
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر و اجعلنی من اعوانه و انصاره سلام كاربر گرامي ** قدمتان گلباران **وخوش اومديدقابل ياداوريست وبلاگي كه در حال مشاهده ومطالعه ان هستيد مفتخر به كسب 4باررتبه برتر وبرگزيده در چهار مسابقه وجشنواره هاي مختلف وبلاگ نويسي شده است ولازم بذكر است كه اين وبلاگ در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري سال اصلاح الگوي مصرف كليه مطالب مربوط به يك فصل را بصورت مقاله درپايان هر مطلب قرارداده تا شما سروران گرامي با دانلود مقالات نهايت صرفه جوئي را در وقت گرانبهايتان را كرده باشيد به اميد ظهور آقا امام زمان***اللهم عجل لوليك الفرج***** ازوقتتان نهايت استفاده را ببريد
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
آرشیو موضوعی
حضرت محمد(ص)
حضرت فاطمه(س)
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام محمدباقر (ع)
امام صادق(ع)
امام موسی کاظم(ع)
امام رضا (ع)
امام جواد (ع)
امام هادی(ع)
امام حسن عسگری(ع)
حضرت مهدی(عج)
رمضان
قدس
اعياداسلامي
حضرت معصومه(س)
شيطان پرستي
كليات حج
لینک ها
خانم سپیده رسولی
دانلود مداحی
گناهکار
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
دانلود همه چی
اکادمیست
کتب رایگان
دانلود
چهارده معصوم
پارسیفا
سایت مذهبی توپ
جشنواره فرهنگي هنري امام ضا
خادمين اهل بيت
موعد دیدار
پیامبر اعظم
سایتهای تفریحی
روزنامه های ایران
پیامبر امید
فرهاد
مذهبي
مذهبي
ذاكرين
سفر کرده
سایتهای مفید
آرشیو پیوندهای روزانه
| ||||||||||||||||
| |||||||||||||
دوشنبه یازدهم دی 1385-18:41 | | ابراهیم محمودزاده | گروه |لینک به نوشته

حضرت علی (ع) می فرماید : خصوصیت انسان مومن این است که چهره ی شاداب و با نشاط دارد و حزن و اندوه او در قلب او پنهان است

آداب لباس پوشيدن پيامبر صلى اللّه عليه و اله
پيامبر صلى اللّه عليه و اله هر چه از انواع جامه در اختيار داشت از رو انداز، ردا، پيراهن ، جبه و يا چيز ديگر مى پوشيد و از جامه سبز خوشش مى آمد و بيشتر جامه هايش سفيد بود و مى فرمود: به زنده هاتان جامه سفيد بپوشانيد و مرده هايتان را در آن كفن كنيد. قباى حاشيه دار مربوط به جنگ و بدون حاشيه مى پوشيد و قباى ديبايى داشت كه مى پوشيد و سبزى آن سفيدى رويش را زيبا مى نمود.(۵۰۲)
تمام جامه هاى پيامبر صلى اللّه عليه و اله روى كعبين (استخوان برآمده پشت پاها) قرار داشت و روپوشش در بالاى آن تا نيمه ساق (۵۰۳) و بند پيراهنش بسته بود، بسا در حال نماز و ديگر اوقات بندها را مى گشود (۵۰۴) و ملافه اى داشت كه با زعفران رنگ آميزى شده و چه بسا تنها با آن ملافه با مردم نماز به جا مى آورد (۵۰۵) و بسا اتفاق مى افتد كه عبا مى پوشيد و بدون چيز ديگرى تنها با همان عبا بود.(۵۰۶) عباى وصله دارى مى پوشيد و مى فرمود: ((من بنده اى هستم و همان را مى پوشم كه بندگان مى پوشند.))(۵۰۷) جز جامه هايى كه غير از جمعه مى پوشيد، دو جامه مخصوص جمعه داشت . (۵۰۸) و چه بسا يك روپوش تنها مى پوشيد و جز آن چيزى در بر نداشت . دو طرف آن را بين شانه هايش مى انداخت (۵۰۹) و چه بسا براى مردم نماز بر جنازه ها را با همان روپوش امامت مى كرد (۵۱۰) و چه بسيار در خانه اش در يك روپوش كه به طور مخالف دو طرف آن را به خود پيچيده بود، نماز مى خواند و همان روپوشى بود كه در آن روز (با همسرش ) در آن همبستر بوده است . (۵۱۱) و چه بسا شب هنگام با روانداز نماز مى خواند در حالى كه بخشى از جامه را به قسمتى از بدنش داشت ، بقيه همان روانداز را روى يكى از زنانش افكنده بود و با آن حال نماز مى خواند. (۵۱۲) پيامبر صلى اللّه عليه و اله عباى سياهى داشت كه آن را به كسى بخشيد، امّ سلمه عرض كرد: پدر و مادرم فدايت ، آن عباى سياه چه شد؟
فرمود: آن را پوشيدم ، ام سلمه گفت : هرگز چيزى را بهتر از سفيدى شما در كنار سياهى آن نديده ام (۵۱۳) و انس مى گويد: چه بسيار ديدم كه پيامبر صلى اللّه عليه و اله نماز ظهر را در عبايى كه از دو طرف به هم گرده زده بود، به جا مى آورد. (۵۱۴) و انگشترى به انگشت مى كرد. (۵۱۵) و چه بسا بيرون مى شد و در انگشترى اش نخى بود كه چيزى را به يادش مى آورد. (۵۱۶) و به وسيله آن زير نامه ها را مهر مى كرد. (۵۱۷) و مى فرمود: مهر كردن نامه بهتر از تهمت است . (۵۱۸) و عرقچينها (كلاه ) را زير عمامه ها و بدون عمامه بر سر مى كرد و چه بسا عرقچين را از سر بر مى داشت و آن را در مقابلش حايل قرار مى داد و بعد به سمت آن نماز مى خواند (۵۱۹) و چه بسا اگر عمامه به سر نداشت دستمالى به سر و پيشانى مى بست . (۵۲۰) پيامبر صلى اللّه عليه و اله عمامه اى داشت به نام سحابه آن را به على عليه السلام بخشيد. بسيارى اوقات كه على عليه السلام با آن عمامه مى آمد، پيامبر صلى اللّه عليه و اله مى فرمود: على با سحاب آمد. (۵۲۱) و هرگاه مى خواست جامه اى را بپوشد از طرف راستش مى پوشيد (۵۲۲) و مى گفت : (( الحمدللّه الذى كسانى ما اوارى به عورتى و اءتجمل به فى الناس )) (۵۲۳) و چون مى خواست آن را از تنش بيرون كند از سمت چپ بيرون مى كرد. (۵۲۴) و هرگاه لباس نوى مى پوشيد، لباس كهنه اش را به مستمندى مى داد و بعد مى فرمود: ((هيچ مسلمانى نيست كه با جامه اش مسلمانى را بپوشاند مگر اين كه تا آن جامه تن پوش است ، در حيات و ممات در كنف ضمانت و نگهدارى خداوند خواهد بود.)) (۵۲۵) پيامبر صلى اللّه عليه و اله فرشى است از پوست ، درونش از ليف خرما بود، طولش دو ذراع يا در اين حدود و پهنايش يك ذراع و يك وجب و يا در اين حدود (۵۲۶) و عبايى داشت كه هر جا مى رفت دولا مى كرد و رويش مى نشست . (۵۲۷)
گاهى روى حصير بدون اين كه چيز ديگرى زيرش باشد، مى خوابيد.(۵۲۸)
از جمله روش پيامبر صلى اللّه عليه و اله اين بود كه براى مركب ، اسلحه و اشيايى كه داشت ، نامى تعيين مى فرمود:
نام پرچمش ، عقاب و نام شمشيرى كه در جنگها همراه داشت ، ذوالفقار و شمشيرى داشت به نام مخذم و شمشير ديگرى به نام رسوب و ديگرى به نام قضيب . قبضه شمشيرى آراسته به نقره بود. (۵۲۹) كمربندى از چرم داشت كه داراى سه حلقه از نقره بود و نام كمانش ، كتوم و نام جعبه اش كافور و اسم شترش قصوا بود كه به آن عضبا مى گفتند و نام استرش دلدل و الاغش يعفور و نام گوسفندى كه شيرش را مى دوشيد عينه بود. ابريقى سفالى داشت كه با آب آن وضو مى ساخت و مى آشاميد، مردم بچه هاى خردسالشان را كه عقل و فهمى داشتند، مى فرستادند و آنها بر رسول خدا صلى اللّه عليه و اله وارد مى شدند و كسى آنها را مانع نمى شد و آنها هر مقدار آب در ابريق مى يافتند، مى نوشيدند و به صورت و بدنشان مى كشيدند و بدان وسيله بركت و تبرك مى جستند.(
سه شنبه پنجم دی 1385-8:12 | | ابراهیم محمودزاده | گروه |لینک به نوشته


بخشى از اخلاق نيكوى پيامبر صلى اللّه عليه و اله
اخلاقياتى كه بعضى از دانشمندان و فقها آنها را گرد آورده اند و از بعضى اخبار آنها را برگزيده اند.
غزالى گويد:
رسول خدا صلى اللّه عليه و اله بردبارترين (۳۶۶)، شجاعترين (۳۶۷)، عادلترين (۳۶۸)، و پاكدامن ترين مردم بوده است . با هيچ زنى كه او را در ملكيت خود نداشت و يا به همسرى خود درنياورده بود و يا از خويشاوندان محرم او نبود، تماس نداشت .(۳۶۹) از همه مردم بخشنده تر بود، هيچ دينار و درهمى شب در نزد او نمى ماند و اگر وجهى زياد مى آمد و كسى را پيدا نمى كرد كه به او بدهد و شب ناگهان مى رسيد به خانه نمى رفت تا آن را به نيازمندش مى رساند (۳۷۰) و از آنچه خدا به او داده بود تنها به مقدار قوت سالانه خود از ساده ترين چيزى كه در دسترس بود از خرما و جو برداشت مى كرد و بقيه آن را در راه خدا مى داد. (۳۷۱) كسى از او چيزى نمى خواست مگر اين كه به او مى داد.(۳۷۲) آنگاه به قوت سالانه خود مى پرداخت و از آن هم ايثار مى كرد، و چه بسا كه خود پيش از پايان سال ، اگر چيزى به او نمى رسيد محتاج مى شد.(۳۷۳) به دست خويش كفشش را وصله مى زد و جامه اش را مى دوخت و در امور خانه به خانواده خود خدمت مى كرد (۳۷۴) و با همسران گوشت خرد مى كرد. (۳۷۵) از همه كس با حياتر بود، به چهره كسى خيره نمى شد (۳۷۶) و دعوت آزاده و برده را مى پذيرفت . (۳۷۷) و هديه را قبول مى كرد اگر چه يك جرعه شير بود و در برابر آن هديه مى داد.
مال صدقه را نمى خورد. (۳۷۸) و در پاسخ دادن به سخن كنيز و فرد تهى دست تكبر نمى ورزيد. (۳۷۹) براى پروردگار خشمگين مى شد، نه براى خود. (۳۸۰) حق را اجرا مى كرد اگر چه به زيان خود يا اصحابش تمام مى شد. (۳۸۱) از طرف گروهى از مشركين پيشنهاد كمك در مقابل گروه ديگرى از مشركين به آن حضرت شد در حالى كه او كم باور بود و حتى به يك فرد نيازمند بود تا بر يارانش بيفزايد اما نپذيرفت و فرمود: ((من از مشرك كمك نمى طلبم .)) (۳۸۲) جنازه يكى از فضلاى اصحاب و نيكانشان كه در بين يهوديان كشته شده بود پيدا شد، بر ايشان از راه ظلم وارد نشد و علاوه بر حق از آنها نخواست و صد شتر ديه پرداخت كرد در حالى كه اصحاب آن حضرت به يك شتر نيازمند بودند تا باعث تقويت آنها شود، (۳۸۳) و از گرسنگى سنگ به شكم مباركش مى بست ،(۳۸۴) هر خوراكى را كه حاضر بود ميل مى كرد، درباره آنچه موجود بود نمى پرسيد و آن را رد نمى كرد و از خوردن غذاى حلال خوددارى نمى فرمود. اگر خرمايى بدون نان به دستش مى رسيد ميل مى كرد و اگر كبابى پيدا مى كرد مى خورد و اگر نان گندم يا جو موجود بود مى خورد و اگر حلوا و يا عسلى بود مى خورد و اگر شير بدون نانى مى يافت به آن اكتفا مى كرد و اگر خربزه تازه اى بود، مى خورد.(۳۸۵) در وقت غذا خوردن تكيه نمى داد و روى سفره نمى نشست بلكه حوله اى زير پاهايش مى انداخت .(۳۸۶)
از نان گندم سه روز متوالى سير نخورد تا به ديدار خدا شتافت و اين اعمال را از باب ايثار و به خاطر كمك به ديگران مى كرد نه به دليل فقر و نه به سبب بخل (۳۸۷). دعوت به مهمانى را قبول مى كرد (۳۸۸) و به عيادت بيماران مى رفت ، و تشييع جنازه مى كرد. (۳۸۹) در بين دشمنانش تنها و بدون پاسدار راه مى رفت ، (۳۹۰) از همه مردم متواضع تر بود و از همه ساكت تر اما نه از راه كبر (۳۹۱) و سخنش رساتر از همه بود بدون كلام زايد (۳۹۲) و خوشروتر از همه مردم بود؛ (۳۹۳) هيچ امرى از امور دنيا او را وحشت زده نمى ساخت . (۳۹۴) هر لباسى كه ممكن بود مى پوشيد؛ گاهى پارچه اى به دور خود مى پيچيد و گاهى برد مخصوص يمنى و گاهى جبه پشمى ، هر پوشيدنى اى را كه از راه مباح در اختيار داشت مى پوشيد. (۳۹۵) انگشترى اش نقره بود، (۳۹۶) كه به انگشت كوچك دست راست و چپش مى كرد.(۳۹۷) بر پشت مركب خود، برده و غير برده را سوار مى كرد. (۳۹۸) بر هر چه ممكنش بود، از قبيل اسب ، شتر، استر شهبا و الاغ ، سوار مى شد و گاهى پياده و با پاى برهنه بدون ردا و عمامه و كلاه راه مى رفت . از بيماران در دورترين نقطه شهر عبادت مى كرد. (۳۹۹) بوى خوش را دوست مى داشت و از بوهاى بد ناراحت مى شد.(۴۰۰) با تهيدستان همنشين و با مستمندان هم خوراك مى شد، (۴۰۱) و صاحبان فضيلت را براى اخلاق خوبشان گرامى مى داشت و با شرافتمندان به نيكوكارى برخورد مى كرد.(۴۰۲) با خويشاوندان صله رحم مى كرد بدون اين كه ديگران را بر ايشان مقدم بدارد. (۴۰۳) بر كسى ستم روا نمى داشت . (۴۰۴) هر كه از او معذرت مى خواست ، عذرش را مى پذيرفت . (۴۰۵) شوخى مى كرد ولى جز سخن حق نمى گفت . (۴۰۶) مى خنديد اما نه با صداى بلند. (۴۰۷) بازى مباح و مجاز را مى ديد و نهى نمى فرمود. (۴۰۸) كسى با صداى بلند با آن حضرت صحبت مى كرد، تحمل مى فرمود.(۴۰۹) يك ماده شتر و گوسفندى داشت كه خود و اعضاى خانواده اش از شير آنها تغذيه مى كردند.(۴۱۰) غلامان و كنيزانى داشت ، از نظر خوراك و پوشاك بر آنها برترى نداشت ، (۴۱۱) جز در كار خدايى و يا كارى كه ناگزير بر صلاح خودش بود، وقت را نمى گذراند.(۴۱۲) به باغهاى اصحابش تشريف مى برد. (۴۱۳)
هيچ مستمندى را به سبب بى چيزى و درماندگى اش تحقير نمى كرد، و هيچ شاهى را به سبب سلطنتش اهميت نمى داد، براى هر دو، در پيشگاه خدا يك نوع دعا مى كرد.(۴۱۴)
خداوند اخلاق خوب و سياست كامل را در آن حضرت با وجود اين كه بى سواد بود جمع كرد، نه مى توانست بنويسد و نه بخواند، در مناطق كوهستانى و بيابانهاى خشك (۴۱۵)، در حال گوسفند چرانى و يتيمى كه نه پدر داشت و نه مادر، بزرگ شد. پس خداوند تمام اخلاق نيك و راه و رسم پسنديده و شرح حال گذشتگان و آيندگان ، و آنچه را كه باعث نجات و رستگارى در آخرت و غبطه در امر خير و موفقيت در دنيا بود و با واجب و ترك امور زايد ارتباط داشت به آن حضرت آموخت ، خداوند ما را به اطلاعت از دستور او و پيروى از رفتار او، موفق بدارد. (( آمين رب العالمين . ))
یکشنبه سوم دی 1385-17:26 | | ابراهیم محمودزاده | گروه |لینک به نوشته

