجام اين امور آن را بزرگ بشماريد:
* نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيکي و بخشش پيشه کنيد.
* خدا را در برابر نعمت‌هايي که به شما ارزاني داشته، شکرگزار باشيد.
* کنار يکديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير کند.
* نعمت‌هاي الهي را به يکديگر تهنيت گوييد همان طور که خداوند (در اين روز) با اعطاي اجر و ثوابي بيش از ديگر اعياد به شما تبريک مي‌گويد.
* با خوش‌رويي و شادماني يکديگر را در آغوش بگيريد.
* در هنگام ديدار يکديگر، مصافحه کنيد و به هم تبريک بگوييد.

عید سعید غدیر خم عید بسیار بزرگی برای مسلمانان است زیرا این عید برای مسلمانان عید امامت و ولایت است.باید ابعاد و فلسفه غدیر خم برای همگان به ویژه نسل جوان و متدین بیش از پیش روشن و تفسیر شود تا پیام غدیر که همان ولایت حضرت علی (ع) است بر همگان آشکار شود. توسعه و گسترش فرهنگ غدیر نیازمند تلاش مضاعف است. تنها راه نجات جامعه جهانی احیای فرهنگ غدیر است غدیر جایگاه و ارزش های والایی در دین مبین اسلام دارد.واقعه عظیم غدیر یک همایش بی‌نظیر در تاریخ صدراسلام است، واقعه غدیر در دین مبین اسلام از اهمیت و جایگاه والایی برخوردار است و حضرت محمد(ص) نیز با معرفی حضرت علی(ع) بعنوان جانشین امت اسلامی، رسالت خود را تکمیل و کامل کرد. تبعیت و پشتیبانی عملی از ولایت از دیگر پیام‌ های برجسته غدیر است.ولایت فقیه که دیروز در وجود امام راحل و امروز در وجود رهبر انقلاب است یادگار غدیرخم است و چیزی است که علما و مراجع بزرگ شیعه 1400 سال برای جانفشانی کردند. غدیر حساس ترین فراز تاریخ و اساسی ترین پیام اسلام است. غدیر سندی برای تداوم خط رسالت در جلوه امامت و خلاصه و ادامه مکتب وحی است. غدیر بستر وحدت همه مسلمانان جهان در سایه اسلام ناب است، غدیر نسخه مدیریتی است که پیامبر گرامی اسلام(ص) به جامعه بشری معرفی کرد تا امروز در جهت اتحاد، انسجام و الفت اسلامی از آن بهره برد.موضوع غدیر مسئله جهانی است و آثار آن باید برای تمامی جهانیان نمایان باشد. آثار غدیر باید به گونه ای منعکس گردد که تمامی انسانها بتوانند از آن بهره مند باشند .

وظیفه ما

غدیر و خطبه ماندگار بی ارتباط  با عاشورا و مهدویت نیست. در بخشی از خطبه غدیر به مساله مهدویت و موعود آخرالزمان اشاره شده است و می توان گفت تیری که روز عاشورا بر قلب حضرت اباعبدالله (ع) نشست، در سقیفه بنی ساعده بر چله کمان گذاشته شده بود و اگر ما پیام غدیر را درک نکنیم نمی توانیم به وظیفه خود در قبال حضرت صاحب الزمان (ع) عمل کنیم . امروز شاهد گرایش روز افزون و چشمگیر انسان ها به مکتب اهل بیت هستیم.اگر اسلام از ابتدا مسیر ولایت منحرف نمی شد و جهان بر مدار غدیر می گشت،امروز وضعیت جهان به گونه ای دیگر بود و اسلام فراگیر شده بود.درحالی که غدیر میوه رسالت است و هویت مسلمانان و تهی نمودن عالم اسلام از این میوه و هویت، خواست دشمنان وحی و دین است، فرض است که با بهره گیری از خطبه ماندگار غدیر و عمل نمودن به توصیه های آن و حرکت بر اساس خطوط ترسیمی آن، این توطئه ها را خنثی و وجود خود و جامعه خویش را به رایحه خوش اسلام عزیزمعطر سازیم.

مسئله غدیر در اسلام، مسئله‌ای حیاتی و ثمربخش است، مسئله غدیر و جایگاه امامت در جامعه امروز نیاز به تبیین و تبلیغ بیشتری دارد. مسئله امامت جامعه دینی را در برابر دشمنان نفوذ ناپذیرمی کند،غدیر یک تکلیف الهی و دستور خداوند به حضرت محمد(ص) بود و باید در این ایام، مسئه ولایت به درستی در جامعه و در بین جوانان تبیین شود.  اگر واقعه غدیر و جایگاه امامت در تاریخ اسلام جدی گرفته می شد حادثه کربلا هیچ وقت اتفاق نمی افتاد،  بحث غدیر و جایگاه امامت در جامعه امروزی ما نیاز به تبیین و تبلیغ بیشتری دارد. ولایت مسئله مهم اعتقادی است و باید در جهت تقویت و تبیین ولایت در جامعه از وجود کارشناسان، روحانیان و مبلغان به درستی استفاده شود.

ولايت حضرت علی(ع) هم‌طراز با رسالت انبياء الهي می باشد اين از ظرافت‌هايي است که در مسئله غدير وجود دارد و در قرآن کريم جز ولايت، هيچ موضوعي بدين صورت مورد تاکيد قرار نگرفته است، اگر بتوانيم آن را به درستي معرف کنيم رسالت همه انبياء را ابلاغ کرده‌ايم حضرت علي (ع) در جهان اسلام مظلوم واقع شده است و بايد سعي شود ذکر و ياد آن حضرت در همه مجالس و محافل زنده نگه داشته شود و هر فرد به اندازه توان خود در اين مسير گام بردارد.  خطبه‌هاي برجسته‌اي که از اميرالمومنين (ع) پيرامون معارف ذکر شده است، نشان از غناي فرهنگ شيعي دارد و ترويج آن خدمت به تمام بشريت است. حقايق زندگي شخصيت و فضايل حضرت علي (ع) بايد به صورت دقيق مورد بررسي قرار گيرد و با حفظ قداست آن به جامعه منتقل شود.

اصلی ترین نیاز امروز جامعه همچون عصر امام علی(ع) وفاق برمحوریت ولایت و پاسداری از حریم آن و جایگاه ولایت، متصل و برگرفته از اسلام ناب محمدی(ص) و نبوت است و خط ولایت همان خط اسلام ناب محمدی (ص) که سرچشمه آن وحی و نبوت است و غدیر رمز میان خالق و مخلوق بود و ریشه در حرا و بعثت داشت.آن گاه که دستان علی علیه السلام را از فراسوی قرن ها می فشاریم، از نگاه عمیق چشمانش چه می خوانیم؟ آنان که فداکارانه کاروان 1400 ساله غدیر را از گذرگاه های پر خطر تاریخ عبور داده اند، از سپردن میراث جاودانه غدیر به دست ما، چه انتظاری داشتند؟ سخن نسل کنونی ما که خود را تشنه معارف غدیر می داند، چیست؟ فرزندان آینده غدیر که وارثان این گنج عظیم خواهند بود، چه خواسته هایی دارند که باید امروز به دست ما فرجام پذیرد؟ همه یک صدا می گویند: غدیر را تنها نگذارید، حقیقتش را به گوش جهانیان برسانید که رستگاری عالمیان در غدیر است.

http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608044692252593902&pid=1.7

تبلیغ «غدیر» باید به خواب‌رفتگان را بیدار کند

چگونه مي‌توان براي غدير كاري ماندگار انجام داد؟!پاسخش وقف است. وقف براي ترويج معارف خطبه غدير كاري ماندگار و چشمه‌اي هميشه جوشان است كه مي‌تواند فرهنگ غدير را تا قيامت در كام تشنگان حقيقت ریخته و آنها را از زلال معرفتِ ولايت سيراب گرداند."وقف براي تبيين، ترويج و نشر معارف خطبه غدير" آيينه‌اي است به بلنداي تاريخ كه نور غدير را تا قيامت منتشر و منعكس مي كند و اينگونه چراغ روشني براي جويندگان حق و حقيقت مي‌شود.

وقف براي خطبه غدير، تشكيل كلاس هميشگي ولايت است كه تعطيل بردار نيست و هر روز شاگرداني تازه را با اين مكتب آشنا، و غديرشناسان فراواني را تربيت مي‌نمايد.با وقف براي خطبه غدير، مي‌توان حركت و جنبشي هميشگي به سوي معارف غدير به راه انداخت كه تا ابد نيز ادامه داشته باشد.وقف براي خطبه غدير بزرگداشت هميشگي آخرين خطبه بهترين پيامبر الهي  و گراميداشت آخرين ابلاغ الهي و عرض ارادتي ماندگار به ساحت مقدس غدير است.

امروز معنای غدیر لغت نامه نمی خواهد؛ هرکس علی و حسین علیهماالسلام را شناخت غدیر را می یابد. غدیر از متن قرآن است و قرآن در غدیر معرفی شده است. علی جان، تو در غدیر خلاصه نمی شوی؛ اما غدیر عصاره عظمت توست. غدیر کاشتن بذر ولایت تو در جان هاست. غدیر «اَشْهَدُ اَنَّ عَلِیّا وَلِیُّ اللّه ِ» است. نسلی که کنجکاوانه و واقع گرایانه در جستجوی حقایق دینش تلاش می کند، غدیر را به عنوان یکی از اساسی ترین بخش های اعتقادی اش با نگاهی تیزبین زیر نظر دارد و به این باور رسیده که فراتر از آنچه از غدیر می داند در این گنج عظیم نهفته است.

 ابلاغ پیام «غدیر» از بزرگ‌ترین وظایف مبلغان دینی است. پیامی که خداوند با آوای «یا اَیُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک» پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود و رسول خدا آن را به افراد امت ابلاغ کرد.در شرایط کنونی که دشمن نه تنها پیروان علی(ع) و شیعیان او را هدف گرفته، بلکه به شخص رسول ا...(ص) نیز اهانت می‌کند، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر است. امروز امت بزرگ اسلامی بویژه عالمان دین و مبلغان برای نجات بشریت، راهی بهتر از معرفی اندیشه امامت و فرهنگ غدیر ندارند و حوزه‌های علمیه و مبلغان، پیام رسانان فرهنگ غدیر هستند.

تبلیغ و رساندن پیام غدیر وظیفه همه است، تبلیغ غدیر از دغدغه‌های نظام است، مقام معظم رهبری نیز فرمودند: برادران اهل سنت ما نیز باید مانند ما غدیر را جشن بگیرند.  کشور ما برای تبلیغ آماده تر از حجاز زمان حضرت امیر(ع) است،جامعه ایران، مستعد کارهای ولایی است و لازم است طلاب و مبلغان در این رابطه فعال تر باشند.رسانه‌ها بیش از همه نقش مؤثری در انعکاس این موضوع دارند و برای تبیین موضوع غدیر باید تلاشها در این زمینه دو چندان شود.

بی گمان، بر عهده پدران و مادران است که فرزندان خود را با صاحبان غدیر ، اهل بیت پیامبر از امیرمؤمنان علیه السلام تا امام زمان علیه السلام، آشنا سازند و آن‌ها را با پیشوایشان نزدیک کنند. باید فرزندان ما از پدران و مادران خود، محبت به امام عصرعلیه السلام را ببینند و بیاموزند. باید محبت و پذیرش سرپرستی امیرالمومنین علیه السلام را ببینند و بیاموزند.این هدف غدیر است. و وظیفه ی ما این است که پیام غدیر را، که پیامبرِ صلی الله علیه وآله وسلم  به ما فرمود، به فرزندان خود بیاموزیم.

باید کودکان ما از کودکی تا سنین بالاتر، در مکتب اهل بیت علیهم السلام بزرگ شوند و گوشت و خونشان با آن آمیخته شود. باید پیشوایانشان به آن‌ها شناسانده شوند و محبت امام عصرعلیه السلام در قلب شان ظهور وبروز یابد. این تنها نمونه ای از کارهایی است که در قبال فرزندان مان برای غدیر می توانیم انجام دهیم. از این‌که دغدغه مند تبلیغ غدیر شده ایم، باید خدای را شاکر باشیم و برای خدمت به امیرمؤمنان علیه السلام و امام زمان علیه السلام تلاش کنیم.


آنچه برای مردم امروز مطرح است خط اتصالی است که بتواند آنان را به چهارده قرن پیش متصل کند و وظایف قلبی و اعتقادی و عملی آنان را درباره غدیر به آنها بشناساند. نسل امروز می پرسد: آیا برای غدیر جایی که در زندگی ما باید پر کند در نظر گرفته ایم؟ آیا می توانیم ادعا کنیم که اگر در بیابان غدیر بودیم سخن حضرت را به خوبی درک می کردیم و کمر همت به عمل کردن بدان می بستیم؟ای غدیر، از ما انتظارات زیادی داری و حق با توست که راه بلندی را به بهای سنگینی طی کرده ای تا به دست ما رسیده ای. قسم به عزیز تو که پیامبر او را از روی دست خویش به رخ جهانیان کشید، غدیری هستیم و غدیری خواهیم ماند.امروز شهد شیرین تر از عسل تو را می نوشیم و با آن زنده ایم تا فردا تو را در شفاف ترین آیینه ها جلوه گر سازیم و چهره زیبای تو را جام جهان نمای خلقت سازیم تا پرتو چهاردهْ معصوم پاک را در آن به تماشا بایستیم.

منبع: اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، صص 464-461

غدير متعلق به تمام اعصار است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۳ |

غدير  تجلي‌گاه جايگاه ولايت در جامعه است غدير روز عهد و پيمان‌، تجديد ميثاق و استمرار حق نبوت است عيد غدير تنها مربوط به امام علي (ع) نيست، در روز غدير، تكليف اسلام تا قيامت تعيين و مشخص شد. بزرگداشت عيد غدير تبيين جايگاه ولايت امام علي (ع) و پس از آن جايگاه ائمه اطهار (ع) در جوامع اسلامي است غدير تنها منحصر به زمان و مكان مشخصي نيست، بلكه غدير متعلق به تمام اعصار است روز غدیر خم با انتخاب حضرت علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر اعظم (ع)، تاریخ و بشریت شاهد تحولی نو و حرکتی جدید در عرصه هستی شد، در حقیقت باید گفت؛ عید غدیر از اعیاد بزرگ مسلمانان است، چراکه در این روز بزرگ سرنوشت تاریخ اسلام رقم خورد. شناخت فلسفه غدیر لازمه و مقدمه درک عبودیت پروردگار متعال است،خداوند بزرگ در واقعه غدیر خم به پیامبر بزرگ اسلام(ص) دستور جانشینی حضرت علی(ع) را داد و درستی امر رسالت پیامبر(ص) را منوط به ابلاغ ولایت مولای متقیان به مسلمانان اعلام کرد. پیامبر گرامی اسلام (ص) با قرائت خطبه غدیر تکلیف آحاد جامعه اسلامی را مشخص کرد، از این رو باید واقعیت غدیر سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شود تا همگان حقیقت ولایت مولی علی(ع) را بدانند.


معرفي عظمت و جايگاه واقعه غدير و تبيين و شناسايي سيره علوي به ويژه براي نسل جوان بيش از پيش لازم و ضروري است عيد‌غدير تبيين‌كننده مقام و شئون ولايت در بين مردم است عيد غدير را فرموده‌اند: «عيد اللَّه الاكبر»؛ از همه‌ى اعياد موجود در تقويم اسلامى اين عيد بالاتر است؛ پرمغزتر است؛ تأثير اين عيد از همه‌ى اين اعياد بيشتر است. چرا؟ چون تكليف امت اسلامى در زمينه‌ى هدايت، در زمينه‌ى حكومت، در اين حادثه‌ى غدير معيّن شده است.مسئله‌ى غدير، مسئله‌ى ايجاد يك شاخص است، يك معيار و ميزان است. تا آخر دنيا مسلمانان ميتوانند اين شاخص را، اين معيار را جلوى خودشان قرار بدهند و تكليف مسير عمومىِ امت را معيّن كنند تک تک شیعیان در ابلاغ پیام غدیر به نسل های آینده مسؤولیت دارند.

غدیر مهمترین و بالاترین پیام نبوی برای هدایت بشریت است مهمترین پیام غدیر ،وحدت و انسجام امت واحد اسلامی است و باید برای نهادینه کردن پیام غدیر در جامعه تلاش کرددر شرایطی که دشمنان اسلام با تمام توان خود برای به انحراف کشاندن پیام غدیر و خدشه در باورها و اعتقادات مردم وارد شده اند  باید با برنامه و فکر مبتنی بر آموزه های مکتب راستین اسلام ناب ، حرکت کرد ار در حوزه تبیین پیام  غدیر منحصر به شخص یا دستگاه خاصی نمی شود بلکه همه باید در بحث ترویج و توسعه فرهنگ غدیر احساس تکلیف کنند باید از تمام ظرفیت ها استفاده شود تا پیام غدیر به نسل جوان و آینده ساز جامعه انتقال داده شود . 

«غدير» عصاره و نتيجه خلقت و چکيده تمام اديان الهي و خلاصه مکتب وحي است و صرفا واقعه ‏اي تاريخي نيست. اين نام مقدس، عنوان عقيده ما و اساس دين است. غدير ثمره نبوت و ميوه رسالت است غدير تعيين کننده خط ‏مشي مسلمانان تا آخرين روز دنياست. غدير ماجرايي سرنوشت‏ ساز است که «خطبه غدير» شاخص‏ترين و زنده ‏ترين سند آن است. عید غدیر علامت و نشان تشیع و رکن و پایه اعیاد اسلامی است و بقای جامعه اسلامی نیز به این عید بستگی دارد.غدير، سرچشمه هميشه‏ جوشان ولايت است که از سينه تفتيده «خم» به جام محبت دوست‏داران پيامبر و خاندانش جارى است. غدير، شايسته هر ثناست که وحى از او پيراست و محمد بدو آراست و اسلام از او برخاست. غدير، تفسير بدر و احد و شأن نزول صفين و نهروان است. بدر، عدالت مى‏ خواست؛ احد، شجاعت آرزو مى ‏کرد؛ خيبر تماشاى صداقت را تمنا داشت و غدير، آمين آن همه ثنا و دعا بود. غدير، روز انسان است. غدير، تداوم رسالت محمد صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله در ولايت على عليه‏السلام است جوامع بشرى نيازمند يادآورى و حضور هميشگى هويت‏ه اى فرهنگى و اصالت‏هاى معنوى است. زنده نگه داشتن شعاير الهى، رسالتى است که مرزبانان عقيده و ايمان، از جمله رسول اکرم صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله بر آن تأکيد داشته ‏اند.  اينک و در عصر ما، شناختن مرزهاى بلند غدير، بازگويى اين شکوه و جشن و سرور اين عيد بزرگ، در راستاى آن پاس‏داشت است.

http://www.ghadir93.ir/data/socialmedia/1412854343_%20%D9%82%D8%AF%D9%8A%D8%B15.jpg

در غدیر چه می بینیم ؟

1- اکمال دین  2- دین الهی باید همچنان الهی باقی بماند 3- تعهد کاری  همراه با وجدان کاری 4- خلق حماسه

1-هنگامی که پیامبر اکرم (ص) موظف به اکمال دین شد و می بایست  جانشین خود را به مردم معرفی کند ،در واقع اکمال دین  را در گرو پایداری آن می دانست . نمود این پایداری در تمام ابعاد می بایست خود را نشان دهد . پایداری در حفظ شرافت و کرامت انسانی . پایداری در رساندن انسانها به کمال . پایداری در هدایت و راهنمایی انسانها در مسیر الهی و پرهیز از هرچه ناراستی و کژی و آلودگی است . پایداری در به سعادت رسیدن انسانها و حفظ ارزشهای اخلاقی و رسیدن به مقام خلیفة الهی . پایداری فوق هنگامی محقق خواهد شد که کسی جانشین او شود که اضلاع مثلث موفقیت را بشناسد .

موفقیت در هر کاری پیرو سه «الف» است . الف اول اظلاعات و دانش است ، انجام کارها می بایست از روی علم و دانش و آگاهی باشد ،دارا بودن علم لازم در هر کاری منتج به  متخصص شدن فرد در آن کار می شود ،پس علم تخصص رامی سازد و متخصص کارشناسانه به دنبال انجام کار است .

الف دوم استعداد و توانایی و دارا بودن مهارت لازم در انجام کار است ،داشتن مهارت در گرو تجربه است و تجربه ی کافی می تواند توانایی ها را افزایش دهد ،تجربه به عبارتی ظرفیت ساز است و ظرفیت های زیاد اجازه ی ترقی و گام نهادن در پله های بالا تر را می دهد .

الف سوم که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و لازمه ی موفقیت در هر کاری است  ایمان و باور به انجام کار است . برای انجام کار اگر لزوم انجام آن کار بر فردی دیکته شود و او آن را باور نداشته باشد مسلما کار به درستی پیش نخواهد رفت و مشکلات برای متوقف کردن آن یکی پس از دیگری صف خواهد کشید .

بنابراین در غدیر پیامبر اکرم (ص) جانشینی را معرفی کردند که بخوبی تضمین کننده ی موفقیت بود ،علی (ع) را همه می شناختند ،علم و دانش او زبانزد عام و خاص بود . او کسی بود که دوش به دوش پیامبر (ص) در سختی ها  و مصائب گام برداشت و حتی از جان خویش هم دریغ نکرد . او در دامن رسول الله (ص) بزرگ شد و رهبری امت اسلام رابا گوشت و پوست خود تجربه کرد،و مهمتر از همه  ایمان او به رسالت پیامبر آنقدر زیاد بود که هیچ گاه زرق و برق منصب و دنیا نتوانست از این ایمان ذره ای بکاهد که به گفته ی خودش دنیا در پیش چشم او از آب دهان بزی نیز بی ارزش تر است .

1-آنچه که تضمین می کند تا در دین ،ناراستی ها و کژی ها وارد نشود ،الهی بودن آن است . دین الهی نیاز به مدیری الهی دارد و مدیری الهی است که مصون از آلودگی ها و گناه باشد . عصمت مدیر الهی ضامن الهی بودن کار اوست و عصمت در وجود هر شخصی درجه ای دارد و آنکه شخصیت والایی دارد ظرفیت والایی داشته و درجه ی عصمتش بالاتر است . پس پیامبر (ص) در غدیر این اتصال الهی بودن را برقرار کردند . دین الهی باید همچنان الهی باشد ،اگر جنبه ی الهی بودن  دین ازبین برود و از آسمانی بودن به زمینی شدن تنزل پیدا کند ،دیگر رهبر آن دین تنها نقش یک مصلح را بازی می کند نه یک رهبر آسمانی ،و چه بسا که با اندک تردیدی دست و پایش بلرزد و جام بلورین را بر زمین افکند و یا پرچم دین را از دستی به دست دیگر حواله دهند ،آنگاه تفرقه ها ،سلیقه ها و ناصواب ها هویدا خواهند شد .

2-در اینکه پیامبر اکرم (ص) در انجام رسالت خود سختی ها کشید و کاری بس عظیم را با زحمت زیاد به سرانجام رساند ،همگان قبول دارند ،پیامبر (ص) رضایت خداوند را دیده بود پس وجدانش راحت بود و رضایت خود را در گرو رضایت خداوند می دید ،اما در کنار وجدان کاری ،تعهد کاری نیز وجود دارد ،رسول الله (ص) متعهد شده بود که بقای دین را با معرفی جانشینی شایسته تضمین نماید و وجود چنین تعهدی به او اجازه نمی داد که بی فکر و سنجش و تعقل و تدبر به معرفی جانشین خود بپردازد . بنابراین او کسی را معرفی کرد که همگان بدانند در بقای دین اسلام تضمینی وجود دارد .   

3-حماسه در لغت به معنی به شجاعت عمل کردن و دلیری است . شجاعتی که پیامبر (ص) در غدیر از خود نشان داد و در مقابل کسانی که می دانست با او مخالفت خواهند کرد ،ایستاد و علی (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی کرد ،نشانگر عظمت این روز بوده و به همین دلیل می توان از این روز به عنوان «حماسه ی غدیر» نام برد . پس غدیر یک حماسه بود .

عید غدیرخم رد پای عشق و چکیده تمام ادیان الهی است. غدیر از اعیاد بزرگ اسلامی است و دارای اثرات مهم و فراگیر در جامعه می باشد، عید غدیر، عیدی تاریخی و سرنوشت ساز تا روز قیامت به شمار می آید؛ بنابراین شناخت این عید بسیار مهم و ضروری خواهد بود. امامت و غدیر یک موضوع مهم توحیدی است، باید بیشتر مورد توجه مردم قرار بگیرد، زیرا امامت ستون اصلی دین بوده و موجب برکات زیادی است. غدیر یک واقعه تاریخی و سرنوشت ساز برای مسلمانان است. تمام علمای مسلمان جهان اعم از شیعه و سنی اصل واقعه غدیر را قبول دارند و در ارتباط با وقوع آن روایت های زیادی از علمای شیعه و سنی نقل شده است.  پیامبر اسلام در روز غدیر، با اجرای دستور خداوند، آینده نگری کردند و مهمترین نیاز مسلمانان را برای آینده اسلام مطرح کردند.عید بزرگ غدیر تکمیل‌کننده دین و کامل‌کننده وحدت بین مسلمین است و همه آحاد مسلمین باید برای گرامیداشت این روز تلاش کنند. 


غدير به حضرت علي (علیه السلام) چيزي نداد بلكه آن علي بود كه  به غدير آبرو بخشيد  و همچنين رهبر ما به رهبريت شرافت داد كه اينها پيام غدير است.وقتي از غدير سخن مي گوييم به معناي اختلاف افكني نيست، ما اهل شيعه غدير را با تمام وجود قبول داريم اما براي  اثبات غدير، نفي ديگران نمي كنيم زيرا ما در همين مملكت با كساني كه غدير را به معنايي كه ما قبول داريم قبول ندارند، مسالمت آميز زندگي مي كنيم. ما غدير را باور داريم و همان طور كه اهل سنت داراي باورهايي هستند اهل شيعه نيز باورهايي دارند كه ما بايد بر سر  اعتقادات مشترك با يكديگر متحد شويم و دشمن مشترك را كنار بزنيم. غدیر ادامه دهنده همان رسالتی است که انبیا و بخصوص پیامبر خاتم(ص) برای تثبیت اسلام در جامعه آن روز متحمل زحمات و مشقات زیادی شده اند.
بی توجهی به فلسفه غدیر صدماتی برای جامعه اسلامی در پی دارد، اگر شناخت درستی از رسالت پیامبر اسلام(ص) نداشته باشیم، به یقین به فلسفه ولایت مولای متقیان نیز نخواهیم رسید، همین امر منجر به بروز بحران‌های عقیدتی، اخلاقی و رفتاری در جامعه اسلامی خواهد شد. رسالت انبیای الهی پیوندی معرفتی با ولایت و امامت داشته است،  پیامبر اسلام(ص) در روز غدیر خم رسالت تمام انبیای الهی را با ابلاغ مسأله ولایت مولا علی(ع) به کمال رساندند.

غدیر؛ تداوم رسالت انبیا در آینه ولایت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۳ |

http://media.shabestan.ir/Original/archive%5C29-8-1389%5CIMAGE634258439464191250.jpg

علی(ع)!‌ای زاده کعبه و ای همسر بی همتای زهرا(س)؛‌ در آن هنگام که در صحرای عطش گرفته؛ در جحفه ندای رسول (ص) بلند شد که «هرکه من مولای اویم این علی مولای اوست...» خداوند تو را برگزیده قرار داد و ولایت و سرپرستی امت اسلام را به تو واگذار کرد. چه زیبا 11فرزند خلفت این رشته زیبای هستی را به دست گرفتند و تا امروز تداوم یافت، زیرا ولایت تو تا همیشه تاریخ جاری است و تا هستی هست، شما امیرِ مومنان هستی و خواهی بود

در طول تاریخ بسیاری از مبغضین و چشم تنگ ها سعی کرده اند  واقعه غدیر که نبض جهان اسلام است را منحرف کنند اما به حول و قوه الهی «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» و «ما ینطق عن الهوی ان هو وحی یوحی» و از این قبیل آیات به ما آرامش می دهد که همه تلاش اینان در انحراف این قضیه مانند پوشاندن خورشید با کف دست است!!اما در این رابطه با این روز 2 آیه  نازل شده که یکی مقدمه این کار مهم را به پیامبر گوشزد می کند و دیگری بیان نعمت عظیمی است که خداوند به مسلمین عطا فرموده.

اما آیه نخست: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین» ترجمه: «ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان؛ و اگر (این کار را نکنی) رسالت او را انجام نداده ای. خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می دارد و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی کند.(مائده 67)

این آیه شریفه که معروف به "آیه تبلیغ" است، پیرامون مسئله جهان اسلام پس از مسئله نبوت و پیامبری بحث می کند و به پیامبر اسلام در اواخر عمر شریفش با تاکید فراوان دستور می دهد که مسئله خلافت و جانشینی پس از خودش را با صراحت تمام با مردم در میان بگذارد و تکلیف مردم را از این جهت روشن کند

نکته ای که در این آیه شریفه مد نظر حقیر است این قسمت است: «والله یعصمک من الناس».

1- چرا خداوند، پیامبر را دلداری می دهد که "ما تو را از خطرات حفظ می کنیم" ؟

2- طبق حساب تاریخی، این آیه در زمان اوج قدرت پیامبر و پس از فتح مکه و به زانو درآوردن مشرکان نازل شده. بنابراین پیامبر در چه موردی از جانب عده ای تهدید می شدند؟

علت این نگرانی را در خطبه غدیر باید جستجو کرد:«و سالت جبرئیل ان یستعفی لی عن تبلیغ ذلک الیکم ایها الناس لعلمی بقلة المتقین و کثرة المنافقین و ادغال الاثمین و ختل المستهزئین بالاسلام»  ترجمه: «از جبرائیل علیه السلام خواستم که از خداوند متعال ، معافیت مرا از تبلیغ این ماموریت تقاضا کند چون می دانستم که در میان مردم پرهیزگاران اندک و منافقان بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته اند آگاهی داشتم»آری! پیامبر رحمة للعالمین است و از خود مردم نسبت به آنها مهربانتر.


و اما آیه دوم: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا...»   ترجمه: «امروز کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابراین از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاویدان) شما پذیرفتم...»

فخر رازی، مفسر معروف و زبر دست اهل سنت در کتاب "تفسیر کبیر" می نویسد:" مورخان و محدثان اتفاق نظر دارند که پیامبر اسلام پس از نزول آیه شریفه، بیش از 81 یا 8۲ روز عمر نکرد..."با توجه به این سخن فخر رازی می توان با یک محاسبه ساده فهمید که روز این حادثه چه زمانی بوده است (چون یکی از ادعاهای معاندین، عدم انطباق وقت نزول این آیه با روز 18 ذی الحجة سال 10 هجری است و عده ای نیز ادعا می کنند که آیه، مربوط به روز عرفه است)اهل سنت معتقدند که پیامبر گرامی اسلام در روز 12 ربیع الاول به دنیا آمدند و اتفاقا در روز 12 ربیع الاول نیز رحلت فرمودند( البته در بین علمای شیعه نیز این نظریه طرفدارانی دارد)با توجه به این که هیچ موقع 3 ماه قمری پشت سر هم 30 روز نمی شود(همانگونه که 29 روز هم نمی شود)

 اگر دو ماه صفر و محرّم را بيست و نه روز در نظر بگيريم، جمعاً 58 روز مى شود كه به اضافه دوازده روز ماه ربيع الاوّل هفتاد روز مى گردد و با توجّه به اين كه بايد ماه ذى الحجّه را سى روز در نظر بگيريم دوازده روز ديگر به عقب بر مى گرديم تا هشتاد و دور روز شود، با كسر دوازده روز از ماه ذى الحجه به هجدهم اين ماه كه روز عيد غدير است مى رسيم. بنابراين طبق اين محاسبه، كه موافق نظريّه علما اهل سنّت است، آيه شريفه فوق مربوط به غدير مى شود، نه روز عرفه!اگر معيار را هشتاد و يك روز هم قرار دهيم مصادف با روز پس از عيد غدير مى شود. و از روز عرفه فاصله زيادى دارد و هيچ هماهنگى با آن ندارد.

و اگر دو ماه صفر و محرم را سى روز در نظر بگيريم و ماه ذى الحجه را بيست و نه روز، طبق هشتاد و دو روز، نوزدهم ذى الحجة و طبق هشتاد و يك روز، بيستم ذى الحجة زمان نزول آيه مى شود، يعنى آيه شريفه يك يا دو روز پس از واقعه غدير و جانشينى امير مؤمنان(عليه السلام) نازل گشته و ناظر به آن حادثه مهمّ تاريخى است و هيچ ارتباطى با روز عرفه نخواهد داشت!نتيجه اين كه، قرائن مختلفى وجود دارد كه آيه شريفه در ارتباط با ولايت و خلافت حضرت امير المؤمنين، على (عليه السلام) نازل گشته است. نام غدیر به عنوان مکان اصلی یکی از مهمترین مسائل عقیدتی و سیاسی در جامعه اسلامی همواره بین دانشمندان شیعه و سنی مطرح بوده ­است غدیر محور حرکت ارزش های اسلام در قالب امامت است یعنی در واقع اگر غدیر حذف شود، اسلام منهای اسلام شده و در واقع خالی از محتوا و ارزش است. همانطور که در قرآن تاکید می فرماید «بلغ ما انزل الیک من ربک فان لم تفعل فما بلغت رسالته» اساس و تداوم رسالت پیامبر خدا(ص) در گرو غدیر است .

واقعه غدیر خم نقشه راهی برای مسلمانان ترسيم كرده،عید غدیر خم بزرگ‌ترین اتفاق در تاریخ اسلام و موجب افتخار شیعیان جهان است.واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوّت حکایت می کند. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.غدیر خم نام ناحیه ای است بین مکه و مدینه که پیامبر اسلام در حجة الوداع علی را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذی الحجه، سال روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد.واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوّت حکایت می کند. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.غدير صرفاً يك واقعه نيست و هويت و شناسنامه نبوت است،  عيد غدير عيد وحدت و يكدلی مسلمانان است و بايد اتحاد ميان مسلمانان با تبعيت از اين عيد سعيد بيشتر شود.

http://cld.persiangig.com/preview/f8g3vWm8V9/ghder-www.110fk.ir1.gif

غدیر خم، قطعه‌ای از بهشت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ |

http://media.shabestan.ir/Original/archive%5C30-8-1389%5CIMAGE634260194777054939.jpg

سخن از غدیر است، واقعه‌ای به وسعت تاریخ، که خود تاریخ‌ساز است، غدیر خلاصه و عصاره تمام نبوت و حاصل و نتیجه چندین سال تلاش و مجاهدت نبی‌ مکرم اسلام (ص) درانجام رسالت خطیر و عظیم است.غدیرخم، واژه‌ای آشنا ولی مظلوم و غریب تاریخ، واقعه‌ای چسان زود فراموش شده و نادیده انگاشته شده غدیرخم، مانند ده‌ها غدیر دیگر است و مشابه آنها که حاصل نزول بارش رحمت الهی است برای کام‌های تشنه در کویر تنهایی و هجرت. غدیر خم ، برترین غدیری است که آب آن به زلالی و شفافیت آب حوض کوثر و زمزم است.  افتخارغدیر خم در میزبانی سال‌های سال از پنج درخت سرسبز دنیا دیده و کهنسال "سَمُر" است که همواره در خاطراتی با آن‌ها در اشتراک است. ولی این بار غدیرخم میزبان پنج انسان وارسته و کامل است به تعداد همان درختان سمر که همنشین و سنگ صبور سالیان دراز اوست. امروز غدیر خم به خود می‌بالد و نسبت به هم‌قطاران خویش فخر می‌فروشد چرا که میهمانانی بس گرانبها و ارزشمند دارد.امروز درختان سمر نیز طناز و با جنباندن شاخ و برگ شادمان و مسرورند. چرا که در این بیابان سکوت و برهوت، سایبانی برای برترین مخلوقات آفرینش شده و سایه‌سارشان بسان چتری بر سر پنج تن آل‌عبا قرارگرفته است. راستی چه افتخار و سعادتی و حق دارند که همنوا با بادهای خشک کویری رقصان باشند. آری غدیرخم از امروز پر آوازه می‌شود شهره خاص و عام، قطعه‌ای از بهشت، بالاترین و برترین مکان، آن جایی که دیگر پیامبران و اولیاء نیز به‌خاطر بودن در چنین جایگاهی رشک ‌برده و افسوس می‌خورند. غدیر، آخرین نقطه برای انسجام و اتحاد و با هم بودن حاجیان است و پس از این جا هر که به سویی روان خواهد شد. پس چه بهتر و مناسب که این مکان به عنوان نقطه وصل همگان در طول تاریخ اسلام تلقی گردد. و هر سال با گردآمدن همه طوایف و قبایل در این مکان و یادآوری ثقل بیان ابلاغ رسالت نبی‌مکرم اسلام در آخرین سفر حج، آخرین کلام وحی که از زبان مبارک حضرت ایشان بیان شده است با یادآوری هرساله به فراموشی سپرده نشود. 

غدیرخم، تنها یک توقفگاه نیست، توقفی است برای نشان حرکتی درست و صحیح و بدون انحراف و زاویه.  در این توقفگاه‌، همه باید مهیا برای حرکتی  پرشتاب در مسیری سلامت و حق، حضور داشته باشند. چه آنانکه که تند رفته‌اند و از رسول گرامی اسلام در این راه (ص) پیش‌افتاده‌اند و چه آنهایی که حرکتی کُند داشته و از آن حضرت عقب‌ مانده‌اند. همه باید دوش به دوش پیامبر باشند. همه باید یک‌صدا را که برترین صوت تاریخ اسلام شده و ماناترین، رساترین و بلیغ‌ترین پیام‌ها را در خویش جای داده باید بشنوند. در این شنیدن و ابلاغ کمال رسالت نباید با چندصدایی و در چند بار صورت گیرد. در ابلاغ نیز باید وحدت باشد همچنانکه در اجتماع مردم نیز وحدت در عین کثرت صورت گرفته است. و طوایف و قبایل مختلف حجاج مکی، مدنی، یمنی، و... در این اجتماع وحدت آفرین حضور پیدا نموده‌اند. چه اجتماع باشکوهی و چه جمع بی‌نظیری، یکصد و بیست هزار سر با چشمانی منتظر و گوش‌هایی آماده شنیدن و ... در این میان، غیر از آدمیان نیز این اجتماع و ابلاغ رسالت را به نظاره نشسته‌اند تا شاید فردای تاریخ اگر آدمیان دچار نسیان و فراموشی شوند، آنان گواهان صادقی خواهند بود و شهادتشان بر صدق این واقعه در قیامت گواهی‌است توأم با تأکید بر صحت و درستی این پیام، امروز نه تنها درختان سمر به عنوان شاهدان زمینی در این جمع حاضرند، میلیون‌ها ستاره نیز از میان آسمان شفاف و روشن کویر نظاره‌گر این واقعه‌اند. خورشید در رضایت از این حادثه عظیم لبخندزنان با تشعشع انوار خویش می‌نگرد.

آری جمعیت آماده ‌استماع سخنان پیامبر خدا در آخرین سفر تاریخی‌است، باید پیام الهی را گفت بیش از این نباید صبر و تعلل کرد. اگر گفته نشود زحمات پیامبر به هدر خواهد رفت و رسالت ایشان به اکمال نخواهد رسید. یاران با وفا وخاص پیامبر(ص) که تاریخ بر ایستادگی آنان بر پیمان و عهدی که با آن حضرت بسته بودند به درستی گواهی می‌دهد، همواره برگِرد شمع نبوت همچون پروانه حلقه زده و. مأمور مهیای جایگاه خطابه پیامبر شدند. عمار،ابوذر، سلمان، مقداد. امروز نه تنها پیامبر بلکه تاریخ و حتی غدیر خم هم به حضور چنین اصحابی در این جمع افتخار می‌کند. سنگ‌ها، روانداز‌ها و کجاوه‌ها و ... در میان درختان سمر و زیر سایه ‌آنها منبری به بلندای قامت پیامبر برافراختند. این منبر باید طوری بر پا می‌شد تا همگان و این خیل جمعیت آن را به وضوح می‌دیدند تا بدون واسطه، صدق و صحت ابلاغ حضرت را شخصاً شاهد باشند تا در آیند دچار شک و تردید نشوند. همه چیز آماده شد تا ابلاغ وحی در آخرین خطابه رسمی ایشان در آخرین سفر در حجه الوداع، نه تنها به گوش جسم بلکه به جان و دل اجتماع کنندگان، رسانیده شود. پیامبراسلام (ص) بر بالای منبر رفتند و حضرت علی (ع) را نیز به بالای منبر فراخواند و ایشان در طرف راست آن حضرت ایستادند. آن حضرت، نخست به حمد و ثنای الهی پرداختند و بعد از آن فرمودند: باید فرمان مهمی در باره علی بن ابیطالب (ع) را ابلاغ کنم، و اگراین پیام را نرسانم رسالت الهی را انجام نداده و نبوت من کامل نمی‌شود. ایشان سپس فرمودند خداوند به من چنین وحی نموده است: « یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛[١] ترجمه: اى پیغمبر! برسان و ابلاغ کن به مردم آنچه را که از جانب پروردگارت به تو نازل شده است! و اگر نرسانى، رسالت پروردگارت را نرسانده‏اى! و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏کند، و خداوند کافران را هدایت نمى‏کند!»

پس از آن، فرمان موکد خداوند را در باره اعلام ولایت حضرت علی (ع) با صراحت هر چه تمامتر اعلام کردند و فرمودند: «جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علی‌بن ابی‌طالب برادرِ من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است»[٢]خداوند در این مورد آیه‌ای از کتابش را بر من نازل کرده‌است که فرمود: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛[٣] ترجمه: ولىّ و سرپرست شما تنها خدا و رسول اوست و کسانى که ایمان آورده‏اند همانها که نماز را برپا مى‏دارند و در حال رکوع زکات مى ‏دهند.»آری، این چنین است شرح واقعه‌ی غدیر خم، داستان راستان قطعه‌ای از بهشت.

هم برآنانی که اینجا حاضرند
بر تمام قول و فعلم ناظرند
وان گروهی هم که اکنون نیستند
بر تخلف هیچ مأذون نیستند
آن کسانی هم که تا این وقت روز
پای ننهادند در دنیا هنوز
حاضران تشریح این دعوت کنند
هر زمان با غائبان صحبت کنند
تا قیامت هر پدر از این خبر
قصه ها باید بگوید با پسر
غدیر حقیقتی است که هیچ کس نمی تواند آن را منکر شود و شعرای بزرگ فارسی زبان در قالبهای مختلف شعری و ادبی به جایگاه حضرت علی(ع) پرداخته اند. با اینکه شیعه و سنی به واقعه تاریخی غدیر اشاره دارند اما اختلاف بر سر معنی یک کلمه است. اهل سنت به جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» تأکید دارند و منکر واقعه نیستند اما واقعه را تحریف می کنند و معنی «ولی» را به معنی دوست می گیرند و شیعه ولی را به معنی سرپرست می گیرد. انکار، غفلت و فراموشی غدیر توسط مسلمانان باعث تمام مصیبت های بشر شد و انسان ها را از صراط مستقیم هدایت و سعادت به سراشیبی گمراهی و سقوط سوق داد. فاجعه عاشورا میوه تلخ این شجره شوم بود که لکه سیاه همه تاریخ شد. استمرار این دوری از غدیر که کفران تمام نعمت خدا بود موجب مصیبت غیبت امام از جامعه بشریت گردید. اما بشریت چنان در این مصیبت گرم است که هنوز درک نکرده که چه بلایی بر سرش آمده و چه نعمتی را از دست داده است و به آنچه دارد می نازد و می بالد. شیعه هر روز صبح که از خواب بر می خیزد دعای عهد می خواند و با امام زمان خویش تجدید بیعت می کند. دعای ندبه در حقیقت ناله از سرِ دردِ شیعه است که در فراق امام تعیین شده توسط خداوند در روز غدیر سر می دهد. بخش هایی از دعای ندبه دقیقاً فرازهای خطبه غدیر است که پس از ذکر آنها در این دعا، زخم کهنه دل شیعه سر باز می کند و با ندبه و گریه عرض می کند که «أین الحسن و أین الحسین، أین ابناء الحسین» تا می رسد به آنجا که مانند کودکی که پدر خویش را گم کرده است به جستجوی امام زمان خویش مدام «أین» «أین» می گوید.

http://www.ict4mi.com/up/images/s6f4cqztbvyztvpaggz9.jpg

 پانوشت:

[١] - قرآن کریم، سوره مائده، آیه ٦٧.

[٢] - انصاری محمد باقر، گزارش لحظه به لحظه از واقعه غدیر، ص٢٤.

[٣] - قرآن کریم، سوره مائده، آیه ٥٥.

غدیر بیانگر رابطه نورانی ثقل اصغر با ثقل اکبر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۳ |

http://www.hawzahnews.com/uploads/ali_ll_220475.jpg

قال الله الحکیم : الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.عید شریف غدیر خم و دهه امامت و ولایت مناسبتهای ارزشمندی را در خود دارد و یک فرصت طلائی و پربرکت و گرانبها برای درک بهتر معارف اسلامی ، شناخت تاریخ اسلام، آگاهی از عمق معارف و حقایق دین ، تشخیص صحیح خط امامت و ولایت از خطوط انحرافی و روز مبارزه با خرافات ، انحرافات ، استبداد و دیکتاتوری خود کامگی و فساد ، تباهی و تبهکاری ، جهالت و جنایت ارباب قدرت و جباران و ستمگران است.از یک سو حقیقت غدیر و ولایت و امامت روشن می شود و از سوی دیگر عملکرد نظامهای فاسد و قلدر بنی امیه و بنی عباس و دار و دسته و ازناب و ایادی آنها که عامل بیشترین ظلم و عدوان و فساد و طغیان شدند و مسیر جامعه بشری و اسلامی را به فساد و تفرقه و جنایت آلوده کردند ، آشکار می گردد.زیارت امیرالمؤمنین (ع) گنجی است انسانساز و آموزنده . یک دوره سیر و سلوک و آموزش و تعلیم و تربیت است.

کلاس ، کلاس ولایت و هجرت الی الله و وصول به مقام اولیاء الله بلکه به مقام خلّص اولیاء الهی است. کسب فیض از محضر ولی الله اعظم (عج) است . تأسی به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) است . عشق و محبت و مجذوب شدن در بارگاه قدسیان و جذبه الهی است.از خداوند نفس مطمئنه خواستن است .نه تنها قرآن کریم و مخصوصاً آیات  مبارکه ولایت در سوره مائده و هل اتی و کوثر و مباهله و دیگر سور قرآن کریم و روایات شریف مربوط به غدیر خم که به تواتر نقل شده و نیز کلمات اصحاب و بزرگان و اشعار ادبا و فرهیختگان و احادیث مضبوط همه دلالت بر عظمت غدیر و ابعاد نورانی آن دارند. البته گوهر غدیر در ولایت خلاصه می شود و تداوم خط نبوت و هدایت را نوید می دهد . بلکه زیارتنامه ها نیز غبار از ره می زدایند و چهره خورشید جهان افروز ولایت را می نمایانند و نشان می دهند و گنجینه معارف است.

آری حقیقت غدیر تداوم خط ولایت و امامت تا قیام قیامت و تا حضور در محفل جانان و انس با خدای رحمان است . جوهر غدیر گوهر گرانبهای حبّ فی الله و بغض فی الله و محبت اولیای خداوند و تبری از اعداء الله است.غدیر روح و جان تاریخ است . غدیر فصل ممیز تاریخ اسلام از تاریخ جاهلی است . بر ماست که غدیر را بشناسیم ، اهداف آن را درک کنیم ، برای پیاده کردن آرمانهای غدیر تلاش کنیم و در تبیین آن کوشا باشیم.غدیر مظهر وحدت و همدلی و عزت و کرامت انسانی انسانهاست. غدیر مشعل پرفروغ خیر و صلاح و سعادت است . غدیر رمز برادری و اخوت ، برابری و عدالت ، تقوا و فضیلت است. محتوای غدیر انسان کامل و ولایت خداوند و اولیای اوست. صورت ظاهری غدیر احیای شریعت و عمل به وظیفه و اخلاص در راه خداوند و پرهیز از تفرقه افکنی و آلوده گی و انحراف است.غدیر بیانگر رابطه نورانی ثقل اصغر با ثقل اکبر و تبلور عینی مکتب و نشاندهنده راه حقیقت است.غدیر حلقه وصل همه پیامبران عظیم الشأن الهی و اولیای ربانی و نفوس قدسی و صمدانی تا مقام جمع الجمعی و اتصال به کوثر الهی در قیامت است. البته سر حلقه تمامی انبیاء (ع) خاتم پیامبران حضرت محمد بن عبدالله (ص) است که همه زیر چتر نگین آن بزرگوار قرار دارند. و او صدر نشین قاب قوسین او ادنی است.

غدیر در حقیقت روح و جان و باطن عالم است. و امام قافله سالار اولیاء الی الله است. و یا بعبارت دیگر ولایت باطن نبوت و حقیقت نبوت است. و نبوت خود نشأت گرفته از ولایت و نتیجه قرب الی الله تعالی است. و بسترساز سیر و سلوک الی الله و وصول به مقام قرب و ولایت است . و هدف از نبوت تربیت اولیاء و هموار نمودن راه برای اصفیا و خلص عبادالله است. و این همه در غدیر متبلور است و غدیر یک حادثه نبود و نیست. بلکه یک تاریخ و یک مکتب و رمز جاودانگی دین و اسلام است.در سایه احیای غدیر از دشمنان نباید ترسید و نباید هراسید . باید از خداوند خشیت داشت و امر حضرت ربّ العالمین را اطاعت کرد. تا عرصه بر دشمنان تنگ و دل دوستان و امام زمان (عج) شاد و شادمان گردد.

عدالت؛ همچنان محتاج مکتب علی(ع)
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۳ |

در میان مفاهیمی چون آزادی، امنیت، حقوق‌بشر، عدالت و… شاید هیچ‌کدام جامعیت و فراگیری عدالت را نداشته باشد. هیچ انسانی نیست که زبان بر وصف عدالت نگشاده باشد و خواهان تحقق آن نباشد. عدالت آنچنان مقدس است که حتی ظالمان و زورگویان و زیاده‌خواهان نیز برای توجیه جنایات و تجاوزات خود، بر آن نام عدالت و مساوات نهاده‌اندو رفتار خود را مطابق با موازین عدالتخواهانه دانسته‌‌اند. به واقع هیچ‌کس را یارای آن نیست که خود را دشمن عدالت بداند و بر آن افتخار کند!
در این میان، مکاتب و اندیشه‌های بسیاری در طول تاریخ پرچم عدالت‌خواهی را برافراشته و شعار عدالت‌ورزی سر داده‌اند و جمعی را به خود مشغول کرده‌اند؛ اما همان‌ها در مسیر آنچه عدالت می‌خواندند، از مسیر عدالت خارج شده و چه بسیار جنایت‌ها که نکردند و چه بسیار حقوقی که پایمال نکردند! بزرگ‌ترین نظام‌های سیاسی مدعی تحقق عدالت و به قدرت رساندن طبقات مستضعف در دو قرن اخیر، نظام‌های کمونیستی بلوک شرق بودند که آمار سرکوب‌ها و جنایات آن در تاریخ، به سیاهی ثبت شده است. نظام توتالیتر و مستبدی که مخالفان را سرکوب و انسانیت را خوار کردند تا به‌گمان خود، آنچه را که تسلط طبقات پرولتاریا می‌خواندند، محقق کنند.
عدالت در مکتب لیبرالیسم نیز چندان محلی از اعراب ندارد، هرچند متفکرانی چون جان رالز تلاش کردند، خلأ تئوریک غرب در این زمینه را جبران کنند؛ اما همچنان کاپیتالیسم براساس به رسمیت شناختن نابرابری توزیع ثروت و فاصله طبقاتی تعریف می‌شود.
در این بین، تفکر اصیل اسلام ناب محمدی(ص) را که در مکتب تشیع و به‌طور خاص کلام امیرالمؤمنین(ع) تجلی یافته است، باید سردمدار عدالت در طول تاریخ دانست. کافی است بر زندگی و سیره علی(ع) نگاهی بیندازیم تا مشخص شود که چگونه عدالت در اوج کمال خود در رفتار فردی و اجتماعی یک حاکم تجلی یافته و چگونه در حد ممکن در یک نظام حکومتی بشری نهادینه شده است.
توجه به مجموعه گهربار کلام علوی که گزینشی از آن، نام نهج‌البلاغه برخود گرفته است، خود فصلی دیگر است که این مجموعه گرانسنگ را به مانیفست عدالتخواهی بدل کرده است. گزاره‌های نابی که دکترین‌هایی برای تحقق همه‌جانبه عدالت در زندگی بشری پیش روی صاحبان خرد و مجاهدان راه عدالت در طول تاریخ قرار داده است.
دست‌پرورده‌های مکتب علوی در طول تاریخ نیز هر یک پرچمدار عدالت بوده‌اند. از ابوذر و مالک و سلمان گرفته تا حضرت روح‌الله(ره)، جملگی به واسطه تلمذ در این مدرسه افتخار کرده و خود را وجودی ناچیز در ذیل سایه امیرمؤمنان(ع) دیده‌اند به جرئت می‌توان گفت، آزادمردی نیست که وامدار مکتب علی(ع) نباشد و مستقیم یا غیرمستقیم از آبشخور فکری ایشان بهره‌مند نشده باشد.
بی‌شک، مفهوم عدالت به معنای حقیقی کلمه در منظومه فکری امیرالمؤمنین(ع) تعریف شده و جایگاه خود را در میان دیگر مفاهیم می‌یابد و از گزند افراط و تفریط مصون می‌ماند. در این مدرسه، ابعاد و شاخصه‌های این گوهر گرانقدر بسط یافته و مقدمات و فرآیند آن به درستی شرح داده شده و از خطر تقلیل‌گرایی و تمامت‌خواهی نجات یافته است.
اما متأسفانه، این تفکر و اندیشه تا تبدیل شدن به گفتمانی فراگیر برای نجات بشریت فاصله دارد. واقعیت آن است که کتاب قطور تاریخ بیش از آنکه داستان عدالت باشد، داستان جنایت و ظلم و بی‌عدالتی است. چه در عصر جاهلیت اولی و چه دنیای به ظاهر مدرن امروز که به حق باید آن را جاهلیت ثانی خواند.
امروز نه‌تنها بشریت، حتی مفهوم عدالت نیز محتاج مکتب علی(ع) است. ظلم و جوری که سراسر جهان، به‌ویژه منطقه خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] را فراگرفته است، ضرورت بازگشت به نهج‌البلاغه را بیش از پیش اولویت بخشیده است. امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که زیاده‌خواهی و تبعیض و بی‌عدالتی در ساختار نظام بین‌الملل آن نهادینه شده است. زیاده‌خواهانی، زیاده‌خواهی خود را قانونی کرده و سازمان‌های بین‌المللی به نگهبانان این حقوق ظالمانه بدل شده‌اند و روز و ساعتی نیست که به نام سازمان ملل و حقوق بشر جنایت نشود!
از این رو، داستان عدالت، داستان کهنه‌شده‌ای نیست که خریداری نداشته باشد؛ بلکه برعکس، هنوز عدالت مهم‌ترین گمشده بشر است که اکثریت توده‌های مستضعف عالم طالب آنند تا از جور اقلیت مستبد، رهایی یابند به‌راستی، در همین فضای گفتمانی است که حرف‌های ناشنیده مکتب امیرالمؤمنین(ع) شنیدنی خواهد بود و در دل‌های ناامید مستضعفان عالم، روح حیات و نجات را خواهد دمید.

شهادت مظلومانه امیرالمؤمنین(ع)، حد فاصل ولایت گریزی تا ولایت ستیزی!
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۳ |

کوفه، پادگان و متعاقب آن شهرک و سپس شهر سرداران و جنگجویان نامداری است که بسیاری از فتوحات بزرگ زمان خلفای اسلام و ترجیحاً در زمان خلیفه دوم بنام آنها ثبت شده و یکی از معروفترین آنها که فاتح ایران بوده، فردی بنام سعد ابی وقاص ملقب به سردار قادسیه  و پدر ابن سعد یعنی فرمانده سپاه یزید در کربلاست و اگر بخواهیم به دو استحقاق تاریخی کوفه اشاره کنیم یکی مربوط به دعوتی است که از امام علی (ع) جهت تشکیل حکومت علوی به مرکزیت کوفه است که منجر به تغییر مرکز حکومت اسلامی توسط آن امام همام از مدینه به کوفه شد و دیگری دعوتی است که از امام حسین(ع) جهت تشکیل جکومت حسینی به عمل آوردند که باز هم مورد قبول واقع شد و آنچه که تأسف بار است، مربوط به روحیه پیمان شکنی و خیانت پیشگی غالب اهالی کوفه به این خاندان شریف است که نهایتاً کوفه را در تاریخ ملعون و مستحق این شعار ایرانی ها کرده است که: ما اهل کوفه نیستیم   علی تنها بماند!

بارزترین دلایل تغییر مواضع و سقوط آزاد کوفیان را می توان در این عناوین خلاصه کرد:

1-باورهای سطحی، ساده لوحی و فقدان بصیرت دینی و ولایی

2-استفاده ابزاری در دعوت از ائمه اطهار(ع) به کوفه

3-منافع جویی و رفاه طلبی

4-اعتماد به خواص بی بصیرت و غیر قابل اعتماد

5-عدم لحظه شناسی

6-ولایت گریزی و ولایت ستیزی

7-اعتماد به دشمن و دشمن نوازی

8-برداشت های باطل، توجیهات نادرست و تحلیل های غلط

9-شایعه پذیری و تأثیرپذیری از شایعات و جریان سازی های دشمنان

10-اخلال گری و مانمع تراشی در سیاست های جاریه جکومت اسلامی

بی تردید ریشه این نافرمانی ها در کوفه مربوط به غفلت و غرور ناشی از احساس هم اندازه بودن خود با ولی امر مسلمین و حتی ادعای فهم برتر از فهم ناقص خویش است و از این رو نه تنها اهتمامی برای پیروی فراگیر از امام خویش در بحران ها متجلی نمی شود، بلکه با تکیه بر صحت برداشت خویش، حتی امام را نیز به تبعیت از خود فراخوانی کرده و زورآزمایی های جمعیتی و نیز کیفیت افراد حاضر در اردوگاه خود را به نمایش می گذارند!

داستان های غم انگیز زندگی سیاسی اجتماعی امام علی(ع) در غریبستان مدینه و کوفه، در همه ابعاد می توانند سریالی از پندها و عبرت هایی محسوب گردند که در هر جلوه، قادر به راهنمایی افکار عمومی در همه عصرها و برای همه نسل ها می باشند و کسانی که تاریخ را درست مطالعه می کنند و نیز از قدرت کافی علمی برای فهم و تفسیر درست خطبه ها و نامه های نهج البلاغه برخوردارند، به خوبی می توانند وقایع روز را با اتفاقات تاریخی صدر اسلام انطباق داده و از آن حوادث برای این مسائل و سایر مسائل پیش رو، راهکارهای ارزشمندی را طراحی کنند تا خدای ناکرده، مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نشود!

شهادت تدریجی و مظلومانه امام علی(ع)، از نشست های انتخاباتی سقیفه نشینان بنی ساعده رقم می خورد که با اجماع خواص انصار و مهاجر، قرآن و ابلاغ الهی پیامبر گرامی اسلام(ص) در غدیر، پایمال شده و داستان غم انگیز غصب جانشینی آن امام همام شکل می گیرد و با شهادت جانکاه اولین شهیده ولایت حضرت فاطمه زهرا(س) و نیز در جریان سکوت آتشین 25 ساله امیرالمؤمنین علی (ع) جاری می گردد!

شهادت طراحی شده امام علی(ع) زمانی اجرایی می شود که حتی پس از اعتراف امت اسلام به اشتباه تاریخی خود و رویکرد قاطع و قاطبه مردم به امام مبنی بر به دست گرفتن زمام خلافت، نه تنها مدینه مستند به همان ادعای معروف خونخواهی با کت خونین عثمان و نیز سکوت و دو پهلو رفتاری بسیاری از خواص، مستعد استقرار حکومت ایشان نمی گردد، بلکه حتی با انتقال آن به کوفه نیز مشکل حل نشده و بالاخره در تاریخ، عده ای از صحابه زیاده خواه، با همراه ساختن یکی از همسران پیامبر اکرم(ص)، جنگی را بنام جنگ جمل در ذی قار بصره بر امام و حکومت نوپای ایشان تحمیل کرده تا امام را متهم به جنگ قدرت با خانواده، اقوام و صحابه نام آور پیامبر گرامی اسلام(ص) نمایند!

شهادت غریبانه مولی الموجدین امام علی(ع) زمانی اتفاق افتاد که این اسطوره عظیم قرآنی و اسوه اخلاق الهی اولاً با معاویه و عمروعاص قیاس شد و ثانیاً در جنگی بنام صفین، نهایتاً با دیدن ورق پاره های قرآن بر نیزه ها، تسلیم مکر آنها شده و رأی به اسلامخواهی آنها  ونهایتاً تحمیل حکمیت و انتصاب ساده لوح مدعی اما بی بصیرتی همانند ابوموسی اشعری داده شد و آن نتیجه تلخ رقم خورد!

شهادت مولای متقیان امام علی(ع) در نهروان و انحراف هزاران نفری خوارجی اتفاق افتاد که بزرگترین ریزش را در چبهه اسلام بنام خود ثبت کرده و نه تنها خیمه ولایت را ترک کرده بودند، بلکه علم مبارزه با ولایت را نیز برافراشته و جنگ داخلی دیگری را بر امام خویش تحمیل کردند!

شمشیر زهرآگین و کینه توزانه ابن ملجم مرادی، نماد و نماینده عدالت ستیزانی است که از ابتدا تا انتها هرگز نتوانستند انقطاع منافع شخصی خود را برتافته و خودشان را با سایر شهروندان یکسان فرض کنند و از این رو می توان گفت که تمام جریانات عدالت ستیز، شمشیر ابن ملجم را تیز کرده و با زخم زبان ها و زهرهای کشنده صیقل داده اند و به عبارتی همه آنها شریک قتل مولی الموحدین محسوب می شوند!

کینه ورزان، قدرت طلبان، زیاده خواهان، منفعت جویان، نیمه راهان، ولایت ستیزان، کج فهمان، دشمن نوازان، مدعیان، منحرفان، فاسدان، تن پروران، رفاه طلبان، دنیا طلبان و خلاصه همه اهالی جبهه حق ستیزان نتوانستند عدالت و ادبیات قاطع و سیاست های عدالت گستر امام علی(ع) را تحمل کنند و می توان گفت که قتل امام علی(ع)، توافق ائتلافی همه مخالفان با هر گرایشی بوده و به عبارتی گویا آن امام همام، قربانی چنگ احراب دیگری در تاریخ شده است که نه بلحاظ جغرافیایی، بلکه به شکا محتوایی در جبهه واحدی قرار گرفته بودند!

هنر ما مطالعه خشک و بی روح تاریخ نیست، بلکه هنر آن است که ما مطالعه تاریخ را در متن مسائل مستحدثه امروز مورد استفاده قرار داده و اصطلاحاً مطالعه تاریخ را نیز کاربردی کنیم و از این رو بطور مثال باید ریشه های مظلومیت رهبری معظم انقلاب را در مواضع انقلابی، حوادث مختلف و فتنه های ریز و درشت، رصد کرده و و مبتنی بر همان توافق ضمنی و جمعی تاریخی، علت بسیاری از اجماع های دیروز و امروز را که متأسفانه بین طیف های نامأنوس در دنیای سیاست شکل می گیرد، ریشه یابی کرد!

پیدا کردن مصادیق سه جبهه قاسطین، مارقین و ناکثین در زمانه ما با استفاده از بصیرت ولایی، نمی تواند کار آنچنان سختی باشد و فقط کافی است که ما نسبت به جمع آوری مطالب، دسته بندی اطلاعات گردآوری شده و فهم مواضع و عملکرد مخالفان، هشیارتر رفتار کنیم و با نیت خوانی هوشمندانه از آنها، دست های پشت پرده را شناسایی کرده و نگذاریم اهداف شوم معاندان تحقق پیدا کند.

رویش قارچ گونه اسلام وهابی، اسلام طالبانی، اسلام القاعده، اسلام داعشی، اسلام تکفیری، اسلام سلفی، اسلام لندنی، اسلام درویشی، اسلام بهایی، اسلام التقاطی، اسلام  روشنفکری و دهها اسلام انحرافی که به تعبیر امام راحل مصادیق همان اسلام امریکایی اند و به بیان مقام معظم رهبری همان ادبیات جاهلیت مدرن در برابر گفتمان انقلاب اسلامی اند، باید در نوع نگاه ما به شهادت مظلومانه امام علی(ع) مورد توجه و تحلیل ویژه قرار بگیرد تا بدانیم که ریشه مشترک اسلام جملی، اسلام صفینی و اسلام نهروانی با این اسلام های امریکایی وابسته به چه اصولی است؟!

شکل گیری فتنه های متعدد داخلی و خارجی امروز با توجه به اشتراک و شباهت مواضع آنها در ولایت ستیزی، تا چه اندازه می تواند با فتنه هایی که به غربت، مظلومیت و شهادت امام علی(ع) منجر شد، دارای قرابت و هم ماهیتی باشند؟!

روشنفکران بیماری که مأموریت رقیق کردن مواضع نظام و نزدیک سازی انقلاب اسلامی را با انتظارات و مطالبات نظام سلطه جهانی به عهده گرفته و به بهانه جهانی سازی، پروژه غربی کردن جامعه ما را تعقیب می کنند، تا چه اندازه با دارندگان مواضع دو پهلو در زمان امام علی(ع) شباهت فکری و عملی دارند؟!

البته به تعبیر مقام معظم رهبری در این رابطه آزاداندیشان و دلواپسان دلسوز را باید استثناء و حتی مفید و لازم ارزیابی کرد و تعمداً نگذاریم که جامعه حتی در یک برهه کوتاه از منتقدان منصف و متخلق به اخلاق الهی تهی باشد و اتفاقاً باید در مراکز علمی و سایر مراکز فکری دنبال آنها بگردیم و حتی با ایجاد اتاق فکر و جلسات هم اندیشی، بسترهای لازم را برای شنیدن نقدها و راهکارهای این عزیزان فراهم آوریم.

به هر حال تأکید می شود که مرور تطبیقی پروسه مظلومیت و شهادت مظلومانه امیر مومنان علی (ع)، می تواند یکی از بهترین رویکردها به این واقعه تلخ تاریخی برای رهروان و پیروان واقعی آن حضرت و آن هم در حکومتی که منتسب به ایشان است، تلقی گردد تا بتوانیم بیشترین بهره فکری و عملی را از این جریانی که غالباً ابتکار عمل در دست دشمنان ماست، نصیب جبهه عدالت گستر ولایی نماییم.

در پایان از واعظان و مداحان و نیز برنامه سازان صدا و سیما و همه کارشناسان و مؤلفان انتظار می رود که بجای مصیبت پردازی محض در رسانه، منابر، تریبون ها و مراسم متنوع، از این غلیان احساسات و شور علوی، برای ترویج بصیرت و شعور علوی نیز بهره برداری  کافی را به عمل آورده و کمک کنند تا در ایام و لیالی قدر، نسبت به درک همه جانبه این گنجینه معتبر الهی و تاریخی توسط آحاد مردم و  ترجیحاً جوانان و نوجوانان، اهتمام بیشتری مصروف گردد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه

شش وظیفه در مدیریت سیاسی
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۳ |

مناسبت‌های خاصِ مربوط به پیشوایان دینی، فرصتی است تا پیروان، با تأمل در فکر و عمل پیشوایان و مقایسه آن با اندیشه و عمل خویش به نقد خود بپردازند و با اصلاح یا تکمیل خویش در جهت تعالی معنوی خود بکوشند. در این روز و شب مبارک پای سخن مولای متقیان امیر مومنان علی (ع) خطاب به فرماندهان نظامی می‌نشینیم تا با شیوه رهبری و مدیریت آن حضرت آشنا شویم. کلام مولا برای همه کسانی که می‌خواهند با شیوه مدیریتی صحیح آشنا شوند یا به سِمَت رهبری و مدیریت کشوری مشغول هستند یا به بخش‌های محدودی از آن می‌پردازند، راهگشاست تا با الگو‌گیری و عمل به این شیوه، افتخاری برای پیشوایان باشند نه اینکه تنها با ادعای پیروی از اهل بیت (ع) موجبات سرشکستگی و ننگ آنان را فراهم کنند. حضرت در نامه پنجاه نهج البلاغه، به شش وظیفه در مدیریت سیاسی اشاره می‌کنند.

۱ – أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ حَقّاً عَلَى اَلْوَالِی أَلاَّ یُغَیِّرَهُ عَلَى رَعِیَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ وَ لاَ طَوْلٌ خُصَّ بِهِ. «بعد از حمد و سپاس خدا، وظیفه حاکم این است که برتری او به جهت رهبری که به وی داده شده است و شانی که از این طریق به او اختصاص یافته است، باعث نگردد که در او تغییری نسبت به مردم ایجاد شود»اندیشه، احساس، تمایلات، روحیات و رفتار رهبری نباید به دلیل شأن حقوقی که به رهبری داده شده است، تغییر کند. او تنها باید به وظایف حقوقی خویش عمل کند. تندی، فخرفروشی، خودبزرگ‌بینی و استبداد رهبری ممنوع است. اگر چنین تغییری در او ایجاد شود، شرط رهبری را از دست داده و خود به خود عزل خواهد شد .

۲- وَ أَنْ یَزِیدَهُ مَا قَسَمَ اَللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ وَ عَطْفاً عَلَى إِخْوَانِهِ. «رهبری نعمتی از نعمت‌های خداست، که در اختیار او قرار گرفته است. وظیفه رهبری شکر این نعمت است و شکر این نعمت آن است که وی نسبت به قبل از زمان رهبری به مردم نزدیک‌تر شود و پیوند عاطفی که او با مردم، که برادران او هستند، در قبل داشته است در زمان رهبریش افزون‌تر شود.»اگر فاصله رهبری از مردم نسبت به قبل از کسب سمت، کم شود و رابطه عاطفی و قلبی وی نسبت به مردم کاهش یابد به نعمت خدا کافر شده است و کفران نعمت، رهبری او را زیر سوال می‌برد.

۳ – أَلاَ وَ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلاَّ أَحْتَجِزَ دُونَکُمْ سِرّاً إِلاَّ فِی حَرْبٍ. «بدانید که من به عنوان بنده خدا و رهبر شما هیچ خبری را جز در مورد جنگ، از شما پنهان نمی‌کنم.»رهبری وظیفه دارد همه اخبار و اطلاعات مربوط به کشور را در اختیار مردم قرار دهد جز اخباری که افشای آن منافع ملی همین مردم، نه منافع حاکمان را به خطر ‌اندازد.

۴-  وَ لاَ أَطْوِیَ دُونَکُمْ أَمْراً إِلاَّ فِی حُکْمٍ. «من جز در حکم خدا در همه امور با شما مشورت می‌کنم.»تصمیم‌گیری در امور کشور حق صاحبان آن کشور و مبتنی بر رای آنهاست. در نظام دینی، ولایت از آنِ قانون خداست. یکی از این قوانین این است که رهبری، در امور مربوط به مردم، باید از نظر و رای مردم آگاه شده و بر اساس خواست آنان تصمیم بگیرد. بنابراین رهبری تنها مجری حکم خدا و حکم مردم است. او نمی‌تواند استبداد ورزیده و شخصاً تصمیمی اتخاذ کند که با اراده عمومی در تعارض باشد. تشخیص مصلحت مردم، بر عهده خود مردم است. بنابر این از نظر امام علی (ع) رهبری به دو جهت معزول می‌شود: ۱- خلاف حکم خدا عمل کند. ۲- خلاف نظر مردم عمل کند.

۵-  وَ لاَ أُؤَخِّرَ لَکُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ، وَ لاَ أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ. «من در اعطاء حق هیچ یک از شما کوتاهی نمی‌کنم و تا آن را ادا نکنم از پای نمی‌نشینم.»اگر رهبری بداند کسی حقی دارد، موظف است تا ادای حق او از هیچ کوششی فروگذار نکند. اگر حقی از شهروندی ضایع شود و رهبری از آن با خبر باشد و اقدام نکند فاقد شرایط رهبری شده است. تفاوتی ندارد که این حق اجتماعی باشد یا اقتصادی، سیاسی باشد یا فرهنگی.

۶-  وَ أَنْ تَکُونُوا عِنْدِی فِی اَلْحَقِّ سَوَاءً، «از نظر من همه انسان‌ها حقوق برابر دارند.»همه کسانی که رهبری به لحاظ حقوقی مسئولیت مدیریتی آنان را بر عهده دارد، به لحاظ حقوقی به یک اندازه حق دارند، حال تفاوتی نمی‌کند که به رهبری نزدیک باشند یا دور، خودی باشند یا غیر‌خودی، از خواص باشند یا از عوام، موافق باشند یا مخالف، زن باشند یا مرد، شیعه باشند یا سنی، مسلمان باشند یا نامسلمان،… اگر رهبری این حقوق را ادا نکند شرط رهبری را از دست داده است.

فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِکَ وَجَبَتْ لِلَّهِ عَلَیْکُمُ اَلنِّعْمَةُ وَ لِی عَلَیْکُمُ اَلطَّاعَةُ. «اگر من این وظایف را انجام دادم خداوند نعمت رهبری شایسته را بر شما تمام کرده است و وظیفه شما این است که اطاعت کنید.»معنا و مفهوم سخن امام این است که اگر رهبری به وظایف ششگانه فوق عمل کند، مردم و شهروندان موظفند که از او اطاعت کنند در غیر این صورت آن‌ها چنین وظیفه‌ای نخواهند داشت.

خورشيد عدالت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه پانزدهم فروردین ۱۳۹۳ |

آن شب ستاره های غمگین، با آه و ناله گرد هم آمده بودند در کوفه می نگریستند. زمین می گریست. آسمان نالان بود. دیوارهای کوفه از ترس حدوث «واقعه» به هم نزدیک می شدند، شاید جلوگیر آن باشند. پرنده های نگهبان در چارسوی مسجد کوفه، نگهبانی می دادند. شب پره های مهاجم ضمن این که به یکدیگر نوید می دادند، ترس و رعب سراسر وجودشان را فرا گرفته بود. آخر حمله به یک فرد نبود، حمله به تمام انبیا و اولیا و صالحان و صدیقان بود.

می خواستند عرش خدا را به لرزه در آورند و می خواستند عروة الوثقای دین را نابود سازند. ابن ملجم، نماینده خفّاشان شب با وحشت، برای رسیدن به آرزوی دیرینه اش، به مسجد آمده و کمین کرده بود. ولی چگونه اقدام به آن کار کرد؟! باید شقاوت و بدبختی، وجود یک به ظاهر انسانی را فراگیرد تا دستش به شمشیر بلند شود و بر فرق قهرمانی فرود آید که برق ذوالفقارش دل یلان عرب را می لرزاند و زهره قهرمانان را می شکافت، رادمردی که در برابر اشک یتیمان و محرومان، مهربان تر از پدر و مادر بود و با لطف و مهربانی اشک های غم دیدگان را پاک می کرد و دست محبت بر سرشان می کشید و با آنان چون فرزندان خویش رفتار می نمود. چگونه می توانست آن اشقی الاشقیا شمشیر زهراگینش را بر سر آن نامتناهی فرد بزند، او که محور مرکزی تمام فضایل بود. آن انسان کاملی که مجسمه تمام نمای رسول خدا و نفس او و برادر او و جانشین به حق او بود. او که نمی توان با کلمات، حقش را ادا کرد و توصیفش نمود، زیرا جز خدا و رسولش کسی نتوانست و نخواهد توانست تا روز رستاخیز او را بشناسد و قدرش را بداند و عظمتش را درک کند، نه آن ها که پرستیدنش و نه آن ها که پیرویش کردند، همه در شناخت مقامش حیران و سرگردانند.

او تنها اطاعت خدا را مدّ نظر دارد و تنها به تکلیف شرعی اش عمل می کند چه در مسند خلافت باشد و چه در خانه، زندانی! چه در مصاف دشمن باشد و چه همراه با یتیمان! چه در نبرد قاسطین و مارقین و ناکثین باشد و چه در کنج عزلت از خلق! و خلاصه چه در حال زائیده شدن از مادر در کعبه باشد و چه در حال جان دادن در مسجد کوفه. آن جا لب به شهادتین می گشاید و اینجا لب با ذکر شهادتین فرو می بندد.

لحظه زاییده شدن خدا را بر زبان جاری می سازد و لحظه جان دادن «فزت و رب الکعبه» می گوید، به پروردگار کعبه همان جایی که در آن زاییده شدم رستگار گشتم، که رستگاری از نخستین لحظه ولادت تا آخرین روز و زندگی با علی همراه است، چون همیشه حق با علی است. علی نقطه مرکزی و تمام فضایل و منش های والا و اخلاق انسانی و کمالات معنوی گرداگرد وجودش می چرخد، پس علی همیشه رستگار است و اگر کسی خواهان رستگاری و رسیدن به خوشبختی و سعادت باشد، باید فقط دنباله رو او و پیرو او باشد. و جز این راهی برای رسیدن به سعادت چه در دنیا و چه در آخرت نیست. باید تنها در راه علی گام برداشت و در تمام رخدادها، فقط علی را الگو قرار داد. علی طریق وسطی است «الیمین و الیسار مضلة و الطریق الوسطی هی الجادة» و علی صراط مستقیم است، همان صراطی است که هر صبح و شام، در هر نماز واجب از خدا می خواهیم که ما را به آن هدایت کند و راهنما باشد «اهدنا الصراط المستقیم». و علی «نعیم» است، همان نعمت بزرگی که خداوند در روز رستاخیز بی گمان از ما سؤال می کند که آیا شکر این نعمت را به جای آوردیم یا نه «ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم» که شکرانه این نعمت بزرگ، فقط در پیروی کردن و تبعیت از علی و اولاد علی محقق می شود و لاغیر. و اگر کسی از او پیروی نکند، اعمالش پذیرفته نیست، هر چند روزهای زندگیش را روزه بدارد و شب ها را تا صبح در کنار خانه خدا در مسجد الحرام به عبادت سپری کند! اصلا تا گذرنامه علی در دست کسی نباشد، نمی تواند از صراط بگذرد «لا یجوز الصراط الا من بیده صک من علی» کسی از صراط نمی گذرد جز آن که گذرنامه عبور از علی در دست داشته باشد.

علی مردم را به سوی خدا دعوت می کند و علی همگام با محمد، رسالت او را ادامه می دهد و تکمیل می کند. خود آن حضرت در تفسیر آیه «انما انت منذر و لکل قوم هاد» می فرماید: «رسول الله المنذر و انا الهادی، رسول خدا هشدار دهنده است و من هدایتگرم.» (مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 129) فخر رازی در تفسیر این آیه ادامه می دهد: رسول خدا (ص) دستش را بر سینه اش گذاشت و فرمود: من منذرم و سپس اشاره به کتف علی کرد و فرمود «انت الهادی، بک یهتدی المهتدون من بعدی، تو هادی هستی که پس از من هدایت خواهان به وسیله تو هدایت می شوند.» و همین یک سخن کافی است بر خلافت بلافصل علی پس از رسول الله، ولی چه باید کرد که برخی از دانشمندان حق را آشکار می بینند و باز هم از آن روی بر می گردانند! و علی «شاهد» است و بر بینه پیامبر، گواه است «افمن کان علی بینة من ربه و یتلوه شاهد منه» آیا کسی که دلیلی روشن (قرآن) دارد و پس از آن گواهی صادق و راستین (علی).. که بر تمام شئون وجودی دلیل بر صدق ادعای رسول الله است. سیوطی در تفسیر «در المنثور»ش در ذیل این آیه شریفه نقل می کند که امیرالمؤمنین علی علیه السلام خود فرمود: «رسول الله علی بینة من ربه و انا شاهد منه» و در موردی دیگر از خود رسول الله روایت می کند که فرمود: «افمن کان علی بینة من ربه انا و شاهد منه علی».

بی گمان آن همه فضائل و مناقب علی از زبان رسول گرامی اسلام در گاه و بی گاه، در سفر و حضر، در صبح و شام، به مناسبت و بدون مناسبت، نقل شده، تصادفی نیست که سخن او سخن حق است «و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» پس آنچه پیامبر درباره علی گفته است، تکرار سخن پروردگار است. ولی چه رازی در این امر نهفته است؟ و چرا پیامبر پیوسته از علی سخن می گوید و نه تنها در جمع که اگر یک نفر هم در محضر مبارکش نشسته بود به مناسبتی یا بدون هیچ مناسبت، بلکه ابتدا به ساکن، در مدح و وصف علی، سخن می راند؟

شاید راز آن همه تاکیدهای پی در پی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این باشد که خود می دید این مردم پس از رحلت حضرتش با علی چه می کنند! او سقیفه را و سقیفه سازان را می دید که چگونه پیش از خشک شدن آب غسل جسد مبارکش، گرد هم می آیند و تمام سخنان او را نادیده می گیرند و با یک توطئه از پیش ترسیم شده، علی را از حق خویش جدا می سازند و خلافت را که امری است الهی به دیگری می سپارند و به یکدیگر پاس می دهند و علی را خانه نشین می کنند و به این هم بسنده نکرده که خانه اش را آتش می زنند و همسرش را که تنها یادگار رسول خدا است به شهادت می رسانند و آن روز هم که با فریاد عمومی مردم، خلافت به او منتقل می شود، از همان روز اول، جنگ و کارزار را با او آغاز می کنند و تا روز رسیدن به لقای محبوب، از جنگیدن و قتال او فروگذار نمی کنند.

پیامبر تمام این رخدادهای تلخ را می دید و لذا بیشتر تاکید بر یاری رساندن به علی و تایید مطلق او می کرد. شاید افرادی از مهاجرین و انصار متاثر شوند و به احقیت علی معتقد گردند و در روزی که او غریب و تنها می ماند، از او دفاع کنند و دست از اهل بیت رسول الله برندارند. و چقدر اینان کم بودند! همواره یاوران حق در تاریخ کم بوده اند. خود حضرتش می فرماید: «لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقله اهله؛ در راه حق از کمی یارانش نهراسید». سرانجام علی که صبرش کوه را به لرزه در می آورد در برابر آن همه بی وفایی ها، نامردی ها، نفاق ها و دشمنان و یا نااهلان سست عنصر، فریاد بر می آورد: «قاتلکم الله لقد ملاتم قلبی قیحا و شحنتم صدری غیظا... و ها انا ذاقد ذرفت علی الستین، و لکن لا رای لمن لا یطاع؛ خدا شما را بکشد. قلبم را پر از جراحت و سینه ام را مالامال از اندوه و غم کردید... هان اینک عمر را از شصت سال می گذرد (ولی به سخنم گوش نمی دهید و اطاعتم نمی کنید) و کسی که اطاعت نشود رأیش پذیرفته نیست.» و این چنین درد دل های علی بسیار است که نه تنها از دشمنان بلکه از یاران بی وفایش ناله می کند و آن چه نگفته است بسیار زیادتر از گفتنی ها است.

به خدا هرگاه ناله های علی را می خوانم، بیش از حادثه شهادتش دلتنگ و گریان می شوم؛ گو اینکه شهادت علی مایه آسایش و آرامش او بود که از دست این نااهلان راحت شود و به وسعت بپیوندد. چه او آن قدر به مرگ علاقمند است که از کودک بر پستان مادر افزون تر. این سان علی جهان را با قلبی پر از خون وداع می کند و در شب قدر، رستگارانه به خدای کعبه می پیوندد.

برگرفته از: مجله پاسدار اسلام، شماره 205، نوشته استاد سید محمد جواد مهری.

وحدت اسلامی از نگاه امام علی (ع)
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۲ |

در ایام شهادت امیرالمومنین (ع) هستیم. امروز – در روزگار فتنه مذهبی - از چه دریچه ای باید به علی (ع) بپردازیم؟ آیا او را امام گروهی خاص و امامی «مذهبی» بدانیم و بس؟ یا امامی برای همه مسلمانان؟ نگاه علی (ع) به وحدت، چگونه است؟ و اصلا شروط و پایه های وحدت چیست؟این روزها علی(ع) را تبدیل به عامل تفرقه و اختلاف و عنصر درگیری و نزاع کرده‌ایم که این بزرگترین جنایت و ظلمی است که در حق او روا داشته‌ایم

کسی سرگذشت علی (ع) و سیره و تفکر او را بررسی نمی کند، مگر اینکه در مقابل چنین انسانی سر تعظیم و تقدیر فرو آورد. انسانی که رسالت و آرمان در تفکر و در جان و قلبش ریشه دوانده است. انسانی که در راه حفظ وحدت امت و موجودیت فراگیر آن عمرش را فدا کرد و وجودش را فنا. علی (ع) قبل از هر چیز به مصالح اسلام فکر می کرد. و این را از همان زمان که از مساله سقیفه آگاه شد ثابت کرد. سقیفه ای که منجر به بیعت با ابی بکر شد. اتفاقی که علی (ع) را نگران کرد و فشار روحی زیادی بر او وارد ساخت. زیرا این پایمال کردن حق او بود. نه فقط حق خلافت – که گروهی از مسلمانان به آن اعتقاد دارند و برآن دلیل واضح اقامه می کنند. بلکه حداقل حقی که او داشت، این بود که در پیشبرد مسیر امت، نقش مشاوره ای داشته باشد. مگر، در زمان رسول خدا (ص) و در عرصه های جهادی اسلام، نقش اساسی بر عهده علی (ع) نبود؟ و مگر او در استحکام موجودیت اسلام، ترسیم هویت و تحکیم عزت آن، نقش تعیین کننده نداشت؟ اما با این همه، علی (ع) پیش از آن که به خودش فکر کند، به اسلام فکر می کرد.«و عمیقا اندیشه کردم که با دست بریده و بدون یاور بجنگم؟ یا آن عرصه گاه ظلمت کور را تحمل نمایم؟ ...دیدم خویشتنداری در این امر، عاقلانه تر است. پس صبر کردم . در حالی که در دیده ام خاشاک بود و غصه راه گلویم را بسته بود...»

از همین رو ، زمانی که کسی پیش او آمد و به او گفت «دستت را بگشا تا با تو بیعت کنم. و اگر تو بخواهی مدینه را پر از پیاده نظام و سواره نظام خواهم کرد.» علی (ع) خطر این تصمیم را درک کرد و دانست پاسخ مثبت به این دعوت باعث تفرقه مسلمانان می شود. لذا فورا این درخواست را رد کرد.

* از گوشه نشینی تا مشارکت

گوشه نشینی علی (ع) در خانه اش و مشارکت نکردن او – که حرکتی اعتراضی بود بر آن چه که پیش آمد – مانع از موضع گیری او نشد. زیرا خود را در پیش گاه خدا می دید و باید در برابر قضاوت تاریخ پاسخگو می بود. لذا این گوشه گیری و این حرکت اعتراضی به درازا نکشید. و پیش آمدهای ناگهانی و جریان ارتداد و بازگشت از دین - که در جامعه کاملا آشکار شده بود - باعث شد که اعتکاف و گوشه نشینی را رها کند و دستش را در دست دیگر صحابه بگذارد و درد و مظلومیتش را فراموش کند. زیرا خطر بزرگی وجود داشت که تمام موجودیت اسلام را تهدید می کرد. یعنی خطر ارتدادهای پی در پی که ممکن بود بنای اسلام را از بین ببرد.چنانکه حضرتش می فرماید : «و مرا نگران نکرد مگر شتافتن مردم بر فلان. پس دست خود نگاه داشتم تا این که دیدم گروهی از مردم مرتدّ شدند و از اسلام برگشته و می خواستند دین محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ را از بین ببرند.

ترسیدم اگر به یاری اسلام و مسلمانان نشتابم، رخنه یا ویرانی در آن ببینم که مصیبت و اندوه آن بر من بزرگ تر از فوت شدن ولایت و حکومت بر شما باشد، که ولایت کالای چند روزه ای است که آن چه از آن حاصل می شود از دست می رود. چونان که سراب از بین می رود. یا چون ابر از هم پاشیده می شود. پس در میان آن پیش آمدها و تباه کاری ها برخاستم تا این که راه بر نادرستی و تباه کاری بسته شد و از بین رفت، و دین آرام گرفته و بازایستاد...»

این نصی که از او روایت شده است، با تمام حروف و کلماتش، بیانگر نظر اسوه و امام وحدت گرایان است. وحدت در نزد علی (ع) ، فقط شعر و شعار نیست که زینت مناسبت ها و مجالس شود. ظاهرسازی، چاپلوسی و تعارفات نمادین نیست. که اگر یک روزی نبرد سختی برپا شد، هر گروه، سالم و پیروز به زندان های طائفه ای خودش برگردد و روز از نو و روزی از نو! و دوباره همان اختلافات و مشاجرات از سر گرفته شود.

همچنین وحدت در نظر علی (ع) از احساسات قلبی و شریفانه سرچشمه نمی گیرد. وحدت دین علی (ع) است که با آن ، در پیشگاه خدا قرار می گیرد. و به همین دلیل او آماده است تا از آن دفاع کند و در راه پاسداشت آن، از تمام حق و حقوقش بگذرد. تا "اوضاع مسلمین رو براه باشد و از هم نپاشد، و جز من به دیگری ستم نشود..." چه قدر بزرگ است این کلام و چه قدر والا! و بر زبان چه کسی جاری می شود غیر از علی (ع) !. مهم این نیست که حق من از بین رود و من فنا شوم و بمیرم. مهم این است که اسلام زنده شود و مسلمانان متحد باشند.

بنابراین مبالغه نیست اگر بگوییم علی (ع) حقیقتا امام وحدت گرایان است و رهبر وحدت اسلامی. اما چیزی که این وسط ، تعجب برانگیز است این است که ما مسلمانان، با قدرت تمام توانسته ایم این نماد وحدت را در دایره مذهب، محصور کنیم. و او را تبدیل به عامل تفرقه و اختلاف و عنصر درگیری و نزاع کرده ایم. که این بزرگترین جنایت و ظلمی است که در حق او روا داشته ایم. تو علی (ع) را محصور در مذهب می کنی، حال آنکه علی ( ع ) فراتر از مذاهب است. بلکه علی امام تمام مذاهب و طوائف است. همانطور که با فکر زنده و درخشانش از زمان ها عبور کرده است.خدا را، خدا را، متوجه این جفای بزرگ باشیم. علی را از دایره تعصبات تنگ نظرانه خارج کنید. زیرا او پادشاه انسانیت است و فخر تاریخ. آنچنان که پولس سلامه می گوید:

علی افتخار تاریخ است، نه فقط افتخار آن ملتی که او را به عنوان ولیّ و سرپرست برگزیده اندمگو که فقط شیعیان، طرفداران علی هستند، بلکه در هر گروه منصفی ، شیعه ای هست...حق چنان در این مسیحی نفوذ کرده و طنین افکنده که از شدت محبتش علوی به شمار آمده است...ای آسمان گواه باش! و ای زمین اقرارکن! و خشوع کن! که من علیّ را یاد کردم.

* «جنگ های علی، برای حفظ وحدت امت»

جنگ های داخلی علی (ع) با مشی توحیدی او منافاتی ندارد. نه فقط از این رو که این جنگها تحمیلی بود. بلکه او می دید هدف مارقین و ناکثین و قاسطین، ضربه زدن به وحدت امت است و از بین بردن امنیت و ثبات آن. بنابراین جنگش با آنان به خاطر تفرقه امت نبود. برای حکومت و سلطنت هم نبود. مگر نه اینکه حکومت درنظر علی حتی برابر با بند نعلینش هم نیست. بلکه در واقع هدف از این جنگها حفظ وحدت امت بود و جلوگیری از چندپاره شدن آن. لذا با حرکات جدایی طلبانه ای که هدف از آن، تفرقه بین امت و شورش بر حکومت قانونی بود، مقابله می کرد.

«خدایا تو مى دانى که جنگ و درگیرى ما براى به دست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبود، بلکه مى خواستیم نشانه هاى حق و دین تو را به جایگاه خویش باز گردانیم، و در سرزمین هاى تو اصلاح را ظاهر کنیم، تا بندگان ستمدیده ات در أمن و أمان زندگى کنند، و قوانین و مقررّات فراموش شده تو بار دیگر اجرا گردد»و چقدر در برابر آنها صبر پیشه کرد و به گفت و گو دعوتشان کرد. اما آنها اصرار به شورش و سرپیچی داشتند. بیعت را شکستند و به سوی بصره و دیگر مناطق رفتند تا مردمان آنجا را به شورش علیه علی (ع) تحریک کنند.

* پایه های وحدت در نظر علی (ع)

در نظر امام علی (ع) سقفی وجود دارد که تمام مسلمانان را - با تمام اختلافاتشان - پناه می دهد و همه طوائف و گروه های آن را در کنار یکدیگر جمع می کند. یعنی، سقف ایمان به خدا و رسول خدا. و زیر این سقف است که تمامی اختلافات و تفاوت ها درمان می شود. همانگونه در روایت آمده است که پس از فوت رسول خدا (ص) »، فردی یهودی نزد علی (ع) آمد و گفت: «شما درباره پیامبرتان اختلاف کردید در حالی که هنوز دفنش هم نکرده بودید.» و علی (ع) درجوابش فرمود:« ما درباره آنچه که از او رسیده اختلاف کردیم، نه در خود او. اما شما به پیامبرتان گفتید : همانطور که آنان خدایانی دارند برای ما هم خدایانی فراهم کن! که پیامبرتان گفت شما قومی جاهل و نادان هستید! و همه اینها در حالی بود که پایتان از آب دریا خشک نشده بود.»

* بنابراین، وحدت در نظر امیرالمومنین (ع) بر دو پایه اساسی استوار است:

۱ – مرجعیت کتاب و سنت

زیر سقف کتاب و سنت است که تمامی اختلافات، مشروع می شود. همچنین کتاب و سنت، مرجع و منبع حل و فصل اختلافات مردم و گروه هایی است که زیر پرچم اسلام و تحت رهبری حکومت اسلامی قرار دارند. چنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا و پیامبر او و پیشوایان اطاعت کنید. و هر گاه در امری نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید. اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید...» و در باره مرجعیت سنت نیز، امام در وصیت نامه شان می فرمایند :«وصیت من به شما این است که بخدا شرک نورزید و سنت محمد (ص) را ضایع مگردانید. این دو ستون دین را استوار برپا دارید و این دو چراغ را روشن نگهدارید و دیگر از هیچ ملامت و مذمتی نترسید.»

۲- برادری ایمانی

این اصلی است که باید اساس رابطه مسلمانان با یکدیگر باشد. مسلمانانی که با وجود تنوع مذاهبشان و تمام اختلافاتشان با یکدیگر، همگی به خدا و رسول خدا ایمان دارند. چنانکه خداوند حکیم در قرآن کریم می فرماید: «مومنان، برادر یکدیگرند. پس بین دو برادر خود صلح و آشتی برقرار سازید. »امام علی (ع) نیز بر این اصل تمرکز می کند. و آن را چون چتری بزرگ می داند که همه گروه های اسلامی را دربرمی گیرد. حتی کسانی که با او مخالفت کردند و تکفیرش کردند. و لذا همواره رفتارش با آنان، رفتار یک مسلمان با مسلمانی دیگر بود. زمانی که از او پرسیدند « چه بگوییم در مورد آنها »(یعنی خوارج) فرمود : « آنها برادرانی برای ما هستند که بر ما ظلم کردند.» و این یعنی اختلافات مذهبی و سیاسی، برادری دینی و حقوق برادری را از بین نمی برد.

بله ! در تمامی اختلافات یک شرط برای قبول تمام گروه ها و حمایت از حقوقشان و به رسمیت شناختن آنها وجود دارد. و آن شرط، پایبندی به نظام عمومی جامعه و حفظ امنیت اجتماعی آن است. بنابراین تمامی تنوعات قابل قبول است. و تمامی اختلافات پذیرفته و مشروع است تا زمانی که زیر سقف نظام عمومی باشد. و تا زمانی که آن اختلافات را طوری نشان ندهیم که باعث ضربه زدن به امنیت مردم و آسیب رساندن به ثبات جامعه شود. زیرا حفظ نظام عمومی از مقدسات اسلام است.

از همین رو می بینیم که امام (ع) ، با خوارج مقابله نکرد ، مگر زمانی که دید آنها امنیت اجتماعی مردم را هدف قرار داده اند. پس در عقیده علی(ع) ، تفاوت نمی کند که با او باشی یا ضد او باشی؛ مهم این است که به مردم، اموال، آبرو و نوامیسشان دست درازی نکنی. پس امنیت عمومی ، خط قرمز است. همانطور که خطاب به خوارج فرمود: «هر جا می خواهید باشید! اما بین ما و شما ، این که خونی را به حرام نریزید ، راه زنی نکنید و به هیچ کس ظلم نکنید»

روش علی (ع) در برخورد با خوارج و دیگران سنتی بود که تبدیل به الگویی برای دیگران شد. زیرا مسلمانان فهمیدند که چگونه باید با شورش های داخلی مقابله کنند. به نظر من ، این روش علی (ع) ، تصویر درخشانی است از چگونگی تعامل دولت اسلامی با مخالفانش. بدین شکل که مخالفت امری پذیرفته شده و مشروع است. و مخالف از این حق برخوردار است که با حاکم مخالفت کند - حتی اگر حاکم معصومی مانند علی (ع) باشد. و تا زمانی که به نظام عمومی ضربه نزند ، حاکم حق سرکوب آنها را ندارد.

۳ – پایه های تربیتی

اصل بسیار مهم دیگری نیز وجود دارد که ما امروز، در جامعه عربی و اسلامی به شدت به آن محتاج هستیم. یعنی امور «تربیتی». ما - با مهارت تمام - فرزندانمان را طوری تربیت می کنیم تا نسبت به دیگران بغض داشته باشند. و به او یاد می دهیم که « تو زمانی واقعا به مذهبت تعلق داری که نسبت به دیگری بغض داشته باشی...» و اینگونه است که «مذهب» هم ردیف «تعصب» می شود. در صورتی که منتسب بودن تو به مذهبی خاص، دلیل بر این نیست که آدمی بسته باشی و راه ها را به سوی خود ببندی. تو می توانی به یک مذهب خاص ایمان داشته باشی و با آن در پیشگاه خدا دینداری کنی؛ اما این دلیل نمی شود که «مذهبی بودن» تو ، «اسلام و انسانیت» تو را مصادره کند. چه برسد به اینکه بخواهی اسلام دیگران را مصادره کنی و ظلم و تجاوز به انسانیتشان روا داری. بنابراین ، وحدت اسلامی قبل از هر چیز به کار تربیتی شبانه روزی نیاز دارد. تا به مسلمان یاد بدهیم که برادر مسلمان خودش را دوست داشته باشد ، هرچند که در تفکر و در مذهب با او اختلاف داشته باشد. و این نکته ای است که علی (ع) خیلی زود ، ما را بر آن آگاه کرد : «بدی را از سینه دیگران، با کندن آن از سینه خود ، ریشه کن نما.»

پس تو حق نداری در وجودت، نسبت به مسلمانی بغض و شر داشته باشی. حتی اگر با او اختلاف داشته باشی. و یا او با تو اختلاف داشته باشد.بنابراین، پیام علی ( ع ) برای ما، در بزرگداشت ولادت و شهادتش این است:«وحدت گرا باشید! یعنی بیشتر به فکر رسالت و آرمان اسلام باشید تا به فکر فضاهای بسته ی طائفه ای و مذهبی»سلام بر تو یا امیرالمومنین! روزی که متولد شدی و روزی که شهید شدی و روزی که زنده، برانگیخته می شوی.

او که با یک نفس، کمیل، ابوذر و مالک می‌ساخت!
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۲ |

نفرین سختی کرد ابوتراب فرزندان سرکش و ناخلف و ناسپاس آدم ابوالبشر را، وقتی با سوز جگر چنین خواست؛ خدایا  علی را از این امت بگیر!

یک امت برای همیشه سرگردان و سرگشته ماند... و نه یک امت، بگو که عالمی بی پناه شد. دلتنگ آن نخلستان هایم که تنها شاهدان جزع و فزع های شیداگونه امیرالمومنین علیه السلام بودند در دل شبهای دلگیر و سخت مدینه و کوفه...

و او (علیه السلام) کیلومترها داخل زمین را می کند و قنات حفر میکرد و آب می‌جوشید... و هنوز هم او قنات هایی حفر میکند تا نخلستان های وجود ابنای بشری را سیراب کند. هر جانی که عمق یافته، از تفضلات و عنایات امیر کائنات است.

و چاهی که پر بود از درددل های او (علیه‌السلام) و نه چاهی بود پر از آب! بل چاهی که دیگر از خون پاره ها و لخته‌های خون جگر علی علیه‌السلام، سرشار و لبریز شده بود... مناجات‌هایش را نخلستان ها هنوز حفظ کرده‌اند و هر نخلی را که سراغ بگیری می‌بینی حزین حزین ناله می‌کند کلمات عجیب علی علیه السلام را؛«الهی افکر فی عفوک فتهون علی خطیئتی ثم اذکر العظیم من اخذک فتعظم علی بلیتی...»

«آه ان انا قرأت فی الصحف سیئة انا ناسیها و انت محصیها فتقول خذوه فیاله من مأخوذ لا تنجیه عشیرته و لاتنفعه قبیلته یرحمه الملا اذ اذن فیه بالنداء...»

و اوست آنکه حتی دشمنانش با آن‌همه تبلیغات مسموم و خباثت نتوانستند خوبیهایش را انکار کنند و لب به تحسینش گشودند. دشمنانش هم گمانم از رفتنش شاد نشدند. غریبه‌ها هم گفتند که عدالت در خاک شد!

که او (علیه السلام) دنیا را سه طلاقه کرده بود و همه عمر به آرزوی شهادت سر کرده بود... اندیشیدن در صبر بزرگ او ،آدمی را به خاک سیاه می نشاند، از شدت غصه و غم!
که خودش فرمود: فصبرت و فی‌العین قذّی ، و فی الحلق شجاً...

و خودش به صعصعه فرمود: من از نوح که شیخ الانبیاء بودم افضل ترم چون نوح قومش را دعوت کرد و چون اطاعت نکردند نفرین نمود و قومش هلاک شدند اما من هرچه از قوم خود اذیت و آزار دیدم نفرین نکردم. ریسمان به گردنم افکندند ، صبر کردم. درب خانه ام را آتش زدند، صبر کردم. محسنم را سقط کردند، صبر کردم. مرا با سر و پای برهنه به مسجد بردند ، صبر کردم. حقم را غصب کردند و چندین سال خانه نشینم کردند، صبر کردم. با قاسطین و مارقین و ناکثین جنگ کردم، نهایتا در محراب عبادت شمشیر بر سرم زدند، صبر کردم...

با رفتن علی علیه السلام، بشر برای همیشه دچار نسیان شد و یخبندان و انجماد و کسوفی طولانی زمین و ساکنانش را دربرگرفت.

نه آنکه زمین خدا از حجت خالی بماند... اما آنکه معلم بشر بود برای شناخت امر ثقیل ولایت، علی علیه‌السلام بود و بس. و از این سبب بود که جبرئیل میان زمین و آسمان فریاد کرد؛ ارکان هدایت درهم شکست... و دیگر بعد از علی علیه‌السلام، بشر از شناخت ولی ّخدا و از شناخت امام هر زمانه‌ای، محروم ماند.

علی علیه السلام، ما را از خودمان بهتر می شناخت و مبیّن و گواهش، سطر به سطر و کلمه به کلمه و حرف به حرف نهج‌البلاغه است...علی علیه السلام، بشر را در هر چهره‌ای و به هر شکل و شمایلی و با هر نام ونشانی، در هزاره‌های تاریخ می‌شناخت و شبها در دل نخلستان‌ها برای بیچارگی و جهل و تاریکی یکایک انسان ها می‌گریست.

علی علیه‌السلام، اصالت و حقیقت «انسان» را خوب می‌دانست و برای همین با یک «ها» و یک نفس مقدسش، غبارها را – هرقدر هم که غلیظ و فشرده و زیاد بودند – کنار میزد و ابوذر و کمیل و میثم و مالک و رشید هجری و قنبر و... می ساخت.

دستهای علی علیه‌السلام که مصادیق دستهای رأفت خدا بود و... هست، فوق ایدیهم بود و... هست و گره‌های کور را و کورترین گره‌ها را تنها معرفت و شناخت مقام و جایگاه عند رب العالمینی او می‌گشود و... می‌گشاید.

روزی در سال... که در سحرگاهش شمشیر اشقی الاشقیاء، فرق نازنین ملکوتی اسم اعظم خداوند را می‌شکافد، بشر یتیم می‌شود. راه‌های آسمان گم می‌شوند. صراط مستقیم در غبارها چهره پنهان می‌کند و بشر دیگر روی آرامش را نمی‌بیند...

این روزهای نیمه دوم شهرالله، تو گویی جهان هستی و کائنات و عرش و لوح و قلم و کرسی... همه سیاهپوش‌اند در عزای عظمی‌ترین مصیبت.

انگار داغ‌های بزرگی تازه شده‌اند. انگار هم الان است که جان عالمین صلی الله علیه و آله از دنیا رحلت فرموده است و تو گویی هم الان است که صدیقه شهیده سلام الله علیها ، به لقاء رب‌العالمین نائل آمده است...

تنهایی‌های علی علیه‌السلام تازه برملا شده.تنهایی بزرگش تازه افشا شده و تازه گوشه‌ای از پرده‌ها بالا رفته و حقیقت غربت و مظلومیتش عیان گشته است...

تصور کن خانه کوچک و باصفای مولا را... و ببین آقایان و سروران جوانان اهل بهشت علیهم‌السلام در چه حالند و بنات امیرالمومنین علیه‌السلام را چه قبض سنگینی به دل و جان افتاده...

تصور کن حالات شیفتگان امیرالمومنین علیه‌السلام را که امیدشان ناامید شده و زبان روزه، آنقدر اشک می‌ریزند با دیدن چهره رنگ پریده مولایشان که در بستر افتاده... اصلا تصور کن ابرمرد مظلوم را که در بستر افتاده باشد!

شیر خدا را، شمشیر خدا را، سپهسالار هماره سپاه رسول الله را تصور کن که در بستر افتاده باشد... تصور کن حال دلدادگان و حواریونش را، آنگاه که شنیدند طبیب گفت: انا لله و انا الیه راجعون! ضربت این دشمن خدا کار خود را کرده و زهر به مغز استخوان علی رسیده و دیگر نمیتوان کاری کرد...

تصور کن حال زینبین سلام‌الله‌علیهما را وقتی یگانه امیرالمومنین جهان اسلام (الی الابد) احضار کرد فرزندان و خاندانش را و با ایشان وداع کرد؛ وداعی بی بازگشت و شهادتین گفت و چشمهایش را بست...

تصور کن حالات و آنات جهان را؛ آنگاه که صدای شیون و گریه‌ها به آسمان برخاست و آسمان متغیر شد و زمین را زلزال افتاد و صدای تسبیح ملائکه و نوحه خوانی جن و گریه و زاری و مرثیه در و دیوار شنیده شد...

تمام شد! خستگی‌های علی... دل شکستگی بزرگش... حرف‌های زمین مانده‌اش... خون دل خوردن هایش... و فراق بیست و پنج ساله‌اش از رسول الله و صدیقه طاهره سلام الله علیهما...

خوشه معرفت-پست ثابت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه بیستم دی ۱۳۹۲ |

فَاخْزُن لِسَانَکَ کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَوَرِقَکَ فَرُبَّ کَلِمَةٍ
سَلَبَتْ نِعْمَةً وَجَلَبَتْ نِقْمَةً.


همان‌گونه که طلا و نقره‌ات را نگاه می‌داری، زبانت را نیز نگاه‌دار،
بسا کلمه‌ای که نعمتی را سلب کند، و عذابی را نزد تو آورد.

Therefore, guard your tongue as you guard your gold and silver, for often one expression
snatches away a blessing and invites punishment
.

نهج‌البلاغه، حکمت 381





http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_template/217/649222_photo_top.jpg






نهم ربیع الاول امتداد غدیر و آغاز امامت امام زمان(ع)
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ |

امروز، خورشید مهربان‏تر از همیشه بیدار می‏شود. روز از شانه‏های تو آغاز می‏شود تا جهان، بزرگی‏ات را ببیند؛ چون بزرگی ابراهیم خلیل علیه‏السلام در برابر بتانی که فرو ریختند. ملکوت را در دست‏هایت به تماشا می‏گذارند تا رسولان بی‏رسالت دنیازده، بهشت را پیچیده در قنوتت به تماشا بنشینند. جهان، خلاصه‏ای از لبخند توست که امامتت را تمام آبشارها قیام می‏کنند و جنگل‏ها قامت می‏بندند. بزرگی؛ چون پیامبر گرامی اسلام صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله . بزرگی؛ چون وحی، چون پدرانت ردای پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله بر دوشت آواز عدالت سر می‏دهد و شمشیر سرْ شکافته پدر بزرگوارت علی علیه‏السلام ، در دست‏هایت مشق عشق می‏کند. چشم‏هایت بوی مهربانی زهرا علیهاالسلام می‏دهد. امروز، روز بزرگی توست؛ بزرگی تو بزرگ‏تر از تمام پیامبران است. بزرگی تو سال‏ها خواهد بود؛ بزرگی تو از ازل آغاز شده و با ابدیت به پایان می‏رسد.

خدا از امروز، تو را بزرگ‏تر از هر کسی می‏خواهد. امروز از آن توست؛ مثل تمام فرداهای نیامده، مثل تمام دیروزها، مثل تمام روزها، هفته‏ ها، ماه‏ها و سال‏ها. تمام فصل‏های سال، نامت را از بر کرده‏اند؛ مثل تمام درخت‏ها و آب‏ها. امروز، روز آغاز مهربانی خداوند با دنیاست، روز مهربانی تو با جان‏های تشنه ما. امروز، روز آشنایی و آشتی لبخند و آینه‏ هاست؛ روز شکوفا شدن گل‏های محمدی در دامنه نام شکوهمند تو. امروز، عطر گل‏های محمدی فراگیر می‏شود و باغ‏های عصمت، در شکوه امامتت شکوفه خواهند کرد، با نفس‏های معطرت. امروز، فروردین‏ها از لبخند تو شکوفه خواهند داد و اردیبهشت‏ها با نفس‏هایت بهشتی می‏شوند. ابدیت در تو خلاصه می‏شود و شادی، با لبخندت به نهایت کمال می‏رسد. بعد از امروز، جهان آغاز می‏شود؛ جهان از امروز، دوباره متولد خواهد شد. پیش از این، نمرودها، رودهای آتش را گرداگرد زمین شعله کشیده بود؛ اما امروز با تو دنیا سربلند بیرون می‏آید از این همه آتش طغیان. مانند ابراهیم خلیل، آتش‏ها را گلستان کرده ‏ای. امروز، نوح، کشتی نجاتش را به دست تو می‏سپارد تا سینه سخت ‏ترین توفان‏ها را به سمت ساحل‏های امن بشکافی. ای منجی، ای یگانه منجی! از امروز، سکان هدایت بشر به دست توست. از امروز، شادی‏های ما آغاز خواهد شد؛ مثل غم‏ های طولانی تو. بر ما ببار، ای رحمت بی‏کران خداوند!
بر ما ببار که سال‏هاست کویر سینه ‏هامان، تشنه باریدن زلال توست !

http://imamhussein.tv/fa/images/stories/9rabiaa-omar.jpg

نهم ربیع الاول روز عمل به سیره معصومین(ع) و حاصل بذر غدیر است. پس شایسته است، تجدید بیعتی با امام عصر(ع) داشته باشیم. لازم است در این روز منتظران ظهور حضرت در تمامی کشورهای اسلامی با برنامه های ویژه تجدید بیعت و پیمانی با امام زمان(ع) داشته باشند. یکی از ضرورت های این روز شناخت مقام و منزلت خاتم الانبیاء(ع) است و همانطور که مقام، منزلت و شئونات حضرت رسول(ص) را باید بشناسیم. باید توجه داشته باشیم که اکمال امامت در این روز اتفاق افتاده است.باید در این روز سیره حضرت مهدی را بشناسیم چرا که این روز عامل به سیره معصومین است و این روز را دومین غدیر و در راستای واقعه غدیر مطرح شده است پس شایسته است تجدید بیعتی با حضرت حجت داشته باشیم.در روز نهم ربیع الاول نگاهی دوباره به دعای عهد داشته باشیم و به وظایف خود در مقابل این امام دقت کنیم.

ولایت امام زمان(ع) به عنوان سرپرستی و حاکمیت وی بر افراد جامعه است و این ولایت رکن و اساس دین و کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین است.نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر(ع) است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. درآستانه سالروز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر(ع) است، به رخدادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) در سامرا روی داد، اشاره می کنیم.

روز جمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسکری(ع) پس از اینکه نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که 8 روز قبل معتمد به ایشان خورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهم افزون بر اینکه مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شب پیش از شهادتشان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهای شیعه  نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم به احترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام، سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.

عثمان بن سعید عمری، به نمایندگی از حجت بن الحسن(ع) متصدی غسل و کفن و دفن حضرت شد و براساس گفته شیخ صدوق، خود امام زمان(ع) با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدن پدر بزرگوارش نماز خواند.حکومت عباسی از مدت ها پیش براساس سخن رسول الله(ص) و امامان معصوم(ع) مبنی بر اینکه مهدی فرزند امام حسن عسکری(ع) است، امام یازدهم را زیر نظر داشت و مراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتن خبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام کم کم خبر فرزندی به نام مهدی(ع) پخش شد و تلاش چند باره خلیفه عباسی برای یافتن امام مهدی(ع) به نتیجه نرسید.

عثمان بن سعید، نائب اول امام بود و با آغاز غیبت ولی عصر(ع) توقیعات حضرت را به شیعیان می رساند. از همین زمان بود که شیعیان برای نخستین بار طعم غیبت را چشیدند. آغاز غیبت صغرا مصادف با آغاز امامت حضرت مهدی(ع) بود تا مردم آرام آرام با مفهوم تلخ و دردناک غیبت آشنا شده، بتوانند تا آن زمان که به اشتباه خود پی می‌برند و به وظایف خود در برابر امامان آگاه می‌شوند، همچنان دیندار بمانند.

در دوران غیبت صغرا 4 نایب خاص، امر وساطت میان امام(ع) و شیعیان را به عهده داشته و چنان‌که خواهیم دید، همه آنها معروف و سرشناس بوده‌اند. آنان احکام دین را از وجود اقدس امام زمان(ع) گرفته و در اختیار شیعیان می‌گذاشتند. سؤالات [کتبی و شفاهی] ایشان را به حضور امام زمان(ع) برده و سپس پاسخ را به شیعیان می‌رسانیدند و همچنین، وجوه شرعی شیعیان را با وکالتی، که از امام داشتند، می‌گرفتند [و به حضرت تحویل می‌دادند یا با اجازه ایشان مصرف می‌کردند] آنان جمعی بودند که امام حسن عسکری(ع) در زمان حیات خود عدالتشان را تأیید فرمود و همه را به عنوان امین امام زمان(ع) معرفی کرد و بعد از خود، ناظر املاک و متصدی کارهای خویش گردانید، و آنها را با نام و نسب به مردم معرفی نمود.اینها، همه دارای عقل، امانت، وثاقت، دِرایت، فهم و عظمت بودند.

امامت کودک

مسأله خلافت و امامت در اسلام، تنها براساس لیاقت و شایستگی افراد بوده و سن و سال هیچ تأثیری نداشته است. پیامبر اکرم(ص) در سال سوم هجرت بعد از دعوت خویشان خود به اسلام، علی(ع) را که نوجوانی پیش نبود به خلافت و وصایت منصوب کرد و به قوم خود دستور داد که از او اطاعت کنند. همچنین در واقعه مباهله با نصارای نجران، آن حضرت امام حسن و امام حسین(ع) را درحالی که کودک بودند به همراه خویش برد. شیخ مفید در این‏باره می‏نویسد: پیامبر همراه حسنین در حالی که طفل بودند با نصارا مباهله کرد. بعد از آن، این امر هیچ گاه سابقه نداشت. این وقایع و شواهد بسیار دیگر تاریخی، دلایلی است که امامت حضرت ولی عصر(ع) را در سن کودکی تأیید می‏کند.

امامت و نبوت کودک از نگاه قرآن

قرآن مجید در آیه 12 سوره مریم، درباره نبوت حضرت عیسی(ع) می‏فرماید: "ای یحیی تو کتاب آسمانی را به قوت فراگیر، و ما فرمان نبوت در کودکی به او دادیم".همچنین خداوند در همان سوره با اشاره به سخن گفتن حضرت عیسی در گاهواره، نبوت او را تأیید می‏کند.فخر رازی در تفسیر خود درباره حکمی که خداوند به حضرت یحیی داد می‏گوید: "مراد حکم، همان نبوت است؛ زیرا خداوند عقل او را در کودکی محکم و کامل کرد و به او وحی فرستاد و این بدان جهت است که خداوند، حضرت یحیی و عیسی را در کودکی به رسالت مبعوث کرد، برخلاف حضرت موسی و محمّد که در بزرگ سالی مبعوث شدند؛ از این رو چه مانعی دارد که خداوند این دوران را بر عده‏ای کوتاه سازد و حضرت مهدی(ع) را در کودکی حکمت و امامت عنایت فرماید.

چرا کودک امام باشد؟

چه ضرورتی دارد که امام، کودک باشد؟ این امر برای آن است که بدانیم، امامت، ازسوی خداست؛ چراکه اگر امامان تنها در بزرگسالی به مقام امامت می‏رسیدند ممکن بود تصور شود مقامات و کمالات آنان، اکتسابی است؛ اما با امامت کودک چنین گمانی برده نمی‏شود، اگر طفلی، به فضیلت امامت رسید، بدون شک می‏یابیم که او ازسوی خداوند متعال به چنین مقامی رسیده است.ازسوی دیگر، این امر برای آن است که بدانیم مقام و منزلت، بر اساس لیاقت است نه بزرگی سن،  چنان که در تاریخ زندگی پیامبر(ص) آورده‏اند که ایشان فرماندهی سپاه خود را به اُسامه بن زید که جوانی 19 ساله بود واگذار کردند درحالی که عده‏ای از صحابه به برکناری او معتقد بودند، پیامبر به دلیل لیاقت او، به فرماندهی‏اش اصرار داشت.

امامت، یعنی نایب شدن از پیامبر و پذیرش ریاست بر تمام اشیا و موجودات، با شروطی پدید می‏آید که نمی‏توان آنها را از راه رنج، ریاضت، عبادت و تحصیل در تمام عمر به دست آورد. پس تعیین امامت فقط با خداوند عزوجل است که هرکه را خواست تربیت کند، حکمت بیاموزد و قابل ریاست و امامت کند؛ البته در نزد خداوند، انسان کوچک و بزرگ در این مسئله یکسان است.نهم ربیع الاول، سالروز آغاز امامت حضرت ولی عصر(ع) در حقیقت امتداد غدیر بلکه خود غدیری دیگر است. باید در این چنین روزی با امام زمان(ع) براساس مفاد روایات و دعاها به ویژه دعای "عهد" پیمانی دوباره بست معرفت، محبت، ولایت و اطاعت برخی از اصول این پیمان نسبت به حضرت صاحب الزمان(ع) است.ولایت امام زمان(ع) به عنوان سرپرستی و حاکمیت وی بر افراد جامعه است و این ولایت رکن و اساس دین و کلید گشایشگر و راهنمای انسان مسلمان در همه ابعاد دین است.


معرفت، محبت و ولایت امام(ع)، زمینه‌ساز عهد و پیمان با ایشان است، چراکه عشق و ولایت بدون مسئولیت پذیری هوسی بیش نیست. عهد، التزام و نوعی تعهد پذیری در مقابل شخص یا کاری می‌باشد و باید خود را به وظایفی که نسبت به امام زمان(ع) داریم ملتزم سازیم و با ایشان برای انجام آرمان‌هایش عهد ببندیم و کسانی می‌توانند در عصر ظهور به این عهدها عمل کنند که در عصر غیبت به پیمان خود با امام عصر(ع) عمل کرده باشند. عهد و اطاعت، تجلی و نمود عشق و محبت است و زمینه‌سازی برای ظهور ایشان، بسط عدالت و فرهنگ عدل پذیری در جامعه و نهادینه کردن آن است.با برنامه ریزی برای این روز سعی کنیم که تغییری در سبک زندگی ایجاد کنیم.  شادی حضرت فاطمه زهرا(س) و سایر معصومین در این است که ما در مسیری باشیم که مورد رضایت حضرت باشد و در عرضه اعمال خود به ساحت حضرت سرافکنده نباشیم.نهم ربیع الاول عید ولایت و حاصل بذر غدیر است این روز روز امامت، انتظار، ولایت و بیعت دوباره با حضرت حجت(ع) است و در یک جمله نهم ربیع الاول برای پاسداشت آخرین غدیر با احیای فرهنگ تجدید عهد و پیمان گام برداریم.

در ادامه خورشید امامت پدر، تابیدن گرفتی. همه نشانه هایی که پدر داد، با تو بود. نام گرامی ات را از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله دهان به دهان و سینه به سینه، معطر نقل کرده اند. همه پدرانت، آرزوی دیدنت را داشتند؛ چنان که ما حسرت بوییدنت را. از ازل تاکنون، در خواب همه انسان ها قدم زده ای. تو را به اندازه همه قِدْمت تاریخ، گواهی داده اند؛ که روزی امام خواهد آمد.

اگر به عشق تو نبود...

تو آخرین ستاره امیدی. به امید دیدن توست که شب های بی ماه، خودکشی نمی کنند. اگر عطر وجود تو نبود، کوه ها، این میخ های پوسیده، خیال نگاه داشتن زمین را نداشتند. اگر سایه مهربانی تو بر سر خاک نبود، هیچ دانه ای جوانه نمی زد و هیچ ابری نمی بارید. اگر به امامت تو ایمان نداشت، اگر ولایت تکوینی تو نبود، خاک، نفس کشیدن را فراموش می کرد و اگر ولایت تشریعی ات نبود، بهشت و جهنم، در غم آب و نان، لای آواز رودهای مسافر گم می شد. اگر به عشق رد پای تو نبود، هیچ موجی پا به ساحل نمی گذاشت.

از ما فاصله گرفتی تا به تو نزدیک تر شویم

تا جهانی شدن گل های محمدی، پشت پرده غیبت، نفس های غم ناک زمین را می شماری. از ما فاصله گرفتی تا آسمانی تر شویم. از ما دور شدی تا در غم ندیدنت با باران های بی وقفه، سقف آسمان پایین بیاید؛ شاید به آسمان نزدیک تر شویم. تنهای مان خواستی، تا تنهایی تو را حس کنیم که تنهاتر از آسمان بودی در بین ما دنیازدگان. یک روز، آسمان را تا ارتفاع سرانگشتانم پایین می کشم و دردهای تنهایی ام را به خورشید می گویم. کاش چشمانمان به دیدن خورشید عادت کند، تا تو را که نورانی تر از خورشیدی، تاب بیاوریم!

تو هستی؛ اما ابرهای تردید ما، مانع تجلی تواند

سایه ابرها چقدر بر سرمان سنگینی می کند، وقتی خورشید را دریغ می کنند و نمی بارند. تو را از پشت این همه ابر، تماشا می کنم؛ آنچنان که خورشید روزهای ابری را. تو هستی؛ اما ابرهای تردید من، آفتاب دیدنت را حصار شده اند. کجای این خاک، می توانم قدم بگذارم و بوی تو را حس نکنم؟! کجای این آسمان، می توانم پرنده باشم و در عطر تو پرواز نکنم؟!

نفس بکش، تا ابرهای تردیدمان را باد ببرد و بتاب تا یخ کفرمان آب شود. ابرها، سال هاست که می آیند و می بارند و می روند؛ اما تو همچنان همان آفتاب جوان مانده ای که بر بهارهای آمده و نیامده ما می تابد.

روزی، این همه یهودا را رسوا خواهی کرد

به انتظار دیدنت، روزهای تقویم را هاشور می زنم و صبح های آفتابی را می شمارم. هر غروب، با خورشید در دل دریاها غرق می شوم و هر صبح، به شوق دیدن تو جان می گیرم. اگر هزار سال نوری به انتظارت بنشینم تا سنگ شوم، شک نمی کنم. شاید روزی قدم مبارکت را بر شانه های سنگی ام حس کنم. بگذار ریشخندم کنند! بگذار به اسم تو، سکه بزنند! بگذار دیوارهای ریایشان را به اسم منتظران تو بالا ببرند! روزی خواهی آمد و این همه یهودا را رسوا خواهی کرد.

تمام شد غم تاریخی بشر

جهان با هزار دهان تو را به ستایش نشسته است. دنیا از هزار دریچه آمدنت را کل می‏کشد. آمدنت، بشارت صبح است برای شب‏های تاریک بشر؛ بشارت رهایی است برای پرندگان دل‏مرده؛ مژده باران است برای دشت‏های حسرت به دل. زمین در خود مچاله شده است؛ جهان از ستم خسته، چشم‏ها به در سپید و فریادها در گلو خفه شده است. مبارک باد پادشاهی‏ ات بر عالم! دنیا از امروز نفس راحتی می‏کشد. هستی، در سایه‏ سار ولایت تو آرام می‏گیرد. پادشاهی ‏ات، امان‏نامه آسمان‏ها و زمین است! مژده آمدنت، بادها را این‏ چنین عاشق و آواره کرده است. به اشتیاق توست که درختان، ایستاده ‏اند. به احترام توست که کوه ‏ها قیام کرده ‏اند. روز پادشاهی توست؛ روز تاج‏گذاری دوباره عدالت، روز بر تخت نشستن عزت، روز پایان اندوه، روز لبخندهای فراگیر، روز شادی همگانی، روز خوش‏بختی خاکیان، روز تحیت و سلام مدام فرشتگان، روز روزهای خوش آینده، روز لحظه‏ های مبارک و شیرین، روز چشم ‏انتظاری جهان.تمام شد غم تاریخی بشر امشب  و روزگار یقین در خودش نمی‏گنجد 

روز توست؛ روز ولایت باشکوه تو، روز امامت تو و چشم‏روشنی دین، روز امامت تو و احیای قرآن، روز امامت تو و شکوفایی «معروف»، روز امامت تو و براندازی «منکر»، روز امامت تو و تحقق آرزوها. تو حسن ختام یازده آغاز تا ابد؛ آخرین بازمانده خاندان کرامتی، آخرین باقی‏مانده خداوندی در زمین. ای ذخیره همیشه خدا برای روزهای مبادا، برای روزهای سخت انسان، رؤیای دیرسال عدالت در جهان. سرنوشت محتوم عالم...!

جهان در پوست خود نمی‏گنجد؛ از این همه شادی فراگیر. از این همه خوش‏بختی... .

سلام بر تو و بر سجده‏ های افلاکی‏ات!

سلام، ای وعده بی‏دروغ الهی! وقت آن است که از پشت پرده غیبت بیرون آیی؛ که زخم فدک، دیری است لب به شکایت گشوده است.بیا تا زمین را از خواب غفلت بیدار کنی؛تا مرهمی باشی بر دردهای زینب علیهاالسلام .هنوز سر بریده حسین علیه‏السلام ، در انتظار انتقام توست! آتش سینه فاطمه علیهاالسلام ، خنکای ظهور تو را می‏طلبد!

برخی از علما نهم ربیع الاول را غدیر ثانی نامیده اند بدین معنی که پس ازبیعت با امیر مومنان در روزغدیر، شیعیان با بیعت با امام دوازدهم در روز نهم ربیع الاول اطاعت محض و تمام و کمال خود را از شجره طیبه امامت و ولایت از امام اول تا امام خاتم اعلام می کند و خط بطلان بر تمامی فرق دیگر می کشد. افتخار بیعت با امام عصر(عج) وشناخت و معرفت نسبت به امام حی و حاضر آنقدر شعف انگیز است که دلهای شیعیانش را به وجد می آورد. لذا در این عید بزرگ نه تنها شیعیان بلکه همه انبیاء و اوصیاء و ملائک الهی شادند و برای سلامتی امام عصر(عج) دعا کرده و عرش را چراغانی می کنند.ما نیزدر این عید بزرگ به شکرانه این موهبت الهی جشن میگیریم و از خداوند متعال فرج آن حضرت را خواهانیم.

غدیر یعنی سرمشق دفتر زندگی
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه یکم دی ۱۳۹۲ |

غدیر نماد اسلام ناب و زندگی پاک و حیات طیبه

http://ts2.mm.bing.net/th?id=H.4639089889773361&pid=1.7

غدیر نماد اسلام ناب و زندگی پاک و حیات طیبه بر اساس نقشه الهی است. غدیر سه رکن دارد: 1:مکتب یعنی نقشه الهی که جامع و کاملش قرآن است 2: امام و پیشوای ربانی 3: یاران خدا و پیروان شایسته.  این سه رکن کنار هم باشد شجره طیبه ای را که قرآن فرموده تشکیل خواهند داد. انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم، عقد اخوت ارتباطی است که خدای متعال برقرار کرده. چه بخوانند و چه نخوانند خدای متعال خوانده است.  امیرمومنان(ع) از پیامبر(ص) نقل می کنند: اصلاح بین مومنین از یکسال نماز ارزشش بالاتر است.انسان های مومن بایدبه سه لحاظ(طریق) باهم پیوند بخورند 1: فکری (اعتقادی )2: ارتباط قلبی «فالف بین قلوبکم» 3: ارتباط عملی که عبارت است از تعاون و همکاری «واعتصموا بحبل الله جمیعا».

یاس یادآور مهربانی هاست; اما نه، بگذار آرامتر بگویم. آهسته، آهسته. یاس یادآور حماسه زهراست، در میان کوچه. یاس یادآور چادر خاکی گلی است که در کناری سوخته. نام یاس یادمان می آورد غربت علی و دستان بسته را. نام یاس یادمان می آورد ربت سیلی به صورت نیلی را. نام یاس غدیر را غمگین و دل پیامبر را خون می کند.

غدیر از راه می رسد، با هزار آوای شورانگیز. آوای خوش پیامبر که مولای شما بعد من، یارم علی است. نامردمانی که گل یاس را پرپر کردند، مرد ایثار و جهاد را هر چه زودتر زمینگیر کردند. غدیر از راه می رسد، انوار ولایت همچنان می تابد. صدای علی از حنجره سید علی به گوش ها می رسد. علی آن روز با چاه درد و دل می کرد و سید علی امروز با ما. ما قدر غدیر را بدانیم تا یاس سیلی نخورد. ما قدر غدیر را بدانیم تا نور با ما بماند. ما قدر غدیر را بدانیم تا مولایمان مهدی (عج) با دست گلی از یاس برسد.

«هنّئونی هنّئونی ان الله تعالی خصّنی بالنبوة و خصّ اهل بیتی بالامامة؛ به من تبریک بگویید، به من شادباش بگویید، چون خدای تعالی مرا به پیامبری و اهل بیتم را به امامت برگزید». اینها جملات سراسر شور و شعف پیامبر اعظم(ص) بود که پس از بیان ولایت امام علی علیه السلام در روز غدیر بیان می­کردند.(الغدیر، ج1، ص513.)

یک: ولایت در کلام ولی

مسئله غدیر، مسئله‌ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله­ای پیش بیاورد؛ حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آنکه ارزش دارد، خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللّه کسی نیست که [آنچه] دلخواه است انجام بدهد، مأمور می‌کند رسول اللّه را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن.( امام خمینی رحمة الله علیه)

روز عید غدیر که به نام عید ولایت نامیده می شود،... روزی است که مفهوم ولایت اسلامی، به وسیله پیامبر اکرم یک مصداق روشن و عینی پیدا کرد. برای کسانی که می خواهند از... اسلام نمونه ای ذکر بکنند، بهترین نمونه، همان کسی است که نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله او را به الهام الهی و به دستور پروردگار عالم، برای منصب عظیم ولایت آن روز معیّن فرمود. ولایت که عنوان حکومت در اسلام و شاخصه نظام اجتماعی و سیاسی برای اسلام است، یک معنای دقیق و ظریفی دارد که معنای اصل ولایت هم همان است و آن عبارت است از پیوستگی، پیوند، در هم پیچیدن و در هم تنیدگی؛ این معنای ولایت است. (امام خامنه­ای حفظه الله)

دو: انوار عرشی

دو همراه همیشگی

برای بهتر انجام شدن کارهای مهم، انسان باید یاری همدل و همفکر داشته باشد.به همین خاطر حضرت موسی (ع) از خداوند درخواست نمود که برادرش هارون را یارو یاورش قرار دهد.خداوند مهربان برای هدایت بشر، آخرین و بهترین پیامبرش را به سوی مردم فرستاد و تبلیغ او را با انتصاب امیرالمومنین (ع) تکمیل کرد.برای پیامبر خاتم، یاری را انتخاب کرد که جان وجانان ، عاشق و فدایی پیامبر بود.همراهی پیامبر(ص) و علی علیه السلام آنقدر وسیع است که قبل از خلقت این جهان نیز با هم بوده اند.

پیامبر اكرم(ص) فرمود: «كنتُ اَنَا و عَلیِّ بنِ اَبِی طالب ـ علیه السّلام ـ نوراً بین یدی الله قبل أن یخلق آدم باربعه آلاف عام، فلمّا خلق آدم قسّم ذلك النور جزئین. فجزء أنا و جزء علیّ ؛ چهارده هزار سال پیش از اینکه آدم آفریده شود، من و علی نوری بودیم در برابر خدای متعال. چون خدای تعالی آدم را آفرید آن نور را دو نیمه کرد؛ نیمی از آن منم و نیمه دیگر علی است». ( تذكرة الخواص، ص46)

نکته قابل تأمل، در هم تنیدگی، همراهی و پیوستگی این دو نور می­باشد؛ بدین معنا که نمی­توان بین نور نبوت و ولایت فاصله انداخت و شرط تحقق هدایت مدنظر الهی برای سعادت بشریت، قبول همراهی و پیوند این دو نور با یکدیگر است.

سه: پدران امّت

پیامبر(ص) و علی علیه السلام، در واقع نور واحدی هستند که برای هدایت بشر،پا به عرصه این زمین خاکی نهاده اند.چراغ روشنی بخشی هستند که هدایت،کمال، تعلیم و تربیت و رسیدن به سعادت و خوشبختی دنیا وآخرت انسان ها را برعهده گرفته اند. آنان پدرانی دلسوز و مهربان اند که همواره سختی­ها را به جان می­خرند تا خوشبختی و موفقیت فرزندان خود را مشاهده نمایند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «أنا و علي أبَوَا هَذِهِ الأُمّة؛ من و علي دو پدر اين امت [مسلمان] هستیم». (تاريخ ابن عساكر، ج2، ص271. علل الشرائع، ج‏1، ص)

و فرمود: «حقُّ علیِّ بنِ اَبی طالب عَلَی هذهِ الاُمَّه لَحَقَّ الوالد علی وَلدَهِ: حقی که علی(ع) بر این امت دارد، همچون حقی است که پدر بر پسرش دارد. ( بحار الانوار، ج ۳۶، ص ۵)

بعدها امیرالمؤمنین علیه السلام خودشان فرمود: نمازی همراه پیامبر به جا آوردم، پس از نماز آن حضرت دست راستش را به دست راستم گذاشت و به سینه خود چسبانید و فرمود: «ای علی!» عرض کردم: «بلی یا رسول خدا!». فرمود: من و تو پدران این امّت هستیم. لعنت خدا بر کسی که عاق ما باشد، بگو آمین!». من هم «آمین» گفتم. (معانی الأخبار، ص118)

چهار: من و علی(ع)

هنگامه انجام فرمان الهی برای هدایت مردم فرا رسیده بود و علی علیه السلام توسط خداوند بلندمرتبه، برای همراهی پیامبر برگزیده شده بود، زیرا پروردگاربه جز علی علیه السلام، کسی را لایق همراهی و همدلی با رسول خاتم و محقق ساختن اهداف عالیه سعادت بشریت نمی­دانست.

رسول خدا(ص) نیز همواره این همراهی و همدلی را در مناسبت­های مختلف بروز می­دادند و می­فرمودند:

« من منذر و علی هادی است». ( تفسیر طبری، ج13، ص 72. جامع البیان، ذیل آیه)

«یا علی! کسی که با تو مخالفت کند با من مخالفت کرده است و کسی که با من مخالفت کند با خدا مخالفت کرده است».( بحار الانوار، ج ۳۸، ص۳۰)

« من شهر علم و علی درب آن است، هر كسی كه اراده كرده است شهر علم را دریابد، باید از درب آن وارد شود». ( مستدرك حاكم، ج32، ص 136)

« تو برادر من و من برادر توأم». (صحیح ترمذی، ج5، ص601، ح 3736. مستدرك حاکم، ج3، ص 16، ح 4289)

« اي علي! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من». (روضة المتقين، محمد تقي مجلسي، ج 13، ص 273 )

پنج: راز انتخاب

به راستی چرا خداوند متعال از میان مخلوقات خود، حضرت علی(ع) را برای همراهی با پیامبر خاتم خود انتخاب کرده است؟

راز این همراهی را باید در سخن خود پیامبر خاتم(ص) جست،.

فرمان الهی

سوگند به خدایی که مرا به نبوت مبعوث کرد... من علی را به عنوان جانشین در میان امت خود نَصب نکردم، مگر آنکه خداوند قبلاً او را در آسمان­هایش ستایش کرده و نام او را به عظمت برده و ولایت او را بر فرشتگان واجب کرده بود».( بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۹۲.)

علی(ع) عصاره پیامبران

هر که مى­خواهد به آدم و علم او و نوح و تقواى او و ابراهیم و دور اندیشى و بردبارى او و موسى و هیبت او و عیسى و عبادت او بنگرد، به على بن ابى طالب بنگرد».

مرد فضیلت­ها

«خداوند براي برادرم علي عليه السلام فضايلي قرار داده كه از شماره بيرون است». (قندوزي، ينابيع المودة، ص 121)

«اگر تمام باغ‏ها قلم گردد و همه درياها مركب باشد و كليه جن‏ها حسابگر و انسان‏ها نويسنده باشند، تا فضايل و مناقب على بن ابيطالب عليه السلام را بشمارند، نمى‏توانند». ( بحار الانوار، ج 28، ص 197 )

نماد ایمان

«اگر تمام هفت آسمان و زمين در يك كفه ترازو قرار بگيرد و ايمان على عليه السلام در كفه ديگر، ايمان او سنگينى مى‏نمايد». ( مستدرک الوسائل، ج15، ص 338. تاریخ مدینه دمشق، ج42، ص 341)

شهرت آسمانی

جبرئيل در عالم‏«معراج‏» در مورد«على بن ابى طالب‏» عليه السلام به رسول اكرم(ص) فرمودند: سوگند به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث ساخته است، اهل آسمان‏ها على را بهتر از ساكنين زمين مى‏شناسند، على هرگز در جنگى‏ «تكبير» نگفت، مگر اينكه ما نيز با او تكبير گفتيم، و هيچ وقت ‏به گروهى حمله نكرد، جز اينكه ما نيز حمله كرديم، و هر كجا او شمشير زد ما نيز در كنارش به كمك وى مى‏شتافتيم. (بحارالانوار، ج39، ص 98)

شش: محبوب پیامبر(ص)

فاصله زمانی پا به زمین گذاشتن نور الهی علی علیه السلام ، دلتنگی و شوق دیدار را در پیامبر (ص) افزون نموده بود؛ به همین دلیل هنگامى که فاطمه بنت اسد نوزاد را خدمت پیامبر آورد، با علاقه شدید آن حضرت نسبت ‏به کودک رو به رو شد. پیامبر(ص) از وى خواست که گهواره على(ع) را در کنار رختخواب او قرار دهد. نه تنها پیامبر گهواره حضرت على(ع) را در موقع خواب حرکت مى‏داد، بلکه در مواقعى از روز بدن او را مى‏شست و با او با کمال ملاطفت ‏سخن مى‏گفت. گاهى او را به سینه مى‏فشرد و مى‏گفت: این کودک برادر من است و در آینده ولى و یاور و وصى و همسر دختر من خواهد بود.پیامبر اعظم(ص) به سبب علاقه‏اى که به حضرت على(ع) داشت، هیچ گاه از او جدا نمى‏شد و هر موقع از مکه براى عبادت به خارج شهر مى‏رفت، ‏حضرت على علیه السلام را همچون برادر کوچک یا فرزند دلبندى همراه خود مى‏برد. (کشف الغمة، ج‏1، ص‏90. نهج البلاغه، خطبه قاصعه)

هفت: جانِ پیامبر(ص)

حضرت علی(ع) دست در دست پیامبر(ص) مراحل رشد و کمال را طی نمود و در همه مراحل همدوش و همپای رسول الله گام بر می­داشت، تا آنجا که خداوند او را جان و نفس پیامبر خاتم معرفی کرد. این لقب والا در ماجرای مباهله رخ داد.

مسیحی‏ها وقتی که استدلال‏های متقن پیامبر(ص) را دیدند، حاضر به بحث نشدند و فقط می‏گفتند: ما حقیم و دین ما بر حق است. پیامبر(ص) برای روشن شدن حق و باطل ، راهی را پیشنهاد کردند که هر دو گروه آن را قبول داشتند. حضرت فرمود: «اگر راست می‏گویید بیایید مباهله کنیم؛ یعنی هر دو گروه در یک مکان مشخص حاضر شویم و از خدا بخواهیم هر که بر باطل بود مورد لعنت خدا قرار بگیرد و نابود شود».

آن‏ها ابتدا قبول کردند و به همین خاطر رؤسا و بزرگان خود را جمع کردند و منتظر ماندند تا پیامبر هم با یاران خودشان بیایند. آنان خیال می‏کردند الان پیامبر با عده‏ی زیادی خواهد آمد. اما یک دفعه با صحنه‏ی عجیبی مواجه شدند. همراهان پیامبر فقط پنج تن بودند. محمد امین، علی، فاطمه، امام حسن که دستش در دست‏های پیامبر بود و امام حسین علیهم السلام که در بغل پیامبر قرار داشت. این‏جا بود که بزرگِ مسیحیان که خودش بهتر از هر کسی می‏دانست حق با کیست، گفت: به خدا چهره‏هایی نورانی را می‏بینم که اگر دست به آسمان بلند کنند و ما را نفرین کنند، یک نفر مسیحی در جهان زنده نخواهد ماند. بیایید برگردیم. لذا حاضر شدند به پیامبر(ص) و حکومت اسلامی جِزیه و مالیات بدهند و دیگر دشمنی نکنند. تفسیر مجمع البيان، طبرسي، ذيل آيه مباهله.

در این هنگام آيه‏ی مباهله نازل شد كه: فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْناءَنا وَ اَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَكُمْ ...؛ بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نمایيم، شما هم زنان خود را، ما از جان‏هاي خود دعوت مي‏كنيم شما هم از جان‏هاي خود؛ آن‏گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»

بدین ترتیب حضرت علی علیه السلام به عنوان نفس و جان پیامبر(ص) در این مباهله شرکت جستند و بار دیگر همراهی و همدلی خود را نشان دادند.

هشت: اولین همراه

سه سال از بعثت پيامبر(ص) گذشته بود که آيه «و اَنذِر عَشِیرَتَكَ الأقرَبِينَ»(سوره شعرا، آیه214) نازل شد و فرشته وحی دستور جديدي از طرف خداوند بر پيامبر ابلاغ کرد. پيامبر نیز پس از چند جلسه پذيرايي، دعوت خود را با آنان در ميان گذاشت و درجمع سران بني هاشم فرمود: «من خير دنيا و آخرت را براي شما آورده­ام. خداوند به من امر كرده است كه شما را به آن دعوت كنم. كدام يك از شما مرا در نشر اين آيين ياري مي­كند تا برادر و وصي و جانشين من در ميان شما باشد؟»

حضرت سه مرتبه اين سخن را تكرار نمود و در هر بار تنها علي عليه السلام آمادگي خود را اعلان كرد. در اين موقع پيامبر(ص) دست علی علیه السلام را بالا گرفت و فرمود: «ان هذا اخي و وصيي و خليفتي فيكم؛ او برادر و وصي و جانشين من در ميان شماست.» (تاريخ طبري، ج 2، ص 64 ؛ مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 159)

نه: علی علیه السلام تمام ایمان

جانفشانی­ها و مبارزات علی علیه السلام زبانزد خاص و عام شده بود. در هر جنگی که پیش می­آمد، مرد میدان و یکه­تاز پیروز تمامی میدان­های مبارزه، تنها علی علیه السلام بود که با شکست مدعیانی همانند عَمرِو بنِ عَبدوُدّ، حمایت از پیامبر در جنگ اُحد، شکست یهودیان خیبر و... مدال­های متعددی از سوی رسول الله(ص) دریافت می­نمود. برخی از این مدال­ها عبارت بودند از:

«برز الايمان كله الي الشرك كله؛ تمام ايمان در مقابل تمام كفر قرار گرفت». ( بحارالانوار، ج29، ص11)

«لا فتي الا علي، و لاسيف الا ذوالفقار؛ جوانمردي چون علي و شمشيري چون ذوالفقار نيست». ( بحارالانوار، ج20، ص 105)

«ضربة علي عليه السلام في يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين؛ یک ضربت علی در روز خندق، از عبادت جن و انس برتر است». ( بحارالانوار، ج20، ص 205. مستدرک حاکم، ج3، ص 32)

«به خدا قسم علي عليه السلام يك لشكر است [در جنگيدن] در راه خدا». ( محمدي ري شهري، شهادت، ص 7 )

«يا علي! اگر تمام شرق و غرب عالم به جنگ تو آيند، توان جنگيدن با همه آنان را داري».(سفينة البحار، ج 1، ص 690)

ده: دو کار ناتمام

ده سال از هجرت پيامبر بزرگوار اسلام(ص) گذشته بود و اسلام قدرت روزافزونی یافته، بود. در این هنگام ناگهان جبرئيل بر پیامبر مهربانی ها نازل شد و ضمن خبر دادن از نزدیک بودن پایان مأموریت ایشان، فرمان الهی مشتمل بر اتمام دو کار ناتمام را ابلاغ نمود و پیام الهی را بر ایشان خواند: «وَ اَذِّن فِي النّاسِ بِالحَجّ...؛ و مردم را دعوت عمومي به حج كن...».

فریضه حج [تمتع]، یکی از احکامی بود که بنابه مصلحت­های گوناگون، خود پیامبر اعظم(ص) در آن شرکت نجسته بود. اما پس از این فرمان الهی، پيامبر(ص) آهنگ حج نموده و دستور داد: مؤذنان و مناديان اعلام كنند كه رسول خدا(ص) در اين سال به حج خواهد رفت و به همين منظور، نامه هاي فراواني به افراد، شخصيّت­ها، رؤسا و قبايل نوشت كه هر كه توانايي رفتن به حج دارد، خود را مهيّا سازد.

در همان سال با حضور پيامبر(ص) حج بسيار باشكوه و پر خاطره­اي برگزار شد و با پايان پذيرفتن حج، آن حضرت آهنگ بازگشت به مدينه را نموده و چون به «كراع الغميم» (محلي در بين راه مكّه و مدينه) رسيد، جبرئيل نزد حضرتش آمد و فرمان جدید و در واقع دومین کار ناتمام پیامبر را ابلاغ فرمود: «يا ايّها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك وان لم تفعل فما بلّغت رسالته واللّه يعصمك من النّاس؛ اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ كن و اگر چنين نكني، رسالت او را انجام نداده­اي. خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم حفظ مي­كند.»

یازده: چهار راه ولایت

با صدور فرمان تبليغ رسالت الهي و نصب علي عليه السلام به عنوان وصي و جانشين پيامبر(ص)، آن حضرت همانجا توقف كرده، دستور داد: اوّلين گروه مسلمانان كه به نزديكی هاي جحفه رسيده بودند، برگردند و آنكه از راه مي­رسد، توقّف كند. سپس بارهای خود را در محلي به نام غدير خم به زمين گذارد. (بحارالانوار، ج 37، ص 111 و ص 158؛ الغدیر، علامه اميني، ج 1، ص268.)

چرا غدیر خم؟

علت انتخاب غدیر خم برای سخنرانی و اعلام دومین و مهم­ترین کار ناتمام پیامبر(ص) چیست؟ چرا ایشان این امر مهم را در همان مکه یا مدینه اعلام نفرمود؟ علامه عسگری درباره علت این انتخاب می­نویسد: غدير براي اين بود كه پيامبر(ص) سخني در مورد علي عليه السلام بگويد كه بين صحابه تنها نباشد. جايي باشد كه تمام مسلمانان بشنوند، و الاّ حضرت رسول مكرر در مورد جانشيني او صحبت كرده بود و حتي اسامي دوازده امام را برده بود. بايد تعيين علي عليه السلام در جايي باشد كه از كنترل كردن صحابه در مدينه خارج باشد.«غدير» كه قبل از «جُحفه» قرار دارد، محل جدا شدن اهل مدينه و مصر و اهل عراق و اهل نَجد بود و آبگير و درختان كهنسالي در آن وجود داشت. به امر الهي اين مكان براي اجتماع انتخاب شد و طبق دستور پيامبر اكرم ص) بيش از يكصد و بيست هزار نفر همراه ايشان براي اجتماع در آنجا اجتماع كردند، حتي دوازده هزار يمني كه مسيرشان به سمت شمال نبود، تا غدير همراه آن حضرت آمدند.(الغدیر، علامه اميني، ج 1، ص 268)

دوازده: رسول خدا را اجابت کنید!

جمعيت به غدير خم رسيده بود و دیگر بیش از یکصد هزار حاجی آنجا جمع شده بودند. زیر آفتاب، کنار برکه­ی غدیر تا چشم کار می‌کرد مرد و زن ایستاده بودند، همه منتظرند پیامبر از فراز منبری که از پالان شترها درست شده، چه می‌خواهد بفرماید؟! بعضی‌ها روی انگشتان پا ایستاده‌اند تا در میان جمعیّت چهره­ی پیامبر را ببینند. شدت گرما به حدي ناراحت كننده بود كه مردم گوشه­اي از لباس خود را به سر انداخته و گوشه­اي از آن را زير پاي خود قرار داده بودند و عده­اي از شدت گرما، عباي خود را به پايشان پيچيده بودند.رسول خدا(ص) در حالي كه از شدت گرما گوشه پيراهن مبارك را بر سر خود قرار داده بود، مردم را برای شنیدن پیام الهی تشویق نموده، می­فرمود: «ايها الناس اجيبوا داعي الله، انا رسول الله؛ اي مردم! دعوت كننده خدا را اجابت كنيد، من فرستاده خدايم».

این فرمایش حضرت، كنايه از آن بود كه وقت ابلاغ پيام بس مهمي فرا رسيده است و همه باید با گوش جان پذیرای شنیدن آن شوند. پس از اين دستور، همه مركب­ها متوقف و جلو رفته­ها بازگشتند.

سیزده: پیام آسمانی

جمع حاجیان رفته رفته تکمیل می­شد و لحظات سخنرانی در آن بیابان گرم و سوزان نزدیک می­گشت. با توجه به جمعیت انبوه حاضر، پيامبر(ص)، دستور دادند تا محل سخنرانی را آماده كنند. سپس با كمك سنگ­ها و جهاز شتران، منبري به بلندي قامت آن حضرت ساختند.بعد از اقامه نماز ظهر، حضرت بر بالاي منبر رفت و اميرمؤمنان عليه السلام را نيز فرا خواند و به او دستور داد، بالاي منبر بيايد و در سمت راستش يك پله پايين­تر، بر فراز آن قرار گيرد.

سکوت و انتظار

پیامبر سکوت را می‌شکند و بعد از حمد و ثناي الهي می فرماید: «‌ای مردم من برای شما چگونه پیامبری بودم؟»

حرف­هایش بوی رفتن می‌داد، این حس را هیچ­گاه در ایشان ندیده بودیم، چه می‌خواهد بگوید. آخرین سخن چیست؟ پیامبر صحبت­هایش را ادامه می‌دهد: فرشته وحی بر من نازل شد و از طرف حق تعالی به من دستور داد که پیام مهمی را به شما برسانم. (بحارالانوار، ج 21، ص 387؛ الغدير، ج 1، ص 10 و ص 24؛ عوالم، ج 15، ص44 و 97 )

چهارده: ولایت، راز جاودانگی

حضرت رسول(ص) فرمود: «اقرار مي­كنم به بندگي خدا و شهادت مي­دهم كه او پروردگار من است و آنچه به من وحي نموده، ادا مي­نمايم وگرنه ترس آن دارم عذابي بر من فرود آيد... خداوند بر من چنين وحي كرده است: اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن و اگر انجام ندهي، رسالت او را نرسانده­اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي­كند.

اي مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهي نكرده­ام، جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام رساند... و مرا مأمور كرد كه در اين محل اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم: «ان علي بن ابي طالب اخي و وصيي و خليفتي والامام من بعدي...؛ همانا علي بن ابي طالب، برادر، وصي و جانشين من و امام بعد از من است. كسي كه نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسي است، جز اينكه پيامبري بعد از من نيست و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش مي­باشد».

پیامبر اعظم(ص) پس از سخنرانی مفصل و جامع خود، چند مرتبه مسلمانان را شاهد گرفت كه آيا فرمان خدا را رسانده و تبليغ كردم و در هر مرتبه آنان مي­گفتند: آري، يا رسول الله!

هنوز خطبه و سخن پيامبر(ص) پايان نپذيرفته بود كه جبرئيل بار ديگر نازل شد و گفت: «اليوم اَكمَلتُ لَكُم دِينَكُم وَ اَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإسلامَ دِينَاً؛ امروز دين را براي شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئين (جاودان) شما پذيرفتم.» (سوره مائده، آیه سوم)(علامه اميني، الغدير، ج 1، ص 159)

پانزده: ولایت یا محبت؟

بدون شک، در زمانی که رسول خدا(ص)در حال سخنرانی و اعلام وصایت و جانشینی حضرت علی علیه السلام بودند، هیچ یک از حاضران از فرمایشات ایشان صرف دوست داشتن امیر مؤمنان(ع) را برداشت ننمود، زیرا پیامبر(ص) نه تنها در جمله معروف «مَن کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه»، بلکه در جای جای خطبه خودشان، بارها با صراحت به ولایت به معنای جانشینی و رهبری پس از خود تأکید کردند. از جمله فرمودند:v او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش مي باشد، همانگونه که خداوند فرموده: «صاحب اختيار شما، خدا و رسولش هستند و كساني كه ايمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند.» و علي بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد مي كند.

اي مردم! از او (علي عليه السلام) به سوي ديگري گمراه نشويد، و از او روي بر مگردانيد و از ولايت او سرباز نزنيد. اوست كه به حق هدايت نموده و به آن عمل مي كند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهي مي نمايد.

اي مردم! او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است، و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است.

اي مردم! او از طرف خداوند امام است و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او را نمي بخشد.

شانزده: هر عاقلی ولایت را می فهمد!

پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله) در چند جای مختلف خطبه ای که در روز عید غدیر ایراد فرمود به ولایت امیرالمومنین علیه السلام تصریح فرمود تا شبهه ای برای کسی باقی نماند. از آن جمله:

جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و مي گويد: «هركس با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد.

واو علي بن ابي طالب، برادر و جانشين من است و ولايت او از جانب خداوند متعال است كه بر من نازل كرده است.

بدانيد من پيام خدا را رساندم، و وظيفه خود را ادا كردم، بدانيد كه من به شما رساندم، بدانيد كه من (مساله ولايت و امامت را) توضيح دادم و روشن نمودم، بدانيد كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز وجل مي گويم، بدانيد كه اميرالمؤمنين، غیر از اين برادرم علي(ع) نيست.

اي مردم! اين علي، وصي من، جامع علم من و جانشينم در ميان امتم مي باشد... او خليفه رسول خدا، اميرالمؤمنين و امام هدايت كننده از طرف خداوند است.

اي مردم! خداوند دين شما را با امامت او كامل نمود، پس هر كس به او و كساني كه جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند اقتدا نكند، چنين كساني اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش دائمي خواهند بود، عذاب از آنان تخفيف نمي يابد و به آنان مهلت داده نمي شود.

هفده: همه تبریک گفتند حتی ...

با پایان یافتن سخنرانی و معرفی امیرمؤمنان علیه السلام به عنوان جانشین پیامبر خدا(ص)، نزول آیه اکمال نیز مهر تأیید نهایی پروردگار بر حقانیت این انتصاب بود. پس از نزول این آیه، پيامبر(ص) تكبير گفت و فرمود: «الله اكبر علي اكمال الدّين و اتمام النّعمة و رضي الرّبّ برسالتی و ولاية عليّ من بعدي؛ الله اكبر به كامل شدن دين و تمام شدن نعمت الهي و خشنودي پروردگار بر اداي رسالت او و ولايت و جانشيني علي عليه السلام پس از من».

سپس از منبر پائين آمد و دستور داد: براي علي چادري نصب نمايند و مسلمانان حاضر دسته دسته بر او وارد شده و به او به خاطر ولايت و جانشيني پس از پيامبر(ص) تبريك گويند.دو خیمه بر پا شد که در یکی خود آن حضرت و در دیگری امیرالمؤمنین علیه السلام، نشستند و مردم دسته دسته وارد خیمه حضرت می­شدند و پس از بیعت و تبریک، در خیمه امیرالمؤمنین علیه السلام حضور می­یافتند و با آن حضرت بیعت می­کردند و تبریک می­گفتند.

زنان نیز، با قرار دادن ظرف آبی که پرده­ای در وسط آب بود، بیعت نمودند. به این صورت که امیرالمؤمنین علیه السلام دست مبارک را در یک سوی پرده داخل آب قرار می­دادند و در سوی دیگر، زنان دست خود را درون آب قرار می­دادند.از جمله تبريك گويان، عمر بن الخطاب بود كه بر حضرت وارد شد و پس از تبريك اظهار داشت: «بخّ بخّ لك يابن ابي طالب اصبحتَ مولايَ و مَولي كُلّ مُؤمن و مؤمِنَه؛ گوارا باد بر تو، اى فرزند ابوطالب! مولاى من و مولاى همه زنان و مردان مؤمن شدى»( اعلام الوري، ص 139؛ الدر الثمين، ص 36)

هجده: نزول عذاب بر منکر علی علیه السلام در روز غدیر

در طول مدت سه روز اقامت در غدیر خم، اتفاقات و مؤیدات آسمانی و زمینی نمود یافت که همگی بر الهی بودن این انتخاب و معنای روشن ولایت، یعنی جانشینی پس از پیامبر(ص) تأکید دارند.

امضای الهی

محمد! ما را امر نمودی به گفتن: «لا إله إلاّ اللّه، مُحَمَّد رَسُولُ اللّه» ما قبول کردیم، امر کردی در پنج وقت نماز بگزاریم، پذیرفتیم، امر به زکاة، حج، روزه و سایر واجبات کردی، اطاعت نمودیم. به اینها راضی نشدی تا این که پسر عموی خود ـ علی‌ـ را به امامت و وصایت منصوب کردی. آیا این کار را از طرف خود انجام دادی یا خدا به تو دستور داد چنین کنی؟

اینها جملات بی ادبانه نُعمان بن حارث فِهْری بود که حاضر نبود نور علی(ع) را در تاریک خانه­ی جان خود بیفروزد.

رسول‌خدا‌(ص)در پاسخ او فرمود: به خدا سوگند، من به امر و فرمان پروردگار علی را منصوب نمودم.

نعمان بن حارث فهری روی برتافت و گفت: أللَّهُمَّ إنْ کانَ هذا مِنَ الْحَقِّ فَأمْطِرْ عَلَینا حِجارةً مِنَ السَّماءِ أوِ ائْتِنا بِعَذابٍ ألیمٍ؛ پروردگارا! اگر آنچه محمد درباره علی می‌گوید از جانب تو و بر حقّ است؛ پس از جانب آسمان بر سر ما باران سنگ ببار، یا به عذابی دردناک ما را گرفتار کن» نعمان بن حارث فهری هنوز به مرکب خود نرسیده بود که ناگهان سنگی از آسمان فرود آمد و برسر او اصابت کرد و در دم به هلاکت رسید.

در این هنگام این آیات نازل شد: «سَألَ سائِل بِعَذابٍ واقعٍ. لِلْکافِرینَ لَیسَ لَهُ دافِع. مِنَ اللّهِ ذِی الْمعارِج؛ تقاضا کننده‌ای درخواست عذابی کرد که واقع شد. این عذاب مخصوص کافران است و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را دفع کند. از سوی خداوندی است که ذی‌المعارج است. (فرشتگانش بر آسمان­ها صعود می‌کنند)» (سوره معارج، آیات3ـ1).

(تذکرة الخواص، سبط بن الجوزی، ص 37؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 286، ح 1030.)

نوزده: اقدام جالب پیامبر(ص)

با توجه به اهمیت موضوع و از آنجا که بیعت گرفتن از فرد فرد آن جمعیت انبوه، از طرفی ناممکن بود و از سوی دیگر امکان داشت برخی افراد به بهانه­های مختلف از بیعت شانه خالی کنند و حضور نیابند و در نتیجه نتوان التزام عملی و گواهی قانونی از آنان گرفت، لذا حضرت رسول(ص) دست به ابتکار و اقدام جالبی زدند و در اواخر سخنانشان فرمودند: ای مردم، چون با دست و با این وقت کم و با این سیل جمعیت، امکان بیعت برای همه وجود ندارد، خداوند عزّوجل به من دستور داده که از زبان شما اقرار بگیرم و پیمان ولایت علی امیرالمؤمنین را محکم کنم و نیز بر امامان پس از او که از نسل من و اویند؛ همان گونه که اعلام کردم که ذرّیّه من از نسل اوست.

پس شما همگی این سخنی را که من می­گویم تکرار کنید و بگویید: إِنّا سامِعُونَ مُطیعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّکَ فی أَمْرِ إِمامِنا عَلِی أَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبایِعُکَ عَلی ذالِکَ بِقُلوُبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَیْدینا؛ ما فرمان تو را که از جانب خداوند درباره علی بن ابی طالب و امامان از فرزندانش به ما رساندی اطاعت می­کنیم و به آن راضی هستیم، وبا تو پیمان می بندیم با دل و جان و زبان و دست­هایمان... و هرگز پیمانمان را دگرگون نخواهیم کرد و خداوند از ما عهد شکنی نبیند. و نیز فرمان تو را به نزدیک و دور از فرزندان و خویشان خود خواهیم رسانید و خداوند را بر آن گواه خواهیم گرفت. ( فرازهای پایانی خطابه غدیر)

بیست: چه زود فراموششان شد!

زمان کوتاهی از این ماجرا نگذشته بود که رسول مهربان امت به دیدار حق و جایگاه عرشی خود بازگشت و مسئولیت هدایت بر دوش علی (ع) گذارده شد. ولی هنوز جنازه مبارک پیامبر(ص) بر روی زمین بود و مراسم کفن و دفن انجام نشده بود که عده­ای در جایی به نام سقیفه بنی ساعده جمع شدند و به قول خودشان برای نجات مردم از پراکندگی و بلاتکلیفی به شور و مشورت نشستند تا از میان خود فردی را برگزینند تا رهبری و پیشوایی مردم را بر عهده بگیرد و جامعه از تشتت و سردرگمی بیرون بیاید!

یعنی آنان هم فهمیده بودند که جامعه نمی­تواند بدون رهبر بماند، پس اینان، چرا عید غدیر و دیگر مناسبت­هایی که پیامبر اعظم(ص) در آنها حضرت علی(ع) را به خلافت و رهبری معرفی کرد، توجیه نموده و نپذیرفتند؟ یعنی آنان اهمیت و جایگاه بی­بدیل این مطلب مهم را درک کردند، ولی خدا و پیامبرشان نه؟! مگر نه اینکه خداوند متعال بهترین فرد را برای رهبری امت برگزید؟مگر نه اینکه پیامبر(ص) امر خداوند را ابلاغ نمود؟مگر نه اینکه پدر مهربان امت که از هرکسی دلسوزتر است بهترین خلیفه و رهبر را به مردم معرفی نمود؟ پس چرا امر خدا را زیر پا نهاده و با عقل ناقص خود دنبال پیشوا و رهبر می گردند؟ پس چرا خودشان ندانسته و ناخواسته با عمل خود، سخن و سیره پیامبر(ص) را تأیید و عمل خودشان را باطل کردند!!

دعای عید

اَللّهُمَّ فَکَما جَعَلْتَهُ عیدَکَ الاْکْبَرَ

خدایا چنانچه آن را عید بزرگ خود قرار داده­ای

وَ سَمَّیْتَهُ فِی السَّمآءِ یَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِی الاْرْضِ یَوْمَ الْمیثاقِ الْمَاْخُوذِ

و نامیدی آن را در آسمان روز عهد معهود و در زمین روز پیمان گرفتن

صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَقْرِرْ بِهِ عُیُونَنا

درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن کن به وسیله آن دیدگان ما را

وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا

و گردآور به دستش پراکندگی ما را و گمراهمان مکن پس از آن که هدایتمان کردی.

(اقبال الاعمال، سیدبن طاووس، ج2، ص 306)

آمین رب العالمین


http://media2.afsaran.ir/sijS78K_535.jpg

غدير عامل فهم اقامه عدل درحكومت سياسى
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ |
http://golgofteh.persiangig.com/blogphoto/Emam.jpg

عید غدیر در کلام حضرت امام خمینی رحمه الله

حضرت امام خمینی رحمه الله، عید غدیر خم را که کاشتن بذر ولایت در جان همه مسلمانان است، مختص گروه خاصی نمی‌دانست و در این باره می‌فرمود: «امروز که روز عید غدیر است، از بزرگ‌ترین اعیاد مذهبی است. این عید، عیدی است که مال مستضعفان است، عید محرومان است، عید مظلومان جهان است، عیدی است که خدای تبارک و تعالی به وسیله رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیا، حضرت امیر علیه السلام را منصوب فرمودند».

ارزش مولا علی علیه السلام

حضرت امام خمینی رحمه الله معتقد بود که بزرگیِ عید غدیر، از وجود با برکت علی علیه السلام است و می‌فرمود: «مسئله غدیر، مسئله‌ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله ای پیش بیاورد؛ حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آنکه ارزش دارد، خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللّه کسی نیست که [آنچه] دلخواه است انجام بدهد، مأمور می‌کند رسول اللّه را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن.

غدير آمده بفهماند سياست به همه مربوط است‏

اين‏كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قائل شده‏اند - و ارج هم دارد - براى اين است كه با اقامه ولايت - يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق - همه اين مسائل حل مى ‏شود، همه انحرافات از بين مى‏رود. اگر حكومت عدل به پا شود، اگر گذاشته بودند كه حضرت امير(ع) حكومتى را كه مى ‏خواهد، به پا كند، تمام انحرافات از بين مى‏رفت و محيط يك محيط صحيح و سالم مى ‏شد كه آن وقت مجال براى همه اشخاص كه داراى افكار هستند - عرفا، حكما، فقها - پيدا بشود. از اين جهت، اسلام بُنِىَ عَلى‏ خَمْس، نه معنايش آن است كه ولايت در عرض اين است، ولايت اصلش مسأله حكومت است، حكومت هم اين طورى است، حكومت حتى از فروع هم نيست.

آن چيزى كه براى ائمه ما قبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده است، اين يك مقامى است كه مقام ولايت كلى است كه آن امامت است كه در روايت هست كه «الْحَسَنُ وَ الْحُسَين امامان قاما اوْ قَعَدا»، وقتى قعد است كه امام نيست. امام به معناى حكومت نيست، آن يك امام ديگرى است و آن مسأله ديگرى است. آن مسأله، مسأله‏اى است كه اگر او را كسى قبول نداشته باشد، اگر آن ولايت كلى را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همين قواعد اسلامى شيعه هم به‏جا بياوريد، باطل است، اين غير حكومت است، آن در عرض اين‏ها نيست، آن از اصول مذهب است، آنى است كه اعتقاد به او لازم است و از اصول مذهب است.انحرافى كه پيدا شده است - علاوه بر همه انحرافات - همين انحراف است كه ما باور كرديم كه سياست به ما چه ربط دارد.

غدير آمده است كه بفهماند سياست به همه مربوط است، در هر عصرى بايد حكومتى باشد با سياست، منتها سياست عادلانه كه بتواند به واسطه آن سياست، اقامه صلاة كند، اقامه صوم كند، اقامه حج كند، اقامه همه معارف را بكند و راه را باز بگذارد براى (صاحبان) افكار، يعنى افكارشان را با دلگرمى و با آرامش ارائه بدهند.

بنابراين، اين طور نيست كه ما خيال كنيم كه ولايتى كه در اينجا مى‏گويند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دين است، خير، اين ولايت عبارت از حكومت است، حكومت مجرى اين‏ها است، در عرض هم به آن معنا نيست، مجرى اين مسائل ديگر است.( صحيفه نور، ج 20، صص 29 – 30)

غدير، روز تعيين الگوى هميشگى حكومت‏

روز عيد غدير روزى است كه پيغمبر اكرم(ص) وظيفه حكومت را معين فرمود و الگوى حكومت اسلامى را تا آخر تعيين فرمود، حكومت اسلام، نمونه‏اش عبارت است از يك همچو شخصيتى كه در همه جهات مهذب است.( صحيفه نور، ج 3، ص 197)

پیامبر اكرم(ص) هنگامه رحلت جانشين و جانشين‏ها را تا زمان غيبت تعيين كرد و همان جانشين‏ها امام امت را هم تعيين كردند و به‏ طور كلى اين امت را به خود وانگذاشتند كه متحير باشند، براى آن‏ها امام و رهبر تعيين كردند.تا ائمه هدى(ع) بودند، آنها رهبربوده وباشند و بعد فقها؛ آن‏هايى كه متعهدند، آن‏هايى كه اسلام‏شناسند، آن‏هايى كه زهد دارند، آن‏هايى كه از دنيا اعراض دارند، آن‏هايى كه توجه به زرق و برق دنيا ندارند، آن‏هايى كه براى ملت دلسوز هستند، آن‏هايى كه ملت را مثل فرزندان خودشان مى‏دانند، آن‏ها را تعيين كردند؛ براى پاسدارى از اين امت. مع‏الاسف اشخاصى كه اطلاع ندارند بر وضعيت برنامه‏ هاى اسلام، گمان مى ‏كنند كه اگر چنانچه ولايت فقيه در قانون اساسى بگذرد، اين اسباب ديكتاتورى مى ‏شود، در صورتى كه ولايت فقيه است كه جلوى ديكتاتورى را مى‏گيرد. اگر ولايت فقيه نباشد، ديكتاتورى مى‏شود. آن‏كه جلوگيرى مى ‏كند از اين‏كه رئيس جمهور ديكتاتورى نكند و...، آن فقيهى كه براى امت تعيين شده است و (به عنوان) امام امت قرار داده شده است، آن است كه مى ‏خواهد اين ديكتاتورى ‏ها را بشكند و همه را به زير بيرق اسلام و حكومت قانون بياورد.( صحيفه نور، ج 10، ص 174)

زنده ‏نگهداشتن غدير براى چيست؟

زنده نگه‏داشتن اين عيد، نه براى اين است كه چراغانى بشود و قصيده ‏خوانى بشود و مداحى بشود، اين‏ها خوب است، اما مسأله اين نيست. مسأله اين است كه به ما ياد بدهند كه چطور بايد تبعيت كنيم، به ما ياد بدهند كه غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در همه اعصار بايد باشد و روشى كه حضرت امير(ع) در اين حكومت پيش گرفته است، بايد روش ملت‏ها و دست‏ اندركاران باشد.( صحيفه نور، ج 10، ص 174)

ندای تاریخی وآسمانی میعادگاه غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ |
ندای آسمانی غدیر ، مقدّمه ، متن و ترجمه ای است از بزرگترین سخنرانی تاریخ اسلام یعنی خطابه ی پیامبر صلی الله علیه و آله در میعاد گاه غدیر.تأکید خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام در خصوص غدیر نشان دهنده اهمیت این موضوع است.قرآن و سیره پیامبر گرامی اسلام فضایل، شخصیت و کمالات نخستین امام همام را برای مردم به خوبی بیان کرده است.واقعه غدیر سبب اکمال دین و اتمام نعمت شد، برای هیچ واجبی تا این حد تأکید نشده است و این بر اهمیت مسأله غدیر تأکید دارد.
http://www.ghadiresf.com/wp-content/uploads/2013/09/khotbe-khani-650x380.jpg

ای مردم! با روی گرداندن از علی(ع)، خود را در گمراهی گرفتار نکنید. از علی(ع) فاصله نگیرید و از ولایت و امامت او سرباز نزنید؛ زیرا علی(ع) تنها کسی است که به حق راهبر و خود عامل بدان است. او باطل را محو می نماید و شما را از آن بر کنار می دارد. او در راه خدا سرزنشِ سرزنش کنندگان را وقعی نمی نهد. او نخستین کسی است که به خدا و رسولش گرویده و کسی است که جان خود را در راه رسول خدا در طبق اخلاص نهاد و اول کسی است که همراه با رسول خدا(ص) پروردگار را عبادت نمود، آنگاه که احدی از مردان غیر از او با من، خدا را عبادت نمی کرد. ای مردم! علی(ع) را بر دیگران برتری دهید، پس به تحقیق که خدا او را برتری داده است و او را به امامت قبول کنید؛ زیرا خدا او را بدین مقام منصوب کرده است.»

غدیر تنها یک واقعه تاریخی در انتخاب جانشین نبی مکرم اسلام نیست بلکه استمرار حکم الهی در تداوم رسالت و شناساندن احکام امامت و ولایت در هدایت امت اسلامی است.واقعه غدیر یک اتفاق ساده و رویداد معمولی نبود بلکه مکتبی است که در آن آرمان‌های بشری به زیباترین شکل جلوه کرد و حقانیت دین اسلام در هدایت امت اسلامی نمود پیدا کرد.در این روز امت اسلامی شرف و مجد یافتند و در سایه ولایت حضرت علی (ع) توانستند به بزرگ‌ترین رستگاری دست پیدا کنند.

این روز در حقیقت نقطه تلاقی تداوم رسالت در مکتب امامت است، در این روز باید شعائر دینی و سنت نبوی احیا شود چرا که خداوند به پیامبر خود امر کرده است که اگر ولایت و امامت حضرت علی (ع) را بازگو نکند و در معرفی آن کوششی نداشته باشد کار به سرانجام نمی‌رسد.

‌از همین رو عید غدیر عید اکبر امت اسلامی است که ضرورت دارد در جامعه ابعاد این عید بزرگ به عموم مردم شناسانده شده و فرهنگ‌سازی در مورد آن انجام شود.جمهوری اسلامی ایران تبلوری از این حادثه عظیم در سایه رهبری صالح و ولی فقیه عادل است، همه ما افتخار می‌کنیم که در حکومت صالحان و رهبر شایسته‌ای همچون امام خامنه‌ای زندگی کرده و احکام اسلامی را اجرا می‌کنیم.

عید غدیر است که ریشه برخی از دشمنی‌ها و کدورت‌ها با مکتب اسلام به معنای واقعی روشنگری می‌شود، عمده هدف پیامبر مکرم اسلام از جمع شدن امت در منطقه غدیر خم در بازگشت از حجة‌الوداع آن است که نائب و جانشین خود را در امتداد خط نبوت و در مسیر ولایت نشان داده و معرفی کند.واقعه غدیر در طول تاریخ به نقطه روشن هدایت امت و نمودی از کج‌روی‌های برخی معترفان تبدیل شده است، اگر امروز امت اسلامی به فرق و گرایش‌های مختلف تقسیم شدند به واسطه نادیده گرفتن عظمت غدیر است که انحراف واقعی نیز از همین مسیر شروع شده است.

مسئله غدیر که اصل آن ولایت است باید به شکل روشن و قابل هضم برای نوجوانان و جوانان تبیین شود تا آنها با عمق کینه دشمنان حریم ولایت و امامت آشنا شده و بیش از هر زمان دیگر بکوشند راه درست و سعادت را دریابند.مهمترین بحثی که بعد از پایه‌گذاری اسلام مطرح شد مساله رهبریت بود که متاسفانه بی‌توجهی به این مهم حوادث تلخ بسیاری را در تاریخ اسلام ایجاد کرد.عید غدیرخم عید هدایت و سعادتمند شدن انسان و پیداکردن راه از بیراهه است،‌ بدون‌شک مسایلی که می‌تواند جامعه را از تاریکی نجات دهد، بحث ولایت‌پذیری است.

گاهی در تاریکی‌ها و غبارآلودگی فضای سیاسی، مردم دچار خطاهایی می‌شوند که لازم است راهنما و هادی وجود داشته باشد تا مردم را از این خطاها نجات دهند.در همه زمان‌ها این دست اشتباهات وجود داشته و درسی که عید غدیر به ما می‌دهد آن است که انسان‌ها را به این اصل رهنمون کند که بدون داشتن رهبری پیمودن مسیر راهی سخت و دشوار است.این عید تبعیت کردن از فرمان پیامبر (ص) در امامت امام علی(ع) است و به طور حتم غدیر نباید تنها در لفظ و بیان باشد بلکه لازم است در عمل و رفتار نیز ولایی و غدیری باشیم

اگر جامعه پس از پیامبر اسلام تحت زعامت و تربیت امام علی(ع) قرار می گرفت امروز وضعیت جامعه اسلامی این گونه نبود اگر امروز شعاعی از غدیر به هر کشور اسلامی بتابد وضع مسلمانان این گونه نخواهد بود که دو میلیون یهودی از گوشه کنار دنیا جمع شوند و نخستین قبله مسلمانان را اشغال کنند و بیش از یک میلیارد مسلمان جهان حریف اشغالگری این دو میلیون یهودی بی خانمان نشوند.شعاعی از غدیر در ایران تابید و انقلابی به این عظمت به وجود آورد، انقلاب اسلامی ایران شعاعی از غدیر است و این ملت را از ذلت به قله عظمت و عزت رساند.امروز به برکت نعمت ولایت فقیه و تابشی که از شعات غدیر به جامعه اسلامی می تابد نظام اسلامی در جهان عزت و عظمت دارد.موفقیت و عظمت امروز شیعه در جهان به برکت انوار نورانی غدیر است.باید از غدیر دفاع  و در جهت احیای آن گام برداریم و برای گسترش آن تلاش کنیم، باید مراقب باشیم که غدیر منشأ وحدت و انسجام اسلامی باشد و نه بستری برای اختلاف و انشقاق شود.

اختلاف میان مردم، شیعه و سنی مهم ترین برنامه و تلاش دشمنان در جهت تضعیف جایگاه اسلام ناب است.هیچ حربه ای جز اختلاف کارآمد نیست و دشمنان نیز در این جهت برنامه ریزی و سرمایه گذاری گسترده ای انجام داده و می دهند.ما یک شاخص داریم و آن ولایت فقیه است، آن چیزی که در این 34 سال زمینه اقتدار و عظمت نظام اسلامی را در عرصه جهانی فراهم کرد و کشور را از گردنه های هولناک عبور دارد اتحاد و حدت تحت زعامت ولایت فقیه بوده است.

 http://harfeto.ir/sites/default/files/894_17148.jpg?1382800947

هميشه امير/ مرتضي اميري اسفندقه

صدای کیست چنین دل‌پذیر می آید؟

کدام چشمه، به این گرم‌سیر می آید؟

صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟

که بود و کیست که از این مسیر می آید؟

چه گفته است، مگر جبرئیل با احمد؟

صدای کاتب و کلک دبیر می آید

خبر به روشنی روز، در فضا پیچید

خبر دهید؛ کسی دست‌گیر می آید

کسی بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست

به دست‌گیری طفل صغیر می آید

علی به جای محمد، به انتخاب خدا

خبر دهید؛ بشیری نذیر می آید

کسی به سختی سوهان؛ به سختی صخره

کسی به نرمی موج حریر می آید

کسی که مثل کسی نیست؛ مثل او، تنهاست

کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می آید

خبر دهید که دریا، به چشمه خواهد ریخت

خبر دهید به یاران، «غدیر» می آید

به سالکان طریق شرافت و شمشیر

خبر دهید که از راه، پیر می آید

خبر دهید به یاران، دوباره از بیشه

صدای روشن یک شرزه شیر می آید

«خم غدیر» به دوش از کرانه‌ها، مردی

به آبیاری خاک کویر می آید

کسی دوباره به پای یتیم می سوزد

کسی دوباره سراغ فقیر می آید

کسی حماسه تر از این حماسه‌های سبک

کسی که مرگ، به چشمش حقیر می آید

«غدیر» آمد و من خواب دیده‌ام، دیشب

کسی سراغ من گوشه‌گیر می آید

کسی به کلبه‌ی شاعر، به کلبه‌ی درویش  

به دیده‌بوسی «عید غدیر» می آید

شبیه چشمه، کسی جاری و تپنده، کسی

شبیه آینه، روشن‌ضمیر می آید

علی همیشه بزرگ است، در تمام فصول

امیر عشق، همیشه امیر می آید

به سربلندی او، هر که معترف نشود          

به هر کجا که رود، سر به زیر می آید

شبیه آیه‌ی قرآن، نمی‌توان آورد

کجا شبیه به این مرد، گیر می آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را

به این محله، خبرها، چه دیر می آید؟!

بیا که منکر مولا، اگر چه آزاد است

به عرصه گاه قیامت، اسیر می آید

بیا که منکر مولا، اگر چه پخته ولی

هنوز از دهنش، بوی شیر می آید

علی همیشه بزرگ است، در تمام فصول

امیر عشق، همیشه امیر می آید

فرازهایی از امواج غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ |
 http://negarkhaneh.ir/UserGallery/2011/4/goldoust_20120000_1_Fixed.jpg

پیامبر اکرم(ص): «مَن کنتُ مَولاه،فَهذا علیٌ مَولاه…»

هرمسلمانی که من تاکنون، عامل رشد و هدایت او بودم، پس ازاین، علی عامل رشد و هدایت اوست.

سطح آب از نوازش نسیم می لرزید، نسیمی که آهسته از روی ریگ ها می گذشت و از لابلای سنگ ها عبور می کرد.کرانۀ برکه از هجوم موج طراوتی یافته بود، گاهی برگی نیز دستخوش لرزش آب می شد. صخره ها با اندک سایه ای که افکنده بودند، شکوه و جلال طبیعت را مجسّم می کردند، تپّه ها…سر به درون یکدیگر نهاده در کرانه های ابهام آمیز صحرا ناپدید می گشتند، قطعه ابری درافق دور دست دیده می شد، وپرندگانی برفراز ریگ زارهای وسیع در پرواز بودند. سکوتی عمیق همه چیز را فراگرفته بود، آسمان نیز عکسی از آرامش صحرا بود، جز زمزمۀ هستی، آوایی به گوش نمی رسید.

زمان منتظر حادثه ای شورانگیز بود؛ و طبیعت به استقبال آهنگی خوش نوا می شتافت.لحظاتی دقیق گذشت…لرزش های صداها، سینۀ فضا را شکافت؛ در دل کوهسارطنین افکنده ؛ با اشعّۀ آفتاب درآمیخت و به روی برکه فرود آمد…آب می لرزید، و امواج دلپذیرش را گسترش می داد؛ امواجی جاوید و همیشگی …مسیر این امواج تنها آن برکه نبود، فضای صحرا تا آخرین چشم انداز دشتها، تادرون درّه های عمیق و فراز بیابان های خاموش، قبّۀ نیلگون سپهر تا سراپرده های افلاک که جایگاه فرشتگان است، زوایای اندیشه ها،اعماق روان ها، و در یک سخن امتداد تاریخ انسان دستخوش این امواج گشت… نغمه های پاک و الفاظ جذّابی که در آن روز، درآن دشت ساکت، و در آن اجتماع پهناور صحرایی، چون روحی مصفّا با جان ها درآمیخت؛ وچون فروغی گسترده، در دل ها پرتو افکند.

از منبری طبیعی، از جهاز شتران، از روی تخته سنگ های استوار، در هوای صاف ظهر بیابان، همراه نوایی آسمانی و دل انگیز، در دامان آرامش دهندۀ صحرا؛ جایی که سکوت مطلق طبیعت، اندیشه ها را متمرکز می سازد و هدف وجود، بشر غافل را به خود می آورد؛ جایی که عظمت آفرینش از رازهای خود پرده می افکند، و شکوه کاینات و مظاهر هستی، انسان سهل انگار را به تأمل وتدبّر وا می دارد.

آنجا …آنجا که از محیط محدود شهرها وآبادی ها اثری نیست؛ و از در و دیوارهای عمارت های مأنوس یادی به جای نمانده است؛ و روان انسان چون صفحه ای سپید، آمادۀ پذیرش هر حقیقتی است. از زبان برگزیدۀ کائنات، که به گفتۀ فیلسوف انگلیسی، توماس کارلایل  «راز هستی برابر دو چشمش فروغ می کشید، و آوایش چنان بود که گویی از دل طبیعت بر می خاست.»

آری،از محمّد(ص) از این رهنمای گرامی و کانون مهر و فضیلت، از این مُربّی رنجدیده و فداکار، که هم اکنون روزهای عمر پُر انقلاب خود را پس از ادای وظایف پیامبری به پایان می برد. به یاران و اصحاب، به مسلمانانی که مناسک حج را به جای آورده اند، و آن صحنۀ عبادت اجتماعی را برگزار کرده اند، و هنوز خاطرات حج را- که زایل کنندۀ غرور و خودخواهی است – از یاد نبرده اند؛ و صفایی از پرستش و نیایش، روحشان را سرشار ساخته است. و در چنان موقعیّتی حسّاس، که برای ابد، جامع‌ترین طرح قسط و عدل و تعالی اخلاقی ریخته می شود؛ و در دقایقی که راز بقای دین و تربیت، آشکار می‌گردد، و نتیجۀ نهایی آفرینش (حکومت دین کامل در جوامع بشر) در آشکار ترین صورت، خودنمایی می کند؛ و هستۀ مرکزی سازمان هدایت یکجا به بشریّت رو می آورد؛ زبان وحی سخن می گوید و فروغ الهامی را که در سینۀ پاکش درخشیده است به صفحات افکار و روان ها می تابد؛ و زحمات طاقت فرسای پیامبران ، همراه مجاهدات بیست و سه سالۀ او هم اکنون دراین چند ساعت خلاصه می شود، و برنامۀ هدایت و سعادت بشر تا دامنۀ رستاخیز تنظیم می گردد.

معرفی انسانی الاهی و برتر از انسان ها، دست در دست معلّم انسانیّت، در گرمای سوزان غدیر، در منظر توده‌ای انبوه از انسان ها، با حضور زبدۀ مسلمانان، موضوعی ساده نبود، اینجا بود که نیروی انقلاب معنوی می رفت که مسیر تاریخ را دگرگون سازد و مکتب یکتا پرستی و انسان دوستی، سراسر گیتی را زیر نفوذ تعلیمات خود گیرد، محمّد(ص) با این معرّفی روشن و تعلیم زنده، کارنامۀ آموزش و پرورش را کامل ساخت، و وظیفۀ گران و نهایی خویش را به پایان برد، و در تاریخ جهان موجی نوسان خیز افکند؛ موجی که به دست او از سرچشمۀ الهام به حرکت در آمد، و کشتیی را که بادبان عدل و دادگستری و شجاعت و ایمان، رهبری‌اش می کرد بر اقیانوس بیکران زمان، به سوی ساحل خوشبختی و سعادت روان ساخت.

کاروان همسفر پیغمبر، پس از اقامت سه روزه، از بیابان غدیر حرکت کرد، و مردم را به وطن‌های خود باز رسانید، مردم در انجمن‌ها و محفل‌ها نشستند؛ و حدیث غدیر را بازگو کردند، و به کوچک و بزرگ و قبایل و طوایف رساندند. کاروانیان مدینه نیز به سر منزل خویش فرود آمدند، در این میان، چند روزۀ دیگرِ عمر پیغمبر سپری گشت، اشعّۀ وحی گسستگی یافت، و چهرۀ منجی بزرگ جهان درخاک های مدینۀ پاک پنهان شد، محمّد(ص) جهان را بدرود گفت؛ درود خدا بر او و خاندان او باد. در اثر این حادثه سهمگین، اوضاع مرکز اسلام برآشفت، علی و آل هاشم به ضروری ترین وظیفۀ خود، یعنی برگزاری مراسم کفن و دفن بدن رسول الله، اشتغال ورزیدند، در انظار عموم، خلافت و امامت علی جای تردید نداشت، و کسی فکر نمی کرد که عرب این امر را از خاندان نبوّت بیرون برد؛ و از پرورش یافتگان دامن وحی، راهی جدا گیرد؛ و در مرکز حکومت اسلام و قرآن، شخصی مانند علیّ بن ابیطالب را یک ربع قرن خانه نشین سازد. نویسندة مشهور مصری، «عبدالفتّاح عبد المقصود»، استاد دانشگاه اسکندریّه می گوید: دسته دسته اصحاب، گاه پنهان و گاه آشکار، گرد هم جمع می شدند و مردم را به طرف فرزند ابوطالب دعوت می کردند، زیرا او را سزاوارتر از همه به تصرّف در امور خلافت دیده بودند، بعد گرداگرد خانة علی اجتماع کردند. به نام او شعار می دادند و می خواستند بیرون آید تا میراث گرفته شده اش را به او باز گرداند. این امور زمینه ساز شد که مسلمین در برابر این پییشامد، پاره ای مددگار شدند، و برخی سر مخالفت برداشتند، و ناگاه در مدینه دو دستگی بر پاشد و آن وحدت و یگانگی که محلّ امید بود شکاف برداشت، بطوری که نزدیک بود مدینه از هم بپاشد؛ و جز خدا کسی نمی دانست عاقبت این اوضاع چه خواهد بود.

باز امواج طوفانی غدیر بود که روزی خاندان پیامبر را به دفاع از حقوق امامت برانگیخت و برای اصلاح مبانی اقتصادی وسیاسی به قیام واداشت، آن روز که بانوی بزرگ، حضرت فاطمه(س) به مسجد پیغمبر درآمد؛ و در پسِ پرده ای که در زاویة مسجد آویخته بودند، با شکوهی که خاصّ نوامیس نبوّت است، میان زنان آل هاشم به پا خاست؛ وخطبة شور انگیز مسجد مدینه رابر اجتماع مسلمین فرو خواند، اودرخلا ل آن کلمات سوزان، که ارکان مدینه را لرزان و در تار و پود تاریخ زمزمه ای غم انگیز افکند، خطاب به جوانان غیور مسلمان چنین فرمود: ای گروه جوانان! ای بازوان ملّت و یاران اسلام! ای انصار! این چه سُستی است دربارة یاری من؟ بدانید! من درست درک کردم که شما به طرف خوشگذرانی روآوردید، و از محدودیّت وظایف(وحکومت دقیق علی«ع»)شانه تهی کردید! آنچه را گرفته بودید(اشاره به بیعت روز غدیر)کنار گذاشتید؛…

و روز دیگر، در بستر بیماری، به وسیلة بانوانی که به عیادتش آمده بودند، پیامی آتشین به مسلمانان فرستاد و در آن پیام فرمود: شگفتا از اینان! خلافت را از مراکز استوار رسالت و پایگاه‌های عالی نبوّت به کجا انتقال دادند! بدانید که زیان آشکار، همین است…

باز امواج پُر تلاطم غدیر را، که به صورت «احتجاج» خروش می کرد، می نگریم. در مواردی خود امام علیّ بن ابیطالب به حدیث غدیر احتجاج واستدلال کرده است؛ از جمله در مسجد مدینه، پس از در گذشت پیامبر؛ و روزی که خلیفة سوم به وسیلة عبد الرّحمان عوف خلیفه گشت.

دانشمندان اهل تسنّن روایت کرده اند که یکی از موارد استدلال امام، روزی بود که در کوفه خطبه ای خواند، و پس از ستایش آفریدگار هستی فرمود: من شما را به خدا سوگند می دهم ، هرکس در غدیر حاضر بوده بایستد، تنها کسانی بایستند که به گوش خود شنیدند و فرا گرفتند؛ نه آنان که می گویند: به ما خبر رسیده ودانسته ایم…آنگاه جمعی از بزرگان اصحاب به پاخاستند؛ که احمد حَنبَل- محدّث متبحّر و پیشوای مذهب حنبلی- در کتاب «مناقب» می گوید: «آن جمع سی نفر بودند که به شنیدن حدیث غدیر گواهی دادند».

امام حسن مجتبی«ع» نیز غدیر را یادآور گشت؛ و در ضمن خطبه ای فرمود: همین امّت از جدّم شنیدندکه می گفت: «مردمی که امرشان را به شخصی بسپارند که داناتر از او در میانشان باشد، همواره روزگارشان به پستی و سِفلِگی می‌گراید»… و نیز شنیدند هنگامی که دست پدرم را در غدیر خُم گرفت و گفت: «مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلِیٌ  مَولاه…»؛ و فرمود تا هر کس شاهد آن مراسم بود به دیگران ابلاغ کند…


http://ts2.mm.bing.net/th?id=H.4844629827390393&pid=1.7

امواج غدیر همچنین در حال نوَسان و خروش بود ؛ و به کیفیّت‌های گوناگون آشکار می گشت؛ و در کانون مقدّس دین و محبّت، عناصر زنده ای پدید می آورد؛ و آزاد مردانی تربیت می کرد که صفحات تاریخ با جانبازی‌های آنان درخشان است؛ در میدان کوفه، مردی پارسا و زاهد ـ میثم تمارـ را بنگریدکه فروغ ایمان از رخساره اش آشکاراست؛ و آثار سجود و شب زنده داری درخشش ویژه‌ای به سیمایش بخشیده است؛ و با دست و پای قطع شده و بدن آغشته به خون، بر سرِ دار، با مردم سخن می گوید و دل‌ها را به بیان فضائل علی(ع) زنده می کند، و در لحظات آخر زندگی، مدافع حقوق انسانیّت را می شناساند، درود بر این روح وارسته و فکر آزاد و زندگی پاک…!

به نقل محدثان سنی و شیعه – پیامبر فرموده است: «علیٌ مَعَ الحَق والحَقُّ مَعَ علی» علی با حق است و حق با علی است. آلوسی بغدادی _ عالم متعصب سُنّی _ در تفسیر خود (ج۲۳/۷۴)، درذیل این آیه: «وَ قِفُوهُم اَنَّهُم مَسؤولُون؛ نگاه داریدشان که مسئولند»؛ می گوید: نزدیک‌ترین قول به صحت، این است که در آن روز، از عقاید و اعمال می پرسند، و در رأس اینها همه، (یعنی: اقرار به یگانگی خدا) است وازمهمترین آنها(یعنی: آنچه در قیامت از آن می پرسند وباز خواست می کنند) ، ولایت علی – کَرَّمَ اللهُ وَجهَه – است.

با همۀ این امواج هدایت گر، اما به گفتة وُلتر فیلسوف معروف فرانسوی: آخرین ارادة محمد انجام نشد، اوعلی را{به جانشینی خود}منصوب کرده بود.

آخر چگونه می توان امواج بلند غدیر را پوشاند؟!

طبری، مورّخ و مفسّر معروف سُنی (م۳۱۰) است. وی جریان آخرین حج پیامبر(حَجّه الوداع)را که همة جزئیات آن برای مسلمانان اهمیت بسیار دارد، ناقص ذکر می کند، یعنی دنبالة واقعه را از آخرین روزهایی که پیامبر اکرم(ص) در مکه است رها می کند و در مورد شرح باز گشت پیامبر تا مدینه خاموش می شود، تا مبادا کار به ذکر«واقعه غدیر» بکشد، با این همه، پس از مدت‌ها، به عنوان یک حافظ حدیث و فقیه ومورخ مسلمان ، بر کتمان واقعة دینی غدیر آرام نمی یابد و کتابی مستقل به نام «الولایه فی طُرق حدیث الغدیر»در بارة این ماجرای مهم اسلامی واسناد حدیث آن تألیف می کند.

ضیاء الدین مقبلی عالم سُنی(م-۱۱۰۸)می گوید: اگر حدیث غدیر مُسلّم نباشد، هیچ امر مسلّمی در اسلام وجود ندارد.خلیفة دوّم، عمربن خطاب، می گفت: علی از من و ابوبکر برای خلافت سزاوارتر بود.در حقیقت انکار «غدیر» و امواج بلند آن به انکار اصل اسلام خواهد انجامید. زیرا غدیر تعیین سرنوشت حیاتی اسلام است.

بر همین اساس، امام صادق(ع) از پدران خویش، نقل می کند که پیامبر فرمود: روز غدیرخُم، برترین عیدهای امت من است. وآن روزی است که خدای تعالی مرا امر کرد تا برادرم  علی بن ابیطالب را پیشوای امت خود قراردهم، تا پس از من به او اقتدا کنند، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را کامل کرد. واز اینجاست که امام محمد باقر و امام جعفر صادق و امام علی بن موسی الرضا، علیهم السّلام، غدیر را مطرح کرده اند و روز غدیر را عید می گرفته اند و به مردم یاد آوری می کرده اند که «غدیر» بزرگترین عید اسلام است.

ندایی به گوش رسید... همه سکوت کردند..
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ |

سال دهم هجری...  حجهٔ الوداع... سرزمین «رابغ»... وقت ظهر... هوا، بشدت گرم... اقامه نماز ظهر...


«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس»


ندایی به گوش رسید... همه سکوت کردند...

 «مردم نزدیک است من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم من مسؤولم و شما هم مسؤولید»


وصیت آغاز می شود...

«من دو چیز نفیس در میان شما به امانت گذاردم،

یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیت من،

این دو هرگز از هم جدا نشوند.

مردم بر قرآن و عترت من پیشی نگیرید و در عمل به آنها کوتاهی نورزید که هلاک می‏شوید»


طرح یک سئوال...

«سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنان کیست؟ همگی گفتند: خدا و پیامبر او داناترند»


دست هایشان در دست هم... دست ها به آسمان نزدیک شد... و حرف آخر...

«ای مردم هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست،

خداوندا کسانی را که علی را دوست دارند، دوست بدار

و کسانی که او را دشمن دارند، دشمن دار و...»


سپس ندا آمد...

«الیوم اکملت لکم دینکم...»

آری غدیر، روز حماسه جاوید، روز ولایت، روز امامت، روز وصایت، روز اخوت،

روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضایت و صراحت

روز نعمت، روز شکرگزاری، روز پیام رسانی، روز تبریک و تهنیت،

روز سرور و شادی و هدیه فرستادن، روز عهد و پیمان و تجدید میثاق،

روز تکمیل دین و بیان حق، روز راندن شیطان، روز معرفی راه و رهبر، روز آزمون،

روز یاس دشمن و امیدواری دوست و روز اسلام و قرآن و عترت،

روزی که پیروان واقعی مکتب حیات‏بخش اسلام آن را گرامی می‏دارند و به همدیگر تبریک می‏گویند...

درباره واقعه غدیر و اهمیّت این روز، آیاتى از قرآن نازل شده است. پیش از خطبه غدیر این آیه نازل شد:

 «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»[۱]؛ اى پیامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، (به مردم) ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنى، رسالت خدا را انجام نداده ‏اى.

آن گاه که پیامبر خدا «صلّى اللَّه علیه وآله» خطبه را به پایان رساند، این آیه کریمه فرو فرستاده شد:

 «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإسْلامَ دیناً»[۲]؛ امروز دین شما را به حدّ کمال رسانده و نعمت را بر شما تمام کردم و آیین اسلام را برایتان برگزیدم.

هنگامى که خطبه غدیر پایان یافت و مسأله بیعت با امیر مؤمنان على «علیه السّلام» به طور جدّى مطرح شد، عربى درخواست عذاب نمود و این آیه درباره او نازل شد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»[۳]؛ درخواست کننده ‏اى تقاضاى وقوع عذابى نمود. خلاصه شأن نزول این آیه مبارکه چنین است:

پس از آن که واقعه غدیر پایان یافت، شخصى به نام «حارث بن نُعمان فهرى» نزد رسول خدا «صلّى اللَّه علیه وآله» آمد و با حالى آشفته به حضرتش چنین خطاب کرد: ما را به نماز گزاردن امر نمودى امتثال کردیم. دستور به پرداخت زکات فرمودى اطاعت کردیم و… و اکنون‏ بازوى پسر عمویت را گرفته و او را به عنوان ولىّ و سرپرست بر ما نصب نمودى! آیا این دستور از پیش خود توست یا از خدا؟

پیامبر خدا «صلّى اللَّه علیه وآله» در پاسخ فرمود: والّذی لا إله إلّاهو، هذا من اللَّه؛ به خدایى که جز او معبودى نیست سوگند! این فرمانى از جانب خداوند است.

حارث پشت کرد و به طرف مرکب خود حرکت کرد و مى‏ گفت: خدایا! اگر آن چه محمّد می ‏گوید حق است، بارانى از سنگ‏ هاى آسمانى بر ما ببار و یا عذاب دردناکى بر ما فرو فرست!

هنوز به مرکبش نرسیده بود که خداوند سنگى فرو فرستاد که بر فرقش خورد و از دامنش بیرون گشت. در این هنگام خداوند این آیه را نازل فرمود: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ* لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ»[۴]؛ درخواست کننده‏ اى تقاضاى وقوع عذابى کرد. این عذاب براى کافران است و هیچ کس نمى‏ تواند آن را دفع کند.[۵]

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِین‏ علیه السلام

[۱]. سوره مائده، آیه ۶۷٫

[۲]. سوره مائده، آیه ۳٫

[۳]. سوره معارج: آیه ۱٫

[۴]. سوره معارج: آیات ۱ و ۲٫

[۵]. تفسیر ثعلبى، ج۱۰، ص ۳۵، شواهد التنزیل، ج۲، ص ۳۸۱ به نقل از نگاهى‏ به ‏حدیث‏غدیر، آیت الله سید علی میلانی، ص


از غدیر تا عاشورا
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ |

http://www.navideshahed.com/attachment/1389/08/272803.jpg

اولین شراره های آتش کین دشمن در کناره غدیر تولد یافت. آن زمان که علی (ع) بر ساقه بازوان پیامبر شکفت، دانه های خشم در خاک دل دشمن، سرباز کرد. پیامبر، شاید سخن تازه ای نگفت، سرّ مکنونی را فاش نکرد و راز سر به مهری را نگشود. آنچه را که به رمز و کنایه در اینجا و آنجا فرموده بود با جامهای شفاف صراحت به گوش تک تک مردمان ریخت، همه مردمان. و این برای دشمن سنگین بود و شکننده. ممکن بود«انت منّی بمنرلة هرون من موسی الا انّه لانبی بعدی» را که همه کس نشنیده بود، به تعبیری دیگرگونه قلب کرد.

عید سعید غدیر عید بزرگی است که هر مسلمانی از یاد آن به شوق می آید و دلش از عشق به خدا و اولیائش به وجد آمده و نشاط و شادابی را در بیت خاندان پیامبر جستجو می کند و بر تمسک به ولایت امیرمومنان علی علیه السلام افتخار می نماید لکن باید توجه داشت که این یک روی سکه است و این نوشتار در صدد پرداختن به عمق ماجرا می باشد.

سروده «انّ مثل اهل بیتی کسفینة نوح» را به آهنگی دیگر نواختن یا به بیغوله های فراموشی مقدور می نمود. اولین اسلام آورنده بودن علی را و اولین مأموم  پیامبر بودن او را پوشیده نگاه داشتن میسور می نمود.لوح محفوظ، کتاب مبین، قرآن ناطق، امام مبین، رحمت واسعه و ... که همه را پیامبر به علی تعبیر کرده بود، می شد آنچنان در پرده تحریف پیچید، که نافذترین دقتها هم حتی دریافتشان را نتواند.

شان نزولی دیگرگونه جعل کردن بر سوره «هل اتی» که هدیه خداوند بود به علی و جبرئیل این هدیه را با بالهای امانت خود حمل کرده بود و پیامبر با دستهای عصمت خویش آن را بر قلب علی نشانده بود، محال به نظر نمی رسید و ... شاید می شد همه آنچه را که پیامبر امین خداوند در شءن علی سلام الله علیه فرموده بود، در پشت ابرهای نفاق و کینه و شرک پنهان کرد. لیکن این دم آخری در این حج واپسین، این کلام آخرین در حضور نمایندگان خواه و ناخواه تمامی مردم روی زمین انکار کردنی نبود. پوشیدنی و تحریف کردنی نبود.

روشن بیان کرده بود پیامبر به روشنای روز- به همان روشنی که دستها بر پشمها حایل می کردند که از تشعشع مستقیم آفتاب در امانش نگاه دارند.اول از صداقت و امانت خویش پرسیده بود و همگان سر بر آستان صداقتش ساییده بودند.و بعد اعتراف گرفته بود بر ولایت خویش، و همگان مقر آمده بودند که از خویش بر خویش اولی تر پیامبر است. پس از اثبات صریح و مکرر منزلت خویش در میان مردم، علی را بر گلدسته دست خویش نشاند و کلام آخر... اتمام و اکمال دین  که:

آنچه من بر شما بوده ام، از این پس علی بر شماست.هر که به کشتی نبوت من درآمده است، اینک در ساحل امامت علی پیاده شود وگرنه بی تردید غرقه می گردد. آمده بودم که از ظلمت وارهانمتان و اینک خورشید در دستهای علی است.

آمده بودم که از عذاب الهی بترسانمتان، بترسید از خیانت به علی. آمده بودم که راه بهشت را بنمایمتان، پا جای پای علی بگذارید.آمده بودم که دین را بیاورم، صراط مستقیم، صراط علی است، دین، علی است به تمامه. علی مظهر اَتَم واَکمل دین است. راه، با علی هدایت است و بی علی ضلالت.

سخن تمام و... نیز رسالت من. «الیوم اکملت لکم دینکم...» و این برای دشمن سنگین بود و شکننده، دشمن به اینجا رسید که: تا غروب خورشید پیامبر، دندان بر جگر باید نهاد و در ظلمت فقدان او دست به کار استمرار شب می باید شد. و ... چنین شد. لیکن شب به اراده شب پرستان نمی پاید و خدا جهان را بی روشنی، بی نور، بی خورشید، بی حجت رها نمی کند. پس چه باید کرد؟!

حال که وجود خورشید حجت ناگزیر است و لامحاله، و در روز روشن ولایت، از دیوار آگاهی مردم بالا نمی توان رفت و همت به سرقت گنج ایمانشان نمی توان گماشت، تنها دو کار می توان کرد:یا خورشید را زندانی سکوت باید ساخت یا چشم و دل مردم را از نور فرو باید بست. مردم را کور باید کرد... و اگر این هر دو شد که غایت مطلوب است و نهایت مأمول.

و این هر دو شد، هم علی خانه نشین شد و هم پرده های سیاه جهل و کفر و نفاق، چشم دل مردم را پوشاند که این هر دو بی دیگری نمی شد.اگر مردم زندانی جهل خویش نبودند، علی را به زندان انزوا تاب نمی آوردند و بالعکس اگر موجودیت اسلام تهدید نمی شد و علی را مجال شمشیر برافراشتن بود، هیچ پرده جهل و کفر و نفاقی بر هیچ چشم و دلی نادریده نمی ماند.

اما با این دو مصیبت عظمی- خانه نشینی خورشید و سیاه دلی مردم- اسلام غریب شد و آرام آرام آن دشنه ها که در کارگاه انکار غدیر، ساخته و پرداخته شده بود، از نیام خباثت درآمد و مهیای قتل آل الله شد. با اولین ضربه، عرش و فرش به لرزه درآمد، فرق امید شکافته گشت و خون یاس، محراب مظلومیت را پوشاند. با دومین ضربه، امام حسن و با سومین و چهارمین... امام حسین عصاره مظلومیت تاریخ به خون نشست و منکران غدیر و خفاشان ولایت گریز، حضور ممتد و مستمر شب را جشن گرفتند.و از آن پس تاکنون و تا قیام قائم آل محمد آنچه تعدی و ستم بر اسلام و اسلامیان رفته و می رود، همه به دست نوادگان و اخلاف همان کودک انکاری است که در غدیر زاده شد.

پرسش مهم اینست : چه رابطه ای بین غدیر و عاشورا وجود دارد؟

غدیر واژه ای است مظلوم که شیعیان آن را عید بزرگی می دانند اما باید برای داستان غدیر خون گریست .

آیا مسلمانان با همه اختلافات ، در اینکه واقعه غدیر اتفاق افتاده تردیدی دارند؟

آیا در قرآن کریم ابلاغ امامت امیرالمومنین علی علیه السلام بعنوان اتمام رسالت ذکر نشده است ؟

اطلاع رسانی ولایت مولای متقیان در آخرین حج پیامبر اکرم چه معنایی می تواند داشته باشد ؟

مگر همه برای بیعت با خلیفه تعیین شده از جانب خدا باحضور رسول گرامی اسلام از یکدیگر سبقت نمی گرفتند ؟

پس چرا بیعت شکنی ؟ پس چرا تخلف از میثاق ؟ پس چرا فراموشی غدیر ؟

بین غصب خلافت پیامبر و شهادت ام ابیها حضرت زهرا سلام الله علیها زمان چندانی نبود ولی از غدیر تا عاشورا حدود نیم قرن طول کشید ، در این فاصله زمانی مسلمانان بکلی دگرگون شدند ، اگر روز نخست غصب خلافت ، خواص جامعه از اسلام روی گرداندند ، در محرم سال 61 هجری قمری توده اجتماع هم بواسطه همراهی با ظالمان از نور ایمان تهی گشته راه شقاوت را برگزیدند.باید بپذیریم ایمان آوردن دشوار نیست ، پاسداری از ایمان سخت است زیرا شیطان حضور ایمان را برای عصیان خدای متعال مانعی جدی و اساسی می داند وهمه وسوسه هایش را برای ازبین بردن آن بکار می گیرد .

ایمان یعنی پذیرش ولایت خدای متعال :** الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات **اما کفر یعنی خروج از حاکمیت امام معصوم و قبول ولایت طاغوت بنابراین انسانهایی که تحت ولایت و حکومت خدای متعال هستند از ظلمت نفس بسوی نور هدایت و رستگاری در حال حرکتند والبته این حکومت باید توسط خداوند به اهلش واگذار شود و غدیرخم میعادگاه اهل ایمان با جانشینان خدا در زمین است اما آنان که کفر ورزیدند و ایمان خویش را تباه ساختند پس بجای ولایت خدا ، اولیاء خود را طاغوت قرار داده و از ولایت امیرالمومنین و فرزندان معصوم و امامان تعیین شده از جانب خدای متعال خارج گردیدند و این همان خروج از نور بسوی ظلمت است که فرجام تلخش واقعه خونین عاشورا خواهد بود

منبع: شجاعی، سید مهدی، خدا کند تو بیایی

بررسی ارتباط غدیر و عاشورا
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ |

http://ts4.mm.bing.net/th?id=H.4803338018947455&pid=1.7


چکیده :

ماجرای کربلا فقط ریشه در چند ماه به حکومت رسیدن یزید نداشت بلکه ریشه ی اصلی آن از زمان غدیر و مخالفت های اهل سقیفه با جانشینی امام علی (ع) و حوادثی که بعد از آن صورت گرفت و اسلام را از مسیر اصلی اش خارج کرد و منجر به قیام امام حسین (ع) شد تا دوباره غدیر را احیا کند.

کلید واژه ها:

غدیر – عاشورا – امامت – کربلا – قیام امام حسین (ع)

  مقدمه:

آدمی در هر زمان و مکان به امام نیازمند است و بدون امام این جهان قادر نیست لحظه ای را ادامه دهد.

امامت به دو معناست :

۱-  به معنای عام

۲- به معنای خاص

منظور از امامت عامه : رهبری مردم است به طور مطلق به صورتی که شامل ولایت فقیه میشود.

منظور از امامت خاصه : امامت معصومین است که از سوی ÷یامبر اکرم (ص) منصوص به نصوص خاصه می باشد. ( مکارم شیرازی، ۱۳۸۵، ص ۱۱)

امامت به هر دو معنا تاریخچه ای بسیار طولانی در اسلام دارد و هیچ شمشیری در اسلام در امور دینی کشیده نشده است، ان گونه که برای امامت کشیده شده است. از این رو با جستجو در تاریخ می توان فهمید که ریشه اصلی حادثه کربلا امامت و آغاز آن از غدیر است.

« فلعن الله  امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیهما» (زیارت عاشورا)

اختلاف بنی امیه و بنی هاشم:عبد مناف جد سوم پیامبر اسلام ۰ص) هیچگاه  در صدد به دست آوردن موقعیت برادر خود در انجام مناصب عالی کعبه نبود. ولی دو تن از فرزندان عبد مناف به نام های هاشم و عبد شمس که دو قلو بودند در این باره به جدال می پرداختند.اختلاف دیرینه ی بنی هاشم و بنی امیه از این جا بود که بنی هاشم همیشه خصلت خوبی داشتند و اعمال و مناصب کعبه را بر عهده داشتند ولی بنی امیه از آن محروم بودند و این کینه ی بنی امیه از بنی هاشم به جریان دوره های اسلام و بعد عاشورا  کشیده شد. از جمله ویژگی های بنی هاشم  که آتش حسد بنی امیه را بر بنی هاشم می افروخت عبارتند از : آراستگی به علم و فضیلت ،پاکی و تقوا و اصالت خانوادگیی، شایستگی های فردی.(قمی،۱۳۸۶،صص۲۶-۱۲)

جریان غدیر:

پیامبر اکرم (ص) در سال دهم هجری ، از مدینه به قصد انجام دادن اعمال حج به مکه سفر کرد. سفر پیامبر بیشتر به اطلاع مسلمانان نواحی مختلف رسیده بود و از این رو جماعتها و گروه های بسیاری برای اینکه اعمال حج را در حضور پیامبر (ص) انجام دهند و آداب و مناسک حج را از خود او بیاموزند ، آمدند .(حکیمی،۱۳۳۶،صص۳۶-۳۴)

پس از اعمال حج و در راه برگشت در غدیر خم جبرئیل نازل شد و گفت : «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»

«ای فرستاده ی خدا ، دستوری که خدا برای تو فرستاده است ، به مردم برسان و گر نه ، تبلیغِ رسالت نکرده ای! خدا تو را از شر دشمن نگه خواهد داشت.»(قرآن کریم)

با توجه به اینکه آن ایام، ماه های آخر عمر پیامبر بود و پیامبر همه احکام را تبلیغ کرده بود. سپس معلوم بود که این پیام مربوط به جانشینی است. ÷یامبر فرمودند که منبری از پالان شتران درست کردند و پیامبر بالای آن رفت و مورخان اهل سنت نوشته اند در آن روز ۱۲۰۰۰۰ تن در پای آن منبر حضور داشتند.«سپس پیشوای سالخورده ی اسلام در آن اجتماع بزرگ و روز داغ ، برای اینکه کمترین ابهامی نماند دست علی (ع) را گرفت و بلند کرد ، چنانکه سپیدی زیر بغل آن دو نمایان شدو آن گاه فرمود : (من کنت مولاه فهذا علی مولاه)(جمعی از دبیران،۱۳۶۲،صص۳۹-۳۸)

«در جای دیگر ابوبکر احمد بن علی معروف به خطیب بغدادی طی سندی از عبدالله بن اسعد بن زراره ، از پدرش، از رسول خدا (ص) روایت می کند فرمود:«من کنت مولاه فعلی مولاه» و نیز فرمود : «هر کس که من ولی امر او هستم علی نیز ولی امر اوست.» و فرمود :«پروردگار متعال در باره ی علی بن ابی طالب به من وحی فرمودند که او امیر المومنان و سید و سرور مسلمانان و پیشوای سفید رویان است.»(طلوعی گرگانی،۱۳۸۲،ص ۲۷)

اهمیت غدیر در تاریخ

دانشمند بزرگ و محقق ف نویسنده ی «الغدیر» در ابتدای نخستین جلد کتاب جهانی خود تحت عنوان «اهمیت غدیر در تاریخ»بحثی علمی و جالب کرده که خلاصه آن را با بیان ساده در این جا ذکر می کنیم:

«در نظر خردمندان ، ارج و شرف هر چیز وابسته به نتیجه ی آن است و به اندازه ی ثمره ای است که می بخشد. بنابر این در دامنه ی پهناور تاریخ و موضوعات آن ، مهمترین مطلبی که نظر به نتیجه اش ، دارای موقعیت شایانی است آن بخش هایی است که پیدایش ادیان را نشان می دهد و پایه گذاری مذهب بر آن نهاده شده است و سر چشمه ی عقاید ملت ها و جمعیت هایی قرار گرفته است. از این رو ، این بخش از تاریخ که مبدا پیدایش اعتقادات و مقدمات ملت هاست به ابدیت راه بسته است و هیچگاه تاریخ جهان آن را فراموش نمی کند و با جاودانی و همیشگی در سراسر دوران آینده تاریخ پا بر جای است.»(امین،۱۳۶۶،صص۲۷-۲۰)

سقیفه:

پس از رحلت پیامبر (ص) در حالی که حضرت علی (ع) و جمعی از یاران با وفای پیامبر مشغول عزاداری و در غم پیامبر بودندف بنی امیه که سال ها کینه ی بنی هاشم را به دل داشتند و با ظهور اسلام قدرت از آنها گرفته شده بود ، دوباره فرصت یافتند تا قدرت را دوباره به دست گیرند.«در سقیفه گروهی از نصار گرد هم آمدند تا برای پیامبر جانشین پیدا کنند ولی قریشیان از جمله ابو بکر و عمر معتقد بودند که حاکم باید از قریش انتخاب شود و چون قریش قبیله ی پیامبر است و جز قریش عرب حکومت هیچ کس را قبول نمی کند.»(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،صص۱۱۵-۱۱۴) و به این گونه در سقیفه با مکر و حیله ابوبکر به عنوان پیشوای مسلمانان و خلیفه ی اول و جانشین پیامبر انتخاب شد و واقعه ی غدیر به کل فراموش شد.

منافقان غدیر سازندگان روزهای سقیفه

«همان مجموعه ای که همزمان با غدیر صحیفه ی ملعونه را امضا کردندو در مقابل منبر غدیر ناروا گفتند و کسانی که در توطئه ی قتل پیامبر (ص) و علی (ع) شرکت داشتند، همان ها در ماجرای سقیفه و احراق بیت فاطمه (س) و فدک حضور داشتند و به عنوان عوامل اصلی عمل می کردند.»(انصاری ،۱۳۸۶،ص۱۲۰)

مهمترین پیامدهای غدیر:

الف) شکسته شدن حرمت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)

یکی از مهمترین پیامد های سقیفه فراموشی سخن پیامبر در باره ی خلافت و رهبری علی (ع) بود که این خود موجب بی حرمتی هایی از جمله آتش زدن در خانه ی حضرت فاطمه (س) که تا چندی قبل از آ« حتی به مخیله ی مسلمانان خطور نمی کردصورت گیرد.(داودی ،۱۳۸۴،۱۱۷-۱۱۵)

ب) تبدیل شدن خلافت عهد الهی به امری بشری

دومین نتیجه ی روشنی که از سقیفه به دست آمد تبدیل شدن خلافت الهی ، که اعتبارش از نص و تعیین مستقیم خداوند و رسولش نشات می گرفت ، به یک امر عادی بشری بوده آن هم به گونه ای که می توان سر نوشت مسئله ای به این اهمیت را در ی کمشاجره ی کوتاه میان انصار و تنی چند از قریش ، بدون حضور بزرگان اسلام تعیین کرد.(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،ص۱۱۸)

ج) به قدرت رسیدن بنی امیه در شام (تبدیل خلافت به پادشاهی)

شاید حاضران در سقیفه از ابتدا فکر نمی کردند چیزی که آنها تصویب می کنند پس از یکی  دو دهه ی دیگر تبدیل به یک حکومت سلطنتی موروثی خواهد شد . خلافت که عهدی الهی بود، در سقیفه به زمامداری فردی از قریش تنزل یافت و در ادامه راه ، به حکومت سلطنتی بنی امیه در شام تبدیل شد.(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،ص۱۱۹)

به خلافت رسیدن عمر:

«ابن احمر»مورخ معروف می گوید: «ابوبکر در حال احتضار ، عثمان ررا احضار کرد تا وصیتی در امر خلافت بنویسد ، به او گفت : بنویس”بسم الله الرحمن الرحیم این وصیتی است که ابوبکر به مسلمانان نموده ام بعد…” ابوبکر در همین حال بیهوش شد ولی عثمان خودش این جمله را نوشت : “من عمر بن خطاب را خلیفه بر شما قرار دادم و از هیچ خیر و خوبی برای شما فرو گذار نکردم!»(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،ص۱۳۲)و به این ترتیب خلافت به عمر واگذار شد. در دوران خلافت عمر مسائل مهمی پیش نیامد ولی از جمله نکته های مهم حمایت عمر از معاویه بود که فرصت رشد را به معاویه داد.

شورای انتصابی عمر و به قدرت رسیدن عثمان:

زمانی که عمر در بستر مرگ بود چنین گفت : «پیامبر هنگام مرگ از این شش نفر راضی بود؛ علی ، عثمان ، طلحه ، زبیر ، سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف. لذا امر خلافت باید به مشورت این شش نفر انجام شود، تا یکی از میان خود انتخاب کنند.»(داودی، رستم نژاد،۱۳۸۴،ص۱۳۲) ولی انچه روشن است این است که عمر در انتخاب این شورا کاری کرد تا در آخر نتیجه به نفع عثمان تمام شود چون در میان این شش نفر تنها شانس با علی (ع) و عثمان بود، ولی اعضایس شورا طوری انتخاب شده بودند به اکثریت آراء با عثمان شود و این تشکر عمر از عثمان بود و در برابر کمکی که او برای به خلافت رسیدن عمر کرده بود.

پیامدهای خلافت عثمان و نقش آن در تحکیم قدرت بنی امیه:

پس از به خلافت رسیدن عثمان قدرت دوباره به بنی امیه راه یافت  و زمینه انتقام از آل رسول الله (ص) فراهم شد.از جمله این که مناصب کلیدی در اختیار امویان قرار گرفت و سیل اموال عظیمی به سوی بنی امیه سرازیر گشت و آنها را بیش از پیش قدرتمند کرد.(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،صص۱۴۰-۱۳۲) امام علی (ع) در نهج البلاغه در باره ی به خلافت رسیدن عثمان میفرماید:«سرانجام یکی از آنها (اعضای شورا) به خاطر کینه اش از من روی برتافت و دیگری خویشاوندی را بر حقیقت مقدم داشت و به خاطر دامادی اش به دیگر(عثمان)تمایل پیدا کرده، علاوه بر جهات دیگر که ذکر آن خوشایند نیست.»(نهج البلاغه،خطبه ی شقیقه)سرانجام چنین انتخابی ، این پیامدها را به دنبال داشت.

به خلافت رسیدن امام علی (ع):

«پس از قتل عثمان ، مردم به خانه ی علی (ع) رفته و خواستار بیعت با او به عنوان خلیفه شدند ،ابتدا حضرت نپذیرفت و علتش این بود که امام می دانست با کسانی روبروست که طی این۲۵سال از مکتب اسلام دور شده اند و حکومت بر آنان کاری بسیار دشوار است ولی به دنبال اصرار و پافشاری مردم، حضرت علی (ع) خلافت را پذیرفت و در سال ۳۵هجری رسما کار خلافت را در شهر مدینه آغاز کرد. »(هنرمند نیا،۱۳۷۹،صص۳۷-۳۶)در این دوران بود که تاریخ زندگانی بشر نمونه ای از حکومت عدل الهی را مشاهده کرد ولی «در صورتی که اگر علی (ع) ، پس از رحلت پیامبر بلافاصله به خلافت نشسته بود و به پرداختن به امور اسلام و مسلمانان نایل گشته بود ، یک وظیفه ی اساسی بیشتر نداشت : ادامه دادن روش پیامبر. اما اکنون دو وظیفه ی مهم و بسیار سخت داشت ، یکی بازگردانیدن مردم به حالت سالهای آخر عمر پیامبر و وادار ساختن آنان به عمل بر طبق اسلام محمد، دوم ادامه دادن آن حالت و آن اسلام.حالا آیا مدتی کمتر از ۵ سال که از عمر او ، در آن اوقات باقی مانده بود ،برای این دو کار بزرگ بس بود.»(حکیمی،۱۳۳۶،ص۸۰)

«قُلۀ مَا سَاَلتُکُم مِن اَجرٍ فَهُوَ لَکُم اِن اَجرِیَ اِلَّا عَلَی الله»(سبا-آیه ی۴۷) «بگو مزدی را که در خواست کردم چیزی است که سودش عاید خود شماست.مزد من جز بر خدا نیست. »

«یعنی آنچه را من به عنوان مزد خواستم عاید شما می گرد نه عاید من.این دوستی کمندی است برای تکامل و اصلاح خودتان . این اسمش مزداست اولا در حقیقت خیر دیگری است که به شما پیشنهاد می کنم.»(مطهری،۱۳۸۸،ص۸۵)باز هم مسلمانان یکی از نیکی های خدا را دفع کردند و با ۲۵سال خانه نشیشنی علی (ع)راضی نشده و او را به شهادت رساندند.

توطئه در عصر امیر مومنان (ع)

از جمله عواملی که در تحقق حادثه کربلا تاثیر بسزایی داشت، توطئه هایی بود که توسط معاویه در زمان حکومت علی (ع) صورت پذیرفت.با بررسی شواهد تاریخی می توان به وضوح دستان آلوده ی وی را در پشت صحنه ی حوادث آن دورارن که از قتل عثمان شروع شده بود ، مشاهده کرد.

برخی از این حوادث عبارتند از:

۱) ترک حمایت از عثمان

۲) جنگ جمل یا رویارویی غیر مستقیم معاویه با امام علی (ع)

۳) جنگ صفین یا رویارویی مستقیم معاویه با امام علی (ع)

۴) ایجاد رعب و وحشت در قلمرو حکومت امام (ع)(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،صص۱۵۳-۱۴۰)

جریانی که منجر به خلافت رسیدن معاویه شد.

پس از به خلافت رسیدن امام حسن (ع) معاویه سعی در این کرد که به مبارزه با امام حسن (ع) بپردازد وبا او جنگ کند و حیله و نیرنگ های بسیار می کرد . امام که از این موضوع آگاه بود نامه ای به معاویه نوشت و در آن گفت : «جاسوسان می فرستی و مکرها و حیله ها می انگیزی، فکر می کنم اراده ی جنگ داری ، اگر چنین است من نیز مهیای جنگم» سپس امام لشکری آماده کرد تا به جنگ با معاویه بپردازد ولی و یاران امام به او خیانت کرده و بسیاری از سپاهیان او به معاویه پیوستند و حتی چند تن از خوارجی که در سپاه امام بودند و در ظاهر به امام ابراز وفاداری می کردند اما در سینه کینه ی امام علی (ع) را داشتند به جان امام قصد کردند ولی کارهای آنها موثر نشد ، سرانجام امام ناچار شد به دلیل جنگ های بسیاری که شیعیان آنها در رکاب امام علی (ع) کرده و خسته بودند و چون دیگر یاران واقعی در رکاب او کم بودند و به اصرار اطرافیان با معاویه صلح کرد.(حکیمی،۱۳۳۶،صص۱۱۷-۱۱۳)

دوران خلافت معاویه:

دوران بیست ساله ی خلافت معاویه را میتوان از مهم ترین عوامل زمینه ساز ماجرای کربلا دانست .

در این دوران حوادثی اتفاق افتاد که مقدمات پدید آمدن ماجرای کربلا را فراهم ساخت. در واقع، این دوران از دو زاویه به فرایند حادثه ی کربلا کمک کرد:

از یک سو، ستم ها ، قتل ها و غارت ها و بدعت ها و دین ستیزی های معاویه ،شکل گیری ماجرای عاشورای سال ۶۱ هجری را برای امویان و انتقام آنان از اسلام را آسان می کردو از سوی دیگر حوادث دوران او ، به ویژه زمینه سازی برای خلافت فرزند فاسدش یزید، عکس العمل شدیدی را از سوی مسلمانان به ویژه اهل بیت (ع) رسول خدا (ص) به رهبری امام حسین (ع) به همراه داشت. این عکس العمل ها با شروع خلافت یزید و اصرار او برای بیعت گرفتن از همه ی مسلمین و رسمیت بخشیدن به همه ی خلافتش شدید تر شد تا آنحا که در پی یک سری حوادث – به عاشورای سال ۶۱منتهی گردید.(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴ص۱۶۲)

انتقام دشمنان اسلام از شکست های زمان رسول خدا (ص):

یکی دیگر از ریشه های جریان عاشورا انتقامی بود که بنی امیه از شکست های خود در زمان رسول خدا (ص) گرفتند.بنی امیه به ویژه ابوسفیان از شکست هایی که در زمان پیامبر متحمل شده بودند و همچنین کشته هایی که داده بودند بسیار کینه به دل داشتند و با اینکه در جنگ احد سپاه اسلام را شکست دادند ولی بازهم در صدد انتقام بودند .(داودی و رستم نژاد،۱۳۸۴،صص۱۰۲-۱۰۱)

«بنا به نقل بلاذری تعداد نوزده نفر از کشته شدگان قریش در بدر تنها به دست امام علی (ع) انجام شده است.»(جعفریان ،۱۳۸۶،ص۱۱۲)

حیات حقیقی غدیر :

غدیر از همان روز کربلا حیات حقیقی خود را آغاز کرد و پس از پنجاه سال در چنگال سقیفه گرفتار بود، برگ جدیدی از تاریخ خود را ورق زد . با شهادت امام حسین (ع) برای بار دوم آوازه ی غدیر تا دورترین نقاط دنیا رفت و حتی کفار و مشرکین ، اهل سقیفه را لعنت کردند و سرفرازی غدیر را آفرین گفتند.(انصاری ،۱۳۸۶،ص۱۱۶)

بررسی جریان های زمان حکومت یزید«از نیمه ی دوم خلافت عثمان تا پایان دوران حکومت معاویه به تدریج، اصول و یا بعضی از اصول رژیم حکومت اسلامی دگرگون شد و به اصطلاح مسلمانان بدعت ها در دین پدید گشت .در حکومت معاویه این دگرگونی به نقطه ی اوج رسیده از آن جمله عدالت که رکن اصلی این دین است ،تقریبا منسوخ گردید.قتل ها ، تبعید ها مصادره ی اموال بدون مجوز شرعییا به استناد مجوزهای قابل انتقاد، شکنجه و آزار به خاطر گرویدن به مذهبی خاص، یا داشتن طرز تفکری مخصوص ، رواج یافت. ظهور این بدعت ها سبب پدید آمدن و رشد سریع مردم ناراضی شد و جامعه ی عربستان آن روز را مهیای شورش ساخت اما در سراسر زندگانی معاویه مانعی بزرگ مجال نمی داد  ناخشنودان ، با وی یا با عاملان وی در افتند این مانع ، قدرت مرکزی شام در سایه ی زیرکی و کاردانی زمامداران از یک سو و هوشیاری و شدت عمل حاکمان و ماموران ، آشکار و مخفی آنان از سوی دیگر بود. تسلط دستگاه بر اوضاع ، هر اجتماع مخالفی را در هم می ریخت ، هر توطئه  را در کوتاهترین مدت سرکوبی می کرد. مرگ معاویه و زمامداری یزید دریچه ای به روی مردم ناراضی گشود .آنان فرصتی یافتند تا گرد هم آیند و یزید را که گذشته از نداشتن شرایط اخلاقی لازم برای عهده داری خلافت، بر خلاف رژیم مامور اسلامی عهده دار حکومت شده بود براندازند ، و خلافت را به مسیر نخستین خود ، انتخاب پیشوا از راه اجماع امت – مراجعه به آراء عمومی – برگردانند و چندان که بتوانند بدعت ها را نسخ کنند. به ظاهر هدف مخالفان و نا خشنودان این بود . اما از سوی دیگر حکومت تازه دمشق که بر پایه ی قدرت موروثی – و بر خلاف سیرت مسلمانی بنا گردید میخواست تا هر چه زود تر اساس سلطنت نو بنیاد را محکم کند .طبیعی است که در موقعت ، نخستین اقدام او مطیع ساختن ایالت های اسلامی –حجاز و عراق- تابع دمشق و بیعت گرفتن از نامزدهای احتمالی خلافت در این ایالت ها   و تسلیم کردن آنان بود. حجاز از اهمیت معنوی خاص برخوردار بود.و مردم آن در دیده ِ مسلمانان ارجی مخصوص داشتند. اسلام در شهر مکه آشکار شد . قبله ِ مسلمانان و زیارتگاه هر ساله ایشان در این شهر قرار داشت. مدینه مقر پیغمبر (ص) و خلفای او بود .۳۵سال کارهای حوزه اسلامی در این شهر حل و فصل میشد. قبر پیغمبر و مسجد او که مسلمانان به آن ارج فراوان می نهادند در این شهر بود مسلم است که سیاست پیشگان دمشق موقعیت این شهر ها را به خوبی می دانستند ، اما اطمینان داشتند از جانب مکه خطری متوجه آنان نیست، زیرا گروهی بزرگ از خویشاوندان حکومت جدید (بنی امیه)درآن شهر به سر می بردند از سوی مردم مدینه نیز چندان نگران نبودند ، زیرا از سالها پیش مهاجران از تیره های ابوسفیان و دوستان او به این شهر آمده بودند،آنان هیچگاه طرف بنی امیه را به خاطر بنی هاشم یا دیگر تیره ها  رها نمی کردند . کارشکنی امویان پس از قتل عمر در راه خلافت علی (ع) –به هنگام تشکیل شورای شش نفری و –انتخاب عثمان نمونه ای از قدرت این دسته در این شهر است تنها ایالتی که حکومت تازه از آن نگرانی داشت عراق و از تنها نامزد خلافت که می ترسید حسین بن علی (ع) بود.این نوشته ای است از جانب حسین بن علی (ع) به جماعت بنی هاشم. اما بعد ، هر کس از شما به من بپیوندد شهید گردد و آن که تخلف نماید به پیروزی نرسد . والسلام»(سید ابن طاووس،۱۳۸۶،ص۱۲۳)

همان طور که معاویه در وصیت خود به یزید گفته بود : «من نمیترسم که کسی در حکومت تو نزاع کند مگر سچهار کس که خطرناک ترین آنها حسین بن علی (ع) است.»(قمی،۱۳۸۱،صص۸۸-۸۷)

در عراق از سال ها پیش کفه ی تیره ی اموی وزنی نداشت، بدین جهت عراق دیده به بنی هاشم دوخته و از بنی امیه ناخشنود بود.یزید سخن پدر را به خاطر داشت که :«اگر عراقیان هر روز از  تو بخواهند حاکمی را عزل و حاکمی را نصب کنی بپذیر، زیرا عوض کردن حاکم آسان تر است تا رویارویی با صد هزار شمشیر.»هنگامی که یزید به پادشاهی رسید سه تن از فرزندان صحابه در مدینه به سر می بردند . این سه تن در دیده ی مردم بزرگ بودند حسین بن علی(ع) عبدالله پسر زبیر و عبدالله پسر عمر، مسلم بود که پسر زبیر و پسر عمر آن شایستگی را که حسین می داشت نداشتند اگر عراقیان او را به سوی خود می خواندند و اگر او به پا می خواست دمشق با فاجعه ای بزرگ روبرو می شد.آن نامه یزید در نخستین روزهای خلافت برای حاکم مدینه نوشت نتیجه ی همین احساس خطر بود .اگر یزید کار حسین را قبل از رسیدن به عراق تمام می کرد حکومتش بیمه مکی شد (شهیدی،۱۳۸۴،صص۱۳-۹)

سرانجام امام حسین (ع) به شهادت رسید ولی با این کار باعث جاودانگی اسلام راستین و سقوط حکومت بنی امیه شد همان طور که پیامبر فرموده بودند: «حسین منی و انا من حسین»«رسول الله (ص) فرموده است «حسین منی و انا من حسین»یعنی من هر چه دارم حضرت حسین (ع) همه ی آنها را از من به ارث می برد و «انا من حسین»یعنی اوست که دین من را زنده می کند و دین من فقط به وجود او احیا می گردد. همه ی حقیقت دین من به وسیله او متجلی می شود.(زاهدی،۱۳۸۵،ص۱۵۳)

عاشورا پیام ها و درس هایی دارد . عاشورا درس می دهد که باید برای حفظ دین فداکاری کرد.در راه قرآن باید از همه چیز گذشت. درس می دهد که در میدان نبرد حق و باطل ،کوچک و بزرگ،زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع، امام و رعیت، همه با هم در یک صف قرار گیرند و جبهه ی دشمن با همه ی توانایی های ظاهری بسیار آسیب پذیر است.همچنان که جبهه ی بنی امیه به وسیله ی کاروان اسیران عاشورا در کوفه آسیب دید، در شام و در مدینه آسیب دید.(موسسه ی فرهنگی ولایت،۱۳۸۷،ص۷۶)

نتیجه گیری:

همان طوری که در طی مقاله مشخص شد هر کس می تواند بفهمد که حادثه ی عاشورا ریشه در غدیر و حوادث بعد از آن دارد که مسلمانان و اصحاب سقیفه سخنان روز غدیر پیامبر را نادیده گرفته و حکومت را به دست گرفتند و اهل بیت پیامبر و امامان از حکومت دور مانده و گوشه گیر شدند که باعث شد اسلام از مسیر اصلی خود فاصله بگیرد و تا آنجا که امام حسین (ع) مجبور شد با خون خود و اهل بیت خود به غدیر حیات همیشگی دهد و آن را برای همیشه جاودان کند ولی اگر به غدیر از همان روز اول ارج نهاده می شد شاید ما امروز از وجود امام عصر (عج) بی بهره نبودیم و وضع امروزی جامعه این چنین نبود.

فهرست منابع:

۱) قرآن

۲)نهج البلاغه

۳)مفاتیح الجنان

۴) آیت الله مکارم شیرازی ، ناصر – تفسیر نمونه،چاپ ۲۹-تهران،دارالکتاب الاسلامیه

۵) علامه امینی،(۱۳۶۶)-الغدیر،جلد اول ،چاپ دوم-تهران،دارالکتاب الاسلامیه

۶)انصاری،محمد باقر(۱۳۸۶)-ژرفای غدیر ،چاپ اول-قم،انتشارات دلیل ما

۷) جعفریان،رسول(۱۳۸۶)تاریخ سیاسی اسلام(۱)،چاپ ششم –تهران ، انتشارات دلیل ما

۸)جمعی از دبیران(۱۳۶۳)حساس ترین فراز تاریخ یا داستان غدیر، چاپ اول-انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم

۹) حکیمی محمد رضا(۱۳۳۶)-بعثت ،غدیر، عاشورا، مهدی-تهران،انتشارات پرتو

۱۰)  سید ابن طاووس- لهوف،چاپ هشتم-مترجم محمد رضا دزفولی(۱۳۸۶)-قم،انتشارات مومنین

۱۱)  شهیدی ، جعفر(۱۳۸۴-قیام امام حسین (ع)،چاپ سی و چهارم-تهران، انتشارات دفتر نشر و فرهنگ اسلامی

۱۲)  داودی ،سعید و رستم نژاد،مهدی(۱۳۸۴)- عاشورا ، چاپ دوم- قم، انتشارات مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع)

۱۳) زاهدی ، مرتضی(۱۳۸۵)- اسرار نهفته در کلمه مقدسه ابا عبد الله ، چاپ اول- قم، انتشارات موسسه فرهنگی صابره (س)

۱۴)  نظری منفرد،علی(۱۳۷۷)-قصه کربلافچاپ سوم-انتشارات سور

۱۵) قمی،عباس-آن چه در کربلا گذشت،چاپ چهاردهم-مترجم:محمدباقر کوه کمری(۱۳۸۱)-قم،انتشارات مسجد جمکران

۱۶)   قمی،عباس(۱۳۸۶)-منتهی الامال،جلد اول،چاپ چهارم-قم،انتشارات نسیم حیات

۱۷)  طلوعی گوگانی،محمود(۱۳۸۲)-حدیث ولایت در روایت صحابه،چاپ اول-قم،انتشارات دلیل ما

۱۸)  مطهری،مرتضی (۱۳۸۸)-جاذبه و دافعه علی،چاپ شصت و پنجم-قم،انتشارات صدر

۱۹)  موسسه فرهنگی قدر ولایت(۱۳۸۷)-امانتداران عاشورا،چاپ ششم-تهران،انتشارات موسسه فرهنگی قدر ولایت

۲۰)  مکارم شیرازی،ناصر(۱۳۸۵)-امامت،چاپ اول-قم ،دارالکتب الاسلامیه

21)هنرمند نیا،اسماعیل(۱۳۷۹)-زندگانی۱۴معصوم فچاپ اول-قم،انتشارات طه

 

غدیر آغاز عاشورا است
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ |

http://www.aftabir.com/news/2007/jan/08/images/b4fb91507bf3140280f3b66e249a8b64.jpg

عجیب نیست اگر حُسن غدیر را درحُزن عاشورا جست ، هر چند دو اتفاق با فاصله زمانی است اما به اتفاق در هر مکانی است، در واقع از امضاء مکتب تا اجراء ایدئولوژی فاصله ای نیست .نهال دینی که در غدیر کاشته شد   در حال  خشک شدن  بود  که عاشورا آن را با خون آبیاری نمود و اسلام را ستود.غدیر را تولّی آفرید و عاشورا را تبرّی؛ غدیر غفلت را زدود و درد را دِرود و یاران راه  را  سرود  و این همان مکتب بود و عاشورا عشق را آفرید و آب را ندید و شوق وصل را پرورید و راه حق را دید و قانون رفتن را بر گزید ...

عید است امروز ،نامش غدیر . به طمع آب آمده ایم ، همگان تشنه لب .نشاطی وجودمان را در برگرفته ، اما نمی دانم چرا غم رهایمان نمی کند ؟! چرا با ذکر علی می گرییم ؟!

غدیر بزرگترین عید این امت است ، اما اشک در چشمانمان موج می زند به جای لبخند بر لبانمان !

این چه اندوهی است که آغازش غدیر است غدیر آغاز درد عمیق است ، آغاز آه و اشک و نالهء انسانیت در طول تاریخ است

غدیر آغاز عاشورا است

غدیر آغاز سوختن است ، آغاز تشنگی است .

چه رودی است که برکهء غدیر را به نهر علقمه شریعه فرات وصل کرده

نمی دانم چرا صدای کودکان حسین کنار برکهء خم اینقدر بلند است ! العطش

غدیر همنشینی آب و دست ، و عاشورا هم

غدیر آسمانیان را به سجده وا می دارد ، و عاشورا هم

در غدیر حقیقت هویدا گشت و در عاشورا حق پیدا؛ در غدیر دستها بالا می روند تا وحی حق بیان گردد و در عاشورا  سرها تا حق وحی عیان ،  یکی را  عشق  می بینی  و سرور  و دیگری را مشق می بینی و شور ونوری عظیم را برظلمت آفریده شده به دست ابلیس رجیم، چنان در مهرورزی رحیم که  هفتاد و دو پروانه دل به او دوختند و بر شعله های عشقش سوختند...

تاریکی به پیکار شمسه ای تاخت ، غافل از  اینکه  روشنائیش را چندین برابر ساخت و در دل انوار درخشنانش رنگ باخت .غدیر می رباید دلها را بسوی  کشتی نجات و   عاشورامی سراید حماقت طوفان اهریمن بد ذات را بر شکستن نیّات، در همایش تاریخ بر دو منبر تلاوت نور شد ، منبری بر فراز جهاز و دیگری بر کشته های حجاز تا بینایان راه را از چاه باز شناسند و نابینایان کوه را از کاه، غدیر آموخت نیاز مبرم بشر   را به روشنایی برمسیر حیات و عاشورا ، انتخاب مسیر روشنایی را از هزاران صراط..؛ غدیر سرنوشت را رقم زد و عاشورا سرشت را.؛ در غدیر تقدیر مشق شد و در عاشورا تقدیر عشق...

غدیر ، دستی را بالا برد مه پاره و در عاشورا  دستها پاره پاره؛ در غدیر دست بر امانت زدند و در عاشورا دست بر خیانت و آفریدند جنایت. غدیر بزمی ساخت بر سِماط دل و عاشورا بر خون ریخته شده بر گِل؛ در غدیر بهار می بینی و شکفتن و نغمه خوانی سار و در عاشورا لیل و نهار را در ستیزه و پیکار به خیال خام خزان بهار...

عاشورا ، می نوازد زخمه شمشیر بر پیکره های نور، چون برید و از هم درید پرده ی ظلمت و سیاهی غفلت، تا یاد آرد غدیر و روشنایی تقدیر و ... می نوازد زخمه شمشیر، تا طلوع فجر نرگس خورشید از کنار خانه ی امید با سلام عدل از آن سلاله پاک و آن منتقم خونهای ریخته شده بر خاک

ابراهیم فخر می فروشد که خداوند سرانجام از نوادگانش قربانی می پذیرد اسماعیل به نشاط آمده ، چون گلویش که تشنهء لب تیز تیغ است ، اکنون سیراب گشته بار دیگر عیسی مصلوب می شود در کربلا و ایوب است که به پای صبر سجاد نمی رسد و حسین یوسف زمان ، یونسی است که میماند تا قومش را با خونش هدایت کند دست عباس دست علی است که این بار به آسمان می رود ، چون زمین لیاقت این دست را ندارد دستی که هم شمع است و هم پروانه

از غدیر تا عاشورا، آنچه فاصله ای اندک بین هبوط و سقوط است. غدیر روزی است که محمد مصطفی(ص) در پیشگاه مسلمین دست علی (ع) را به عنوان جانشین و ولی امر مسلمین بالا برد و عاشورا روزی است که دست فرزند علی (ع) توسط عده زیادی از همان مسلمین قطع شد و بر روی زمین افتاد. غدیر سند حقانیت شیعه بود و عاشورا سند مظلومیت شیعه ، در غدیر راهی روشن برای مسلمین باز شد و در عاشورا سیاهی و تباهی در مسیر استقرار کامل ترین پیام خدا به بشر قرار گرفت، غدیر روز خدا پرستان بود و عاشورا روز گندم پرستان.غدیر پدر پر سوز و درد عاشوراست . حسین(ع) شهید دشت نینوا نبود ، حسین(ع) در فراموشی غدیر شهید شدو این سرنوشت به پای تک تک اولاد علی (ع) تا روز محشر نوشته شده است. روز غدیر خیلی ها برای تبریک به امیرالمومنین آمدند، خیلی ها با علی (ع) پیمان برادری بستند، دست های زیادی به سوی بیعت با حیدر کرار دراز شد اما دیری نپایید که غدیر فراموش شد و باید یافت علت این فراموشی را!

بشر دوبار از بهشت رانده شد یکبار بر اثر غفلت ادم و حوا و بار دوم بعد از فراموشی غدیر و در هر دوبار دوری از فرمان الهی علت آن بود و افسوس که درخشندگی متاع دنیایی چشم را برحقایق می بندد و سرانجام تلخ را برای همه نسل بشر پدید می آورد.پیام غدیر حب به علی (ع) به عنوان یک اسم نیست ، حب به انسانیت و بندگی حقیقی خداست، علی (ع) با همه عظمتش با همه قدرتش با همه القابش ، سر تسلیم نهاده به استان الهی بود ، علی وجودش را در سجودش در نیمه شب های عرفانیش می دانست و برای خلقت بشری چون علی (ع) بود  که خداوند به خود فتبارک الله احسن الخالقین گفت و فرمان به سجده بر انسان کرد .دست علی (ع) به عنوان انسان کامل بعد از حیات پیامبر بالا رفت تا خدا حجت را بر منتخب ترین بندگانش ، مسلمین ، تمام کرده باشد.

غدیر یک روز نیست و عاشورا نیز همچنین !

هر کجا که ادعای حب به علی (ع) باشد اما نامی و اسمی،  در پس آن عاشورایی خواهد بود. سردار جان بر کف سپاه علی (ع) در صفین هم باشی مطمئن باش اگر پیام غدیر را نفهمی در عاشورایی خنجر به دست سر از تن فرزند علی (ع) جدا خواهی کرد.

ما افتخار می کنیم که  شیعه بهترین بندگان خدا  ،علی بن ابی طالبیم . کاش روزی برسد که این افتخار در تک تک ما تجلی اعمال و رفتارمان باشد و به قول علی شریعتی بزرگ معلم علی(ع)  شناسیم، از محب علی(ع) بودن به شیعه علی (ع) بودن برسیم .

تشابهات غدیر و عاشورا

با توجه به این که محرم و عاشورا هستند و محرم مفسر غدیر است و تمام ارزش های غدیر در عاشورا احیا می شود و واقعه عاشورای محرم سال 61هجری ، سال ثمر دادن دو درختی بود که در غدیر و بد از آن کاشته شدند. وابستگی و تشابه این دو واقعه به سادگی آشکار و قابل بررسی است ، اینک به چندین تشابهات از این دو واقعه مهم می پردازیم :

1- در هر دو امتحان به ولایت و اثبات ولایت صورت گرفته

امتحان به ولایت سنگین ترین امتحانی است که خداوند متعال در این دو واقعه  از بندگان خود گرفته است ، یعنی در حادثه غدیر با تعیین ولی و امام ودر حادثه عاشورا با تبعیت از امر ولی و امام مورد امتحان قرار گرفتند تا آزمایش شوند چقدر از جایگاه ارزشمند رهبری وولایت دفاع می کنند و از آنها بهره می گیرند. علت نیاز به ولایت این است که امامت و رهبری نقش تعیین کننده ای در رشد و تکامل فردو جامعه دارد و بدون رهبری صحیح ، پیمودن راههای تکامل غیر ممکن است وچون امامت و رهبری انسانها یکی از اصول جاودانه سعادت و هدایت است همراه با آفرینش انسان ، طرح جامع رهبری از طرف پروردگار جهانیانیان انجام می پذیرد.

2- طرح جامع رهبری در آغاز آفرینش

هر مخترع و سازند ه ای ، و هر مبتکر و طراحی ، برای ساخت و پرداخت و تولید انبوه و تداوم تولید خود «با آینده نگری مثبت » بر طرح جامع اختراع خود می اندیشد که - چگونه ساخته شده و به تکامل رسد؟ چگونه یک اختراع مراحل تکاملی خود را پشت سر گذارد؟ و پس از تکمیل چگونه به تولید انبوه رسد؟ و برای تداوم تولید چه باید کرد؟ اگر مسائل اساسی یاد شده درست ارزیابی نگردد و مشکلات آن برطرف نشود و زمینه های مناسب پیدایش پدید نیاید، یک اختراع ، یک ابتکار ارزشمند تحقق نمی پذیرد، تداوم نمی یابد و به بار نمی نشیند. پروردگار انسان نیز در آغاز آفرینش به تمام مسائل کوتاه مدت و دراز مدت انسان توجه داشت که آفرینش انسان چگونه از خاک آغاز گردد، روح آدمی چگونه پدید آید؟ و با جسم چگونه پیوند گیرد؟ و پس ازآفرینش انسان و تشکیل امت و جامعه  انسانها چگونه باید فرد و جامعه راه تکامل را به   پیمایند؟

http://www.navideshahed.com/attachment/1389/08/272803.jpg

نگاهي به قرآن و غدير
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ |
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/heyatalijan/top-m.JPG

غديرخم در حقيقت چهار راهي است كه مردم سرزمين حجاز را از هم جدا مي‌كند. راهي به سوي مدينه در شمال و راهي به سوي عراق در شرق و راهي به سوي غرب و سرزمين مصر و راهي به سوي يمن در جنوب پيش مي‌رود. و درست در مكاني كه مسلمانان شركت كننده در حجة‌الوداع كه از سرزمين‌هاي مختلف آمده بودند در اين مكان از هم جدا شده و به سوي سرزمين خود مي‌روند. خداوند در آخرين حج پيامبر (ص) در مهمترين و حساس‌ترين مكان‌ها به ايشان فرمان مي‌دهد. شريف‌ترين و مهمترين موضوع يعني ولايت و جانشيني پس از خود را اعلام كند و علي (ع) را به عنوان ولي و رهبر و زمامدار مسلمين پس از خود معرفي كند.

«غدير» واقعه‌اي است لايق لقب «قرآني»! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پي در پي قرآن، تار و پود خطابه ‌اش آميخته با آيات قرآن و خاتمه آن با حضور قرآن است كه اين همه واقعه ‌اي در سايه ‌سار قرآن براي ما ترسيم مي‌كند.كجاي تاريخ اسلام را سراغ داريم كه در يك ماه بيش از دويست آيه قرآن در فراز و نشيب يك ماجرا نازل شده يا مورد استناد قرار گرفته باشد يا كدام خطابه را سراغ داريم كه بيش از صد آيه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد.

كدام برنامه اسلام را مي‌شناسيم كه دو آيه بسيار مهم قرآن مستقيماً و صريحاً معرف آن باشد؛ يكي دستور به ابلاغ آن با «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» كه با ضمانت الهي به استقبال مبلغ اعظم غدير مي‌آيد و ديگر نتيجه ابلاغ آن با «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» كه امضاي خالق جهان را بر اين ابلاغ عظيم اعلام می نماید.


آیات در مورد غدیر

نخستین آیه غدیر در مدینه:

ماه ذی القعده سال دهم هجری، مدینه غافل از مراسم عظیمی بود که در آینده نزدیک در مکه و در غدیر به وقوع می پیوست، هنوز سفر حج از سوی خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله اعلام نشده بود که آماده سازی فکری مردم برای پذیرش و درک مفاهیم بلند ولایت و امامت با نام قرآن آغاز شد.این شروع با نزول آیه بسیار مهمی از قرآن درباره ی مقام با عظمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود که بعد از آن محور غدیر قرار گرفت.

آیه ششم سوره احزاب «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ...» درباره ی مقام با عظمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آن روزهای در مدینه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد که صاحب اختیاری آن حضرت را بر مردم بیان می کرد و مقدمه ای بود برای کلمه «مولی» در «مَن کُنتُ مَولاهُ فعلیٌّ مَولاهُ» که در غدیر اعلام شد.با این اقرار که مردم در برابر مقام «اولی به نفس بودن پیامبر صلی الله علیه و آله» نمودند آیه هفتم سوره مائده به عنوان سندی از این اعتراف نارل شد: «وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»

در مرحله بعد آیه 59 سوره نساء: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ...» و آیه 55 سوره مائده: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» و آیه 16 سوره توبه: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً...» نازل شد.

مردم پرسیدند: یا رسول الله آیا این سه آیه و عناوین اصلی آن ها یعنی «اولی الامر» و«مؤتی الزکاة فی الرکوع» و «المؤمنین» درباره گروه خاصی از مؤمنین است؟ در پاسخ خداوند متعال به پیامبرش دستور داد والیان امر مردم را به آنان بشناساند و ولایت را برای آنان تفسیر و بیان کند همانگونه که نماز و زکات را برایشان بیان کرده است و از همین جا بود که برنامه غدیر تدارک دیده شد.پس از دستور الهی، پیامبر صلی الله علیه و آله منادیانی را در مدینه و اطراف آن فرستادند تا اعلان کنند که هر کس بخواهد می تواند همراه حضرت باشد.پس از اعلان عمومی، عده بسیاری از اطراف مدینه به شهر آمدند تا همراه حضرت و مهاجرین و انصار به سوی مکه حرکت کنند. همچنین در بین راه افراد زیادی با حضرت همراه شدند تا حدی که جمعیتی حدود 20 هزار نفر در مراسم حج شرکت کردند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از هر فرصتی برای آماده سازی مردم نسبت به اعلان ولایت استفاده می کردند. آن حضرت کنار کعبه ایستاده بودند در این حال حضرت علی علیه السلام به طرف پیامبر آمدند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «برادرم نزد شما آمد» و کمی از فضائل حضرت را بیان کردند. اینجا بود که سایه سنگین وحی بر کعبه افتاد و آیه 7 سوره بیّنه نازل شد: «انّ الذینَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالحات اولئک هُم خیرُ البریّه»، پیامبر در حضور اصحاب فوراً آیه را تفسیر کردند و با اشاره بر امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «خیر البریة» آمد.شروع حج با دو آیه قرآنی از سوی خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله اعلام شد که با پایان این آخرین واجب الهی، برنامه اعلان ولایت و منصوب نمودن حضرت علی علیه السلام آغاز شود. این دستور با آیه 7-8 سوره انشراح نازل شد:«فَاذا فَزَعتَ فانصب و اِلی ربّکَ فارغَب»، و چنین تفسیر شد که «هرگاه از بیان همه واجبات-که آخرین آنها حج است- فراغت یافتی، علی علیه السلام را منصوب کن و برای حرکت به سوی پروردگارت آماده باش».

در روز یازدهم ذی الحجه پیامبر صلی الله علیه و آله با مردم در منا بود، و سه جمره را رمی کردند و پس از نماز ظهر و عصر در مسجد خیف  خطبه ای ایراد کردند که ضمن آن به حدیث ثقلین اشاره کردند و قرآن و اهل بیت علیهم السلام  را قرین قرار دادند. بعد از خطابه حضرت هفت آیه دیگر نازل شد که هر یک پشتوانه یکی از ثقلین بود.

آیات 41 و 42 سوره زخرف «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُونَ أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُونَ» که علی علیه السلام را معرفی می کرد نازل شد و  این آیات طبق خطابه پیامبر صلی الله علیه و آله تفسیر شد که «فَاِنا مُنتَقِمونَ بِعَلیّ بن ابیطالِب» یعنی «اگر تو را از این جهان ببریم به وسیله علی بن ابیطالب علیه السلام انتقام می گیریم»

آنگاه آیات 93 و94 سوره مؤمنون نازل شد: «قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ و این اشاره به روزگار سیاه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله بود که فتنه های تاریک آن بسیاری را گمراه کرد.

در پی آن آیه 43 سوره زخرف در معرفی حضرت علی علیه السلام نازل شد: «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» و تفسیر شد که آنچه وحی شده درباره حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام است.

سپس برای معرفی حضرت علی علیه السلام به عنوان تنها راه نجات به آیه 61 سوره زخرف اشاره شد که «وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ » «و تفسیر شد که منظور از این آیه حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام است.

آنگاه آیه 44 سوره زخرف به عنوان مسئولیت مردم در باره ولایت حضرت علی علیه السلام نازل شد:

« وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ » و تفسیر شد که درباره حضرت علی  علیه السلام مورد سوال قرار خواهید گرفت.

بعد از پایان رسیدن مراسم حج برای اعلام رسمی ولایت راهی غدیر خم شدند با اینکه انتظار می رفت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این اولین و آخرین سفر حج خود مدتی در مکه بمانند اما حضرت دستور حرکت دادند و برای مردم بسیار جالب بود که پیامبرشان پس از ده سال دوری از مکه بدون آن که مدتی اقامت کنند تا مسلمانان به دیدارشان بیایند بعد از اتمام مراسم حج فوراً از مکه خارج شدند.وقتی به غدیر خم رسیدند پیامبر صلی الله علیه و آله مقداد و سلمان و ابوذر و عمار را فراخواندند و به آنان دستور دادند تا به محل پنج درخت کهنسال که در یک ردیف کنار برکه غدیر بودند بروند و آنجا را آماده کنند سپس حضرت بر روی منبر رفتند و خطابه را شروع کردند.

آن حضرت اعلام فرمودند که درباره برنامه ای که در پیش است وحی خاصی از طرف خدا نازل گشته و در این فرمان به من گفته شده  که اگر آنچه در حق علی علیه السلام بر من نازل فرموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام و فوراً تصریح کردند: خداوند برای من حفظ از شر مردم را ضمانت فرموده است.

با این مقدمه آیه نازل شده را-که آیه 67 سوره مائده است- قرائت فرمود: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » و در حین قرائت کلمه «ما اُنزلَ» را تفسیر کرد که منظور خلافت علی بن ابیطالب علیه السلام است.

قبل از بیان علت نزول آیه این مسئله را مطرح کردند که خداوند درباره ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام آیه خاصی بر من نازل کرده و سپس آیه 55 سوره مائده را قرائت کرد: « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ »سپس آن را به علی علیه السلام تفسیر کردند و فرمودند: «علی است که نماز را به پاداشته و در رکوع زکات داده است.»

سپس مراحل صاحب اختیاری خدا و رسول و علی و یازده امام علیهم السلام را بصورت سلسله متصل ترسیم نمودند و با بلند كردن و معرفى اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: 'مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ'.

وسپس حضرت با اشاره به آیه 217 سوره بقره فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

صريحاً فرمودند: 'هر كس از ولايت ائمه عليهم السلام سر باز زند اعمال نيكش سقوط مى كند و در جهنم خواهد بود'. بعد از آن شمه اى از فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام را متذكر شدند.در بخش های دیگر خطبه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله جنبه ى غضب الهى را نمودار كرد وفرمود'منظور از اين آيات عده اى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشم پوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده... بعد از آن، حضرت درباره اثراتِ ولايت و محبت اهل بيت عليهم السلام فرمودند: 'اصحاب صراط مستقيم در سوره ى حمد شيعيان اهل بيت عليهم السلام هستند'.

در بخش بعدی خطبه به اوصاف و شئون خاص حضرت بقية اللَّه اشاره كردند و آينده اى پر از عدل و داد به دست ایشان را به جهانيان مژده دادند.

در بخش نهم با اشاره به آیه 10 سوره فتح(إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ) فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با على بن ابى طالب دعوت مى كنم. پشتوانه ى اين بيعت آن است كه من با خداوند بيعت كرده ام، و على هم با من بيعت نموده است؛ پس اين بيعتى كه از شما مى گيرم از طرف خداوند و بيعت با حق تعالى است . بخش پایانی خطبه، به بیان بالاترين امر به معروف و نهى از منكر یعنی تبليغ پيام غدير درباره ى امامان عليهم السلام و بیعت لسانی اختصاص یافت و آیه 96 سوره اسراء (قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا) را بیان فرمودند و خدا را بر این بیعت لسانی شاهد گرفتند. سپس مراسم مربوط به انجام بیعت در خیمه های مخصوص به اینکار برگزار شد.كلمات نهايى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دعا براى اقراركنندگان به سخنانش و نفرين بر منكرين اوامر آن حضرت بود و با حمد خداوند خطابه ى حضرت پايان يافت.

«الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين والائمة عليهم السلام»

  منابع:

- قرآن كريم

- الغدير علامه اميني

- گزيده جامع از الغدير – محمدحسن شفيعي شاهرودي

- تفسير نمونه آيت‌الله مكارم شيرازي

- تفسير طبري، محمدبن جرير طبري

- فروغ ولايت، آيت‌الله سبحاني

-کتاب واقعه قرآنی غدیر، محمد باقر انصاری

زائر، همیشه بعد نجف، کربلا رود    

                            یعنی "غدیر" اذن دخول محرم است...


چـــه کوتاه است فاصله میان بالا رفتن دست علـی (ع)وبالا رفتن سر حسیــن (ع)

فاصلـه ای از ظهر غدیــر تا ظهر عاشـــورا  !!!


منتظران واقعی بدانند که...
حسین علیه السلام را منتظرانش نکشتند!
حسین علیه السلام کشته ی پیمان سقیفه بود!!
حسین علیه السلام کشته ی پیمان شکنی غدیر بود!!!

غدیر یعنی بلوغ تفکر انسانیت
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ |
http://booshehr.namaz.ir/booshehr/images/articles/f_ji0xbb3m_ec82069.jpg

ای غدیر! تو برکة آرمیده در دل صحرا؛ اما جاری تا عمق تاریخی؛ تو چشمة؛ جوشان عشق و ایمانی؛ تو پیام آور آزادی انسانی. ای غدیر! تو برکه ای از نور؛ طنینِ آواز حقیقت؛ بر آمده از نایِ سبزه زارانِ حیاتی. ای غدیر! ای سایه سارِ امید رهایی بشر؛ روح ماندگار معنا و ای حدیث حادثة والا. تو یادگار یادها و تلاوت ارزشهای تاریخی. تو؛ تداوم رسالت و توحید؛ تو؛ باز تاب فریادهای خورشیدی.

ای غدیر! تو نه یک برکه؛ که دریایی نشأت گرفته از ازل و جاری تا ابد. تو دل مایة ابراهیم خلیل در پی ریزی کعبة ایمان و فرا بُردن پایه های اسلام؛ تا عرش خداوندی هستی ای غدیر! تو سرشار از برکت نوحه های نوح و مددکارِ رهایی کشتی او در تلاطم طوفانی. ای غدیر! تو فرزند سعیِ ساره و هجرِ هاجر و زمزمة زمزمی.

ای غدیر! تو پاره ای از نیل که موسائیان به نشانه فرو رفتن در رحمت و برکت پروردگار؛ در آن گام نهادند و به سلامت و میمنت و برکت از آن فراز آمدند. تو جان بخش دلها ؛ همچون دم عیسای مسیح و متبرک از زهد زکریّای پیامبری. تو شفافترین آبهایی و منعکس کنندة خورشیدی. تو تصویرگر قَدَر مردی هستی که تعظیم همة عصرها و نسلها را به پیشگاه پاکِ خویش برانگیخته است.

ای غدیر! تو امروز آبیار هر چه گل خوشبوی ولایتی. تو شاهد بودی که کدامین انسان والا در آن روز بزرگ بر فراز همة اعصار، جای گرفت و بر تیغ فضیلت و راهبری فرا رفت. این حقیقت را فریاد کن؛ تا هر که؛ در هر کجا؛ بداند که علی- علیه السلام- ؛ آن دریای کرامت و انسانیت؛ بر حق است. ای برکه سترگ! ای روح آبی صحرا! ای انعکاس حقیقت مطلق! ای جاودانة جاری؛ برگوی! از آن  روز جاودانه سخن بِران.

ای غدیر! از دریا بگو؛ از روح پاک عالم معنا بگو. از اسرار نهان و هویدا بگو. از پیشوای ما بگو، از آن عقد ثریا بگو، از آن محشر برپا بگو، از آن ماه تَولا بگو، از آن کعبه دلها بگو……

هان! ای غدیر! به تاریخ بسپار! که این خاطرة خطیر را هماره به یاد داشته باشد؛ و به یاد داشته باشد که اگر در برابر آن دریا سدّ نمی بستند و اگر سینه ال ا…. را نمی خستند؛ نقش همة دلها ؛ امروزه لا اله الا الله بود.

هان! ای غدیر! گواه مظلومیت مولا باش. گواه بیت الاحزان دلها باش. گواه غنچه های لیلاها باش.

هان! ای غدیر! ای بیان قدرت ایمان! ای افتتاح خط امامت! ای امتدادِ راه رسالت! ای تبلور عظیم ترین حماسه جاودانه! ای یگانه! هم چنان؛ موج گستر بمان هم چنان ما را به خود بخوان. هم چنان؛ عظمت را از آنِ دریا بدان. ای برکه! ای غدیر! ای دریا! ای علی- علیه السلام- ! هم چنان جاودانه بمانید تا نهایت دنیا.

روز غدیر.. نسیم عطرآگین نبوت و شمیم روح افزاى رسالت و دستاورد همه پیامبران و رسالت‏ هاى الهى است.روز غدیر.. سرآغاز سیرت هماره جوشان و راه قرآن گویا و كامل كننده دین حنیف و فرجام بخش نعمت‏هاى خداوندى و موهبت ‏هاى قدسى است روز غدیر..همان روزى كه پیامبر پس از بازگشت از حجة الوداع (سال 10 هجرى) آخرین خطبه خود را در بدترین شرایط آب و هوایى و وزش بادهاى تند و سوزناك و كارشكنى منافقان و بازیگرى بیماردلان و سخنان ناامید كننده و شایعة پراكنى شایعه سازان و آشوبگرى اوباش خواند! پیامبر در میان آنان برخاست تا اعلام كند على(ع) وصى او، جانشین او، نایب او و وزیر اوست.

او داراى ولایت پیامبران و حكومت رسولان و رهبرى حق و حقیقت در میان مردم است. آنچه رسول خدا (ص) از آن برخوردار بوده على همان را برخوردار است و هر كه پیامبر بر او ولایت و سرپرستى داشت، على نیز سرپرست اوست. منزلت او بسان منزلت پیامبران است و رهبرى و ولایتش مطلق است. هیچ قید و شرط و مانع و بازدارنده‏اى ندارد. خداوند متعال این رویداد بزرگ جهانى را چنین معرفى كرده است: « الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا» امروز دین شما را برایتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را براى شما (به عنوان) دینى برگزیدم».

آرى روز غدیر این چنین است. روزى كه از آن به عنوان تكامل و بلوغ راه آسمانى و پیام و اندیشه حق از زمان آدم ابوالبشر(ع) تا عصر حضرت ختمى مرتبت (ص) یاد مى ‏شود. از این رو روز غدیر نه تنها براى مسلمانان - كه همواره براى حق آغوش مى‏ گشایند و بر اساس آن زندگى مى‏كنند - روز عید و شادمانى شد، كه براى دیگر ملّتها نیز به یك روز شناخته شده‏اى تبدیل گشت (2) چرا كه غدیر از جمله روزهاى خداوند متعال است روزى كه سیر تاریخ و مسیل رویدادها را دگرگون كرد.و راز آن در دو چیز است.

1- به این اعتبار كه غدیر سرآغازى براى خط وصایت و جانشینى و استمرارى براى رخداد پیامبرى بود تا حركت پیامبران جاودانه شود و امت اسلامى بعد از رحلت پیامبر گرد این خط فراهم آید.

2- و به اعتبار كسى كه امیر و صاحب روز غدیر است.

غدير، دورنمايي از حقايق امامت در دقايق صحرا.
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ |
http://ts4.mm.bing.net/th?id=H.5022196650411431&pid=1.7

لحظه‏ هاى معصوم عشق، بر شنزارهاى تشنه حجاز باريده است. صحراى سوزان شوق است و بر مأذنه ‏هاى امروز، پيغام تازه نور روييده است. همراه با كاروان سرنوشت، حادثه ‏اى سپيد، زير آفتاب مى‏ايستد. ازدحام قافله نياز را غزلستانِ «حجة‏الوداع» به خوبى سروده است: این آخرین نظاره‏های خورشید است. شلاق شن‏های روان و صدای زنگ بی‏گاه شتران؛ آخرین تصویر دست‏ها و چشم‏های داغدار.کویر، دو زانو نشسته است، سنگ‏ریزه‏ها و شن‏های داغ ـ حجة الوداع ـ نفس‏های گلوگیر. صدایی نیست؛ سکوت، هیاهوی حوالی را می‏شکند.سرهای آوار بر زانون، محزون و ماتم‏زده؛ «خداحافظ مکه، مدینه، شعب...»این آخرین کلماتی‏ست که از گلوی خورشید شنیده می‏شود.گرمای تابستان بر تن دقایق، عرق کرده است. خداحافظ، هوای نفس‏گیر مکه، خداحافظ مدینه!

بغض‏هایی تنومند، زائرانی خسته، چشم‏هایی بارانی، سر بر گریبان اندوه، آخرین نظاره‏های خورشید.خداحافظ، رسول! پس از سال‏ها تلاش، سفرت را آغاز کرده‏ای به سوی آرامش، به سوی معبود.خداحافظ، رسول! بیست و سه سال سکوت علی، نشانی از بیعت در این هنگامه تاریخ‏ساز است. از دوردست، صدایی، سکوت صدا را می‏آشوبد. به گمانم صدای زنگ کاروان است که در همهمه وحشت‏افزای تنهایی برکه می‏پیچد.ای کاش لحظه‏ای کنار من درنگ کنند تا تنهاییِ خود را با حضورشان قسمت کنم.ای کاش آبی داشتم تا عطش و خستگی راه را با خنکای وجودم فرو می‏نشاندند! غدیر، خسته و تنها، سر در گریبان فرو برده و رؤیاهایش را آه می‏کشد.

«بایستید! دهان‏های باز برگشتند تمام گردنه ‏های حجاز برگشتند همین که پرده خاموش کاروان افتاد صدا دوید و در آغوش کاروان افتاد» رفتگان را فرا خوانید و جاماندگان را دریابید که پیامی مهم دارم.کاروانيان از حج بازگشته‏‌اند و سوغاتي از توحيد به همراه دارند. بركه در بركه، آواز بلند علوي ات پيچيد و نگاه كوير آلودگان را به جاري شدن فرا خواند. آسمان ها، دف زنان و هلهله كنان، سروري زمين را ستاره پاشيدند. درختان، قامت هاشمي ات را به احترام ايستاده اند؛ همچنان كه تاريخ، ثانيه هاي بي رمقش را با نام تو برمي خيزد. بايستيد! ... دين كامل شدبايستيد كه آفتاب، روشن شدن ستاره اي بي بديل را مژده خواهد داد! بايستيد كه امروز، نعمت تمام مي شود و دين كامل ... و ايستادند؛ کاروان نزدیک و نزدیک‏تر می‏شود. سکوت، به زمزمه نشست. زمزمه‏ها بلند و بلندتر و موجی از همهمه در کاروان افتاد ناگاه، صدایی، در سکوت کاروان پیچید. صدایی، حجاز را به لرزه افکند. دستان خدا در دست رسول اللّه‏ صلی‏الله ‏علیه‏ و‏آله ، بالا رفت. در كنار بركه اي كه رسالت اقيانوس، در نگاهش مي تپد. ناگاه دست‏هاى غدير، به تكبير بالا رفت و دل‏ها به بشارتى بارانى فراخوانده شدند. دست فاتح خيبر بالا مي رود و آوايي در فضا مي پيچد«من كنت مولاه فهذا علي مولاه»  گويا همه ملكوت، تذهيبى بوده است براى نگارش خطِ نورانىِ «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ... .» زمان، دوست داشتنى‏تر پيش رفت و بركه آن حوالى كوچك شد در برابر حريقى از محبت كه در دل عشاق افتاد. شادى جهان به تكثير رسيد و تجلى رشيدترين قامت دين، در آينه غدير تماشايى شد.

تو دين مرا اگر چه ياري کردي

در مکتب عشق جان نثاري کردي

ابلاغ ولايت علي گر نکني

انگار نه انگار که کاري کردي

چشم می‏چرخاند از زاویه وداع، دست بالا برده است و چشم‏های نظاره ‏گر را شاهد می‏گیرد به پیمانی که دست‏هایش را در دست‏های علی گره می‏زند.آرام آرام هیاهو رنگ می‏گیرد ـ لبخندها و کینه‏ ها ـ . دست‏های بیعت و خنجرهای گره شده در مشت. سر بر گریبان،های‏ های اشک می‏ریزند وداع با رسول را و رسول که صدایش در بیابان‏های تفتیده، خواب خاک را می‏شکافد که:

افراشتم دو دست که می‏خواهمت علی

این برکه شاهد است که می‏خواهمت علی

وقتی رسول دست علی را گرفته بود

لبخند می‏زد و دلش اما گرفته بود

کنارِ برکه، سکوي جاودانگي بود که از يک سو اتمام دين را ديد و از ديگر سو، آغاز معرفيِ همگانيِ علي را. غدير، نشان داد خدا عادل است و ولايت را در وجود سزاوارترين، مستقرّ مي‌‏سازد. دستي، جانشينِ دستي شد و از اين گل تازه، افسردگيِ آن صحرا زدوده شد.

تاریخ سال‏خورده حجاز، هنوز هم هجوم بی‏دریغ دستانی را که برای بیعت پیش می‏ آمدند، به خاطر دارد.شادباش‏های آمیخته با کینه فرود آمدند.سیل تبریک‏های پیاپی که بوی نفرت می‏داد.عقده‏ ها سر باز کرده و زخم‏های چرکینی که متولد شد.و خدا، ولایت علی علیه‏السلام را به انسان هدیه کرد و حصار محکم خود را به بشر ارزانی داشت. چشمه حیات جاری شد تا بنی‏آدم، عطش بی‏حد و حصر خود را فرو بنشاند به زلالیِ محبت مولا.

و حب علی، سرآغاز همه خوبی‏ها گشت. راه راست نمایان و دین خدا تکمیل شد.آینده تاریخ انسان، به دست‏های «ید اللهی» علی سپرده شد تا در سایه‏سار محبت و عدالت بی‏دریغش، به آرامش برسد.بارانی از رحمت، باریدن گرفت. خدا، مهر علی را به خاک هدیه کرد و خاک، بارور شد، نام علی را به گوش آب‏ها خواند و رودها خروشیدند، یاد علی را به درخت‏ها، سپرد و درخت‏ها، سبز شدند.

صدای هلهله می‏ آید؛ اما حزنی غریب، گلوی لحظات را می‏فشرد غدیر، شاد و غمگین است.اینجا نقطه آغاز دلتنگی‏های علی است؛ شروع داستان حق‏ طلبی فاطمه علیهاالسلام . غدیر، رنج روزهای نیامده علی است؛ ابتدای بیست و پنج سال خانه‏نشینی ذوالفقار.غدیر، اولین پژواک از اندوه بی‏شمار، چاه دلتنگی‏های مرتضی است.و صدا در گوش‏ها به نجوا درآمد.«هر کس من مولا و سرورش هستم، پس از من پسر عمو و جانشینم وصی و ولی الامر مسلمین علی ابن ابی‏طالب مولا و سرورش است.»

و صدا در هاله‏ای از صوت بلند صلوات به محمد و آل محمد، به سمت آسمان‏ها و عرش بال گشود تا بشارت ولی امری امیر المؤمنین در ملائک نیز ولوله ‏ای آسمانی به پا کند.صدا در عرش، به طنین مبارک باد مبدل شد و بر خاک نازل گردید. در کنار برکه غدیر، مردم موج برمی‏داشتند تا دست علی را بفشارند به نشانه بیعت و چشمه چشمه، چشم‏ها به اشک می‏نشستند از اشتیاق. عطر دل‏ انگیز وحدت در هوا پراکنده شده است و دست‏ها یکی یکی دست علی را می‏فشرند؛ دستی را که پیامبر بارها و بارها فشرده است.صورت علی غرق بوسه می‏شود؛ صورتی را که رسول اللّه‏ بسیار در آن با تبسم به نظاره نشسته است؛ جلوه لایزال خداوندی را.دست علی، گرمای دستان مردم را حس می‏کند و در چشمانشان می‏بیند برقی را که به ظاهر از شوق است.

دل‏هاى غديرى

آرى! امروز، غدير است. امروز، ترجمه طواف بال‏هاى فرشتگان، سپاس از غدير است. نعمت والايى است غديرى كه بر لبان متبسمش، قصيده خوش‏آهنگ هدايت‏گرى و راه‏گشايى است. هنوز در اطراف يادهاى قدسى ايّام، گرم‏ترين صدا، «أَلْيَومُ أَكْمَلْتُ لَكُم دينكُم» است.

نوروز روح

باريده است رؤياى خيس شاعرانگى. تابيده است حس ماهتابِ پرشعف. لحظه‏ هاى امروز، يكى پس از ديگرى، همچون عابرانى دقيق به ديدار غدير مى ‏آيند. واژه‏ هاى شاعرانِ ستايش نيز يكى پس از ديگرى، به غدير و تمامت زيبايى‏اش احترام مى‏گذارند. غدير، تنها يك بركه نيست؛ كه اقيانوسى از زلالى است و همه اعياد، تشنه آنانند.امروز، غدير است، كه تاريخ بر گونه آن بوسه‏ها زده است.غدير آمده است تا فرسنگ‏ها فاصله را براى رسيدن به نوروز كامل روح، كوتاه كند.

ميمنتى براى هميشه

اينكه تنها يك روز براى احترام به غدير كنار بگذاريم، مانند آن است كه بخواهيم تمامى تصاوير عاشقانه دنيا را در يك جمله خلاصه كنيم كه هرگز نمى‏شود. دنيا، ديارى دل‏گشاتر از بوستان غدير به ياد ندارد كه از چتر خورشيدش، اين همه سپيدى فروزان عشق ببارد. رازى است در غدير كه شكفتن آن، همه آفرينش را از لذت دلباختگى سرشار مى‏كند.بايد هميشه و هرگاه از غدير و غديريه‏ ها، محراب دل را گلباران كرد. شناخت هويت غدير، از سفرِ آفاق پربارتر است. هر چشمى كه در غدير تأمل كند، به فرزانگى منتسب مى‏شود.

اين دست‏ها را به خاطر بسپاريد!

كابين اشتران فكرتان را روى هم بگذاريد! خاطره‏ هاى بدر و احد و خندق را فراخوانيد! نگذاريد جمعيت فكرتان پريشان شود و آن‏گاه كه محمد صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله ، از كابين اشتران بالا رفت، بينديشيد؛ بر اين ايستادن و بر اين تعجيل بينديشيد. دستش را ببينيد و دست يارى‏تان را به خاطر بسپاريد! اى مهاجرين مبعث عشق؛ اى انصار هجرت نور! دست على را به خاطر بسپاريد!

اينك شما پيامبريد!

از دور دست تاريخ، آن سوى غدير؛ از دور دست خاطره‏ هاى آفتاب سوزان حجاز، صداى محمد صلى‏الله ‏عليه ‏و‏آله به گوش مى ‏رسد. گويى استمداد مى ‏كند از زمان؛ گويى ياور مى ‏خواهد از تاريخ؛ گويى مى‏خواهد خاك‏هاى گرم غدير را شاهد بگيرد بر اين انتصاب آسمانى.اينك پيامبر، جبرئيل است و اينجا غدير وحى. اى از حج برگشتگان مدينه! زين پس شما پيامبريد، تا خبر ولايت على را پيش قوم خود بريد.

غدیر، سفره‏ای است که برای تمامی گل‏ها پهن کرده‏اند.غدیر، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستی است.غدیر، یک اتفاق ساده نیست؛ یک گزینش رحمانی است.غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان.غدیر، گل همیشه بهار زندگی است. دریایی بی‏کرانه است؛ جاری بر جان‏های پاک و اندیشه‏ های تابناک.غدیر، تجلی خواست خالق، روح آفرینش، برانگیزاننده ستایش و دست‏های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می‏کشاند.غدیر، ریزش باران الطاف رحمانی بر گلزار جان‏های تشنه است.

غدیر، برکت همه احساس‏های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است.در غدیر بود که تیرگی‏ها فراری شدند و نورانیت محض، خودنمایی کرد.در غدیر بود که قیافه ایمان، تماشایی شد و شاخه‏ های عشق، بر تن ایمان رویید.در غدیر بود که درخت هستی، به کمال رسید.در غدیر بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد.در غدیر بود که نیلوفر عشق، بر گرد محور زمین پیچید.در غدیر بود که جوانه جاودانه ولایت عاشقانه، سر برکشید.

غدير، برکه‌‏اي از تدبير بود براي رسيدن به رستگاري‏هاي پياپي، رسيدن به هم‏ صدايي و هم سويي. غدير، مي‌خواست تماميِ فاصله‏‌ها را به صفر برساند و به مارهاي خفته و مترصد، طعم گس هلاکت بچشاند. مي‌خواست تحريف، در جامعه نيفتد.

سلام بر غدیر جاوید كه دین الهی جز با او جاویدان نیست، و رسالت پیامبر جز ابلاغ آن تمام و كامل شده نیست. سلام بر اوج همه خوبی‌ها و نقطه كمال همه رسالت‌ها و پایان همه نعمت‌هادر آینه غدیر از یك سو خدای مهربان را می‌بینم با همه لطف و رحمت و كرامتش كه انسان را بدون راهنما و راهبر و امیر نمی‌خواهد و از یك سو خود را می‌بینم كه چگونه و چه اندازه با آن برگزیده حق پیوند داریم و به دنبال او روانیم این است كه غدیر از یك سو یاد آور نعمت بزرگ پروردگار مهربان است كه باید سپاسگذار هماره او باشیم و از سوی دیگر نشانگر صدق راهیان و پیروان امامت تا بنگرند چه میزان رفتار و منش خود را غدیری كرده‌اند و بر آرمان‌های آن پای می‌فشرند.

سلام بر غدیر، سلام بر سرنوشت رقم خورده تاریخ، سلام بر چشمه همیشه زلال، سلام بر مولا علی بن ابیطالب- علیه السلام- و چه بهتر است بگوییم:« سلام بر مولا امیرالمؤمنین- علیه السلام- » زیرا که لقب خاص اوست زیرا این لقب را خداوند تعالی به ایشان عطا فرمودند. سلام بر مولا، سرور، صاحب اختیار، چرا که پیامبر فرمودند: «من کنت مولا فهذا علی مولا»

سلام بر چشمه همیشه زلال تاریخ، چشمه ای که از اشک زلال تر و از آیینه شفاف تر است. غدیر ای سرچشمه پاکی، غدیر ای حقیقت انکار ناپذیر، ای حقیقت جاودانه تاریخ، ای صراط مستقیم، مگر نه اینکه غدیر چراغ همیشه روشن است وهیچ وقت به تاریکی نمیگراید؛ پس چرا بعضی ها در تاریکی و ضلالت ماندند و جایی را ندیدند؟

شاید که چشمانشان طاقت نور را نداشت و شاید که خود چشمانشان را بستند و نخواستند که ببینند که صد البته اینگونه است. مگر نه اینکه غدیر حقیقت جاودانه تاریخ است وحقیقتی انکار ناپذیر؟ پس چرا منکر شدند و جمع منکران و انکار کنندگان به وجود آمد؟

مگر نه اینکه غدیر پیمان است و بیعت. پیمان و بیعتی که سعادت انسان در آن بوده و هست و سعادت زندگی انسانها در گرو آن بوده، پس چرا پیمان شکنان وجود داشته و دارند. غدیر ای پیمان نامة هنوز باز ، ما هم میخواهیم با مولایمان عهد و پیمان ببندیم ، ما هم می خواهیم بیعت کنیم ولی نمی خواهیم پیمان بشکنیم. پس مولا ما را هم قبول کن ما را هم از زمرة پیمان بستگان دار و از خدای تعالی به کرمت برای ما یاری جوی. وحال هرکس میخواهد عهد و پیمان ببندد به قلبش بنگرد و زیر لب زمزمه کند: « السلام علیک یا مولانا یا امیرالمؤمنین »

کدام زخم، با فراموشيِ اين ميثاق برابري مي‌کند آيا؟!

عيدي آمد و سوزندگيِ آن بيابان، خنکايِ بهار را لمس کردبرکه‌اي که ماناتر از اقيانوس بود، امامت را به جريان انداخت. غدير، آبراهه‏‌اي بود به خشک‌زار انديشه‌هاي تمام اَعصار.چه کوتاه است فاصله میان بالا رفتن دست علی (ع) بدست پیامبر و بالا رفتن سر  حسین(ع) بدست یزیدیان فاصله ای از ظهر غدیر تا ظهر عاشورا

به شكرانه این نعمت بزرگ لحظه‌های خود را به سپاس الهی معطر می‌كنیم و می‌خوانیم:الحمدا... الذی جعلنا مع المتمسكین به ولایة امیر المؤمنین و اولادهم معصومین خدای را سپاس كه ما را از متمسكین به ولایت امیر مؤمنان و فرزندان معصومش قرار داد و ما بر این تمسك افتخار می‌كنیم و مباهات تا لحظه‌ای كه جان در بدن داریم و هستیم

و باز می‌خوانیم: الحمدالله الذی هدانا لهذا و ماكنا لفهتدی لو لا ان هدانا الله.

همه پیام غدیر در این جمله كوتاه خلاصه شده است كه من كنت مولاه فهذا علیٌ مولا هر كه من مولای اویم علی مولای اوست یعنی هر كس ولایت مرا گردن می‌نهد باید بر ولایت علی (ع) نیز گردن بگذاردهر كه به دنبال رسالت است باید امامت را دنبال كند هر كه محمدی است لاجرم علوی باشد و گرنه محمدی نیست.

غدير، پيام رهايى است؛ پيام گسيختن زنجيرهاى بسته بر پاى بشر، پيام تداوم پيامبرى است با همه آرمان‏هاى بلندش.غدير، ادامه بعثت است براى شكستن بت‏هاى فكر و دل، براى عبور از خودپرستى به خداپرستى، براى بيرون آمدن از اسارت خويش و رسيدن به آزادگى حقيقى كه در سايه عبوديت حاصل مى‏شود.غدير، كمال نبوت است و دنباله خطى كه پيامبر ترسيم كرده؛ تا هر چه رنگ و بوى تعصب را بشويد و هرچه ديوار تبعيض را بكوبد.غدير، اتمام نعمت است و دست‏خدا بر سر اهالى زمين تا با عدالت علوى، باقيمانده رسوم جاهليت را بشكند، هرزه‏هاى شرك و نفاق را برچيند و خون طاغوت‏هاى جديد را بريزد.غدير، پايان رسالت است و على عليه‏السلام مولا مى‏شود تا پرچم پيامبر را پس از او به دست بگيرد و لباس رزم بپوشد براى آزادى بندگان خدا.

واپسين وصيت

پاى غدير، سرنوشت معنويت شيعه رقم مى‏خورد و پيام آسمانى توحيد، به كسانى كه خدا را نه با زبان، كه با مشاهده جان دريافته ‏اند، مى‏رسد.در گرماى بيابان، بر ريگ‏هاى تفتيده، بشر را به كسانى سپرده‏اند كه جامع صفات نيكويند؛ در تنهايى، مرد عبادت و در ميدان، مرد رشادت، در علم بى ‏نظير و در عمل بى‏بديل.در آخرين حج پيامبر، در نقطه جدايى كاروان‏ها، اسوه حكومت، معرفى مى ‏شود تا زمام‏داران آينده، مشقِ خويش را بدانند و راه خويش را بيابند.

پاى بركه‏ هاى غدير، وصيت پيامبر نوشته مى ‏شود:«كتاب خدا و اهل بيتم را به يادگار گذاشته‏ ام تا در كوره ‏راه‏هاى زندگى، گمراه نشويد. درس مساوات و برادرى را ميان شما به يادگار گذاشته ‏ام. شما با هم برادريد؛ خدايتان يكى و پدرتان يكى است؛ همه شما از آدميد و آدم از خاك است. عرب و عجم بر يكديگر برترى ندارند؛ بهترين شما باتقواترين شماست».

«رسوم جاهليت، باطل است ديگر. شيطان از اين آب و خاك نااميد شده است.» در عطش ‏زارِ دوردست، در آتشْ باران، وصيت پيامبر نوشته مى ‏شود؛ اما كجايند كسانى كه گردن نهند به پذيرش آن!

غدير، نه تنها در حجة‏الوداع پيامبر، كه بارها رخ داده بود؛ در دعوت «عشيرة الاقربين»، در «ليلة المبيت»، در غزوه خندق.غدير، نه تنها در حجة‏الوداع پيامبر، كه بارها شنيده شده بود؛ در «حديث منزلت»، در حديث «شهر علم»، در آيه‏ هاى ولايت.غدير، روزِ بعد از روز بعثت نيست؛ غدير روز اسلام است؛ از صبح تا شب؛ تمام دقيقه‏ هايش، منطبق‏اند بر دقيقه‏هاى روز بعثت.

بیعت، وظیفه‌ای غدیری است باید پای در پیش بگذاریم و با امام خود دست بیعت بدهیم. چنان كه غدیریان دستان مولایشان را به نشانه وفاداری فشردند و پیمان گذاشتند هر روز پیمان بیعت ما با فرزند امیر مؤمنان حضرت مهدی صاحب عصر و زمان (عج) است كه هر روز در دعای صحبگاهان یعنی دعای عهد با او پیمان می‌بندیم كه در راهش باشیم و در راه او تلاش و جانفشانی كنیم پیمانی راستین و استوار. تا نشان دهیم امروز نیز غدیری است كه فرزند علی (ع)، مهدی (عج) در آن امام بر حق است و پیروان او ، پیروان علی سلام الله علیه.

سند حقانيت على عليه‏السلام

غدير، اى امام آب‏ها! هر جا كه باشم، تو چاه خواهى بود و من تنهايى خسته و سرشار از رازهاى نگفته. غدير! تو از آن پس، در حجاز نماندى؛ با من از مدينه تا كوفه آمدى، مرهم خستگى‏هايم شدى و محرم دل‏بستگى‏هايم. با من در فراق فاطمه سوختى؛ در نهروان جنگيدى؛ با من در صفين و جمل زخمى شدى.حالا پسر ابوطالب، سفر كرده و تو زخمى در ميان جغرافياى مسلمين مانده‏اى.يادگار زخم‏هاى على! سند حقانيت قرآن ناطق باش تا عشق باشد؛ باش تا دين بماند.

غديريه

لب تشنه بود و سينه‏اش مى ‏سوخت صحرا

پيوسته از هرم عطش مى ‏سوخت صحرا

كم‏كم كويرستان سوت و كور مانده

از بارش ابر و طراوت دور مانده؛

ديد و شنيد آواى محزون اذان را

حس كرد بانگ كاروان حاجيان را:

اين بوى ناب عطر فردوس برين است؟

يا نه، نسيم نام خيرالمرسلين است؟

اينجا غدير است و على را مى‏شناسد

او از ازل قدر ولى را مى‏شناسد

آن روز خورشيد از توان ماه مى‏گفت

مثل هميشه جامع و كوتاه مى‏گفت

با چهره‏اى لبريز لبخند و تبسم

دست على را برد بالا، گفت: مردم

بعد از من از امر ولايت سر نپيچيد

از يارى مرد عدالت سر نپيچيد

فرمود: مردم طبق فرمان‏هاى سرمد

اين است مرد اول دين محمد

من يك مسلمانم ولى را مى‏شناسم

مولا على مولا على را مى‏شناسم

مهر على را تا ابد در سينه دارم

در سينه از مهر على گنجينه دارم.

استناد ابدى

اين‏سان كه قطره ‏قطره غدير در عمق ايمانم رسوب كرده، شگفت نيست كه مظلوميت تو را شمشير بر كشم به دفنِ بند بندِ شب ‏پرستان در خاك. آه! اى اعتبار بى ‏بديل! زخم‏هاى قديم را از خنجرهاى وقيح تاريخ كه بر پشت مى ‏نشستنددست ولايتت آن اهتزاز بلند غديرى تنها مرهم است. وقتى هفت پشت باورهايمان به حادثه عظيم شكوفايى‏ات در آينه غدير گرم است، وقتى استجابتمان را به عصمت ابدى‏ات استناد مى‏ كنيم، تا هميشه وقوع سبز تك‏سوار عشق را سربلند انتظار مى ‏كشيم.

منابع:

ماهنامه اشارات، ش57

ماهنامه اشارات، ش80

ماهنامه اشارات، ش92

ماهنامه اشارات، ش104

ماهنامه گلبرگ، ش13

شکوه غدیر برکه‏ ای از نور
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۲ |
http://ts2.mm.bing.net/th?id=H.4633128481392757&pid=1.7

برکه آفتاب

غدیر، خاکی سوخته، ملتهب، در عمق صحرای «جحفه» نیست تا از چهار سوی تا هر جا که چشم کار می‏کند گسترده و نا پیدا باشد.غدیر درخشان چون گوهری در تابش آفتاب است، وسیع به وسعت ابدیت است و جاری در لحظه لحظه کائنات است، صبور چون ایمان و لطیف چون عشق است، برنده چون شمشیر، کوبنده چون طوفان است، خاشع چون واژه صداقت و سرافراز چون افلاک است.

هیچ دست سیاه کاری در طول تاریخ نتوانسته است نامش را از لوح دلها و صفحه خاطره‏ها بزداید. هر چند که هزاران بار نامش را از کتابها حذف کردند. کتابی را به خاطر این نام به آتش کشیدند و زبان‏هایی را که در دفاع از این واقعه باز می‏شد بریدند. لکن نتوانستند یاد آن برکه زلال تنهای در دامن دشت خفته را از خاطر خدا جویان محو کنند. هر روز نامش بلند آوازه‏تر و هر سال خاطره‏اش شگفته‏تر و هر زمان روشنی و جذابیتش مضاعف گشت.

تا اکنون که 1400 سال از آن شیرین خاطره صدر اسلام می‏گذرد و شیعیان به یادش شادان و از ایمان به آن مفتخرند.تاریخ شیعه و گرامیداشت «عید غدیر» در هر سال گواه این مدعاست.آری، خورشید را نمی‏توان با گل اندود.آفتابی در آن برکه کوچک طلوع کرد که جهانی را روشنی بخشید. نوری از آن مکان غریب به کویر خفته برخاست که انسانها را راهبر و راهنمود شد.

غدیر، شمشیر برنده حق است که آتش به هستی باطل می‏کشد، فارق حق و باطل است، هنگام تعالی انسان از پلشتی خاک به رفعت افلاک است، ترازوی عدل است، خورشید حقانیت است. باغبان دشت هماره سبز سیادت است، غایت آمال انبیاست، جلوه‏ای از وجه الله است، معنای زندگی است و شرافت آزادی. حکایت راستی است و روایت درستی، معنای صلات است و تأویل جهاد.

غدیر صراط است، با ایمان به آن می‏توان از آن گذشت، وگرنه لبه شمشیری است که هر منافق و ملحدی را به دو نیمه خواهد ساخت.غدیر نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی، ماندگار است و پویا و زندگی ساز. غدیر تجلی ولایت است که رکن حیات معنوی انسان است. آبی است که ریشه همه درختان و گل بوته‏های باغستانهای توحید برای تغذیه و رشد به آن نیازمند است .انسان به ولایت امیرالمؤمنین همان گونه نیازمند است که سلولهای زنده به اکسیژن هوا. اگر لحظه‏ای این جریان حیاتبخش از طبیعت حیات ما برخیزد تمامی محکوم به زوالیم.- لولا الحجة لساخت الارض باهلها - اگر امام نبود زمین اهلش را فرو می‏برد.

شکوه غدیر برکه‏ ای از نور

من غدیرم! برکه آرمیده در دل صحرا. اما جاری تا عمق تاریخ از این کران تا آن کران، و تا همه بیکرانه‏ ها! چشمه جوشان عشق و ایمانم. پیام آزادی انسانم .

من غدیرم! طنین «آواز حقیقت»، برکه‏ای از نور، نای سبزه زاران حیات.

من غدیرم! سایه سار امیدرهایی بشر، روح ماندگار معنی، حدیث حادثه‏ ای والا.

من غدیرم! یادگار یادها و تلاوت ارزشهای تاریخ، تداوم رسالت و توحید، بازتاب فریادهای خورشیدی!

من غدیرم! مضربی از مهبط آدم و بهشت، حاصل جمع عشق و ایمان و استقامت و ظفر.

من غدیرم! سر شار از اندیشه روشن تاریخ، و صدای شادی آب در مهتاب.

من غدیرم! دل مایه ابراهیم خلیل، در پی ریزی کعبه ایمان و فرابردن پایه‏ های اسلام، تا عرش خداوندی و بارگاه کبریایی.

من غدیرم! خطی از خدا تا امتداد همه تاریخ.

من غدیرم! سرشار از برکت نوحه ‏های نوح، و مددکار رهایی کشتی او، در تلاطم طوفان.

من غدیرم! عرصه و آبشخور آهوان رمیده دلها، آهوانی که به عزم رهایش، وادی به وادی به شوق می‏پویند و بیابان تجلی و نور و طور را، می‏جویند.

من غدیرم! فرزند سعی ساره و هجر هاجر و زمزمه زمزم.

من غدیرم! پاره‏ای از نیل که موسائیان، به نشانه فرو رفتن در رحمت و برکت پروردگار، د رآن گام نهادند و به سلامت و میمنت و برکت، از آن فراز آمدند .

من غدیرم! جان بخش دلها، همچون دم عیسای مسیح، و متبرک از زهد و زکریای پیامبر.

من غدیرم! یاد آیه میثاق و کمال، برکه‏ای فزونتر از دریا، مشعل جاودانسوز مبارک.

من غدیرم! معبد همه دیدگان نافذ حق بین و رستنگاه برگ و گل و باد و آفتاب.

من غدیرم! نظرگاه «شبان وادی ایمن»، قلبه گاه و راهنمای خضر نبی.

من غدیرم! کرامت دستان سبز تاریخ، سنگ نشان دهنده دلدادگان دریا دل!

من غدیرم! تبلور متن متینی از راهبری همه رهروان حق جوی عدالت مدار ایمان پناه.

من غدیرم! پایگاه عرفان، خوشه‏های پر ثمر ایثار و عشق و تجلی و آرمان و جایگاه فرود فرشتگان و فرشته سانان و سبکباران.

من غدیرم! تداوم رسالت «گل سرخ»، در «باغستان توحید».

من غدیرم! استمرار روزهای آفتابین و شبهای ماه تابی.

من غدیرم! بهای هر چه بهاران است، طراوت قطره قطره‏ای که از باران است.

من غدیرم! عطر دل‏انگیز نعمت ولایت. و... موهبت هدایت!

در دوایر مختلف هستی، هر شعاعی به دور محوری می‏چرخد و هر پدیده‏ای حول قطب وجودی که وابسته به اوست دور می‏زند، امام معصوم محور هستی، قطب عالم وجود، تکیه گاه آفرینش، واسطه فیض الهی به جهان هستی و نگهدارنده کائنات باذن الله است.ولایت ائمه نور، مربی همه موجودات، سبب دوام و قوام تمامی پدیده‏ها از جماد تا انسان است. راستی چه کسی قادر است امام را به حقیقت معنوی‏اش بشناسد؟ علم محدود ما چگونه توانایی درک عظمت وجودی امام را دارد؟

ما از اقیانوس بیکران ولایت عظما همان قدر می‏دانیم که آن ایستاده بر ساحل اقیانوس محیط از عمق و وسعت و عجایب آن می‏داند، جز هیمنه‏ای از امواج آن چیزی به گوش نداریم و جز به قدر وسعت دیدمان نمی‏بینیم.دریغا گمراه آدمیزادگانی که با جهالت خویش، آتش به کانون سعادت ابدی خود می‏کشند، دریغا غافلانی که آفتاب عالم تو را نادیده می‏گیرند. تا چند باید خفته در گورهای جهالت خویش باشند؟ تا چند باید دل در گروه شیطان بنهند؟ تا چند باید از آستانه خانه آل محمد به مغاک تیره منافقان و ملحدان دل بندند؟

هان! به خود آیید و راه تحقیق پیمایید و پرده تعصب و تکیه به سنت اجدادی را بردرید، خطبه رسول را در روز غدیر باز خوانید و حقایقش را دریابید، چشم دل بگشایید تا ببینید روز غدیر هنگام جدا شدن حق از باطل است، هنگام تمییز خبیث از طیب است، وقت انتخاب راه است.در غدیر می‏توان همه خلایق را در دو صف دید: آنانی که امانت الهی را به جان پذیرفتند و آن گروهی که از وظایف انسانی‏شان شانه خالی کردند و راه جباران و ستمگران را برگزیدند.برکه غدیر، برکه نیست، گودالی پر آب از باران‏های بهاری نیست. بوته آزمایش حق است که فلز آدمیت را در آن به آتش آسمانی می ‏سپارند تا طلای خالص از خار و خاشاکها و کثافت ها جدا شود. «تا گریزد هر که بیرونی بود.»

ولایت امیرالمؤمنین (ع) مظهر جمال و جلال خداوند است. آئینه خدا نماست، معرفی حاکم عدل و قاضی بر حق است. اکمال دین و اتمام نعمت حق است.علی امیرالمؤمنین (ع) وارث علوم همه انبیاست، عالم به تفسیر و تأویل قرآن است. آگاه به ظاهر و باطن کلام الله است. خورشید، نگینی برانگشتری ولایت او و ماه گوهری بر افسر کرامت او، مریخ مهره ‏ای از تسبیح دستان او و عرش الرحمن حقیقی قلب مقدس اوست. امیرالمؤمنین (ع) خود در خطبه ‏ای روز غدیر را چنین وصف می‏فرماید:

«امروز روز روشن کردن احق است و از مقام پاک (رهبر معصوم). به صراحت و «نص» سخت گفتن.

امروز روز کامل شدن دین است.

امروز روز عهد و پیمان است.

امروز روز گواهی و گواهان است.

امروز روز نمایاندن بنیادهای نفاق و انکار است.

امروز روز بیان حقایق ایمان است.

امروز روز راندن شیطان است.

امروز روز موعود فیصله دادن حق است.

امروز روز فراموش گشته بلند گرایان است.

امروز روز راه نشان دادن و ارشاد است.

امروز روز آزمون مردمان است.

امروز روز رهنمونی به رهنمایان است.

امروز روز آشکار ساختن مقاصد پوشیدن و زمینه سازی‏ها و تمهیدهای دیگران است.

امروز روز نص (تصریح) بر شخص است. یعنی آنان که ویژه‏اند رهبری را...

اکنون در اعمالتان مراقب خدای عزوجل باشید و از او بپرهیزید و با او مکر مکنید و از راه فریب در میایید. با اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند و با اطاعت آن کس که شما را به اطاعت او امر کرده است به خدا تقرب جویید، راه گمراهی می‏سپرید و از پی آنان که گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند مروید.» (2)

باری آن کس که به رویداد غدیر در سال دهم هجران دل بست، به خدا دل بست و آن که آن رإ؛ ح نپذیرفت خود را محروم ساخت. در آییینه آن برکه زلال، خورشیدی درخشید که میلیونها میلیون ستاره از دامن فرو ریخت، و همه تاریخ را ستاره باران کرد .

در آن روز آفرینش به انتظار آغاز امامت عظما از رفتار باز ماند .

در آن رو جهان به نعمت ولایت علوی سرافراز و دین رسول الله تکمیل و رضای حضرت حق علنی گردید .

در آن روز تمامت هستی گوش به کلام خدا گون آخرین پیامبر سپرد.

در آن روز علی امیرالمؤمنین (ع) دومین شخصیت بزرگ هستی به فرمان حق، پرده از چره ملکوتی فرو هشت و خورشید قبایل انسان شد و این چنین: «برکه غدیر برکه آفتاب شد».

 شکوه غدیر

غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از آب حیات و دریایی مواج از کرامتهاست.

"غدیر" ، دریایی از باور و بصیرت ، در کویر حیرت و هامون ضلالت است ، تا کام جان ها از آن سیراب شود.

"غدیر" ، یک " کتاب مبین" است.سندی برای تداوم خط "رسالت" در جلوه "امامت"

"غدیر" ، برای تشنگان ، چشمه زلال هدایت است ، و برای ره گم کردگان ، صراطی است که به "سنت پیامبر" منتهی می شود.

غدیر ، عید ولایت است.

و غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از " آب حیات " و دریایی مواج از فضایل است.

"غدیر" ، روز اکمال دین و اتمام نعمت بود.

"غدیر" ، برنامه ای الهی برای حیرت زدایی از اذهان و اعمال امت ، در افقهای آینده تاریخ بود.

"غدیر" ، تداوم خط رسالت ، در جلوه "امامت " است.

پس "عاشورا" با "امامت" پیوند دارد ، و "غدیر" با "کربلا" پیوسته است.

اگر امت ، "غدیر" ها را پاس بدارند ، "عاشورا" های مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت پیش نمی آید و خورشید امامت ، در محاق خلافت قرار نمی گیرد.امت بی امام ، رمه بی چوپان است و گله بی شبان و راه بی علامت و ... شب بی چراغ ، کشتی بی ناخدا ، دشت بی چشمه ، و ... قنات خشکیده و بی آب!... رهشناس تر از "مولود کعبه" کیست؟ و قاطع تر از "ابو تراب" و پسندیده تر از "مرتضی" و والاتر از "علی" کدام است؟

علی (علیه السلام) ، "غدیر خم" را از دریای فضائلش به موج نشانده است و رسول گرامی اسلام ، دست روی چهره خوب و شایسته ای گذاشته است ، علی ، برگزیده محمد نیست ، بلکه منتخب خداست و پیامبر فقط ابلاغگر پیام الهی نسبت به امامت اوست.

غدیر ، کاشتن بذر ولایت در جان هاست.

غدیر ، نشان دادن خورشید به گرفتاران ظلمت هاست.

غدیر ، روز تکمیل دین و اتمام نعمت است.

غدیر ، "عید الله الاکبر" است، عید آل محمد (ص) ، عید هواداران حق و وفاداران به پیامبر.

غدیر ، عید عدالت و رهبری است ، عید انسانیت و کمال طلبی است ، عید شعله افکنی بر اندیشه هاست.

غدیر ، روز بشریت و روز "انسان" است ، غدیر ، "تداوم رسالت محمد" در "ولایت علی" است.

غدیر عید "پیمان" و "میثاق" و "عهد" است.

 

غدیر در کلام امام خمینی ورهبر انقلاب
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ |
http://www.ravayatgar.org/media/k2/items/cache/d0781aab6107ab09663a5b35f9583041_M.jpg

روز عيد غدير روزي است كه پيامبر اكرم (ص) طبقه حكومت را معين فرمودند و الگوي حكومت اسلامي را تا آخر تعيين فرمودند."صحيفه نور ج۳ ص ۱۹۷"

ارزش غدير براي آن است كه با اقامه ولايت يعني با رسيدن حكومت به دست صاحب حق همه اين مسائل حل مي شود همه انحرافات از بين مي رود. " صحيفه نور ج ۱۰ ص ۱۷۴"

غدير علي را نساخت علي سبب پيدايش غدير شد. غدير منحصر به آن زمان نيست غدير در همه اعصار بايد باشد و روشي كه حضرت امير پيش گرفته است بايد روش ملت ها و دست اندركاران باشد. " صحيفه نور ج۲۰ ص ۲۸

در دعاي غدير مي خوانيم : الحمد الله الذي جعلني من المتمسكين بولايه، نه تمسك به محبت. " صحيفه نور ج ۱۸  ۱۲۶

حضرت امام خمینی رحمه الله معتقد بود که بزرگیِ عید غدیر، از وجود با برکت علی علیه السلام است و می‌فرمود: «مسئله غدیر، مسئله‌ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله ای پیش بیاورد؛ حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است.

 

 آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آنکه ارزش دارد، خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللّه کسی نیست که [آنچه] دلخواه است انجام بدهد، مأمور می‌کند رسول اللّه را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن.

غدیر در کلام رهبر معظم انقلاب

گفتاری شنيدني از رهبر معظم انقلاب پیرامون غدیر

اگر "غدیر" به درستی محقق می‌شد،امروز نیازهای بشر اینقدر ابتدایی نمی‌ماندمسئله غدیر،صرفاً يك مسأله‏اى كه ما جمع شيعه به آن اعتقاد داريم و يك عده از مسلمان‏ها هم به آن اعتقاد ندارند، اين نيست. در نگاه تاريخى به اسلام و در تحليل تاريخىِ حوادث صدر اسلام، موضوع غدير - يعنى نصب جانشين - يك ضرورتى بود كه اگر آن‏چنان كه تدبير شده بود - تدبير رحمانى و الهى، و تدبير نبوى - عمل مى‏شد، بدون ترديد مسير تاريخ بشر عوض مى‏شد و امروز ما در جايگاه بسيار جلوترى از تاريخ طولانى بشريت قرار داشتيم.

اين كه يك مكتب و نظام فراگيرِ نيازهاى زندگى بشر، به وسيله‏ى پيامبر خاتم در جامعه فرصت پياده شدن پيدا كند، كه اين خود يك معجزه‏ى بزرگ بود، كه پيغمبر توانست اين نظام فكرى و عملى را واقعيت ببخشد و بر روى زمين واقعيت، آن را بنا كند؛ آن هم در دشوارترين جاها. خودِ اين‏كه در دشوارترين جاها توانسته اين بنا پياده شود و قرار بگيرد، نشان‏دهنده‏ى اين بود كه در همه‏ى نقاط زندگى بشر و جغرافياى انسانىِ آن روز دنيا و بعد از آن، اين بنا قابل تحقق است.

اين شكل علمى را در مقام عمل، در دشوارترين صورت، پيغمبر توانست تحقق ببخشد. اگر اين حادثه اتفاق مى‏افتاد كه حفظ و گسترش كمّى و گسترش كيفى در اين موجود خلق شده‏ى الهى - يعنى جامعه‏ى اسلامى نبوى - مى‏توانست به قدر ده، دوازده نسل، پى‏درپى حراست و حفاظت بشود، آن وقت مسلّم بود كه اين حركت در طول تاريخ بشر، شكست‏ناپذير مى‏ماند. معنايش اين نبود كه بشر، دوران انتظارى نخواهد داشت و خود در طول اين دوازده نسل، به نهايت مطلوب خود خواهد رسيد. اگر آن‏طورى كه پيغمبر معين كرده بود، اميرالمؤمنين، بعد امام حسن، بعد امام حسين، بعد ائمه‏ى ديگر، يكى پس از ديگرى مى‏آمدند، باز به گمان بيشتر، بشر نياز به يك دوران انتظار داشت تا بتواند آن جامعه‏ى آرمانى را تحقق ببخشد.

اما در آن صورت اگر اين تعاقب معصومين، اين دست‏هاى امين و كارآمد، مى‏توانستند اين حادثه‏ى ايجاد شده‏ى در واقعيت را حفظ كنند، آن وقت مسير بشر، مسير ديگرى مى‏شد.امروز بشر عيناً همان نيازهايى را دارد كه پنج‏هزار سال پيش، اين نيازها را داشت؛ نيازهاى اصولى بشر، هيچ تفاوتى نكرده است. آن روز هم بشر از نفوذ قدرت‏هاى ستمگر رنج مى‏برد؛ امروز هم شما - شماها چشمتان باز است - اگر دنيا را از نفوذ قدرت‏هاى ستمگر و ويرانگر نگاه كنيد، خواهيد ديد كه بشر دارد رنج مى‏برد. آن روز هم نياز بزرگ بشر عدالت بود و برترين رنج او بى‏عدالتى؛ امروز هم شما نگاه كنيد، در دنيا بزرگترين مشكل بشر، بى‏عدالتى است.

خطاست اگر خيال كنيم كه اين آزادى فردى - كه ليبرال دمكراسى غرب به بشر هديه داده - اين نياز بشر بوده كه قبلاً نبوده؛ چرا؛ به اين شكل‏هايى كه امروز آزادى‏هاى فردى هست، در بسيارى از دوره‏هاى تاريخ و در بسيارى از مناطق تاريخ وجود داشته است. همين محدوديت‏هايى كه امروز به شكل پنهان اراده‏ى انسان‏ها را به زنجير مى‏كشند، اينها يك روز به صورت آشكار بوده است. اين تور احاطه‏كننده‏ى بر اراده، حركت و حيات انسان، امروز ريزتر بافته شده، از خيوط و نخ‏هاى باريكترى استفاده شده و با مهارت بيشترى به آب انداخته مى‏شود. آن روز اين مهارت‏ها نبود؛ اما آشكارتر و قلدرمآبانه‏تر بود. پس نيازهاى بشر تفاوتى نكرده است.

اگر آن دست به دست شدن امانت نبوى و گسترش كمّى و كيفىِ متناسب و درست، انجام مى‏گرفت، امروز بشر اين نيازها را گذرانده بود (نيازهاى فراوان ديگرى ممكن بود براى بشر پيش بيايد كه امروز ما آن نيازها را حتى نمى‏شناسيم) آن نيازها ممكن بود باشد؛ اما ديگر اين‏قدر ابتدايى نبود. امروز ما و جامعه‏ى بشرى، همچنان در دوران نيازهاى ابتدايى بشرى قرار داريم. در دنيا گرسنگى هست، تبعيض هست - كم هم نيست؛ بلكه گسترده است، به يك جا هم تعلق ندارد؛ بلكه همه جا هست - زورگويى هست، ولايت نابحق انسان‏ها بر انسان‏ها هست؛ همان چيزهايى كه چهار هزار سال پيش، دو هزار سال پيش به شكل‏هاى ديگرى وجود داشته است. امروز هم بشر گرفتار همين چيزهاست و فقط رنگ‏ها عوض شده است.

«غدير» شروع آن روندى بود كه مى‏توانست بشر را از اين مرحله خارج كند و به يك مرحله‏ى ديگرى وارد كند. آن وقت نيازهاى لطيف‏تر و برترى، و خواهش‏ها و عشق‏هاى به مراتب بالاترى، چالش اصلى بشر را تشكيل مى‏داد. راه پيشرفت بشر كه بسته نيست! ممكن است هزارها سال يا ميليون‏ها سال ديگر بشريت عمر كند؛ هر چه عمر كند، پيوسته پيشرفت خواهد داشت. منتها امروز پايه‏هاى اصلى خراب است؛ اين پايه‏ها را پيغمبر اسلام بنيانگزارى كرد و براى حفاظت از آن، مسأله‏ى وصايت و نيابت را قرار داد؛ اما تخلّف شد. اگر تخلّف نمى‏شد، چيز ديگرى پيش مى‏آمد.

«غدير» اين است. در طول دوران دويست‏وپنجاه ساله‏ى زندگى ائمه (عليهم‏السّلام) - كه عمر دوران ظهور ائمه از بعد از رحلت پيغمبر تا زمان وفات حضرت عسكرى، دويست‏وپنجاه سال است - هر وقت ائمه توانسته‏اند و خودشان را آماده كرده‏اند تا اين‏كه به همان مسيرى كه پيغمبر پيش‏بينى كرده بود، برگردند؛ اما خوب، نشده است ديگر. حالا ماها در اين برهه‏ى از زمان، به ميدان آمده‏ايم و همّتى هست به فضل و توفيق الهى و ان‏شاءاللَّه كه به بهترين وجهى ادامه پيدا كند.

غدیر در آثار اسلامی ما به «عیدالله الاکبر»، «یوم العهد المعهود» و «یوم المیثاق المأخوذ» تعبیر شده است. این تعبیرات که نشان دهنده ی تأکید و اهتمامی خاص به این روز شریف است، خصوصیتش در مسأله ی ولایت است. آن عاملی که در اسلام ضامن اجرای احکام است، حکومت اسلامی و حاکمیت احکام قرآن است، والا اگر آحاد مردم، ایمان و عقیده و عمل شخصی داشته باشند، لیکن حاکمیت -چه در مرحله ی قانونگذاری و چه در مرحله ی اجرا - در دست دیگران باشد، تحقق اسلام در آن جامعه، به انصاف آن دیگران بستگی دارد. اگر آنها افراد بی انصافی بودند، مسلمانان همان وضعی را پیدا می کنند که شما امروز در کوزوو، دیروز در بوسنی و هرزگوین، دیروز و امروز در فلسطین و در جاهای دیگر شاهدش بوده اید و هستید - ما هم در ایران مسلمان عریق و عمیق خودمان، سالهای متمادی همین را مشاهده می کردیم - اما چنانچه حکام، قدری با انصاف باشند، اجازه خواهند داد که این مسلمانان به قدر دایره ی خانه ی خودشان - یا حداکثر ارتباطات محله ای - چیزهایی از اسلام را رعایت کنند؛ ولی اسلام نخواهد بود!

بیانات به مناسبت عید سعید غدیر16/01/1378

* نباید طرح مسأله غدیر به جدایی مسلمان ها بینجامد

مرحوم آقای مطهری (رضوان الله علیه) مقاله ای به نام «الغدیر و وحدت اسلامی» دارد؛ ایشان در آن، این مسأله را تبیین می کند که، طرح مسأله ی غدیر، چطور می تواند وسیله ای باشد برای نزدیک کردن دل های مسلمان ها به همدیگر. مرحوم علامه ی امینی هم عقیده ی شیعه را در «الغدیر» اثبات کرده است؛ اما کتاب، بیان، لحن، سلیقه و شیوه ی برخورد او با مسأله، طوری است که همه ی مسلمین را جذب می کند.

شما تقریظهایی را که مسلمانان مصر، شام و دیگر نقاط دنیا بر کتاب ایشان نوشته اند، ببینید! ما باید توجه داشته باشیم که نوع طرح مسأله، طوری نباشد که به جدایی مسلمان ها بینجامد؛ این خیلی مهم است. الان جمعیت انبوهی از مسلمانان دنیا به مکتب و مذهب ما معتقدند و در دنیا هم آبرومندند. هم جمهوری اسلامی در ایران و هم شیعیان در هر نقطه ای که هستند، مردم آبرومندی هستند و در عراق، لبنان و جاهای دیگر، مسلمان ها به وجود اینها افتخار می کنند. بنابراین باید مراقب باشیم که مسأله را طوری طرح کنیم که هم عقیده های خودمان ناراحت نشوند. البته باید عقیده ی خودمان را بیان و آن را تثبیت کنیم؛ اما اشتباهات و خطاها را هم برطرف کنیم. 14/09/1384

* مسأله ی غدیر ورود نبی مکرم اسلام در امر مدیریت جامعه است

مسأله ی غدیر و تعیین امیرالمؤمنین (علیه الصلاةوالسلام) به عنوان ولی امر امت اسلامی از سوی پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) یک حادثه ی بسیار بزرگ و پرمعناست؛ در حقیقت دخالت نبی مکرم در امر مدیریت جامعه است. معنای این حرکت که در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، این است که اسلام به مسأله ی مدیریت جامعه به چشم اهمیت نگاه می کند.

این طور نیست که امر مدیریت در نظام اسلامی و جامعه ی اسلامی، رها و بی اعتنا باشد. علت هم این است که مدیریت یک جامعه، جزو اثرگذارترین مسائل جامعه است. تعیین امیرالمؤمنین هم - که مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداکاری و عدل در میان صحابه ی پیغمبر است - ابعاد این مدیریت را روشن می کند. معلوم می شود آنچه از نظر اسلام در باب مدیریت جامعه اهمیت دارد، اینهاست. کسانی که امیرالمؤمنین را به جانشینی بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداکاری او برای حق و عدل، تردید ندارند؛ این مورد اتفاق همه ی مسلمین و همه ی کسانی است که امیرالمؤمنین (علیه الصلاةوالسلام) را می شناسند. این نشان می دهد که جامعه ی اسلامی از نظر اسلام و پیغمبر، چه نوع مدیریت و زمامداری و حکومتی را باید به عنوان هدف مطلوب دنبال کند.

دیدار مردم پاکدشت، در سالروز عید سعید غدیر10/11/1383

* عید غدیر، سنت ملی ماست

عید غدیر هم سنت ملی ماست؛ چون ملت ما دارای این عقیده و این محتوا و این هویت در ذهن خودش هست. یکی از کارهای دشمنان این است که ملتها را از هویت خالی کنند. البته این قضیه، داستان مفصلی است و با دو کلمه، نه می شود ابعادش را نشان داد و نه می شود خطرش را آن چنان که هست، گوشزد کرد. شما در محیط دانشجویی با این سیاست کلی که شناخته و ناشناخته و پیدا و پنهان وجود دارد، باید مبارزه کنید و مبانی ارزشی را - مبانی ای که حقیقتا تشکیل دهنده ی هویت ملت ایران است و می تواند آنها را پیش ببرد و صاحب همه چیز کند - حفظ کنید. 08/02/1382

* او عادل ترین شما در بین مردم است!

نبی اکرم در بیان صفات امیرالمؤمنین می فرماید: «اعدلکم فی الرعیة»، او عادل ترین شما در بین مردم است. هم عدالت درونی و معنوی و فردی امیرالمؤمنین مراد است و هم عدالت رفتاری و عدالت اجتماعی او. اینها چیزهایی است که در زبان به آسانی می شود بیان کرد، اما در تحقق و تبلور در عمل است که انسان به عظمت این حقیقت و کسانی که تجسم این حقیقت بوده اند، پی می برد. عدالت به معنای واقعی کلمه در وجود امیرالمؤمنین، در رفتار او، در تقوای او و در توجه او حضور دارد. در رفتار بیرونی او هم عدالت تجسم پیدا می کند. امروز بعد از گذشت قرنها، اگر بخواهیم عدالت را تعریف کنیم و آن را در ضمن مثال و نمونه بیان کنیم، هیچ مثالی رساتر و گویاتر از رفتار امیرالمؤمنین علیه السّلام نمی توانیم پیدا کنیم. این است که نبی اکرم او را به امر پروردگار و با نصب الهی به مردم معرفی و به مقام ولایت منصوب می کند. این یک حقیقت اسلامی است. این کجا و این که کسی معتقد باشد که هر ظالمی با هر شیوه و رفتار بازیگرانه ای توانست زمام قدرت را در دست بگیرد، مردم باید از او اطاعت کنند، کجا؟! این اسلام است یا آن؟!

لذا مسأله ی غدیر با این مضمون والا متعلق به همه ی مسلمانهاست، چون به معنای حاکمیت عدل، حاکمیت فضیلت و حاکمیت ولایت اللَّه است. اگر ما هم بخواهیم حقیقتاً از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین باشیم، باید خودمان و محیط زندگیمان را به عدل نزدیک کنیم. بزرگ ترین نمونه این است که هرچه بتوانیم، استقرار عدل کنیم. چون دامنه ی عدالت نامحدود است. هرچه بتوانیم عدل را در جامعه بیشتر مستقر کنیم، شباهت ما به امیرالمؤمنین و تمسک ما به ولایت آن بزرگوار بیشتر خواهد شد. بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام به مناسبت عید غدیر خم01/12/1381

* غدیر و انقلاب اسلامی ایران

شاید اکثر آن کسانی هم که در ماجرای بیعت امیرالمؤمنین علیه الصلاةوالسلام، گرد آن بزرگوار را گرفتند و با او بیعت کردند و پای فشردند و فداکاری نمودند، واقعه ی غدیر و به طریق اولی ظهور اسلام و جنگهای امیرالمؤمنین را ندیده بودند. اما اسلام و هدایت و نور آن فقط برای کسانی نیست که در آن وقت حضور داشتند، بلکه برای همه و برای همیشه است: «و اخرین منهم لما یلحقوا بهم». انقلاب اسلامی شروع یک راه پرافتخار و سعادت بخش بود. همه ی کسانی که از بی عدالتی رنج برده اند و تشنه ی عدالتند، این پدیده را به جان دوست دارند و برای آن تلاش می کنند. همه ی کسانی که سنگینی و فشار نظام دیکتاتوری و اختناق و زورگویی و قدرت فردی را احساس کرده یا درباره ی آن فکر کرده اند، از انقلاب اسلامی، از حرکت ملت مسلمان و از مبارزه ی فراگیر این ملت استقبال کرده اند و می کنند. مخصوص امروز نیست، در آینده هم همین طور خواهد بود. بیانات در دیدار مردم قم19/10/1381

* اوج مطلوب همه ی رسالت ها

امیرالمؤمنین علیه الصلاةوالسلام در مقابله با خطرها آن چنان شجاعانه عمل می کند که می گوید کسی نمی توانست با فتنه ای که من چشم آن را درآوردم - منظور، فتنه ی خوارج است - یا فتنه ی ناکثین درافتد. آن معنویت و دین و اخلاق و فضیلت از یک طرف، آن بینش عمیق و شجاعت و فداکاری و عواطف رقیق انسانی در کنار صلابت و استحکام معنوی و روحی از طرف دیگر؛ همه ی اینها ناشی از عصمت است؛ چون خدای متعال او را به مقام عصمت برگزیده است و گناه و اشتباه در کار او وجود ندارد. اگر چنین کسی در رأس جامعه باشد، اوج مطلوب همه ی رسالتهاست. این معنای غدیر است. در غدیر، چنین کاری اتفاق افتاد. اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در روز عید سعید غدیر خم12/12/1380

* بشریت، حکومت پنج ساله ی امیرالمومنین را هرگز فراموش نخواهد کرد

امامت، یعنی همان اوج معنای مطلوب اداره ی جامعه در مقابل انواع و اقسام مدیریتهای جامعه که از ضعفها و شهوات و نخوت و فزون طلبی انسانی سرچشمه می گیرد. اسلام شیوه و نسخه ی امامت را به بشریت ارائه می کند؛ یعنی این که یک انسان، هم دلش از فیض هدایت الهی سرشار و لبریز باشد، هم معارف دین را بشناسد و بفهمد - یعنی راه را درست تشخیص دهد - هم دارای قدرت عملکرد باشد - که «یا یحیی خذ الکتاب بقوة» - هم جان و خواست و زندگی شخصی برایش حائز اهمیت نباشد؛ اما جان و زندگی و سعادت انسانها برای او همه چیز باشد؛ که امیرالمؤمنین در کمتر از پنج سال حکومت خود، این را در عمل نشان داد. شما می بینید که مدت کوتاه کمتر از پنج سال حکومت امیرالمؤمنین، به عنوان یک نمونه و الگو و چیزی که بشریت آن را هرگز فراموش نخواهد کرد، در طول قرنها همچنان می درخشد و باقی مانده است. این نتیجه ی درس و معنا و تفسیر واقعه ی غدیر است. بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در روز عید سعید غدیر خم

عید غدیر در کلام امام رضا (علیه السلام)
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ |
http://pcphoto.persiangig.com/image/ghadir.jpg
در کتاب شریف مسند الامام الرضا علیه السلام در حدیثی مفصل، حضرت رضا علیه السلام به بیان ویژگی ها و فضایل روز عید غدیر خم می پردازند که با هم گوشه هایی از آن را می خوانیم:علی بن طاووس نقل می کند:حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمودند : هنگامی که روز قیامت بر پا شود، چهار روز را زینت می دهند، همان گونه که عروس را آرایش می کنند.

پرسیده شد : این چهار روز کدام ایام هستند؟

حضرت فرمودند: روز عید قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر.

اما روز غدیر در این بین تابنده تر و فطر و جمعه مانند ماه در بین ستارگان هستند.

روز غدیر، روزی است که حضرت ابراهیم علیه السلام، از آتش نجات پیدا کرد و برای شکر گزاری آن روز را روزه گرفت.

روز غدیر، روزی است که خداوند دین را کامل گردانید و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امیرالمومنین (علیه السلام) را به عنوان جانشین برای مردم برگزید و فضیلت و وصایت او را آشکار کرد، و آن روز را روزه می گرفت.روز غدیر را، روز کمال می گویند و روزی که شیاطین رانده می شوند، روزی که در آن اعمال شیعیان و دوستان آل محمد پذیرفته می گردد و آن روزی است که در آن خداوند اعمال مخالفین را رد می کند و آن را ناچیز می شمارد.

روز عید غدیر، روزی است که جبرئیل (علیه السلام) کرسی مخصوصی را که خداوند کرامت کرده در مقابل بیت المعمور قرار می دهد و بالای آن می رود و فرشتگان، پیرامون وی را فرا می گیرند و بر محمد درود و تهنیت می فرستد و برای شیعیان علی و اولاد او (علیه السلام) و دوستان آنها استغفار می کنند...

روز غدیر، روزی است که خداوند آن را برای محمد و آل او (صلی الله علیه وآله) مخصوص گردانیده و کسانی که در آن عبادت کنند و یا بر اهل و عیال خود انفاق نمایند و به دوستان خود نیکی کنند مورد لطف و احسان پروردگار قرار می گیرندآن روزی است که اندوه ها در آن بر طرف می شود و گناهان فرو می ریزد و روزی است که در آن عطاها و بخشش ها داده می شود.غدیر روزی است که در آن علم و فضیلت نشر می گردد، و روز مژده و بشارت و عید اکبر است و در آن دعا مستجاب است...

غدیر روزی است، که خداوند در آن روز دین اسلام را کامل کرد و آن را پسندید و روز عید آل محمد (علیهم  السلام) می باشد و روز قبول اعمال و استراحت مومنین است و روزی است که باید از خداوند در خواست های زیادی کرد و با یکدیگر داد وستد نمود.روز غدیر روز دوستی و رسیدن به رحمت خداوند است، روز غدیر روز پاکی و ترک گناهان بوده و روزی است که در آن باید خداوند را عبادت کرد و روزه داران را افطار داد، هر کسی در روز غدیر مومن روزه داری را افطار دهد مانند این است که گروهی را افطار داده باشد.غدیر روز تبریک و تهنیت است که گروهی را تبریک می گویند و هر گاه مومنی برادرش را ملاقات کند می گوید ؛ « اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتِمَسِّکینَ بِوَلایَه اَمیرالْمُؤمِنینَ وَ الْاَئِمَهْ علیهم السلام»

یکی گوید سراپا عیب دارم

یکی گوید زبان از غیب دارم

نمی دانم که هستم هرچه هستم

قلم چون تیغ می رقصد به دستم

نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم

ولیکن خاک پای اهل بیتم

الا ساقی مستان ولایت

بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا ر

بنوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد ملک هستی

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی

زاحمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندرین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستیست

که سرمست ازجمالش چشم هستیست

زاحمد هر دو عالم آبرو یافت

دمی خندیدو هستی رنگ وبو یافت

اگر احمد نبود آدم کجابود

خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کین احمد کدام است

که ذکرش لذت شُرب مدام است

همان احمدکه آوازش بهار است

دلیل خلقت لیل النهار است

همان احمد که فرزند خلیل است

قیام بت شکن هارادلیل است

همان احمدکه ستارُالعیوب است

دلیل راه و علّامُ الغیوب است

همان احمدکه جامش جام وحی است

به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیاء شد

جناب کُنتُ کنزاً مخفیا شد

همان اوّل که اینجا آخر آمد

همان باطن که برما ظاهرآمد

همان احمد که سرمستان سرمد

بخوانندش ابوالقاسم محمّد

محمد میم و حاء و میم و دال است

تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمةٌ للعالمین است

شرافت بخش صد روح الامین است

محمد پاک و شفاف و زلال است

که مرآت جمال ذوالجلال است

محمد تا نبوت را برانگیخت

ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت بادۀ غیب و شهود است

کلید مخزن سرّ وجود است

محمد با علی روز اخوت

ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آیینه دار است

نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

به جز دست علی مشکل گشا کیست

کلیدکُنتُ کنزاًمخفیا کیست

کسی دیگر توانایی ندارد

که زخم شیعه را مرهم گذارد

غدیر ای باده گردان ولایت

رسولان الهی مبتلایت

ندا آمد ز محراب سماوات

به گوش گوشه گیران خرابات

رسولی کز غدیر خم ننوشد

ردای سبز بعثت را نپوشد

تمام انبیاء ساغر گرفتند

شراب از ساقی کوثر گرفتند

علی ساقی رندان بلاکش

بده جامی که می سوزم در آتش

مرا آیینۀ صدق و صفا کن

تجللی گاه نور مصطفی کن

" مرحوم آغاسی "

 

امیر غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ |
http://harimeyas.com/wp-content/uploads/2010/11/alii.jpg

او على(ع) امیر مؤمنان بالاترین شخصیت اسلامى - پس از رسول خدا (ص) - نمونه و سیماى دوم اوست. اولین مسلمان و مؤمن و فداكار و نمازگزار و مجاهد و شكیبا و صبور و خویشتندار و...

على(ع).. سیماى حق و نشان راستى و سرلوحه ایمان و اعلام خداوند رحمان و دست پرورده محمد(ص)، همان كه در میان مردم به عدالت داورى مى ‏كرد و در قضاوت رعایت انصاف مى ‏نمود على(ع).. مرد آسمان و زمین است، آن كه ناپیدا با پیامبران گذشته برانگیخته شد و آشكارا با پیامبر خاتم، مردى كه در ملكوت آسمان پیش از ناسوت زمین شناخته شده بود و براى آخرین آفرینندگان و واپسین روزگاران ذخیره گشته بود.

على(ع).. فاتح خیبر.. همان حیدر

على(ع).. درهم شكننده احزاب.. و بر كننده درب خیبر و كشنده شرك ورزان و پیمان شكنان و تجاوزگران و از دین برون شدگان.

على(ع).. بدر است.. و اُحد.. و حنین.. و ذات السلاسل..

على(ع).. همه اسلام است و اصل ایمان.

روایت شده است كه هنگامى كه امیر مؤمنان(ع) به دژ یهودیان در جنگ خیبر رسید، مردى یهودى از او پرسید كیستى؟

- آن حضرت فرمود:  على بن ابى طالب.

آن مرد گفت: قسم به آن چه كه بر موسى نازل شده است، شما عُلوّ و برترى یافتید (3).على(ع) عدالت محض است. اوست كه فرمود: «أأقنع من نفسی بأن یقال امیرالمؤمنین ولا اشاركهم فى مكاره الدهر او اكون اسوة لهم فى جشوبة العیش:(4) آیا به این بسنده كنم كه مرا امیرمؤمنان بخوانند و با مردم در رنج‏هاى زمانه و سختى ‏هاى زنى شریك نشوم؟».

همان على كه مى ‏فرماید: «واللَّه لو اعطیت الاقالیم السبعة وبما تحت افلاكها على أن أعصى اللَّه فى نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلت(5) .. به خدا سوگند اگر هفت اقلیم و آنچه را در آنها است به من دهند با گرفتن پوست دنه‏اى جو از دهان مورچه ‏اى خدا را معصیت كنم، هرگز چنین نخواهم كرد» این است صاحب روز غدیر.. همو كه عین عدالت، حقیقت فروتنى و واقعیت انصاف و برابرى به تمام معناست.

جاودانگى روز غدیر

راز اینكه ما روز غدیر را جاودانه مى ‏دانیم، همین است.. غدیر، روز ارزش‏هاى والاى انسانى ومبانى استوارمند نبوى است. در آسمان هرگز به چیزى فراتر و مهم‏تر از ولایت امیرمؤمنان ندا نداده‏ اند، زیرا نداى به ولایت  على(ع) نداى ایمان است: «عنوان صحیفة المؤمن على بن أبى طالب(ع)(6) دوستى على سرلوحه هر مؤمنى است».و براى اینكه نداى به ولایت امیر مؤمنان، نداى عدل است، كه فرمود: «والقوىّ عندى ضعیف حتى آخذ الحق منه ..(7) وتوانگر نزد من ضعیف است تا آنگاه كه حق ضعیف را از وى بستانم» و بدینسان على(ع) عدالت را در تاریخ جاودانه كرد.ونیز فریادگر امانت دارى و صیانت نفس است.. پیامبر درگذشت در حالى كه بدهى‏هایى بر عهده داشت كه امیرمؤمنان آنها را پرداخت كرد. امیر مؤمنان به شهادت رسید و بدهى‏هایى داشت كه امام حسن (ع) آنها را پرداخت كرد روز غدیر.. یا به تعبیرى رساتر، فرهنگ غدیر.. یا خاستگاههاى روز غدیر، همانا عدالت در زندگى، انصاف در برخوردها و پاكیزگى در رفتار و طهارت در زندگى، انصاف در برخوردها و پاكیزگى در رفتار و طهارت در كردار، و راستى و صداقت در شیوه‏هاى زندگى است.. بلكه نداى ولای امیرالمؤمنین على(ع) ندا به همه ارزش‏هاى والا و مفاهیم انسانى است..

گزیده‏اى از رویداد غدیر (8)

 (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ)

«اى پیامبر ابلاغ كن آنچه را كه خدایت فرمود» (مائده / 67).

این آیه در بازگشت رسول خدا (ص) از حجة الوداع و پس از آنكه حضرت در منا براى مسلمانان به ایراد سخن پرداخت، نازل شد. او خطاب به مسلمانان فرمودند:آیا مى ‏دانید كه كدام روز حرمتش بیشتر است؟ مردم در پاسخ گفتند: امروز.

فرمود: كدام ماه حرمتش بیشتر است؟

- این ماه.

كدام شهر حرمتش بیشتر است؟

- همین شهر (مكه)

- پس بدانید كه حرمت خونتان و اموالتان و ناموستان بر همدیگر همچون حرمت این روز و این ماه و این شهر است و تا این روزى كه پروردگارتان را دیدار كنید، ادامه دارد..آنگاه پس از خروج از مكه در منطقه‏ اى به نام «غدیر خم» كه در آن درختان تنومندى وجود داشت، در زیر درخت بزرگى به خطبه ایستاد. پیامبر به امت فرمود: اى مردم آیا مى ‏دانید كه ولى و سرپرست شما كیست؟ گفتند: آرى (ولىّ و سرپرست ما) خداوند و پیامبر اوست.فرمود: آیا نمى ‏دانید كه من بر شما از خود شما سزاوارترم؟ گفتند: چرا مى ‏دانیم. پیامبر خدا(ص) گفت: خدایا گواه باش و این جمله را كه سه بار تكرار كرد تا آنها را پایبندتر و متعهدتر كند و بر آنها تأكید نماید و توجه ایشان را به اهمیت آنچه مى‏ خواهد بگوید، جلب كند. آنگاه در حالى كه دست  على بن ابى طالب(ع) را گرفته بود، فرمود:هان! آن كه من ولاى اویم، این  على(ع) مولاى اوست. خداوندا! ولىّ و مولا باش آن كه او را ولىّ و مولاى خود مى ‏داند و دشمن دار آن كه با او دشمنى مى ‏كند و یارى كن آن را كه یاریش مى ‏كند و واگذار آن را كه او را وا مى ‏گذارد و دوست بدار آن كه او را دوستش دارد. آنگاه فرمود: خدایا شاهد وگواه باش بر آنها كه من نیز گواهم.در این میان، یكى از اصحاب برخاست و پرسید: اى رسول خدا (ص) این سخن از سوى خداست یا از سوى رسول او؟

(و در حقیقت) این پرسش برخاسته از تحجّر اندیشه آنان و آلودگى ایمانشان به شك و تردید و نیز برآمده از چركینى دلهایشان است كه از شرك ریشه دارد و در لابلاى باورشان سربرآورده است، چرا كه تا آن روز نمى توانستند تصور كنند رسول خدا (ص) مردى آسمانى است و از سر هوا و هوس سخن نمى‏ گوید و راستگوى امانت دار است.. پیامبر با آنكه از سرّ غیب به پستى آن مرد و سستى سؤالش آگاه بود، و دو رویى و دشمنى و حسادت او را در چهره ‏اش خوانده بود، به او فرمود: آرى، این فرمان از خداوند و رسول اوست. او امیر مؤمنان و سرور پرهیزكاران و رهبر سپید رویان (قیامت) است.. عمر بن الخطاب پیش آمد و دست على على بن ابى طالب را به بیعت گرفت و گفت: به به و آفرین بر تو اى پسر ابوطالب. مولاى من و تمام مسلمانان شدى، آنگاه جبرئیل با این آیه نازل شد كه: (الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِْسْلامَ دِیناً) امروز دینتان را برایتان كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برایتان برگزیدم».

 

پیامبر فرمود: «الحمد للَّه على أكمال الدین و اتمام النعمة ورضى الرب برسالتى والولایة لعلى من بعدى: خدا را سپاس، به خاطر كامل شدن دین و تمام شدن نعمت و خشنودى خدا از رسالت من و ولایت على پس از من».

سپس ـ بر اساس روایت امام صادق(ع) ـ پیامبر فرمود: روز غدیر خم، برترین عیدهاى امت من است. و آن روزى است كه خداوند متعال مرا امر فرمود تا على بن ابى طالب را پرچم هدایت وراهبر امتم قرار دهد تا پس از من به وسیله او هدایت شوند(9) .

پی نوشت ها:

1 ـ غدیر: در لغت به معناى آبگیر است.

مجمع البحرین: 3/294 وتاج العروس: 3/441.

غدیر خم: نام آبگیرى است كه كاروان‏ها از آن به سوى مكه و مدینه و شام و... مى‏روند و در سرزمین حجاز واقع است.

2 ـ كتاب الغدیر، علامه امینى (رحمه اللَّه): 1/503.

3 ـ زاد المعاد، ابن القیم الجوزیه، 2/149.

4 ـ ینابیع المودة: 1/440.

5 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: 11/245.

6 ـ الصواعق المحرقة، (بیروت): 2/365.

7 ـ نهج البلاغه، شیخ محمد عبده (1: 89) خطبه 37.

8 ـ نگاه كنید به تفسیر قرطبى، 7/386 ذیل آیه «سأل سائل» و احمد بن حنبل رویداد غدیر را در كتاب الفضائل، 2/569، 572، 585، 593، 596 و 599 چاپ عربستان سعودى آورده است.

9 ـ بحارالانوار: 37/108 باب 52 به بعد و مناقب خوارزمى، فصل

 

چراغ فروزان غدیر بر بام تاریخ
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ |
http://ts1.mm.bing.net/th?id=H.4659911894172740&pid=1.7

سطحی نگری و کوچک اندیشی است، اگر «غدیر» و «ولایت » را، نزاعی در میان دو گروه در گذشته بدانیم.و دور از «متن مکتب » است، اگر ایستادن بر کرانه جوشان «غدیر» را تنها حساسیتی فرقه ای و جدالی مذهبی به شمار آوریم.

«غدیر»، همواره برپاست.

صحنه تعیین «مولی »، و آن بیعت ها و استشهادها و اعتراف ها، هنوز هم محو نشده است. بیعت گران نیز، صحنه را ترک نکرده اند. علی رغم آنان که سعی کرده اند غباری از«نسیان» و پرده ای از «کتمان» بر سیمای غدیر بنشانند و بیفکنند، دل ها و جان های بی شماری هنوز هم توجه به آن دست های بلندی دارد که دست «علی» را گرفت و فراز آورد، تا آن خورشید را، همه ببینند، همه بشناسند، به یکدیگر و به غایبان از صحنه و به خبرگیران از واقعه و به جویندگان چراغ، معرفی کنند.

صحنه غدیر، پایان نیافته است.

هنوز هم دیدگان تاریخ، در عصر حاضر، در قاره های دور دست، در جنوبی ترین کشورآفریقا، در شرقی ترین منطقه خاور دور، در مرکزی ترین بخش اروپا و آمریکا، در پی آشنایی با «خورشید»ی هستند که اگر بتابد، خانه ها را، دل ها را، شهرها را، اندیشه ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبیات و هنر را، گستره عقیده ها و باورها را «روشن » می سازد. و از «نور»، چه انتظاری است، جز درخشیدن و فروغ گستردن و گرما بخشیدن؟! در غدیر، دستی که فرا رفت، دست خدا بود، زبانی که «علی مولاه» را سرود، زبان خدا بود، دستی هم که به عنوان «مولی » بالا رفت و همگان دیدند، دست خدا بود، «علی»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سیر و مسیر بود، «غدیر»، راهی بود که روندگان را به «علی» می رساند.

و «علی» هم، صراطی بود که ره پویان را به «خدا» می رساند.

«غدیر»، چشمه ای زلال بود که در طول چهارده قرن، هزاران هزار کام تشنه را از کوثر معارف ناب، سیراب ساخت. و این چشمه، هنوز هم ساری و جاری است.«غدیر»، چراغی بر اوج بود، که در قرن های متمادی تاریخ بشری، گم گشتگان بسیاری را از وادی های خوف و خطر و بیراهه های تاریکی و ضلالت، به «مقصد» راهنمایی کرد. و این چراغ، همچنان فروزان و نورافشان و راهنماست.

«غدیر»، تکیه گاهی بود که شیعه را در عصر محکومیت و مظلومیت دیرپای خویش، پناه بود و حجت و برهان. و این تکیه گاه، هنوز هم به استواری گذشته، پا برجاست و محکمترین حجت ها را دارد.«غدیر»، متنی بود، روشن و بی ابهام، گویا و صریح، که خیلی ها کوشیدند حواشی تاویل و تفسیرهای دور از واقعیت برای آن ترسیم کنند. و این متن، هنوز هم برای آنان که بی حواشی به آن بنگرند، صریح و گویاست. «غدیر»، میوه ای شیرین در بوستان رسالت بود، که تداوم «خط نبوت » را در شکل «امامت »، به شیرین ترین صورت ترسیم می کرد. و هنوز هم این میوه شیرین، زینت بخش بوستان محمدی است و بدون آن، «باغ رسالت» بی ثمر است « و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ...».

«غدیر»، میثاقی بود میان صاحبان باور و عقیده به خدا و رسول، که وفاداری به آن، شاهد صدق ایمان بوده است. و این عهد و پیمان، هنوز هم «وفا» می طلبد و دستان بیعت گر را به «صدق» فرا می خواند، و همه ساله، این عید فرخنده موعدی برای تجدید آن عهد و تحکیم آن میثاق با خدا و رسول است.

«غدیر»، اگر چه برکه ای در بیابان بود، ولی هفت دریا به وسعت تاریخ و زمان بود که موجش «ازل » تا «ابد» را فرا گرفت و اگر خاکیان، برخی چشم دیدن آن موج ابدی را نداشتند، افلاکیان به تکریم آن به یکدیگر تهنیت می گفتند.

«غدیر»، سفینه نجاتی بود که گرفتاران موج جهالت و حیرت ضلالت را به ساحل امن ایمان می رساند. این سفینه، هنوز هم سرنشین می طلبد و امواج فتنه و فریب، هنوز هم در پی دور ساختن اندیشه ها از این ساحل اند.

«غدیر»، روشن ترین چراغ بود، بر بالاترین بام خانه های تاریخ، تا... مردم «اهل بیت» را بشناسند و به «خانه»ای رهنمون شوند که افراد آن در دامان «وحی» بزرگ شدند و «آیات خدا» در آن خانه فرود آمد و جبرئیل امین، مانوس آن بیت و اهل بیت بود.اگر انسانیت امروز، می خواهد به آن «خانه» راه یابد، خانه ای که همه چیز در آنجاست، و همه کلیدهای گشاینده همه قفل ها و درهای بسته در دست صاحبان و ساکنان آن خانه است. باید به این چراغ نگاه کند، تا راه را بشناسد.

آری «چراغ غدیر، بر بام بلند تاریخ ».

با اینکه بیشتر مسلمانان صحت‏ حدیث غدیر و اعلام ولایت امیرمؤمنان علی علیه السلام را پذیرفته‏ اند و غالبا آن را از احادیث قطعی و متواتر می‏ دانند، باز گروهی چنین می‏ پرسند: اگر واقعا حادثه غدیر خم اتفاق افتاده و بسیاری نیز شاهد آن بوده ‏اند، چرا شخص امیرمؤمنان علیه السلام برای اثبات حقانیت‏ خود هرگز از آن بهره نگرفت؟در باور این گروه عدم استشهاد حضرت به حدیث غدیر نشان‏ دهنده این حقیقت است که یا واقعه ‏ای به نام غدیر در تاریخ تحقق نیافته، یا بر فرض تحقق بر امامت‏ حضرت دلالت نداشته است.

در پاسخ این مطلب باید گفت: اگر حدیث غدیر را از احادیث قطعی و متواتر ندانیم، باید بپذیریم که در میان احادیث پیامبر اکرم(ص) و مطالب تاریخی مورد قطعی و متواتر وجود ندارد; علاوه بر این، این ادعا که امیرمؤمنان(ع) برای اثبات حقانیت ‏خود به حدیث غدیر استناد نکرده، خود شاهد بی ‏اطلاعی و نا آگاهی گوینده آن است.

بررسی اجمالی کتاب های معتبر و مورد قبول فرقه‏ های گوناگون اسلامی نشان می‏ دهد که حضرت علی(ع) بیش از 22 بار پیرامون غدیر و استشهاد به آن سخن گفته است. هر چند این موارد در حوصله این مقاله نمی‏ گنجد و نیازمند فرصت ‏بیشتر است، ولی برای نمونه تنها ده مورد آن را نقل و در بقیه موارد تنها به ذکر منابع بسنده می‏ کنیم.

در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)

1. برابر آنچه از منابع تاریخی به دست می‏ آید اولین موردی که حضرت علی علیه السلام حدیث غدیر را مطرح فرمود، بعد از رحلت پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - بود. وقتی حضرت را برای بیعت‏ به مسجد آوردند، آن بزرگوار با بیان حقانیت ‏خود خلافت مسلمین را از آن خویش دانست و از بیعت امتناع کرد. بشیر بن‏سعد انصاری برخاست و گفت: ای ابوالحسن، اگر انصار قبل از بیعت‏با ابوبکر این کلام را می‏ شنیدند، حتی دو نفر در باره بیعت ‏با شما اختلاف نمی‏ کردند. حضرت در جواب فرمود:«یا هؤلاء اکنت ادع رسول الله مسجی لا اواریه و اخرج انازع فی سلطانه؟ و الله ما خفت احدا یسمو له و ینازعنا اهل البیت فیه و یستحل ما استحللتموه، و لا علمت ان رسول الله صلی الله علیه و آله ترک یوم غدیر خم لاحد حجة و لا لقائل مقالا. فانشد الله رجلا سمع النبی صلی الله علیه و اله یوم غدیر خم یقول: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله‏» ان یشهد الان بما سمع‏». (1)

آیا باید پیکر رسول خدا(ص) را بر روی زمین رها می‏ کردم و قبل از کفن و دفن آن حضرت، در باره خلافت و جانشینی وی نزاع می‏ کردم؟ مساله خلافت چنان روشن بود که گمان نمی‏کردم کسی در صدد دستیابی به آن باشد و در این موضوع با اهل بیت پیامبر(ص) درگیر شوند. مگر رسول خدا - صلی الله علیه و آله - در روز غدیر خم حجت را بر مردم تمام نکرد و مگر جای عذری برای کسی باقی مانده بود؟همگان را به خدا قسم می‏دهم، هر کس کلام پیامبر اکرم در روز غدیر خم را شنیده است که می‏فرمود: «هر کس که من مولای او هستم اینک علی مولای اوست. خداوندا، هر کس علی را دوست دارد دوست‏بدار و آن که علی را دشمن بشمارد، دشمن دار، هر کس علی را یاری کند یاری کن، و هر که علی را خوار کند، خوار ساز.» برخیزد و شهادت دهد.زید بن‏ ارقم می‏ گوید: بعد از این سخن حضرت، دوازده تن از اصحاب جنگ بدر برخاستند و گواهی دادند. اما من، با آنکه این گفتار را از زبان رسول الله - صلی الله علیه و آله - شنیده بودم، از ادای شهادت خودداری کردم و بر اثر همین امر و نفرین حضرت بی نایی‏ ام را از دست دادم.

در خطبه وسیله

2. هفت روز پس از وفات پیامبر اکرم(ص)، امیرمؤمنان - علیه السلام - در مدینه خطبه‏ای بسیار بلند ایراد فرمود که به خطبه وسیله معروف شد. حضرت در آن خطبه به واقعه غدیر خم و نزول آیه اکمال دین در آن روز تصریح می‏کند. ثقة‏الاسلام کلینی، در روضه کافی، خطبه وسیله را نقل کرده است. در بخشی از آن چنین می‏خوانیم:«... و قوله صلی الله علیه و اله حین تکلمت طائفة فقالت: نحن موالی‏غ‏رسول‏الله(ص) فخرج رسول الله صلی الله علیه و آله الی حجة الوداع ثم صار الی غدیر خم، فامر فاصلح له شبه المنبر ثم علاه و اخذ بعضدی حتی رئی بیاض ابطیه رافعا صوته قائلا فی محفله: «من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه‏» فکانت علی ولایتی ولایة الله و علی عداوتی عداوة الله. و انزل الله عزو جل فی ذلک الیوم: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا (2) فکانت ولایتی کمال الدین و رضا الرب جل ذکره...» (3)

 (در اواخر عمر پیامبر اکرم(ص)،)، وقتی گروهی گفتند: ما بعد از پیامبر رهبران مردم هستیم، رسول خدا(ص) برای حجة‏الوداع از مدینه خارج شد و پس از اعمال حج‏به وادی غدیر خم شتافت، فرمان داد چیزی مانند منبر برایش آماده کردند. سپس بالای آن رفت، و بازوی مرا گرفت و بلند کرد، به گونه‏ای که سفیدی زیر شانه‏هایش دیده شد. آنگاه با آواز بلند فرمود: هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست. خدایا، دوستش را دوست‏بدار و دشمنش را دشمن شمار. پس ولایت من معیار ولایت‏خدا و دشمنی با من میعار دشمنی با خدا شد; و خداوند در همان روز این آیه را نازل فرمود: امروز دین شما را کامل ساختم، نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم.پس ولایت من کمال دین و رضایت پروردگار جل ذکره شد.

در شورای شش ‏نفره

3. در شورای منتخب خلیفه دوم برای تعیین خلیفه، که امیرمؤمنان - علیه السلام - نیز در شمار آنان جای داشت، استدلالهای فراوانی از حضرت نقل شده که در کتابهای تاریخ و حدیث‏به «حدیث الانشاد» یا «حدیث المناشدة‏» معروف است. امام(ع) در یک از استدلال های خود به حدیث غدیر خم استناد کرده است.

ابن ‏مغازلی شافعی (متوفای‏483)، در کتاب المناقب،سخن علی(ع) را چنین نقل می‏کند: «فانشدکم بالله، هل فیکم احد قال له رسول الله صلی الله علیه و آله: «من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، لیبلغ الشاهد منکم الغائب‏» غیری؟ (4) قالوا: اللهم لا.» شما را به خدا سوگند می‏دهم، در جمع شما غیر از من کسی هست که پیامبر در باره او فرموده باشد: «هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست، خدایا، دوستدارش را دوست‏بدار و دشمنش را دشمن بشمار، حاضران باید این مطلب را به غائبان برسانند؟ اعضای شورا گفتند: به خدا سوگند، نه‏».

در روزگار عثمان

4. در ایام خلافت عثمان جمعی از مهاجران و انصار در مسجد النبی - صلی الله علیه و اله - گرد آمده، پیرامون فضایل و سوابق قریش و انصار سخن می‏گفتند و از سخنان پیامبر اکرم(ص) در باره قریش و انصار بهره می‏جستند. حضرت علی - علیه السلام - نیز در این مجلس حضور داشت و به سخنان آنان گوش می‏داد. گروهی از حضرت خواستند که او نیز سخنی بگوید. حضرت پاره‏ای از سوابق و مناقبش را برشمرد و حاضران بر درستی گفتارش گواهی دادند. آنگاه امام به حدیث غدیر اشاره کرد و فرمود: «افتقرون ان رسول الله صلی الله علیه و آله دعانی یوم غدیر خم فنادی لی بالولایة ثم قال: لیبلغ الشاهد منکم الغائب؟ »قالوا: اللهم نعم. (5)

آیا قبول دارید که رسول خدا - صلی الله علیه و آله - در روز غدیر خم مرا خواست، ولایتم را به مردم ابلاغ کرد و فرمود حاضران باید این مطلب را غایبان برسانند؟ حاضران گفتند: آری.

در میدان جنگ جمل

5. قبل از شروع جنگ جمل، حضرت برای اتمام حجتی دیگر به طلحه پیام داد تا با وی دیدار کند. طلحه نیز پذیرفت و به حضور امیرمؤمنان - علیه السلام - شتافت. حضرت به وی فرمود:«نشدتک الله هل سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: «من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه‏»؟ قال: نعم. قال - علیه السلام - «فلم تقاتلنی؟» قال: لم اذکر. (6)

تو را به خدا سوگند می‏دهم، آیا شنیدی که رسول الله - صلی الله علیه و آله - می‏فرمود: «هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست، خدایا هر کس او را دوست دارد دوست‏بدار و هر کس ا او دشمنی می‏کند دشمن بدار؟» طلحه گفت: آری شنیده ‏ام:حضرت فرمود: پس چرا با من می ‏جنگی؟ طلحه جواب داد: فراموش کرده بودم.

در صحنه صفین

6. در جنگ صفین، هنگامی که فرستاده‏های معاویه به حضور امیرمؤمنان - علیه اسلام - رسیدند تا به اصطلاح بین حضرت و معاویه صلح برقرار سازند، حضرت خطبه‏ای ایراد کرد و فرمود:«انشد کم الله فی قول الله: (یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم) (7) و قوله: (انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون) (8) ثم قال: (و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجة)، (9) فقال الناس: یا رسول الله، اخاص لبعض المؤمنین ام عام لجمیعهم؟ فامر الله عز و جل رسوله ان یعلمهم فیمن نزلت الایات و ان یفسر لهم من الولایة ما فسر لهم من صلاتهم و صیامهم و زکاتهم و حجهم. فنصبنی بغدیر خم و قال: «ان الله ارسلنی برسالة ضاق بها صدری و ظننت ان الناس مکذبونی، فاوعدنی لابلغنها او یغذبنی، قم یا علی‏» ثم نادی بالصلاة جامعة فصلی بهم الظهر ثم قال: «ایها الناس، ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و اولی بهم من انفسهم، الا من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله.» فقام الیه سلمان الفارسی فقال: یا رسول الله ولاءه کما ذا؟ فقال: «ولاءه کولایتی، من کنت اولی به من نفسه فعلی اولی به من نفسه.» و انزل الله تبارک و تعالی: (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا) (10) ...» (11)

شما را به خدا سوگند می‏دهم، در باره این آیات: «ای مؤمنان، از خدا و پیامبر و صاحبان امر خود پیروی کنید;» «صاحب اختیار و ولی شما خدا و پیامبرش و کسی است که نماز را به پا داشته، در حال رکوع زکات می‏دهد» و «غیر از خدا، پیامبر و مؤمنان را دوست صمیمی به شمار نیاوردید.»

مردم از رسول خدا(ص) سؤال کردند: آیا مراد از «مؤمنان‏» در این آیات بعضی از آنهاست ‏یا همه آنان را شامل می‏ شود؟ خداوند به پیامبرش دستور داد تا به آنان بفهماند که این آیات در باره چه کسی نازل شده است و ولایت را برای آنها تفسیر کند چنانکه نماز، روزه، زکات و حج را تفسیر کرد. پیامبر(ص)، برای امتثال امر خدا، در غدیر خم مرا به خلافت منصوب کرد و فرمود: «خداوند مرا به رسالتی فرستاده است که سینه‏ ام از آن به فشار آمده، گمان می‏کنم مردم مرا تکذیب خواهند کرد; ولی خداوند مرا تهدید کرد و فرمود: این پیام را برسانم وگرنه مرا عذاب می‏کند. ای علی برخیز». سپس مردم را برای نماز جماعت فرا خواند، و نماز ظهر را با آنان خواند و فرمود: ای مردم، خداوند مولای من است، من مولای مؤمنینم و اختیارم بر مؤمنین از خود آنان بیشتر است، بدانید هر که من مولای او هستم علی مولای اوست. خداوندا، هر که علی را دوست دارد دوست‏ بدار و آن که علی را دشمن دارد دشمن بدار، هر کس علی را یاری کند یاری کن و هر که علی را یاری نکند خوار کن.

در اینجا سلمان فارسی برخاست و گفت: یا رسول الله، ولایت و اختیار او بر مردم چگونه است؟ حضرت فرمود: اختیارات او مانند اختیارات من است، هر کس اختیار من به او از خود او بیشتر بوده، علی هم اختیارش بر او از خودش بیشتر است.و خداوند تبارک و تعالی این آیه را نازل فرمود: امروز دین شما را کامل کردم، نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد.

در مسجد کوفه

7. امام علی - علیه السلام - بارها مردم را مسجد کوفه جمع کرد و فرمود که، هر کس در غدیر خم حضور داشته، حدیث غدیر را از زبان پیامبر اکرم شنیده است‏برخیزد و شهادت دهد.هر بار حضرت چنین خواسته‏ای را بیان کرده، جمعی از بزرگان اصحاب پیامبر(ص) اجابت کرده، شهادت دادند که، ما در غدیر خم این سخن را از رسول خدا(ص) شنیده ‏ایم. این بخش از استشهادات حضرت چنان گسترده و متنوع است که، بی هیچ اغراقی گردآوری منابع آن کتابی می‏طلبد.

احمد بن‏ حنبل در مسند خود داستان یکی از گواه‏ جویی‏ های حضرت را چنین نقل می ‏کند: علی - رضی الله عنه - مردم را در رحبة (یکی از میادین کوفه) گرد آورد و فرمود: «انشد الله کل امرئ مسلم سمع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول یوم غدیر خم ما سمع لما قام.» به خدا سوگند می‏دهم هر مسلمانی که در روز غدیر خم گفتار پیامبر خدا(ص) را شنیده‏ است‏ برخیزد و شهادت دهد.احمد بن‏حنبل می‏افزاید: به گفته ابی‏الطفیل سی‏تن از مردم برخاستند ولی ابونعیم نقل می‏کند که بسیاری از مردم برخاسته، شهادت دادند پیامبر اکرم(ص) را در غدیر خم در حالی که دست‏ حضرت علی را گرفته بود، مشاهده کردند که می‏فرمود: «آیا می‏دانید که من به مؤمنین از خودآنان سزاوارترم؟» مردم در جواب عرضه داشتند: آری چنین است، ای رسول خدا. آنگاه فرمود: «هر کس من مولای او هستم علی مولای اوست. خدایا، دوستدار وی را دوست‏بدار و با دشمن وی دشمن باش.

ابی ‏الطفیل که راوی این حدیث است، می‏ گوید: من از جمع مردم خارج شدم. در حالی که پذیرش این حدیث ‏برایم مشکل بود و در تردید به سر می ‏بردم، به ملاقات زید بن‏ ارقم رفتم و آنچه از علی(ع) در آن روز دیده و شنیده بودم با وی در میان گذاشتم. زید بن ارقم گفت: حق همان است که شنیده‏ای. من خود همه آن مطالب را از رسول خدا(ص) شنیده ‏ام‏». (12)

در میدان کوفه

8. امام علی(ع) در خطبه‏ای، که در رحبه کوفه ایراد کرد، به واقعه غدیر و گفتار پیامبر اکرم(ص) در آن تمسک جست. ولی در این محفل انس بن‏مالک، که در غدیر حضور داشت، مصلحت ‏اندیشی پیشه ‏کرده، از گواهی دادن سرباز زد.

ابن ‏ابی ‏الحدید در شرح نهج‏البلاغه چنین نقل می‏کند:«المشهور ان علیا - علیه السلام - ناشد الناس الله فی الرحبة بالکوفة، فقال: انشدکم الله رجلا سمع رسول الله صلی الله علیه و آله، یقول لی و هو منصرف من حجة الوداع: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فقام رجال فشهدوا بذلک. فقال - علیه السلام - لانس بن‏مالک: «لقد حضرتها فما بالک؟. فقال: یا امیرالمؤمنین کبرت سنی و صار ما انساه اکثر مما اذکر. فقال (علی علیه السلام) له: ان کنت کاذبا فضربک الله بها بیضاء لا تواریها العمامة. فما مات حتی اصابه البرص‏». (13)

مشهور است که علی - علیه السلام - در رحبه کوفه مردم را سوگند داد و گفت: به خدا سوگند می‏دهم هر کس در بازگشت رسول خدا(ص) از حجة‏الوداع از آن حضرت شنید که در باره من فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه‏» برخیزد و گواهی دهد. مردانی برخاستند و گواهی دادند. سپس علی - علیه السلام - به انس بن مالک فرمود: تو نیز آن روز حضور داشتی، چه شده است (که گواهی نمی‏دهی)؟ انس گفت: یا امیرالمؤمنین، سن من زیاد شده و آنچه فراموش کرده‏ام بیش از چیزهایی است که به یاد دارم. حضرت فرمود: اگر دروغگو باشی، خداوند تو را به چنان سفیدی مبتلا کند که حتی عمامه نیز آن را پنهان نسازد. پس انس قبل از آنکه بمیرد مبتلا به پیسی‏شد.

در مسجد کوفه

9. حضرت علی - علیه السلام - بارها در مسجد کوفه نیز به واقعه غدیر و سخن رسول خدا در آن روز تمسک جست. زید بن‏ارقم چنین نقل می‏کند: «نشد علی - علیه السلام - الناس فی المسجد فقال: انشد الله رجلا سمع النبی صلی الله علیه و آله یقول: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فقام اثنا عشر بدریا، ستة من الجانب الایمن و ستة من الجانب الایسر، فشهدوا بذلک. و کنت انا فیمن سمع ذلک فکتمته، فذهب الله ببصری‏». (14)

علی - علیه السلام - مردم را در مسجد سوگند داد و فرمود: به خدا سوگند می‏دهم هر که گفتار پیامبر(ص) را شنید که فرمود: هر که من مولا و فرمانروای اویم علی مولای اوست، خدایا هر که او را دوست دارد دوست‏بدار و هر که او را دشمن دادر دشمن دار; برخیزد و گواهی دهد. پس دوازده تن از اهل بدر، شش تن از سمت راست و شش تن از سمت چپ، برخاستند و بدان گواهی دادند. من نیز از کسانی بودم که این سخن‏را از پیامبر(ص) شنیده بودم، ولی آن روز از گواهی خودداری کردم و خداوند بینایی را از من گرفت. به نوشته تاریخ‏نگاران او برای شهادتی که نداده بود افسوس می‏خورد، اظهار پشیمانی می‏کرد و از خدا آمرزش می‏طلبید.

پس از جنگ نهروان

10. پس از جنگ نهروان امیرمؤمنان علی - علیه السلام - نامه‏ای خطاب به شیعیان خود نوشت و ده نفر از بزرگان کوفه ‏را که مورد اعتماد بودند، مامور کرد تا هر جمعه در حضور آنها این نامه برای مردم قرائت‏ شود. حضرت در بخشی از این نامه بر حق ولایت‏خود استدلال می‏کند و می‏ فرماید:«و انما حجتی انی ولی هذا الامر من دون قریش، ان نبی الله صلی الله علیه و آله قال: «الولاء لمن اعتق‏» فجاء رسول الله صلی الله علیه و آله بعتق الرقاب من النار، و اعتقها من الرق، فکان للنبی صلی الله علیه و آله، ولاء هذه الامة، و کان لی بعده ما کان له، فما جاز لقریش من فضلها علیها بالنبی صلی الله علیه و آله، جاز لبنی هاشم علی قریش، و جاز لی علی بنی هاشم یقول النبی صلی الله علیه و آله یوم غدیر خم «من کنت مولاه فعلی مولاه‏»، الا ان تدعی قریش فضلها علی العرب بغیر النبی صلی الله علیه و آله. فان شاءوا فلیقولوا ذلک...» (15)

دلیل من بر اینکه من ولی امرم نه سایر قریش، این است که پیامبر(ص) فرمود: ولایت‏ برای کسی است که آزاد کرده است؛ و چون رسول الله(ص) مردم را از قید بندگی و آتش جهنم آزاد کرد پس بر امت ولایت دارد. بعد از آن حضرت، همان ولایت او از آن من است؛ زیرا هر فضیلتی که قریش بر سایر امت دارد به سبب پیامبر(ص) است و (با توجه به این معیار) بنی‏هاشم بر قریش فضیلتی آشکارتر دارد; و من همان فضیلت را بر بنی‏ هاشم دارم، زیرا رسول خدا در روز غدیر خم فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه.» مگر آنکه قریش ادعا کند به دلیلی جز انتساب به پیامبر بر عرب برتری دارد، پس اگر می‏خواهند چنین بگویند، بگویند

پانوشت

1- احتجاج طبرسی، ج 1، ص 184; الامامة و السیاسة، ص‏29 - 30; بحارالانوار، ج 28، ص 185.

2- مائده،3.

3- الروضة من الکافی، ج 8، ص‏27.

4- مناقب ابن المغازلی، ص 114; مناقب الخوارزمی، ص 222; امالی، شیخ طوسی، ص‏333; همان، ص‏546; همان، ص 555; الاحتجاج، طبرسی، ج 1، ص‏333 و213; کشف الیقین، ص‏423; نویسنده؟; فرائد السمطین، ج 1،ص 315; نویسنده؟ ; ارشاد القلوب، ج 2، ص‏259. نویسنده؟;

5- کتاب سلیم بن‏قیس، حدیث 11، ص 641; فوائد السمطین، ج 1، ص 312; الغدیر، ج 1، ص‏163.

6- مناقب الخوارزمی، ص 182; مستدرک حاکم، ج‏3، ص 371; مروج الذهب، ج 2، ص‏373; تذکرة الخواص، ابن الجوزی، ص‏73; مجمع الزوائد، ج‏9، ص‏107.

7- النساء،59.

8- المائده، 55.

9- التوبة،16.

10- المائده،3.

11- کتاب سلیم بن‏قیس، ص 758; الغدیر، ج 1، ص 195; احتجاج طبرسی، ج 1، ص 341; فرائد السمطین، ج 1، ص 314; کمال الدین، ج 1، ص 274; بحارالانوار، ج‏33، ص‏147.

12- مسند احمد بن‏حنبل، ج 4، ص 370; این حدیث در صدها کتاب ‏ شیعه ‏و سنی ‏باعبارات ‏ مختلف ‏نقل‏شده ‏ است .

13- شرح نهج البلاغة، ابن ابی‏الحدید، ج‏19، ص‏217; المعارف، ابن قتیبة، ص 580; انساب الاشراف، بلاذری، ج 2، ص‏156; حلیة الاولیاء، ج 5، ص‏26; الارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 351; کشف الیقین، علامه حلی، ص 110; الغدیر، ج 1، ص‏193.

14- الارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 352; شرح نهج البلاغه، ابن ابی‏الحدید، ج 4، ص 74; مجمع الزواید، ج‏9، ص‏106;مناقب، ابی مغازلی شافعی، ص‏23; العمدة ص 110، الغدیر، ج 1، ص‏167.

15- کشف المحجة، سید بن‏طاووس، ص‏246. معادن الحکمة‏فی مکاتیب الائمة، فصل 2; بحار، ج 30،ص‏7.

عهد غدیری
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ |

http://www.askdin.com/gallery/images/5770/1_Ghadir_Keepsake_by_parmida_pro.jpg

ای انسان های آگاه و بیدار! آیا می پندارید که رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- مثل سایر آدمیان کاری بیهوده و بی فایده انجام می دهد؟ گمان می کنید که چرا آن آفتاب عالم تاب از ماهها پیش فرمان داد تا جارچیان به همه شهرها و کشورها اعلام کنند که پس هر آن کس که استطاعت و توانایی دارد، برای انجام مناسک حج به کاروان رسول الله بپیوندد. آیا هدف او جز این بود که حج را به طور عملی به مسلمین آموزش دهد؟ امّا او که نبی مرسل و پدر امّت نوپای اسلام بود، علاوه بر آن، مأموریّت خطیر دیگری را نیز به عهده داشت.

روشنفکران تاریخ و ای دلسوزان بشریّت، آیا می پندارید که نبی اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- جامعه اسلامی را که 23 سال با رنج و مشقّت پرورش داده، بدون رهبر و جانشین رها می کند؟

و منتظر است تا شما بعد از او، خودتان با برگزاری شورا و نظرخواهی احمقانه تان برای پیامبر و جامعه اسلامی خلیفه و جانشین تعیین کنید؟

رسولی که از جوانی به محمد امین شهرت داشت، به فرمان الهی دستور توقف حاجیان را در بیابان گرم و سوزان غدیر خم صادر می فرماید. اعلام می دارد که رفتگان باز آیند و آنانی که هنوز نرسیده اند برسند.سپس با جهاز اشتران کاروان، منبری به پا کرده بر روی آن ایستاده و طی خطابه و سخنرانی طولانی که آخرین کلام و گفتار رسمی و علنی پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- قبل از وفاتشان بود؛ امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- را به طور آشکارا و علنی به تمامی حاضران معرفی کرده و ایشان را ولی و جانشین و امام پس از خود قرار می دهند. همان طور که بارها و بارها این نکته را به مردم گوش زد کرده بودند. از همان دعوت عشیره تا به امروز. و امروز آخرین بار و اتمام حجّت برای همگان بود و از حاضران می خواهند تا به غائبان پیام- من کنت مولا فهذا علی مولا- را برسانند.اینک پیام غدیر به لطف امام غدیر بعد از 1400 سال به ما هم رسید و هنگامه آن رسیده که ما نیز همچون غدیریان آن زمان که با مولای خود دست بیعت دادند، با مولا و سرور و صاحب خود دست بیعت دهیم.

و صبحگاهان با سردادنِ سرود صبحگاهی دعای عهد، عهدی تازه با امام خود امضاء کنیم که پیوسته در رکاب آن حضرت قدم بر داشته، تا شاید جز دوستارانش قرارمان دهد. و امید آن داریم که باقی مانده از عمرمان را در دوران ظهور و حضور حضرتش سپری کنیم.

تاملی بر ساحل گسترده با عظمت غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ |

قال الله تعالى: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ( (مائده/ 67)

حضرت خاتم الانبیاء(ص) بیست و سه سال در هدایت گمراهان، دعوت به توحید و تربیت جامعه، تبلیغ احکام، تشویق مردم به عدل، احسان، برادری، فضایل انسانی و حکومت حق و قانون رنج و زحمت بسیار کشید.او می‌خواست ستم و نادانی و فحشاء و فساد و نابکاری‌ها و خودپرستی و فرمانروایی خودکامگان و گردنکشان را از ریشه برکند و به زور و قلدری و استثمار مردم که در آن عصر مثل عصر ما به صورت‌های گوناگون هم در بین مردم وحشی و هم در میان مردم به اصطلاح متمدن رایج بود خاتمه دهد و یک جهانی که همه چیز آن در خور شأن همه انسان‌ها باشد بر اساس علم و فضیلت و عدالت و احترام به حقوق همه افراد و آزادی واقعی پایه‌ریزی نماید. جهانی که در آن همه از امتیازات عالی بشری برخوردار و از یک زندگی مرفه و راحت بهره‌مند باشند و ایمان به خدا و حبّ خیر و تعاون و همکاری و همگامی و حسن تفاهم در آن همه افراد را هم‌فکر و هم‌صدا سازد.

او می‌خواست جهانی بسازد که در آن زمینه برای حکومت جباران و عزیزان بلا جهت فراهم نباشد و کسی نتواند خود یا افکار شخصی خود را بر مردم تحمیل و بندگان خدا را استعباد و خود را مالک الرقاب آنها بداند. بزرگترین بلا و مصیبتی که در زمان بعثت آن حضرت جان و شرف بشر را سخت فشار می‌داد روش حکومت‌ها بود و ریشه تمام این مفاسد، از شرک و بت‌پرستی و پرستش زمامداران و عدم درک معنی توحید خالص آب می‌خورد.

*پیش‌بینى حکومت خدایى

پیغمبری که از طرف خدا برانگیخته شده برای این‌که فشارها و بارهای سنگین زندگی و روش‌های ناپسند اجتماعی را از دوش مردم بردارد و خداوند او را فرستاده تا رَحْمَةً لِلْعَالَمینَ‏ باشد و تبلیغ آخرین برنامه‌های جامع آسمانی را به عهده او گذارده؛ باید دینش در مورد حکومت نیز جواب‌گوی حوایج بشر باشد. پیغمبری که علمدار بزرگ آزادی و نجات بشر است و با ندای تَعَالوا إلی کَلِمَة سَواءٌ بَیْنَنا و بینَکم أن لا نَعْبد إلّا الله و لا نشرک به شیئاً و لا یتخذ بعضُنا بعضاً ارباباً من دونِ الله. (آل عمران/57)

مردم را به عالی‌ترین مفهوم آزادی و مساوات انسانی آشنا کرده و عقیده توحید را منبع تمام حریت‌ها و فضایل معرّفی فرموده و آیین جامع و کامل آسمانی او رفع کوچک‌ترین اسباب نزاع و تفرقه را پیش‌بینی کرده و از بیان مستحبات، مکروهات، اخلاقیات، معاملات و آداب خوردن، خوابیدن، پوشیدن، نوشیدن، معاشرت با مردم و سلوک با خویش و بیگانه حتی مقررات عبور و مرور وسایط نقلیه و آداب استحمام و ... خودداری نکرده و آنچه را که مربوط به سیاست مدن و تدبیر منزل و اخلاق است بیان داشته، محال است که در یک مسأله بزرگی که اجرای کامل تمام احکام و عدالت اجتماعی و امنیت و رفاه عموم و نشر معارف و علوم اسلامی و اعلاء کلمه توحید به آن وابستگی دارد سکوت ورزد و درباره آن مسامحه نماید، حاشا و کلّا و تعالى الله و رسوله عمّا یقوله الظّالمون علوّاً کبیراً

*مشکل حکومت

در گذشته و حال یکی از مهمترین موضوعاتی که همواره افکار بشر را از حاکم و محکوم به خود مشغول ساخته، مسأله رهبری و زمامداری جامعه و چگونگی حکومت، سیستم اداره امور، تشکیلات نظامی و قضائی و بخش‌های دیگر است که هنوز هم افکار نسبت به آن هماهنگ نشده و هنوز هم یکی از علل بزرگ بلکه بزرگترین علت اختلافات و جنگ‌ها است و همین موضوع است که صلح بین المللی همواره از آن در مخاطره است و در همین دنیای به اصطلاح متمدّن ما، در هر ساعت هزینه های گزافی صرف ساختن اسلحه‌های جهنمی و وسایل قتل و اعدام و نابود کردن بشر و تخریب آبادی‌ها می‌شود که باعث آن یا اختلاف و طمع زمامداران جاه‌طلب و خودسر است که ملت‌ها را استثمار می‌کنند یا اختلاف در نوع حکومتی است که باید دنیا و جامعه را اداره نماید.

در موقع ظهور اسلام هم دنیا با همین مشکل روبرو بوده و با این‌که همه در لزوم وجود نظام و رهبری جامعه تقریباً اتفاق‌نظر داشته‌اند در نوع این نظام و روش اداره و گزینش رهبر اختلاف‌نظر بوده و هست.حال اسلام که یک آیین جهانی است و برای اداره دنیا و آخرت بشر آمده چگونه ممکن است این مشکل را حل نکرده و برنامه خدا را به دست این بشر مجادل نداده باشد!

اگر مسأله حکومت بر اساس صحیح پی‌ریزی نشود، سایر احکام و برنامه‌های علمی، تربیتی، سیاسی و مدنی دین به ‌طور کامل اجرا نمی‌شود و در حدودی هم که اجرا می‌شود فواید آن همه جانبه نخواهد بود. از این جهت است که برحسب احادیث، معرفت امام وقت واجب و ولایت بزرگترین پایه و اساسی است که اسلام بر آن قرار دارد.پس ما به این نتیجه می‌رسیم که اسلام، سبک حکومت و کیفیت تشکیلات آن را کوچک نشمرده و از چنین نقص بزرگی منزّه و مبرا است و اصلاح امر حکومت، جزء برنامه‌های اساسی اسلام قرار دارد و شرایط زمامداری، روابط ملت و حکومت و حدود اختیارات زمامداران را معین کرده است.

*نصب حاکم در اسلام

پیغمبراعظم(ص) مکرر برای ادامه عالیترین حکومت ها که هدف‌های آن حضرت را دنبال نموده و دعوت اسلام را به ثمر می‌رساند و احکام قرآن را اجرا کند و دنیا را به طرف یک حکومت جهانی اسلامی که تبعیض نژادی و صنفی و طبقاتی در آن نباشد سیر دهد، کسانی را که از هر جهت صلاحیت این رهبری را دارند معرفی کرد و علی رغم تمام تحریکات سیاسی منافقین، به فرمان خدا در بزرگترین اجتماع اسلامی در غدیر خم رسماً و صریحاً با مراسم بسیار با شکوه علی(ع) را به خلافت و جانشینی خود نصب و معین فرمود و دین اسلام را کامل و تمام گردانید.

با نصب علی به خلافت، نوع حکومت اسلامی که همان ادامه رهبری و زمامداری پیغمبر است معلوم گردانید و ضمناً دانسته شد حکومت‌های ستمکار و متجاوز که زمام امور مسلمین را به دست گرفته و در جهت حفظ مصالح جامعه اسلامی سیر نمی‌کنند غیر شرعی و واجب الاطاعة نیستند و اسلام از اینکه حکومت ستمکاران بنی امیه و بنی عباس و امثال آنها را امضا و تصویب نماید و جاهل را بر عالم و ظالم را بر مظلوم و مفضول را بر فاضل فرمانروایی و تسلط دهد مبرا است. حساب زمامداران مستبد و دیکتاتوران خدانشناس از حساب دین و اسلام جدا است.

*سیاست و دیانت

این نکته هم ناگفته نماند که در اسلام سیاست و زمامداری از رهبری روحانی و دینی و معنوی جدا نیست. جانشینان پیغمبر (ص) باید مَثَل اعلا و نمونه‌ی کامل اخلاق و فضایل و علوم پیغمبر باشند و بتوانند مردم را به جمیع حقایق دین و دقایق احکام شرع هدایت کنند.و به عبارت دیگر، جانشینی پیغمبر، یعنی ادامه علم، کمال، اخلاق، هدایت و رهبری پیغمبر و عهده‌داری امور امّت در جمیع آنچه راجع به مصالح دین و دنیا است و این همان معنایی است که بعد از پیغمبر تا حال منقطع نشده و باقی است و منقطع هم نخواهد شد.

*روز تاریخی غدیر

امروز گذری داریم بر اصالت بیست و سه ساله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یادی از روز غدیر و اتفاقاتی که در حجه الوداع افتاد و اینکه اصلاً ولایت امیرالمؤمنین یعنی چه؟و ذکر راهکاری برای آنکه چگونه می توانیم با ولایت امیرالمؤمنین زندگی کنیم؟

در نقطة غدیر توقفی باید ، که با حقیقت انسان سروکار دارد . هزار و چهارصد سال است که شیعه زلال پر برکت غدیر را به پای درختان ولایت می افشاند ، و از آن بیابان خشک باغهای پر ثمر اعتقادی و گلهای زیبای محبت را پرورش می دهد .غدیر عیدی است که مثل و مانند آن نبوده و نخواهد بود. بزرگ‌ترین عیدی است که خداوند متعال برای بندگان خویش قرار داده است و در آن بهترین پاداش‌ها را به بهانه‌های مختلف به شیعیان عرضه داشته است. پس بر شیعیان است که در این سرور و شادی همگام با خالق خویش گشته به تهنیت و بزرگداشت آن بپردازند. با خانواده و دوستان و آشنایان خویش دیدار کرده و به شور و شادی مشغول گردند و با این تهنیت و بزرگداشت ارزش غدیر را به جهانیان یادآور شوند و به گوش مردمان برسانند که خدا آینده‌ای نویدبخش برایشان فراهم ساخته است تنها کافی است از صراط مستقیم پیروی کرده و گوش به فرمان مولای حقیقی تمام مردمان جهان، علی بن ابی طالب (علیه السلام) و سلاله پاکش داشته باشند. کسی که رسول حق (صلی الله علیه و آله) او را در آخرین سال حیاتش برای چندمین بار به عنوان ولی مردمان و جانشین به حق خویش اعلام کرد تا حکم تغییر رأی در موردش جاری نسازند.

رَوَى الْحَسَنُ بْنُ راشِدٍ : عَنْ اَبِى عَبْدِاللّه‏ِ علیه ‏السلام قالَ: "قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ، لِلْمُسْلِمینَ عیدٌ غَیْرَالْعیدَین؟ قالَ: نَعَم، یا حَسَنُ! اَعْظَمُهُما وَ اَشْرَفُهُما، قالَ: قُلْتُ لَهُ: وَ أَىُّ یَوْمٍ هُوَ؟ قالَ: یَوْمٌ نُصِبَ اَمیرُالْمُۆْمِنینَ علیه ‏السلام فیهِ عَلَما لِلنّاسِ. قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِداكَ وَما یَنْبَغِى لَنا اَنْ نَصْنَعَ فِیهِ؟ قالَ: تَصُومُهُ یا حَسَنُ وَ تَكْثُرُ الصَّلَوةَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فیهِ وَ تَتَبَّـرأ اِلَى اللّه‏ِ، مِمَّـنْ ظَلَمَهُمْ، فَاِنَّ الاَنْبِیاءَ كانَتْ تَأمُرُ الاَوْصِیاءَ بِالْیَوْمِ‏الَّذى كانَ یُقامُ فیهِ الْوَصِىُّ اَنْ یَتَّخِـذَ عیـدا".

چه زیباست که والدین در این روز برای فرزندان خویش هدیه بخرند و از همان کودکی جان آنان را با عشق به امام علی (علیه السلام) و اولادش (علیهم السلام) بارور سازندحسن بن راشد گوید: به امام صادق علیه ‏السلام گفتم: "آیا مسلمانان بجز آن دو عید، عید دیگرى هم دارند؟ فرمود: بله، بزرگترین و بهترین عید. گفتم: كدام روز است؟ فرمود: روزى كه امیرمۆمنان علیه ‏السلام بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد. گفتم: فدایت شوم در آن روز سزاوار است، چه كنیم؟ فرمود: روزه‏بگیر و درود برمحمد وآل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوى، زیرا پیامبران به جانشینان دستور مى‏دادند كه روزى را كه جانشین انتخاب مى‏شود، عید بگیرند".

عید غدیر از بزرگترین اعیاد مسلمین است . رسول گرامی اسلام در آخرین سال عمر شریفشون فراخوان عمومی دادند و بعد از اتمام حج ، علی بن ابی طالب علیه السلام را به عنوان ولی مردم به مردم معرفی کردند و از همگان بر این ولایت بیعت گرفتند .خوبه که در مورد ولایت بیشتر با هم صحبت کنیم و ببینیم ولایت یعنی چه و دیدگاه ما نسبت به اون چگونه است؟

در سال نهم هجری هم پس از فتح مکه و انجام عمره به مدینه آمدند و در سال آخر عمرشان یعنی سال دهم هجری و ماه ذیقعده بود که اعلام فرمودند قصد حج دارند و حضرت بنا براین داشتند که اعمال حج تمتع را که تا آن زمان مجالی پیش نیامده بود به مردم بیاموزند. اعلام عمومی شد و جمعیتی حدود ۹۰هزار نفر ۱۴۰هزار نفر بر گرد رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم جمع شدند تا حضرت اعمال حج را به طور عملی به آنها آموزش بدهند.هدف مهم تر رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم از این سفر اعلام رسمی و عمومی و جهانی ولایت و وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام  بود. لذا حضرت برای این هدفشان زمینه سازیهایی نمودند. پیامبر در صحرای منی اولین خطابة خودشان را ایراد فرمودند. چرا که دستور الاهی در عرفات نازل شد که علم و ودایع انبیاء  علیهم السلام را به علی بن ابی طالب علیه السلام منتقل کند و او را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کند. لذا پیامبر در این خطابه ابتدا خونهای به ناحق ریخته شده و اموال به ناحق گرفته شده در جاهلیت را رسماً مورد عفو وبخشش قرار دادند تا کینه توزیها از میان برداشته شود و جو اجتماع برای تأمین امنیت آماده شود. پیامبر از همه آن ظلمها و شکنجه هایی که به ایشان و مسلمانان شده بود گذشتند تا مردم بدانند که این اعلام وصایت و ولایت نظر شخصی در آن نیست یعنی مردم بدانند که همه شان برای رسول خدا یکسان هستند و حضرت از کسی کینه به دل ندارد.

راجع به عید سعید غدیر و اهمیت این روز تاریخی و احادیث متواتره قطعیه‌‌ای که در کتب فریقین (شیعه و اهل سنّت) تخریج شده و متناً و سنداً مورد بحث، دقّت و تحقیق قرار گرفته است و حفاظ و علمای عالی‌مقام علم حدیث و کلام پیرامون آن کتاب‌های علمی و پر ارزشی نوشته‌اند (از ابو‌المعالی جوینی نقل شده که در بغداد در دست صحافی یک جلد کتاب دیدم که روی آن نوشته شده بود: «المجلدة الثامنة و العشرون من طرق مَنْ کُنْتُ مَولاهُ و یتلوه المجلّد التّاسع و العِشْرونَ. حق الیقین شبر ج1 ص154) و علاوه هر کدام از علمای لغت، کلام، حدیث، تاریخ، تفسیر، رجال و جغرافیا به مناسبت فن خود این حدیث را روایت کرده‌اند.در عصر ما هم علامه امینی با تألیف کتاب «الغدیر» خدمت بزرگی به امت اسلام نموده و بهترین هدیه را به کسانی که بخواهند از حقایق تاریخی اسلام و سوابق غدیر آگاه گردند اهدا کرده است و الحق حق مطلب را ادا کرده و ایشان ‌را بر همه منّتی عظیم و حقی بزرگ است.

جغرافیای تنهایی غدیر

کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ شاید ما غربت‏نشینان شهر غیبت هم شاهد می‏شدیم؛ آن‏گاه که محمد با گلوی خسته از گذر سال‏ها، مرتضی را تصنیف کرد.یاد دارم عشق، سال‏های سال برای غدیر، جشن تولد می‏گرفت و امامت از دستان حقیقت باران، هدیه تولد می‏ستاند.یادم می‏آید کودکی افکار بکرم را که دل به بازی بادکنکی می‏دادم و از درک عظمت غدیر غافل بودم و حالا می‏فهمم که چگونه مردمان مدینه، غدیر در یادشان ماند و علی از یادشان رفت.کودکان به حج رفته مدینه از غدیر، تبریک و شادباشی شناختند و علی ماند و مسئولیت این قوم و علی ماند مولاییِ مردمی کم‏حافظه.

ای مردمان کوچه تاریخ! زمان را چراغانی کنید؛ نکند حافظه تاریخ کم شود!

نکند خبر امامت ابوتراب، لای ورق‏های تاریخ، خاک بخورد! همه جا را چراغانی کنید؛ هر چراغی که به شکرانه برمی‏افروزید، آیه‏ای از حقانیت علی خواهد شد.آری! غدیر، فقط آبگیری خشک نیست؛ غدیر، جغرافیای تنهایی علی و فاطمه است.غدیر، خاطره تشیع است که نیمه شب‏ها و سحرگاهان، ذکر نام علی و فرزندانش را تداعی می‏کند.

غدیر روزی است که صراط مستقیم بر مردمان عرضه شد و راه از بی‌راهه آشکار گردید. و چه روزی شایسته‌تر از این روز است برای آنکه عید نامیده شود. شیعیان وظیفه دارند پیام این روز را در جهان تبلیغ نمایند و چه تبلیغی بهتر نشان دادن عملی این شوق و اشتیاق می‌تواند باشد. چه نیکو است در این روز دیدار دوستان، هدیه دادن به یکدیگر و دستگیری از حال نیازمندان و ضعفا. چه زیباست که والدین در این روز برای فرزندان خویش هدیه بخرند و از همان کودکی جان آنان را با عشق به امام علی (علیه السلام) و اولادش (علیهم السلام) بارور سازند. چه دیدنی است اگر در این روز به تأسی از مولا و مقتدایمان انبانی از توشه بر دوش نهاده و پنهانی بر در خانه نیازمندان بریم تا روح امید در جانشان زنده شود و با مکتب عشق آشنا گردند. این همه هر چند آسان است اما تأثیری بس شگفت می‌تواند داشته باشد.بر شیعیان است که در این سرور و شادی همگام با خالق خویش گشته به تهنیت و بزرگداشت آن بپردازند. با خانواده و دوستان و آشنایان خویش دیدار کرده و به شور و شادی مشغول گردند و با این تهنیت و بزرگداشت ارزش غدیر را به جهانیان یادآور شوند و به گوش مردمان برسانند که خدا آینده‌ای نویدبخش برایشان فراهم ساخته است تنها کافی است از صراط مستقیم پیروی کرده و گوش به فرمان مولای حقیقی تمام مردمان جهان، علی بن ابی طالب (علیه السلام) و سلاله پاکش داشته باشند

عَـنْ الصّـادِقِ علیه ‏السلام: "وَلَدِرْهَمٌ فیهِ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ لاِءخْوانِكَ الْعارِفینَ، فَأَفْضِـلْ عَلى اِخْوانِكَ فِى هَذا الْیَوْمِ وَ سُرْفیهِ كُلَّ مُـۆْمـنٍ وَ مُۆْمِنَةٍ".

از امام صادق علیه ‏السلام نقل شده كه فرمود: "یك درهم به برادران با ایمان و معرفت، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است، بنابراین در این روز به برادرانت انفاق كن و هر مرد و زن مۆمن را شاد گردان".

غدیر، نام اقیانوس بی‏کرانی است که افق در افق، با آسمان نسبت دارد و موج در موج، هم‏آغوش عرش است. عرش، از آخرین موج‏های غدیر آغاز می‏شود.خوش به حال فرشتگان که هر شامگاه، با سرخی شفق، فوج فوج در زلال بی‏کران غدیر بال می‏شویند و در ساحل سبز غدیر به نماز می‏ایستند!

آدم از بهشت شروع شد و به زمین پیوست و سال‏ها در زمین گشت و گشت؛ با شیون و اندوه. سرانجام، غدیر خم را یافت و از معبر غدیر، دوباره به بهشت بازگشت. در جاذبه این خاکدان سخت، غدیر تنها بال پرواز به سمت بهشت است. دیگر هر چه هست، خاک است، خون است، خاکستر است.هر کس که یک بار گذرش بر کرانه‏های غدیر افتاده باشد، دیگر همیشه مست است، همیشه عاشق است. دیگر هیچ‏گاه غم سراغش نخواهد آمدیکصد و بیست و چهار هزار چشمه از ازل تا به ابد جاری گشت و به غدیر پیوست.اینک غدیر، حاصل یکصد و بیست و چهار هزار چشمه زلال رسالت است که موج در موج، عرفان و معرفت را فراراه انسان قرار داده است.

« فَصَلّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ »

پس اگر هنوز ذوق تماشایت هست بیا به کرانه غدیر بایست تا پنجره‏هایی از عرش در برابرت گشوده شود و تو را به تماشای لوح و قلم ببرد.هیچ‏گاه آرزو کرده‏ای که تو در لب دریایی، آهسته آهسته قدم بزنی و فرشتگان، فوج فوج از برابرت پرواز کنند؟ اگر جوابت آری است، در یک غروب، دست از هر چه هست و نیست بشوی و تنها یک دل با خود بردار و در کرانه غدیر برو، ببین پرواز فرشتگان چقدر زیباست، چقدر تماشایی!

هر کس که یک بار گذرش بر کرانه‏های غدیر افتاده باشد، دیگر همیشه مست است، همیشه عاشق است. دیگر هیچ‏گاه غم سراغش نخواهد آمد.بارها و بارها داستان غدیر را شنیده‌ایم. ماجرای توقف کاروان زیارتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در کنار برکه غدیر و صبر نمودن ایشان برای جمع شدن تمام افراد را می‌دانیم. آگاهیم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منبری از جهاز شتران برای خود ساخت و بر بالای آن خطبه‌ای طولانی خواند تا در نهایت دست علی بن ابی طالب (علیه السلام) را بالا برد و ندای "من کنت و مولاه و فهذا علی مولاه" سر داد و دستور داد حدیث غدیر را حاضران به غایبان برسانند و اینچنین شد و روایت غدیر نسل اندر نسل بر زبان‌ها گشت.و به صورت کاملاً متواتر به گوش ما که با فاصله‌ای 1400 ساله از آن رخداد سرنوشت‌ساز زندگی می‌کنیم رسید.امامان شیعه (علیهم السلام) غدیر را عید نامیدند و دستوراتی را به یاران خویش جهت بزرگداشت آن داده‌اند که از مجموع آنان می‌توان به جایگاه والای این روز دست یافت.در این مجال فرصت را مغتنم دانسته به بررسی برخی از نکاتی که اهل بیت عصمت و طهارت در زمینه بزرگداشت روز غدیر فرموده‌اند می‌پردازیم.

ما از این‌که در این دریای بی‌پایان وارد شده و بخواهیم شرحی از اسناد حدیث را در اینجا بنگاریم یا اسماء اصحاب پیغمبر که احادیث غدیر و ولایت را روایت کرده‌اند و نام‌های مؤلفین و کسانی که در کتب خود آن را اخراج کرده و اقوال و بیانات علما را یادآور شویم به علت ضیق مجال معذرت می‌خواهیم و خوانندگان را به کتاب الغدیر و کتاب عبقات الأنوار تألیف علامه و نابغه شهیر سیدمیرحامد حسین قدس سره مراجعه می‌دهیم فقط آیه شریفه را که به مناسبت سرآغاز مقاله قرار دادیم به طور اختصار شرح و تفسیر می‌نماییم:

*تفسیر آیه ولایت

سوره مائده به اتفّاق جزء سوره های مدنیه است. سیوطی در الإتقان( الإتقان، جلد 1، صفحه 19) و الدرّ المنثور(الدرّ المنثور، جلد 2، صفحه 253)از ابی عبید از محمد بن کعب نقل کرده که سوره مائده در حجّة الوداع ما بین مکه و مدینه نازل شد، و جایی دیگر در الإتقان(الإتقان، جلد 1، صفحه 28)و الدر المنثور از ترمذی، حاکم، احمد و ابی عبیده در فضائل و نحاس در ناسخ و نسائی، ابن منذر، ابن مردویه و بیهقی در سنن از عایشه نقل کرده‌اند که آخرین سوره‌ای که نازل شده سوره مائده است و از احمد، ترمذی، حاکم، ابن مردویه و بیهقی از عبدالله بن عمر نقل کرده‌اند که آخرین سوره‌ای که نازل شده سوره مائده و فتح است.( مقصود از سوره فتح (إنّا فَتَحْنا) که سوره فتح کبری نامیده شده نیست، بلکه مقصود سوره (إذا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَ الفَتْح) است که به سوره فتح صغری موسوم است)

واژه شناسی ولایت

اگر از شما بپرسند که ولایت یعنی چه ؟شما معمولاً جواب می دین یعنی داشتن سرپرست، صاحب اختیار و داشتن ولی. و وقتی کلمه ولی را می شنوید به یاد والدین خود می افتید چرا که اول باری که با کلمة ولی آشنا شدید فکر می کنم تو مدرسه بوده باشد.یادم می آید وقتی تو مدرسه بار اولی که بغل دستیمو اذیت کردم و ضمناً تکالیفم را بخوبی انجام نداده بودم واتفاقاً همون روز معلم ازم درس پرسیده بود بلد نبودم معلمم مرا به دفتر فرستاد و آقای مدیر برگه ای به من داد و گفت فردا با ولیت بیا مدرسه . من اون روز نمی دونستم ولیم کیه ؟ وقتی به خونه اومدم و از مادرم پرسیدم اون گفت ولی یعنی پدر یا مادرت یعنی صاحب اختیارت .پس ولی، ما را یاد والدین مون می اندازه که هم چین بی ربط هم نیست. اگه ریشة کلمه را هم بررسی کنیم می بینیم ولی ، والدین ، اولیاء ، ولایت ، تولی و … همه هم خانواده و تقریباً هم معنای هم هستند . اما ولایت یعنی چه ؟

ولایت یعنی سرسپردگی به ولی، یعنی اطاعت امر ولی . وقتی ولی یعنی صاحب اختیار . ولایت یعنی این که شما اختیارت را بدست این ولی بدی و از اون اطاعت کنی . حالا که معنی ولایت رو پیدا کردیم ببینیم آیا همه این ولایت را پذیرفته اند یا نه ؟ و هر کس به ولی خودش چگونه نگاه می کند .بهتر اینه که اول ولایت پذیری را از منظر فرزندان بررسی کنیم .مثلاً بچه ای که ولایت پدر را پذیرفته خوب ، مجبوره هر امری ، هر قانونی ، هر دستوری که پدر تو خانه می ده گوش کنه … ساعت ۹بخواب ، مسواک بزن ، حمام برو ، وسایلت را جمع کن ، تختت را مرتب کن ، این غذا را بخور ، آن غذا را نخور از این ساعت تا این بازی کن و … و خوب این که خیلی سخته همش باید حرف گوش کنی و اطاعت کنی.

«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکوه و هم راکعون .»

دومین اقدام پیامبر بر فراز منبر بیعت بود و پس از آن سه روز در غدیر مردم با امیرالمؤمنین  علیه السلام دست می دادند و به صورت عملی بیعت می کردند و زنان هم با دست گذاشتن در تشت آبی که پرده ای میان این تشت آویخته بود و در آن سوی پرده امیرالمؤمنین دست در آب می گذاشتند با حضرت بیعت کردند. اما گفتم که اعلام این ولایت و این بیعت فقط مال روز غدیر حجه الوداع نبود. دعوت رسول الله و دین ایشان جهانی بود حضرت خطبه شان برای همة مردم جهان و اعصار بود چرا که می فرمودند همة حاضران به غایبان بگویند و پدران به فرزندانشان و آنها هم به فرزندانشان تا آخر زمان این سفارش را برسانند پس ما هم که امروز این جا جمع شده ایم باید ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را قبول بکنیم و با آن حضرت بیعت انجام دهیم. حالا یک راهکار عملی می دهیم برای همه کسانی که این سؤال برایشان پیش آمده که چگونه می توان با ولایت حضرت زندگی کرد و واگذاری اراده و اختیار و میل به او یعنی چه ؟

وقتی که خدای متعال حضرت آدم علیه السلام  را آفرید دستور داد ملائکه به او سجده کنند، همه سجده کردند الا ابلیس که ابا کرد. ابلیس گفت: خدایا تو این سجده را از من نخواه به جای آن تو را عبادتی می کنم که هزار سال طول بکشد. ولی عبادت خدا در اطاعت اوست خدای متعال امر به این سجده کرد نه آن عبادتی که خود شیطان دوست داردما باید آنچه وظیفة ماست در راه عبادت خدا انجام دهیم.و سعی کنیم این فقره از زیارت آل یس را که می خوانیم عمل کنیم “و المعروف ما امرتم به و المنکر ما نهیتم عنه”.

و در الدّر المنثور از ابی عبیده از ضمره و عطیه روایت کرده که هر دو گفتند که پیغمبر(ص) فرمود: آخر قرآن از جهت نزول، مائده است و از ابی میسره نیز همین مضمون را نقل کرده است. مکان و زمان و شأن نزول آیه بنا به نقل کثیری از علماء «اسباب النزول» و مفسّرین، این آیه کریمه در غدیر خم در روز هجدهم ذى الحجّة در شأن امیر المؤمنین علی(ع) نازل شده است.از جمله واحدی در «اسباب النزول» ( اسباب النزول، ‌صفحه 150) به سند خویش از ابی سعید خدری روایت کرده است که گفت: این آیه یَا أیَّها الرَّسُولُ ... روز غدیر خم در شأن علی بن ابی طالب علیه‌السّلام نازل شد.

سیوطی در جلد دوم الدرّ المنثور صفحه 289 از ابن ابی حاتم، ابن مردویه و ابن عساکر از ابی سعید آنچه را واحدی از او روایت کرده است و از ابن مردویه از ابن مسعود نقل کرده است که گفت: ما در عهد رسول الله(ص) این آیه را به این نحو قرائت می‌کردیم: یا ایَّها الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أنْزِلَ إلَیکَ مِنْ رَبِّکَ انّ عَلیاً مَولى المُؤمِنینَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَل .. ؛ و در الغدیر از سی نفر از علما و بزرگان محدّثان اهل سنّت نقل کرده است که همه در کتاب‌های خود نزول آیه را در غدیر خم در تبلیغ ولایت علی(ع)روایت نموده‌اند.

*مفاد و هدف آیه

هر کس آنچه را به آن اشاره شد، یعنی مکان و زمان نزول سوره مائده و آیه کریمه و واقعه تاریخی و متواتر غدیر خم و ابلاغ ولایت علی(ع) با آن اهمیت و تأکید و تشریفات فراموش‌نشدنی را ملاحظه کند و در مضمون آیه و جمله‌های آن دقت نماید تصدیق خواهد کرد که آنچه به نزول آن در این آیه اشاره شده غیر از ولایت علی(ع) چیز دیگری نبوده و موضوع دیگری که نزول چنین آیه‌ای با این تأکید و تهدید در مورد آن مناسب باشد در سال حجة الوداع و در غدیر خم در 18 ذى الحجة در بین نبوده است و با قطع نظر از گفته‌های مفسرّان معلوم می‌شود که پیغمبر صلی‌الله علیه و آله و سلّم به تبلیغ امری مهم و بزرگ مأموریت یافته که از ارکان مهم دعوت آن حضرت بوده است و در سال حجة الوداع قرب ارتحال پیغمبر (ص) غیر از امر خلافت و ولایت، موضوعی که این همه تأکید نسبت به آن مناسب باشد پیدا نخواهیم کرد.

اگر نزول آیه در آغاز بعثت و پیش از هجرت یا اوایل آن بود که دشمنان پیغمبر(ص) در نهایت کوشش و قدرت ظاهری با آن حضرت به مبارزه برخاسته بودند و تمام یا اکثر احکام تبلیغ نشده بود جا داشت کسی بگوید این آیه راجع به اصل دعوت و رسالت و قیام به امر نبوّت و یا ابلاغ احکام عمده و مهم دین است، اما در سال حجّة الوداع که احکام، تبلیغ شده و پیغمبر با کمال استقامت و شجاعت همه وظایف رسالت را به انجام رسانده و رسم بت‌پرستی و شرک را از بین برده و در تمام شبه جزیره عربستان بت‌ها را سرنگون کرده و درهم شکسته و زمینه فتوحات آینده را برای دین خدا فراهم ساخته و نیرومندترین دشمنان آن حضرت در برابر احکام و قوانین اسلام تسلیم شده و اسلحه بر زمین گذاشته‌اند و توحید و پرستش خدای یگانه همه‌جا رایج و نماز، روزه، حج، جهاد، زکات، سایر فرایض و واجبات، محرّمات و حدود، تبلیغ و اجرا شده و مسلمین در خطرناک‌ترین جنگ‌ها شرکت کرده و جان و مال خود را نثار راه اطاعت از خدا و پیغمبر نموده بودند غیر از امر ولایت و خلافت، موضوعی نمانده بود که پیغمبر مأمور به تبلیغ آن شود و اهمیت آن به‌قدری باشد که عدم تبلیغ و نرساندن آن به مردم مساوی با عدم تبلیغ تمام احکام باشد.

از جمله وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه استفاده می‌شود که به استثنای موردی که این آیه بدان اشاره دارد پیغمبر کل رسالت خدا را تبلیغ کرده و (ما)ی موصول اشاره به موردی خاص است و اگر ولایت بر عموم ما انزل الیه داشته باشد، معنایش بی‌لطافت و دور از منطق معجز بیان قرآن خواهد شد، زیرا بنابراین، مفاد آیه این می‌شود که بلّغ رسالتک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و حاصل اینکه سیاق این جمله دلیل بر این است که آیه در پایان ابلاغ رسالات الهی نازل شده و مربوط به موضوع ویژه‌ای است و از جمله «وَ اللّهُ یعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ» استفاده می‌شود موضوعی که آن حضرت مأمور به تبلیغ آن شده موضوعی بوده که تبلیغ آن معرض کارشکنی‌ها، مخالفت مردم مغرض و تحریکات و سوء قصد به جان گرامی و نفس نفیس آن حضرت بوده است و بدیهی است که در آن‌وقت موضوعی که معرض مخالفت و بروز سوء نیت منافقان و منحرفان باشد غیر از مسأله خلافت چیز دیگری نبوده است.

ما فرمان تو را که از جانب خداوند دربارة علی ابن ابیطالب و امامان از فرزندانشان به ما رساندی اطاعت می کنیم و به آن راضی هستیم و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو در این مدعا بیعت می کنیم. عهد و پیمانی در این باره برای ایشان از ما ، از قلبها و جانها و زبانها و ضمایر و دستانمان گرفته شد هر کس به دستش توانست وگرنه با زبانش بدان اقرار کرده است.معمول فضایل و مصائبی که از امیرالمؤمنین به ما رسیده اهل سنت هم به آن معترفند پس چگونه حضرت را کنار گذاشتند گفتیم که در شخص نتوانستند شبهه بیاورند ولی در معنای کلمه مولی شبهه کردند و آن را دوست و دوستدار معنی کردند.

فرازهایی از خطبة گرانقدر غدیر :

ای مردم ، جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد ، ضمن ابلاغ سلام حق مرا فرمود که خداوند می فرماید تا من در این مکان توقف نمایم و در میان شما بپاخیزم و به سیاه و سفید شما اعلام کنم، که علی بن ابی طالب وصی و جانشین و پیشوای شما بعد از من است . مقام و منزلت او برای من بسان مقام و منزلت هارون نسبت به موسی است با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست و او ولی و صاحب امر شماست، بعد از خدا و رسولش .

پس بدانید ای مردم به درستی که خداوند علی را بر شما ولی و صاحب امر قرار داد و فرمانبری از او را بر مهاجرین و انصار و پیروان مهاجر و انصار که راه نیکی را بپیمایند و بر اهل شهرها و روستاها حاضر و غایب ، عجم و عرب ، آزاد و بنده ، کوچک و بزرگ ، سفید و سیاه واجب ساخت و هم چنین بر هر موحد و خداپرستی حکم او جایز و قول او نافذ و امر او لازم الاتباع است . کسی که او را مخالفت کند مورد لعن است و کسی که به راه او رود و او را تصدیق کند مورد رحمت حق است و کسی که از او شنوایی داشته و فرمان از او برد زیر چترِ غُفران و آمرزش حق قرار می گیرد.

ای مردم این آخر مقامی است که در این مکان ایستاده و با شما سخن می گویم ،پس بشنوید و فرمان برید و منقاد امر پروردگارتان باشید. به درستی که خدای عزوجل پروردگار شما و صاحب اختیار شما و معبود شماست ؛و بعد از او محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – که الآن در جمع شما ایستاده و با شما صحبت می کند ولی و سرپرست شما است و در پس او به فرمان خدا علی ولی و امام شماست .

ای مردم با روی گرداندن از علی خود را در گمراهی گرفتار نکنید . از علی فاصله نگیرید و از ولایت و امامت او سرباز نزنید ، … او معلم و آموزگار شماست ،زیرا کسی که من مولای او هستم علی مولای اوست .آگاه باشید کسی را توان چیرگی و تسلط بر او را ندارد . آگاه باشید او ولی خدا در زمین و حکم و فرمان او، حکم و فرمان خداوند است .ای مردم هر کس که از خدا و رسول و علی و ائمه معصومین فرمان برد ،به تحقیق که به فوزی عظیم نائل آمده است .

ای مردم سبقت گیرندگان به بیعت و ولایت علی و شناختن او به عنوان امیرالمؤمنین رستگارانند و در بهشت از نعمتهای الهی بهره مند خواهند گشت .اینک ما با امیرمؤمنان بیعت می کنیم و خدا را بر این بیعت شاهد می گیریم و به جهت ارزانی داشتن این نعمت نعمتها و اتمِ نعمتها او را شکرگزاریم .

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَمیرَالمؤمِنینَ، وَ سَیِّدِ الوَصِیّینَ، وَ وارِثَ عِلمِ النَّبِیّینَ، وَ وَلِیَّ رَبِّ العالَمینَ، وَ مَولایَ وَ مَولَی المؤمِنینَ، وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ ؛أشهَدُ شَهادَهَ حَقٍّ، وَ اُقسِمُ بِاللهِ قَسَمَ صِدقٍ، أنَّ مُحَمّدَاً وَ الَهُ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم ساداتُ الخَلقِ، وَ أَنَکَ مَولایَ وَ مَولَی المؤمِنینَ، وَ أَنَکَ عَبدُ اللهِ وَ وَلیُّهُ وَ اَخُو الرَّسُولِ وَ وَصِیُّهُ وَ وارِثُهُ ،وُ اَشهَدُ أَنَکَ ما اَقدَمتَ وَ لا اَحجَمتَ، وَ لانَطَقتَ، وَ لا اَمسَکتَ؛ اِلّا بِاَمرٍ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ،اَللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ، وَ خاتَم النَبِیّینَ، وَ عَلی عَلیِّ سَیِّدِ الوَصِیّینَ، وَ آلِهِ الطّاهِرینَ، وَ اجعَلنا بِهِم مُتَمَسِّکینَ، وَ بِوِلایَتِهِم مِنَ الفائِزینَ الأمِنینَ الَّذینَ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنُونَ.

با همه این مقدمات و زمینه سازیها در آن جمعیت کثیر در آن وقت ظهر طی خطبة سه ساعته فقط می خواسته بفرماید که هر کس من را دوست دارد پس این علی را دوست بدارد؟ آیا پیامبر فقط جانشین سی ساله بعد از خود را معرفی فرمودند؟جواب هیچ یک از دو سؤال بالا مثبت نیست. مولا یعنی سرپرست، گرداننده.ولی، یعنی کسی که انسان بگردد به گرداندنش. کسی که انسان اختیارش را به او واگذارد و در مقابل او هیچ اراده و اختیاری نداشته باشد. مثلاً اگر ما پدری داشته باشیم که مؤمن، تحصیلکرده، دانا ، مقتدر، آینده نگر، دوست، دلسوز و … باشد ما چقدر خود را و اختیار و اجازة خود را به این پدر واگذار می کنیم؟ همیشه نظر او را مقدم بر نظر خود می دانیم اگر بخواهیم به خانة دوستمان برویم جایی که خیلی دلمان می خواهد و خوش می گذرد، پدر بگوید نرو نمی رویم شاید حتی دلیلش را هم نخواهیم. لذا او ولی ماست مولای ماست. خود را در اختیار او گذاشته ایم. از امام صادق  علیه السلام  پرسیدند: منظور پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم  از کلامی که در روز غدیر دربارة علی علیه السلام  فرموده: من کنت مولاه فعلی مولاه چیست؟حضرت فرمود: به خدا قسم همین سؤال را از خود پیامبر پرسیدند و آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند مولای من است و بر من از خودم بیشتر اختیار دارد و با امر او امری و اختیاری نیست. و من مولای مؤمنین هستم و نسبت به آنان از خودشان بیشتر اختیار دارم و با امر من ایشان را امری و اختیاری نیست و هر کس من صاحب اختیار او هستم و با امر من او را اختیاری نیست علی بن ابیطالب مولای اوست و بر او از خودش بیشتر اختیار دارد و با امر او برایش امری و اختیاری نیست و تمام این جهان با همه نظم و خصوصیاتش گرداندنش به ولایت خدای متعال است.

انسان آرمانی اسلام در آینه غدیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ |

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اعلام کرده بود این آخرین حج اوست و می خواهد روش صحیح حج را به مردم یاد داده، تمام آداب حج را اجرا نماید. مسلمانان بسیاری برای درک آخرین حج فرستاده خدا عازم حج گردیدند و حال پس از اتمام حج راهی سرزمینهای خود بودند. برخی حاجیان از آبگیر[1] «خم» رد شده بودند و گروهی آرام آرام به آنجا نزدیک می شدند. منطقه «خم» مانند تقاطعی بود که راهها در آنجا از هم جدا می شد. ناگاه پیک های رسول خدا صلی الله علیه و آله، حاجیانِ از «خم» عبور کرده را فراخواندند تا به آن باز گردند.

رسول الله صلی الله علیه و آله دستور داد همه صبر کنند تا آنان که عقب تر هستند نیز برسند. سپس بر منبر گونه ای، که از جهاز شتران درست شده بود، بالا رفت. آن روز به قدری گرم بود که مردم ناچار شدند عباهای خود را زیر پا پهن کنند تا پاهاشان از شدت حرارت نسوزد.[2] در این هنگام بود  که همه حاجیان دیدند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله  کسی را بالای جهاز شتران در کنار خود آورد، دستش را بلند کرد و شروع به خطبه خواندن نمود:«حمد مخصوص خدایی است که... علمش همه چیز را در بر گرفته است... رازهای درون آدمی را فهمیده... هیچ امر مخفی، برای او پنهان نبوده و مشتبه نمی شود. آن خدایی که به همه چیز احاطه داشته، بر همه چیز غلبه، در همه چیز قوت و بر همه کار قدرت دارد... شکننده ی هر ستمکارِ خیره سر و نابود کننده ی هر شیطنت پیشه ی شورش‌گر است... در آشکار و نهان و در سختی و آسایش حمدش می کنم.... به فرمانش گوش داده، آن را اطاعت کرده، به هر چه  راضیش کند مبادرت ورزیده و تسلیم قضای او هستم... آنچه را بر من وحی کرده ادا می کنم از بیم آنکه اگر ادا ننمایم عذابی کوبنده مرا فرا گیرد که هیچ کس نتواند نجاتم دهد... زیرا خدا به من اعلام کرد که اگر آنچه را بر من فرستاده ابلاغ نکنم اصلا رسالت او را ابلاغ نکرده ام و البته او خود نگهداری مرا برایم ضمانت کرده است و  او خدای کافیت کننده و کریم است. خداوند به من وحی نمود: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم یا أیُّها الرسولُ بَلِّغْ ما أنزِلَ إلَیكَ مِن ربِّك‏ و إن لَم تَفعَلْ فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه و اللَّهُ یَعصِمُكَ مِن الناسِ‏»...[3]

هر چند به اعتقاد شیعه نصب امام علی بن ابی طالب علیه السلام توسط پیامبر گرامی اسلام برای حکومت و خلافت بلافاصله ی بعد از خود، امری است که در واقعه غدیر خم و در جای جای خطبه رسول اکرم صلی الله علیه و آله در آن روز[4] به صورتی آشکار نمایان است، اما «غدیر یك مسأله‏ى اسلامى است؛ یك مسأله‏ى فقط شیعى نیست. در تاریخ اسلام، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله  یك روز سخنى بر زبان رانده و عملى انجام داده است كه این سخن و این عمل، از ابعاد گوناگون داراى درس و معناست.... مضمون حدیث غدیر، فقط مسأله‏ى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد كه همه‏ى مسلمانان مى‏توانند از آن بهره ببرند».[5]

پیغمبر صلی الله علیه و آله ، در قضیه‏ى غدیر، كسى را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند كه از ارزشهاى اسلامى، به طور كامل برخوردار بودند؛این اقدام رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان کننده آن است که شخصیت مطلوب اسلام، شخصیتی است با ویژگیهای امام علی علیه السلام یکی از آن مواردی که اختصاص به شیعه نداشته و برای همه مسلمانان قابل استفاده است این است که در ماجرای عظیم غدیر خم، رسول خدا صلی الله علیه و آله ، امام علی بن ابی طالب علیه السلام را به تمام مسلمانان طول تاریخ و بلکه به جامعه بشریت معرفی کرده است. کاری که نبی مکرم اسلام در طول زندگی خود برای هیچ کس دیگر انجام نداد. «پیغمبر صلی الله علیه و آله، در قضیه‏ى غدیر، كسى را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند كه از ارزشهاى اسلامى، به طور كامل برخوردار بودند؛ یك انسان مۆمن، داراى حد اعلاى تقوا و پرهیزكارى، فداكار در راه دین، بى‏رغبت نسبت به مطامع دنیوى، تجربه شده و امتحان داده در همه‏ى میدانهاى اسلامى».[6] این اقدام رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان کننده آن است که شخصیت مطلوب اسلام، شخصیتی است با ویژگیهای امام علی علیه السلام.هر چند خدا ترسی، فداکاری و علم امام علی بن ابی طالب علیه السلام فوق آن است که در توصیف کتابها آید اما بیان چند نمونه می تواند روزنه ای باشد به سوی انسان آرمانی اسلام که رسول الله صلی الله علیه و آله در غدیر خم به بشریت معرفی نمود.

خداترسیِ فردی و اجتماعی

مراعات شدید امام علی علیه السلام در مورد بیت المال از سویی و احوال غریب آن جناب در مناجات با خدای متعال از سوی دیگر  هر دو بیانگر خداترسی شدید آن جناب چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی است.روزی عبدالله بن جعفر[7] در محضر امام علی علیه السلام از شدت تنگ‌دستی گلایه کرده، از امام تقاضا می کند دستوری صادر نماید تا از بیت المال به او کمک کنند. امام به عبدالله می گوید: «به خدا سوگند چیزی برای تو ندارم مگر اینکه به عمویت دستور دهی که برایت دزدی کند.[8]».[9]

شبیه این ماجرا برای عقیل برادر بزرگتر امام نیز اتفاق افتاد. امام در پاسخ به درخواست عقیل که در وضع بسیار بد اقتصادی به سر می برد فرمود تا روز جمعه در نماز جمعه حاضر شود. پس از اتمام نماز امام رو به عقیل کرد و گفت: «نظرت در مورد کسی که به همه این مردم خیانت کند چیست؟» عقیل پاسخ داد: «چنین کسی چه انسان بدی خواهد بود». امام فرمود: «این در حالی است که تو به من می گویی به اینها خیانت کرده، از بیت المال به تو بدهم!»[10]

بر بلندای بندگی

این سخت گیری در برابر درخواست برادر و برادر زاده از امیری که از آنسوی مصر تا افغانستان دامنه قلمرو حکومتش را تشکیل می دهد نشان از خوف عمیق او از خداست.امام باقر علیه السلام روزی پدرش را مشغول عبادت می بیند. شدت عبادت با پدر چنان کرده که رنگ مبارکش زرد شده، چشمانش از شدت گریه چرکین گشته، بینی اش از کثرت سجده زخم شده و پاهایش به دلیل زیاد ایستادن در نماز ورم نموده بود. امام باقر علیه السلام می فرماید: چون پدر را در این حال دیدم نتوانستم جلوی گریه خود را بگیرم. بعد از مدتی پدر به من نگاهی کرده فرمود یکی از کتابهایی که در آن از عبادتهای علی علیه السلام چیزی نوشته بود برایش ببرم. چون کتاب را برایش بردم اندکی از آن را خواند و سپس با حالی اندوهگین و منزجر کتاب را رها نموده، فرمود: «چه کسی می تواند مانند علی عبادت کند!!»[11]

پروانه ای بر گرد شمع نبوت

ماجرای لیلة المبیت و آنچه در جنگ احد اتفاق افتاد دو نمونه از صدها نمونه فداکاری امام علی بن ابی طالب علیه السلام در راه اسلام است. پس از آنکه قریش تصمیم به قتل رسول خدا صلی الله علیه و آله گرفتند جبرئیل بر آن جناب نازل شد و او را از تصمیم آنها مطلع کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله که قصد ترک مکه را داشت از امام علی علیه السلام خواست تا در رختخوابش بخوابد تا قریش که شب با شمشیرهای آماده خانه را محاصره می کنند با دیدن رختخواب گمان کنند رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن خوابیده است. امیرالمۆمنین علیه السلام این خواسته رسول خدا صلی الله علیه و آله را اجابت نمود و در دامن خطر رفت تا جان ایشان در امان باشد.[12]

حضرت علی علیه السلام در تمام جنگهایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آنها بود حاضر شد.[13] در جنگ احد آنگاه که جنگ دشوار شد دندان رسول خدا صلی الله علیه و آله شکسته شد و بسیاری از مسلمانان آن حضرت را رها کرده فرار کردند در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله آنان را صدا می زد، امام علی علیه السلام چون پروانه ای گرد شمع رسول خدا صلی الله علیه و آله گردید و از جان ایشان دفاع نمود. این صحنه به قدری دشوار بود که شمشیر امام علی علیه السلام شکست و امام نود زخم برداشت.[14] فداکاری و شجاعت امام در این صحنه آنقدر بود که جبرئیل پس از مشاهده این ماجرا ندا داد: «لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی».[15]

باب علم رسول

در باب علم امام علی علیه السلام مطالب بسیاری نقل شده است. ذکر چند مورد از آنچه در کتب اهل سنت آمده است نشان می دهد آن تابلوی بلندی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر نصب نمود، اختصاصی به شیعه ندارد و همه می توانند از آن استفاده کنند.غدیر یك مسأله‏ى اسلامى است؛ یك مسأله‏ى فقط شیعى نیست... مضمون حدیث غدیر، فقط مسأله‏ى نصب آن حضرت به خلافت نیست؛ مضامین دیگرى هم دارد كه همه‏ى مسلمانان مى‏توانند از آن بهره ببرنددر منابع اهل سنت آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «من شهر علمم و علی درب آن است هر کس علم می خواهد از درب آن وارد شود».[16]

عبدالرحمن بن ابی لیلی می گوید عمر بن خطاب گفت: «علی در امر قضاوت از همه ما آگاه تر بود».[17]

سعید بن مسیب نیز می گوید: «همیشه عمر از مشکلی که برای حلّش علی نباشد به خدا پناه میبرد».[18]

ضحاک بن مزاحم از ابن عباس نقل می کند که گفت:«به خدا سوگند نُه دهم علم به علی داده شده است و البته در یک دهم باقی نیز علی با بقیه مردم شریک است».[19]

آنگاه که خبر شهادت امام علی علیه السلام به معاویه رسید، او گفت: «فقه و علم با مرگ علی رفتند».[20]

عبد الملک بن ابی سلیمان می گوید: از عطاء پرسیدم: آیا در اصحاب محمد از علی عالمتر هم بود؟ او جواب داد: نه![21]

عَلَم هدایت در سر راه بشریت

اینها تنها قطره هایی ناچیز در برابر اقیانوس فضایل کسی است که تمام مسلمانان می توانند با افتخار خود را پیرو دینی بدانند که او هم پیروش بود. امام علی علیه السلام تنها  کسی است که رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در اجتماعی هفتاد هزار نفری او را به عنوان عَلَمی در سر راه بشریت قرار داد تا هر که خواست راه هدایت را پیدا کند راهنمایی آشکار داشته باشد. با چنین نگاهی به روز غدیر، به آسانی، «غدیر» عید تمام مسلمانان خواهد بود حتی اگر آن جنبه از غدیر که شیعه به آن اعتقاد داشته، و در ماجرای غدیر نیز کاملا روشن است، مورد پذیرش سایر مسلمانان قرار نگیرد.

پی نوشت:

 [1] - غدیر به معنای آبگیر و برکه است. غدیر خم یعنی آبگیری که در منطقه خم قرار داشته است. با گذشت زمان روز نصب امیر المۆمنین علیه السلام به حکومت با همین نام مشهور گردید.

 [2] - این در حالی است که عربهای حجاز به گرما عادت داشتند.

 [3] - الإحتجاج، ج‏1،ص 58 و59.

 [4] - برای مشاهده ی کل خطبه ر.ک: الإحتجاج (الطبرسی)،ج‏1،ص55 به بعد و تفسیر الصافی،ج‏2،ص56 و الیقین باختصاص مولانا علی بإمرة المۆمنین،ص346 و بحار الأنوار،ج‏37،ص204 و تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب،ج‏4،ص174.

 [5] - بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا علیه السلام در مشهد مقدّس‏ 06/ 01/ 1379.

 [6] - بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام، به مناسبت عید غدیر خم  30/ 03/ 1371.

 [7] - عبدالله فرزند جعفر بن ابی طالب است. جعفر برادر امام علی علیه السلام است که در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله شهید شد و رسول الله صلی الله علیه و آله لقب جعفر طیار را به او داد.

 [8] - منظور حضرت آن است که اگر از بیت المال به تو سهم بیشتری بدهم، حق سایر مسلمانان را ضایع کرده ام و این کار دزدی است!

 [9] - الغارات (ط - القدیمة) ؛ ج‏1 ؛ ص43.

 [10] - همان؛ ج‏2 ؛ ص379.

 [11] - الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 142.

 [12] - این ماجرا علاوه بر کتب شیعی در کتب اهل سنت نیز به طرق مختلف آمده است. به عنوان نمونه ابن اثیر در اثر مشهور خود اسد الغابه با چهار سند این  ماجرا را نقل میکند: ر.ک: أسدالغابة،ج‏3،ص:592 و600 .

 [13] - به جز جنگ تبوک که خود پیامبر به ایشان دستور داد در مدینه بماند: الاستیعاب،ج‏3،ص:1096 و أسدالغابة،ج‏3،ص:588.

 [14] - تفسیر القمی، ج‏1، ص: 116.

 [15] - الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 84.

 [16] - الاستیعاب،ج‏3،ص:1102 و أسدالغابة،ج‏3،ص:597.

 [17] - همان.

 [18] - «عن سعید بن المسیّب، قال: كان عمر یتعوّذ باللَّه من معضلة لیس لها أبو حسن». عبارت «کان یتعوذ» دلالت بر تکرار و استمرار دارد. همان، صص1102و1103.

 [19] - همان، ص1104.

 [20] - همان، ص1108.

 [21] - أسدالغابة،ج‏3،ص:597.

تفسیر سیمای حضرت امیر
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ |

پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) فرمود: کسی که بعد از من بر سر خلافت با علی(ع) بجنگد کافری است که با خدا و رسولش به جنگ برخواسته است و کسی که در علی شک داشته باشد کافر است . (بحارالانوار,ج21,ص83,-ج29,ص155)

آنچه خوبان همه دارند علی(ع) تنها دارد .برکه در برکه، آواز بلند علوی‌ات طنین‌انداز شد، آسمان‌ها، کوه‌ها، دره‌ها، بیشه‌ها و درختان،تمام‌قد به احترام قامت هاشمی‌ات ایستادند، تاریخ، ثانیه‌های بی‌رمقش را به یاد می‌آورد.آفتاب لحظه‌ای ایستاد، همه دیدند که به احترام تو، لحظه‌ای خورشید روی نتابید تا همه ببینند،نور تو از آفتاب بیشتر است؛ صدای تپش قلب‌ها حتی ریگ‌های بی‌خیال آن بیابان تفتیده را مجبور کرد،سرکی بکشند تا ببینند چه خبر است، پنجره‌های نداشته بیابان، باز شده بودند، کویر گوش شده بود تا بشنودهر آن‌چه باید می‌شنید، رفتگان برگشتند، کاش رفتگان تاریخ هم برمی‌گشتند تا دوباره ببینند ….

فرشتگان، دوشادوش هم، آماده هلهله بودند، شاید جبرییل را هنگام ابلاغ پیام خداوند دیده بودندو پیام نورانی پیامبر را؛ محمد (ص) با هر نَفَسش، پیام خدا را مرور می‌کرد.برکه، خوشحال از حضور ناب یک عشق، موج، ‌موج، بوسه برای ابر‌ها می‌فرستاد تا ابرها ببارندو عشق خداوند را بوسه‌باران کنند.غدیر، این برکه تنهایی، این جغرافیای تنهایی علی (ع)و فاطمه(س)، امروز مملو از جمعیت بود.

باید به جستجوی تو بیایم، تو را بیابم، تو را بشناسم، نهج البلاغه را می‏ گشایم. درست از صفحه اول. از سطر اوّل. از آغاز اولین کلمات، تو را می‏ بینم و صدایت را می‏ شنوم، گاهی در هیبت یک بنده، که عجز و ناتوانی‏اش را فریاد می‏ کشد، آن لحظه که لب می‏ گشاید و «شهادت به یگانگی بی‏ابزار آن معبود مطلق می‏دهد، شهادتی که خلوصش از آزمایش‏ها گذشته و حقیقت نامش در دل و جان نشسته»

تو را، واژه واژه می ‏خوانم و می‏ بینم و می‏ شناسم، تو را که در بلندای تاریخ، در شمایل یک دادخواه بی نظیر، با شمشیر برنده کلامت نفس‏ها را می‏بری و سینه‏ ها را از حسرت و پشیمانی، لبریز می‏کنی. آن لحظه‏ای که فریاد می‏کشی که «هان ای مردم! به خدا سوگند، آن شخص، جامه خلافت را به تن کرد و او خود قطعاً می‏دانست که موقعیت من نسبت به خلافت، موقعیت مرکز آسیاب به آسیاب است که به دور آن می‏چرخد»

و گاهی اندوهت پارا فراتر می‏ گذارد و تو را در هیبت یک عاشق ناگزیر می‏ بینم که تنها به عشق حضرت دوست، تلخی‏ های دنیا را هم چون حلاوتی دلنشین می‏ پذیرد.برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.آن گاه که می‏ گدازی و می‏ سوزی که «سوگند به خدایی که دانه را شکافت و روح را آفرید! اگر گروهی برای یاری من آماده نبود و رحمت خداوندی با وجود یاران بر من تمام نمی‏ شد و پیمان الهی با دانایان درباره عدم تحمل پرخوری ستمکار و گرسنگی ستمدیده نبود، مهار این زمامداری را به دوشش می ‏انداختم»

نهج البلاغه را ورق می‏زنم... قلبم به درد می‏ آید، واژه‏ ها ضجّه می‏زنند، بزرگی و مظلومی تو را...

هر کلمه، پتکی است که بر فرق بی خیالی هایم فرود می ‏آید، با هر واژه، عظمت تو برایم مجسّم می ‏شود... تو، ایستاده ‏ای؛ هم چون پدری مهربان و دلسوز و باران یکریز مهربانی هایت را بر سر این مردم ناسپاس فرو می‏ریزی. می‏باری و می‏باری... «که من نگهبانیِ شما را در راه‏ های حق که در میان جاده‏ های ضلالت کشیده شده است، به عهده گرفته‏ ام، شما ای مردم! به وسیله ما دودمان محمّد «ص» از تاریکی‏ های جهل و فساد رها شده‏ اید و راه هدایت را در پیش گرفته اید و گام بر فراز اعتلا نهاده‏ اید، شب‏های تیره و تار جاهلیّت را به وسیله ارشادهای ما پشت سرگذاشته‏ اید تا فروغ بامداد اسلام، بر عقول و دل‏های شما تابیدن گرفت»

اشک‏ هایم، قطره قطره فرو می ‏ریزند. مگر یک انسان چه قدر عظمت دارد! ای امیری که کوچه‏ های کوفه را نیمه شب‏ها با انبان آذوقه ‏ای بردوش، معطّر می‏ کردی و بیداری را در جانشان می ‏ریختی، امیری که نیمه شب‏ها در سکوت نخلستان، چونان انسان مارگزیده‏ ای از خوف خداوند می‏ گریستی و دنیا را در سه نوبت بدرود می‏گفتی!

ای امیری که با آن دست‏ها، دست هایی که افلاک، آرزوی بوسیدنش را داشتند، لقمه بر دهان پیرمرد نابینا می‏ گذاشتی!

ای امیری که صورت بر تنور بیوه زن می‏ گرفتی!

یا علی «ع»! تو کیستی که عدالت هم از عدل تو به حیرت آمده؟

واژه به واژه تو را می‏ جویم، خود را به امواج کلمات می‏ سپارم، به دریای نهج البلاغه.

با هر خبری، در نهایت بزرگی ات فرو می‏روم و با هر مدّی در وسعت شکوهت غرق می‏ شوم.

ایستاده ‏ای؛ محکم و پابرجا و استواری، از شانه‏ هایت سرازیر است.

آه، علی! تو هم چنان در وسط پرگار هستی ایستاده‏ای و همچنان آفرینش، بر مدارت، پروانه وار می‏ چرخد. تو دوباره و هزار باره، بی هیچ تکراری متولد می‏ شوی.برای تو هرگز پایانی وجود ندارد.

تو فراتر از ذهن روزگاری تو با هیچ زبانی تفسیر نخواهی شد.

نامه ای به غدیریون
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ |
 
 

خداوند آیه اكمال دین و اتمام نعمت را بنا بر محكم ترین روایات كتب شیعه و سنّى، و اقرار هزاران دانشمند و اهل علم، و خداوندان درایت و روایت به همین خاطر نازل كرد، كه مردمان تا روز قیامت بدانند دیندارى بدون قبول ولایت و سرپرستى و دلالت و راهنمایى امام على علیه السلام، كارى ناقص و ناتمام بوده، و این گونه دیندارى مورد رضاى حق نیست، و دین بدون امام على علیه السلام قدرت این را ندارد كه صاحبش را به رضایت و جنّت خدا برساند.آرى در ایمان و اخلاق و عمل هر انسانى، جلوه دادن ولایت و بصیرت و امامت و هدایت امام على علیه السلام واجب است، كه درخت دیندارى و عبادت، و شجره حیات بدون ولایت امیرالمۆمنین على علیه السّلام در دنیا و آخرت میوه نمى‏دهد.(1)

اهمیت ولایت مولا

در اهمیت ولایت داشتن ایشان همین بس که همه انسانها بخاطر این موضوع در روز قیامت بازخواست خواهندشد. شیخ صدوق به اسناد خود روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: در این آیه شریفه‏: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْۆُلُونَ»،‏ مقصود، سۆال از ولایت‏ امام على‏ علیه السّلام است.(2)

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: ولایت‏ على‏ بن ابى طالب، ولایت خداست.(3)

دعایی از ولیّ برای ولایت

‏ سلیم مى‏گوید: به امیرالمۆمنین علیه السّلام عرض كردم: از خداوند بخواه تا مرا در دنیا و آخرت از اولیاى تو قرار دهد؟ فرمود: خداوندا، او را از آنان قرار ده.سپس حضرت رو به من كرد و فرمود: آیا به تو بیاموزم چیزى كه از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیده‏ام كه به سلمان و ابوذر و مقداد آموخت؟ عرض كردم: بلى، یا امیر المۆمنین. فرمود:هر صبح و شام ده مرتبه بگو: «اللّهمّ ابعثنى على الایمان بك و التّصدیق بمحمّد رسولك و الولایة لعلىّ بن ابى طالب و الایتمام بالأئمّة من آل محمّد، فإنّى قد رضیت بذلك یا ربّ»، یعنى: «خداوندا، مرا با ایمان به خودت و تصدیق پیامبرت محمد و ولایت‏ على‏ بن ابى طالب و اقتدا به امامان از آل محمد مبعوث فرما. اى پروردگار، من به این عقیده راضى هستم».

عرض كردم: یا امیر المۆمنین، سلمان و ابوذر و مقداد این دعا را برایم نقل كردند، و از هنگامى كه از ایشان شنیده‏ام آن را ترك نكرده‏ام. فرمود: تا زنده هستى آن را ترك مكن.(4)

خداوند براى انسان مۆمن كه به ربوبیت خدا و نبوّت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و ولایت و امامت حضرت على علیه السّلام اقرار كند و واجبات الهى را نیز انجام دهد تعهّد فرموده است كه او را در جوار قرب خود جاى دهد و او را از این مقام باز ندارد

موجب طهارت قلب‏

سلیم مى‏گوید: از مقداد پرسیدم و گفتم: خدا تو را رحمت كند، بهترین مطلبى كه درباره على بن ابى طالب علیه السّلام از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیده‏اى برایم نقل كن.گفت: از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدم كه مى‏فرمود: « هر كس از جن و انس كه خدا بخواهد قلب او را پاك گرداند ولایت على بن ابى طالب را به او مى‏شناساند، و هر كس كه خدا بخواهد بر قلب او پرده بكشد معرفت على بن ابى طالب را درباره او امساك مى‏كند.»(5)

ایمان، ثمره ولایت

حضرت ابى جعفر علیه السلام درباره قول خداى تعالى (16- سوره 82) «و اگر بر آن روش‏ استوار شوند، آبى فراوانشان نوشانیم» فرمود: یعنى اگر بر ولایت‏ على‏ بن ابى طالب امیر مۆمنان و اوصیاء از فرزندان او استوار شوند و اطاعت آنها را در امر و نهیشان بپذیرند «آب فراوانى به آنها نوشانیم» یعنى ایمان را در دلشان جایگزین كنیم و مقصود از «طریقه روش» ایمان به ولایت على و جانشینان اوست.(6)

قرب الهی حاصل ولایت و عمل

مفضّل بن عمر از امام صادق علیه السّلام روایت كرده است: خداوند بلند مرتبه براى انسان مۆمن امرى را تعهّد فرموده است. گوید كه از آن حضرت پرسیدم: آن امر كدام است؟! فرمود: خداوند براى انسان مۆمن كه به ربوبیت خدا و نبوّت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و ولایت و امامت حضرت على علیه السّلام اقرار كند و واجبات الهى را نیز انجام دهد تعهّد فرموده است كه او را در جوار قرب خود جاى دهد و او را از این مقام باز ندارد.

گوید عرض كردم كه: بخدا سوگند این منزلت و مقامى است كه همانند آن بر آدمى (متصوّر) نبوده و نخواهد بود. و حضرت در ادامه سخنان خود فرمودند: كمى عمل كنید تا فراوان لذّت ببرید.(7)

در ایمان و اخلاق و عمل هر انسانى، جلوه دادن ولایت و بصیرت و امامت و هدایت امام على علیه السلام واجب است، كه درخت دیندارى و عبادت، و شجره حیات بدون ولایت امیرالمۆمنین على علیه السّلام در دنیا و آخرت میوه نمى‏دهد

در امان از عذاب

پیغمبر صلّى اللَّه علیه و آله از جبرئیل از میكائیل از اسرافیل از لوح از قلم گفته است كه خداى تبارك و تعالى می فرماید: ولایت على بن ابى طالب حصن من است و هر كه در حصن من در آید از دوزخ من در امان است.(8)

امام كاظم از پدرش امام صادق و او از پدرش امام باقر و او از پدرش امام سجّاد و او از پدرش امام حسین علیهم السّلام روایت نموده كه فرمود: چون خداى گرامى و بزرگ موسى بن عمران علیه السّلام را آفرید با او در طور سینا سخن گفت؛ پس آنگاه بر زمین نگاهى افكند و از پرتو رخسارش عقیق را آفرید، سپس فرمود: به ذات خویش سوگند خورده‏ام كه دستى را كه عقیق در آن است در صورتى كه ولایت‏ على‏ علیه السّلام را بپذیرد عذاب نكنم.(9)

مردن در راه خدا‏

جابر گوید: از حضرت باقر علیه السّلام پرسیدم درباره تفسیر این آیه در فرموده خداى عزّ و جلّ: «وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ‏» (و اگر در راه خدا كشته شوید، یا بمیرید ... آل عمران 3: 157) فرمود: آیا تو میدانى راه خدا كدام است؟

گوید: عرض كردم؛ نه به خدا قسم، مگر آنكه آن را از شما بشنوم، فرمود: راه خدا و «سبیل اللَّه» علىّ علیه السّلام و فرزندان او مى‏باشند، كسى كه در راه ولایت او كشته شود، در راه خدا مقتول گردیده و هر كس كه در ولایت‏ على‏ علیه السّلام بمیرد در راه خدا جان داده است.(10)

نتایج نپذیرفتن ولایت علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام

همانگونه که بر اساس روایات پذیرفتن ولایت امیرالمۆمنین علی علیه السّلام دارای ثمرات و نتایج بسیاری است که موجب سعادت انسان خواهد شد. در مقابل نپذیرفتن ولایت حضرت نیز دارای عواقب شوم در دنیا و آخرت است. در این مقاله تنها چند نمونه از نتایج، اما مهمترین نتایج پذیرا نبودن ولایت آمده است.

گمراه شده از راه حق

ابوبصیر از حضرت صادق علیه السّلام نقل كرد كه در تفسیر آیه‏ «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ‏»؛ فرمود: اى گروهى كه تكذیب كردید موقعى كه امر پروردگار را در مورد ولایت‏ علی‏ و ائمه علیهم السّلام بعد از او به شما رساندم خواهید فهمید چه كسی در گمراهى‏ آشكار است. چنین نازل گردید و در آیه‏ «إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا» فرمود: اگر تغییر دهید جریان را و برگردید از آنچه مأموریت دارید «فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً»؛ خداوند به آنچه انجام مى‏دهید مطلع است.(11)

بی بصیرتی

عن ابن عبّاس فی قول اللّه تعالى: «و من أعرض عن ذكری فإنّ له معیشة ضنكا، و نحشره یوم القیامة أعمى»، أنّ من ترك ولایة علیّ أعماه اللّه و اصمّه.جبرئیل بر پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله نازل شد و گفت اى محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: من هفت آسمان و آنچه در آنهاست آفریدم و هفت زمین و آنچه بر آنها است و جایى عظیمتر از ركن و مقام نیافریدم و اگر بنده‏اى در آنجا مرا بخواند از روزى كه آسمانها و زمینها را آفریدم و منكر ولایت‏ على‏ مرا ملاقات‏ كند او را به رو در سقر اندازم.(12)

از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرموده اند: خداوند، كسانى كه ولایت‏ علىّ‏ بن أبى طالب علیه السّلام را قبول ندارند به افراد نابینا تشبیه نموده است‏.زیرا گفتار پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بر آنها سنگین و دشوار مى‏آمد و نمى‏توانستند به آن سخنان گوش فرا دهند.(13)

من تو را به پیامبرى اختیار كردم و على را به ولایت تو. پس هر كس ولایت‏ على‏ را قبول نكند، نمى‏خواهد داخل بهشت بشود. چون به بهشت داخل نمى‏شوند مگر دوستداران على. و آن بهشت حتى براى انبیاء حرام است مگر این كه قبلا شما و على و فاطمه و عترت على داخل شوند و شیعه آنها داخل شوند، بعد هم انبیاء داخل مى‏شوند. حضرت فرمود: من از شنیدن این كلمات به خداوند سجده كردم

عدم عبور از صراط

در روایاتی که در کتب اسلامی چه شیعی و چه سایر فرق آمده است: گذر از صراط جز براى كسى كه نامه ولایت على علیه السّلام را در دست دارد ممكن نیست.این روایت را ابن مغازلى در المناقب به تفصیل آورده است (ص 242)، حموینى در الفرائد، میزان الاعتدال ج 1 ص 28، ینابیع المودة، ص 111، لسان المیزان، ج 1، ص 44 و 51 و 75، كنوز الحقائق، ص 51 طبع بولاق، تاریخ بغداد، ج 10، ص 356.(14)

به عنوان نمونه: از عبداللَّه بن أنس نقل شده است كه گفت: رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: هنگامى كه قیامت پدید آید و پل صراط بر جهنّم نصب گردد كسى نمى‏تواند بر آن بگذرد، مگر سندى كه بر ولایت‏ على‏ علیه السّلام دلالت كند را به همراه داشته باشد.(15)

عدم قبولی اعمال

مرازم از امام صادق علیه السّلام روایت كند كه رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: چه مى‏شود گروههائى از امّت مرا كه چون نام ابراهیم و آل ابراهیم نزد آنان برده شود دلهایشان شاد و چهره‏هایشان از سرور روشن مى‏شود، ولى همین كه نام من و اهل بیتم برده مى‏شود دلهایشان بیزار و رمیده، و چهره‏هایشان در هم و گرفته مى‏گردد؟! به آن كس كه مرا به حق به پیامبرى برانگیخته سوگند اگر مردى با عمل هفتاد پیامبر، خدا را دیدار كند و ولایت اولى الامر از ما اهل بیت را نداشته باشد خداوند هیچ توبه و فدیه و كار نیكى را از وى نخواهد پذیرفت.(16)

خروج از حقیقت ایمان

حقیقت ایمان به این است که انسان هر آنچه خداوند فرمان داده است را قبول کند؛ یکی از فرمان های خداوند درباره ولایت امام علی علیه السلام است. پس هر کس ولایت آن حضرت را نپذیرد در واقع حق ایمان را ادا نکرده است.یحیى بن علىّ از ابان بن تغلب نقل مى‏كند، از جعفر بن محمد علیهماالسّلام شنیدم، فرمود:«ما آن ریسمان محكمى هستیم كه خداوند متعال در قرآن فرمود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً» تمسّك به ولایت‏ على‏ بن ابى طالب علیه السّلام تمسّك به برّ و نیكى است، هر بنده‏اى كه تمسك به ولایت‏ على‏ علیه السّلام كند، مۆمن است. و هر كسى ولایت او را ترك كند، در حقیقت ایمان را ترك كرده است. و خارج از دایره ایمان شده است‏.»

وعده ورود به جهنم

ابى جعفر الباقر علیه السّلام از پدر و او از جدش نقل كرده است كه رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله فرمود:من سرّه (من اراد) ان یجوز على الصّراط كالرّیح العاصف و یلج الجنّة بغیر حساب فلیتولّ ولیّى و وصیّی و صاحبى و خلیفتى على اهلى علىّ بن ابى طالب علیه السّلام و من اراد ان یلج النّار ...

هر كسى مشتاق است كه از پل صراط مثل باد تند پاییزى بگذرد و خود را بدون حساب به بهشت جاویدان برساند، ولایت ولىّ و وصىّ و مصاحب و خلیفه من، على بن ابى طالب علیه السّلام را بپذیرد و بر دل بسپارد. و هر كسى مى‏خواهد در آتش جهنّم سرنگون شود، ولایت‏ على‏ بن ابى طالب علیه السّلام را رها كند.به عزّت و جلال پروردگارم سوگند، على علیه السّلام باب اللَّه است، هیچ كسى وارد نمى‏شود، مگر از آن باب، و او صراط مستقیم است، على علیه السّلام آن كسى است كه خداوند، در روز قیامت از ولایت او سۆال خواهد كرد.(17)

جبرئیل بر پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله نازل شد و گفت اى محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: من هفت آسمان و آنچه در آنهاست آفریدم و هفت زمین و آنچه بر آنها است و جایى عظیمتر از ركن و مقام نیافریدم و اگر بنده‏اى در آنجا مرا بخواند از روزى كه آسمانها و زمینها را آفریدم و منكر ولایت‏ على‏ مرا ملاقات‏ كند او را به رو در سقر اندازم

عدم دخول در بهشت

از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود: وقتى كه من در شب معراج به آسمانها رفتم و به مقام قرب رسیدم، خداوند مرا صدا زد:اى محمد، من به ذات خودم قسم مى‏خورم، من خدایى هستم كه غیر از من خدایى نیست. من همه امت تو را داخل بهشت مى‏كنم مگر كسى كه خودش نخواهد داخل بهشت بشود.من عرض كردم: خداوندا، چه كسى نمى‏خواهد داخل بهشت بشود؟

خطاب آمد: من تو را به پیامبرى اختیار كردم و على را به ولایت تو. پس هر كس ولایت‏ على‏ را قبول نكند، نمى‏خواهد داخل بهشت بشود. چون به بهشت داخل نمى‏شوند مگر دوستداران على. و آن بهشت حتى براى انبیاء حرام است مگر این كه قبلا شما و على و فاطمه و عترت على داخل شوند و شیعه آنها داخل شوند، بعد هم انبیاء داخل مى‏شوند. حضرت فرمود: من از شنیدن این كلمات به خداوند سجده كردم.بعد هم خداوند به من فرمود: اى محمد، بدرستى كه على بعد از تو خلیفه و جانشین است و قومى از امت تو با او مخالفت مى‏كنند و بدانند كه بهشت بر كسانى كه با على مخالفت كنند و با وى دشمنى نمایند، حرام است‏.(18)

 

 

پی نوشت:

1) محمد بن حسین، شریف الرضی / انصاریان، حسین، نهج البلاغه / ترجمه انصاریان، 1جلد، پیام آزادى - تهران، چاپ: دوم، 1386 ش، ص25.

2) ابن بابویه، محمد بن على - آقا نجفى اصفهانى، محمد تقى، عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه آقا نجفى، 2جلد، انتشارات علمیه اسلامیه - تهران، چاپ: اول، بى تا، ج‏2 ؛ ص296.

3) ابن بابویه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالی (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش، ص 32.

4) هلالى، سلیم بن قیس - انصارى زنجانى خوئینى، اسماعیل، أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم بن قیس هلالی، 1جلد، نشر الهادی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق، ص257.

5) أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم؛ ص553.

6) كلینى، محمد بن یعقوب - مصطفوى، سید جواد، أصول الكافی / ترجمه مصطفوى، 4جلد، كتاب فروشى علمیه اسلامیه - تهران، چاپ: اول، 1369 ش،ج‏1 ؛ ص319-320 .

7) ابن بابویه، محمد بن على - مجاهدى، محمد على، پاداش نیكیها و كیفر گناهان / ترجمه ثواب الأعمال، 1جلد، انتشارات سرور - قم، چاپ: اول، 1381ش، ص 63.

8) ابن بابویه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالی (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش، ص 235.

9) ابن بابویه، محمد بن على - حسن زاده، صادق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه حسن زاده، 1جلد، ارمغان طوبى - تهران، چاپ: اول، 1382ش، ص 401.

10) ابن بابویه، محمد بن على - محمدى شاهرودى، عبد العلى، معانی الأخبار / ترجمه محمدى، 2جلد، دار الكتب الإسلامیة - تهران، چاپ: دوم، 1377ش، ج‏1 ؛ ص373.

11) مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى - خسروى، موسى، بخش امامت ( ترجمه جلد 23 تا 27بحار الأنوار)، 5جلد، اسلامیه - تهران، چاپ: دوم، 1363ش، ج‏1 ؛ ص277.

12) ابن بابویه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالی (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش، ص484-485.

13) عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه غفارى و مستفید ؛ ج‏1 ؛ ص275-276.

14) علامه حلى، حسن بن یوسف، نهج الحقّ و كشف الصدق / ترجمه كهنسال، 1جلد، تاسوعا - تهران، چاپ: اول، 1379 ش. ص233.

15) علامه حلى، حسن بن یوسف بن مطهر - علوى تراكمه اى، سید مجتبى، آینه یقین (ترجمه كشف الیقین)، 1جلد، هجرت - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1374ش، ص 322.

16) مفید، محمد بن محمد - استاد ولى، حسین، الأمالی (للمفید) / ترجمه استاد ولى، 1جلد، آستان قدس رضوى - مشهد، چاپ: اول، 1364ش، ص 126.

17) حسكانی، عبید الله بن عبد الله - روحانى، احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل - ترجمه روحانى، 1جلد، دار الهدى - قم، چاپ: اول، 1380 ش،ص 42.

18) شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة (كلیات حدیث قدسى)، 1جلد، انتشارات دهقان - تهران، چاپ: سوم، 1380ش، ص 530.


يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۲ |

روز عيد غدير را روز پيمان بزرگ يا ميثاق امضاء شده مي گويند، «يوم آل عهد المعهود».روزي كه سرنوشت سياسي، معرفتي، معنوي مسلمانان در قالب حكومت عدل و علم طراحي و عملياتي شد. روزي كه مسير ولايت الله و رسول(ص) به دور از استبداد فردي، حزبي و قبيله گرايي نشان داده شد.روز غدير، روز برادري و رفع اختلافات است. روز شستن جان انديشه در فرهنگ اهل بيت(ع) است،‌روز وحدت و همگرايي پيروان حقيقي پيامبر اعظم(ص) است.غدير يعني پس از پيام خاتم(ص) ارتباط بين زمين و آسمان قطع نمي شود و اين ارتباط در ممشاي امامت استمرار مي يابد.غدير يعني بايد يك راهنما پس از پيامبر اعظم(ص) راه را نشان دهد. ما صراط مستقيم را بدون او نمي توانيم طي كنيم.اهل بيت پيامبر(ص) راهدان و راه ساز هستند و مي توانند گمشدگان را به صراط الهي هدايت كنند، بقيه راه‌ها سراب است و به مقصدنمي رسد. بشر امروز تشنگي خود را فقط با معرفت و فرهنگ اهل بيت(ع) مي تواند مرتفع كند.

«فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْکُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقَامِکُمْ وَ أَزَالَتْکُمْ عَنْ مَرَاتِبِکُمُ الَّتِي رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فِيهَا وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْکُم...» «و خدا لعنت کند بر امتي که شما را از مقام و مرتبه خود منع کردند و رتبه اي که خدا مخصوص شما گردانيده بود از شما گرفتند و خدا لعنت کند امتي که شما را مقتول ساخت...» در اين فراز از زيارت قدسي عاشورا، خط سير انحرافاتي که به شهادت امام حسين (ع) و يارانشان انجاميد، به وضوح نشان داده مي شود. ابتدا ايشان را از مقام و رتبه خود دور کردند و سپس رتبه اي که خدا به ايشان داده بود، گرفته و در نهايت امام حسين (ع) را به شهادت رساندند. در واقع امتي که امام (ع) را از مقام خود دور کردند و مقامي را که خدا به ايشان داده بود، گرفتند و ايشان را به شهادت رساندند، در يک رديف مورد غضب خدا قرارمي گيرند. به اين معني که غصب مقامات خدادادي آن حضرت، مانند شهيد کردن ايشان است. اما به راستي اين مقام و رتبه چه بوده است؟پيامبر اکرم (ص) در غدير خم بعد از اعلام مأموريت خود از جانب خداوند متعال براي رساندن آنچه که مورد علي (ع) از سوي خدا نازل شده است، در معرفي آن حضرت به حدود 200 مورد از فضايل ايشان اشاره فرمودند، که براي نمونه به پاره اي از آنها اشاره مي کنيم: «جايگاه او نسبت به من همانند جايگاه هارون است نسبت به موسي به جز اينکه بعد از من پيامبري نخواهد بود.» «خداوند او را براي شما، صاحب اختيار و امام قرار داده است.» «روا نيست مگر آنچه خدا و رسول او و امامان روا دارند و ناروا نيست مگر آنچه آنان ناروا دارند.» «او نخستين، مؤمن به خدا و رسول اوست و کسي در ايمان از او سبقت نجسته.» «خداوند هرگز توبه منکر او را نپذيرد.» «شک و ناباوري در امامت يکي از امامان مانند شک و ناباوري در امامت تمامي آنان است و هر آينه جايگاه ناباوران در آتش است.»

و اين چنين رسول گرامي اسلام (ص) در آخرين حج خود به معرفي مقامات اميرالمؤنين (ع) و ائمه معصومين (ع) مي پردازند. اما زمان را براي گفتن تمامي فضايل امير المؤمنين (ع) کافي نمي دانند و مي فرمايند: «اي مردمان! برتري هاي علي بن ابي طالب (ع) نزد خداوند - که در قرآن نازل فرموده - بيش از آن است که من به يکباره بر شمارم.»و اما منافقان کوردل که خود واقف به مراتب ايشان بودند؛ از همان ساعات پاياني عمر رسول خدا (ص) در شکستن شخصيت و پايين آوردن فضايل ايشان تلاش کردند. تا جايي که وقتي امير مؤمنان در محراب نماز به شهادت رسيدند با تعجب پرسيدند مگر علي نماز هم مي خوانده؟! کريم اهل بيت را در خانه مسموم کردند و به قصد عبادت به خيمه هاي آل محمد (ص) حمله کردند و سر از بدن سبط نبي اکرم (ص) جدا کردند و در شام، کاروان اسراي آل محمد (ص) را خارجي خواندند.آري، در اين شرايط بود که امام حسين(ع) دست به قيام زدند و در وصيتنامه خود که به محمد بن حنيفه چنين فرمودند: «به درستي که حسين (ع) شهادت مي دهد خدا يکي است و محمد (ص) بنده و رسول اوست...»در اول وصيتنامه اش بيان اعتقادات مي کند تا بعد از شهادتش نگويند حسين بن علي (ع) خارجي بوده و در ادامه همان وصيتنامه مي فرمايند:

«من از روي سرکشي و سرمستي قيام نکردم، من خروج کردم تا در امت جدم اصلاح کنم، من مي خواهم به سيره جدم و پدرم علي (ع) عمل کنم، من مي خواهم امر به معروف و نهي از منکر کنم. اگر از من قبول کردند که کردند و اگر نپذيرفتند، آنان را به خدا واگذار مي کنم که بهترين داوران است...»و چه امر به معروف و نهي از منکري بالاتر از معرفي مراتب اميرالمؤمنين (ع) و ائمه (ع)؛ همان طور که پيامبر(ص) در خطبه غدير فرمودند: «امر به معروف کنيد و از منکر باز داريد و بدانيد که ريشه امر به معروف اين است که به گفته من [در باره امامت] برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه کنيد و آنان را از مخالفت با سخنان من بازداريد؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است.»پيامبر(ص) در پايان خطبه غدير، خداوند را گواه مي گيرند در رساندن پيام او به مردم و هشدار مي دهند که:«اگر مردم از جانشينان او از نسل علي (ع) تا برپايي قيامت پيروي نکنند، کردارهايشان بيهوده خواهد بود و در آتش ابدي خواهند بود، به گونه اي که از عذابشان کاسته نشود.» سپس رسول خدا از مردم در باره علي اميرالمومنين (ع) و امامان از نسل خود و او بيعت مي گيرند؛ بيعتي از دل و جان با تمام اعضا و جوارح. خداوند را نيز بر آن بيعت، شاهد و گواه مي گيرند.

بشارتي شگرف از ملکوت

برکه غدير، که هستي، شکوفه باران باغ ولايت شد.عجبا که وسعت اقيانوس آفرينش در برکه اي به يکباره گنجيد و تمامت قامت عشق در آيينه قلب مولا پيدا شد. بنفشه هاي عاطفه در پاي قدوم بهشتي اش پرنيان ارادت گسترانيدند و ابروان سياه نبي، محراب نماز علي شد. شکرا که در ضيافت الهي، امانت عظيم عرش از فراز دستان رسول اعظم يار به مقيمان خاک عطا گرديد.خوشا ساغر از دست ساقي گرفتن؛به ياد جلوه اعصار نوشيدن.خوشا مستي مستان و خوشا بر درگه ميخانه بنشستن؛و آنگه روي مهر و ماه را بوسيدن.سجاده هاي طراوت گشاييد و ياس سپاس بيفشانيد و سحر را صدا کنيد که خورشيد رسالت و ماه ولايت از مشرق غدير، تابان شد.امشب، ليله القدر اهل ولاست و فردا نويد احياي عاشقان را از زبان صباي صفا مي توان شنيد؛

«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک...»

مهر ولايت از کوهسار کرامت دست رسول، طلوعي دوباره مي يابد؛«عم يتسائلون»تشنه کامان ولايت چه مي جويند و سراغ که را مي گيرند؟«عن النبا العظيم»

حادثه اي سترگ و تحولي بزرگ.فردا نشاط بهار و رونق باغ بر بسيط خاک مي گسترد.فردا بشارتي شگرف از ملکوت مي تراود و بر دل هاي مشتاقان، نزول مي يابد. شجر رنج رسولان يار به بار مي نشيند. عسرت صالحين، ثمرات يسير و خوشگوار مي دهد؛

«فان مع العسر يسرا»

غدير، پرنيان قدوم آل ياسين است. غدير، نه يک برکه؛ بلکه اقيانوسي است که امواج اميد از آن مي خيزد و گوهر اسرار عرش را در ژرفاي خود نهفته است. غدير، آغاز حکومت بندگان صالح خدا و وارثان زمين است.اي امير غدير! اي ساقي صفا! عدل، نام تو را زمزمه مي کند. فضيلت، تو را مي خواند. اشک يتيمان و ضعيفان به اشتياق شمشير ستمسوز تو بر رواق ديده مي ريزد. کجاست دست هاي دوست داشتني ات که نوازشگر عاشقان بود و آتش گداخته در کف امتيازطلبان مي گذاشت؟

روز عيد غدير اعلام رسمي و اعلان آشکار يک امر باطني در قالب ولايت و امارت است و همين مسئله براي ابليس و شياطين انسي و جني بس گران آمده است؛ زيرا تا زماني که امر باطني ظهوري نيافته حجت براي بسياري تمام نشده است و با اظهار علني آن امر باطني، هرگونه اعتذار و توجيهي در مخالفت با ولايت اميرمؤمنان علي(ع) به معناي کفر و ارتداد خواهد بود؛ چرا که حجت بالغه الهي به اتمام و اکمال رسيده است و هر نفسي مي‌داند که عذر او بيهوده است.

تو رنجديدگان تاريخ را به ضيافت عدالت بردي و جانمايه شرافت را که در قفس اشرافيت، پژمرده بود، رهانيدي و به بوستان شرف آزادگي آوردي.طلحه ها و زبيرها، تاب عدل تو را ندارند و سينه تنگ شان براي بي کران حکمت تو، حقير و بي مقدار است. تو ميان اهل زمين، غريبي و تلألؤ لطفت را کسي تاب نمي آورد. کجاست مالک اشتر که نگاه ناز تو را بشناسد؟ کجايند عمار و قيس و عدي و ميثم و حجر و صعصعه که سقيفه هاي ستم را به هيچ انگارند و ارادت را در چکاچک شمشيرهاي جهاد، جويند و به درخشش زرهاي بيت المال، ديده ندوزند. يا علي! کوفه لايق گام هاي عرشي تو نيست. کانون حکمت تو دل هاي دلخستگان سقيفه ستيز تمامي اعصار است. اگر تمامت خاک را سقيفه کنند و در زرينه ها و قصرها غوطه ور شوند، شيعه فقط خاکبوس آستان عدالت گستر علي است. شيعه، سيماي نور آسمانها و زمين را در خشت خانه محقر مولا مي بيند. اي خداي قدير! در غدير با علي بيعت کرده ايم و تا حشر، معتکف کوي آل اوييم. از ازل، خاک وجودمان را با باده ولايت مولا سرشته اند و ميثاق ما با خميني و بيعت مان با خامنه اي، بازتاب نور غدير در تاريخ سرخ شيعه است. سبزترين بهار ولايت، عيد جليل امامت بر ساکنان حصن توحيد و مقيمان هماره غدير، خجسته باد.

يك گزاره خبري از موسسات آينده پژوهي در آمريكا و اروپا نشان مي دهد آينده اسلام روشن تر از هر نحله فكري و عقيدتي است. جهان اسلام به عنوان يك قطب قدرت در سالهاي آينده رخ نمايي خواهد كرد.اسلام ناب محمدي(ص) با ظهور انقلاب اسلامي و درخشش امام خميني(ره) به عنوان يك عارف، فقيه، سياستمدار و اسلام شناس برجسته، در مجامع جهاني و نخبگان جهان اصلي ترين دكترين خروج از سلطه و مبارزه با استبداد و استكبار جهاني است.

اسلام سكولار در تركيه،‌ اسلام خشن و غير عقلاني وهابيون و تكفيريها، دو روي سكه اسلام آمريكايي هستند. نخبگان جهان اسلام با اين دو اسلام فاصله دارند. اين دو اسلام حرفي براي گفتن ندارند، ايدئولوگي هم براي دفاع از مباني اسلام سكولار و سلفي وجود ندارد.امروز بشريت بويژه در جوامع اسلامي دنبال انسان كامل است.مشخصات انسان كامل را فقط در پيام غدير مي توان جستجو كرد.

گوهر ولايت را از دين برداريم چيزي از دين نمي ماند.آن چيزي كه در سه دهه اخير در ايران نور افشاني مي كند گوهر امامت و ولايت است و اين نور به زودي جهان اسلام را فراخواهد گرفت. غربي ها در مطالعات آينده پژوهي خود به اين واقعيت واقف هستند و هم اكنون به دنبال تنظيم روابط و مناسبات خود با ايران اسلامي مي باشند.آنها بيش از سه دهه با ملت و دولت ايران جنگيدند، همه روش ها و راههاي براندازي را آزمودند اما نتوانستند سراج منير ولايت و امامت را در ايران خاموش كنند.

امام هادى(ع)وجلوه‏هاى غدير

روز غدير، عيد ولايت و يادآور امامت راستين و فضيلتهاى متعالى‏امير مومنان على(ع)است. معصومان(ع)يادآوران اين روز بزرگ بودندو با الهام از آيه شريف «و ذكرهم بايام‏الله‏» منزلت و جلالت‏غدير را گرامى داشته، فرمانهايى جهت ارج نهادن به آن فراراه‏دلدادگان و سرخوشان باده ولايت قرار داده‏اند. يكى از جلوه‏هاى‏زيباى بزرگداشت غدير در زيارت مخصوص امام على(ع)در روز غديرمشاهده مى‏شود. كلمات آن زيارت زمزمه روح نواز امام هادى(ع)است‏و تاريخ صدور آن سالى است كه معتصم خليفه عباسى آن حضرت را به‏بغداد احضار كرد. در اين موقعيت، حضرت به زيارت‏اميرمومنان(ع)شتافت; حديث دلبرى و يادمان ارزشهاى راستين راتجلى ديگر بخشيد و ميراث ماندگارى از شكوه ولايت در خاطره‏ها به‏يادگار گذاشت.

در زمينه اتقان سند و استحكام صدور آن صاحب «هديه‏الزائرين‏» مى‏نويسد:

«شيخ جليل محمد بن المشهدى يكى از بزرگان علما است. درمزار كبير براى اين زيارت شريفه سند بسيار معتبرى ذكر نموده كه‏كمتر خبرى به قوت سند او مى‏رسد; و عبارت او در اين مقام چنين‏است: خبر داد مرا فقيه اجل ابوالفضل شاذان بن جبرئيل قمى ازفقيه عماد محمد بن ابى القاسم الطبرى از ابى على از پدرش محمدبن الحسن(شيخ طوسى)از شيخ مفيد محمد بن محمد بن نعمان از ابى‏القلسم جعفر بن قولويه از محمد بن يعقوب كلينى از على بن‏ابراهيم از پدرش ابراهيم بن هاشم از ابى القاسم حسين بن روح وعثمان بن سعيد عمرى از ابى محمد حسن بن على العسكرى از پدرش‏«امام هادى(ع » و اين سلسله شريفه همه از اعيان علما و شيوخ‏طائفه و روساى مذهب‏اند و جناب ابوالقاسم حسين بن روح و عثمان‏بن سعيد هر دو از نواب امام عصر(ع)هستند و بعد از تامل معلوم‏مى‏شود كه در تمام زيارات ماثوره زيارتى به اين وجه از صحت واعتبار و قوت سند پيدا نمى‏شود.»

محتواى زيارت درباره فرهنگ غدير و زندگى شكوهمند امام‏على(ع)است و موارد زير از محورهاى مهم آن شمرده مى‏شود; بدين‏جهت، اندكى بر ساحل آن درنگ كرده، و روان خويش را از جام روح‏افزاى آن شادابى مى‏بخشيم:

فضائل امام على در قرآن

در زيارت غدير از آيه ولايت‏ياد شده است كه مى‏فرمايد: (انما وليكم‏الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه ويوتون الزكاه و هم راكعون و من يتول‏الله و رسوله و الذين آمنوافان حزب‏الله هم الغالبون.)

سرپرست و ولى شما تنها خدا است و پيامبر او و آنها كه ايمان‏آورده‏اند، همانها كه نماز برپا مى‏دارند، و در حال ركوع زكات‏مى‏دهند; و كسانى كه ولايت‏خدا و پيامبرش و افراد با ايمان رابپذيرند، پيروزند، زيرا حزب و جمعيت‏خدا پيروز است.مفسران اهل سنت و شيعه در شان نزول اين آيه به نقل از ابوذرچنين مى‏نويسند: ابوذر گفت: من به دو چشم خويش ديدم و به دو گوش‏خود شنيدم و چنانچه خلاف آن را نقل كنم، نابينا وناشنوا گردم.

كه پيامبر(ص)فرمود:على قائد البرره و قاتل الكفره و منصور من نصره و مخذول من‏خذله; على پيشواى نيكان و قاتل كافران است. هر كس او را يارى‏كند، از ناحيه خداوند يارى مى‏شود و هر كس او را تنها بگذارد،خدا او را خوار مى‏سازد.

بدانيد من روزى نماز ظهر را با پيامبر(ص)خواندم. فقيرى كمك‏خواست; اما كسى چيزى به او نداد. در اين حال سائل دستهاى خويش‏را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! تو شاهد باش كه من در مسجدپيامبر(ص)كمك خواستم اما كسى به من كمك نكرد.

على(ع) كه در حال ركوع بود و انگشتر در دست راست‏خويش‏داشت. به سائل اشاره كرد. سائل به سوى حضرت رفت و خاتم ازانگشتر حضرت بر گرفت. رسول گرامى اسلام كه اين منظره رامشاهده كرده بود.- پس از نماز خويش دست‏به دعا برداشت و فرمود:خدايا، موسى از تو خواستار شرح صدر وآسانى كار و باز شدن گره‏زبان خويش براى فهماندن كلامش شد و از تو واست‏برادرش هارون راوزير و پشتيبان و شريك دركارش قرار دهى و تو در پاسخ اوفرمودى:(سنسد عضدك باخيك و نجعل لكما سلطانا فلا يصلون اليكمابآياتنا)بزودى بازوان تو را به وسيله برادرت محكم و نيرومندمى‏كنيم و براى شما سلطه و برترى قرار مى‏دهيم و به بركت آيات مابر شما دست نمى‏يابند.خدايا، من محمد پيامبر و برگزيده تو هستم. خدايا، به من سعه‏صدر و آسانى در كار عطا كن و على را كه از اهل من است. وزيرو پشتيبان من قرار بده.پس سوگند به خدا هنوز كلام پيامبر(ص)تمام نشده بود كه جبرئيل‏نازل شد و گفت: اى محمد! بخوان: انما وليكم‏الله و رسوله...

اين شان نزول را علاوه بر محدثان و مفسران شيعه بسيارى ازاهل سنت نيز نقل كرده‏اند. نام گروهى از روايان اهل سنت اين‏شان نزول چنين است:

الف-طبرى-تفسيرطبرى، ج‏6، ص‏165

ب-واحدى-اسباب النزول، ص‏148

ج-فخررازى-تفسير فخررازى، ج‏3، ص‏431

د-بن صباغ مالكى-الفصول المهمه، ص‏123

ه-ابواسحاق ثعلبى-تفسير ثعلبى، ج‏2، ص‏52

و-گنجى شافعى-الكفايه، ص‏106

ز-خوارزمى-مناقب، ص‏178

ح-ابن حجر-الصواعق، ص‏25

استحكام اين روايت نزد اهل سنت‏به گونه‏اى است كه فاضل‏تفتازانى در كتاب شرح المقاصد(ج‏2، ص‏288)و مولى على قوشچى درشرح تجريد مى‏گويند: انها نزلت‏باتفاق المفسرين فى على ابن ابى‏طالب(ع)حين اعطى السائل خاتمه و هو راكع فى صلاته.به اتفاق مفسران اين آيه در حق على ابن ابى طالب(ع)نازل‏گرديد، زمانى كه انگشترى را در حال ركوع به سائل بخشيد.مرحوم علامه امينى شصت و شش سند براى اين حديث ذكر مى‏كند كه‏جويندگان مى‏توانند به آن مراجعه كنندحسان در اين باره سروده‏اى دارد كه در مدارك اهل سنت نيز نقل‏شده است:ايذهب مدحى و المحبين ضايعا و ما المدح فى ذات الاله بضائع فانت الذى اعطيت اذ انت راكع فدتك نفوس القوم يا خير راكع بخاتمك الميمون يا خير سيد و يا خير شار ثم يا خير بايع فانزل فيك‏الله خير ولايه و بينها فى محكمات الشرايعآيا مدح من و ديگر دوستداران و عاشقان ضايع مى‏گردد؟! چنين‏نيست، مدحى كه در راه خدا باشد از بين نخواهد رفت. تو بودى اى‏اباالحسن كه در حال ركوع با انگشترى مبارك خود انفاق كردى.جانهاى مردم فداى تو باد اى بهترين ركوع كننده و اى بهترين آقاو خيرخواه و اى بهترين فروشنده «مال خود به خدا» .

سپس خداى درباره تو آيه ولايت «انما وليكم‏الله‏» را كه‏بهترين ولايت است. نازل فرمود و آن را در كتاب آسمانى و آيات‏روشن خويش بيان كرد.امام هادى(ع)در نامه‏اى كه به اهل اهواز ارسال داشت‏بر آنچه‏در اين زيارت درباره آيه ولايت آمده تاكيد ورزيده، مى‏فرمايد:صحيح‏ترين خبرى كه قرآن به صحت آن نيز گواهى داده است‏حديثى است‏كه به اتفاق نقل شده است كه پيامبر گرامى اسلام فرمود: من دوجانشين و در تعبير ديگر دو چيز گرانبها براى شما باقى‏مى‏گذارم: كتاب خدا و عترت.اگر به اين دو چنگ زنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد و اين دو ازيكديگر جدا نمى‏شوند تا در حوض بر من وارد شوند.

ما شواهد اين حديث را آشكارا در آيه(انما وليكم‏الله ورسوله...)مى‏بينيم. «ثم اتفقت روايات العلماء فى ذلك‏لاميرالمومنين(ع)انه تصدق بخاتمه و هو راكع‏» سپس روايات‏دانشمندان به اتفاق بيانگر آن است كه اين آيه شريف درباره اميرمومنان(ع)نازل شد آن هم زمانى كه حضرت در حال ركوع انگشترش راصدقه داد. سپس رسول گرامى آن را به روشنى بيان كرد و فرمود: هركس من مولاى اويم على مولاى اوست. خدايا، هر كس على را ولى باشدتو نيز او را ولى باش و هر كس با او دشمن باشد تو نيز او رادشمن باش; و در حديث ديگر مى‏فرمايد: على قرضهاى مرا پرداخت‏مى‏كند و او بعد از من خليفه شما است.

آيه ولايت و اثبات امامت علوى

قراين زير نشان مى‏دهد مراد از «ولى‏» سرپرست و اولويت درتصرف است.

1- شان نزول آيه

پس از اينكه پيامبر گرامى اسلام از خداوند خواست‏براى اووزيرى از اهل خويش همانند هارون وصى حضرت موسى قرار دهد، اين‏آيه براى برآوردن اين خواسته نازل شد و طبيعى است. آيه وقتى باخواست پيامبر(ص)مطابق است كه ولايت‏به معناى سرپرستى و وصايت‏باشد; زيرا در اين صورت على(ع)وزير رسول خدا خواهد بود وخواسته آن حضرت اجابت‏شده است.

اگر ولايت‏به معناى «دوستدار» باشد، با خواست پيامبر هم‏آهنگ نيست.

2- مفرد بودن «ولى‏» و عدم تكرار آن

آيه همان ولايت‏خدا و پيامبر(ص)را براى صدقه دهنده در حال‏ركوع نيز اثبات مى‏كند; زيرا ولى به صورت مفرد آمده و تكرارى‏صورت نگرفته است. با توجه به كلمه انما كه در كلام عرب بيانگرانحصار است. آيه شريف مى‏فهماند كه اين ولايت در خدا و پيغمبر وشخصى كه در حال ركوع صدقه داده، منحصر است; و در اين صورت جزمعناى سرپرستى و اوليت در تصرف معنايى نخواهد داشت; زيرا اگرولى در آيه به معناى دوست‏باشد، نادرستى آن روشن است و دوست‏مردم به اين سه منحصر نيست.

كيفيت انطباق آيه بر امام على(ع)

گروهى مى‏گويند: چگونه جمله «الذين آمنوا» در آيه ولايت‏برامام على(ع)منطبق مى‏شود درحالى كه جمع است و نمى‏تواند براى فردخاص استعمال شود.در پاسخ به اين اشكال گفته‏اند: «الذين امنوا» جمع است; امابراى تعظيم و بيان قدر و جلالت اميرمومنان على(ع)جمع به كاررفته است.افزون بر اين، در بسيارى از آيات براى فرد خاص جمع به كاررفته. دو نمونه از اين آيات عبارت است از:

الف)مفسران در ذيل آيه «وآخرون اعترفوا بذنبهم خلطوا عملاصالحا و آخر سيئا عسى ان يتوب عليهم‏» ; و گروهى ديگر به‏گناهان خود اعتراف كردند و كار خوب و بد را به هم آميختند،اميد مى‏رود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد.گفته‏اند آيه مزبوربا آنكه جمع است. فقط درباره ابولبابه انصارى نازل شده است.

ب)در آيه(الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم‏فزادهم ايمانا); آنها كه مردم به آنان گفتند مردم براى «حمله‏به‏» شما اجتماع كرده‏اند، از آنها بترسيد. پس بر ايمانشان‏افزود.نوشته‏اند: گوينده اين سخن نعيم ابن مسعود اشجعى بود، اما آيه‏به صورت جمع نازل شده است.

مرحوم علامه امينى بيست آيه ذكر مى‏كند كه در آنها لفظ جمع برموردى خاص دلالت دارد.رابطه پرداخت زكات وتوجه تام امام على(ع)در نمازگروهى نيز گفته‏اند:يكى از مقامات على(ع)اين است كه وقت نمازچنان به ذات باريتعالى توجه داشت كه هيچ چيز نمى‏توانست او رابه خود مشغول سازد و حتى تير از پاى مباركش بيرون آوردند. دراين صورت چگونه ممكن است‏به خواست‏سائل توجه كند و در حال ركوع‏انگشتر به او دهد؟!

بعضى پاسخ داده‏اند: شنيدن صداى سائل و به كمك او پرداختن‏توجه به خويشتن نيست‏بلكه عين توجه به خدا است; على(ع)درحال‏نماز از خود بيگانه بود نه از خدا; به عبارت ديگر، آنچه با روح‏عبادت سازگار نيست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى‏است و توجه به آنچه در مسير رضاى خدا است كاملا با روح عبادت‏سازگار است. معناى غرق شدن در توجه به خدا اين نيست كه انسان‏بى اختيار احساس خود را از دست‏بدهد، بلكه با اراده خويش توجه‏خدا را از آنچه در راه خدا و براى خدا نيست‏بر مى‏گيرد.

پاسخ ديگر اين است كه حالات حضرت به حسب نافله و نماز واجب‏فرق مى‏كرد. در نماز واجب استغراق و حضور و خشوع چنان بود كه ازهمه چيز جز عظمت الهى غافل مى‏شد: اما در نماز نافله پروازروحى‏اش اين اوج و معراج را در همه حالات آن نداشته است; و ممكن‏است‏حضرت در حال نماز نافله صدقه به سائل بخشيده است.شان نزول و كيفيت نقل آن نيز بر درستى اين مساله گواهى‏مى‏دهد; زيرا نمازهاى واجب به امامت رسول گرامى اسلام خوانده‏مى‏شد و اين مجال براى سائل پديد نمى‏آمد كه تقاضايش را در حال‏نماز مطرح كند.

سومين پاسخ كه مطلب را بيشتر روشن مى‏كند در مطالعه و مشاهده‏حالات اولياى الهى نهفته است. آنان در سير و سلوك روحى و ميقات‏الهى خويش گاه چنان بى تاب و محو جمال ربوبى مى‏شدند كه از همه‏آنچه در اطرافشان مى‏گذشت غافل بودند.بى خود از شعشه پرتو ذاتم كردند باده از جام تجلى صفاتم دادند برقى از منزل ليلى بدرخشيد سحر وه كه با خرمن مجنون دل افكار چه كرددر حالات حضرت يعقوب پيامبر آمده است: از او پرسيدند: چگونه‏از پيراهن يوسف جايگاهش را تشخيص دادى اما در چاه كنعان او رانديدى؟!

يكى پرسيد زان گم گشته فرزند كه‏اى روشن ضمير پير خردمند ز مصرش بوى پيراهن شنيدى ولى در چاه كنعانش نديدى

در جواب گفت: جذبه‏ها و حالات مختلف است و بر اين اساس، تجليات‏و درخشش‏ها نيز متفاوت.بگفت احوال ما برق جهان است گهى پيدا گهى در زير خاك است.از پيامبر گرامى اسلام نقل شده است كه فرمود: «لى مع‏الله وقت‏لا يسعها ملك مقرب و لا نبى مرسل.»

مرا حالاتى است كه هيچ فرشته مقرب الهى و پيامبر مرسلى به آن‏نرسد.براين اساس، مى‏توان گفت: آن زمان كه تير از پاى مبارك‏على(ع)بيرون آورده مى‏شد و حضرت هيچ التفاتى به آن نداشت، به‏اوج اين پرواز و قله متعالى فناى فى‏الله مربوط است. اما زمانى‏كه به سائل توجه مى‏كند، در حالى است كه اين پرواز و معراج روحى‏در آن اوج نيست.البته دست ما خاكيان از سفر روحانى و درك شيوه و توجه تام‏حضرت به بارى تعالى كوتاه است و آن بزرگواران چنان است كه خودفرمود: «لا يرقى الى الطير» هيچ تيز پروازى بر ستيغ و بلنداى‏دانش و معنويت من دست نمى‏يابد.

مبالغه در قيمت انگشتر

انفاق انگشتر به وسيله امير مومنان(ع)با حقايق تاريخى كه‏در منابع اسلامى فريقين وارد شده است. اثبات مى‏شود. البته دراين ميان پيرايه‏هايى است كه بايد آن را از واقعيت اين رخدادجدا ساخت. از آن جمله مبالغه‏هايى است كه در قيمت انگشتر شده‏است. گروهى بهاى آن را معادل خراج و ماليات شام ذكر كرده‏اند.

اين قيمت‏به دلايل زير نمى‏تواند اساس درستى داشته باشد.

1- مستند اين تخمين ضعيف است و در روايات معتبر و صحيحى كه‏در شان نزول ذكر شده، اثرى از آن ديده نمى‏شود.

2- مطالعه در حالات و زندگى حضرت بيانگر آن است كه حضرت ازاموال نفيس و گرانبها استفاده نمى‏كرد. آنچه در روايات مورداتفاق و معتبر آمده اين است كه «و كان يتختم بها» ; حضرت‏همواره از اين انگشتر استفاده مى‏كرد. بى ترديد اگر انگشتر ازنظر ارزش در سطح بالايى بود، حضرت به صورت مستمر از آن استفاده‏نمى‏كرد آن‏هم با موقعيت طاقت فرساى مسلمين در مدينه. اين سخنان‏در قيمت انگشتر در ملاك ارزش بودن جاذبه‏هاى مادى ريشه دارد.آنچه در اين فضليت، شخصيت امام على(ع)را آشكار مى‏سازد، اخلاص وايثار در راه خداست نه ارزش مادى انگشتر. اين روح عبوديت است‏كه كار نيك را به سوى خدا رهنمون مى‏كند و موجب نزول آيات حق‏مى‏گردد.دراين زمينه، آيات ديگرى نيز مورد استناد امام هادى(ع)قرارگرفته است كه به ضميمه محورهاى چهارگانه ديگر در آينده پى‏خواهيم گرفت. بدان اميد كه همچنان از كوثر «غدير ولايت‏» سيراب‏و شاداب بوده، ولايت علوى روشنى بخش دل و جانمان باشد.

منابع و مآخذ

1ـ آشتياني، سيّد جلال الدين، 1358 هـ.ق، شرح مقدمه قيصري بر فصوص الحكم، دانشگاه مشهد.

2ـ آشتياني، سيّد جلال الدين، 1246 ش، شواهد الربوبيه، مقدمه، دانشگاه مشهد.

3ـ احتشام الدوله، عبدالعلي ميرزا، 1306 هـ.ق، نسخه شماره 1818، حاشيه بر اشارات و تنبيهات، تهران، كتابخانه مركزي مجلس شوراي اسلامي، خطي.

4ـ اقبال آشتياني، عباس، شهريور 1325ش، مجله يادگار، سال اول، شماره اول.

5ـ امام خميني، سيّد روح الله الموسوي، 1373 ش، مصباح الهداية الي الولاية و الخلافة، تهران، انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني قدس سرّه، چاپ دوّم.

6ـ بروجردي، ميرزا محمود بن ملاصالح، مجموعه شماره 5759، كتابخانه ملك، وابسته به آستان قدس رضوي عليه السلام، خطي عكسي.

7ـ بهرامي، محمد علي، 1345 ش، جغرافياي شهرستان شهرضا (قمشه)، شهرضا، ندا.

8ـ بهرامي، قصرچمي، خليل، 1376ـ 1377 ش، بررسي احوال و آثار حكيم متأله آقا محمد رضا قمشه اي (رساله دكتراي)، بلاطبع.

9ـ تهراني، آقا بزرگ، 1404 هـ.ق، نقباء البشر في القرن الرابع عشر، مشهد، دارالمرتضي للنشر، چاپ دوم. (ص32)

10ـ رازي، محمد شريف، 1352 ش، گنجينه دانشمندان، تهران، اسلاميه.

11ـ صدوقي «سها» منوچهر، 1354 ش، رسالة الولاية، آقا محمد رضا صهباي قمشه اي، قزوين، مطبعه نور.

12ـ طباطبايي، سيد علي اكبر، 1311 هـ.ق، نسخه شماره 311 ج الهيات (مجموعه حواشي آقا رضا قمشه اي و ميرزا هاشم اشكوري بر فصوص الحكم)، كتابخانه مركزي دانشگاه تهران.

13ـ قرآن كريم.

14ـ قمشه اي، آقا محمد رضا، رساله در موضوع الخلافة الكبريه. كتابخانه ملك وابسته به آستان قدس رضوي عليه السلام، شماره 2239، خطي.

15ـ قمشه اي، آقا محمد رضا، 1315، رساله الخلافة الكبريه (همراه رساله بين الرأيين ... فارابي، تهران، چاپ سنگي.

16ـ قيصري، داوود، 1357 ش، رسائل قيصري با حواشي عارف قمشه اي، با تصحيح و مقدمه و تعليق سيّد جلال الدين آشتياني، تهران، انتشارات انجمن اسلامي حكمت و فلسفه ايران.

17ـ كريمي، مرزبان، بلاطبع، 1377 ش، مقاله «نگاهي به رساله ولايت و خلافت آقا محمد رضا قمشه اي».

18ـ مدرس گيلاني، مرتضي، تذكرة الحكماء، نسخه اصل.

19ـ مدرس چهاردهي، مرتضي، 1353 ش، تاريخ فلاسفه اسلام، تهران، فروغي.

20ـ مطهري، مرتضي، 1357 ش، خدمات متقابل اسلام و ايران، قم، انتشارات صدرا. (ص33)

غدیر در کشاکش اندیشه ها
+ نویسنده ابراهیم محمودزاده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۲ |
http://graphic.ir/originals/___1/__17/ghadir--asli--_20091207_1709593334.jpg
عید غدیر، عید الله اکبر و عید آل محمد و ارزشمندترین و والاترین عید اسلامى‏است. هیچ روزى در طول سال، فرخنده ‏تر و مبارک‏ تر از این روز مقدس نزد شیعیان اهل‏ بیت نیست. امام صادق سلام الله ‏علیه مى‏فرماید:«ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحى و الجمعه کالقمر بین الکواکب…»؛ روزعید غدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگى ماه در میان ‏ستارگان است. چه تعبیر ظریفى امام دارد که عید غدیر را تشبیه به ماه کرده است و دیگر اعیاد را به ستاره؛ زیرا در این روز بزرگ بود که خداوند اعلام کرد: امروز دین را بر شما تکمیل کردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اکملت‏ لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا»؛ نعمت ‏بزرگ اسلام که از هر نعمتى ارزنده ‏تر و گرانبهاتر است، کامل نمى‏شود و محقق نمى‏گردد جز با ولایت على‏علیه السلام « و ما نودى بشى‏ء مثل ما نودى بالولایه‏».

غدیر در کشاکش اندیشه ها

محتواى غدیر حقیقتى ابدى است ؛اصولاً نگریستن به واقعه غدیر به چشم یک امر تاریخى که قرونى بر آن گذشته است, نگریستن به واقعه غدیر بر خلاف فهم دین است و نیز بر خلاف فهم این واقعه.صورت ماجراى غدیر, یک امر تاریخى است که ۱۴ قرن بر آن گذشته است, اما محتواى آن چه بوده است؟

دعوتهاى اسلام: دعوت به یکتا پرستی, حریت, عدالت, نماز و زکات و جهات و امر به معروف و نهى از منکر نیز ۱۴ قرن گذشته است, اما اینها حقایق زمانى نیستند, حقایق ابدیند. اینها را با واحد (زمان) نمی توان سنجید, با واحد (انسان) و واحد (حیات انسانی) باید سنجید. و به دیگر سخن, اینها حقایق خداییند که تا جاودان دگرگونى نیابند, چنانکه قرآن فرموده است: "ولن تجد لسنة الله تحویلا". محتواى غدیر نیز یکى از همین حقایق خدایى و ابدى است, که تا هر لحظه که فجر بدمد و طلوعى باشد و روزى آید, حقیقت آن ـ از نظر منطقى الهى باید حکم بر زندگى و زندگیها باشد.

اگر بخواهیم در این باره ساده تر سخن بگوییم, باید به کلام دکتر عبدالعزیز الدورى توجه کنیم:تاریخ امت اسلام, یک واحد پیوسته و مربوط به هم است, مانند حلقه هاى یک زنجیر یا بستر یک رود, که پاره اى از آن, زمینه پاره دیگر است. وضع کنونى امت, نتیجه سیر تاریخى گذشته است, و سرآغاز راه گشایى به سوى آینده. بنابراین, در تاریخ ما هیچ انقطاع و گسستگى وجود ندارد و هیچ پدیدهاى در آن, بدون ریشه و زمینه پیشین وجود نمی یابد. پس براى درک وضع کنونى امت (و اینکه چه علتهایى باعث انحطاط امت شد, و چه چیزهایى هم اکنون موجب پیش افتادن مى شود), باید ریشه هاى فرو رفته در گذشته و روش زندگى امت را در خلال قرون و اعصار پیشین درک کنیم. این سخن بدان معنى نیست که باید به عقب بر گردیم, نه, بلکه به این معنى است که باید ذات و هویت امت مسلمان را (با تامل در گذشته, و چگونگى حکومتها وزندگانى ها) بفهمیم و با کنار ریختن پوسته هاى صرفاً تاریخى آن, براى حرکت دادن مسلمانان به پیش, یک جنبش سازنده تدارک بینیم. هر امتى دوره هاى انقلابى داشته است. در تاریخ اسلام نیز دوره هاى متفاوتى وجود یافته است. ممکن است تاثیر یک دوره بسیار دور, در وضع کنونى امت, از یک دوره بسیار نزدیک بیشتر باشد… (۱)

اکنون با توجه به آنچه گفته شد, حتى یک خواننده جوان ـ که شاید خود را فارغ از این بحثها و چند و چونها تصور کند, یا سرى در این سرها نداشته باشد, یا اطلاعاتى در این مقوله به دست نیاورده باشد ـ مى تواند بفهمد که این همه اهتمامى که هم از روزگاران قدیم به مسئله غدیر مى شده است و تاکنون نیز ادامه دارد, از اینجاست. و از اینجاست که پس از پیامبر اکرم, على بارها بدان احتجاج کرده است (۲). و همین گونه شخصیتهاى اسلامى دیگر, مانند بانوى اکرم فاطمه زهرا, امام حسن مجتبی, امام حسین, عبدالله بن جعفر, عمار یاسر, اصبغ بن نباته, قیس بن سعد انصارى, و حتى عمر و بن عاص و عمر بن عبدالعزیز و مامون عباسى .(۳)

و از اینجاست که امام محمد باقر و امام جعفر صادق و امام على بن موسى الرضا, (ع), غدیر را مطرح کرده اند و روز غدیر را عید مى گرفته اند و به مردم یادآورى مى کرده اند که "غدیر" بزرگترین عید اسلام است.

ثقة الاسلام کلینی, در کتاب "کافى" (4) روایت کرده است, به اسناد خویش, از حسن بن راشد که:به امام جعفر صادق گفتم: "فدایت شوم, براى مسلمامانان بجز دو عید (فطر و قربان) عید دیگرى هست؟" فرمود:"آرى اى حسن! عیدى است از این دو برتر وبالاتر". گفتم: "آن عید کدام است؟" فرمود: "روز نصب امیرالمومنین به پیشوایى امت".

نیز فیّاض بن محمد بن عمر طوسی, به سال ۲۵۹, در حالى که به۹۰ سالگى رسیده بوده است, جریان روز غدیرى را شرح داده است که در آن روز, به حضور امام ابوالحسن على بن موسى الرضا(ع) رسیده است. فیاض بن محمد طوسى گوید:

در آن روز غدیر, دیدم که امام رضا, جمعى از دوستان خود را براى صرف غذا نگاه داشته بود. به خانه هاى آنان طعام و هدیه و جامه حتى انگشترى و موزه(کفش) فرستاده بود. سر و وضع دوستان و خدمتگاران خود را تغییر داده بود. در آن روز با وسایل پذیرایى تازه ـ غیر از آنچه در دیگر روزها در خانه امام به کار مى رفت ـ از آنان پذیرایى مى شد, و امام همواره فضیلت و عظمت آن روز را و سابقه دیرینش را در تاریخ اسلام شرح مى داد (۵)

در اینجا که سخن در استدلال و استشهاد به حدیث غدیر است و جریان نصب امیرالمومنین على بن ابیطالب (ع) به امامت و خلافت, به دست خود پیامبر اکرم (ص), و در حضور۱۲۰ تن مسمان, آن هم در میان راه و در دل بیابانى تفتیده و در شرایطى مهم, ممکن است این سوال براى برخى پیش آید که چرا در روز سقیفه که جریان به خلافت رسیدن خلیفه اول, ابوبکر بن ابى قحافه, پیش آمد, خود امام به حدیث غدیر استشهاد نکرد؟

پرسش شیخ سلیم بشرى مصرى (نامه ۱۰۱)

خوب است این پرسش و پاسخ آن را, از زبان دو عالم بزرگ سنى و شیعه بشنویم. این دو عالم, یکى شیخ سلیم بشرى مالکى مصرى شبرخیتى (۱۲۴۸ ـ ۱۳۳۵ ه'.ق) است, از عالمان بزرگ مصر در سده اخیر, که دو بار به ریاست الازهر رسید. (۶) و دیگرى, مصلح علامه سید عبدالحسین شرف الدین موسوى عاملى لبنانى (۱۲۹۰ ـ ۱۳۷۷) از بزرگان علما و مراجع و مصلحین و فقه اى اجتماعى و آزادیخواه شیعه.

محب الدین طبرى از علماى بزرگ اهل سنت نقل مى‏کند که رسول خدا صلوات الله علیه فرمود: «اذا جمع الله الاولین و الاخرین یوم القیامة و نصب الصراط على جسر جهنم، لم ‏یجزها احد الا من کانت له براء ة بولایة على بن ابى طالب‏»؛ در روز قیامت که خداوند تمام مردم را جمع مى‏کند و صراط بر پل دوزخ زده مى‏شود، هیچ کس از آن نمى‏گذرد جز کسى که با ولایت على ابن ابى‏طالب، گذرنامه بى‏زارى و برائت از جهنم را داشته باشد.

ولایت على علیه السلام همان دین حنیف است که فرمود: « فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التى فطر الناس علیها»؛ پس اى پیامبر(همراه با پیروانت) به سوى آیین پاک اسلام روى ‏آور که فطرت الهى‏ است و مردم بر آن مفطور شده‏اندو ولایت على همان طریقه و روش صحیح زندگى است که اگر مردم آن روش را برگزینند، خداوند در روز رستاخیز، از آب گواراى حوض کوثر به دست على علیه السلام ‏سیرابشان مى‏گرداند. « و ان لو استقاموا على الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا»؛ و ولایت همان نعمتى است که حتما از آن سؤال مى‏شود که با آن چگونه رفتار کردید« ثم لتسالن یومئذ عن النعیم‏».

آلوسى، مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر کبیر روح المعانى پس از ذکر آیه شریفه‏« وقفوهم انهم مسئولون‏»؛ و آنان را متوقف کنید و ایست ‏بدهید که مسئولیت دارند و باید پاسخگو باشند، در ذیل تفسیر این آیه، اقوال گوناگونى را نقل مى‏کند و سپس‏ نتیجه مى‏گیرد و مى ‏گوید:« سزاوارترین و صحیح ترین سخن این است که در آن روز از عقاید و اعمال انسان ‏سؤال مى‏شود و از همه مهم‏ تر و عظیم‏تر، قطعا ولایت على کرم الله وجهه است‏».

و در این روز بزرگ که یادآور نصب و تعیین امیرالمؤمنین به دست مبارک رسول‏ اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و به امر پروردگارش است، باید این فطرت الهى ‏را در دل‏ها زنده کرد و پرده ‏هاى ظلمت و جهالت و تارهاى نادانى و غفلت ‏را از دیدگان غافلان برداشت تا بر طریقه حق پایدار گردند و به صراط مستقیم الهى روى‏ آورند و دینشان کامل شود.